آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
غسل های واجب
اشاره
غسل های واجب هفت تا است:
اول:
غسل جنابت.
دوم:
غسل حیض.
سوم:
غسل نفاس.
چهارم:
غسل استحاضه.
پنجم:
غسل مس میت.
ششم:
غسل میت.
هفتم:
غسلی که به واسطه نذر، قسم و مانند اینها واجب می شود.
[جنابت]
احکام جنابت
مسأله 351 : به دو چیز انسان جنب می شود:
اول:
جماع، ولو به مقدار داخل شدن ختنه گاه.
دوم:
بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار.
مسأله 352 : اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا بول، یا غیر اینها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده و بعد از بیرون آمدن بدن سست شده؛ آن رطوبت حکم منی دارد و همچنین است اگر جستن یا یکی از سستی و شهوت باشد؛ اجتماع هر سه صفت لازم نیست. اگر هیچیک از این دو نشانه را ندارد حکم منی ندارد؛ مگر اینکه علم، یا اطمینان پیدا کند که منی بوده.
ولی در مریض و زن لازم نیست آن آب با جستن بیرون آید؛ بلکه اگر با شهوت خارج شود؛ گرچه سست هم نشود؛ حکم به جنابت مریض و زن می شود.
مسأله 353 : اگر از مردی که مریض نیست رطوبتی خارج شود و نداند بول است یا منی و از نشانه هایی که در مسأله پیش گفته شد؛ نشود وضع آن را روشن نمود؛ چنانچه قبل از خارج شدن این رطوبت وضو داشته غسل تنها کافیست و اگر وضو نداشته؛ احتیاطاً غسل کند و وضو هم بگیرد.
مسأله 354 : مستحب است انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون آید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، احتیاط واجب آن است که غسل کند چون مترقب است آن رطوبت منی باشد و احتیاط آن است که وضو هم بگیرد چون محتمل است آن رطوبت بول باشد.
مسأله 355 : اگر انسان با زن جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود؛ در قُبُل باشد یا دُبُر، بالغ باشد یا نابالغ، گرچه منی بیرون نیاید؛ هر دو جنب می شوند و اگر کمتر از ختنه گاه داخل شود؛ در صورتی که منی خارج نشود احتیاط واجب آن است که غسل کند و اگر وضو نداشته وضو هم بگیرد.
مسأله 356 : اگر شک کند که کمتر از ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل براو واجب نیست. ولی اگر شک کند به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، در صورتی که منی از او خارج نشده؛ احتیاط واجب آن است که غسل کند و اگر وضو نداشته وضو بگیرد.
مسأله 357 : اگر نعوذبالله حیوانی را وطی کند یعنی با او نزدیکی کند و منی از او بیرون آید؛ غسل تنها کافیست و اگر منی بیرون نیاید؛ چنانچه پیش از وطی وضو داشته باز هم غسل تنها کافیست و اگر وضو نداشته؛ احتیاط واجب آن است که غسل کند و وضو هم بگیرد و العیاذ بالله وطی در دُبُر مرد، بر فاعل و مفعول حکم وطی با حیوان را دارد.
مسأله 358 : اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید؛ یا انسان شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل براو واجب نیست.
مسأله 359 : کسی که نمی تواند غسل کند؛ ولی تیمم برایش ممکن است؛ بعد از دخول وقت نماز هم می تواند با عیال خود نزدیکی کند.
چون این حکم برخلاف قاعده است باید اکتفا کرد بر مورد نص و آن در خصوص نزدیکی با اهل در سفر است.
مسأله 360 : اگر در لباس خود منی ببیند و بداند از خود اوست و برای آن غسل نکرده؛ باید غسل کند و نمازهایی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده قضا کند؛ ولی نمازهایی را که احتمال می دهد بعد از بیرون آمدن آن منی خوانده؛ لازم نیست قضا کند.
چیزهایی که بر جنب حرام است
مسأله 361 : پنج چیز بر جنب حرام است:
اول:
رساندن جایی از بدن به خط قرآن، یا به اسم خداوند متعال، اما نام پیغمبران و امامان معصوم و حضرت زهرا عَلَیْهم ُالسَّلَام در صورتی که مس اسامی آنان هتک و بی احترامی باشد و الا چنانچه در وضو گفته شد شایسته نیست مس اسامی آنان.
