آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام ازدواج و زناشویی
اشاره
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
ازدواج از مستحباتیست که در شریعت مقدسه اسلام بسیار بر انجام آن تأکید شده و بر ترک آن مذمت شده است.
از حضرت امام محمد باقر عَلَیْهِ السَّلَام روایت شده که حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمودند:
بنیادی در اسلام محبوب تر نزد خداوند از ازدواج نیست و از امام صادق عَلَیْهِ السَّلَام روایت شده فرمودند:
دو رکعت نماز کسی که ازدواج کرده برتر است از هفتاد نمازی که عذب می خواند و از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روایت شده فرمودند:
بیشتر دوزخیان کسانی هستند که ازدواج نکرده اند.
شایسته نیست فقر و ناداری انسان را از ازدواج بازدارد؛ بعد از آن که خداوند متعال در قرآن مجید وعده بی نیازی و وسعت رزق داده است و از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روایت شده فرمودند:
کسی که برای ترس از فقر و تنگدستی ازدواج نکند؛ به خداوند متعال بد گمان است.
مسأله 2389 : به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می شوند و آن بر دو قسم است:
ازدواج دائم و ازدواج موقت. ازدواج دائم آن است که مدت نداشته باشد و زنی را که به این قسم به عقد در می آید زوجه دائمه گویند و ازدواج موقت آن است که در آن مدت زناشویی معین شده باشد خواه آن مدت کوتاه باشد؛ مثلاً یک ساعت یا یک روز، یا طولانی مثلاً یک سال یا بیشتر، ولی باید مدت ازدواج از مقدار متعارف عمر زن و شوهر بیشتر نباشد و الا صحت عقد محل اشکال است؛ زنی را که به این قسم عقد کنند متعه و صیغه گویند.
احکام عقد
مسأله 2390 : در زناشویی چه دائم و چه موقت، باید صیغه خوانده شود و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست. صیغه عقد را می توانند خود زن و مرد بخوانند؛ در صورتی که بتوانند قصد انشاء کنند؛ یا دیگری را وکیل کنند که از طرف آنان بخواند و می شود یک طرف عقد را خودشان بخوانند و برای طرف دیگر وکیل بگیرند.
مسأله 2391 : وکیل در اجراء عقد لازم نیست مرد باشد؛ زن هم می تواند برای خواندن صیغه عقد وکیل شود.
مسأله 2392 : هرگاه زن و مردی به کسی وکالت داده باشند که صیغه عقد آنها را بخواند؛ تا یقین نکنند که وکیل صیغه را خوانده؛ بر یکدیگر حلال نمی شوند. ولی هرگاه وکیل مورد اعتماد باشد و بگوید صیغه را خوانده ام کفایت می کند.
مسأله 2393 : هرگاه زن کسی را وکیل کند که او را مثلاً برای ده روز به عقد مردی درآورد و ابتدای ده روز را معین نکند؛ در صورتی که از گفته زن معلوم شود که به وکیل اختیار کامل داده؛ آن وکیل می تواند هر وقت بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد و اگر معلوم باشد که زن روز یا ساعت معینی را قصد کرده باید صیغه را مطابق قصد او بخواند و اگر معلوم نباشد چگونه وکالت داده از خواندن عقد خود داری کند.
مسأله 2394 : یک نفر می تواند برای خواندن صیغه عقد دائم یا موقت از طرف دو نفر وکیل شود ولی احتیاط آن است که عقد ازدواج را دو نفر بخوانند؛ بلکه زوج بنا بر احتیاط واجب نمی تواند از طرف زن وکیل شود که او را برای خود به طور دائم یا موقت عقد کند.
دستور خواندن عقد دائم
مسأله 2395 : در صورتی که صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند؛ بعد از مذاکره و تعیین مهر و رضایت طرفین، اول زن بگوید:
زَوَّجْتُک نَفْسی عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ، یعنی:
خود را زن تو نمودم به مهری که معین شده. پس از آن مرد بدون فاصله بگوید:
قَبِلْتُ التَّزْویجَ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ، یعنی:
قبول کردم ازدواج را به مهری که معلوم شده. عقد صحیح است و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند بعد از آن که وکلاء طرفین، موکلین و رضایت و مهر را معین کنند؛ چنانچه مثلاً اسم زن فاطمه و اسم مرد احمد باشد؛ وکیل زن بگوید:
زَوَّجْتُ مُوَکلَتی فاطِمَةَ مُوَکلَک اَحْمَدَ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ، یعنی:
زن قرار دادم موکله خودم فاطمه را برای موکل شما احمد به مهری که معین شده. سپس وکیل مرد بلافاصله بگوید:
قَبِلْتُ التَّزْویجَ لِمُوَکلی اَحْمَدَ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومَ، یعنی:
قبول کردم ازدواج را برای موکل خودم احمد به مهر معلوم شده؛ صحیح می باشد.
بهتر آن است؛ بلکه احتیاط آن است لفظی که مرد یا وکیل او می گوید با لفظی که زن یا وکیل او گفته مطابق باشد؛ مثلاً اگر زن یا وکیل او زَوَّجْتُ، گفته؛ مرد یا وکیل او هم قَبِلْتُ التَّزْویجَ، بگوید.
دستور خواندن عقد موقت
مسأله 2396 : هرگاه خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد را بخوانند بعد از آن که مدت و مبلغ مورد توافق را معین کردند؛ چنانچه زن بگوید:
زَوَّجْتُک نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَبْلَغِ الْمَعْلُومِ، بهتر آن است که جای فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ، بگوید:
اِلَی الاَْجَلِ الْمَعْلُومِ و آخر مدت را قصد نماید. بعد مرد بدون فاصله بگوید:
قَبِلْتُ التَّزْویجَ فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ (اِلَی الاَْجَلِ الْمَعْلُومِ) عَلَی الْمَبْلَغِ الْمَعْلُومِ، صحیح است
و اگر دیگری را وکیل کنند؛ اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید:
مَتَّعْتُ مُوَکلَتی مُوَکلَک فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ (اِلَی الاَْجَلِ الْمَعْلُومِ) عَلَی الْمَبْلَغِ الْمَعْلُومِ، سپس بدون فاصله وکیل مرد بگوید:
قَبِلْتُ التمَّْتیعَ لِمُوَکلی عَلَی الْمَبْلَغِ الْمَعْلُومِ (اِلَی الاَْجَلِ الْمَعْلُومِ)، صحیح می باشد.
