آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
نجاسات
نجاسات
اشاره
مسأله 84 : نجاسات یازده چیز است:
اول:
بول.
دوم:
غائط.
سوم:
مَنی.
چهارم:
مردار.
پنجم:
خون.
ششم و هفتم:
سگ و خوک.
هشتم:
کافر.
نهم:
شراب.
دهم:
فُقّاع.
یازدهم:
عرق حیوان نجاست خوار.
1 و 2 بول و غائط
مسأله 85 : بول و غائط انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد یعنی اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می کند نجس است و بنا بر احتیاط واجب باید از بول و غائط حیوان حرام گوشتی که خون آن جستن نمی کند؛ مانند ماهی حرام گوشت، اجتناب کرد. ولی فضله ی حیوانات کوچک، مثل پشه و مگس که گوشت ندارند؛ یا گوشت کمی که به آن اعتناء نمی شود داشته باشند؛ پاک است.
مسأله 86 : بنا بر احتیاط واجب باید از فضله پرندگان حرام گوشت، خصوصاً از فضله خفاش، مخصوصاً از بول آن اجتناب کرد.
مسأله 87 : بول و غائط حیوان نجاست خوار نجس است و همچنین است بول و غائط حیوانی که انسان آن را وطی کرده یعنی با آن نزدیکی نموده و گوسفند، بلکه بنا بر احتیاط هر حیوان حلال گوشت، که گوشت آن از خوردن شیر خوک محکم شده است.
3 مَنی
مسأله 88 : مَنی حیوانی که خون جهنده دارد نجس است.
4 مُردار
مسأله 89 : مردار حیوانی که خون جهنده دارد نجس است؛ چه خودش مرده باشد؛ یا به غیر دستوری که در شرع معین شده آن را کشته باشند و ماهی چون خون جهنده ندارد اگر چه در آب بمیرد؛ پاک است.
مسأله 90 : چیزهایی از حیوانی که نجس العین نیست؛ مثل پشم، مو، کرک و استخوان پاک است؛ ولی چون در دندان روح خفیفی است؛ باید اجتناب کرد.
مسأله 91 : اگر از بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد در حالی که زنده است گوشت یا چیز دیگری را که روح دارد جدا کنند؛ نجس است.
مسأله 92 : پوست های مختصر لب و جاهای دیگر بدن، که موقع افتادنشان رسیده؛ اگر چه آنها را بکنند پاک است؛ ولی بنا بر احتیاط واجب باید از پوستی که موقع افتادنش نرسیده و آن را بکنند؛ اجتناب نمایند.
مسأله 93 : تخم مرغی که از شکم مرغ مرده بیرون می آید اگر پوست روی آن باشد پاک است گرچه پوست سفت نشده باشد؛ ولی ظاهر آن را باید آب کشید.
مسأله 94 : اگر برّه و بزغاله، پیش از آنکه علف خوار شوند بمیرند؛ پنیرمایه ای که در شیر آنها می باشد پاک است؛ ولی ظاهر آن را باید آب کشید.
مسأله 95 : دواجات روان، عطر، روغن، واکس و صابون که از خارج می آورند؛ اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد پاک است.
مسأله 96 : گوشت، پیه و چرمی که در بازار مسلمانان فروخته می شود پاک است؛ مگر اینکه در دست کافر باشد که احوط اجتناب است؛ مگر اینکه دانسته شود که از دست مسلمان گرفته است و همچنین اگر یکی از اینها در دست مسلمان باشد و او در بلد اسلام باشد و اگر در بلد کفر باشد در صورتی حکم به پاک بودن می شود که مسلمان با او معامله پاکی کند و احتمال داده شود که طهارت آن را به نحوی به دست آورده؛ وگرنه حکم به طهارت مشکل است.
5 خون
مسأله 97 : خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد یعنی حیوانی که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می کند نجس است.
پس خون حیوانی که مانند ماهی و پشه، خون جهنده ندارد پاک است.
مسأله 98 : اگر حیوان حلال گوشت را به دستوری که در شرع معین شده بکشند و خون آن به مقدار معمول بیرون آید؛ خونی که در بدنش می ماند پاک است؛ ولی اگر به علت نفس کشیدن؛ یا به واسطه اینکه حیوان در جای بلندی بوده خون به بدن برگردد؛ آن خون نجس است.