دوم:
رفتن در مسجدالحرام و مسجد النبی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود و احتیاط لازم نرفتن جنب است در حرم ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام گرچه از یک در وارد و از در دیگر خارج شود.
سوم:
توقف در مساجد دیگر، ولی اگر از یک در وارد و از در دیگر خارج شود؛ مانعی ندارد. داخل شدن در مساجد در صورتی که صرفاً برای برداشتن چیزی باشد جایز نیست و شایسته است جاری کردن حکم مساجد در رواق ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام.
چهارم:
گذاشتن چیزی در مسجد و بنا بر احتیاط واجب اگر خارج از مسجد باشد چیزی در مسجد نگذارد.
پنجم:
خواندن سوره ای که سجده واجب دارد و آن چهار سوره است:
اول:
سوره سی و دوم قرآن (الم تنزیل).
دوم:
سوره چهل و یکم (حم سجده).
سوم:
سوره پنجاه و سوم (وَ النَّجْم).
چهارم:
سوره نودوششم (اقراء ) و همچنین احتیاط بر ترک خواندن یک کلمه، بلکه یک حرف از این چهار سوره است و آنچه که حرمتش مسلم
است؛ خواندن چهار آیه سجده از آن چهار سوره است.
چیزهایی که بر جنب مکروه ست
مسأله 362 : فرموده اند:
نه چیز بر جنب مکروه است.
چون کراهت بعضی از آنها ثابت نیست شایسته است رجاءً آنها را ترک کند.
اول و دوم:
خوردن و آشامیدن، ولی اگر وضو بگیرد یا استنشاق و مضمضه نماید؛ یا دستها را بشوید؛ اگر کراهت را برطرف نکند باعث کراهت کمتر می شود.
سوم:
خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره هایی که سجده واجب ندارد.
چهارم:
رساندن جایی از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهای قرآن.
پنجم:
همراه داشتن قرآن.
ششم:
خوابیدن، ولی اگر وضو بگیرد؛ یا به واسطه نداشتن آب تیمم کند؛ مکروه نیست.
هفتم:
خضاب کردن به حنا و مانند آن.
هشتم:
مالیدن روغن به بدن.
نهم:
جماع کردن بعد از آنکه محتلم شده؛ یعنی در خواب منی از او بیرون آمده است.
غسل جنابت
مسأله 363 : مستحب بودن غسل جنابت فی حد نفسه روشن نیست؛ ولی استحباب تحصیل طهارت از جنابت ثابت است؛ ولی برای خواندن نماز واجب و مانند آن، واجب می شود. ولی برای نماز میت و سجده شکر و سجده های واجب قرآن، غسل جنابت لازم نیست.
مسأله 364 : لازم نیست در وقت غسل نیت کند که غسل واجب یا مستحب می کنم و اگر فقط به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم غسل کند کافی است.
مسأله 365 : اگر یقین کند وقت نماز شده و نیت غسل واجب کند و بعد معلوم شود که پیش از وقت غسل کرده؛ غسل او صحیح است.
مسأله 366 : غسل را چه واجب و چه مستحب، به دو قسم می شود انجام داد:
ترتیبی و ارتماسی.
غسل ترتیبی
مسأله 367 : در غسل ترتیبی باید به نیت غسل اول سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف چپ بدن را بشوید و اگر عمداً، یا از روی فراموشی، یا به واسطه ندانستن مسأله به این ترتیب عمل نکند؛ غسل او باطل است.
مسأله 368 : نصف ناف و نصف عورت را باید با طرف راست بدن و نصف دیگر را باید با طرف چپ بشوید. ولی بهتر است تمام ناف و عورت، با هر دو طرف شسته شود.
مسأله 369 : برای آنکه یقین کند هر سه قسمت یعنی سر و گردن، طرف راست و طرف چپ را کاملاً غسل داده؛ باید هر قسمتی را که می شوید مقداری از قسمت های دیگر را هم با آن طرف بشوید؛ بلکه احتیاط واجب آن است که تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بشوید.
