آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام روزه
اشاره
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
روزه آن است که انسان برای انجام فرمان خداوند عالم از طلوع فجر دوم (اذان صبح) تا مغرب، از چیزهایی که روزه را باطل می کند و شرح آنها بعداً گفته می شود؛ خود داری نماید.
نیت
مسأله 1559 : لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند؛ یا مثلاً بگوید فردا را روزه می گیرم؛ بلکه همین قدر که برای انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب، کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد؛ کافی است.
در صورتی که یقین، یا اطمینان به وقت طلوع فجر دوم یا مغرب را ندارد؛ برای آنکه یقین کند تمام این مدت را روزه بوده؛ باید مقداری پیش از طلوع فجر و مقداری بعد از مغرب، از انجام کاری که روزه را باطل می کند؛ خود داری کند؛ وگرنه لازم نیست پیش از طلوع فجر یا بعد از مغرب خود داری کند.
مسأله 1560 : بهتر آن است که شب اول ماه رمضان نیت روزه همه ماه را بنماید و احتیاط لازم آن است که هر شب نیت را ترک نکند؛ یعنی داعی بر امساک فردا را داشته باشد.
مسأله 1561 : می تواند روزه ماه رمضان را از اول شب تا طلوع نیت کند؛ ولی اگر اول شب نیت کند باید به نیت خود تا طلوع فجر باقی بماند. در صورتی که بنا داشته باشد که فردا را روزه بگیرد؛ نیت اول شب کفایت می کند؛
گرچه به واسطه خواب و مانند آن در تمام شب بدان توجه نداشته باشد؛ بلکه اگر روز قبل بنا داشته باشد که فردا روزه باشد و با همین نیت بخوابد تا مغرب فردا، روزه اش صحیح است.
مسأله 1562 : وقت نیت روزه مستحبی از اول شب است تا موقعی که به اندازه نیت کردن و امساک مختصری به مغرب وقت مانده باشد؛ که اگر تا این وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبی کند؛ روزه او صحیح است.
مسأله 1563 : کسی که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است؛ اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت روزه کند؛ اکتفاء به آن در روزه واجب مشکل است و در روزه ماه رمضان و واجب معین، احتیاط واجب آن است که نیت روزه کند و آن روز را تمام کند و بعد قضای آن روز را به جا آورد و اگر بعد از ظهر بیدار شود؛ نمی تواند نیت روزه واجب نماید. ولی در ماه رمضان و واجب معین، باید تا مغرب امساک داشته باشد و قضای آن را به جا آورد.
مسأله 1564 : اگر بخواهد غیر روزه ماه رمضان، روزه دیگری بگیرد؛ باید آن را معین نماید. مثلاً نیت کند که روزه قضا، یا روزه نذر می گیرم. ولی در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزه ماه رمضان می گیرم. بعید نیست در روزه مستحبی و روزه ای که زمانش معین است؛ مثل اول ماه، یا ایام البیض، تعیین لازم نباشد؛ بلکه در روزه ماه رمضان اگر نداند ماه رمضان است؛ یا فراموش نماید و روزه دیگری را نیت کند؛ روزه ماه رمضان حساب می شود.
مسأله 1565 : اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نیت روزه غیررمضان کند؛ نه روزه رمضان حساب می شود و نه روزه ای که قصد کرده است.
مسأله 1566 : اگر مثلاً به نیت روز اول ماه روزه بگیرد؛ بعد بفهمد دوم یا سوم بوده؛ روزه اش صحیح است.
مسأله 1567 : اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بیهوش شود و در بین روز بهوش آید؛ بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام کند و اگر تمام نکرد قضای آن را به جا آورد.
مسأله 1568 : اگر پیش از اذان صبح نیت کند و مست شود و در بین روز بهوش آید؛ احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد.
مسأله 1569 : اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود؛ روزه اش صحیح است.
مسأله 1570 : اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر ملتفت شود؛ چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده؛ بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کند و آن را تمام کند و قضای آن را هم به جا آورد و اگر کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد؛ یا بعد از ظهر ملتفت شود که ماه رمضان است؛ روزه او باطل می باشد؛ ولی باید تا مغرب کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد و بعد از ماه رمضان هم آن روز را قضا نماید.
مسأله 1571 : اگر بچه پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود؛ باید روزه بگیرد و اگر بعد از اذان بالغ شود؛ روزه آن روز واجب نیست؛ مگر اینکه پیش از ظهر بالغ شود و چیزی که روزه را باطل می کند به جا نیاورده باشد؛ در این صورت احتیاط واجب آن است که آن روز را روزه بگیرد؛ مخصوصاً اگر از اول طلوع فجر نیت روزه را کرده باشد.
مسأله 1572 : کسی که برای به جا آوردن روزه میتی اجیر شده؛ گرفتن روزه مستحبی بی اشکال نیست؛ احتیاط در ترک است؛ ولی کسی که روزه قضای ماه رمضان و بنا بر احتیاط روزه واجب دیگری غیر از روزه قضای ماه رمضان داشته باشد؛ نمی تواند روزه مستحبی بگیرد؛ مگر اینکه در سفر باشد و در مدینه منوره بخواهد سه روز مستحبی برای قضاء حاجت بگیرد؛ در این صورت بعید نیست روزه اش صحیح باشد.
به هر حال کسی که روزه واجب دارد؛ چنانچه فراموش کند و روزه مستحبی بگیرد؛ در صورتی که پیش از ظهر یادش بیاید؛ روزه مستحبی او به هم می خورد؛ می تواند نیت خود را به روزه واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر ملتفت شود؛ روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب یادش بیاید؛ روزه اش خالی از اشکال نیست.
مسأله 1573 : اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد؛ مثلاً نذر کرده باشد که روز معینی را روزه بگیرد؛ چنانچه عمداً تا اذان صبح نیت نکند؛ روزه اش باطل است و اگر نداند که در آن روز می باید روزه باشد؛ یا می دانسته ولی فراموش کرده و پیش از ظهر یادش بیاید؛ چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و بعد از آنکه یادش بیاید بدون فاصله نیت کند؛ روزه اش صحیح، وگرنه باطل می باشد.
مسأله 1574 : اگر برای روزه ای که واجب است و روز آن معین نیست؛ مثل روزه کفاره، عمداً تا نزدیک ظهر نیت نکند؛ اشکال ندارد بلکه اگر پیش از نیت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد؛ یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه، چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد و پیش از ظهر نیت کند؛ روزه او صحیح است.
مسأله 1575 : اگر در ماه رمضان پیش از ظهر کافر، مسلمان شود؛ روزه آن روز بر او واجب نیست؛ اگر چه از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده باشد.
ولی بعد از آنکه اسلام آورد تا مغرب از چیزهایی که روزه را باطل می کند خود داری کند.
مسأله 1576 : اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده؛ بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود؛ روزه آن روز بر او واجب نیست. ولی احتیاطاً بقیه روز را امساک کند.
مسأله 1577 : روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول ماه رمضان، واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد نمی تواند نیت روزه ماه رمضان کند؛ نیت کند اگر ماه رمضان است روزه رمضان و اگر ماه رمضان نیست روزه قضا و مانند آن باشد.
ولی در صورتی که قضا به ذمه اش نباشد اگر نیت کند روزه فردا را به نیت آنچه که فعلا خداوند از او خواسته؛ از واجب یا مستحب، صحیح است و نیز چنانچه قضا به ذمه اش باشد و نیت کند روزه فردا را یا ادا یا قضا، صحیح است و چنانچه بعد معلوم شود ماه رمضان بوده؛ از رمضان حساب می شود.
مسأله 1578 : اگر روزی را که آخر شعبان است یا اول ماه رمضان، به نیت روزه قضا یا روزه مستحبی و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است؛ باید نیت روزه رمضان کند.
مسأله 1579 : اگر در روزه واجب معینی مثل روزه ماه رمضان قصد کند که روزه را باطل کند؛ یا مردد شود که روزه خود را باطل کند یا نه، روزه اش باطل می شود؛ اگر چه از قصدی که کرده توبه نماید و کاری هم که روزه را باطل می کند انجام ندهد. ولی اگر تردید به جهت رخ دادن چیزی باشد که نمی داند روزه را باطل می کند یا نه، روزه اش صحیح است.
مثلا کسی که روز ماه رمضان محتلم شود و شک کند که احتلام روزه را باطل می کند یا نه، قهراً حالت تردید پیدا می شود؛ ولی تصمیم دارد اگر احتلام روزه را باطل نکند روزه باشد و پس از پرسش در روز یا شب، معلوم شود که مبطل نیست. این نحو از تردید روزه را باطل نمی کند.
مسأله 1580 : در روزه مستحبی و روزه واجبی که وقت آن معین نیست مثل روزه کفاره اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ یا مردد شود که به جا آورده یا نه، چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند؛ روزه او صحیح است؛ بلکه در روزه مستحبی اگر نزدیک مغرب نیت روزه کند؛ روزه او صحیح است.
چیزهایی که روزه را باطل می کند
اشاره
مسأله 1581 : نُه چیز روزه را باطل می کند؛ گرچه باطل کردن بعضی آنها احتیاطیست چنانچه خواهد آمد.
اول:
خوردن و آشامیدن.
دوم:
جماع.
سوم:
استمنا، استمنا آن است که انسان با خود یا با دیگری، به غیر از جماع، کاری کند که منی از او بیرون آید.
