آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام امر به معروف و نهی از منکر
اشاره
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
امر به معروف که امر به نیکی هاست و نهی از منکر که نهی از بدی ها است؛ از واجبات با عظمت و منزلت و از واجبات ضروری دین دانسته شده اند.
در قرآن عزیز و اخبار شریفه تأکیدات زیادی بر آنها شده. به وسیله امر به معروف و نهی از منکر حیثیت، شرافت و عزت مسلمانان تأمین می شود؛ اجراء احکام اسلام تحقق پیدا می کند؛ جامعه مسلمین از فحشا و منکر در امان خواهد بود و به خوبی ها کشیده می شوند و در نتیجه امنیت اجتماعی و شکوفایی احکام نورانی اسلام در جامعه جلوه می کند و چنانچه از معصوم عَلَیْهِ السَّلَام وارد شده امر به معروف و نهی از منکر از واجبات بزرگیست که به وسیله آنها احکام و واجبات دینی در جامعه پیاده و استوار
می شود.
[برخی احکام]
مسأله 2838 : امر به چیزهایی که در شریعت مقدسه واجبند و نهی از چیزهایی که در شریعت مقدسه حرامند با شرایطی که ذکر می شود واجب و ترک آنها معصیت است و امر به چیزها و نهی از چیزهایی که در شریعت مقدسه مستحب و مکروه هستند مستحب است.
مسأله 2839 : امر به معروف و نهی از منکر از واجبات کفایی هستند؛ هرگاه بعضی از مکلفین اقدام به آن کنند از دیگران ساقط است ولی هرگاه بپا داشتن معروف و جلوگیری از منکر به اقدام بعضی ممکن نباشد؛ بلکه توقف بر اجتماع جمعیَّتی از مکلفین داشته باشد واجب است همگان اجتماع کنند.
مسأله 2840 : هرگاه بعضی امر و نهی کنند ولی مؤثر واقع نشود ولی بعضی دیگر احتمال دهند که امر یا نهی آنان مؤثر باشد واجب است امر و نهی کنند.
مسأله 2841 : امر به معروف و نهی از منکر به مجرد بیان مسأله شرعی کفایت نمی کند باید امر و نهی در کار باشد مگر این که از بیان مسأله شرعی حاصل شود یا طرف مقابل از آن امر و نهی بفهمد.
مسأله 2842 : امر به معروف و نهی از منکر از واجبات توصلیه هستند؛ قصد قربت و اخلاص در آنها معتبر نیست؛ مقصود اقامه واجب و قطع فساد است ولی هرگاه با قصد قربت و اخلاص باشد ثواب دارد.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
مسأله 2843 : امر به معروف و نهی از منکر با شرایطی واجب می شود:
شرط اول:
اشاره
کسی که به نحوی می خواهد امر به معروف یا نهی از منکر کند باید بداند چیزی را که طرف بجا نمی آورد واجب است و باید به جا آورد و چیزی را که به جا می آورد حرام است و نباید انجام دهد. پس کسی که واجب بودن یا حرام بودن چیزی را نمی داند واجب نیست؛ بلکه چه بسا اعتراض جایز نباشد.
مسأله 2844 : هرگاه مسأله ای محل خلاف باشد و احتمال داده شود که طرف از روی اجتهاد یا تقلید عملی را انجام می دهد یا ترک می کند واجب نیست امر و نهی کند بلکه چنانچه در مسأله گذشته گفته شد اعتراض جایز نباشد.
مسأله 2845 : هرگاه مسأله گرچه اختلافی نباشد ولی احتمال داده شود که انجام دادن یا ترک طرف برای اینست که مسأله را نمی داند در این صورت احتیاط آن است که ابتدا حکم مسأله را بیان کند هرگاه معلوم شود که با علم و آگاهی بوده امر و نهی کند.
مسأله 2846 : هرگاه کسی حکم مسأله را می داند ولی از روی اشتباه و غفلت، یا از روی فراموشی کاری را انجام می دهد لازم نیست به او بگوید؛ مثلاً کسی که می داند در حال ادرار کردن نباید رو به قبله یا پشت به قبله باشد ولی اشتباهاً به طرف قبله ادرار کند؛ لازم نیست به او تذکر داد. ولی هرگاه موضوعی را که از روی نادانی انجام می دهد اهمیت بسزایی دارد و می دانیم که شرع مقدس به هیچ وجه راضی به انجام یا ترک آن نیست؛ مثل این که طرف می داند شراب خوردن حرام است ولی اشتباهاً به خیال این که آب است می خواهد بخورد؛ یا این که انسانی را که مورد احترام است طرف به خیال این که باید او را کشت می خواهد او را بکشد؛ در این موارد لازم است به او اعلام کند.