مسأله 99 : بنا بر احتیاط واجب از تخم مرغی که ذرّه ای خون در آن است باید اجتناب کرد. ولی اگر خون در زرده باشد؛ تا پوست نازک روی آن پاره نشده؛ سفیده پاک است و اگر ذرّه خون در پوسته باشد زرده هم نجس نمی شود.
مسأله 100 : خونی که گاهی موقع دوشیدن شیر دیده می شود نجس است و شیر را نجس می کند.
مسأله 101 : خونی که از لای دندان ها می آید؛ اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین برود پاک است؛ ولی بهتر آن است که آن را فرونبرند.
مسأله 102 : خونی که به واسطه کوبیده شدن زیر ناخن، یا زیر پوست می میرد؛ اگر طوری شود که دیگر به آن خون نگویید پاک است و اگر به آن خون بگویند؛ تا زیر پوست است و ظاهر نشده پاک است.
چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود؛ در صورتی که با سوراخ شدن از ظاهر محسوب شود؛ اگر مشقت ندارد باید برای وضو و غسل خون را بیرون آورند و اگر مشقت دارد باید اطراف آن را به طوری که نجاست زیاد نشود بشویند و پارچه یا چیزی مثل پارچه بر آن بگذارند و روی پارچه دست تر بکشند و تیمم هم بکنند و اگر باطن به حساب آید بیرون آوردن لازم نیست.
مسأله 103 : اگر انسان نداند که خون زیر پوست مرده، یا گوشت به واسطه کوبیده شدن به آن حالت درآمده؛ پاک است؛ بلکه اگر بداند خون مرده است؛ مادامی که زیر پوست است و ظاهر نشده پاک است.
مسأله 104 : اگر موقع جوشیدن غذا ذره ای خون در آن بیفتد تمام غذا و ظرف آن نجس می شود و جوشیدن و حرارت و آتش پاک کننده نیست.
مسأله 105 : زردآبه ای که در حال بهبودی زخم در اطراف آن پیدا می شود و آن را پلاسما می گویند؛ اگر معلوم نباشد با خون مخلوط است پاک می باشد.
6 و 7 سگ و خوک
مسأله 106 : سگ و خوکی که در خشکی زندگی می کنند؛ حتی مو، استخوان، پنجه، ناخن و رطوبت های آنها نجس است؛ ولی سگ و خوک دریایی پاک است.
8 کافر
مسأله 107 : کافر یعنی کسی که منکر خدا است؛ یا برای خدا شریک قرار می دهد؛ یا منکر نبوّت و معاد است نجس است و همچنین غُلات یعنی کسانی که قائل به ربوبیّت حضرت امیرالمؤمنین عَلَیْهِ السَّلَام یا یکی از اهل البیت عَلَیْهم ُالسَّلَام یا حلول خداوند در آنان باشند و خوارج و نواصب یعنی کسانی که دشمنی با ائمه اطهار عَلَیْهم ُالسَّلَام را اظهار می کنند نجسند. اما اهل کتاب که مراد یهود، نصاری و مجوسند، که پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را قبول ندارند؛ بعید نیست طهارت ذاتی آنان در صورتی که آلوده به نجاستی نشده باشند؛ گرچه اجتناب از آنها بهتر است و کسی که ضروری دین یعنی چیزی را که از واضحات دین اسلام است که هر مسلمانی آن را می داند؛ مانند نماز و روزه را منکر شود؛ در صورتی که انکارش برگردد به انکار خداوند، یا توحید، یا نبوت، نجس است و اگر برنگردد احتیاطاً اجتناب شود.
مسأله 108 : تمام بدن کافر حتی مو، ناخن و رطوبت های او نجس است.
مسأله 109 : اگر پدر و مادر و جد و جده بچّه نابالغ کافر باشند؛ آن بچّه نجس است؛ مگر اینکه بچه ممیّز باشد و اظهار اسلام کند؛ در این صورت پاک است و اگر یکی از اینها مسلمان باشند بچه غیرممیّز پاک است؛ ولی پاک بودن بچه ممیّز محل اشکال است.