چهارم:
دروغ بستن به خدا و پیغمبر و جانشینان پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم.
پنجم:
رسانیدن غبار غلیظ به حلق.
ششم:
فرو بردن تمام سر در آب.
هفتم:
باقی ماندن بر جنابت، حیض و نفاس، تا اذان صبح.
هشتم:
اماله کردن با چیزهای روان.
نهم:
قی کردن.
احکام اینها در مسائل آینده گفته می شود.
1 خوردن و آشامیدن
مسأله 1582 : اگر روزه دار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد؛ روزه او باطل می شود. چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد؛ مثل نان و آب و چه معمول نباشد؛ مثل خاک و شیره درخت، چه کم باشد یا زیاد، حتی اگر مسواک را از دهان بیرون بیاورد و دوباره به دهان فروببرد و رطوبت آن را فرو برد؛ روزه او باطل می شود؛ مگر آنکه رطوبت مسواک در آب دهان به طوری از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود. ولی در صورتی که بداند آب خارج در دهان است گرچه مستهلک شده؛ احتیاط لزومی آن است که آن را فرونبرد؛ وگرنه می توان یک لیوان آب یا ماست را به وسیله سر انگشت مثلاً، در مدت طولانی در دهان قرارداد به نحوی که در هر دفعه رطوبت سر انگشت در آب دهان مستهلک شود.
مسأله 1583 : اگر موقعی که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده؛ باید لقمه را از دهان بیرون آورد و چنانچه عمداً فرو برد روزه اش باطل است و به دستوری که بعداً گفته خواهد شد کفاره هم بر او واجب می شود.
مسأله 1584 : اگر روزه دار سهواً چیزی بخورد یا بیاشامد؛ روزه اش باطل نمی شود.
مسأله 1585 : احتیاط واجب آن است که روزه دار از استعمال آمپول و سرمی که به جای دوا و غذا به کار می رود؛ خود داری کند؛ ولی ترزیق آمپولی که عضو را بی حس می کند اشکال ندارد. در صورتی که روزه دار مرضی داشته باشد که روزه برایش ضرر ندارد؛ ولی در روز ناچار به ترزیق آمپول و سرم است؛ در صورت ترزیق احتیاط لازم آن است که روزه آن روز را به پایان برساند و قضای آن روز را به جا آورد.
مسأله 1586 : اگر روزه دار چیزی را که لای دندان مانده است عمداً فروببرد؛ روزه اش باطل می شود؛ بلکه اگر آن چیز فاسد شده باشد به نحوی که از خبائث محسوب شود شبهه خوردن چیز حرام است و کفاره جمع در بین است.
مسأله 1587 : کسی که می خواهد روزه بگیرد لازم نیست پیش از اذان دندان هایش را خلال کند؛ ولی اگر بداند غذایی که لای دندان مانده در روز فرو می رود؛ چنانچه خلال نکند و چیزی از آن فرورود روزه اش باطل است؛ بلکه اگر فرو هم نرود باطل است برای اینکه با این علم، نیت امساک در تمام روز را نکرده است.
مسأله 1588 : فرو بردن آب دهان گرچه به واسطه خیال کردن ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد؛ روزه را باطل نمی کند؛ ولی احتیاط مستحب آن است که آن آب را فرونبرد؛ مخصوصاً در صورتی که سبب جمع شدن آب از روی عمد باشد.
مسأله 1589 : فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضای دهان نرسیده؛ اشکال ندارد. ولی اگر داخل فضای دهان شود احتیاط واجب آن است که آن را فرونبرند.
مسأله 1590 : اگر روزه دار به قدری تشنه شود که بترسد از تشنگی بمیرد؛ یا اینکه می ترسد که تشنگی به او ضرر معتنی به می رساند و یا اینکه اگر آب نخورد در مشقت شدید واقع می شود؛ می تواند به اندازه ای که از مردن، یا از ضرر تشنگی و از مشقت شدید نجات پیدا کند؛ آب بیاشامد؛ بلکه در مورد ترس از مردن و ضرر معتنی به واجب است به مقداری که از مرگ و ضرر نجات پیدا کند؛ آب بیاشامد. به هر حال در تمام این موارد روزه او باطل می شود و اگر ماه رمضان باشد باید در بقیه روز از به جا آوردن کاری که روزه را باطل می کند خود داری کند.
مسأله 1591 : جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که معمولا به حلق نمی رسد؛ در صورتی که مجرد رسیدن به حلق روزه را باطل بکند؛ اگر اتفاقاً به حلق برسد؛ روزه را باطل نمی کند؛ ولی اگر انسان از اول بداند که به حلق می رسد؛ روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را بگیرد و اگر به حلق برسد؛ کفاره هم بر او واجب است و الا فقط قضا واجب است.
مسأله 1592 : انسان نمی تواند برای ضعف، روزه را بخورد؛ ولی اگر ضعف به قدریست که معمولا نمی شود آن را تحمل کرد؛ خوردن روزه اشکال ندارد.
2 جماع
مسأله 1593 : جماع روزه را باطل می کند؛ گرچه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید.
مسأله 1594 : اگر کمتر از ختنه گاه داخل شود؛ در صورتی که منی بیرون نیاید روزه باطل نمی شود؛ مگر اینکه ختنه گاهش بریده شده باشد در این صورت احتیاط واجب آن است که به هر اندازه داخل شود؛ گرچه کمتر از ختنه گاه باشد؛ روزه اش باطل می شود.
مسأله 1595 : کسی که آلتش صحیح است؛ اگر شک کند که به اندازه ختنه گاه داخل شده یا نه، روزه او صحیح است؛ ولی اگر کسی که ختنه گاهش بریده است این شک را بکند؛ بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود و اگر این شخص شک کند که داخل شده یا نه، روزه اش صحیح است.
مسأله 1596 : اگر فراموش کند که روزه است و جماع نماید؛ یا او را به جماع مجبور نمایند به نحوی که از اختیار خارج شود؛ مثل آنکه دست و پای او را ببندند و با او جماع کنند؛ روزه او باطل نمی شود. ولی اگر او را تهدید به این کار کنند و از ترس این عمل را انجام دهد؛ گرچه گناه نکرده ولی روزه اش باطل می شود باید قضا کند.
به هر حال کسی که فراموش کرده بود که روزه است و جماع کرده؛ یا مجبور به جماع بوده؛ اگر در بین جماع یادش بیاید؛ یا دیگر مجبور نباشد؛ باید فوراً از حال جماع خارج شود و اگر خارج نشود روزه او باطل است.
3 استمنا
مسأله 1597 : اگر روزه دار استمنا کند یعنی با خود، یا با دیگری، به غیر از نزدیکی، کاری کند که منی از او بیرون آید روزه اش باطل می شود.
مسأله 1598 : اگر بی اختیار منی از او بیرون آید روزه اش باطل نیست. ولی اگر کاری کند که بی اختیار منی از او بیرون آید روزه اش باطل می شود؛ بلکه در این صورت اگر علم، یا اطمینان داشته باشد که از او منی خارج می شود؛ گرچه منی از او خارج نشود؛ روزه اش باطل می شود.
مسأله 1599 : هرگاه روزه دار بداند که در روز بخوابد محتلم می شود یعنی در خواب منی از او بیرون می آید بنا بر احتیاط مستحب نخوابد و اگر بخوابد روزه اش باطل نمی شود.
مسأله 1600 : اگر روزه دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود؛ واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیری کند.
مسأله 1601 : روزه داری که محتلم شده می تواند بول کند و به دستوری که در مسأله (73) گفته شد؛ استبراء نماید؛ اگر چه بداند به واسطه بول یا استبراء کردن؛ باقی مانده منی از مجری بیرون می آید. ولی اگر غسل کرده باشد نمی تواند استبراء یا بول کند؛ در صورتی که بداند منی بیرون می آید.
مسأله 1602 : روزه داری که محتلم شده اگر بداند منی در مجری مانده و در صورتی که پیش از غسل بول نکند بعد از غسل منی از او بیرون می آید؛ بنا بر احتیاط واجب باید پیش از غسل بول کند و اگر بعد از غسل به اختیار خود بول کند و منی از او خارج شود؛ بنا بر احتیاط واجب روزه اش باطل می شود؛ بلکه خالی از وجه نیست.
مسأله 1603 : کسی که می داند اگر عمداً منی از خود بیرون آورد روزه اش باطل می شود؛ در صورتی که به قصد بیرون آمدن منی با کسی شوخی و بازی کند؛ روزه اش باطل می شود و باید قضای آن را به جا آورد اگر چه منی از او بیرون نیاید و اگر منی بیرون آید علاوه بر قضا، کفاره نیز بر او لازم می شود و در هر دو صورت در ماه رمضان، در بقیه روز از آنچه روزه را باطل می کند؛ خود داری نماید.
مسأله 1604 : اگر روزه دار بدون قصد بیرون آمدن منی با کسی بازی و شوخی کند؛ چنانچه اطمینان دارد که منی از او خارج نمی شود؛ اگر چه اتفاقاً منی بیرون آید روزه او صحیح است؛ ولی اگر اطمینان ندارد؛ اما عادتش این بوده که با مثل چنین کاری منی از او خارج می شود؛ در صورتی که منی از او بیرون آید روزه اش باطل است.