مسأله 370 : اگر بعد از غسل بفهمد جایی از بدن را نشسته و نداند کجای بدن است؛ باید دوباره غسل کند.
مسأله 371 : اگر بعد از غسل بفهمد مقداری از بدن را نشسته؛ چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار کافیست و اگر از طرف راست باشد باید بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سر و گردن باشد باید بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشوید.
مسأله 372 : اگر پیش از تمام شدن غسل، در مقداری از طرف چپ شک کند؛ شستن همان مقدار کافی است؛ ولی اگر در شستن مقداری از طرف راست شک کند و هنوز مشغول شستن طرف چپ نشده باید بعد از شستن آن مقدار طرف چپ را هم بشوید و اگر در شستن مقداری از سر و گردن شک کند و هنوز مشغول شستن طرف راست نشده؛ باید بعد از شستن آن مقدار، طرف راست و طرف چپ را بشوید. ولی اگر مشغول شستن طرف چپ باشد و شک کند در شستن مقداری از طرف راست، لازم نیست برگردد و آن مقدار را بشوید و همچنین اگر شک در شستن مقداری از سر کند؛ پس از داخل شدن در طرف راست یا چپ، شستن آن مقدار لازم نیست و غسلش صحیح است.
غسل ارتماسی
مسأله 373 : در غسل ارتماسی اگر نیت غسل ارتماسی کند و یک مرتبه یا به تدریج در آب فرورود تا تمام بدن زیر آب رود و چنانچه پای او بر زمین باشد بلند کند؛ غسلش صحیح است.
گرچه بهتر است در یک آن عرفی باشد.
مسأله 374 : در غسل ارتماسی بنا بر احتیاط واجب باید موقعی نیت کند که مقداری از بدن بیرون باشد.
مسأله 375 : اگر بعد از غسل ارتماسی بفهمد به مقداری از بدن آب نرسیده؛ چه جای آن را بداند یا نداند؛ باید دوباره غسل کند.
مسأله 376 : اگر برای غسل ترتیبی وقت ندارد و برای ارتماسی وقت دارد؛ باید غسل ارتماسی کند.
مسأله 377 : کسی که روزه واجبی بر او متعیّن شده و لو به جهت ضیق وقت و روزه گرفته؛ یا برای حج یا عمره احرام بسته، نمی تواند غسل ارتماسی کند؛ ولی اگر از روی فراموشی غسل ارتماسی کند صحیح است.
احکام غسل کردن
مسأله 378 : در غسل ارتماسی بنا بر احتیاط باید تمام بدن پاک باشد؛ گرچه در موردی که در شستن بدن تعدد لازم نباشد بعید نیست به یک دفعه فرورفتن زیر آب برای پاک شدن محل و غسل کفایت کند و اگر تعدد لازم باشد در شستن آخری می تواند برای پاک شدن محل و غسل اکتفا نماید. در غسل ترتیبی پاک بودن تمام بدن لازم نیست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتی را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد؛ کافی است.
مسأله 379 : گذشت در مسأله (117) که عرق جنب از حرام نجس نیست؛ بنا بر این کسی که از حرام جنب شده لازم نیست در آب سرد غسل کند؛ می تواند با آب گرم غسل کند؛ چه آب سرد ضرر داشته باشد یا نه.
مسأله 380 : در غسل ارتماسی اگر به اندازه سر مویی از بدن نشسته بماند؛ غسل باطل است؛ ولی در غسل ترتیبی غسل باطل نیست و لازم است شستن همان اندازه ای که شسته نشده. اگر اندازه در سر و صورت، یا طرف راست بوده؛ شستن عضو یا اعضایی که بعد از آن است لازم است؛ ولی شستن باطن بدن واجب نیست؛ گرچه دیده شود؛ مانند درون چشم و توی گوش یا بینی.
مسأله 381 : جایی را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن، بنا بر احتیاط واجب بشوید و اگر آن محل سابق ظاهر بود لازم است آن را بشوید.