مسأله 110 : کسی که معلوم نیست مسلمان است یا نه، پاک می باشد.
ولی احکام دیگر مسلمانان را ندارد مثلاً نمی تواند زن مسلمان بگیرد و در قبرستان مسلمانان دفن شود؛ مگر اینکه اماره بر مسلمان بودنش داشته باشیم؛ یا در بلد اسلام باشد؛ در این صورت در قبرستان مسلمین دفن شود.
مسأله 111 : اگر مسلمانی با یکی از دوازده امام عَلَیْهم ُالسَّلَام دشمنی داشته باشد نجس است و دشنام دادن به آنان کاشف از دشمنی است.
9 شراب
مسأله 112 : شراب و هر چیزی که انسان را مست می کند؛ چنانچه به خودی خود روان باشد نجس است و اگر مثل بنگ و حشیش روان نباشد؛ گرچه چیزی در آن بریزند که روان شود؛ پاک است؛ ولی خوردنش حرام است.
مسأله 113 : الکل صنعتی که برای رنگ کردن درب، میز، صندلی و مانند اینها به کار می برند؛ اگر انسان نداند از چیزی که مست کننده و روان است درست شده پاک است؛ ولی اگر بداند خود الکل مست کننده است احتیاط اجتناب است.
مسأله 114 : اگر انگور و آب انگور به خودی خود جوش بیاید؛ حرام و نجس است؛ در صورتی که ثابت شود که مست کننده است؛ چنانچه مرحوم آیت الله شریعت اصفهانی ( قدس سره ) فرموده و پاک نمی شود تا اینکه به سرکه منقلب شود و اگر ثابت نشود مسکر بودنش؛ پاک است؛ گرچه اجتناب اولیست و به هر تقدیر خوردنش حرام است و اگر به واسطه پختن جوش بیاید؛ خوردن آن حرام، ولی نجس نیست و احتیاط مستحب اجتناب است.
مسأله 115 : خرما، مویز، کشمش و آب آنها اگر به واسطه پختن به آتش جوش بیاید پاک و خوردن آنها حلال است؛ گرچه دو ثلث آن کم نشده باشد.
اما احتیاط مستحب خصوصاً در مویز، آن است که از آنها اجتناب کند و این حکم تا وقتیست که دو ثلث آن به وسیله پختن کم نشود و الا استحباب اجتناب نیست.
10 فُقّاع
مسأله 116 : فقّاع که از جو می گیرند و به آن آبجو می گویند؛ نجس است؛ ولی آبی که به دستور طبیب از جو می گیرند و به آن ماء الشعیر می گویند؛ پاک است.
عرق جنب از حرام
مسأله 117 : عرق جنب از حرام نجس نیست گرچه سزاوار است اجتناب از آن، چه در حال جماع بیرون آید یا بعد از آن، از مرد باشد یا از زن، از زنا باشد؛ یا از لواط، یا از وطی و نزدیکی با حیوانات، یا استمناء حرام. استمناء حرام آن است که انسان با خود یا دیگری غیر از حلیله خود کاری کند که از او مَنی بیرون آید؛ ولی احتیاط واجب بلکه خالی از قوّة نیست با بدن، یا لباسی که آلوده به عرق جنب از حرام است نماز خوانده نشود.
مسأله 118 : اگر انسان در موقعی که نزدیکی با زن حرام است؛ مثلاً در روزهای ماه رمضان، با زن خود نزدیکی کند؛ از عرق خود در نماز اجتناب کند.
مسأله 119 : اگر جنب از حرام عوض غسل تیمم نماید و بعد از تیمم عرق کند؛ از عرق خود در نماز اجتناب نماید.
مسأله 120 : اگر کسی از حرام جنب شود و بعد با حلال خود نزدیکی کند؛ از عرق آن در نماز اجتناب کند و اگر اول با حلال خود نزدیکی کند و بعد از حرام جنب شود؛ احتیاط واجب آن است که از عرق خود در نماز اجتناب نماید.