4 دروغ بستن به خدا و پیغمبر
مسأله 1605 : اگر روزه دار به گفتن؛ یا به نوشتن؛ یا به اشاره و مانند اینها، به خدا و رسول خدا و ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام عمداً نسبت دروغ بدهد؛ اگر چه فوراً بگوید دروغ گفتم؛ یا توبه کند؛ روزه او باطل است و همچنین نسبت دروغ به سایر پیغمبران و جانشینانشان، در صورتی که دروغ به آنان برگردد به دروغ به خدا، مثلاً حکم دروغی به شریعت حضرت عیسی عَلَیْهِ السَّلَام که از طرف خداست نسبت دهد. اما اگر دروغ به شخص آن حضرت باشد به اینکه آن حضرت لباسش چنین بوده یا فلان غذا را مصرف می کرده؛ باطل شدن بنا بر احتیاط واجب است و همچنین نسبت دروغ به حضرت زهرا عَلَیْهاالسَّلَام، اگر نسبت دروغ به آن حضرت، برگردد به دروغ به خدا و رسول خدا و ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام روزه را باطل می کند و اگر به شخص آن حضرت باشد بنا بر احتیاط واجب روزه را باطل می کند.
مسأله 1606 : اگر بخواهد خبری را که نمی داند راست است یا دروغ نقل کند؛ باید از کسی که آن خبر را گفته؛ یا از کتابی که آن خبر در آن نوشته شده؛ نقل نماید؛ یا به نحو اجمال بگوید خبری به این مضمون وارد شده.
مسأله 1607 : اگر چیزی را به اعتقاد اینکه راست است از قول خدا یا پیغمبر نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده؛ روزه اش باطل نمی شود.
مسأله 1608 : اگر بداند دروغ بستن به خدا و پیغمبر روزه را باطل می کند و چیزی را که می داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعداً بفهمد آنچه را گفته راست بوده؛ روزه اش باطل است برای اینکه قصد مفطِر کرده و در ماه رمضان باید تا مغرب از آنچه روزه را باطل می کند خود داری کند و بعداً قضا نماید.
مسأله 1609 : اگر دروغی را که دیگری ساخته؛ عمداً به خدا و پیغمبر و جانشینان آن حضرت نسبت دهد؛ روزه اش باطل است؛ ولی اگر از قول کسی که آن دروغ را ساخته نقل کند؛ روزه اش باطل نمی شود.
مسأله 1610 : اگر از روزه دار بپرسند که آیا پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم چنین مطلبی فرموده؟ و او جایی که در جواب باید بگوید:
نه، عمداً بگوید:
بلی، یا جایی که باید بگوید:
بلی، عمداً بگوید:
نه، روزه اش باطل می شود.
مسأله 1611 : اگر از قول خدا یا پیغمبر حرف راستی را بگوید بعد بگوید دروغ گفتم؛ یا در شب دروغی را به آنان نسبت دهد و فردای آن که روزه می باشد بگوید آنچه در شب گفتم راست است؛ روزه اش باطل می شود.
5 رساندن غبار غلیظ به حلق
مسأله 1612 : رساندن غبار غلیظ به حلق روزه را باطل می کند؛ چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است؛ مثل آرد گندم، یا غبار چیزی باشد که خوردن آن حرام است؛ مثل خاک و بنا بر احتیاط واجب باید غباری را که غلیظ نیست؛ به حلق نرساند.
مسأله 1613 : اگر به واسطه باد، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با اینکه متوجه است؛ مواظبت نکند و به حلق برسد؛ روزه اش باطل می شود.
مسأله 1614 : احتیاط واجب آن است که روزه دار بخار غلیظ، دود سیگار، تنباکو و مانند اینها را هم به حلق نرساند.
مسأله 1615 : در صورتی که مواظبت نکند و غبار، یا بخار، یا دود و مانند اینها داخل حلق شود؛ چنانچه یقین، یا اطمینان داشته باشد که به حلق نمی رسد؛ روزه اش صحیح است و اگر در معرض رسیدن به حلق باشد؛ بنا بر احتیاط واجب آن روز را قضا کند.
مسأله 1616 : اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند؛ یا عمداً، یا بی اختیار، غبار و مانند آن به حلق او برسد؛ روزه اش باطل نمی شود. چنانچه ممکن است باید آن را بیرون آورد.
6 فرو بردن سر در آب
مسأله 1617 : اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد؛ گرچه باقی بدن او از آب بیرون باشد؛ روزه اش باطل می شود. ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقداری از سر بیرون باشد؛ روزه اش باطل نمی شود.
مسأله 1618 : اگر نصف سر را یک دفعه و نصف دیگر را دفعه دیگر، در آب فرو برد؛ به طوری که در یک آن تمام سر زیر آب نباشد؛ روزه اش باطل نمی شود
مسأله 1619 : اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، روزه اش صحیح است.
مسأله 1620 : اگر تمام سر زیر آب برود؛ ولی مقداری از موها بیرون بماند؛ روزه باطل می شود.
مسأله 1621 : احتیاط واجب آن است که سر را در گلاب که مضاف است و آب های مضاف دیگر فرونبرد. ولی در چیزهای دیگری که روان نیست اشکال ندارد.
مسأله 1622 : اگر روزه دار بی اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب بگیرد؛ یا فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد؛ روزه او باطل نمی شود.
مسأله 1623 : اگر به خیال اینکه آب سر او را نمی گیرد خود را در آب بیندازد و آب تمام سر او را بگیرد؛ روزه اش اشکال دارد. ولی اگر با اطمینان به اینکه آب سر او را نمی گیرد بوده؛ اشکال ندارد.
مسأله 1624 : اگر فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد؛ یا دیگری به زور سر او را در آب فرو برد؛ چنانچه در زیر آب یادش بیاید که روزه است؛ یا آن کس دست خود را بردارد؛ باید فوراً سر را بیرون آورد. چنانچه بیرون نیاورد؛ روزه اش باطل است.
مسأله 1625 : اگر فراموش کند که روزه است و عمداً برای غسل سر را در آب فرو برد؛ روزه و غسل او صحیح است.
مسأله 1626 : اگر بداند که روزه است و عمداً برای غسل سر را در آب فرو برد؛ چنانچه روزه او مثل روزه ماه رمضان واجب معین باشد؛ روزه و غسل، هر دو باطل است و اگر روزه مستحب باشد؛ یا روزه واجبی باشد که مثل روزه کفاره وقت معینی ندارد و شرعاً هم جایز باشد باطل کردن آن، چنانچه پیش از ظهر باشد غسل صحیح و روزه باطل می شود و اگر بعد از ظهر باشد چون باطل کردن روزه واجب جایز نیست؛ روزه و غسل باطل است.
مسأله 1627 : اگر برای آنکه کسی را از غرق شدن نجات دهد سر را در آب فرو برد؛ گرچه نجات دادن او واجب باشد؛ روزه اش باطل می شود و اگر روزه واجب معین باشد باید بقیه روز را امساک کند و قضای آن را هم بگیرد.
7 باقی ماندن بر جنابت، حیض و نفاس تا اذان صبح
مسأله 1628 : اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نکند؛ یا اگر وظیفه او تیمم است عمداً تیمم ننماید؛ روزه اش باطل است؛ در صورتی که در روز ماه رمضان یا قضای آن باشد و بنا بر احتیاط واجب در روزه های واجب دیگر، اما در روزه مستحبی ثابت نیست؛ مستحب است قبل از طلوع فجر غسل کند.
مسأله 1629 : اگر در ماه رمضان تا اذان صبح غسل نکند و تیمم هم نکند؛ ولی به جهت این باشد که دیگری اختیار از او سلب کرده و نگذارد غسل و تیمم کند؛ روزه اش صحیح است؛ ولی در صورتی که مکره باشد قضا دارد.
مسأله 1630 : کسی که جنب است و می خواهد روزه واجبی بگیرد؛ که مثل روزه ماه رمضان وقت آن معین است؛ چنانچه عمداً غسل نکند تا وقت تنگ شود؛ معصیت کرده؛ ولی واجب است تیمم کند و روزه اش صحیح است و قضا واجب نیست.
مسأله 1631 : اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک روز یادش بیاید؛ باید روزه آن روز را قضا نماید و اگر بعد از چند روز یادش بیاید؛ باید روزه هر چند روز را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید. مثلاً اگر نمی داند سه روز جنب بوده یا چهار روز، سه روز قضا کند.
مسأله 1632 : کسی که در شب ماه رمضان برای هیچکدام از غسل و تیمم وقت ندارد؛ اگر خود را جنب کند و با حالت جنابت صبح کند؛ روزه اش باطل، قضا و کفاره بر او واجب می شود. ولی اگر وقت برای تیمم دارد؛ چنانچه خود را جنب کند؛ گرچه معصیت کرده ولی باید تیمم کند و روزه اش صحیح است.
مسأله 1633 : اگر گمان کند که برای غسل وقت دارد و خود را جنب نماید و بعد بفهمد وقت تنگ بوده؛ چه جستجو کرده باشد چه نکرده؛ واجب است تیمم کند و روزه اش صحیح است.
مسأله 1634 : کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند؛ یا اطمینان دارد؛ اگر بخوابد تا اذان صبح بیدار نمی شود؛ نباید بخوابد. چنانچه بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود؛ روزه اش باطل و قضا و کفاره بر او واجب می شود.