مسأله 382 : اگر سوراخ جای گوشواره و مانند آن، به قدری گشاد باشد که داخل آن دیده شود و جزء ظاهر به حساب آید؛ باید آن را شست؛ گذشت که دیده شدن میزان شستن نیست و اگر جزء باطن حساب شود؛ شستن داخل آن لازم نیست.
مسأله 383 : چیزی را که مانع رسیدن آب به بدن است باید برطرف کند و اگر پیش از آنکه یقین کند برطرف شده غسل نماید؛ غسل صحیح نیست.
مسأله 384 : اگر موقع غسل شک کند چیزی که مانع از آب است؛ در بدن او هست یا نه، باید اگر وسواسی نیست وارسی کند تا مطمئن شود که مانعی نیست.
مسأله 385 : در غسل باید موهای کوتاهی را که جزء بدن حساب می شود بشوید و شستن موهای بلند واجب نیست. ولی اگر رسانیدن آب به پوست بدن بدون شستن آنها ممکن نباشد باید آنها را بشوید؛ تا آب به بدن برسد.
مسأله 386 : تمام شرطهایی که برای صحیح بودن وضو گفته شد؛ مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن، در صحیح بودن غسل هم شرط است؛ ولی در غسل لازم نیست بدن را از بالا به پایین بشوید و نیز در غسل ترتیبی لازم نیست بعد از شستن هر قسمت فوراً قسمت دیگر را بشوید؛ بلکه لازم نیست تمام هر قسمت را فوراً بشوید؛ بلکه اگر بعد از شستن سر و گردن مقداری صبر کند بعد طرف راست را بشوید و بعد از مدتی طرف چپ را بشوید و یا اینکه سر را بشوید و مقداری صبر کند و بعد گردن را بشوید؛ اشکال ندارد. ولی کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خود داری کند؛ اگر به اندازه ای که غسل کند و نماز بخواند بول و غائط از او بیرون نمی آید؛ باید هر قسمت را فوراً بعد از قسمت دیگر غسل بدهد و بعد از غسل هم فوراً نماز بخواند و همچنین است اگر فقط به اندازه غسل کردن مهلت دارد؛ باید هر قسمت را فوراً بعد از هر قسمت دیگر غسل دهد.
مسأله 387 : کسی که قصد دارد پول حمامی را ندهد؛ یا بدون اینکه بداند حمامی راضیست بخواهد نسیه بگذارد اگر چه بعد حمامی را راضی کند؛ غسل او صحیح نیست مگر اینکه از راضی نبودن حمامی غافل باشد و بتواند با قصد قربت انجام دهد غسلش صحیح و ضامن پول مقدار آبیست که مصرف کرده.
مسأله 388 : اگر حمامی راضی باشد که پول حمام نسیه بماند؛ ولی کسی که غسل می کند قصدش این باشد که طلب او را ندهد؛ یا از مال حرام بدهد؛ غسلش باطل است.
مسأله 389 : اگر بخواهد پول حرام به حمامی بدهد غسل او باطل است؛ در صورتی که از اول چنین قصدی داشته باشد و الا غسلش صحیح است و ضامن پول مقدار آبیست که مصرف کرده. اگر بخواهد از پولی که خمس آن را نداده به حمامی که شیعه دوازده امامی باشد بدهد؛ گرچه معصیت کرده؛ ولی غسلش صحیح است و ذمه اش به مستحقین خمس مشغول است.
مسأله 390 : اگر مخرج غائط را در خزینه تطهیر کند و پیش از غسل شک کند که چون در خزینه تطهیر کرده حمامی به غسل کردن او راضیست یا نه، غسل او صحیح نیست؛ مگر اینکه پیش از غسل حمامی را راضی کند و یا اینکه به امید راضی بودن حمامی با قصد قربت غسل کند؛ در صورتی که حمامی راضی باشد؛ غسلش صحیح است.
مسأله 391 : اگر شک کند که غسل کرده یا نه، باید غسل کند و اگر بعد از غسل شک کند که غسل او درست بوده یا نه، لازم نیست دوباره غسل کند؛ در صورتی که بداند یا احتمال دهد که هنگام غسل کردن ملتفت بوده. ولی اگر منشاء شک در درست بودن غسل، شک در شستن طرف چپ، یا جزیی از آن باشد؛ باید آن را به قصد غسل بشوید.
