آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

مسأله 2858 : از لوازم ایمان به دین و مذهب و احکام الهی اینست که شخص مؤمن گذشته از انجام واجبات و ترک محرمات، راضی به ترک واجبات و انجام محرمات نباشد بلکه لازم است قلباً از ترک واجبات و انجام محرمات کراهت داشته باشد.
معلوم است که این وضع مربوط به امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه از لوازم ایمان است.

مسأله 2859 : از آنچه در مسأله گذشته ذکر شد برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است؛ با تأثیر مرتبه پایین تر نوبت به مرتبه بعدی نمی رسد برای این که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر اینست که طرف وادار به انجام معروف و ترک منکر شود. پس هرگاه مجرد اظهار کراهت و انزجار نسبت به خلافی که از طرف واقع شد سبب شود که طرف از عمل خلاف بازایستد؛ وظیفه امر به معروف و نهی از منکر انجام شده نیازی به مرتبه بعدی و گفتن به زبان مثلاً نیست.

مسأله 2860 : مرتبه اول:

اشاره

اینست که انسان با معصیت کار طوری برخورد کند که طرف بفهمد برای کار خلاف او این نحو برخورد با او شده مثل این که چشم یا صورت یا بدنش را از او برگرداند؛ یا با چهره عصبانیت با او برخورد کند؛ یا ترک رفت و آمد با او کند و از او اعراض کند و مانند این کارها بهنحوی باشد که بفهمد این کارها برای اینست که او معصیت می کند.

مسأله 2861 : هرگاه انسان بداند؛ یا احتمال عقلایی دهد که با این کارها و مانند آن معصیت کار از معصیت باز می ایستد؛ واجب را انجام می دهد و حرام را ترک می کند؛ به همین اندازه اکتفا کند.
درست نیست از مرتبه بعدی استفاده کند.

مسأله 2862 : چنانچه بیان شد مرتبه اول درجاتی دارد هرگاه به درجه اول مثل این که چشم یا صورتش را از معصیت کار برگرداند غرض حاصل می شود درست نیست از درجه بعدی مثلاً با قهر و عصبانیت با او برخورد کند یا رفت و آمد را با او ترک کند؛ خصوصاً اگر طرف کسی باشد که به این نحو برخورد هتک می شود.

مسأله 2863 : مرتبه دوم:

اشاره

امر و نهی زبانی است.
با احتمال تأثیر و بودن شرایط دیگر که گفته شد واجب است نهی کند کسی را که معصیت می کند و امر کند کسی که واجب را ترک می کند.

مسأله 2864 : این مرتبه هم درجاتی دارد هرگاه بشود با حسن خلق و گفتار زیبا و نرم طرف را وادار به انجام واجب و ترک حرام نمود از کلمات زننده و تند استفاده نکند و هرگاه بشود با موعظه و نصیحت و بیان مصالح انجام واجب و مفاسد ارتکاب حرام او را به انجام واجب وادار و از ترک حرام بازدارد از درجه بعدی استفاده نکند.

مسأله 2865 : هرگاه بداند گفتار نرم، موعظه، نصیحت و بیان مصالح و مفاسد که در مسأله گذشته اشاره شد تأثیر ندارد ولی احتمال می دهد گفتن با امر و نهی مؤثر است لازم است امر و نهی کند و هرگاه احتمال دهد اگر امر و نهی با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت توأم باشد تأثیر دارد لازم است این کار را انجام دهد ولی نباید در این راستا دروغ و معصیتی دیگر مرتکب شود.

مسأله 2866 : جایز نیست برای جلوگیری از معصیت یا انجام دادن واجب از گناه استفاده کند؛ مثل این که با فحش، ناسزا، اهانت، دروغ و مانند آنها بخواهد امر به معروف و نهی منکر کند؛ مگر این که مثلاً معصیتی که انجام می دهد از گناهان بزرگ باشد که مورد اهتمام شریعت مقدسه است و به هیچ وجه راضی نیست انجام شود مثل این که طرف می خواهد مؤمن بی گناهی را بی جهت بکشد در این گونه موارد برای جلوگیری از این عمل زشت از هر وسیله ای که اشاره شد باید استفاده کرد.