شرایط عقد ازدواج
مسأله 2397 : عقد ازدواج یازده شرط دارد. گرچه شرط بودن بعضی آنها محل اشکال است ولی چون امر نکاح مهم است و احتیاط در آن حتی المقدور مورد عنایت شریعت مقدسه است؛ بنا بر احتیاط لازم شرایطی که ذکر می شود مراعات گردد:
اول:
چنانچه گذشت باید چه در ازدواج دائم و چه موقت، صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست.
دوم:
بنا بر احتیاط واجب، بلکه خالی از وجه نیست که به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود زن و مرد نتوانند صیغه را به عربی بخوانند؛ چنانچه ممکن باشد احتیاط واجب آن است کسی را که می تواند عربی صحیح بخواند وکیل کنند؛ بلکه اگر آن هم ممکن نباشد احتیاط واجب آن است که به غیر عربی نخوانند و تأخیر بیندازند تا کسی که عربی صحیح می داند بخواند؛ مگر این که با ترک ازدواج در معصیت زنا واقع شوند در این حال می توانند به غیر عربی بخوانند. اما باید لفظی بگویند که معنی زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ، را بفهماند. ولی بعد از آن اگر گرفتن وکیل ممکن باشد احتیاطاً به عربی صحیح هم خوانده شود.
سوم:
زن و مرد یا وکیل آنها که صیغه را می خوانند قصد انشاء داشته باشند یعنی اگر خود زن و مرد صیغه را می خوانند زن به گفتن زَوَّجْتُک نَفْسی … قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به
گفتن قَبِلْتُ التَّزْویجَ لِنَفْسی … زن بودن او را برای خودش قبول نماید و اگر وکیل آنان صیغه را می خوانند به گفتن زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ، قصدشان این باشد که زن و مردی که آنان را وکیل کرده اند زن و شوهر کنند.
چهارم و پنجم:
کسی که صیغه را می خواند عاقل باشد و بنا بر احتیاط لازم بالغ باشد؛ چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد.
ششم:
هرگاه وکیل زن و مرد یا ولی آنها صیغه را می خوانند در عقد، زن و مرد را معین کنند؛ مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند. پس کسی که چند دختر دارد اگر به مردی بگوید:
زَوَّجْتُک اِحْدَی بَناتی … یعنی:
زن تو نمودم یکی از دخترانم را و او بگوید:
قَبِلْتُ … یعنی:
قبول کردم؛ چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده عقد باطل است و همچنین اگر کسی که چند پسر دارد صحیح نیست در حال عقد دختر معین خود را به یکی از پسرها تزویج کند.
وکیل یا ولی پسرها از طرف یکی از آنها قبول کند.
هفتم:
زن و مرد به ازدواج راضی باشند. ولی اگر زن ظاهراً به سختی اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضیست عقد صحیح است.
هشتم:
ایجاب و قبول عرفاً پی در پی باشد؛ یعنی فاصله بین آنها نباشد.
نهم:
صیغه منجزاً خوانده شود؛ معلق بر چیزی نباشد.
پس اگر مثلاً صیغه را مشروط بر آمدن کسی یا چیزی بکند عقد باطل است.
دهم:
بنا بر احتیاط لازم، بلکه خالی از وجه نیست ایجاب صیغه از طرف زن و قبول آن از طرف مرد باشد؛ بلکه اولی و احوط آن است که اول از طرف زن خوانده شود و قبول
آن از طرف مرد باشد.
یازدهم:
زن و مرد بر اهلیت ازدواج از ابتدای خواندن صیغه عقد تا پایان باشند. پس اگر بعد از گفتن زوجت … و قبل از گفتن قبلت دیوانه، یا بیهوش شوند؛ یا به کلی از عقد غافل شوند عقد باطل است.
مسأله 2398 : هرگاه در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنی آن را عوض کند؛ عقد باطل است.
مسأله 2399 : کسی که دستور زبان عربی را نمی داند اگر قرائتش صحیح باشد و معنی هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و قصد انشاء هم داشته باشد و از هر لفظی معنی آن را قصد نماید می تواند عقد را بخواند.
مسأله 2400 : هرگاه زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند و بعد زن و مرد راضی شوند و اجازه دهند؛ عقد صحیح است.
مسأله 2401 : هرگاه زن و مرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضی شوند و اجازه دهند؛ احتیاط واجب آن است که دوباره صیغه عقد را بخوانند.
مسأله 2402 : پدر و جد پدری در صورتی که مفسده نباشد؛ بلکه اگر مصلحت باشد؛ می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است همسر بگیرند و بعد از آن که طفل بالغ شد؛ یا دیوانه عاقل گردید اگر همسری که برای او گرفته اند با رعایت مصلحت او بوده نمی تواند آن را به هم بزند و اگر بدون رعایت مصلحت او بوده؛ گرچه مفسده هم نداشته باشد بنا بر احتیاط واجب دوباره صیغه عقد را بخوانند.
مسأله 2403 : دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است؛ یعنی مصلحت خود را درست تشخیص می دهد؛ اگر بخواهد شوهر کند چنانچه باکره باشد بنا بر احتیاط واجب باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست و در صورتی که باکره بدون اجازه پدر یا جد شوهر کند؛ یا در صورتی که پدر یا جد بدون اذن باکره او را شوهر دهند احتیاط واجب آن است که طرف مقابل اجازه دهد یا این که طلاق داده شود.
مسأله 2404 : هرگاه پدر و جد پدری غایب باشند به طوری که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد لازم نیست از آنان اجازه بگیرد و نیز اگر دختر باکره نباشد؛ در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد لازم نیست. ولی اگر به وسیله پرش و مانند آن از بین رفته بنا بر احتیاط واجب اجازه پدر و جد لازم است.
مسأله 2405 : هرگاه پدر یا جد پدری در موردی که می توانند؛ برای پسر نابالغ خود زن بگیرند پسر باید بعد از بالغ شدن در صورتی که زن قابلیت استمتاع و تمکین داشته باشد خرج او را بدهد بلکه بنا بر احتیاط قبل از بلوغ در صورت قابلیت استمتاع و تمکین زن و قابلیت استمتاع پسر از او باید از مال پسر نفقه زن داده شود.