مسأله 2847 : هرگاه بدانیم طرف کاری را که انجام می دهد یا ترک می کند خلاف احتیاط است؛ احتیاط آن است؛ بلکه بعید نیست امر و نهی لازم باشد.
شرط دوم:
اشاره
احتمال بدهد که امر و نهی او در طرف تأثیر می کند.
پس هرگاه بداند یا احتمال عقلایی ندهد که امر و نهیش تأثیر دارد واجب نیست. ولی جواز، بلکه رجحان آن در صورتی که نترسد ضرری به او برسد خالی از وجه نیست.
مسأله 2848 : هرگاه بداند که طرف با استدعا و خواهش بدون امر و نهی عمل واجب را انجام، یا عمل حرام را ترک می کند بعید نیست استدعا و خواهش واجب باشد.
مسأله 2849 : هرگاه انسان بداند؛ یا احتمال عقلایی دهد اگر امر و نهی را مکرراً بگوید در طرف مؤثر واقع می شود واجب است مکرر بگوید.
مسأله 2850 : کسی که عمل حرامی را آشکارا انجام می دهد هرگاه بدانیم اگر در بین مردم آشکارا نهی کنیم مؤثر واقع می شود جایز، بلکه واجب است این کار را انجام دهیم و هرگاه بدانیم که مؤثر نیست ولی اگر دور از دیدگان مردم بگوییم مؤثر است در بین مردم گفته نشود.
مسأله 2851 : هرگاه کسی تصمیم گرفته حرام را انجام دهد و احتمال عقلایی داده شود که نهی در او مؤثر باشد واجب است نهی شود.
مسأله 2852 : هرگاه امر در انجام کلی عمل واجب یا نهی از ترک اصل عمل حرام مؤثر نباشد ولی سبب می شود که واجب را کمتر ترک کند؛ یا حرام را کمتر انجام دهد واجب است امر و نهی کردن.
مسأله 2853 : گرچه از شرایط امر به معروف و نهی از منکر عمل کردن کسی که امر و نهی می کند نیست؛ ولی هرگاه کسی که امر به معروف می کند خود عمل کند و کسی که نهی می کند خود آن عمل را انجام ندهد تأثیر بیشتری دارد بلکه چه بسا در صورتی که عمل نداشته باشد تأثیر نکند؛ بلکه ممکن است خدای نکرده بدتر بکند.
در خبر است مردم را با غیر زبان خود دعوت به کارهای خوب و ترک کارهای زشت بکنید.
شرط سوم:
بداند یا مطمئن باشد که شخص معصیت کار بنا دارد معصیت خود را تکرار کند پس هرگاه بداند پس از ترک واجب و انجام حرام توبه کرده یا نشانه هایی بر پشیمانی او باشد؛ یا گمان کند؛ یا احتمال عقلایی دهد که تکرار نمی کند؛ امر یا نهی واجب نیست.
شرط چهارم:
اشاره
در امر و نهی مفسده ای نباشد؛ پس هرگاه بداند یا گمان کند به وسیله امر یا نهی ضرر جانی یا آبرویی یا مالی قابل توجهی به خودش یا خویشان، بلکه به مؤمنین می رسد واجب نیست و چه بسا جایز نباشد.
مسأله 2854 : هرگاه امری که معروف یا منکر است از اموری باشد که مورد اهتمام جدی شریعت مقدسه است به نحوی که بدانیم به هیچ وجه راضی به انجام یا ترک آن نیست مثل این که جان جمعیَّت زیادی از مؤمنین در خطر باشد؛ یا عرض نوامیس آنان در معرض هتک حرمت باشد؛ یا آثار اسلام مورد تهدید مخالفین قرار گیرد و منجر به گمراهی مسلمانان شود؛ یا این که بعض شعائر اسلام مورد تهدید قرار گیرد مثل این که العیاذ بالله کعبه معظمه مورد تهدید و نابودی قرار گیرد در این گونه موارد به مجرد ضرر جانی و مالی نمی توان از انجام آنها شانه خالی نمود بلکه باید ملاحظه اهمیت امر را نمود. بنا بر این مثلاً هرگاه برای اثبات حقانیت اسلام و رد شبهات معاندین و مخالفین و جلوگیری از انحراف افکار مسلمانان یا بازگشت آنان به اسلام لازم باشد انسان در ضرر و حرج واقع شود باید تحمل کند بلکه هرگاه توقف بر دادن مال و جان باشد نباید دریغ کند.
