آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

مطهِّرات

اشاره

مسأله 149 : یازده چیز نجاست را پاک می کند و آنها را مطهِّرات گویند:
اول:
آب.
دوم:
زمین.
سوم:
آفتاب.
چهارم:
استحاله.
پنجم:
انقلاب.
ششم:
انتقال.
هفتم:
اسلام.
هشتم:
تبعیّت.
نهم:
برطرف شدن نجاست.
دهم:
استبراء حیوان نجاست خوار.
یازدهم:
غایب شدن مسلمان.
احکام آنها به طور تفصیل در مسائل آینده گفته می شود.

1 آب

مسأله 150 : آب با چهار شرط چیز نجس را پاک می کند:
اول:
آنکه مطلق باشد.
پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بید، چیز نجس را پاک نمی کند.
دوم:
آنکه پاک باشد.
سوم:
آنکه وقتی چیز نجس را می شویند آب مضاف نشود و بو، یا رنگ، یا مزه نجاست هم نگیرد.
چهارم:
آنکه بعد از آب کشیدن چیز نجس، عین نجاست حتی اجزاء ریز نجاست در او نباشد.
ولی باقی ماندن رنگ و بوی نجاست ضرر ندارد. پاک شدن چیز نجس با آب قلیل یعنی آب کمتر از کر، شرطهای دیگری هم دارد که بعداً گفته می شود.

مسأله 151 : ظرف نجس را با آب قلیل باید سه مرتبه شست و در کر و جاری یک مرتبه کافی است؛ ولی ظرفی را که سگ لیسیده؛ یا از آن آب یا چیز روان دیگر خورده؛ باید اول بنا بر احتیاط واجب با خاک پاک، خاک مالی کنند و احوط اینکه پس از آن خاک را با کمی آب مخلوط کنند و سپس بمالند و با آب خالص خاک را زایل، سپس یک مرتبه در آب باران و احتیاط آنکه در آب کر یا جاری دو مرتبه باشد، یا دو مرتبه در آب قلیل شسته شود و همچنین ظرفی را که آب دهان سگ در او ریخته؛ باید پیش از شستن خاک مال کرد.

مسأله 152 : اگر دهانه ظرفی را که سگ دهن زده تنگ باشد و نشود آن را خاک مال کرد؛ چنانچه ممکن است باید کهنه ای به چوبی بپیچند و به توسط آن با مراعات احتیاطی که در مسأله پیش گفته شد؛ خاک را به آن ظرف بمالند و اگر ممکن نیست باید خاک را با احتیاطی که در مسأله پیش گفته شد؛ در آن بریزند و به شدّت حرکت دهند تا به همه آن ظرف برسد. ولی با این وجود پاک شدن ظرف خالی از اشکال نیست.

مسأله 153 : ظرفی را که خوک بلیسد؛ یا از آن چیز روانی بخورد؛ با آب قلیل بنا بر احتیاط واجب باید هفت مرتبه شست و در کر و جاری هم بنا بر احتیاط واجب باید هفت مرتبه شست و لازم نیست آن را خاک مال کنند؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که خاک مال شود.

مسأله 154 : ظرفی را که به شراب نجس شده؛ بعد از آنکه دست بمالند و شراب زایل شود؛ سه مرتبه بشویند کفایت می کند و هفت مرتبه مستحب است و فرقی بین آب قلیل، کر و جاری نیست. بعید نیست در تطهیر با آب باران یک مرتبه کفایت کند.

مسأله 155 : کوزه ای که از گِل نجس ساخته شده و یا آب نجس در آن رفته؛ اگر در آب کر یا جاری بگذارند؛ به هر جای آن آب برسد پاک می شود؛ در صورتی که رطوبتی در آن باشد که مانع از رسیدن آب به باطن باشد.
اگر این کار پس از خشک کردن کوزه انجام شود؛ باید به قدری در آب کر یا جاری بماند که آب به تمام آن فرورود.

مسأله 156 : ظرف نجس را با آب قلیل دو جور می شود آب کشید:
اول:
آنکه سه مرتبه پر کنند و خالی کنند؛
دوم:
آنکه سه دفعه قدری آب در آن بریزند و هر دفعه آب را طوری در آن بگردانند که به جاهای نجس آن برسد و بیرون بریزند.

