آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
واجبات نماز
اشاره
واجبات نماز یازده چیز است:
اول:
نیت.
دوم:
قیام، یعنی ایستادن.
سوم:
تکبیرة الاحرام، یعنی گفتن: اَللهُ اَکبَرُ در اول نماز.
چهارم:
رکوع.
پنجم:
سجود.
ششم:
قرائت.
هفتم:
ذکر.
هشتم:
تشهد.
نهم:
سلام.
دهم:
ترتیب.
یازدهم:
موالات، یعنی پی در پی بودن اجزاء نماز.
ارکان نماز
اشاره
مسأله 951 : بعضی از واجبات نماز رکن است؛ یعنی اگر انسان آن را به جا نیاورد؛ یا در نماز اضافه کند؛ عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل می شود. ولی در بعضی واجبات رکنی که ذکر می شود زیادی در آن تصور نمی شود؛ چنانچه اگر نیت را داعی بر عمل بدانیم؛ نه گذراندن از قلب و چنانچه زیادی قیام رکنی، به تنهایی بدون زیادی رکوع و تکبیرة الاحرام ممکن نیست و چنانچه خواهد آمد باطل شدن نماز به زیاد شدن تکبیرة الاحرام اشتباهاً، محل اشکال است و بعضی دیگر رکن نیست؛ یعنی اگر عمداً کم یا زیاد شود باطل می شود و چنانچه اشتباهاً کم یا زیاد گردد نماز باطل نمی شود. ولی تصویر زیادی عمدی در ترتیب و موالات ممکن نیست و در بعضی موارد؛ چنانچه می آید؛ اخلال به ترتیب و موالات اشتباهاً نماز را باطل می کند.
ارکان نماز پنج چیز است:
اول:
نیت.
دوم:
تکبیرة الاحرام.
سوم:
قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، یعنی ایستادن پیش از رکوع.
چهارم:
رکوع.
پنجم:
دو سجده در صورتی که از یک رکعت نماز باشد و اگر از دو رکعت باشد زیاد شدن یا کم شدنشان اشتباهاً نماز را باطل نمی کند
نیت
مسأله 952 : انسان باید نماز را به نیت قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند؛ یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله، بلکه در نماز احتیاط نباید به زبان بگوید بلکه همین که توجه داشته باشد اگر از او سؤال شود:
چه می کنی؟
بگوید:
برای خدا نماز می خوانم؛ کفایت می کند.
مسأله 953 : اگر در نماز ظهر، یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز می خوانم و معین نکند ظهر است یا عصر، نمازش درست نیست. ولی اگر اجمالا نیت داشته باشد؛ مثلاً در نماز ظهر و عصر بگوید نماز اولی که بر من واجب است؛ کفایت می کند و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است؛ اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا، یا نماز ظهر بخواند؛ باید نمازی را که می خواند در نیت معین کند.
مسأله 954 : انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد؛ پس اگر در بین نماز به طوری غافل شود که اگر بپرسند:
چه می کنی؟
نداند چه بگوید؛ نمازش درست نیست.
مسأله 955 : انسان باید فقط برای انجام دادن امر خداوند عالم نماز بخواند پس کسی که ریا کند یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند نمازش درست نیست؛ خواه فقط برای مردم باشد؛ یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد.
مسأله 956 : اگر قسمتی از نماز را هم برای غیر خدا، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد؛ نمازش درست نیست؛ چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره و چه مستحب باشد مانند قنوت، بلکه اگر تمام نماز را برای خدا به جا آورد؛ ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوص مثل مسجد، یا در وقت مخصوص مثل اول وقت، یا به طرز مخصوص مثلاً با جماعت، بخواند؛ نمازش درست نیست.
تکبیرة الاحرام
مسأله 957 : گفتن اَللهُ اَکبَرُ، در اول نماز واجب و رکن است؛ ولی اگر اشتباهاً زیاد شود؛ نمازش باطل نمی شود و باید حروف اَلله و حروف اَکبَر و دو کلمه اَللهُ اَکبَرُ را پشت سرهم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربی صحیح گفته شود و اگر به عربی غلط بگوید؛ یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید؛ صحیح نیست.
مسأله 958 : اگر نیت را به لفظ بگوید؛ احتیاط واجب آن است که تکبیرة الاحرام را به او نچسباند و اگر بخواهد اقامه یا دعایی که قبل از تکبیرة الاحرام می خواند به او بچسباند مانعی ندارد.
مسأله 959 : اگر وصل به سکون جایز نباشد و انسان بخواهد اَللهُ اَکبَرُ را به چیزی که بعد از آن می خواند؛ مثلاً به بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بچسباند؛ باید (ر) اکبر را پیش (ُ) دهد. ولی خواهیم گفت وصل به سکون مانعی ندارد؛ بنا بر این لازم نیست پیش (ُ) دهد.
مسأله 960 : موقع گفتن تکبیرة الاحرام باید بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالی که بدنش حرکت دارد تکبیرة الاحرام را بگوید؛ نمازش باطل است و اگر سهواً حرکت داشته باشد به آن تکبیر اکتفا نکند.
احتیاط آن است که یا نماز را تمام کند و دوباره نماز را بخواند؛ یا اینکه ابتدا عملی که نماز را باطل می کند به جا آورد سپس تکبیرة الاحرام بگوید.
مسأله 961 : تکبیرة الاحرام، حمد، سوره، ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود؛ یا کسی که گوشش نزدیک دهانش باشد بشنود؛ گرچه خودش نشنود اگر فرضی داشته باشد و اگر به واسطه سنگینی، یا کری گوش، یا سرو صدای زیاد نمی شنود؛ باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود.
مسأله 962 : کسی که لال است یا زبان او مرضی دارد که نمی تواند اَللهُ اَکبَرُ را درست بگوید؛ باید به هر طوری که می تواند بگوید و اگر هیچ نمی تواند؛ اگر این حالت بر او عارض شده باید در قلب خود بگذراند و برای تکبیر اشاره کند و زبانش را هم اگر می تواند حرکت دهد. چون این کار برای لال مادرزاد میسور نیست؛ باید لال، زبان و دو لبش را مانند کسی که زبان دارد حرکت دهد. به هر حال چنانچه در خبر است با انگشت باید اشاره داشته باشد.
مسأله 963 : مستحب است پیش از تکبیرة الاحرام بگوید:
یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاک الْمُسئُ وَ قَدْ اَمَرْتَ الْمحُْسِنَ اَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسئِ اَنْتَ الْمحُْسِنُ وَ اَنَا الْمُسئُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی یعنی:
ای خدایی که به بندگان احسان می کنی؛ بنده گنه کار به در خانه تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گناهکار بگذرد. تو نیکوکاری و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدی هایی که می دانی از من سرزده بگذر.
مسأله 964 : مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهای بین نماز، دستها را تا مقابل گوش ها، یا برابر صورت، یا زیر گلو بالا ببرد. چون تخییر بین اقل و اکثر درست نیست؛ اگر دستها را به اندازه ای بلند کند که انگشت سبابه به نرمی گوش برسد؛ ظاهراً هر سه تحقق پیدا می کند.