مسأله 392 : اگر در بین غسل کردن حدث اصغر از او سرزند؛ مثلاً بول کند؛ احتیاط واجب آن است که غسل را تمام کند و دوباره غسل کند؛ به قصد آنچه بر ذمّه اوست واقعاً و وضو هم بگیرد.
یا غسل را رها کرده و غسل دیگری نماید و بعد از آن وضو هم بگیرد.
مسأله 393 : اگر به خیال اینکه به اندازه غسل و نماز وقت دارد برای نماز غسل کند؛ چنانچه بعد از غسل به اندازه خواندن یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد غسل او صحیح است و اگر کمتر از یک رکعت وقت داشته باشد غسل او باطل است؛ در صورتی که غسل برای خصوص آن نماز کرده؛ به این معنی که اگر آن نماز نبود فعلا غسل نمی کرد. ولی اگر به قصد پاک بودن از جنابت، یا یکی از غایات دیگر بوده غسلش صحیح است.
مسأله 394 : کسی که جنب شده اگر شک کند غسل کرده یا نه، نمازهایی را که خوانده صحیح است؛ در صورتی که احتمال دهد وقت شروع به نماز ملتفت بوده.
مسأله 395 : کسی که چند غسل به او واجب است می تواند به نیّت همه آنها یک غسل به جا آورد. اگر یکی از آنها غسل جنابت بوده و غسل جنابت را به تنهایی قصد کند غسل های دیگر از او ساقط می شود و وضو هم لازم نیست. جدا جدا انجام دادن غسل ها خالی از اشکال نیست و اگر انجام می دهد در غیر غسل اول نیّت وجوب نکند و به رجاء اینکه شاید در واقع واجب باشد انجام دهد.
مسأله 396 : کسی که بر جایی از بدن او آیه قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده؛ شایسته است آن را از بین ببرد. ولی در حالی که محدث است؛ جایز نیست دست بر آن بگذارد. بنا بر این عضو را در وضو و غسل، ارتماسی انجام دهد و اگر ترتیبی به جا می آورد به نحوی آب را به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد.
مسأله 397 : کسی که غسل جنابت کرده نباید برای نماز وضو بگیرد.
ولی در غسل های دیگر باید وضو بگیرد.
استحاضه
اشاره
یکی از خون هایی که از زن خارج می شود خون استحاضه است و زن را در موقع دیدن خون استحاضه، مستحاضه می گویند.
مسأله 398 : خون استحاضه در بیشتر اوقات زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون می آید و غلیظ هم نیست. ولی ممکن است گاهی سیاه، یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید.
مسأله 399 : استحاضه سه قسم است:
قلیله، متوسطه و کثیره، استحاضه قلیله آن است که خون فقط روی پنبه ای را که زن داخل فرج می نماید آلوده کند و در آن فرونرود. استحاضه متوسطه آن است که خون در پنبه فرورود؛ اگر چه در یک گوشه آن باشد؛ ولی از پنبه به دستمالی که معمولا زن ها برای جلوگیری از خون می بندند؛ نرسد. استحاضه کثیره آن است که خون پنبه را بگیرد و به دستمال هم برسد.
احکام استحاضه
مسأله 400 : در استحاضه قلیله باید زن برای هر نماز یک وضو بگیرد و پنبه را عوض کند یا آب بکشد و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسیده آب بکشد.
مسأله 401 : در استحاضه متوسطه باید زن برای نماز صبح غسل کند و تا صبح دیگر برای نمازهای خود کارهای استحاضه قلیله را که در مسأله قبل گفته شد انجام دهد. این در صورتیست که قبل از نماز صبح یا در بین آن این حالت دست دهد؛ ولی اگر بعد از نماز صبح تا قبل از نماز ظهر، یا در بین آن، این حالت حاصل شود باید برای نماز ظهر غسل کند و به همین کیفیت قبل از هر نماز یا بین هر نمازی استحاضه متوسطه شده برای آن باید غسل کند.