مسأله 1635 : هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود؛ در صورتی که اطمینان به بیدار شدن قبل از اذان صبح را ندارد؛ احتیاط واجب آن است که نخوابد و اگر خوابید و تا اذان صبح بیدار نشد؛ باید قضای روزه را بگیرد و کفاره هم دارد.
مسأله 1636 : کسی که در شب ماه رمضان جنب است اگر یقین، یا اطمینان به بیدار شدن پیش از اذان صبح دارد؛ با تصمیم به اینکه بعد از بیدار شدن غسل کند؛ جایز است بخوابد و چنانچه اتفاقاً تا اذان صبح خواب بماند؛ روزه اش صحیح است.
مسأله 1637 : کسی که در شب ماه رمضان جنب است و می داند؛ یا احتمال می دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود؛ در صورتی که عادت بر بیدار شدن دارد؛ چنانچه غفلت داشته باشد که بعد از بیدار شدن باید غسل کند؛ در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند؛ قضا و کفاره بر او نیست و اگر عادت بر بیدار شدن ندارد و تا اذان صبح بخوابد؛ بنا بر احتیاط قضا و کفاره واجب است.
مسأله 1638 : کسی که در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند؛ یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود؛ چنانچه نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند؛ یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتی که بخوابد و بیدار نشود؛ روزه اش باطل است؛ قضا و کفاره دارد.
مسأله 1639 : اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند؛ یا احتمال دهد؛ در صورتی که عادت بر بیدار شدن باشد؛ به اینکه اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می شود و تصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند؛ چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود؛ باید روزه آن روز را قضا کند و اگر عادت بر بیدار شدن نبوده؛ احتیاط واجب کفاره هم هست و اگر از خواب دوم بیدار شود و برای مرتبه سوم بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود؛ قضای روزه بر او واجب و بنا بر احتیاط واجب کفاره هم واجب می شود.
مسأله 1640 : خوابی که انسان در آن محتلم شده؛ خواب اول حساب نمی شود؛ بلکه اگر از آن بیدار شود و دوباره بخوابد؛ خواب اول است و اگر بعد از آن بخوابد خواب دوم و اگر بعد از آن بخوابد خواب سوم است.
مسأله 1641 : اگر روزه دار در روز محتلم شود؛ واجب نیست فوراً غسل کند؛ گرچه بهتر است.
مسأله 1642 : هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده؛ اگر چه بداند پیش از اذان صبح محتلم شده؛ روزه اش صحیح است.
مسأله 1643 : کسی که می خواهد قضای روزه ماه رمضان را بگیرد؛ هرگاه تا اذان صبح جنب بماند؛ اگر از روی عمد نباشد و وقت وسعت داشته باشد؛ روزه او درست نیست و اگر وقت تنگ باشد؛ احتیاط واجب گرفتن روزه آن روز و عوض آن است.
مسأله 1644 : کسی که می خواهد قضای روزه ماه رمضان را بگیرد؛ اگر بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان صبح محتلم شده؛ چنانچه وقت قضای روزه تنگ است؛ مثلاً یک روز قضای ماه رمضان دارد و روز آخر شعبان است؛ بنا بر احتیاط واجب بقیه آن روز را روزه بگیرد و بعد از ماه رمضان عوض آن را به جا آورد و اگر وقت قضای روزه تنگ نیست؛ روزه باطل است.
مسأله 1645 : اگر در روزه واجب، غیر روزه ماه رمضان و قضای آن، تا اذان صبح جنب بماند ولی از روی عمد نباشد؛ چنانچه وقت آن روز معین باشد؛ مثلاً نذر کرده باشد که آن روز را روزه بگیرد؛ روزه اش صحیح است و اگر مثل روزه کفاره وقت آن معین نیست؛ احتیاط مستحب آن است که غیر از آن روز، روز دیگری را روزه بگیرد.
مسأله 1646 : اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمداً غسل نکند؛ یا اگر وظیفه او تیمم است عمداً تیمم نکند؛ روزه اش باطل است.
مسأله 1647 : اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای غسل وقت نداشته باشد؛ چنانچه بخواهد روزه واجبی بگیرد که مثل روزه ماه رمضان وقت آن معین است؛ باید تیمم نماید و بنا بر احتیاط واجب تا اذان صبح بیدار بماند و اگر بخواهد روزه مستحب یا روزه واجبی که وقت آن معین نیست بگیرد؛ مثل روزه کفاره، نمی تواند با تیمم بگیرد.
مسأله 1648 : اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای هیچکدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد؛ یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده؛ چنانچه روزه ای را می گیرد که مثل روزه ماه رمضان واجب معین باشد؛ صحیح است و اگر روزه مستحب، یا روزه واجب غیرمعین باشد؛ صحیح بودن آن خالی از اشکال نیست.
مسأله 1649 : اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود؛ یا در بین روز خون حیض یا نفاس ببیند؛ اگر چه نزدیک مغرب باشد روزه او باطل است.
مسأله 1650 : اگر زن غسل حیض یا نفاس را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز یادش بیاید؛ روزه هایی را که گرفته خالی از اشکال نیست؛ احتیاطاً آنها را قضا کند.
مسأله 1651 : اگر زن پیش از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و در غسل کردن کوتاهی کند و تا اذان غسل نکند و در وقت تنگ تیمم هم نکند؛ روزه اش باطل است؛ ولی چنانچه کوتاهی نکند؛ مثلاً منتظر باشد که حمام زنانه شود؛ اگر چه سه مرتبه بخوابد و تا اذان صبح غسل نکند؛ در صورتی که در تنگی وقت تیمم کند؛ یا اینکه از تیمم کردن هم عاجز باشد؛ روزه او صحیح است.
مسأله 1652 : اگر زنی که در حال استحاضه است غسل های خود را به تفصیلی که در احکام استحاضه در مسأله (401 و 405) گفته شد به جا آورد؛ روزه او صحیح است.
مسأله 1653 : کسی که مس میت کرده یعنی جایی از بدن خود را به بدن میت رسانده می تواند بدون غسل مس میت روزه بگیرد و اگر در حال روزه هم میت را مس کند؛ روزه او باطل نمی شود.
8 اماله کردن
مسأله 1654 : اماله کردن با چیز روان، اگر چه از روی ناچاری و برای معالجه باشد؛ روزه را باطل می کند.
9 قی کردن
مسأله 1655 : هرگاه روزه دار عمداً قی کند؛ اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد؛ روزه اش باطل می شود. ولی اگر سهواً یا بی اختیار قی کند؛ اشکال ندارد.
مسأله 1656 : اگر در شب چیزی بخورد که می داند به واسطه خوردن آن در روز، بی اختیار قی می کند؛ احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را قضا نماید.
مسأله 1657 : اگر روزه دار بتواند از قی کردن خود داری کند؛ چنانچه برای او ضرر و مشقت نداشته باشد؛ باید خود داری نماید. ولی در صورتی که موجبات قی کردن غیراختیاری فراهم شده؛ به نحوی که عرفاً گفته شود که قی کردن به اختیار او نبوده؛ لازم نیست از آن خود داری کند.
مسأله1658 : اگر مگس در گلوی روزه دار برود؛ چنانچه ممکن باشد باید آن را بیرون آورد و روزه او باطل نمی شود. ولی اگر بداند که به واسطه بیرون آوردن آن قی می کند؛ در صورتی که به حدی فرورفته باشد که به فرورفتن آن خوردن گفته نمی شود؛ واجب نیست او را بیرون آورد و روزه اش صحیح است؛ ولی اگر هنوز بَلْع حاصل نشده به نحوی که به بلعیدن آن خوردن گفته شود؛ باید آن را بیرون آورد؛ گرچه سبب قی کردن و باطل شدن روزه بشود. برای اینکه به فرو بردن گذشته بر باطل شدن روزه، چون مگس یکی از خبائث است؛ شبهه کفاره جمع است.
مسأله 1659 : اگر سهواً چیزی را فروببرد؛ اگر پیش از رسیدن به آخرین نقطه حلق یادش بیاید که روزه است؛ چنانچه ممکن باشد باید آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است و اگر از آخرین نقطه حلق گذشته باشد؛ نباید بیرون کشید.
مسأله 1660 : اگر یقین داشته باشد که به واسطه آروغ زدن چیزی از گلو بیرون می آید؛ نباید عمداً آروغ بزند؛ بلکه در صورتی که شک دارد در آروغ زدن چیزی خارج می شود؛ بنا بر احتیاط واجب ترک کند.
مسأله 1661 : اگر آروغ بزند و چیزی قهراً و بی اختیار در گلو یا دهانش بیاید؛ باید آن را بیرون بریزد و اگر بی اختیار فرورود؛ روزه اش صحیح است.
احکام چیزهایی که روزه را باطل می کنند
مسأله 1662 : اگر انسان عمداً و از روی اختیار کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ روزه او باطل می شود و چنانچه از روی عمد نباشد اشکال ندارد. ولی جنب اگر بخوابد و به تفصیلی که در مسأله (1639) گفته شد؛ تا اذان صبح غسل نکند؛ روزه او باطل است.
مسأله 1663 : اگر روزه دار سهواً یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند انجام دهد و به خیال اینکه روزه اش باطل شده عمداً دوباره یکی از آنها را به جا آورد؛ روزه او باطل می شود.