مسأله 2406 : هرگاه پدر یا جد پدری در موردی که می توانند؛ برای پسر نابالغ خود زن بگیرند چنانچه پسر در موقع عقد مالی نداشته؛ پدر یا جد او باید مهر او را بدهند و همچنین اگر مالی داشته باشد ولی پدر یا جد ضامن مهر شوند و در غیر این دو صورت چنانچه مهر بیش از مهرالمثل نباشد؛ یا آن که مصلحتی اقتضی کند که مهر بیش از مهرالمثل باشد می توانند مهر را از مال پسر بپردازند و الا نمی توانند بیش از مهرالمثل را از مال پسر بپردازند مگر این که پسر بعد از بلوغ آن را قبول کند.
عیب هایی که به واسطه آنها می شود عقد را به هم زد
مسأله 2407 : هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد که زن یکی از این هفت عیبی که ذکر می شود در حال عقد داشته؛ می تواند عقد را به هم بزند:
اول:
دیوانگی، هر چند همیشگی نباشد؛ بلکه هر چند گاهی باشد.
دوم:
بیماری جذام (خوره).
سوم:
بیماری برص (پیسی).
چهارم:
کوری.
پنجم:
شل بودن به طوری که روشن باشد گرچه زمین گیر نباشد.
ششم:
افضا شده باشد؛ یعنی راه بول و حیض او یکی شده باشد و با اختلافی که در معنی افضا شده در صورتی که راه حیض و غائط او یکی شده باشد به هم زدن عقد اشکال دارد. احتیاط لازم آن است که چنانچه بخواهد عقد را به هم بزند طلاق هم بدهد.
هفتم:
گوشت یا استخوان یا غدّه ای در فرج او باشد که مانع نزدیکی شود.
مسأله 2408 : هرگاه زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او در وقت عقد دیوانه بوده؛ یا بعد از عقد دیوانه شده؛ یا بفهمد آلت مردی ندارد؛ یا عنّین است به طوریست که نمی تواند وطی و نزدیکی نماید؛ یا تخم های او کشیده یا کوبیده شده؛ می تواند عقد را به هم بزند. برای شرح این مسأله، بلکه مسأله گذشته در صورتی که لازم باشد به کتاب های مفصل مراجعه شود.
مسأله 2409 : هرگاه مرد یا زن به واسطه یکی از عیب هایی که در دو مسأله پیش گفته شد بخواهد عقد را به هم بزند؛ بدون طلاق از هم جدا شوند.
مسأله 2410 : هرگاه به واسطه آن که مرد عنین است و نمی تواند وطی و نزدیکی کند؛ شوهر باید نصف مهر را بدهد. ولی اگر به واسطه یکی از عیب های دیگری که گفته شد مرد یا زن عقد را به هم بزند؛ چنانچه مرد با زن نزدیکی نکرده باشد چیزی بر او نیست و اگر نزدیکی کرده باید تمام مهر را بدهد.
عده ای از زن ها که ازدواج با آنان حرام است
مسأله 2411 : ازدواج با زن هایی که با انسان محرم هستند حرام است؛ مثل مادر، دختر، نوه، خواهر، دختر خواهر، دختر برادر، عروس (زن پسر)، زن پدر، مادرزن و غیر اینها چنانچه در مسائل آینده اشاره می شود.
مسأله 2412 : هرگاه کسی زنی را برای خود عقد نماید؛ اگر چه با او نزدیکی نکند؛ مادر و مادر مادر آن و مادر پدر او هرچه بالا روند؛ به آن مرد محرم می شوند.
مسأله 2413 : هرگاه زنی را عقد کند و با او نزدیکی نماید؛ دختر و نوه دختری و پسری آن زن هرچه پایین روند؛ چه در وقت عقد باشند یا بعداً به دنیا بیایند؛ به آن مرد محرم هستند.
مسأله 2414 : هرگاه با زنی که برای خود عقد کرده نزدیکی هم نکرده باشد؛ تا وقتی که آن زن در عقد اوست نمی تواند با دختر او ازدواج کند.
مسأله 2415 : عمه و خاله پدر، عمه و خاله پدر پدر، عمه و خاله مادر، عمه و خاله مادر مادر، هرچه بالا روند به انسان محرمند.
مسأله 2416 : پدر و جد شوهر هرچه بالا روند و پسر و نوه پسری و دختری او هرچه پایین آیند؛ چه در موقع عقد باشند یا بعداً به دنیا بیایند؛ به زن او محرم هستند.
مسأله 2417 : هرگاه زنی را برای خود عقد کند؛ خواه در عقد دائم باشد یا موقت، وقتی که زن در عقد اوست نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج کند.
مسأله 2418 : هرگاه زن خود را به ترتیبی که در کتاب طلاق گفته می شود طلاق رجعی دهد؛ تا عده او تمام نشده نمی تواند خواهر او را عقد کند و بنا بر احتیاط واجب در عده متعه با خواهر او ازدواج نکند؛ بلکه در طلاق باین هم که بعداً بیان می شود؛ احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با خواهر او خود داری نماید بلکه تا می تواند اجتناب کند.
مسأله 2419 : انسان نمی تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده، یا برادرزاده او ازدواج کند و اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید و بعداً زن بگوید به آن عقد راضی هستم احتیاط واجب تجدید عقد است.
مسأله 2420 : هرگاه زن بفهمد شوهرش برادرزاده یا خواهرزاده او را عقد کرده و حرفی نزند؛ چنانچه بعداً رضایت ندهد عقد آنان باطل است؛ بلکه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد که باطناً راضی بوده احتیاط واجب آن است که شوهرش از برادرزاده یا خواهرزاده او به طلاق جدا شود؛ مگر آن که صریحاً اذن دهد و عقد را دوباره بخوانند.
مسأله 2421 : هرگاه انسان پیش از آن که با دختر خاله خود ازدواج کند با مادر او زنا کند دیگر نمی تواند با آن دختر ازدواج نماید و همچنین است بنا بر احتیاط واجب نسبت به دختر عمه خود، در صورتی که با عمه خود زنا کرده باشد.
مسأله 2422 : هرگاه با دختر عمه یا دختر خاله خود ازدواج نماید و پیش از آن که با آنان نزدیکی کند با مادرشان زنا نماید احتیاط واجب آن است که از آنان با طلاق جدا شود.