در صورتی که قبل از نماز صبح این حالت پیدا شده باشد؛ اگر عمداً، یا از روی فراموشی، برای نماز صبح غسل نکند؛ باید برای نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر برای نماز ظهر و عصر غسل نکند؛ باید پیش از نماز مغرب و عشا، بعد از داخل شدن وقت آنان، غسل کند و بلافاصله نماز مغرب و عشا را بخواند و نمازهایی که بدون غسل خوانده باید غسل کند وضو بگیرد و آنها را قضا کند.
مسأله 402 : در استحاضه کثیره علاوه بر کارهای استحاضه متوسطه که در مسأله پیش گفته شد؛ باید برای هر نماز دستمال را عوض کند یا آب بکشد و ظاهر فرج را آب بکشد و یک غسل برای نماز ظهر و عصر و یکی برای نماز مغرب و عشا و احتیاط آن است که قبل از غسل وضو بگیرد و بین نماز ظهر و عصر فاصله نیندازد و احتیاط اینست که وضو برای نماز عصر یا عشا در حال گفتن اقامه باشد و اگر بین نماز ظهر و عصر و
یا بین مغرب و عشا، فاصله بیندازد و خون بیرون آمده باشد هر چند در فضای فرج باشد برای نماز عصر یا عشا دوباره غسل کند.
مسأله 403 : اگر خون استحاضه پیش از وقت نماز بند بیاید؛ چنانچه زن برای آن خون، وضو و غسل برای کاری به جا آورده باشد؛ احتیاط واجب آن است که در موقع نماز، وضو و غسل به جا آورد.
مسأله 404 : مستحاضه متوسطه و کثیره که باید وضو بگیرد و غسل کند؛ در استحاضه کثیره احوط آن است که وضو را پیش از غسل انجام دهد و در استحاضه متوسطه بهتر آن است که پیش از غسل انجام دهد.
مسأله 405 : اگر استحاضه قلیله زن بعد از نماز صبح متوسطه شود؛ باید برای نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود؛ باید برای نماز مغرب و عشا غسل نماید.
مسأله 406 : اگر استحاضه قلیله یا متوسطه زن، بعد از نماز صبح کثیره شود؛ باید برای نماز ظهر و عصر یک غسل، به نحوی که در مسأله (402) بیان شد به جا آورد و برای نماز مغرب و عشا غسل دیگری به نحوی که در آن مسأله بیان شد به جا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثیره شود؛ باید برای نماز مغرب و عشا به نحوی که گفته شد غسل نماید.
مسأله 407 : مستحاضه کثیره یا متوسطه، اگر پیش از داخل شدن وقت نماز، برای نماز غسل کند؛ غسل او باطل است؛ ولی اگر نزدیک اذان صبح برای نماز شب به قصد رجاء غسل کند و نماز شب را بخواند و همین که وقت داخل شد؛ احتیاط واجب آن است که برای نماز صبح، وضو و غسل دوباره به جا آورد.
مسأله 408 : زن مستحاضه برای هر نمازی، چه واجب باشد و چه مستحب، باید وضو بگیرد و نیز اگر بخواهد نمازی را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند؛ یا بخواهد نمازی را که تنها خوانده است دوباره با جماعت بخواند؛ باید تمام کارهایی را که برای استحاضه گفته شد انجام دهد؛ مگر اینکه پس از غسلی که برای نماز پیش کرده؛ خون بیرون نیامده باشد؛ هر چند در فضای فرج؛ در این صورت غسل لازم نیست. برای خواندن نماز احتیاط و سجده فراموش شده و تشهد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً به جا آورد؛ لازم نیست کارهای استحاضه را انجام دهد.
مسأله 409 : زن مستحاضه بعد از اینکه خونش قطع شد؛ فقط برای نماز اولی که می خواند باید کارهای استحاضه را انجام دهد و برای نمازهای بعد لازم نیست.
مسأله 410 : اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است؛ موقعی که می خواهد نماز بخواند باید مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند و بیرون آورد و بعد از اینکه فهمید استحاضه او کدامیک از آن سه قسم است؛ کارهایی را که برای آن قسم دستور داده شده انجام دهد. ولی اگر بداند تا وقتی که می خواهد نماز بخواند استحاضه او تغییر نمی کند؛ پیش از داخل شدن وقت هم می تواند خود را وارسی نماید.