مسأله 965 : اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی شده؛ به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزی نخوانده باید تکبیر را بگوید.
مسأله 966 : اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، چه مشغول خواندن چیزی شده باشد یا نه، به شک خود اعتنا نکند و به هم زدن نماز در صورتی که چیزی نخوانده؛ خلاف احتیاط است.
احتیاط مستحب در این صورت آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
قیام (ایستادن)
[احکام]
مسأله 967 : قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع می گویند؛ رکن است؛ ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست و اگر کسی آن را از روی فراموشی ترک کند نمازش صحیح است.
مسأله 968 : واجب است پیش از گفتن تکبیرة الاحرام و بعد از آن، مقداری بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است.
مسأله 969 : اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده؛ باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون اینکه بایستد به حال خمیدگی به رکوع برگردد؛ چون قیام متصل به رکوع را به جا نیاورده نماز او باطل است.
مسأله 970 : در حال گفتن تکبیرة الاحرام و خواندن قرائت و سایر ذکرهای وارده و قیام متصل به رکوع، نباید بدن را حرکت دهد و به طرفی خم شود و به جایی تکیه کند؛ ولی اگر از روی ناچاری باشد؛ یا چیزی نمی خواند؛ یا در حال خم شدن برای رکوع پاها را حرکت دهد؛ اشکال ندارد.
مسأله 971 : اگر موقعی که ایستاده از روی فراموشی بدن را حرکت دهد؛ یا به طرفی خم شود؛ یا به جایی تکیه کند؛ اشکال ندارد. ولی در قیام موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، اگر از روی فراموشی هم باشد واجب است نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
مسأله 972 : احتیاط واجب آن است که در موقع ایستادن، هر دو پا روی زمین باشد و سنگینی بدن روی پاها باشد.
ولی لازم نیست سنگینی بدن بر دو پا یکسان باشد.
مسأله 973 : کسی که می تواند درست بایستد؛ اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که به حال ایستادن معمولی نیست و به حدی باشد که عرفاً به او ایستاده گفته نشود؛ نمازش باطل است.
مسأله 974 : موقعی که انسان در نماز مشغول خواندن چیزی است؛ حتی موقع گفتن ذکرهای مستحبی نماز، باید بدنش آرام باشد و در موقعی که می خواهد کمی عقب یا جلو رود؛ یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد؛ باید چیزی از مقررات شرعی را نگوید ولی بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدْ را باید در حال برخاستن بگوید و گفتن ذکرهای غیروارده را در حال حرکت، در صورتی که به قصد ورود نباشد اشکال ندارد.
مسأله 975 : اگر در حال حرکت بدن ذکر بگوید؛ مثلاً موقع رفتن به رکوع، یا رفتن به سجده تکبیر بگوید؛ چنانچه آن را به قصد ذکری که در نماز دستور داده اند بگوید احتیاطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به این قصد نگوید؛ بلکه بخواهد ذکری گفته باشد؛ نمازش صحیح است.
مسأله 976 : حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد، اشکال ندارد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که آنها را هم حرکت ندهد.
مسأله 977 : اگر موقع خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات، بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود؛ احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.
مسأله 978 : اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود؛ باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود؛ باید بخوابد. ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند نخواند؛ در این صورت نمازش صحیح است و دوباره خواندن لازم نیست؛ مگر اینکه بداند بعد از این حالتی که پیدا شده قبل از گذشتن وقت، توانایی بر ایستاده خواندن نماز را پیدا می کند در این صورت نماز را قطع کند و بعد از آن نماز را ایستاده بخواند و همچنین در صورت عاجز شدن از نشستن.
مسأله 979 : تا انسان می تواند ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند. مثلاً کسی که در موقع ایستادن بدنش حرکت می کند؛ یا مجبور است به چیزی تکیه دهد؛ یا بدنش را کج کند؛ یا خم شود؛ یا پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد؛ به حدی که عرفاً به او ایستاده گفته نشود؛ باید به هر طور که می تواند ایستاده نماز بخواند. ولی اگر به هیچ قسم نتواند بایستد باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.
مسأله 980 : تا انسان می تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طور که می تواند بنشیند و اگر به هیچ قسم نمی تواند بنشیند باید به طوری که در احکام قبله گفته شد؛ به پهلوی راست بخوابد و اگر نمی تواند؛ به پهلوی چپ و اگر آن هم ممکن نیست به پشت بخوابد؛ به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.
مسأله 981 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر بعد از خواندن حمد و سوره، بتواند بایستد و رکوع را ایستاده به جا آورد؛ باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود و اگر این قدرت تا بعد از نماز ادامه داشته باشد احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره ایستاده بخواند و اگر نتواند بعد از خواندن حمد و سوره بایستد؛ باید رکوع را هم نشسته بخواند.
مسأله 982 : کسی که خوابیده نماز می خواند؛ اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می تواند؛ نشسته بخواند و نیز اگر می تواند بایستد باید مقداری را که می تواند؛ ایستاده بخواند. ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند نخواند. چنانچه در مسأله گذشته اشاره شد؛ اگر قدرت نشستن یا ایستادن تا بعد از نماز باقی باشد؛ باید در هر دو صورت به نحوی که قادر است نماز را دوباره بخواند.
مسأله 983 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر در بین نماز بتواند بایستد باید مقداری را که می تواند؛ ایستاده بخواند. ولی تا بدنش آرام نگرفته نباید از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند بخواند و اگر قدرتش تا بعد از نماز باقی باشد احتیاط آن است که نماز را دوباره ایستاده بخواند.
مسأله 984 : کسی که می تواند بایستد؛ اگر بترسد که به واسطه ایستادن مریض شود؛ یا ضرری به او برسد؛ می تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد می تواند خوابیده نماز بخواند.
مسأله 985 : اگر انسان احتمال بدهد که تا آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند؛ لازم نیست نماز را تاخیر بیندازد؛ گرچه بهتر است؛ می تواند به همان حالت به امید باقی بودن عذر نماز بخواند. ولی اگر آخر وقت توانست ایستاده نماز بخواند؛ نماز را دوباره ایستاده بخواند.
مسأله 986 : مستحب است در حال ایستادن بدن را راست نگهدارد؛ شانه ها را پایین بیندازد؛ دستها را روی ران ها بگذارد؛ انگشت ها را به هم بچسباند؛ جای سجده را نگاه کند؛ سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد؛ با خضوع و خشوع باشد؛ پاها را پس و پیش نگذارد؛ اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
قرائت
مسأله 987 : در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، انسان باید اول حمد و بعد از آن یک سوره تمام بخواند. ولی سوره و الضحی و سوره الم نشرح و همچنین سوره فیل و سوره لأیلاف، در نماز یک سوره حساب می شود.