مسأله 157 : اگر ظرف بزرگی مثل پاتیل و خمره نجس شود؛ چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر کنند و خالی کنند پاک می شود. همچنین است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بریزند به طوری که تمام اطراف آن را بگیرد و هر دفعه آبی که ته آن جمع می شود بیرون آورند و احتیاط واجب آن است که در هر دفعه ظرفی را که با آن آب ها را بیرون می آورند و همچنین دست را اگر تر شده باشد آب بکشند.

مسأله 158 : اگر مس نجس و مانند آن را آب کنند و آب بکشند؛ ظاهرش پاک می شود.

مسأله 159 : تنوری که به بول نجس شده است؛ بنا بر احتیاط واجب اگر از بالا آب در آن بریزند به طوری که تمام اطراف آن را بگیرد؛ پاک می شود. در غیر بول بعد از برطرف شدن نجاست بنا بر احتیاط واجب اگر سه مرتبه به دستوری که گفته شد آب در آن بریزند کافیست و بهتر است گودالی ته آن بکنند؛ تا آب ها در آن جمع شود و بیرون بیاورند بعد آن گودال را با خاک پر کنند.

مسأله 160 : اگر چیز نجس را بعد از برطرف کردن عین نجاست یک مرتبه در آب کر یا جاری فروبرند؛ که آب به تمام جاهای نجس آن برسد پاک می شود و در فرش و لباس و مانند اینها احتیاط لازم در فشار دادن؛ یا مالیدن؛ یا لگد کردن و مانند اینها است، به نحوی که بیشتر آب آن خارج شود.

مسأله 161 : اگر بخواهند چیزی را که به بول نجس شده با آب قلیل آب بکشند؛ چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند پاک می شود؛ در صورتی که در مرتبه اول پس از زوال بول آب بر آن جاری شده باشد ولو در یک آن و الا دو مرتبه بریزند. ولی در لباس و فرش و مانند اینها باید بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بیرون آید. غساله آبیست که معمولاً در وقت شستن و بعد از آن از چیزی که شسته می شود خود به خود یا به وسیله فشار می ریزد.

مسأله 162 : اگر چیزی به بول پسر شیرخواری که غذاخور نشده و بنا بر احتیاط شیر خوک و زن کافره نخورده؛ نجس شود؛ چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد پاک می شود و احتیاط واجب اینست که غساله آن خارج شود. ولی احتیاط مستحب آنکه یک مرتبه دیگر هم آب روی آن بریزند و در لباس و فرش و مانند اینها احتیاط واجب فشار دادن است.

مسأله 163 : اگر چیزی به غیر بول نجس شود؛ چنانچه بعد از برطرف کردن عین نجاست یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا بشود پاک می گردد و نیز اگر در دفعه اولی که آب روی آن می ریزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روی آن بیاید پاک می شود. ولی در هر صورت لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.

مسأله 164 : اگر حصیر نجس را با نخ بافته شده در آب کر یا جاری فروبرند؛ بعد از برطرف شدن عین نجاست پاک می شود و احتیاط واجب اینست که توأم با مالیدن و لگد باشد و اگر بخواهند آن را با آب قلیل آب بکشند باید به هر قسم که ممکن است؛ اگر چه به لگد کردن باشد؛ در صورتی که به بول نجس شده دو دفعه فشار دهند و اگر به غیر بول نجس شده یک مرتبه فشار کفایت می کند و اگر ممکن نباشد پاک شدن آن با آب قلیل مشکل است.

مسأله 165 : اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اینها نجس شود به فرو بردن در کر و جاری پاک می گردد؛ بلکه با آب قلیل هم ظاهر آنها پاک می شود و اگر باطن آنها نجس شود پاک شدن باطن آنها محل اشکال است؛ مگر اینکه یقین شود که آب به وصف اطلاق به مقداری که نجس شده فرورفته باشد؛ در این صورت باطن آنها پاک می شود.

مسأله 166 : اگر انسان شک کند که آب نجس به باطن صابون رسیده یا نه، باطن صابون پاک است.