مسأله 411 : زن مستحاضه اگر پیش از آنکه خود را وارسی کند مشغول نماز شود؛ چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفه خود عمل کرده؛ مثلاً استحاضه اش قلیله بوده و به وظیفه استحاضه قلیله عمل نموده؛ نماز او صحیح است و اگر قصد قربت نداشته؛ یا عمل او مطابق وظیفه اش نبوده؛ مثل آنکه استحاضه او متوسطه بوده و به وظیفه قلیله رفتار کرده؛ نماز او باطل است.
مسأله 412 : مستحاضه اگر نتواند خود را وارسی نماید که قلیله است؛ یا متوسطه، یا کثیره، باید بنا بر احتیاط به نحوی عمل کند که یقین به برائت ذمه حاصل کند.
پس در شک میان قلیله و متوسطه، یا متوسطه و کثیره، عمل به وظیفه هر دو نماید و در شک بین هر سه قسم عمل به وظیفه هر سه قسم نماید. ولی اگر بداند سابقاً کدامیک از آن سه قسم بوده باید به وظیفه همان قسم رفتار نماید.
مسأله 413 : اگر خون استحاضه در باطن باشد و بیرون نیاید؛ وضو و غسل باطل نمی شود؛ مگر اینکه خون از محل خارج شده و به فضای فرج برسد؛ گرچه از فرج خارج نشده باشد؛ در این صورت احتیاط لازم جاری کردن احکام مستحاضه است و اگر خون بیرون بیاید؛ هر چند کم باشد؛ وضو و غسل را باطل می کند.
مسأله 414 : زن مستحاضه اگر بعد از نماز خود را وارسی کند و خون نبیند و در فضای فرج هم خون نباشد؛ گرچه بداند دوباره خون می آید؛ با وضویی که دارد می تواند نماز بخواند.
مسأله 415 : زن مستحاضه اگر بداند از وقتی که مشغول وضو یا غسل شده خونی از او بیرون نیامده و در فضای فرج هم نباشد؛ در صورتی که علم، یا اطمینان داشته باشد که تا آخر وقت خون بیرون نمی آید و داخل فرج هم آلوده نمی شود؛ می تواند خواندن نماز را تأخیر بیندازد.
مسأله 416 : اگر مستحاضه بداند که پیش از گذشتن وقت نماز به کلی پاک می شود؛ یا به اندازه خواندن نماز خون بند می آید؛ باید صبر کند و نماز را در وقتی که پاک است بخواند.
مسأله 417 : اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند اگر نماز را تأخیر اندازد؛ به مقداری که وضو و غسل و نماز را به جا آورد؛ به کلی پاک می شود؛ باید نماز را تأخیر اندازد و موقعی که به کلی پاک شده دوباره وضو و غسل را به جا آورد و نماز را بخواند. اگر وقت نماز تنگ شد؛ اگر وقت برای یکی از آن دو را داشته باشد لازم است آن را به جا آورد و در صورتی که وقت برای هیچیک از غسل و وضو را ندارد؛ اگر وقت برای تیمم دارد به جای هر یک از وضو و غسل تیمم کند و نماز را به جا آورد و اگر وقت برای تیمم هم ندارد؛ به همان حال نماز بخواند و بعد آن نماز را قضا کند.
مسأله 418 : مستحاضه کثیره و متوسطه وقتی به کلی از خون پاک شد باید غسل کند؛ ولی اگر بداند از وقتی که برای نماز پیش مشغول غسل شده؛ دیگر خون حتی در باطن نیامده؛ لازم نیست دوباره غسل نماید.
مسأله 419 : مستحاضه قلیله بعد از وضو و مستحاضه متوسطه و کثیره بعد از وضو و غسل، باید فوراً مشغول نماز شود؛ ولی گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهای قبل از نماز اشکال ندارد و در نماز هم می تواند کارهای مستحب مثل قنوت و غیر آن را به جا آورد. ولی اگر بداند؛ یا اطمینان داشته باشد که بعد از وضو و غسل فقط به مقداری که واجبات را انجام می دهد خون نمی آید؛ اذان و اقامه و مستحبات را ترک کند.