عرق شتر نجاست خوار
مسأله 121 : عرق شتر نجاست خوار و هر حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده؛ نجس است.
راه ثابت شدن نجاست
مسأله 122 : نجاست هر چیز از سه راه ثابت می شود:
اول:
آنکه خود انسان یقین، یا اطمینان کند چیزی نجس است و اگر گمان داشته باشد چیزی نجس است لازم نیست از آن اجتناب نماید. بنا بر این غذا خوردن در قهوه خانه و مهمان خانه ای که مردمان لااُبالی و کسانی که نجس را مراعات نمی کنند در آنها غذا می خورند؛ اگر انسان یقین، یا اطمینان نداشته باشد غذایی را که برای او آورده اند نجس است؛ اشکال ندارد.
دوم:
کسی که چیزی در اختیار اوست و متّهم به دروغ گفتن نباشد؛ بگوید آن چیز نجس است.
مثلا همسر انسان، یا نوکر، یا کلفت بگوید ظرف یا چیز دیگری که در اختیار اوست نجس می باشد.
سوم:
آنکه دو مرد عادل بگویند چیزی نجس است و نیز اگر یک نفر عادل، یا شخص مُوثق بگوید چیزی نجس است؛ اگر یقین، یا اطمینان پیدا شود؛ باید از آن چیز اجتناب کرد.
مسأله 123 : اگر به واسطه ندانستن مسأله، نجس و پاک بودن چیزی را نداند؛ مثلاً نداند عرق جنب از حرام پاک است یا نه، باید مسأله را بپرسد یا احتیاط نماید. ولی اگر با اینکه مسأله را می داند چیزی را شک کند پاک است یا نه، مثلاً شک کند آن چیز خون است یا نه، یا نداند که خون پشه است یا خون انسان، پاک می باشد.
مسأله 124 : چیز نجسی که انسان شک دارد پاک شده یا نه نجس است و چیز پاک را اگر شک کند نجس شده یا نه، پاک است؛ اگر هم بتواند نجس بودن یا پاک بودن آن را بفهمد لازم نیست وارسی کند.
مسأله 125 : اگر بداند یکی از دو ظرف، یا دو لباسی که از هر دوی آنها استفاده می کند نجس شده و نداند کدام است؛ باید از هر دو اجتناب کند؛ ولی اگر مثلاً نمی داند لباس خودش نجس شده یا لباسی که هیچ از آن استفاده نمی کند و مال دیگری است؛ از لباس خودش لازم نیست اجتناب نماید.
راه نجس شدن چیز پاک
مسأله 126 : اگر چیز پاک به چیز نجس یا متنجس برسد و هر دو یا یکی از آنها به طوری تر باشد که تری یکی به دیگری برسد؛ چیز پاک نجس می شود و اگر تری به قدری کم باشد که به دیگری نرسد؛ چیزی که پاک بوده نجس نمی شود.
مسأله 127 : اگر چیز پاکی به چیز نجس برسد و انسان شک کند که هر دو، یا یکی از آنها تر بوده یا نه، آن چیز پاک نجس نمی شود.
مسأله 128 : دو چیزی که انسان نمی داند کدام پاک و کدام نجس است؛ اگر چیز پاکی با رطوبت به یکی از آنها برسد نجس نمی شود؛ مگر اینکه یکی از آن دو قبلا نجس بوده و انسان نداند پاک شده یا نه، چنانچه چیز پاکی با رطوبت به آن برسد نجس می شود.
مسأله 129 : زمین، پارچه و مانند اینها اگر رطوبت داشته باشد؛ هر قسمتی که نجاست به آن برسد نجس می شود و جاهای دیگر آن پاک است و همچنین است خیار، خربزه و مانند اینها ولی اگر رطوبت به حدی باشد که اگر یک قسمت نجس شود به جای دیگر سرایت می کند در این صورت حکم به پاکی نمی شود.
مسأله 130 : هرگاه شیره و روغن و مانند اینها طوری باشد که روان و مایع باشد؛ همین که یک نقطه از آن نجس شود؛ تمام آن نجس می شود و اگر روان نباشد؛ اگر نقطه ای نجس شود تمام آن نجس نمی شود؛ گرچه به مجرد برداشتن مقداری جای آن پر شود؛ فقط جایی که نجاست به آن رسیده نجس می باشد.