مسأله 167 : اگر ظاهر برنج و گوشت یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد؛ چنانچه آن را در ظرفی که نجس باشد بگذارند و سه مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند؛ پاک می شود و ظرف آن هم پاک می گردد و اگر ظرف پاک باشد پس از زوال عین نجاست اگر متنجس به بول شده باشد دو مرتبه و اگر به غیر بول نجس شده باشد یک مرتبه کفایت می کند.
از آنچه گفته شد حکم آب کشیدن چیزهایی که فشار لازم دارد روشن می شود؛ در صورتی که ظرف هم نجس باشد سه مرتبه آب روی آن بریزند و هر مرتبه آن را فشار دهند و ظرف را کج کنند تا غساله ای که در آن جمع شده بیرون بریزد و اگر ظرف پاک باشد پس از زوال عین نجاست در صورتی که متنجس به بول شده آن کار را دو مرتبه و اگر به غیر بول نجس شده یک مرتبه انجام دهد.

مسأله 168 : لباس نجسی را که به نیل و مانند آن رنگ شده؛ اگر در آب کر یا جاری فروبرند و یا با آب قلیل بشویند؛ چنانچه در موقع فشار دادن؛ آب مضاف از آن بیرون نیاید پاک می شود.

مسأله 169 : اگر لباسی را در کر یا جاری آب بکشند و بعد مثلاً لجن آب در آن ببینند؛ چنانچه احتمال ندهند که جلوگیری از رسیدن آب کرده؛ آن لباس پاک است.

مسأله 170 : اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، خورده گِل یا اشنان در آن دیده شود و بداند که آب مطلق زیر گِل و اشنان رسیده پاک است؛ ولی اگر آب نجس به باطن گِل یا اشنان رسیده باشد ظاهر گِل و اشنان پاک و باطن نجس است؛ ولی اگر بداند که آب مطلق به باطن آن رسیده باطن آنها هم پاک می شود.

مسأله 171 : هر چیز نجس تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند پاک نمی شود؛ ولی اگر بو، یا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد. پس اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند پاک می باشد.
اما چنانچه به واسطه بو یا رنگ یقین کنند؛ یا احتمال دهند که ذره های نجاست در آن مانده نجس است.

مسأله 172 : اگر نجاست بدن را در آب کر یا جاری برطرف کنند بدن پاک می شود و بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست.

مسأله 173 : غذای نجسی که لای دندان ها مانده؛ اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذای نجس برسد پاک می شود؛ در صورتی که آب به جوف رسیده و الا فقط ظاهر آن پاک می شود.

مسأله 174 : اگر موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند؛ باید فشار دهند که غساله آن جدا شود؛ در صورتی که موها انبوه باشد که بدون فشار غساله از آن خارج نشود؛ وگرنه جدا شدن غساله به نحو متعارف در اکثر موارد کافیست و فشار لازم نیست.

مسأله 175 : اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند؛ اطراف آنجا که متصل به آن است و معمولا موقع آب کشیدن آب به آنها سرایت می کند؛ با پاک شدن جای نجس پاک می شود؛ یعنی آب کشیدن اطراف آنها مستقلا لازم نیست بلکه اطراف محل نجس با آب کشیدن با هم پاک می شود و همچنین است اگر چیز پاکی را پهلوی چیز نجس بگذارند و روی هر دو آب بریزند. پس اگر برای آب کشیدن یک انگشت نجس روی همه انگشت ها آب بریزند و آب به همه آنها برسد؛ بعد از پاک شدن انگشت نجس تمام انگشت ها پاک می شود.

مسأله 176 : گوشت و دنبه ای که نجس شده؛ مثل چیزهای دیگر آب کشیده می شود و همچنین است اگر بدن یا لباس، چربی کمی داشته باشد که از رسیدن آب به آنها جلوگیری نکند.

مسأله 177 : اگر ظرف یا بدن نجس باشد و بعد به طوری چرب شود که جلوگیری از رسیدن آب به آنها کند؛ چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بکشند باید چربی را برطرف کنند تا آب به آنها برسد.