مسأله 1664 : اگر چیزی به زور در گلوی روزه دار بریزند؛ یا سر او را به زور در آب فروبرند؛ روزه او باطل نمی شود. ولی اگر مجبورش کنند که روزه خود را باطل کند؛ مثلاً به او بگویند اگر غذا نخوری ضرر جانی یا مالی به تو می زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد؛ روزه او باطل می شود؛ گرچه معصیت نکرده است.
مسأله 1665 : روزه دار نباید جایی برود که می داند؛ یا اطمینان دارد که چیزی در گلویش می ریزند؛ یا مجبورش می کنند که خودش روزه خود را باطل کند؛ اگر برود و چیزی در گلویش بریزند؛ یا از روی ناچاری کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ روزه او باطل می شود؛ بلکه اگر قصد رفتن کند گرچه نرود روزه اش باطل می شود.
آنچه برای روزه دار مکروه است
مسأله 1666 : چند چیز برای روزه دار مکروه است:
و از آن جمله: دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن و در صورتی که مزه و بوی آن به حلق می رسد کراهت شدید دارد بلکه احتیاط در ترک آن است؛ یا انجام دادن هر کاری که مانند خون گرفتن و حمام رفتن؛ باعث ضعف می شود؛ یا انفیه کشیدن اگر نداند که به حلق می رسد و اگر بداند که به حلق می رسد جائز نیست؛ یا بو کردن گیاه های معطر، ولی احتیاط در ترک نشستن زن است در آب به نحوی که آب بالا رود؛ یا استعمال شیاف؛ تر کردن لباسی که در بدن است؛ کشیدن دندان و هر کاری که به واسطه آن از دهان خون بیاید؛ یا مسواک کردن به چوب تر، بی جهت آب در دهان کردن؛ ولی کراهت در دهان گذاشتن هر چیز در دهان حتی دندان مصنوعی و عقیق معلوم نیست و نیز مکروه است انسان بدون قصد بیرون آمدن منی، زن خود را ببوسد؛ یا کاری کند که شهوت خود را به حرکت آورد و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد روزه او باطل می شود.
جاهایی که قضا و کفاره واجب است
مسأله 1667 : کسی که در ماه رمضان یکی از کارهایی که روزه را باطل می کند از روی عمد و اختیار، در صورتی که می دانسته آن کار روزه را باطل می کند؛ انجام دهد؛ مثلاً اگر بخورد یا بیاشامد؛ قضا و کفاره بر او واجب می شود. ولی در باقی ماندن جنب در شب، تفصیلی بود که در مسأله (1639) گذشت؛ در بعضی صور فقط قضا و در بعضی صور دیگر کفاره هم داشت.
مسأله 1668 : اگر به واسطه ندانستن مسأله کاری انجام دهد که روزه
1 چیزهای دیگری هم برای روزه دار مکروه است به کتاب های مفصل مراجعه شود.
را باطل می کند؛ چنانچه می توانسته مسأله را یاد بگیرد و یاد نگرفته یعنی جاهل مقصر بوده بنا بر احتیاط کفاره بر او واجب می شود. ولی در صورتی که عقیده داشته که آن کار حلال است؛ یا اینکه غفلت داشته آن کار روزه را باطل می کند؛ کفاره واجب نیست گرچه خوب است و اگر نمی توانسته مسأله را یاد بگیرد یعنی جاهل قاصر بوده کفاره بر او واجب نیست.
کفاره روزه
مسأله 1669 : کسی که کفاره روزه ماه رمضان بر او واجب است؛ باید یک بنده آزاد کند؛ یا به دستوری که در مسأله بعد گفته می شود؛ دو ماه روزه بگیرد؛ یا شصت فقیر را سیر کند؛ یا به هر کدام یک مُد که تقریباً ده سیر است طعام یعنی گندم، یا جو و مانند اینها بدهد و احتیاط بر دادن گندم یا آرد یا نان است.
بهتر، دادن دو مُد طعام به هر یک از فقراست و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد؛ احتیاط لازم آن است که هر چند مُد طعام می تواند به فقرا بدهد و اگر از دادن آن هم عاجز باشد؛ هیجده روز پی در پی روزه بگیرد و اگر از آن هم عاجز است؛ استغفار کند و احتیاط آن است که هرقدر می تواند روزه بگیرد و اگر آن را هم نمی تواند بگیرد؛ فقط به استغفار اکتفا کند؛ اگر چه مثلاً یک مرتبه بگوید:
اَسْتَغْفِرُ اللهِ و احتیاط واجب آن است که هر وقت بتواند کفاره را بدهد.
مسأله 1670 : کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگیرد؛ باید سی و یک روز آنرا پی در پی بگیرد و اگر بقیه آن پی در پی نباشد اشکال ندارد.
مسأله 1671 : کسی که می خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگیرد؛ با علم و توجه نباید موقعی شروع کند که در بین سی و یک روز، روزی باشد مثل عید قربان که روزه آن حرام است؛ ولی اگر غافل بوده؛ یا معتقد بوده که به عید تصادف نمی کند؛ اشکال ندارد.
مسأله 1672 : کسی که باید پی در پی روزه بگیرد؛ اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد؛ یا وقتی شروع کند؛ در صورتی که علم و توجه داشته باشد که در بین آن به روزی می رسد که روزه آن واجب است؛ مثلاً به روزی برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد؛ باید روزه را از سر بگیرد.
ولی اگر نمی دانسته؛ اشکال ندارد.
مسأله 1673 : اگر در بین روزهایی که باید پی در پی روزه بگیرد؛ عذر غیر اختیاری مانند حیض و نفاس، یا سفری که در رفتن آن مجبور است برای او پیش آید؛ بعد از برطرف شدن عذر واجب نیست روزها را از سر بگیرد بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر بلافاصله به جا آورد.
مسأله 1674 : اگر به چیز حرامی روزه خود را باطل کند؛ در صورتی که آن چیز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، کفاره جمع بر او واجب می شود یعنی باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام آنها یک مُد که تقریباً ده سیر است؛ طعام بدهد و احوط خصوص گندم یا آرد یا نان است و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد؛ هر کدام آنها که ممکن است باید انجام دهد و اگر آن چیز به جهتی حرام شده باشد؛ مثل خوردن غذای حلالی که برای انسان ضرر کلی دارد و نزدیکی کردن با عیال خود در حال حیض، بنا بر احتیاط واجب کفاره جمع به نحوی که بیان شد واجب می شود.
مسأله 1675 : اگر روزه دار دروغی را به خدا و پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نسبت دهد؛ بنا بر احتیاط واجب کفاره جمع واجب می شود.
مسأله 1676 : اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع کند؛ بنا بر احتیاط، بلکه خالی از قوت نیست؛ برای هر دفعه یک کفاره بر او واجب است و اگر جماع او حرام باشد؛ برای هر دفعه یک کفاره جمع واجب می شود.
مسأله 1677 : اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه غیرجماع و استمنا، کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ برای همه آنها یک کفاره کافی است.
مسأله 1678 : اگر روزه دار غیرجماع، کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نماید؛ بنا بر احتیاط، بلکه خالی از وجه نیست برای هر کدام یک کفاره واجب می شود. ولی اگر ابتدا با حلال خود جماع کند؛ سپس کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ یک کفاره کفایت می کند.
مسأله 1679 : اگر روزه دار غیرجماع کار دیگری که حلال است و روزه را باطل می کند انجام دهد؛ مثلاً آب بیاشامد و بعد کار دیگری که حرام است و روزه را باطل می کند؛ غیرجماع، انجام دهد؛ مثلاً غذای حرامی بخورد؛ یک کفاره کافی است.
مسأله 1680 : اگر روزه دار آروغ بزند و چیزی در دهانش بیاید؛ چنانچه عمداً آن را فروببرد روزه اش باطل است و باید قضای آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می شود و اگر خوردن آن حرام باشد؛ مثلاً موقع آروغ زدن خون یا غذایی که از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بیاید و عمداً آن را فرو برد؛ باید قضای آن روزه را بگیرد و بنا بر احتیاط کفاره جمع هم بر او واجب می شود.
مسأله 1681 : اگر نذر کرده که روز معینی را روزه بگیرد؛ چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل کند؛ باید یک بنده آزاد نماید؛ یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد؛ یا شصت فقیر طعام دهد.
مسأله 1682 : کسی که می تواند وقت را تشخیص دهد؛ اگر به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند و بعد بفهمد نبوده؛ قضا و کفاره بر او واجب می شود؛ مگر اینکه شرعاً به گفته او اعتماد جایز باشد؛ مثلاً دو نفر عادل گفته باشند؛ در این صورت کفاره واجب نیست فقط قضا کند.
مسأله 1683 : کسی که عمداً روزه خود را باطل کرده؛ اگر بعد از ظهرمسافرت کند؛ یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره سفر نماید؛ کفاره از او ساقط نمی شود؛ بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتی برای او پیش آمد کند بنا بر احتیاط، بلکه خالی از وجه نیست؛ کفاره بر او واجب است.
مسأله 1684 : اگر عمداً روزه خود را باطل کند و بعد عذری مانند حیض، یا نفاس، یا مرض، برای او پیدا شود؛ بنا بر احتیاط کفاره بر او واجب است.
مسأله 1685 : اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند و بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده؛ گرچه تجری کرده و در صورتی که تجری حرام باشد آن شخص فاسق می شود؛ ولی کفاره بر او واجب نیست.