پس اگر فضله موش در آن بیفتد جایی که فضله افتاده نجس و بقیه پاک است.
مسأله 131 : اگر مگس یا حیوانی مانند آن روی چیز نجس که تر است بنشیند و بعد روی چیز پاکی که آن هم تر است بنشیند؛ چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حیوان بوده؛ چیز پاک نجس می شود و اگر نداند پاک است؛ مگر اینکه بداند هنگامی که روی نجس نشسته رطوبت مسریه داشته و شک کند که برطرف شده؛ در این صورت باید اجتناب کرد.
مسأله 132 : اگر جایی از بدن که عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا به جای دیگر برود؛ هر جا که عرق به آن برسد نجس می شود و اگر عرق به جای دیگر نرود؛ جاهای دیگر بدن پاک است؛ مگر اینکه عرق زیاد و متصل باشد گرچه جریان نداشته؛ در این حال نجس می شود.
مسأله 133 : خِلطی که از بینی یا گلو می آید اگر خون داشته باشد؛ جایی که خون دارد نجس است و بقیه آن پاک است؛ در صورتی که غلیظ باشد.
پس اگر به بیرون دهان یا بینی برسد؛ مقداری را که انسان یقین دارد جای نجس خلط به آن رسیده نجس است و محلی را که شک دارد جای نجس به آن رسیده یا نه، پاک می باشد.
مسأله 134 : اگر آفتابه ای را که ته آن سوراخ است روی زمین نجس بگذارند؛ در حالی که آب آفتابه با فشار بیرون می آید؛ آب داخل آفتابه نجس نمی شود؛ چه آب بر زمین جاری شود یا به زمین فرورود؛ بلکه اگر آب آفتابه با آبی که در زیر آن جمع شده یکی حساب شود. ولی اگر آب آفتابه با فشار بیرون نیاید و یا با آبی که زیر آن جمع شده متصل باشد نجس می شود؛ گرچه دو آب حساب شود.
مسأله 135 : اگر چیزی داخل بدن بشود و به نجاست برسد؛ در صورتی که بعد از بیرون آمدن آلوده به نجاست نباشد پاک است.
پس اگر اسباب اِماله، یا آب آن در مخرج غائط وارد شود؛ یا سوزن، چاقو و مانند اینها در بدن فرورود و بعد از بیرون آمدن به نجاست آلوده نباشد؛ نجس نیست و همچنین است آب دهان و بینی اگر در داخل به خون برسد و بعد از بیرون آمدن به خون آلوده نباشد.
احکام نجاسات
مسأله 136 : نجس کردن خط و ورق قرآن حرام است و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب بکشند.
مسأله 137 : اگر جلد قرآن نجس شود؛ در صورتی که بی احترامی به قرآن باشد؛ باید آن را آب بکشند.
مسأله 138 : گذاشتن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار، گرچه آن عین نجس خشک باشد؛ حرام است؛ در صورتی که بی احترامی و هتک به قرآن باشد؛ در این حال برداشتن قرآن از روی آن واجب می باشد.
ولی در صورتی که بی احترامی و هتک نباشد حرام نیست؛ چنانچه قرآن را روی صندلی چرمی که از بلاد کفر آمده؛ یا بر سینه میت مسلمان قبل از غسل دادن؛ بگذارند.
مسأله 139 : نوشتن قرآن با مُرکب نجس، اگر چه یک حرف آن باشد؛ حرام است و اگر نوشته شود باید آن را آب بکشند؛ یا به واسطه تراشیدن و مانند آن کاری کنند که از بین برود.
مسأله 140 : دادن قرآن به کافر حرام است؛ در صورتی که در معرض هتک و اهانت به قرآن باشد و اگر در اختیار او باشد باید از او گرفته شود. ولی اگر وسیله هدایت کافر، یا به امید هدایت او، یا تبلیغ هدایت اسلام باشد جایز است و چه بسا واجب است.