مسأله 178 : چیز نجس که عین نجاست در آن نیست؛ اگر زیر شیری که متصل به کر است یک دفعه بشویند پاک می شود و نیز اگر عین نجاست در آن باشد چنانچه عین نجاست آن زیر شیر، یا به وسیله دیگر برطرف شود و آبی که از آن چیز می ریزد بو، یا رنگ، یا مزه نجاست نگرفته باشد؛ با آب شیر پاک می گردد. اما اگر آبی که از آن می ریزد بو، یا رنگ، یا مزه نجاست گرفته باشد؛ باید به قدری آب شیر روی آن بریزند تا در آبی که از آن جدا می شود بو، یا رنگ، یا مزه نجاست نباشد.

مسأله 179 : اگر چیزی را آب بکشد و یقین کند پاک شده و بعد شک کند که عین نجاست را از آن برطرف کرده یا نه، چنانچه موقع آب کشیدن متوجه برطرف کردن عین نجاست بوده آن چیز پاک است؛ در صورتی که احتمال ندهد چیزی که مشاهده نموده عین نجاست باشد و الا پاک بودنش محل اشکال است و اگر متوجه برطرف کردن عین نجاست نبوده؛ باید بنا بر احتیاط واجب دوباره آن را آب بکشد.

مسأله 180 : زمینی که آب روی آن جاری نمی شود؛ اگر نجس شود با آب قلیل پاک نمی گردد؛ مگر اینکه ممکن باشد به وسیله پارچه پاکی آب را از روی آن بردارند و دوباره آب بریزند. ولی زمینی که روی آن شن و ریگ باشد؛ چون آبی که روی آن می ریزند از آن جدا شده و در شن فرو می رود؛ با آب قلیل پاک می شود اما زیر ریگ ها نجس می ماند؛ در موردی که غساله محکوم به نجاست باشد.

مسأله 181 : زمین سنگ فرش و آجرفرش و زمین سختی که آب در آن فرو نمی رود؛ اگر نجس شود با آب قلیل پاک می گردد؛ ولی باید به قدری آب روی آن بریزند که جاری شود و چنانچه آبی که روی آن ریخته اند از سوراخی بیرون رود همه زمین پاک می شود و اگر بیرون نرود جایی که آب ها جمع می شود نجس می ماند؛ در موردی که غساله محکوم به نجاست باشد.

مسأله 182 : اگر ظاهر نمک سنگ و مانند آن نجس شود؛ با آب کمتر از کر پاک می شود؛ در صورتی که آب به مجرد برخورد به آن مضاف نشود.

مسأله 183 : اگر شکر آب شده نجس را قند بسازند و در آب کر یا جاری بگذارند پاک نمی شود؛ مگر اینکه قند در آب کر یا جاری در حالی که وصف اطلاق دارند؛ مستهلک شود.

2 زمین

مسأله 184 زمین با پنج شرط کف پا و ته کفش نجس را پاک می کند: : اول:
آنکه زمین پاک باشد.
دوم:
آنکه خشک باشد.
سوم:
آنکه اگر عین نجاست مثل خون و بول، یا متنجس مثل گِلی که نجس شده؛ در کف پا و ته کفش است؛ به واسطه راه رفتن؛ یا مالیدن پا به زمین، یا به وسیله دیگر برطرف بشود. ولی بعداً روی زمین راه برود یا پا را بر آن بمالد.
چهارم:
آنکه زمین باید خاک، یا سنگ، یا آجرفرش و مانند آن باشد و با راه رفتن روی فرش، حصیر و سبزه، پا و ته کفش نجس پاک نمی شود.
پنجم:
بنا بر احتیاط واجب باید نجاست از راه رفتن روی زمین باشد؛ یا اینکه از زمین باشد؛ گرچه از راه رفتن نباشد.
بنا بر این پاک شدن کف پا و ته کفش که به غیرزمین نجس شده باشد به این وسیله مشکل است.

مسأله 185 : کف پا و ته کفش به واسطه راه رفتن روی آسفالت و زمینی که با چوب فرش شده پاک نمی شود.

مسأله 186 : برای پاک شدن کف پا و کف کفش، چنانچه در خبر است؛ پانزده ذراع، که تقریباً ده قدم می شود؛ یا بیشتر راه بروند؛ اگر چه به کمتر از پانزده ذراع، یا مالیدن پا به زمین، نجاست برطرف شود.