مسأله 988 : اگر وقت نماز تنگ باشد؛ یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند؛ مثلاً بترسد اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند؛ نباید سوره را بخواند و می تواند سوره را نخواند در موردی که عجله و شتاب دارد برای انجام کار شرعی یا عرفی، مثل اینکه می خواهد غریقی را نجات دهد؛ یا مسجدی که نجس شده تطهیر کند؛ یا قضاوت و حکم کند؛ یا برای رسیدن به قافله، در صورتی که در نرسیدن به آن برایش مشکلاتی دارد.
مسأله 989 : اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید؛ باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره کامل بخواند.
مسأله 990 : اگر حمد و سوره، یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد؛ نمازش صحیح است.
مسأله 991 : اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود بفهمد که حمد و سوره را نخوانده؛ باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده باید فقط سوره را بخواند. ولی اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده؛ باید اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نیز اگر خم بشود و پیش از آنکه به رکوع برسد بفهمد حمد و سوره، یا سوره تنها و یا حمد تنها را نخوانده؛ باید بایستد و به همین دستور عمل کند.
مسأله 992 : اگر در نماز واجب آیه سجده واجب را بخواند و سجده رود نمازش باطل است؛ ولی اگر پس از شروع به خواندن یکی از چهار سوره ای که آیه سجده واجب دارد و در مسأله (361) بیان شد؛ به سوره دیگر عدول کند؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند؛ دوباره نماز را بخواند.
مسأله 993 : اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره ای شود که سجده واجب دارد؛ چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد؛ باید آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد؛ می تواند سوره را تمام کند و به همان سوره اکتفا کند؛ ولی واجب است در بین نماز با سر اشاره به سجده کند.
مسأله 994 : اگر در نماز آیه سجده را بشنود نمازش صحیح است؛ در بین نماز با اشاره سر سجده کند.
مسأله 995 : در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست گرچه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد؛ مگر اینکه نذر انصراف به نماز مستحبی داشته باشد که با سوره خوانده می شود؛ در این صورت خواندن سوره لازم است و در بعضی نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت، که سوره مخصوص دارد اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد؛ باید همان سوره را بخواند.
مسأله 996 : در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین بخواند؛ بلکه چنانچه در خبر است در نماز صبح و نماز عصر روز جمعه نیز مستحب است و اگر مشغول یکی از اینها شود؛ نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند؛ گرچه به نصف سوره هم نرسیده باشد.
مسأله 997 : اگر بعد از حمد، مشغول خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا سوره قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ شود؛ نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند. ولی در نماز ظهر روز جمعه، بلکه در نماز صبح و نماز عصر آن روز، اگر از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقین، یکی از این دو سوره را بخواند؛ می تواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقین بخواند؛ گرچه به نصف رسیده باشد.
محتمل است مراد از نصف از نظر آیات، یا کلمات، یا حروف باشد؛ احتیاطاً ملاحظه حروف شود.
مسأله 998 : اگر در نماز جمعه، یا ظهر روز جمعه، عمداً سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا سوره قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ بخواند؛ اگر چه به نصف نرسیده؛ بعید نیست بتواند رها کند و سوره جمعه و منافقین بخواند.
مسأله 999 : اگر در نماز غیرسوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد و قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ، سوره دیگری بخواند؛ تا از نصف تجاوز نکرده؛ می تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند.
مسأله 1000 : اگر مقداری از سوره را فراموش کند؛ یا از روی ناچاری، مثلاً به واسطه تنگی وقت یا به جهت دیگر نشود آن را تمام کند؛ می تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند؛ گرچه از نصف گذشته باشد؛ یا سوره ای که می خواند قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ باشد.
مسأله 1001 : بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح، مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
مسأله 1002 : مرد باید در نماز صبح، مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره، حتی آخر آنها را اگر وصل کند به کلمه بعدی، بلند بخواند. ولی اگر خواسته باشد وقف کند؛ بعید نیست که بلند گفتن حرف آخر لازم نباشد؛ چنانچه معمولا هم بلند گفته نمی شود.
مسأله 1003 : زن می تواند حمد و سوره نماز صبح، مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند. ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود؛ در صورتی که در معرض فتنه و ریبه باشد؛ بنا بر احتیاط واجب آهسته بخواند.
مسأله 1004 : اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند؛ یا در جایی که باید آهسته خواند عمداً بلند بخواند؛ نمازش باطل است؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده؛ لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند.
مسأله 1005 : اگر کسی در خواندن حمد و سوره، بیشتر از معمول صدایش را بلند کند؛ مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند؛ نمازش باطل است.
مسأله 1006 : بر انسان لازم است نماز را صحیح بخواند؛ ولو به وسیله تلقین باشد؛ نه خصوص یادگیری، گرچه یادگیری بهترین راه است.
کسی که به هیچ قسم نمی تواند صحیح بخواند؛ باید به هر طور که می تواند نماز بخواند و اگر برایش مشقت و حرج نباشد؛ احتیاط آن است که نماز را به جماعت به جا آورد.
مسأله 1007 : کسی که حمد و سوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمی داند و می تواند یاد بگیرد؛ چنانچه وقت نماز وسعت دارد؛ باید یاد بگیرد؛ یا در سایه تلقین آنها را درست انجام دهد و اگر وقت است و نتواند درست انجام دهد؛ بنا بر احتیاط واجب در صورتی که مشقت و حرج نباشد؛ نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 1008 : مزد گرفتن برای یاد دادن واجبات نماز حرام است؛ ولی اجرت گرفتن برای یاد دادن مستحبات آن مانع ندارد؛ مگر اینکه از شعائر دین باشد؛ یا یاد ندادن باعث تعطیل آن مستحب شود؛ در این صورت احتیاط واجب نگرفتن اجرت است.
مسأله 1009 : اگر یکی از کلمات حمد، یا سوره، یا چیزهای واجب نماز را نداند؛ یا عمداً آن را نگوید؛ یا به جای حرفی، حرف دیگر بگوید؛ مثلاً به جای (ض) (ظ) بگوید؛ یا جایی که باید بدون زیر (-ِ) و زِبَر (َ) خوانده شود؛ زیر (-ِ) و زِبَر (َ) دهد؛ یا تشدید را نگوید؛ نماز او باطل است.
مسأله 1010 : اگر انسان کلمه ای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده؛ دوباره خواندن در وقت و قضای آن بعد از وقت، لازم نیست.
مسأله 1011 : اگر زیر (-ِ) و زبر (-َ) کلمه ای را نداند؛ یا نداند مثلاً کلمه ای به (س) است یا (ص)، باید یاد بگیرد.
ولی آخر کلمه ای را که وقف بر آن جایز است؛ اگر همیشه وقف کند لازم نیست یاد بگیرد و چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند نمازش باطل است؛ ولی در اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم، مستقیم را می توان با (سین) یا (صاد) خواند؛ گرچه بهتر است با (صاد) خوانده شود؛ پس اگر یک مرتبه با (سین) و یک مرتبه با (صاد) بخواند؛ نمازش باطل نیست.