مسأله 2423 : هرگاه با زنی غیر از عمه و خاله خود زنا کرده احتیاط واجب آن است که با دختر و مادر او ازدواج نکند؛ ولی اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند بعد با مادر او زنا کند آن زن بر او حرام نمی شود. ولی اگر پیش از آن که با او نزدیکی کند با مادر یا دختر او زنا کرده احتیاط واجب آن است که به طلاق از آن زن جدا شود.
مسأله 2424 : زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر به طور دائم یا موقت درآید و همچنین مرد مسلمان هم نمی تواند با زن های کافره غیراهل کتاب ازدواج به طور دائم یا موقت کند و بعضی فرقه ها از قبیل خوارج و غلات و نواصب که خود را مسلمان می دانند در حکم کفارند و مرد و زن مسلمان نمی توانند با آنها به طور دائم یا موقت ازدواج نمایند و همچنین بنا بر احتیاط واجب ازدواج دائم با زن های اهل کتاب ننماید ولی ازدواج موقت با زن های اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد.
مسأله 2425 : هرگاه با زنی که در عده طلاق رجعیست زنا کند؛ آن زن بر او حرام می شود و اگر با زنی که در عده ازدواج موقت است؛ یا طلاق باین، یا عده وفات است زنا کند بعداً می تواند او را عقد کند؛ گرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.
معنای طلاق رجعی، طلاق باین، عده ازدواج موقت و عده وفات در احکام طلاق گفته خواهد شد.
مسأله 2426 : هرگاه با زن بی شوهری که در عده نیست زنا کند بعداً می تواند زن را برای خود عقد نماید. ولی احتیاط واجب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعداً او را عقد نماید و همچنین است اگر دیگری بخواهد آن زن را عقد کند و از بعضی اخبار استفاده می شود که عقد بعد از توبه زن باشد.
مسأله 2427 : ازدواج با زنی که مشهور به زناست قبل از توبه بنا بر احتیاط واجب جایز نیست و همچنین ازدواج با مردی که مشهور به زناست قبل از توبه بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.
مسأله 2428 : هرگاه زنی را که در عده دیگری ست برای خود عقد کند چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بداند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است؛ آن زن بر او حرام ابدی می شود اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد.
مسأله 2429 : هرگاه زنی را برای خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عده بوده؛ چنانچه هیچکدام نمی دانسته اند زن در عده است و نمی دانسته اند که عقد کردن زن در عده حرام است؛ یا این که بودن زن را در عده می دانسته اما حرام بودن عقد در عده را نمی دانسته؛ یا به عکس حرام بودن عقد در عده را می دانسته اما بودن آن زن را در عده نمی دانسته است؛ در صورتی که مرد با او نزدیکی کرده باشد آن زن بر او حرام ابدی می شود.
مسأله 2430 : هرگاه انسان بداند زنی شوهر دارد و با او ازدواج کند باید فوراً از او جدا شود و بعداً هم نمی تواند او را به عقد خود درآورد؛ چه با او نزدیکی کرده باشد یا نه و چنانچه نداند که شوهر دارد و با او ازدواج کرده؛ در صورتی که نزدیکی و دخول واقع شده باشد آن زن بر او حرام ابدی می شود و اگر پیش از دخول متوجه شود واجب است فوراً از او جدا شود ولی بعداً می تواند او را برای خود عقد کند.
مسأله 2431 : زن شوهردار اگر زنا بدهد بر مردی که با او زنا کرده حرام ابدی می شود ولی بر شوهر خود حرام نمی شود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد بهتر است که شوهر او را طلاق دهد و اگر آن زن مشهور به دادن زنا بشود احتیاط لازم آن است که شوهر، او را طلاق دهد و تا توبه نکند او را نگیرد.
به هر حال مهریه زن با زنا دادن ساقط نمی شود و در صورتی که زن را طلاق داد؛ اگر با زنش نزدیکی کرده تمام مهر و اگر نزدیکی نکرده نصف مهر را باید بدهد.
مسأله 2432 : زنی را که طلاق داده اند و زنی که صیغه بوده و شوهرش مدت او را بخشیده یا مدتش تمام شده؛ چنانچه بعد از مدتی شوهر کند و بعد شک کند که موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده یا نه، در صورتی که احتمال بدهد که در حال عقد توجه داشته که عقد در عده درست نیست به شک خود اعتنا نکند.
مسأله 2433 : مادر، مادربزرگ، خواهر، دختر و نوه پسری کسی که لواط داده بر لواط کننده حرام ابدی است؛ اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند. ولی اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمی شود. اما مادر و مادربزرگ لواط کننده و خواهر و دختر و نوه او بر لواط دهنده حرام نیست.
مسأله 2434 : هرگاه با مادر یا خواهر یا دختر کسی ازدواج نماید و بعد از ازدواج، با آن کس لواط کند؛ بنا بر احتیاط آنها بر او حرام می شوند.
مسأله 2435 : هرگاه کسی در حال احرام، که یکی از کارهای حج و عمره است؛ با زنی ازدواج کند عقد او باطل است و چنانچه می دانسته که زن گرفتن در حال احرام بر او حرام است؛ آن زن بر او حرام ابدی می شود. ولی اگر نمی دانسته؛ عقد او باطل است ولی حرام ابدی نمی شود.
مسأله 2436 : هرگاه زنی که در حال احرام است با مردی که در حال احرام نیست ازدواج کند عقد او باطل است و اگر زن می دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است؛ احتیاط واجب آن است که بعداً با آن مرد ازدواج نکند.
مسأله 2437 : هرگاه مرد طواف نساء را که یکی از کارهاییست که بعد از حج و عمره مفرده باید به جا آورد انجام ندهد؛ زنش و زن های دیگر که به واسطه مُحرِم شدن بر او حرام شده بودند حلال نمی شوند تا طواف نساء را انجام دهد و نیز اگر زن طواف نساء نکند شوهرش، بلکه مرد بر او حلال نمی شود تا طواف نساء را به جا آورد.
مسأله 2438 : دختر بالغی را که برای خود عقد کرده جایز نیست قبل از آن که نه سالش تمام شود با او نزدیکی کند و اگر نزدیکی کرد چنانچه او را افضا نماید؛ گرچه از زنیت او خارج نمی شود ولی تا آخر عمر نمی تواند با او نزدیکی کند و اما اگر افضا نشده بعد از بالغ شدن نزدیکی با او جایز است؛ گرچه احتیاط بر ترک است.