مسأله 2855 : هرگاه بدعتی در اسلام واقع شود چنانچه منکراتی در مملکت اسلامی به نام اسلام و مذهب تشیع اجرا شود واجب است؛ مخصوصاً بر علماء اسلام که اظهار حق و انکار باطل کنند.
مسأله 2856 : هرگاه سکوت علماء دین سبب تقویت ظالم در ظلمش، یا تأیید او گردد؛ یا باعث جرأت او بر انجام سایر محرمات شود واجب است اظهار حق و انکار باطل شود.
مسأله 2857 : شایسته است بچه های غیربالغ را بر انجام واجبات و ترک محرمات تمرین و عادت داد مخصوصاً بچه هایی که نزدیک به بلوغ هستند تا پس از بالغ شدن واجبی از آنان ترک نشود یا حرامی از آنان سر نزند.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
مسأله 2858 : از لوازم ایمان به دین و مذهب و احکام الهی اینست که شخص مؤمن گذشته از انجام واجبات و ترک محرمات، راضی به ترک واجبات و انجام محرمات نباشد بلکه لازم است قلباً از ترک واجبات و انجام محرمات کراهت داشته باشد.
معلوم است که این وضع مربوط به امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه از لوازم ایمان است.
مسأله 2859 : از آنچه در مسأله گذشته ذکر شد برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است؛ با تأثیر مرتبه پایین تر نوبت به مرتبه بعدی نمی رسد برای این که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر اینست که طرف وادار به انجام معروف و ترک منکر شود. پس هرگاه مجرد اظهار کراهت و انزجار نسبت به خلافی که از طرف واقع شد سبب شود که طرف از عمل خلاف بازایستد؛ وظیفه امر به معروف و نهی از منکر انجام شده نیازی به مرتبه بعدی و گفتن به زبان مثلاً نیست.
مسأله 2860 : مرتبه اول:
اشاره
اینست که انسان با معصیت کار طوری برخورد کند که طرف بفهمد برای کار خلاف او این نحو برخورد با او شده مثل این که چشم یا صورت یا بدنش را از او برگرداند؛ یا با چهره عصبانیت با او برخورد کند؛ یا ترک رفت و آمد با او کند و از او اعراض کند و مانند این کارها بهنحوی باشد که بفهمد این کارها برای اینست که او معصیت می کند.
مسأله 2861 : هرگاه انسان بداند؛ یا احتمال عقلایی دهد که با این کارها و مانند آن معصیت کار از معصیت باز می ایستد؛ واجب را انجام می دهد و حرام را ترک می کند؛ به همین اندازه اکتفا کند.
درست نیست از مرتبه بعدی استفاده کند.
مسأله 2862 : چنانچه بیان شد مرتبه اول درجاتی دارد هرگاه به درجه اول مثل این که چشم یا صورتش را از معصیت کار برگرداند غرض حاصل می شود درست نیست از درجه بعدی مثلاً با قهر و عصبانیت با او برخورد کند یا رفت و آمد را با او ترک کند؛ خصوصاً اگر طرف کسی باشد که به این نحو برخورد هتک می شود.
مسأله 2863 : مرتبه دوم:
اشاره
امر و نهی زبانی است.
با احتمال تأثیر و بودن شرایط دیگر که گفته شد واجب است نهی کند کسی را که معصیت می کند و امر کند کسی که واجب را ترک می کند.
مسأله 2864 : این مرتبه هم درجاتی دارد هرگاه بشود با حسن خلق و گفتار زیبا و نرم طرف را وادار به انجام واجب و ترک حرام نمود از کلمات زننده و تند استفاده نکند و هرگاه بشود با موعظه و نصیحت و بیان مصالح انجام واجب و مفاسد ارتکاب حرام او را به انجام واجب وادار و از ترک حرام بازدارد از درجه بعدی استفاده نکند.
مسأله 2865 : هرگاه بداند گفتار نرم، موعظه، نصیحت و بیان مصالح و مفاسد که در مسأله گذشته اشاره شد تأثیر ندارد ولی احتمال می دهد گفتن با امر و نهی مؤثر است لازم است امر و نهی کند و هرگاه احتمال دهد اگر امر و نهی با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت توأم باشد تأثیر دارد لازم است این کار را انجام دهد ولی نباید در این راستا دروغ و معصیتی دیگر مرتکب شود.