مسأله 1012 : علماء تجوید گفته اند اگر در کلمه ای (واو) باشد و حرف قبل از (واو) در آن کلمه پیش (ُ) داشته باشد و حرف بعد از (واو) در آن کلمه همزه باشد؛ مثل کلمه سُوء، باید آن (واو) را مد بدهد یعنی آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه ای (الف) باشد و حرف قبل از (الف) در آن کلمه زیر (-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (الف) در آن کلمه همزه باشد؛ مثل جَاء، باید (الف) آن را بکشد و نیز اگر در کلمه ای (ی) باشد و حرف پیش از (ی) در آن کلمه زیر (-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (ی) در آن کلمه همزه باشد؛ مانند جِئ، باید (ی) را با مد بخواند و اگر بعد از این (واو) و (الف) و (ی) به جای همزه حرفی باشد که ساکنست؛ یعنی زیر (-ِ) و زِبَر (َ) و پیش (ُ) ندارد؛ باز هم باید این سه حرف را با مد بخواند؛ مثلاً در وَ لا الضّالّین، که بعد از (الف) حرف ساکن است؛ باید (الف) آن را با مد بخواند.
ولی چون صحیح ادا کردن کلمات در سه مورد اول توقف بر دادن مد نیست؛ بهتر است در آن موارد مد دهد و اگر مد نداد نمازش باطل نیست. ولی در مثل وَ لا الضّالّین، که اداء کلمه صحیح توقف بر تشدید و مقداری مد دارد؛ باید به همان اندازه (الف) را مد داد و اگر مد نداد نمازش باطل است.
مسأله 1013 : احتیاط مستحب آن است که در نماز وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید. معنی وقف به حرکت آن است که زیر (-ِ) یا زِبَر (َ) یا پیش (ُ) آخر کلمه ای را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدی فاصله دهد؛ مثلاً بگوید:
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ و (میم) الرحیم را زیر (-ِ) دهد و بعد قدری فاصله دهد و بگوید:
مالِک یَوْمِ الدّین و معنی وصل به سکون آن است که زیر (-ِ) یا زِبَر (َ) یا پیش (ُ) کلمه ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعدی بچسباند؛ مثل آنکه بگوید:
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمْ و (میم) الرحیم را زیر (-ِ) ندهد و فوراً مالِک یَوْمِ الدّین را بگوید.
مسأله 1014 : در رکعت سوم و چهارم نماز می تواند فقط یک حمد بخواند؛ یا بنا بر احتیاط واجب سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید؛ یعنی سه مرتبه بگوید:
سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ و می تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بگوید.
مسأله 1015 : در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.
مسأله 1016 : بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد، یا تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند.
مسأله 1017 : اگر در رکعت سوم و چهارم، حمد بخواند؛ بنا بر احتیاط باید
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ آن را هم آهسته بگوید.
مسأله 1018 : کسی که نمی تواند تسبیحات اربعه را یاد بگیرد؛ یا درست بخواند؛ باید در رکعت سوم و چهارم، حمد بخواند.
مسأله 1019 : اگر در دو رکعت اول نماز، به خیال اینکه دو رکعت آخرست؛ تسبیحات اربعه بگوید؛ چنانچه پیش از رکوع بفهمد؛ باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع، یا بعد از رکوع بفهمد؛ نمازش صحیح است.
مسأله 1020 : اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه در دو رکعت اول است حمد بخواند؛ یا در رکعت اول نماز با اینکه گمان می کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند؛ چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.
مسأله 1021 : اگر در رکعت سوم و چهارم می خواست حمد بخواند؛ تسبیحات به زبانش آمد؛ یا می خواست تسبیحات اربعه بخواند؛ حمد به زبانش آمد؛ باید آن را رها کند و دوباره حمد، یا تسبیحات را بخواند. ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده به اینکه قصد اجمالی آن را داشته باشد می تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است و گرنه آن را رها کند و از سر شروع کند.
مسأله 1022 : کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه بخواند؛ اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.
مسأله 1023 : در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات اربعه استغفار کند؛ مثلاً بگوید:
اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ.
یا بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لی و کسی که مشغول گفتن استغفار است اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا ننماید؛ چه در جاهای دیگر به گفتن استغفار عادت داشته یا نه، ولی اگر نمازگزار پیش از خم شدن برای رکوع در حالی که مشغول گفتن استغفار نیست؛ شک کند که حمد، یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد، یا تسبیحات را بخواند.
مسأله 1024 : اگر در موقع رکوع رکعت سوم و چهارم، یا در حال رفتن به رکوع، شک کند که حمد، یا تسبیحات اربعه را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسأله 1025 : هرگاه بعد از تمام شدن آیه یا کلمه ای شک کند؛ که آیه یا کلمه را درست گفته یا نه، تا داخل رکن بعد نشده می تواند برگردد و احتیاطاً آن آیه یا کلمه را به طور صحیح بگوید. ولی اگر جزء بعدی رکن باشد؛ مثلاً در رکوع شک کند که آیه را درست خوانده یا نه، نمی تواند برگردد و باید به شک خود اعتنا نکند.
مسأله 1026 : مستحب است در رکعت اول پیش از خواندن حمد بگوید:
اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را بلند بگوید و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند یعنی آن را به آخر آیه بعدی نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره، به معنای آیه توجه داشته باشد.
اگر نماز را به جماعت می خواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادی می خواند بعد از آنکه حمد خودش تمام شد؛ بگوید:
اَلْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمین. بعید نیست برای امام گفتن: اَلْحَمْدُ للهِِ، بعد از تمام شدن حمد، رجحان داشته باشد؛ بهتر آن است که به قصد قربت مطلقه بگوید و بعد از خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یک، یا دو، یا سه مرتبه کذلِک اللهُ رَبّی، یا سه مرتبه کذلِک اللهُ رَبُّنا، بگوید و بعد از خواندن سوره کمی صبر کند؛ بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید؛ یا قنوت را بخواند.
مسأله 1027 : مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سوره انا انزلنا و در رکعت دوم سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را بخواند.
مسأله 1028 : مکروه است انسان در تمام نمازهای یک شبانه روز سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را نخواند.
مسأله 1029 : خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد به یک نفس مکروه است.
مسأله 1030 : سوره ای را که در رکعت اول خوانده؛ مکروه است در رکعت دوم بخواند؛ ولی اگر سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست.
رکوع
مسأله 1031 : در هر رکعت بعد از قرائت، باید به اندازه ای خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد و این عمل را رکوع می گویند.
مسأله 1032 : اگر به اندازه رکوع خم شود؛ ولی دستها را به زانو نگذارد اشکال ندارد.
مسأله 1033 : هرگاه رکوع را به طور غیرمعمول به جا آورد؛ مثلاً به چپ یا راست خم شود؛ اگر چه دسته ای او به زانو برسد؛ صحیح نیست.
مسأله 1034 : خم شدن باید به قصد رکوع باشد؛ پس اگر به قصد کار دیگر مثلاً برای کشتن جانور خم بشود؛ نمی تواند آن را رکوع حساب کند؛ بلکه باید بایستد دوباره برای رکوع خم شود و به واسطه این عمل رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی شود.