معنای افضا در مسأله (2407) گذشت.
مسأله 2439 : زنی که شوهرش او را سه مرتبه طلاق داده؛ بر شوهرش حرام می شود. ولی اگر با شرایطی که در کتاب طلاق گفته می شود با مرد دیگری ازدواج کند؛ بعد از مرگ، یا طلاق شوهر دوم و گذشتن مقدار عده او، شوهر اول می تواند دوباره او را برای خود عقد نماید.
احکام عقد دائم
مسأله 2440 : زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود و بنا بر احتیاط برای کارهای جزیی نیز از خانه بیرون نرود هر چند با حق شوهر مناقات نداشته باشد و باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند و اگر در اینها از شوهر اطاعت کند تهیه غذا، لباس، منزل و لوازم دیگری که در کتب مفصله ذکر شده بر شوهرش واجب است و اگر تهیه نکند چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد؛ مدیون زن است.
مسأله 2441 : هرگاه زن کارهایی را که در مسأله گذشته گفته شد انجام ندهد گناهکار است و حق غذا، لباس، منزل و سایر لوازم دیگر را ندارد؛ هر چند نزد او بماند و به مشهور نسبت داده شده اگر در بعضی اوقات به وظایف خود عمل نکند بازهم حق غذا و مانند آن را ندارد. ولی این حکم مادامی که زن نزد شوهر خود باشد محل اشکال است.
به هر صورت مهر او بدون اشکال از بین نمی رود.
مسأله 2442 : مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند ولی شایسته است زن، خود به جا آورد؛ بداند پاداش و اجر دارد.
مسأله 2443 : مخارج سفر غیرضروری و غیرمتعارف اگر بیشتر از مخارج محل سکونت باشد با شوهر نیست. ولی اگر شوهر مایل باشد که زن را به سفر ببرد؛ باید خرج او را بدهد و در صورتی که مخارج ضروری و متعارف باشد؛ چنانچه زن مریض باشد و ناگزیر بر سفر و معالجه در خارج محل سکونت باشد هزینه سفر و مداوا به عهده شوهر است؛ اگر چه بیشتر از هزینه او در محل سکونت باشد.
ولی اگر سفر زن برای انجام واجبی که بر عهده او است؛ مثلاً چنانچه مستطیع باشد یا نذر کرده که حج مستحبی را با اجازه شوهر به جا آورد و شوهر اجازه داده باشد؛ هزینه او به عهده شوهر نیست. چنانچه هزینه کفارات و مانند آنها که بر زن واجب می شود بر عهده شوهر نیست.
مسأله 2444 : زنی که از شوهرش اطاعت می کند و شوهر خرج او را نمی دهد؛ می تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاکم شرع مراجعه نماید و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه به هیچ وجه ممکن نباشد؛ می تواند در هر روز به اندازه خرج آن روز بدون اجازه شوهر از مال او بر دارد. ولی احتیاط آن است که با اجازه حاکم شرع باشد و اگر ممکن نیست چنانچه ناچار باشد که معاش خود را تهیه کند اگر نمی تواند با اطاعت شوهر تهیه معاش کند در موقعی که مشغول تهیه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نیست و احتیاط واجب آن است که با اجازه حاکم شرع باشد.
مسأله 2445 : مرد حق ندارد زن دائمی خود را به طوری ترک کند که نه مثل زن شوهردار باشد؛ نه مثل زن بی شوهر. ولی واجب نیست هر چهار شب یک شب نزد او بماند؛ گرچه اولی و احوط است؛ ولی اگر مرد همسرهای متعددی داشته باشد؛ در صورتی که شبی نزد یکی از آنها بخوابد باید یک شب هم نزد دیگری بخوابد؛ ولی نزدیکی کردن لازم نیست.
مسأله 2446 : شوهر نمی تواند بیش از چهار ماه نزدیکی با زن جوان خود را ترک کند؛ مگر این که زن راضی به ترک آن باشد؛ یا این که نزدیکی برای شوهر ضرر یا مشقت زیاد داشته باشد؛ یا این که در ضمن عقد ازدواج ترک آن را بر زن شرط کرده باشد و بنا بر احتیاط این حکم در غیرزن جوان هم جاری است.
مسأله 2447 : هرگاه در عقد دائم مهر را معین نکند عقد صحیح است و چنانچه مرد با زن نزدیکی کند باید مهر او را مطابق مهر زنانی که مثل او هستند بدهد. ولی اگر در عقد موقت مهر را معین نکند عقد باطل است.
مسأله 2448 : هرگاه موقع خواندن عقد دائم برای دادن مهر مدتی معین نکرده باشد؛ زن می تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکی کردن شوهر جلوگیری کند؛ چه شوهر توانایی دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد.
ولی اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیکی راضی شود و شوهر با او نزدیکی کند دیگر نمی تواند بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن شوهر جلوگیری نماید.
احکام عقد موقت (متعه)
مسأله 2449 : ازدواج موقت اگر چه برای لذت بردن هم نباشد بلکه به قصد محرم شدن باشد صحیح است؛ ولی باید حقیقةً قصد زناشویی موقت را داشته باشند و به همین قصد عقد را جاری کنند بنا بر این دختری را که به ازدواج موقت در می آورند بنا بر احتیاط باید در حدی باشد که قابل لذت جنسی باشد؛ مثلاً اگر دختر کوچک است وقت را به اندازه ای زیاد کنند که دوران آمادگی دختر را شامل شود هر چند بعد از اجراء عقد مدت را ببخشد.
مسأله 2450 : احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر خود در ازدواج موقت را ترک نکند مگر در مواردی که در مسأله (2446) ذکر شد.
مسأله 2451 : زن می تواند در ازدواج موقت شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند؛ عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط می تواند لذت های دیگر از او ببرد. ولی اگر بعداً به این امر راضی شود شوهر می تواند با او نزدیکی کند.
مسأله 2452 : زن در ازدواج موقت حق خرجی ندارد هر چند باردار شود.
مسأله 2453 : زن در ازدواج موقت حق همخوابی ندارد و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد مگر این که ارث بردن را از یک طرف، یا از هر دو طرف در عقد شرط کرده باشند در این صورت طبق شرطی که کرده اند ارث می برند و احتیاط آن است که با سایر ورثه مصالحه کنند.