مسأله 1686 : اگر شک کند که آخر ماه رمضان است یا اول شوال و عمداً روزه خود را باطل کند و بعد معلوم شود که اول شوال بوده؛ گرچه تجری کرده؛ ولی کفاره بر او واجب نیست.
مسأله 1687 : اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار استجماع کند؛ چنانچه زن را مجبور کرده باشد؛ کفاره روزه خودش و روزه زن را باید بدهد و پنجاه ضربه شلاق دارد و اگر زن به جماع راضی بوده بر هر کدام یک کفاره واجب می شود و هر کدام بیست و پنج ضربه شلاق دارند.
مسأله 1688 : اگر زنی شوهر روزه دار خود را مجبور کند که با او جماع کند؛ یا کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ واجب نیست کفاره روزه شوهر را بدهد.
مسأله 1689 : اگر روزه دار در ماه رمضان زن خود را مجبور به جماع کند و در بین جماع، زن راضی شود؛ بنا بر احتیاط واجب باید مرد دو کفاره و زن یک کفاره بدهد.
مسأله 1690 : اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود که خوابست جماع نماید؛ یک کفاره بر او واجب می شود و روزه زن صحیح است و کفاره هم بر او واجب نیست.
مسأله 1691 : اگر مرد زن خود را مجبور کند که غیرجماع، کار دیگری که روزه را باطل می کند به جا آورد؛ بر هیچیک از آنها کفاره واجب نیست.
مسأله 1692 : کسی که به واسطه مسافرت یا مرض، روزه نمی گیرد؛ نمی تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع کند؛ ولی اگر او را مجبور نماید؛ کفاره بر مرد واجب نیست.
مسأله 1693 : انسان نباید در به جا آوردن کفاره کوتاهی کند؛ ولی لازم نیست فوراً آن را به جا آورد. ولی اگر اطمینان نداشته باشد که در آتیه انجام می دهد؛ تأخیر نیندازد.
مسأله 1694 : اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نیاورد؛ چیزی بر آن اضافه نمی شود.
مسأله 1695 : کسی که باید برای کفاره افطار عمدی یک روز، شصت فقیر را طعام دهد؛ نمی تواند به هر کدام آنها بیشتر از یک مُد طعام، که تقریباً ده سیر است؛ طعام بدهد؛ یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید. ولی چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به عیالات خود می دهد؛ یا به آنها می خوراند؛ می تواند برای هر یک از عیالات فقیر، اگر چه صغیر باشند؛ یک مُد به آن فقیر بدهد.
مسأله 1696 : کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته؛ اگر بعد از ظهر عمداً کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ باید به ده فقیر هر کدام یک مُد، که تقریباً ده سیر است؛ طعام بدهد و اگر نمی تواند سه روز روزه بگیرد و احتیاط آن است که سه روز پی در پی باشد.
جاهایی که فقط قضای روزه واجب است
مسأله 1697 : در چند مورد فقط قضای روزه بر انسان واجب می شود و کفاره واجب نیست:
اول:
آنکه در شب اول ماه رمضان جنب شود و در خواب دوم به تفصیلی که در مسأله (1639) گفته شد؛ تا اذان صبح بیدار نشود.
دوم:
جنبی که در ماه رمضان غسل را فراموش کند و با حال جنابت یک روز، یا چند روز، روزه بگیرد.
چنانچه در مسأله (1631) گذشت.
سوم:
گذشت در مسأله (1629) کسی که مکره باشد و نتواند تا اذان صبح غسل و تیمم کند؛ روزه اش صحیح است ولی باید قضای آن را به جا آورد.
چهارم:
عملی که روزه را باطل می کند به جا نیاورد؛ ولی نیت روزه نکند؛ یا ریا کند؛ یا قصد کند که روزه نباشد؛ یا قصد کند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد.
پنجم:
آنکه در ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده و نیز اگر بعد از تحقیق، یا اینکه گمان دارد که صبح شده؛ کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده؛ قضای آن روز بر او واجب است؛ بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند صبح شده یا نه، یا ظن پیدا کند به آنکه صبح نشده و کاری که روزه را
باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده؛ احتیاط واجب آن است که قضای روزه آن روز را به جا آورد.
ششم:
آنکه کسی بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده است.
هفتم:
آنکه کسی بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین، یا اطمینان پیدا نکند؛ یا خیال کند شوخی می کند و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم:
آنکه کور و مانند آن، به گفته کس دیگر افطار کند؛ در صورتی که از گفته آن کس اطمینان پیدا کرده باشد؛ بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
نهم:
آنکه در هوای صاف به واسطه تاریکی یقین، یا اطمینان پیدا کند که مغرب شده و افطار کند؛ بعد معلوم شود مغرب نبوده و اگر شک داشته باشد که مغرب شده و افطار کند بعد معلوم شود مغرب نبوده؛ کفاره هم واجب است؛ ولی اگر در هوای ابر، به گمان اینکه مغرب شده؛ در صورتی که به حد اطمینان برسد و افطار کند؛ بعد معلوم شود که مغرب نبوده؛ قضا لازم نیست.
دهم:
آنکه برای خنک شدن؛ یا بی جهت، مضمضه کند یعنی آب در دهان بگرداند و بی اختیار فرورود. ولی اگر فراموش کند که روزه است و آن را فرودهد؛ یا برای وضو مضمضه کند؛ در صورتی که مضمضه برای وضو واجب باشد و بی اختیار فرورود؛ قضا بر او واجب نیست. ولی در صورتی که در وضو نماز مستحب باشد؛ احتیاط اینست که قضا نماید.
مسأله 1698 : اگر غیرآب چیز دیگری را در دهان ببرد و بی اختیار فرورود؛ یا آب داخل بینی کند
و بی اختیار فرورود؛ قضا بر او واجب نیست.
مسأله 1699 : مضمضه زیاد برای روزه دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد؛ بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد؛ در صورتی که بداند بعد از سه مرتبه ریختن؛ آب خارج در دهان نیست و الا باید به قدری آب دهان را بیرون بریزد تا یقین، یا اطمینان پیدا کند که آب خارج در دهان باقی نمانده.
مسأله 1700 : اگر انسان بداند؛ یا اطمینان داشته باشد که به وسیله مضمضه بی اختیار، یا از روی فراموشی آب وارد گلو می شود؛ نباید مضمضه کند.
مسأله 1701 : اگر در ماه رمضان بعد از تحقیق یقین، یا اطمینان پیدا کند که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ بعد معلوم شود صبح بوده؛ قضا لازم نیست.
مسأله 1702 : اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمی تواند افطار کند؛ ولی اگر شک کند که صبح شده یا نه، یا گمان نماید که صبح نشده؛ پیش از تحقیق هم می تواند کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد. ولی در صورتی که ممکن باشد فحص و تحقیق کند؛ احتیاط واجب آن است که قبل از فحص کاری که روزه را باطل می کند انجام ندهد.
احکام روزه قضا
مسأله 1703 : اگر دیوانه عاقل شود؛ واجب نیست روزه های وقتی را که دیوانه بوده قضا نماید.
مسأله 1704 : اگر کافر مسلمان شود؛ واجب نیست روزه های وقتی را که کافر بوده قضا نماید. ولی اگر پیش از ظهر مسلمان شده و چیزی که روزه را باطل می کند به جا نیاورده؛ احتیاط آن است که آن روز را روزه باشد و اگر ترک نمود قضا نماید.
مسأله 1705 : روزه ای که از انسان به واسطه مستی فوت شده باید قضا نماید؛ اگر چه چیزی را که به واسطه آن مست شده برای معالجه خورده. ولیدر جایی که نیت روزه کرده باشد و مست شده و در حال مستی روزه را تمام کرده؛ احتیاط واجب آن است که آن روز را قضا کند.
مسأله 1706 : اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند چه وقت عذر او برطرف شده؛ واجب نیست مقدار بیشتری را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضا نماید. مثلاً کسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم ماه رمضان از سفر برگشته یا ششم، یا اینکه در آخرهای ماه رمضان مسافرت کرده و بعد از ماه رمضان برگشته؛ نمی داند که بیست و پنجم ماه مسافرت کرده یا بیست و ششم، در هر دو صورت می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضا کند؛ ولی در صورتی که عدد روزهای قضا شده را می دانسته بعد فراموش کرده؛ احتیاط آن است که مقدار بیشتر را قضا کند.
مسأله 1707 : اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد؛ قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد. ولی اگر وقت قضای ماه رمضان آخرتنگ باشد؛ مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز همبه ماه رمضان مانده است؛ اول قضای ماه رمضان آخر را بگیرد.
مسأله 1708 : اگر قضای روزه چند ماه رمضان بر او واجب شده؛ بنا بر احتیاط، گرچه به طور اجمال باشد؛ باید تعین کند.
مخصوصاً اگر تأخیر یکی از آنها کفاره داشته. مثلاً نیت کند اولین روزه قضایی که بر من واجب شده؛ یا آخرین آن را به جا می آورم.
مسأله 1709 : کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته؛ اگر وقت قضای روزه او تنگ نباشد می تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل کند.
مسأله 1710 : اگر قضای روزه میتی را گرفته باشد؛ احتیاط واجب آنست که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.
مسأله 1711 : اگر به واسطه مرض، یا حیض، یا نفاس، روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن ماه رمضان بمیرد؛ لازم نیست روزه هایی را که نگرفته برای او قضا کنند.