مسأله 1035 : کسی که دست یا زانوی او، با دست و زانوی دیگران فرق دارد؛ مثلاً دستش خیلی بلند است که اگر کمی خم شود به زانو می رسد؛ یا زانوی او پایین تر از مردم دیگر است که باید خیلی خم شود تا دستش به زانو برسد؛ باید به اندازه معمول خم شود.
مسأله 1036 : کسی که نشسته رکوع می کند؛ باید به قدری که اگر ایستاده رکوع می کرده؛ کمرش را خم کند.
مسأله 1037 : احتیاط واجب آن است که در رکوع سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ یا یک مرتبه: سُبْحانَ رَبّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ بگوید. ولی در تنگی وقت و در حال ناچاری، گفتن یک سُبْحانَ اللهِ کافی است.
مسأله 1038 : ذکر رکوع باید دنبال هم و بدون فاصله زیاد و به عربی صحیح گفته شود
و مستحب است آن را سه مرتبه، یا پنج، یا هفت مرتبه، بلکه بیشتر بگوید.
مسأله 1039 : در رکوع باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد و در ذکر مستحب است اگر آن را به قصد ذکری که برای رکوع دستور داده اند بگوید؛ بنا بر احتیاط آرام بودن بدن لازم است؛ ولی اگر به قصد مطلق ذکر که در همه حالات نماز مستحب است بگوید؛ آرام بودن بدن لازم نیست.
مسأله 1040 : اگر موقعی که ذکر واجب رکوع را می گوید بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود؛ باید بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر را بگوید. ولی اگر کمی حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود؛ یا انگشتان را حرکت دهد؛ اشکال ندارد.
مسأله 1041 : اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد؛ عمداً ذکر رکوع را بگوید؛ نمازش باطل است.
مسأله 1042 : اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد؛ نمازش باطل است و اگر سهواً سر بردارد؛ چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده؛ باید در حال آرامی بدن دوباره ذکر را بگوید و اگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد یادش بیاید؛ نمازش صحیح است.
مسأله 1043 : اگر نتواند به مقدار ذکر رکوع بماند؛ واجب آن است که در حال حرکت بگوید؛ ولو در حال رفتن به رکوع باشد.
مسأله 1044 : اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد نماز او صحیح است؛ ولی باید پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود ذکر واجب، یعنی:
سُبْحانَ رَبّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ، یا سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ را بگوید.
مسأله 1045 : هرگاه نتواند به اندازه رکوع خم شود؛ باید به چیزی تکیه دهد و رکوع کند و اگر موقعی هم که تکیه داده نتواند به طور معمول رکوع کند؛ باید به هر اندازه که می تواند خم شود؛ در این صورت احتیاط لازم آن است که نماز را دوباره بخواند و رکوع آن را نشسته به جا آورد و اگر هیچ نتواند خم شود؛ باید موقع رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند و احتیاط لازم آن است که نماز دیگری ایستاده بخواند و برای رکوع آن با سر اشاره کند.
مسأله 1046 : کسی که می تواند ایستاده نماز بخواند؛ اگر در حال ایستاده یا نشسته نتواند رکوع کند؛ باید ایستاده نماز بخواند و برای رکوع با سر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند؛ باید به نیت رکوع چشم ها را هم بگذارد و ذکر آن را بگوید و به نیت برخاستن از رکوع چشم ها را باز کند و اگر از این هم عاجز است؛ باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.
مسأله 1047 : کسی که نمی تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و برای رکوع فقط می تواند در حالی که نشسته است کمی خم شود؛ یا در حالی که ایستاده است با سر اشاره کند؛ باید ایستاده نماز بخواند و برای رکوع با سر اشاره نماید و احتیاط واجب آن است که نماز دیگری هم بخواند و موقع رکوع آن بنشیند و هرقدر می تواند برای رکوع خم شود.
مسأله 1048 : اگر بعد از رسیدن به حد رکوع، چه بدن آرام گرفته باشد یا نه، سر بردارد و دو مرتبه به اندازه رکوع خم شود؛ چون رکوع زیاد شده نمازش باطل است و اگر بعد از آنکه به اندازه رکوع خم شد چه آرام گرفته باشد یا نه، به قدری خم شود که از اندازه رکوع بگذرد و دوباره به رکوع برگردد؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره نماز را بخواند.
مسأله 1049 : بعد از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود؛ نمازش باطل است.
مسأله 1050 : اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید؛ بایستد بعد رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد؛ نمازش باطل است.
مسأله 1051 : اگر بعد از آنکه پیشانی در سجده دوم به زمین رسید یادش بیاید؛ نمازش باطل است و اگر قبل از داخل شدن در سجده دوم یادش بیاید؛ باید پا شود و رکوع کند و نمازش صحیح است و به جهت زیادی سجده، دو سجده سهو به جا آورد. بهتر اینست که نماز را دوباره بخواند.
مسأله 1052 : مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده، تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوی پشت نگهدارد و بین دو قدم را نگاه کند و پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد؛ می تواند آن را به نیت ذکر رکوع بگوید و بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ایستاد در حال آرامی بدن بگوید:
سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه.
مسأله 1053 : مستحب است در رکوع زن ها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب بدهند.
سجود
[احکام]
مسأله 1054 : نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده کند و سجده آن است که به هیأت مخصوصی پیشانی را به قصد خضوع به زمین گذارد. گذاشتن پیشانی، کف دو دست، سر زانو و دو انگشت بزرگ پاها به زمین، از واجبات سجده در حال نماز است.
مسأله 1055 : دو سجده از یک رکعت، با هم رکن است؛ که اگر کسی در نماز واجب عمداً، یا از روی فراموشی هر دو را ترک کند؛ یا دو سجده اضافه نماید؛ نمازش باطل است.
پس اگر از هر رکعتی یک سجده را فراموش کند؛ یا سهواً زیاد کند؛ نمازش باطل نیست.
مسأله 1056 : اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند نماز باطل می شود و اگر سهواً یک سجده کم کند حکم آن بعداً گفته خواهد شد.
مسأله 1057 : اگر پیشانی را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد؛ سجده نکرده است؛ اگر چه جاهای دیگر به زمین برسد. ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و سهواً جاهای دیگر را به زمین نرساند؛ یا سهواً ذکر نگوید؛ سجده صحیح است.
مسأله 1058 : احتیاط واجب آن است که در سجده سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ، یا یک مرتبه: سُبْحانَ رَبّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ بگوید و باید این کلمات دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود؛
و مستحب است سُبْحانَ رَبّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ را سه، یا پنج، یا هفت مرتبه بگوید.
مسأله 1059 : در سجود باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد و موقع گفتن ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکری که برای سجده دستور داده اند بگوید؛ آرام بودن بدن لازم است.
مسأله 1060 : اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام بگیرد؛ عمداً ذکر سجده را بگوید؛ یا پیش از تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بردارد؛ نماز باطل است.