مسأله 2454 : زنی که به ازدواج موقت درآمده اگر نداند که حق خرجی و همخوابی ندارد؛ عقد او صحیح است و برای آن که نمی دانسته حقی به شوهر پیدا نمی کند.
مسأله 2455 : زنی که به ازدواج موقت درآمده می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود یا کاری در بیرون خانه برای خود انتخاب کند؛ ولی اگر به بیرون رفتن حق شوهر از بین می رود جایز نیست.
مسأله 2456 : هرگاه زنی مردی را وکیل کرده که به مدت و مبلغ معین او را برای خود به ازدواج موقت درآورد؛ چنانچه مرد او را به عقد دائم خود درآورد؛ یا به غیر از مدت یا مبلغی که معین شده او را به عقد خود درآورد وقتی که آن زن فهمید؛ اگر بگوید راضی هستم عقد صحیح است؛ وگرنه باطل است.
مسأله 2457 : پدر یا جد پدری می توانند برای محرم شدن؛ زنی را به عقد موقت پسر نابالغ خود درآورند به شرط این که بنا بر احتیاط واجب عقد برای آن پسر فایده ای داشته باشد؛ مثلاً زن پولی به پسر نابالغ تملیک کند و نیز بنا بر احتیاط مدت عقد به اندازه ای باشد که پسر به حد بهره گیری جنسی برسد و در صورتی که زن بخواهد از او جدا شود ولی بچه پول یا چیزی که برای بچه فایده داشته باشد بگیرد و مدت را ببخشد و نیز می تواند دختر نابالغ خود را برای محرم شدن به عقد موقت کسی درآورند؛ در صورتی که عقد برای دختر بچه فایده داشته باشد و بنا بر احتیاط مدت عقد به اندازه ای باشد که دختر قابل لذت جنسی باشد هر چند بعد از عقد مدت را ببخشد.
مسأله 2458 : هرگاه پدر یا جد پدری دختر بچه خود را که در محل دیگر است و نمی داند زنده است یا مرده برای محرم شدن به عقد موقت کسی درآورد؛ در صورتی که مدت ازدواج به حدی باشد که قابل بهره گیری جنسی باشد بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل می شود و چنانچه بعداً معلوم شود که موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و کسانی که به واسطه عقد ظاهراً محرم شده بودند نامحرمند.
مسأله 2459 : مرد می تواند مدت ازدواج موقت را ببخشد؛ در این صورت چنانچه با آن زن نزدیکی کرده باید تمام چیزی را که قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد و احتیاط آن است که تمام آن را بدهد.
مسأله 2460 : مرد می تواند زنی را که در ازدواج موقت او است؛ یا مدتش تمام شده؛ یا مدتش را بخشیده و هنوز در عده است به عقد دائمی، یا به عقد موقت خود درآورد. ولی باید در موردی که در مدت ازدواج موقت است ابتدا مدت را ببخشد سپس او را عقد کند.
احکام نگاه کردن
مسأله 2461 : نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم و همچنین نگاه کردن به موی او چه با قصد لذت باشد چه بدون آن، چه با ترس به این که در حرام بیفتد یا نه، حرام است؛ بلکه نگاه کردن به صورت و دست آنان اگر به قصد لذت یا ترس از این که در حرام بیفتد باشد؛ حرام است؛ ولی نگاه کردن به صورت و دست آنان تا مچ بدون قصد لذت یا ترس از این که در حرام بیفتد؛ حرام نیست گرچه احتیاط مستحب آن است که اجتناب کند و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم به تفصیلی که در نگاه کردن مرد به زن گفته شد حرام است مگر به جاهایی از بدن مرد که عادتاً التزام به پوشیدنش نبوده؛ مانند سر، صورت، دستها و ساق پاها، در صورتی که بدون قصد لذت و ترس از واقع شدن در حرام باشد؛ حرام نیست.
مسأله 2462 : بدن و موی دختری که نه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می فهمد بنا بر احتیاط حکم بدن و موی زن را دارد؛ فقط نگاه کردن به صورت و دسته ای او تا مچ بدون لذت و ترس از این که در حرام نیفتد؛ جایز است و همچنین بنا بر احتیاط پسری که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد حکم مرد را دارد فقط نگاه کردن به جاهایی که عادتاً التزام به پوشیدنش نبوده به نحوی که در مسأله گذشته بیان شد جایز است.
مسأله 2463 : دست زدن مرد به بدن زن نامحرم، یا دست زدن زن به بدن مرد نامحرم حرام است و فرقی بین صورت و دستها و سایر بدن آنان نیست.
مسأله 2464 : نگاه کردن به صورت و دسته ای زن کافر گرچه از یهود و نصاری نباشد و جاهایی از بدن آنها که در سابق عادت به پوشاندنش نبوده؛ مانند مقداری از ساق پاها و موی سر و مانند اینها، بدون قصد لذت در صورتی که نترسد به حرام بیفتد اشکال ندارد و احتیاط آن است که به غیر صورت و دسته ای آنان نگاه نکند.
مسأله 2465 : زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند؛ ولی پوشاندن صورت و دستها از مچ به پایین در صورتی که مورد نظر لذت مرد و ترس از واقع شدن او در حرام نباشد واجب نیست؛ گرچه شایسته است و بنا بر احتیاط واجب این حکم در مورد پسری که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد به حدی که احتمال داده شود که به قصد لذت نگاه می کند جاری است.
مسأله 2466 : احتیاط واجب آن است که مرد بدن خود را غیر از جاهایی که عادتاً التزام به پوشیدنش نبوده؛ مانند سر، صورت، دستها و ساق پاها از زن نامحرم بپوشاند و در صورتی که در معرض نظر لذتی زن و ترس از واقع شدن او در حرام باشد لازم است خود را بپوشاند و همچنین بنا بر احتیاط مرد بدن خود را از دختر نامحرمی که نه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می فهمد بپوشاند. همچنین زن بدن خود را از پسر بچه نامحرمی که به تکلیف نرسیده ولی خوب و بد را می فهمد بپوشاند.
مسأله 2467 : زن و مرد گرچه محرم باشند حرام است به عورتین دیگری نگاه کنند گرچه از پشت شیشه یا در آینه یا آب و مانند اینها باشد و این حکم بنا بر احتیاط نسبت به عورتین بچه ممیزی که خوب و بد را می فهمد جاری است؛ ولی زن و شوهر می توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
مسأله 2468 : مرد نباید با قصد لذت شهوانی به بدن مرد دیگر نگاه کند و زن هم نباید به بدن زن دیگر با قصد شهوانی نگاه کند.