مسأله 187 : لازم نیست کف پا و ته کفش نجس تر باشد؛ بلکه اگر خشک هم باشد به راه رفتن پاک می شود.

مسأله 188 : بعد از آنکه کف پا و ته کفش نجس با راه رفتن به زمین پاک شد؛ مقداری از اطراف آن هم که معمولا به گِل آلوده می شود پاک می گردد؛ به شرطی که آن مقدار هم در راه رفتن به زمین برسد و آلودگی آن برطرف گردد.

مسأله 189 : کسی که با دست و زانو راه می رود؛ اگر کف دست، یا زانوی او نجس شود با راه رفتن پاک می گردد؛ گرچه خالی از اشکال نیست. همچنین است ته عصا، ته پای مصنوعی، نعل چهارپایان، چرخ اتومبیل و درشکه و مانند اینها.

مسأله 190 : اگر بعد از راه رفتن بو، یا رنگ، یا ذره های کوچکی از نجاست که دیده نمی شود و معمولا بدون آب زایل نمی شود؛ در کف پا یا ته کفش بماند اشکال ندارد و الا باید ذره های کوچک را نیز برطرف کند.

مسأله 191 : توی کفش و مقداری از کف پا که به زمین نمی رسد؛ به واسطه راه رفتن پاک نمی شود و پاک شدن کف جوراب به واسطه راه رفتن محل اشکال است؛ مگر اینکه جوراب از چرم و مانند آن باشد که به طور متعارف به جای کفش می پوشند؛ در این صورت به وسیله راه رفتن پاک می شود.

3 آفتاب

مسأله 192 : آفتاب، زمین و ساختمان و چیزهایی که مانند درب و پنجره در ساختمان به کار برده شده و همچنین میخی را که به دیوار کوبیده اند و جزء ساختمان محسوب شده؛ با شش شرط پاک می کند.
بنا بر این میخی که به دیوار برای بستن ریسمان و مانند آن کوبیده می شود پاک نمی شود.
اول:
چیز نجس به طوری تر باشد که اگر چیز دیگر به آن برسد تَر شود. پس اگر خشک باشد؛ یا نَم داشته باشد؛ باید به وسیله ای آن را تر کنند تا آفتاب آن را خشک کند.
دوم:
آنکه اگر عین نجاست در آن باشد؛ پیش از تابیدن آفتاب آن را برطرف کنند.
سوم:
آنکه چیزی از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند.
پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند آن چیز پاک نمی شود. ولی اگر ابر به قدری نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند اشکال ندارد.
چهارم:
آنکه آفتاب به تنهایی چیز نجس را خشک کند؛ پس اگر مثلاً چیز نجس به واسطه باد و آفتاب خشک شود پاک نمی گردد. ولی اگر باد به قدری کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده؛ اشکال ندارد.
پنجم:
آنکه آفتاب مقداری از بنا و ساختمان را که نجاست به آن فرورفته یک مرتبه خشک کند.
پس اگر یک
مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روی آن را خشک کند و دفعه دیگر زیر آن را خشک نماید؛ فقط روی آن پاک می شود و زیر آن نجس می ماند.
ششم:
آنکه مابین روی زمین یا ساختمان که آفتاب به آن می تابد؛ با داخل آن، هوا یا جسم پاک دیگر فاصله نباشد.
بنا بر این اگر هوا یا جسم پاک دیگری فاصله باشد قسمت داخل آن پاک نمی شود؛ هر چند در اثر تابش آفتاب خشک شود.

مسأله 193 : پاک کردن آفتاب حصیر را محل اشکال است و ظاهر اینست که درخت، شاخه، برگ و میوه آن گرچه چیدن آن نزدیک باشد و گیاهان در حال اتصال به زمین، به تابش آفتاب پاک می شوند.

مسأله 194 : اگر آفتاب به زمین نجس بتابد و بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه، یا تری آن به واسطه آفتاب خشک شده یا نه، آن زمین نجس است و همچنین است اگر شک کند که پیش از تابش آفتاب عین نجاست از آن برطرف شده یا نه، یا شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بود یا نه.