مسأله 1061 : اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام گیرد؛ سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آنکه سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه کرده است؛ باید دوباره در حال آرام بودن ذکر را بگوید.
مسأله 1062 : اگر بعد از آنکه سر از سجده برداشت بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته؛ یا پیش از آنکه ذکر سجده تمام شود سر برداشته؛ نمازش صحیح است.
مسأله 1063 : اگر موقعی که ذکر سجده را می گوید؛ یکی از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد؛ بنا بر احتیاط واجب نماز باطل می شود. بنا بر این پس از آرامش بدن دوباره ذکر را بگوید و نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولی موقعی که مشغول گفتن ذکر نیست؛ اگر غیرپیشانی، جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد؛ اشکال ندارد.
مسأله 1064 : اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده، سهواً پیشانی را از زمین بردارد؛ نمی تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند؛ ولی اگر جاهای دیگر را سهواً از زمین بردارد؛ باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.
مسأله 1065 : بعد از تمام شدن ذکر سجده اول باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره سجده رود.
مسأله 1066 : جای پیشانی نمازگزار باید با جای زانوها و سر انگشتان پای او مساوی باشد و اگر بلندتر یا پست تر از کلفتی آجری که در صدر اسلام درست می شد؛ که تقریباً به مقدار چهار انگشت بسته است؛ نباشد مانعی ندارد.
مسأله 1067 : در زمین سراشیب که سراشیبی آن درست معلوم نیست؛ اگر پیشانی نمازگزار از جای انگشتان پا و سر زانوهای او مختصری بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد؛ اشکال دارد.
مسأله 1068 : اگر پیشانی را سهواً به چیزی بگذارد که از جای انگشت های پا و سر زانوهای او بلندتر از چهار انگشت بسته است؛ چنانچه بلندی آن به قدریست که نمی گویند در حال سجده است؛ باید سر را بردارد و به چیزی که بلندی آن به اندازه چهار انگشت بسته، یا کمتر است بگذارد. ولی اگر سر را عمداً به جای بلند گذاشته باشد نمازش باطل است و اگر بلندی آن به قدریست که می گویند در حال سجده است؛ چنانچه پس از انجام ذکر واجب ملتفت شود؛ می تواند سر از سجده بردارد و نماز را تمام کند و اگر قبل از انجام ذکر واجب ملتفت شود؛ باید پیشانی را از روی آن به روی چیزی که بلندی آن به اندازه چهار انگشت بسته، یا کمتر است بکشد و ذکر واجب را به جا آورد و اگر کشیدن پیشانی ممکن نباشد؛ می تواند ذکر واجب را در همان حال به جا آورد و نماز را تمام کند و احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند.
مسأله 1069 : باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می کند چیزی نباشد؛ پس اگر مهر به قدری چرک باشد که پیشانی به خود مهر نرسد؛ سجده باطل است؛ ولی اگر رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد.
مسأله 1070 : در سجده باید کف دست را به زمین بگذارد. ولی در حال ناچاری پشت دست هم مانعی ندارد و اگر پشت دست ممکن نباشد باید مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند؛ باید تا آرنج هر جا را که می تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافی است.
مسأله 1071 : در سجده بنا بر احتیاط واجب باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشت های دیگر پا یا روی پا را به زمین بگذارد؛ یا به واسطه بلند بودن ناخن سر شست به زمین نرسد؛ نماز باطل است و کسی که به واسطه ندانستن مسأله در صورتی که جاهل مقصر بوده نمازهای خود را این طور خوانده؛ باید دوباره بخواند و اگر جاهل قاصر بوده لازم نیست دوباره بخواند.
مسأله 1072 : کسی که مقداری از شست پایش بریده؛ باید بقیه آن را به زمین بگذارد و اگر چیزی از آن نمانده؛ یا اگر مانده خیلی کوتاه است؛ باید بقیه انگشتان را بگذارد و احتیاط آن است که اگر بتواند ذکر را در حالی که جای شست یا باقی مانده آن روی زمین است تکرار کند.
مسأله 1073 : اگر به طور غیرمعمول سجده کند؛ مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند؛ یا پاها را دراز کند؛ اگر چه هفت عضوی که گفته شد به زمین برسد؛ بنا بر احتیاط واجب در صورتی که صدق سجده بکند باید نماز را دوباره بخواند. ولی اگر عرفاً سجده صادق نباشد باید نمازش را دوباره بخواند.
مسأله 1074 : مهر یا چیز دیگری که بر آن سجده می کند باید پاک باشد.
ولی اگر مثلاً مهر را روی فرش نجس بگذارد؛ یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانی را به طرف پاک آن بگذارد؛ اشکال ندارد و اگر مقداری از مهر که لازم است پیشانی بر آن قرار بگیرد پاک باشد و مابقی نجس باشد مانعی ندارد.
مسأله 1075 : اگر در پیشانی دمل و مانند آن باشد؛ چنانچه ممکن است باید با جای سالم پیشانی سجده کند و اگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دمل را در گودال و جای سالم را به مقداری که برای سجده کافی باشد بر زمین گذارد.
مسأله 1076 : اگر دمل یا زخم تمام پیشانی را گرفته؛ اگر ابروها را نگرفته ابروها را به زمین گذارد و اگر ابروها را هم گرفته؛ باید به یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و احتیاط مقدم داشتن طرف راست است بر طرف چپ و اگر ممکن نیست به بینی و اگر ممکن نباشد به چانه و اگر به چانه هم ممکن نیست؛ باید به هر جایی از صورت که ممکن است سجده کند و اگر به هیچ جایی از صورت ممکن نباشد؛ سجده با جلو سر واجب نیست ولی به قصد رجاء انجامش موافق با احتیاط است و برای سجده اشاره کند.
مسأله 1077 : کسی که نمی تواند پیشانی را به زمین برساند؛ باید به قدری که می تواند خم شود و مهر و چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است؛ ولی باید کف دسته ا، زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمین بگذارد و اگر نتواند تمام آنها را به طور معمول به زمین بگذارد؛ به مقداری که می تواند به زمین بگذارد.
مسأله 1078 : کسی که هیچ نمی تواند خم شود؛ باید برای سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند باید با چشم ها اشاره نماید و در هر دو صورت احتیاط آن است که اگر می تواند مهر را بلند کند و به پیشانی بگذارد؛ در صورتی که نتواند پیشانی را روی آن بگذارد و اگر با سر یا چشم ها هم نمی تواند اشاره کند؛ باید در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره نماید.
مسأله 1079 : کسی که نمی تواند بنشیند؛ باید ایستاده نیت سجده کند و چنانچه می تواند برای سجده با سر اشاره کند و اگر نمی تواند با چشم ها اشاره نماید و اگر این را هم نمی تواند؛ در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره نماید.
مسأله 1080 : اگر پیشانی بی اختیار به جای سجده به خورد و بلند شود؛ بعید است که سجده تحقق پیدا کرده باشد.
باید سجده را به طور صحیح به جا آورد و احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند.