مسأله 2469 : لذت بردن پدر و مادر از دیدن فرزند که غیر از لذت شهوانی باشد اشکال ندارد.
مسأله 2470 : مرد و زنی که با یکدیگر محرمند اگر قصد لذت شهوانی نداشته باشند می توانند به بدن یکدیگر غیر از عورتین، به آن مقداری که در میان محارم معمول است نگاه کنند و در غیر آن احتیاط آن است که نگاه نکنند.
مسأله 2471 : عکس و فیلم برداشتن مرد و زن نامحرم از یکدیگر حرام نیست مگر این که ناچار شوند که دست به بدن یکدیگر بزنند؛ یا به جاهایی از بدن یکدیگر که نگاه کردن به آنها حرام است نگاه کنند.
مسأله 2472 : شایسته نیست نگاه کردن به عکس و فیلم جاهایی از بدن زن نامحرم که نگاه کردن به آنها حرام است؛ در صورتی که آن زن مقید به حجاب شرعی باشد مخصوصاً در صورتی که او را بشناسد. ولی در صورتی که نگاه کردن در معرض هتک و فساد و تحریک شهوانی باشد جایز نیست.
مسأله 2473 : هرگاه در حال ناچاری زن بخواهد زن دیگر، یا مردی غیر از شوهر خود را تنقیه کند؛ یا عورت او را آب بکشد باید دستکش یا مانند آن در دست کند که دست او به عورت نرسد و همچنین است اگر مرد بخواهد در حال ناچاری مرد دیگر، یا زنی غیر از زن خود را تنقیه کند؛ یا عورت او را آب بکشد.
مسأله 2474 : هرگاه پرستار یا طبیب مرد یا زن برای معالجه نامحرم ناچار باشد که بدن او را نگاه کند و دست به بدن او بزند چنانچه ناچاری نسبت به اصل معالجه باشد اشکال ندارد. ولی اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند نباید او را نگاه کند؛ ولی اگر ضرورت به اصل معالجه نباشد؛ ولکن چون بنا بر معالجه می شود اضطرار به معالجه نامحرم پیدا می شود نگاه کردن و دست زدن به بدن او جایز نیست؛ بلکه معرض قرار دادن انسان خود را برای نگاه کردن و دست زدن نامحرم جایز نیست.
مسأله 2475 : هرگاه انسان برای معالجه کسی ناچار شود که به عورت او نگاه کند چنانچه ناچاری نسبت به اصل معالجه باشد بنا بر احتیاط واجب باید آینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند؛ ولی اگر چاره ای جز نگاه کردن به عورت نباشد اشکال ندارد. ولکن اگر ضرورت به اصل معالجه نباشد ولکن چون بنا بر معالجه می شود اضطرار به معالجه نامحرم پیدا می شود نگاه کردن و دست زدن به بدن او جایز نیست.
مسائل متفرقه زناشویی
مسأله 2476 : مردی که به واسطه نداشتن زن به حرام می افتد و زنی که به واسطه نداشتن شوهر به حرام می افتد لازم است ازدواج کنند.
مسأله 2477 : هرگاه شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که بکارتش از راه نزدیکی از بین رفته است می تواند عقد را به هم بزند ولی در صورتی که احتمال داده شود بکارتش به نحو دیگری مثل پریدن و مانند آن از بین رفته باشد؛ مخصوصاً در موردی که این احتمال بعد از عقد باشد؛ معلوم نیست شوهر بتواند عقد را به هم بزند. می تواند تفاوت بین مهر باکره و غیرباکره را از مهر او کم کند.
مسأله 2478 : بودن مرد و زن نامحرم در محل خلوتی که کسی در آنجا نیست؛ در صورتی که احتمال فساد برود حرام است؛ هر چند طوری باشد که کس دیگر بتواند وارد شود و نمازشان هم در آنجا صحیح نیست بلکه بنا بر احتیاط جریان این حکم است در آن محل خلوت هر چند احتمال افتادن به حرام نباشد و دیگری هم بتواند داخل شود؛ در صورتی که طوری باشد در عرف مردم خلوت با اجنبی گفته شود. ولی اگر به نحوی باشد که در عرف مردم خلوت با اجنبیه گفته نشود؛ یا این که بچه ای که خوب و بد را می فهمد در آنجا باشد اشکال ندارد.
مسأله 2479 : هرگاه مرد مهر زن را در عقد معین کند و هنگام عقد با قصد جدی صیغه عقد را جاری کرده باشد ولی قصدش این باشد که آن را ندهد عقد صحیح است و باید مهر را بدهد. ولی اگر در حال خواندن صیغه عقد قصد جدی نداشته بلکه قصدش بوده که مهر را ندهد چون رضای زن به دادن مهر است صحت عقد خالی از اشکال نیست.
مسأله 2480 : مسلمانی که منکر خدا یا پیغمبر یا معاد بشود؛ یا انکار حکم ضروری دین بکند؛ یعنی حکمی را که مسلمانان جزء دین اسلام می دانند مثل واجب بودن نماز و روزه، در صورتی که بداند آن حکم ضروری دین است و انکار آن حکم به انکار خدا یا پیغمبر برگردد؛ مرتد است.
بعضی از فرقه های مسلمانی که محکوم به کفرند مانند نواصب و خوارج و غلات، احکامی که در مسائل آینده ذکر می شود بر آنها مترتب است.
مسأله 2481 : هرگاه زن پیش از آن که شوهرش با او نزدیکی کند به طوری که در مسأله پیش گفته شد مرتد شود؛ عقد او باطل می گردد و همچنین است اگر بعد از نزدیکی مرتد شود ولی یائسه باشد.
اما اگر زن در بین زن هایی باشد که حیض می بینند باید به دستوری که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگه دارد. پس اگر در بین عده مسلمان شود عقد او به حال خود باقی می ماند و اگر تا آخر عده به حال ارتداد بماند عقد باطل است.
مسأله 2482 : کسی که پدر و مادرش یا یکی از این دو هنگام بسته شدن نطفه او مسلمان بوده اند چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام کند اگر مرتد شود زنش بر او حرام می شود و باید به مقداری که در احکام طلاق گفته می شود عده وفات نگه دارد.