مسأله 195 : اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد؛ طرفی که آفتاب به آن نتابیده پاک نمی شود؛ مگر اینکه دیوار نازک باشد به نحوی که با تابش آفتاب به یک طرف، طرف دیگر خشک شود؛ در این صورت بعید نیست آن طرف هم پاک شود.

4 استحاله

مسأله 196 : اگر جنس چیز نجس به طوری عوض شود که به صورت چیز پاکی در آید؛ پاک می شود و می گویند استحاله شده است؛ مثل آنکه چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد؛ یا سگ در نمکزار استحاله شود. ولی پاک شدن به فرورفتن سگ در نمک و نمک شدن آن مشکل است؛ برای اینکه به مجرد افتادن سگ در نمکزار محل نجس می شود و با نجس شدن نمکزار چگونه می توان به پاک شدن سگ حکم کرد. به هر حال اگر جنس چیز نجس عوض نشود؛ مثل آنکه گندم نجس را آرد کنند؛ یا نان بپزند؛ پاک نمی شود.

مسأله 197 : کوزه گِلی و مانند آن، که از گِل نجس ساخته شده نجس است و پاک شدن آن چنانچه گذشت به اینست که پس از خشک شدن در آب جاری یا کر بگذارند که آب به جوف آن فرورود. واجب نیست اجتناب از ذغال خالصی که از چوب نجس درست شده. ولی از ذغال نیم سوز باید اجتناب نماید.

مسأله 198 : چیز نجسی که معلوم نیست استحاله شده یا نه، نجس است.

5 انقلاب

[برخی احکام]

مسأله 199 : اگر شراب به خودی خود، یا به واسطه آنکه چیزی مثل سرکه و نمک در آن ریخته اند؛ سرکه شود؛ پاک می گردد.

مسأله 200 : شرابی که از انگور نجس و مانند آن درست کنند؛ یا نجاست دیگری به آن برسد؛ با سرکه شدن پاک نمی شود.

مسأله 201 : سرکه ای که از انگور و کشمش و خرمای نجس درست کنند نجس است.

مسأله 202 : اگر پوشال ریز انگور یا خرما داخل آنها باشد و سرکه بریزند ضرر ندارد. ولی بنا بر اینکه خرما، کشمش و انگور با جوش آمدن مسکر و نجس می شوند؛ بنا بر احتیاط واجب تا سرکه نشده؛ خیار و بادمجان و مانند اینها در آن نریزند.

کم شدن دو سوم آب انگور

مسأله 203 : گذشت آب انگوری که به آتش جوش آمده؛ پیش از آنکه ثلثان شود؛ یعنی دو قسمت آن کم شود و یک قسمت آن بماند؛ نجس نیست. گرچه خوردن آن حرام است؛ ولی اگر ثابت شود که مست کننده است؛ حرام و نجس می باشد و فقط با سرکه شدن پاک می شود.

مسأله 204 : اگر دو قسمت آب انگور بدون جوش آمدن کم شود؛ چنانچه باقی مانده آن جوش بیاید نجس نیست؛ ولی خوردن آن حرام است.

مسأله 205 : آب انگوری که معلوم نیست جوش آمده یا نه، پاک است؛ بلکه گذشت اگر جوش هم بیاید؛ تا انسان یقین نکند که دو قسمت آن کم شده؛ پاک است.

مسأله 206 : اگر مثلاً در یک خوشه غوره، یک دانه، یا دو دانه انگور باشد؛ چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می شود آب غوره بگویند و اثری از شیرینی انگور در آن نباشد و بجوشد؛ پاک و خوردن آن حلال است؛ بلکه اگر آب انگور نگویند پاک و حلال است.

مسأله 207 : اگر یک دانه انگور در چیزی که به آتش می جوشد بیفتد و بجوشد؛ اجتناب از آن واجب نیست؛ بلکه خوردن آن دانه هم حلال است؛ مگر اینکه یقین کنند آب داخلش جوش آمده باشد.

مسأله 208 : اگر آب انگور به جوشیدن نجس شود؛ اگر بخواهند در چند دیگ شیره بپزند؛ باید کفگیری را که در دیگ جوش آمده زده اند؛ در دیگی که جوش نیامده نزنند و اگر همه جوش آمده باشد؛ باید کفگیر دیگی را که ثلثان نشده؛ در دیگی که ثلثان شده نزنند. ولی گذشت که انگور به جوش آمدن نجس نمی شود.