مسأله 1081 : جایی که انسان ناچار است تقیه کند؛ می تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود. ولی اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح می باشد؛ طوری سجده کند که به زحمت نیفتد؛ نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.
مسأله 1082 : اگر چیزی که بر آن سجده می کند مانند فنر باشد که بدن روی آن هیچ آرام نمی گیرد؛ باطل است؛ ولی اگر مثل تشک پر باشد که بعد از سر گذاشتن بر آن و قدری پایین رفتن بدن آرام می گیرد؛ سجده بر آن مانعی ندارد.
مسأله 1083 : اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند؛ چنانچه آلوده شدن بدن و لباس برای او مشقت ندارد؛ باید سجده و تشهد را به طور معمول به جا آورد و اگر مشقت دارد می تواند در جایی که ایستاده، برای سجده با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند و اگر سجده و تشهد را به طور معمول هم به جا آورد نمازش صحیح است.
مسأله 1084 : در رکعت اول و رکعت سومی که تشهد ندارد؛ مثل رکعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا، واجب است بعد از سجده دوم قدری بی حرکت بنشیند و بعد برخیزد.
چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است
مسأله 1085 : باید بر زمین و چیزهای غیرخوراکی که از زمین می روید؛ مانند چوب و برگ درخت سجده کرد و سجده بر چیزهای خوراکی، پوشاکی و معدنی، در صورتی که از اجزاء زمین شمرده نشود؛ مانند عقیق، فیروزه، طلا، نقره، قیر و مانند آنها باطل است؛ ولی اگر از اجزاء زمین شمرده می شود؛ مانند انواع سنگ مرمر و سنگ های سیاه، سجده بر آن صحیح است.
مسأله 1086 : احتیاط واجب آن است که بر برگ مو اگر تازه باشد؛ سجده نکنند.
ولی اگر برگ خشک شده باشد؛ سجده بر آن جایز است.
مسأله 1087 : سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و خوراک حیوان است؛ مثل علف و کاه، صحیح است.
مسأله 1088 : سجده بر گُل هایی که خوراکی نیستند صحیح است و بنا بر احتیاط واجب سجده نکند بر مثل گُل بنفشه و گُل گاوزبان و مانند آن که از زمین می روید و آن را دَم می کنند یا می جوشانند و آبش را می نوشند.
مسأله 1089 : سجده بر گیاهی که خوردن آن در بعضی از شهرها معمول است و در شهرهای دیگر معمول نیست؛ صحیح نیست و همچنین میوه نارس که استعداد خوردن را دارد مانند بادام نارس و اگر استعداد خوردن را ندارد؛ بعید نیست سجده بر آن جایز باشد.
مسأله 1090 : سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ و مانند آنها صحیح است؛ ولی در حال اختیار سجده بر گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گِلی و مانند آنها جایز نیست.
مسأله 1091 : اگر کاغذ را از چیزی که سجده بر آن صحیح است؛ مثلاً از کاه ساخته باشند؛ می شود بر آن سجده کرد. ولی سجده بر کاغذی که از پنبه و مانند آن ساخته شده اشکال دارد و اگر از مثل حریر یا ابریشم و مانند آنها که نه از زمین هستند و نه از او روییده شده؛ ساخته شده باشد؛ بعید نیست سجده بر آن جایز نباشد.
مسأله 1092 : برای سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهداء عَلَیْهِ السَّلَام می باشد؛ بعد از آن، از خاک و سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.
مسأله 1093 : اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است ندارد؛ یا اگر دارد به واسطه سرما یا گرمای زیاد و مانند اینها نمی تواند بر آن سجده کند؛ چنانچه پنبه یا کتان، رشته نشده باشد بر آن سجده کند و در درجه دوم به لباس یا غیرلباس که از کتان یا پنبه رشته شده باشد سجده کند و در درجه سوم لازم است بر پشت دست سجده کند و اگر بر آن هم ممکن نیست؛ بر مثل عقیق و فیروزه و مانند آنها سجده کند.
مسأله 1094 : سجده بر گِل و خاک سستی که پیشانی روی آن آرام نمی گیرد باطل است؛ مگر اینکه چنانچه گذشت سر را که روی آنها گذاشته پس از فرورفتن مقداری آرام بگیرد؛ سجده بر آن صحیح است.
مسأله 1095 : اگر در سجده اول مهر به پیشانی بچسبد؛ برای سجده دوم باید مهر را از پیشانی جدا کند و پیشانی را بر آن بگذارد.
مسأله 1096 : اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد؛ چنانچه وقت دارد بهتر است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند و اگر تنگ است به دستوری که در مسأله (1093) بیان شد عمل کند.
مسأله 1097 : هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن صحیح نیست؛ اگر ممکن باشد باید پیشانی را از روی آن بر روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بکشد و اگر ممکن نباشد از آنچه که در مسأله (1093) بیان شد روشن است.
مسأله 1098 : اگر بعد از سجده بفهمد پیشانی را روی چیزی گذاشته که سجده بر آن صحیح نبوده اشکال ندارد.
مسأله 1099 : سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام می باشد و بعضی از مردم عوام که مقابل قبر امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام پیشانی را بر زمین می گذارند؛ اگر برای شکر خداوند متعال باشد اشکال ندارد وگرنه حرام است.
مستحبات و مکروهات سجده
مسأله 1100 : در سجده چند چیز مستحب است:
1 کسی که ایستاده نماز می خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسی که نشسته نماز می خواند بعد از آنکه کاملاً نشست؛ برای رفتن به سجده تکبیر بگوید.
2 موقعی که مرد می خواهد سجده برود اول دستها را و زن اول زانوها را به زمین بگذارد.
3 بینی را به مهر یا به چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.
4 در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد به طوری که سر آنها رو به قبله باشد.
5 در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند:
یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ وَ یا خَیْرَ الْمُعْطینَ، اُرْزُقْنی وَ ارْزُقْ عِیالی مِنْ فَضْلِک فَاِنَّک ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ.
یعنی:
ای بهترین کسی که از او سؤال می کنند و ای بهترین عطاکنندگان، روزی بده به من و عیال من، از فضل خودت، پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی هستی و اینکه متعارف است در خصوص سجده آخر رکعت آخری نماز دعا می کنند؛ دلیلی بر آن نیست.
6 بعد از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.
7 بعد از هر سجده وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید.
8 بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت؛ اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ،
1 شنیده می شود بعضی عین عیال را به فتح می خوانند؛ ولی
باید به کسر خواند.
بگوید.
9 سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روی ران ها بگذارد.
10 برای رفتن به سجده در حال آرامی بدن، اَللهُ اَکبَرُ بگوید.
11 در سجده صلوات بفرستد؛ چنانچه در رکوع گفته شد؛ می تواند به قصد دستوری که در سجده داده شده بگوید.
12 در موقع بلند شدن دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
13 مردها آرنج ها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زن ها آرنج ها و شکم را به زمین بگذارند و اعضاء بدن را به یکدیگر بچسبانند.