مسأله 2866 : جایز نیست برای جلوگیری از معصیت یا انجام دادن واجب از گناه استفاده کند؛ مثل این که با فحش، ناسزا، اهانت، دروغ و مانند آنها بخواهد امر به معروف و نهی منکر کند؛ مگر این که مثلاً معصیتی که انجام می دهد از گناهان بزرگ باشد که مورد اهتمام شریعت مقدسه است و به هیچ وجه راضی نیست انجام شود مثل این که طرف می خواهد مؤمن بی گناهی را بی جهت بکشد در این گونه موارد برای جلوگیری از این عمل زشت از هر وسیله ای که اشاره شد باید استفاده کرد.
مسأله 2867 : هرگاه طرف معصیت را ترک نمی کند؛ یا واجب را بجا نمی آورد مگر این که انسان جمع کند بین مرتبه اول و دوم، لازم است این کار را بکند مثلاً ترک معاشرت و اعراض کند و با چهره عبوس و مانند اینها باشد و امر و نهی لفظی هم داشته باشد؛ خلاصه به هر نحوی که بتوان معصیت کار را از معصیت بازداشت لازم است به کار برده شود.
مسأله 2868 : مرتبه سوم:
اشاره
توسل به زور است.
هرگاه از راه هایی که گفته شد نشود طرف را از معصیت بازداشت یا او را به انجام واجب وادار کرد بلکه اصرار بر معصیت دارد هرگاه انسان بداند؛ یا اطمینان داشته باشد که زدن و مانند آن مؤثر است؛ در صورتی که از ضرر به خود و مال ارزشمند و عرض خود یا مسلمان دیگری محفوظ باشد می تواند بزند به مقداری که ترک معصیت کند یا واجب را انجام دهد ولی منجر به جراحت و قتل نشود و احتیاط واجب در مورد زدن و مانند آن استجازه از مجتهد جامع الشرایط است.
مسأله 2869 : هرگاه برای جلوگیری از معصیتی اگر احتمال بدهد که زدن منجر به جرح یا قتل می شود بنا بر احتیاط واجب در زمان غیت کبری کهدسترسی به ولی امر مسلمین (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست با اذن مستقیم مجتهد جامع الشرایط باشد و هرگاه در معرض جرح و قتل باشد جایز نیست زدن مگر با اذن مستقیم مجتهد جامع الشرایط در صورتی که سایر مراتب امر به معروف و نهی از منکر موجود باشد.
مسأله 2870 : هرگاه انسان می تواند بین شخص و معصیت حائل شود که معصیت نکند لازم است مانع شود در صورتی که شرایط دیگر باشد و محذور آن کمتر از چیزهای دیگر باشد.
مسأله 2871 : هرگاه جلوگیری از گناه شخصی توقف داشته باشد که دست گناهکار را بگیرد یا او را از محل گناه بیرون کند؛ یا در چیزی که به آن معصیت می کند تصرف کند جایز است بلکه لازم است عمل کند در صورتی که سایر شرایط باشد.
مسأله 2872 : هرگاه عملی که شخص انجام می دهد مورد اهتمام شریعت مقدسه است و به هیچ وجه راضی به تحقق آن نیست مثل این که می خواهد مؤمن بی گناهی را بکشد؛ به هر نحو ممکن باید از او جلوگیری کند بلکه هرگاه ممکن نباشد دفاع از کشتن مظلوم مگر به کشتن ظالم در صورتی که محفوظ از ضرر خود و عیالات باشد با اجازه مستقیم مجتهد جامع الشرایط می تواند او را بکشد ولی باید صددرصد مراعات احتیاط بشود به این که هرگاه ممکن باشد جلوگیری ظالم از کشتن مؤمن بی گناه به نحو دیگر ولو با مشقات زیاد و تحمل شداید، باید از آن استفاده کند و هرگاه راه منحصر به جرح و قتل باشد اگر از حد تجاوز کند معصیت کرده و احکام متجاوز از حد بر او جاری می شود.
مسأله 2873 : گرچه فرموده اند هرگاه کسی بخواهد با زنی زنا کند؛ یا با پسری لواط نماید و بدون این که او را بکشند جلوگیری ممکن نباشد کشتن او جایز است؛ ولی این حکم به نحو کلی حتی در موردی که جریمه فاعل یا مفعول کشتن نباشد؛ ثابت نیست.