مسأله 209 : چیزی که معلوم نیست غوره است یا انگور، اگر جوش بیاید نجس نمی شود و خوردن آن هم حرام نیست.

6 انتقال

مسأله 210 : اگر خون بدن انسان، یا خون حیوانی که خون جهنده دارد یعنی وقتی رگ آن را ببرند خون از آن جستن می کند به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد منتقل شود و خون آن حیوان حساب شود پاک می گردد و این را انتقال می گویند و همچنین است حکم در سایر نجاسات. پس خونی که زالو از انسان می مکد؛ چون خون زالو به آن گفته نمی شود و می گویند خون انسان است؛ نجس می باشد.

مسأله 211 : اگر کسی پشه ای را که به بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده از او مکیده یا از خون پشه می باشد؛ پاک است و همچنین است اگر بداند از او مکیده ولی جزء بدن پشه حساب شده. اما اگر فاصله بین مکیدن خون و کشتن پشه به قدری کم باشد که بگویند خون انسان است؛ آن خون نجس می باشد و اگر بداند که آن خون را از انسان مکیده و شک کند که جزء بدن پشه شده یا نه، احتیاط واجب اجتناب از آن است.

7 اسلام

مسأله 212 : اگر کافر شهادتین بگوید یعنی به وحدانیّت خداوند متعال و نبوّت حضرت محمد بن عبدالله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم شهادت بدهد به هر لغتی باشد؛ گرچه به عربی نباشد؛ مسلمان می شود و بعد از مسلمان شدن؛ بدن، آب دهان، بینی و عرق او پاک است؛ ولی اگر موقع مسلمان شدن عین نجاست به بدن او بوده؛ باید برطرف کند و جای آن را آب بکشد و اگر پیش از مسلمان شدن عین نجاست برطرف شده باشد؛ احتیاط مستحب آن است که جای آن را آب بکشد

مسأله 213 : اگر موقعی که کافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد نجس، بلکه اگر در بدن او هم باشد؛ باید از آن اجتناب کند.

مسأله 214 : اگر کافر شهادتین بگوید و انسان نداند قلباً مسلمان شده یا نه، پاک است؛ بلکه اگر بداند قلباً مسلمان نشده که منافق است؛ پاک است مادامی که چیزی که منافی با اظهار شهادتین باشد از او سر نزند.

8 تبعیّت

مسأله 215 : تبعیّت آن است که چیز نجس به واسطه پاکی چیز دیگر پاک شود.

مسأله 216 : اگر شراب سرکه شود؛ ظرف آن هم تا جایی که شراب موقع جوش آمدن به آنجا رسیده پاک می شود و کهنه و چیزی هم که معمولا روی آن می گذارند؛ اگر به آن رطوبت نجس شود؛ پاک می گردد. ولی اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شود؛ احتیاط آن است که بعد از سرکه شدن شراب از آن اجتناب کنند.

مسأله 217 : ظرفی که آب انگور در آن جوش می آید و چیزهایی که مانند کفگیر برای پختن آب انگور به کار می رود بنا بر قول به نجاست آب انگور به جوشیدن بعد از کم شدن دو قسمت آب انگور پاک می شود. ولی گذشت که آب انگور به جوشیدن نجس نمی شود.

مسأله 218 : تخته یا سنگی که روی آن میّت را غسل می دهند و یا پارچه ای که با آن عورت میّت را می پوشانند و دست کسی که او را غسل می دهد و کیسه و صابونی که با آن میّت شسته می شود؛ بعد از تمام شدن غسل پاک می شود. ولی پاک شدن آنها به لحاظ تبعیّت نیست بلکه به جهت اینست که آنها به همراه میت شسته می شوند.

مسأله 219 : کسی که چیزی را با دست خود آب می کشد؛ بعد از پاک شدن آن چیز، دست هم پاک می شود. ولی چنانچه در مسأله گذشته بیان شد؛ پاک شدن دست به جهت تبعیّت نیست بلکه به لحاظ اینست که دست با آن چیز شسته می شود.

مسأله 220 : اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل آب بکشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبی که روی آن ریخته اند جدا شود؛ آبی که در آن می ماند پاک است.