مسأله 2483 : مردی که از پدر و مادر غیرمسلمان به دنیا آمده و مسلمان شده اگر پیش از نزدیکی با عیالش مرتد شود یا زنش یائسه باشد عقد او باطل می گردد و اگر بعد از نزدیکی مرتد شود و زن او در سن زن هایی باشد که حیض می بینند باید آن زن به مقدار عده طلاق که در احکام طلاق گفته می شود عده نگه
1 - یعنی اگر زن سیده باشد شصت سال، ولی بین پنجاه و شصت سال احتیاط شود و اگر سیده نباشد پنجاه سال او تمام شده باشد.
2 - به این شخص در اصطلاح مرتد فطری گفته می شود.
3 - به این شخص در اصطلاح مرتد ملی گفته می شود.
دارد. پس اگر پیش از تمام شدن عده شوهر او مسلمان شود عقد باقیست و احتیاط آن است که عقد را تجدید کند و گرنه عقد باطل است.
مسأله 2484 : هرگاه زن در عقد ازدواج با مرد شرط کند که او را از شهری بیرون نبرد و مرد هم قبول کند نباید زن را از آن شهر بدون رضایت او بیرون ببرد.
مسأله 2485 : هرگاه زن انسان از شوهر دیگرش دختری داشته باشد انسان می تواند آن دختر را برای پسر خود که از آن زن نیست عقد کند و نیز اگر دختری را برای پسر خود عقد کند می تواند با مادر آن دختر ازدواج کند.
مسأله 2486 : هرگاه زنی از زنا آبستن شود جایز نیست بچه اش را سقط کند.
مسأله 2487 : هرگاه کسی با زنی که شوهر ندارد و در عده کسی هم نیست زنا کند چنانچه بعد او را عقد کند و بچه ای از آنان پیدا شود در صورتی که ندانند بچه از نطفه حلال است یا حرام، آن بچه حلال زاده است.
مسأله 2488 : هرگاه مرد نداند زن در عده است؛ حتی از نظر استصحاب، یا نداند که عقد در عده حرام است و با او ازدواج کند؛ چنانچه زن هم نداند و بچه ای از آنان به دنیا آید حلال زاده است و شرعاً فرزند هر دو می باشد.
ولی اگر زن می دانسته که در عده است و می دانسته که عقد در عده حرام است شرعاً بچه فرزند پدر است و از او ارث می برد ولی فرزند شرعی مادر نیست و از او ارث نمی برد؛ گرچه ظاهراً ازدواج بین مادر و آن فرزند حرام و محرم هستند و می توانند به یکدیگر نگاه کنند و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به یکدیگر حرام ابدی می باشند.
مسأله 2489 : هرگاه زن بگوید یائسه ام حرف او قبول نیست مگر این که از حرف او اطمینان پیدا شود. ولی اگر بگوید شوهر ندارم؛ یا بگوید در عده نیستم حرف او قبول می شود؛ بلکه در صورتی که گفته او به این که شوهر ندارم؛ یا در عده نیستم؛ با یائسه بودن ملازمه داشته باشد بعید نیست گفته او به این که یائسه ام پذیرفته شود.
مسأله 2490 : هرگاه بعد از آن که انسان با زنی ازدواج کرد کسی بگوید آن زن شوهر داشته و زن بگوید نداشتم؛ چنانچه شرعاً ثابت نشود که زن شوهر داشته باید حرف زن را قبول کرد ولی اگر آن کس مورد وثوق باشد بنا بر احتیاط واجب مرد با طلاق از آن زن جدا شود.
مسأله 2491 : مشهور فرموده اند و مطابق با احتیاط است؛ نوزاد پسر تا دو سال و نوزاد دختر تا هفت سال حق مادر است که از او حضانت و نگهداری کند؛ پدر نمی تواند او را از مادرش جدا کند در صورتی که مادر عاقل و مسلمان و آزاده باشد و به دیگری شوهر نکند؛ وگرنه پدر مقدم است؛ ولی اگر پدر مرده باشد مادر هر چند شوهر کرده باشد بر جد و دیگران مقدم است.
مسأله 2492 : مستحب است در شوهر دادن دختری که به حد تکلیف و رشد رسیده شتاب داشته باشند. از امام صادق عَلَیْهِ السَّلَام روایت شده فرمودند:
یکی از سعادت های مرد آن است که دخترش در خانه او حیض نبیند و شایسته است دیانت و اخلاق خواستگار مورد رضایت باشد؛ در صورتی که می تواند زندگی را اداره کند سخت گیری از جهت حسب و نسب و سایر امور نشود و از پیغمبر
1 - معنای یائسه در پاورقی مسأله (2481) گفته شد.
اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روایت شده هرگاه خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود؛ دختر را به ازدواج او درآورید گرچه از لحاظ نسب پایین باشد؛ اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به پا خواهد شد صدق رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم.
مسأله 2493 : هرگاه زن مهر خود را به شوهر خود صلح کند که زن دیگر نگیرد و شوهر هم قبول کند احتیاط واجب آن است که زن مهر نگیرد و شوهر هم با زن دیگر ازدواج نکند.
مسأله 2494 : کسی که از زنا به دنیا آمده اگر زن بگیرد و فرزندی پیدا کند آن فرزند حلال زاده است ولی ممکن است با دیگران در بعضی از رفتارها تفاوت داشته باشد.
مسأله 2495 : هرگاه مرد روزه دار در روز ماه رمضان، یا در حال حیض زن خود با او نزدیکی کند معصیت کرده. ولی اگر فرزندی از آنان به دنیا آید حلال زاده است و از آنان ارث می برد.
مسأله 2496 : زنی که یقین دارد شوهرش در سفر یا در جبهه جنگ یا به جهت دیگری مرده است باید عده وفات بگیرد؛ مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد و بعد از آن می تواند شوهر کند؛ در صورتی که شوهر کرد اگر شوهر اول برگردد باید از شوهر دوم جدا شود و شوهر اول بر او حلال است؛ ولی اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد زن باید عده نگه دارد و شوهر دوم باید مهر او را بدهد و اگر مهری که برای او تعیین کرده بود با مهری که برای زن هایی که مثل او هستند تفاوت داشته باشد بنا بر احتیاط در مقدار تفاوت بین آنها با هم مصالحه کنند ولی زن خرج عده را طلبکار نیست و شوهر دوم حرام ابدی می شود.