مسأله 1712 : اگر به واسطه مرضی روزه ماه رمضان را نگیرد و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد؛ قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست. باید برای هر روز یک مُد، که تقریباً ده سیر است؛ طعام به فقیر بدهد و احوط دادن گندم، آرد، یا نان است؛ ولی اگر به واسطه عذر دیگری، مثلاً برای مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعد باقی بماند؛ روزه هایی را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط واجب آن است که برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1713 : اگر به واسطه مرضی روزه ماه رمضان را نگیرد و بعد از ماه رمضان مرض او برطرف شود؛ ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد قضای روزه را بگیرد؛ باید روزه هایی را که نگرفته قضا نماید و نیز اگر در ماه رمضان غیرمرض، عذر دیگری داشته باشد و بعد از ماه رمضان آن عذر برطرف شود و تا ماه رمضان بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد؛ روزه هایی را که نگرفته باید قضا کند و در هر دو صورت احتیاط آن است که برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1714 : اگر در ماه رمضان به واسطه عذری روزه نگیرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود و تا ماه رمضان آینده عمداً قضای روزه را نگیرد؛ باید روزه را قضا کند و برای هر روز یک مُد طعام هم به فقیر بدهد و احتیاط واجب آن است که گندم، یا آرد، یا نان باشد.
مسأله 1715 : اگر در قضای روزه کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی عذری پیدا کند؛ باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد. گذشت احتیاط آن است که گندم، یا آرد، یا نان باشد.
ولی اگر موقعی که عذر دارد تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر، روزه های خود را قضا کند و پیش از آنکه قضا نماید؛ در تنگی وقت عذر پیدا کند؛ قضا کافیست و احتیاط واجب آن است که برای هر روز یک مُد طعام نیز به فقیر بدهد.
مسأله 1716 : اگر مرض انسان چند سال طول بکشد؛ بعد از آنکه خوب شد باید قضای رمضان آخر را، به مقداری که پس از خوب شدن بتواند؛ قضا کند و برای هر روز از سال های پیش یک مُد طعام، بنا بر احتیاط گندم، یا آرد، یا نان باشد؛ به فقیر بدهد.
مسأله 1717 : کسی که باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد؛ می تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسأله 1718 : اگر قضای روزه ماه رمضان را چند سال تأخیر بیندازد؛ باید قضا را بگیرد و برای هر روز یک طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1719 : اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگیرد؛ باید قضای آن را به جا آورد و برای هر روز دو ماه روزه بگیرد؛ یا به شصت فقیر طعام بدهد؛ یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا ماه رمضان آینده قضای آن روز را به جا نیاورد؛ برای هر روز یک مُد طعام بدهد.
مسأله 1720 : اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگیرد و در روز مکرر جماع یا استمنا کند؛ بنا بر احتیاط واجب کفاره هم مکرر می شود. ولی اگر چند مرتبه کار دیگری را که روزه را باطل می کند انجام دهد؛ مثلاً چند مرتبه غذا بخورد؛ یک کفاره کافی است.
مسأله 1721 : بعد از مرگ پدر و در مرگ مادر بنا بر احتیاط واجب، پسر بزرگتر باید قضای نماز و روزه آنان را به تفصیلی که در مسأله (1399) گفته شد؛ به جا آورد.
مسأله 1722 : اگر پدر و مادر غیر از روزه ماه رمضان، روزه واجب دیگری را مانند روزه نذر نگرفته باشند؛ احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.
احکام روزه مسافر
مسأله 1723 : مسافری که باید نمازهای چهار رکعتی را در سفر دو رکعت بخواند؛ نباید روزه بگیرد و مسافری که نمازش را تمام می خواند؛ مثل کسی که شغلش مسافرت، یا سفر او معصیت است؛ باید در سفر روزه بگیرد.
مسأله 1724 : اساساً سفر در ماه رمضان مکروه است مگر اینکه سفر برای حج، یا عمره، یا به جهت ضرورتی باشد و از مرسل علی بن اسباط استفاده می شود که بعد از بیست و سوم ماه سفر کراهت ندارد.
مسأله 1725 : اگر غیر روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد؛ مثلاً نذر کرده باشد روز معینی را روزه بگیرد؛ تا ناچار نشود بنا بر احتیاط واجب در آن روز مسافرت نکند و اگر در سفر باشد چنانچه ممکن است بنا بر احتیاط واجب باید قصد کند ده روز در جایی بماند و آن روز را روزه بگیرد.
مسأله 1726 : اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند؛ نمی تواند آن را در سفر به جا آورد. ولی چنانچه نذر کند که روز معینی را در سفر روزه بگیرد؛ باید آن را در سفر به جا آورد و نیز اگر نذر کند روز معینی را چه مسافر باشد یا نباشد روزه بگیرد؛ باید آن روز اگر چه مسافر باشد روزه بگیرد.
مسأله 1727 : مسافر می تواند برای خواستن حاجت سه روز در مدینه طیبه روزه مستحبی بگیرد و از صحیح معاویة بن عمار، استفاده می شود که آن سه روز چهار شنبه، پنج شنبه و جمعه باشد؛ آن هم با کیفیت خاصی، به وسائل الشیعه باب (11) ابواب نماز مسافر مراجعه شود.
مسأله 1728 : کسی که نمی داند روزه مسافر باطل است؛ اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مسأله را بفهمد؛ روزه اش باطل می شود و اگر تا مغرب نفهمد؛ روزه اش صحیح است.
مسأله 1729 : اگر فراموش کند که مسافر است؛ یا فراموش کند که روزه مسافر باطل می باشد و در سفر روزه بگیرد؛ روزه او باطل است.
مسأله 1730 : اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید؛ باید روزه خود را تمام کند و اگر پیش از ظهر مسافرت کند؛ وقتی به حد ترخص به تفصیلی که در نماز مسافر گذشت برسد؛ باید نیت روزه نداشته باشد و اگر پیش از آن روزه را باطل کند کفاره بر او واجب می شود و اگر قبل از ظهر به وطن برگردد؛ در صورتی که مفطر به جا نیاورده باشد؛ به حد ترخص که رسید باید نیت روزه نماید و روزه اش صحیح است.
مسأله 1731 : اگر مسافر پیش از ظهر به وطنش برسد؛ یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آنجا بماند؛ چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده؛ باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده؛ نمی تواند آن روز را روزه باشد.
مسأله 1732 : اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد؛ یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آنجا بماند؛ نباید آن روز را روزه بگیرد.
مسأله 1733 : مسافر و کسی که از روزه گرفتن عذر دارد؛ مکروه است در روز ماه رمضان جماع نماید و ابوالصلاح حلبی آن را حرام دانسته و مکروه است در خوردن و آشامیدن کاملاً خود را سیر کند.
کسانی که روزه بر آنها واجب نیست
مسأله 1734 : کسی که به واسطه پیری نمی تواند روزه بگیرد؛ یا برای او مشقت دارد؛ روزه بر او واجب نیست؛ بلکه در صورتی که روزه برایش ضرر معتنی به داشته باشد؛ جایز نیست و در صورتی که روزه برایش مشقت دارد؛ برای هر روز یک مُد طعام، به نحوی که در مسائل گذشته بیان شد؛ به فقیربدهد؛ بلکه در صورتی که نمی تواند روزه بگیرد بنا بر احتیاط واجب یک مُد طعام به فقیر بدهد.
مسأله 1735 : کسی که به واسطه پیری روزه نگرفته؛ اگر بعد از ماه رمضان بتواند بدون زحمت و مشقت روزه بگیرد؛ باید بنا بر احتیاط قضای روزه هایی را که نگرفته به جا آورد.
مسأله 1736 : اگر انسان مرضی دارد که زیاد تشنه می شود و نمی تواند تشنگی را تحمل کند؛ یا برای او مشقت و زحمت دارد؛ روزه بر او واجب نیست و در صورت دوم، بلکه در صورت اول، بنا بر احتیاط واجب برای هر روز، یک مُد طعام به فقیر بدهد. مکرر گذشت احتیاط دادن گندم، یا آرد، یا نان است و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقداری که ناچار است آب نیاشامد و چنانچه بتواند بدون زحمت و مشقت روزه بگیرد؛ باید روزه هایی را که نگرفته قضا کند.
مسأله 1737 : زنی که زاییدن او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد؛ روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد؛ روزه بر او واجب نیست و بنا بر احتیاط واجب برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید.
مسأله 1738 : زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است؛ چه مادر بچه، یا دایه او باشد؛ یا بی اجرت شیر دهد؛ اگر روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد؛ روزه بر او واجب نیست و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و نیز اگر برای خودش ضرر دارد؛ روزه بر او واجب نیست و بنا بر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت روزه هایی را که نگرفته باید قضا نماید. ولی اگر کسی پیدا شود که بی اجرت بچه را شیر دهد؛ یا برای شیر دادن بچه از پدر یا مادر بچه، یا از کسی دیگر که اجرت او را بدهد؛ اجرت بگیرد؛ واجب است بچه را به او بدهد و روزه بگیرد.
راه ثابت شدن اول ماه
مسأله 1739 : اول ماه به پنج چیز ثابت می شود:
اول:
آنکه خود انسان ماه را ببیند.
دوم:
آنکه عده ای که از گفته آنان یقین، یا اطمینان پیدا می شود؛ بگویند:
ماه را دیده ایم.