مسأله 221 : ظرف نجس را که با آب قلیل آب می کشند؛ بعد از جدا شدن آبی که برای پاک شدن روی آن ریخته اند؛ آب کمی که در آن می ماند پاک است.

9 برطرف شدن عین نجاست

مسأله 222 : اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون، یا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود؛ چنانچه آنها برطرف شود بدن آن حیوان پاک می شود و همچنین است باطن بدن انسان مثل توی دهان و بینی، مثلاً اگر خون لای دندان بیرون آید و در آب دهان از بین برود؛ آب کشیدن توی دهان لازم نیست. ولی اگر دندان مصنوعی در دهان نجس شود؛ در صورتی که نجاست از خارج باشد باید آن را آب بکشند؛ بلکه اگر نجاست از داخل هم باشد احتیاطاً آب بکشند.

مسأله 223 : اگر غذا لای دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاید؛ چنانچه انسان نداند که خون به غذا رسیده؛ آن غذا پاک است و اگر خون به آن رسیده احتیاطاً نجس می شود.

مسأله 224 : مقداری از لب ها و پلک چشم که موقع بستن روی هم می آید و نیز جایی را که انسان نمی داند از ظاهر بدن است یا باطن آن، اگر نجس شود بنا بر احتیاط واجب باید آب بکشند.

مسأله 225 : اگر گرد و خاک نجس به لباس و فرش و مانند اینها بنشیند؛ چنانچه هر دو خشک باشند نجس نمی شود و باید طوری تکان دهند که گرد و خاک نجس از آنها بریزد. ولی اگر گرد و خاک، یا لباس و مانند آن تر باشند؛ باید محل نشستن گرد و خاک را آب بکشند.

10 استبراء حیوان نجاست خوار

مسأله 226 : بول و غائط حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است و اگر بخواهند پاک شود باید آن را استبراء کنند.
یعنی تا مدتی که بعد از آن مدت دیگر نجاست خوار به آن نگویند؛ نگذارند نجاست بخورد و احتیاط واجب آن است که غذای پاک به آن بدهند و بنا بر احتیاط واجب، بلکه در بعضی از آنها خالی از قوة نیست؛ باید شتر نجاست خوار را چهل روز، گاو را بیست روز، گوسفند را ده روز، مرغابی را پنج روز و مرغ خانگی را سه روز، از خوردن نجاست جلوگیری کنند و احتیاط واجب آن است که غذای پاک به آنها بدهند.

11 غایب شدن مسلمان

مسأله 227 : اگر بدن، یا لباس مسلمان، یا چیز دیگری مانند ظرف و فرش که در اختیار اوست نجس شود و آن مسلمان غایب گردد؛ اگر انسان احتمال پاک شدن آن را بدهد؛ ولو به نحو اتفاق، اجتناب از آن لازم نیست. مثلاً احتمال دهد که آب باران به آن رسیده یا در آب کر یا جاری داخل شده. در صورتی که آن مسلمان آن را در امری که طهارت شرط اوست استعمال کند؛ اجتناب از آن لازم نیست و شرطهای دیگری که فرموده اند لازم نیست گرچه موافق با احتیاط است.

مسأله 228 : اگر مسلمانی یقین کند چیزی که نجس بوده پاک شده است؛ یا دو عادل به پاک شدن آن خبر دهند؛ آن چیز پاک است و همچنین اگر مسلمانی که چیز نجس در اختیار اوست بگوید آن چیز پاک است؛ در صورتی که بی مبالات نباشد؛ یا مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد و بی مبالات نباشد؛ اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه.

مسأله 229 : مسلمانی که وکیل شده لباس انسان را آب بکشد؛ اگر بگوید آب کشیده و انسان به گفته او اطمینان پیدا کند؛ آن لباس پاک است و اگر لباس در اختیار و تصرف او باشد گفته او قبول می شود گرچه اطمینان به گفته او پیدا نشود

مسأله 230 : اگر انسان حالتی دارد که در آب کشیدن چیز نجس یقین پیدا نمی کند؛ در صورتی که به نحو متعارف نجس را آب بکشد؛ می تواند به گمان اکتفا کند.