مستحبات دیگر سجده در کتاب های مفصل گفته شده است.
مسأله 1101 : قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است برای برطرف کردن گرد و غبار جای سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن دو حرف از دهان بیرون آید؛ نماز باطل می شود.
غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.
سجده واجب قرآن
مسأله 1102 : در هر یک از چهار سوره وَ النَّجْم و اقْرَأْ بِاسْم و الم تنزیل و حم سجده یک آیه سجده است که اگر انسان بخواند؛ یا گوش به آن فرا دهد؛ بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد هر وقت یادش بیاید باید سجده کند و اگر به آیه سجده گوش فرا نداده باشد؛ بلکه فقط به گوشش برسد؛ سجده بر او واجب نیست گرچه بهتر است سجده نماید.
مسأله 1103 : اگر انسان موقعی که آیه سجده را می خواند از دیگری هم بشنود؛ در صورتی که گوش فرا داده باشد؛ بنا بر احتیاط باید دو سجده نماید. ولی اگر به گوشش برسد؛ فقط یک سجده برای خواندن واجب است.
مسأله 1104 : در غیر نماز، اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند؛ یا گوش فرا دهد؛ باید سر بر دارد و دوباره سجده کند.
مسأله 1105 : اگر انسان از بچه غیرممیز که خوب و بد را نمی فهمد؛ یا از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد؛ آیه سجده را بشنود؛ احتیاط واجب آن است که سجده کند و همچنین است اگر از مثل نوار آیه سجده را گوش فرا دهد و همچنین است گوش فرا دادن از رادیو، اگر از نوار پخش شود؛ ولی اگر مستقیماً از رادیو پخش می شود؛ واجب است سجده کند.
گوش فرا دادن از بلندگو هم به دو گونه است:
اگر مستقیماً پخش شود سجده واجب و اگر از نوار باشد احتیاطاً سجده کند.
مسأله 1106 : در سجده واجب قرآن بنا بر احتیاط واجب باید جای انسان غصبی نباشد و در صورتی که صدق سجده بکند مانعی ندارد جای پیشانی او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر از جای زانوها و انگشتان باشد و لازم نیست با وضو، یا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند و بدن و جای پیشانی او پاک باشد و نیز چیزهایی که در لباس نمازگزار شرط است در لباس او شرط نیست. چون سجده تصرف در لباس غصبی نیست؛ اگر لباسش غصبی باشد سجده اش صحیح است.
مسأله 1107 : احتیاط واجب آن است که در سجده واجب قرآن، پیشانی را بر مهر یا چیز دیگر که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنا بر احتیاط مستحب جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد بر زمین بگذارد.
مسأله 1108 : هرگاه در سجده واجب قرآن پیشانی را به قصد سجده به زمین بگذارد اگر چه ذکر نگوید؛ کافیست و گفتن ذکر مستحب است و بهتر است بگوید:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عُبُودیَّةً وَ رِقاً، سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبُداً وَ رِقاً، لا مُسْتَکبِراً عَنْ عِبادَتِک وَ لا مُسْتَنْکفاً وَ لا مُسْتَعْظِماً، بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ خائِفٌ مُسْتَجیر.
تشهد
مسأله 1109 : در رکعت دوم تمام نمازهای واجب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا، انسان باید بعد از سجده دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند یعنی بگوید:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ،
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
و باید تشهد به همین ترتیب و کمتر از این نباشد.
مسأله 1110 : کلمات تشهد باید به عربی صحیح و به طوری که معمول است پشت سرهم گفته شود.
مسأله 1111 : اگر تشهد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده؛ باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند و بنا بر احتیاط واجب بعد از نماز برای ایستادن بی جا دو سجده سهو به جا آورد و اگر در رکوع، یا بعد از آن یادش بیاید؛ باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز تشهد را قضا نماید و برای تشهد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد.
مسأله 1112 : مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را به کف پای چپ بگذارد و پیش از تشهد بگوید:
اَلْحَمْدُ للهِِ، یا بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ خَیْرُ الاَْسْماءِ للهِِ و نیز مستحب است دستها را بر ران ها بگذارد و انگشت ها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهد بگوید:
وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ.
مسأله 1113 : مستحب است زن ها در وقت خواندن تشهد ران ها را به هم بچسبانند.
سلام نماز
مسأله 1114 : بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است در حالی که نشسته و بدن آرام است بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ و بعد از آن بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، یا بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ. ولی اگر این سلام را بگوید احتیاط واجب آن است که بعد از آن اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. را هم بگوید.
مسأله 1115 : اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم نخورده و کاری هم که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند؛ مثل پشت به قبله کردن؛ انجام نداده؛ باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.
مسأله 1116 : اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم خورده است؛ چنانچه پیش از آنکه صورت نماز به هم بخورد کاری که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند؛ مثل پشت به قبله کردن انجام نداده باشد؛ سلام دهد نمازش صحیح است و اگر پیش از آنکه صورت نماز به هم بخورد کاری که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند انجام داده باشد؛ نمازش باطل است.
ترتیب
مسأله 1117 : اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند؛ مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند؛ یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد؛ نمازش باطل می شود.
مسأله 1118 : اگر رکنی از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را به جا آورد؛ مثلاً پیش از آنکه رکوع کند؛ دو سجده نماید؛ نماز باطل است.
مسأله 1119 : اگر رکنی از نماز را فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و رکن نیست به جا آورد؛ مثلاً پیش از آنکه دو سجده کند تشهد بخواند؛ باید رکن را به جا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند و دو سجده سهو برای زیادی تشهد به جا آورد.
مسأله 1120 : اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را به جا آورد؛ مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود نمازش صحیح است.
مسأله 1121 : اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و آن هم رکن نیست به جا آورد؛ مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند؛ چنانچه مشغول رکن بعدی شده باشد؛ مثلاً در رکوع یادش بیاید که حمد را نخوانده؛ باید بگذرد و نماز او صحیح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد؛ باید آنچه را فراموش کرده به جا آورد و بعد از آن، چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.
مسأله 1122 : اگر سجده اول را به خیال اینکه سجده دوم است؛ یا سجده دوم را به خیال اینکه سجده اول است به جا آورد؛ نماز صحیح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم، حساب می شود.
موالات
مسأله 1123 : انسان باید نماز را با موالات بخواند؛ یعنی کارهای نماز مانند رکوع، سجود و تشهد را پشت سرهم به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند به طوری که معمول است پشت سرهم بخواند و اگر به قدری بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز می خواند؛ نمازش باطل است.
مسأله 1124 : اگر در نماز سهواً بین حرف ها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود؛ گرچه صورت قرائت یا ذکر از بین برود؛ چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن حرف ها یا کلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول رکن شده باشد نمازش صحیح است؛ مگر اینکه بین کلمات تکبیرة الاحرام به قدری فاصله شود که از صورت تکبیرة الاحرام خارج شده باشد؛ در این صورت نمازش باطل است.
مسأله 1125 : طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره های بزرگ، موالات را به هم نمی زند.