مسأله 141 : اگر ورق قرآن یا چیزی که احترام او لازم است؛ مثل کاغذی که اسم خدا یا پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و یا امام عَلَیْهِ السَّلَام بر آن نوشته شده؛ در مستراح بیفتد درآوردن و آب کشیدن؛ اگر چه خرج داشته باشد؛ واجب است و اگر بیرون آوردن ممکن نباشد؛ یا مستلزم حرج و ضرر باشد؛ باید به آن مستراح نروند تا یقین، یا اطمینان پیدا کنند آن ورق پوسیده است و نیز اگر تربت در مستراح بیفتد و بیرون آوردن آن ممکن نباشد باید تا وقتی که یقین، یا اطمینان پیدا نکرده اند به کلّی از بین رفته؛ به آن مستراح نروند.
مسأله 142 : خوردن و آشامیدن چیز نجس حرام است و همچنین است خورانیدن آن به دیگری حتی به اطفال. در صورتی که عین نجس باشد مانند مردار یا شراب، یا اینکه خوردنش برای طفل ضرر داشته باشد؛ باید طفل را از خوردن آن منع کرد و الا خورانیدن چیز نجس به طفل از جهت نجاست جایز است گرچه مستحب است ترک آن. چنانچه خود طفل غذای نجس را بخورد؛ یا با دست نجس آن را نجس کند و بخورد؛ لازم نیست از او جلوگیری شود.
مسأله 143 : فروختن و عاریه دادن چیز نجسی که قابل پاک شدن می باشد صحیح است؛ گرچه به طرف نگوید. ولی اگر آن چیز را در کاری که شرط آن طهارت است استعمال می کند؛ مانند ظرفی که در خوردن و آشامیدن استعمال می شود؛ واجب است نجاست آن را به طرف بگوید. اما اگر آن چیز را در نماز استعمال می کند لازم نیست بگوید؛ برای اینکه پاک بودن در نماز شرط واقعی نیست.
مسأله 144 : اگر انسان ببیند کسی چیز نجس را می خورد؛ لازم نیست به او بگوید؛ مگر اینکه آن چیز نجس، مانند شراب یا مردار و مانند آن باشد که خوردن و آشامیدن به هر نحو منع شده؛ در این صورت لازم است به او بگویند و اگر با لباس نجس نماز می خواند لازم نیست به او بگوید.
مسأله 145 : اگر جایی از خانه یا فرش کسی نجس باشد و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر کسانی که وارد خانه او می شوند با رطوبت به جای نجس رسیده است؛ باید به آنان بگوید؛ در صورتی که در معرض این باشد که نجاست به خوردنی یا آشامیدنی سرایت کند و الا گفتن لازم نیست.
مسأله 146 : اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است؛ باید به مهمان ها بگوید. اما اگر یکی از مهمان ها بفهمد لازم نیست به دیگران خبر دهد؛ ولی چنانچه طوری با آنان معاشرت دارد که می داند به واسطه نگفتن؛ خود او هم نجس می شود؛ باید بعد از غذا به آنان بگوید و الا واجب نیست.
مسأله 147 : اگر چیزی را که عاریه کرده نجس شود؛ در صورتی که بداند صاحبش آن را در کاری که پاکی شرط آن است استعمال می کند؛ مانند خوردن و آشامیدن، واجب است به او بگوید. اما اگر پاک بودن شرط استعمال در آن نباشد؛ یا شرط واقعی آن نباشد؛ مانند پاک بودن لباس نمازگزار که اگر در واقع لباس نجس باشد و نمازگزار نداند نماز در آن درست است؛ واجب نیست به او بگوید.
مسأله 148 : بچه ممیّزی که مسأله طهارت و نجاست را می داند و بی مبالات نباشد؛ اگر بگوید چیزی نجس است؛ یا چیزی را آب کشیده؛ در صورتی که از گفته او اطمینان حاصل شود حرف او قبول می شود و اگر نزدیک به بلوغ باشد و به پاکی یا نجاست چیزی که در اختیار اوست خبر دهد؛ گفته او پذیرفته است و اگر به پاکی یا نجاست چیزی که در اختیار او نیست خبر دهد و اطمینان حاصل نشود؛ گفته اش پذیرفته نیست.