مسأله 2867 : هرگاه طرف معصیت را ترک نمی کند؛ یا واجب را بجا نمی آورد مگر این که انسان جمع کند بین مرتبه اول و دوم، لازم است این کار را بکند مثلاً ترک معاشرت و اعراض کند و با چهره عبوس و مانند اینها باشد و امر و نهی لفظی هم داشته باشد؛ خلاصه به هر نحوی که بتوان معصیت کار را از معصیت بازداشت لازم است به کار برده شود.

مسأله 2868 : مرتبه سوم:

اشاره

توسل به زور است.
هرگاه از راه هایی که گفته شد نشود طرف را از معصیت بازداشت یا او را به انجام واجب وادار کرد بلکه اصرار بر معصیت دارد هرگاه انسان بداند؛ یا اطمینان داشته باشد که زدن و مانند آن مؤثر است؛ در صورتی که از ضرر به خود و مال ارزشمند و عرض خود یا مسلمان دیگری محفوظ باشد می تواند بزند به مقداری که ترک معصیت کند یا واجب را انجام دهد ولی منجر به جراحت و قتل نشود و احتیاط واجب در مورد زدن و مانند آن استجازه از مجتهد جامع الشرایط است.

مسأله 2869 : هرگاه برای جلوگیری از معصیتی اگر احتمال بدهد که زدن منجر به جرح یا قتل می شود بنا بر احتیاط واجب در زمان غیت کبری کهدسترسی به ولی امر مسلمین (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست با اذن مستقیم مجتهد جامع الشرایط باشد و هرگاه در معرض جرح و قتل باشد جایز نیست زدن مگر با اذن مستقیم مجتهد جامع الشرایط در صورتی که سایر مراتب امر به معروف و نهی از منکر موجود باشد.

مسأله 2870 : هرگاه انسان می تواند بین شخص و معصیت حائل شود که معصیت نکند لازم است مانع شود در صورتی که شرایط دیگر باشد و محذور آن کمتر از چیزهای دیگر باشد.

مسأله 2871 : هرگاه جلوگیری از گناه شخصی توقف داشته باشد که دست گناهکار را بگیرد یا او را از محل گناه بیرون کند؛ یا در چیزی که به آن معصیت می کند تصرف کند جایز است بلکه لازم است عمل کند در صورتی که سایر شرایط باشد.

مسأله 2872 : هرگاه عملی که شخص انجام می دهد مورد اهتمام شریعت مقدسه است و به هیچ وجه راضی به تحقق آن نیست مثل این که می خواهد مؤمن بی گناهی را بکشد؛ به هر نحو ممکن باید از او جلوگیری کند بلکه هرگاه ممکن نباشد دفاع از کشتن مظلوم مگر به کشتن ظالم در صورتی که محفوظ از ضرر خود و عیالات باشد با اجازه مستقیم مجتهد جامع الشرایط می تواند او را بکشد ولی باید صددرصد مراعات احتیاط بشود به این که هرگاه ممکن باشد جلوگیری ظالم از کشتن مؤمن بی گناه به نحو دیگر ولو با مشقات زیاد و تحمل شداید، باید از آن استفاده کند و هرگاه راه منحصر به جرح و قتل باشد اگر از حد تجاوز کند معصیت کرده و احکام متجاوز از حد بر او جاری می شود.

مسأله 2873 : گرچه فرموده اند هرگاه کسی بخواهد با زنی زنا کند؛ یا با پسری لواط نماید و بدون این که او را بکشند جلوگیری ممکن نباشد کشتن او جایز است؛ ولی این حکم به نحو کلی حتی در موردی که جریمه فاعل یا مفعول کشتن نباشد؛ ثابت نیست.