سوم:
آنکه دو مرد عادل بگویند که در شب ماه را دیده ایم؛ در صورتی که به نحوی باشد که مورد قبول باشد.
مثلا اگر در هوا علتی باشد.
ولی اگر هوا صاف و بی گرد و خاک باشد بعید است در شهری غیر از این دو نفر نبینند؛ در این صورت اول ماه به گفته آنان ثابت نمی شود و همچنین شرط است که شهادتشان بر خلاف واقع نباشد؛ مثل اینکه هر دو، یا یکی از آن دو، بگویند که دایره ماه داخل به طرف افق بوده. ولی اگر اختلاف در شهادتشان در تشخیص بعضی خصوصیات ماه باشد؛ شهادتشان مقبول است؛ مثل اینکه یکی بگوید ماه بلند بود
و دیگری بگوید بلند نبوده است.
چهارم:
آنکه سی روز از اول ماه شعبان بگذرد که به واسطه آن اول ماه رمضان ثابت می شود و سی روز از اول ماه رمضان بگذرد که به واسطه آن اول ماه شوال ثابت می شود.
پنجم:
آنکه حاکم شرع یعنی مجتهد جامع الشرایط حکم کند که اول ماه است.
مسأله 1740 : اگر حاکم شرع حکم کند که اول ماه است؛ کسی هم که تقلید او را نمی کند باید به حکم او عمل نماید. ولی کسی که می داند حاکم اشتباه کرده نمی تواند به حکم او عمل نماید.
مسأله 1741 : اول ماه با پیشگویی منجمین ثابت نمی شود. ولی اگر انسان از گفته آنان یقین، یا اطمینان پیدا کند؛ باید به آن عمل کند.
مسأله 1742 : بلند بودن ماه، یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمی شود که شب پیش، شب اول ماه بوده است.
مسأله 1743 : اگر ماه رمضان برای کسی ثابت نشود و روزه نگیرد؛ چنانچه دو مرد عادل بگویند که شب پیش ماه را دیده ایم؛ باید روزه آن روز را قضا نماید و اگر در همان روز ثابت شود؛ باید بقیه روز را هم امساک نماید.
مسأله 1744 : اگر در شهری اول ماه ثابت شود برای مردم شهر دیگر فایده ندارد؛ مگر آنکه آن دو شهر با هم نزدیک باشند؛ یا انسان بداند که افق آنها یکی است؛ یا اینکه بداند در شهری که ماه دیده شده آفتاب زودتر از شهری که در اوست غروب می کند.
برای اینکه اگر ماه در شهری که در قسمت شرقیست رؤیت شود؛ حتماً در شهری که در قسمت غربیست قابل رؤیت است.
مسأله 1745 : اول ماه به تلگراف ثابت نمی شود؛ مگر دو شهری که از یکی به دیگری تلگراف کرده اند نزدیک، یا هم افق باشند؛ یا در شهری که ماه دیده شده آفتاب زودتر غروب کند و انسان بداند که تلگراف از روی حکم حاکم شرع، یا شهادت دو مرد، یا از راه دیگری که شرعاً معتبر است؛ بوده است.
مسأله 1746 : روزی را که انسان نمی داند آخر ماه رمضان است یا اول ماه شوال، باید روزه بگیرد.
ولی اگر در بین روز، ولو نزدیک مغرب، بفهمد که اول شوال است؛ باید افطار کند.
مسأله 1747 : اگر زندانی نتواند به ماه رمضان یقین کند؛ باید به گمان عمل نماید و اگر آن هم ممکن نباشد؛ هر ماهی را که روزه بگیرد صحیح است؛ ولی باید بعد از یازده ماه از ماهی که احتمال می داده ماه رمضان بوده و روزه گرفته؛ دوباره یک ماه روزه بگیرد؛ مگر اینکه بعد گمان پیدا کند؛ که باید بدان عمل کند.
روزه های حرام و مکروه
مسأله 1748 : روزه عید فطر و عید قربان حرام است و نیز روزی را که انسان نمی داند آخر شعبان است یا اول ماه رمضان، اگر به نیت اول ماه رمضان روزه بگیرد؛ حرام می باشد.
مسأله 1749 : اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبی حق شوهرش از بین برود؛ روزه او حرام است و همچنین اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبی نهی کند؛ بنا بر احتیاط واجب روزه نگیرد؛ گرچه حق شوهر از بین نرود. احتیاط مستحب آن است که بدون اجازه شوهر روزه مستحبی نگیرد.
لازم نیست اجازه خصوصی به جهت گرفتن روزه بگیرد؛ اگر اجازه عمومی داشته باشد کفایت می کند
مسأله 1750 : روزه مستحبی اولاد، اگر سبب اذیت پدر و مادر، یا جد بنا بر احتیاط واجب، شود حرام است؛ بلکه احتیاط واجب آن است که اگر نهی کنند و نهی آنان جهت عقلایی داشته باشد؛ روزه نگیرند گرچه اذیت هم نشوند.
مسأله 1751 : اگر پسر یا دختر بدون اجازه پدر روزه مستحبی بگیرد و در بین روزه پدر او را نهی کند؛ باید افطار کند.
مسأله 1752 : کسی که می داند روزه برای او ضرر ندارد؛ اگر چه دکتر بگوید:
ضرر دارد؛ باید روزه بگیرد و کسی که یقین، یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد؛ اگر چه دکتر بگوید:
ضرر ندارد؛ باید روزه نگیرد و اگر بگیرد صحیح نیست؛ مگر اینکه بتواند قصد قربت کند در صورتی که واقعاً روزه برایش ضرر نداشته؛ بعید نیست روزه اش صحیح باشد.
مسأله 1753 : اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال ترس برای او پیدا شود؛ چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد؛ نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست؛ مگر اینکه چنانچه گذشت بتواند قصد قربت کند و بعد معلوم شود که ضرر نداشته؛ بعید نیست روزه اش صحیح باشد.
مسأله 1754 : کسی که عقیده اش اینست که روزه برای او ضرر ندارد؛ اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر داشته؛ در صورتی که ضرر معتنی به داشته باید قضای آن را به جا آورد.
مسأله 1755 : غیر از روزه هایی که گفته شد؛ روزه های حرام دیگری هم هست که در کتاب های مفصل گفته شده است.
مسأله 1756 : روزه عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه، یاعید قربان است؛ مکروه است.
روزه های مستحب
مسأله 1757 : روزه تمام روزهای سال، غیر از روزه های حرام و مکروه که گفته شد و در کتاب های مفصل بیان شده؛ مستحب است و برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله:
1 پنج شنبه اول و پنج شنبه آخر ماه و چهار شنبه اولی که در دهه دوم ماه است.
گرچه این کیفیت فضیلت بیشتری دارد ولی گرفتن سه روز روزه در هر ماه به غیر این کیفیت هم فضیلت دارد. در خبر است سه روز روزه گرفتن در هر ماه برابر روزه دهر است و وسوسه، کینه، غضب و غیظ قلب را از بین می برد و اگر کسی در آن سه روز که فضیلت زیاد دارد به جا نیاورد؛ مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگیرد؛ مستحب است برای هر روز یک مُد طعام، یا یک درهم که (6 / 12) نقره است؛ به فقیر بدهد.
2 ایام البیض هر ماه که سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه است.
3 تمام ماه رجب و شعبان و بعضی از این دو ماه گرچه یک روز باشد.
4 روز مبعث حضرت رسول اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم (27 رجب).
5 روز چهارم تا نهم شوال.
6 روز بیست و پنجم ذیقعده.
7 روز اول تا نهم ذیحجه (روز عرفه). ولی اگر به واسطه ضعف روزه در عرفه، نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند؛ روزه آن روز مکروه است.
8 عید سعید غدیر (18 ذیحجه).
9 روز مباهله (24 ذیحجه).
10 روز اول، سوم و هفتم محرم.
11 میلاد مسعود پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ
وَ آلِه وَ سَلَّم (17ربیع الاول).
12 پانزدهم جمادی الاولی.
13 روز عید نوروز.
استحباب روزه در بعضی روزهایی که در اینجا ذکر شد؛ ثابت نیست. شایسته است به امید ثواب به جا آورد و اگر کسی روزه مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر رساند؛ گرچه بعد از زوال ظهر مکروه است روزه را باطل کند و اگر مؤمنی او را به غذا دعوت کند؛ مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.
مواردی که مستحب است انسان از کارهایی که روزه را باطل می کند خود داری نماید
مسأله 1758 : برای شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نیستند از کاری که روزه را باطل می کند؛ خود داری نمایند:
اول:
مسافری که در سفر کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش، یا جایی که می خواهد ده روز بماند برسد.
دوم:
مسافری که بعد از ظهر به وطنش، یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برسد.
سوم:
مریضی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد.
چهارم:
مریضی که بعد از ظهر خوب شود.
پنجم:
زنی که در بین روز از خون حیض یا نفاس، پاک شود.
ششم:
کافری که بعد از ظهر مسلمان شود؛ یا قبل از ظهر مسلمان شود؛ در صورتی که قبل از مسلمان شدن چیزی که روزه را باطل می کند به جا آورده باشد و الا احتیاط لازم آن است که بقیه روز را امساک کند.
مسأله 1759 : مستحب است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند. ولی اگر کسی منتظر او است؛ یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب نماز بخواند؛ بهتر است اول افطار کند؛ ولی به قدری که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن به جا آورد.