مسأله 420 : زن مستحاضه اگر بین وظیفه ای که دارد از وضو یا غسل، یا هر دو و نماز، فاصله بیندازد؛ باید دوباره وظیفه اش را به جا آورد؛ در صورتی که خون از او خارج شده؛ یا در فضای فرج آمده باشد و الا لازم نیست.
مسأله 421 : اگر خون استحاضه زن جریان دارد و قطع نمی شود؛ چنانچه برای او ضرر ندارد؛ باید پیش از غسل و بعد از آن، تا نماز را به پایان رساند؛ به وسیله پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیری کند؛ ولی اگر همیشه جریان ندارد؛ فقط باید بعد از وضو و غسل تا آخر نماز از بیرون آمدن خون جلوگیری نماید و چنانچه کوتاهی کند و خون بیرون آید؛ یا در فضای فرج بیاید؛ باید دوباره غسل کند و وضو بگیرد و اگر نماز هم خوانده؛ باید دوباره بخواند.
مسأله 422 : اگر در موقع غسل خون قطع نشود غسل صحیح است؛ ولی اگر در بین غسل، استحاضه متوسطه، کثیره شود؛ واجب است غسل را از سر بگیرد.
مسأله 423 : احتیاط واجب آن است که زن مستحاضه در تمام روزی که روزه است؛ به مقداری که می تواند؛ اگر ضرر و حرجی نباشد؛ از بیرون آمدن خون جلوگیری کند.
مسأله 424 : روزه زن مستحاضه ای که غسل بر او واجب می باشد؛ در صورتی صحیح است که غسل نماز مغرب و عشای شبی که می خواهد فردای آن را روزه بگیرد به جا آورد و نیز در روز غسل هایی را که برای نمازهای روزش واجب است انجام دهد. ولی اگر برای نماز مغرب و عشا غسل نکند و برای خواندن نماز شب پیش از اذان صبح غسل نماید و احتیاط آن است که غسل را نزدیک اذان صبح به جا آورد به نحوی که فاصله ای بین غسل و نماز صبح بیشتر از مقدار نافله صبح نباشد؛ روزه او صحیح است.
مسأله 425 : اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند؛ وضوی او صحیح است.
مسأله 426 : اگر استحاضه قلیله زن پیش از نماز، متوسطه یا کثیره شود؛ باید کارهای متوسطه یا کثیره را که گفته شد انجام دهد و اگر استحاضه متوسطه، کثیره شود؛ باید کارهای استحاضه کثیره را انجام دهد و چنانچه برای استحاضه متوسطه غسل کرده باشد فائده ندارد؛ باید دوباره برای کثیره غسل کند.
مسأله 427 : اگر در بین نماز استحاضه متوسطه زن، کثیره شود؛ باید نماز را بشکند و برای استحاضه کثیره غسل کند و وضو بگیرد و احتیاطاً وضو را پیش از غسل انجام دهد و کارهای دیگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند و اگر برای هیچکدام از وضو و غسل وقت ندارد؛ باید دو تیمم کند؛ یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو و اگر برای یکی از آنها وقت ندارد؛ باید عوض آن تیمم کند و دیگری را به جا آورد. ولی اگر برای تیمم هم وقت ندارد؛ بنا بر احتیاط واجب نمی تواند نماز را بشکند و باید نماز را تمام کند و لازم است آن را قضا نماید و همچنین است اگر در بین نماز استحاضه قلیله او، متوسطه یا کثیره شود.
مسأله 428 : اگر در بین نماز خون بند بیاید و مستحاضه نداند که در باطن قطع شده یا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بود؛ باید وضو و غسل و نماز را دوباره انجام دهد؛ در صورتی که وقت باشد که در حال پاکی نماز را دوباره بخواند.
مسأله 429 : اگر استحاضه کثیره زن، متوسطه شود؛ باید برای نماز اول عمل کثیره و برای نمازهای بعد عمل متوسطه را به جا آورد. مثلاً اگر پیش از نماز ظهر استحاضه کثیره، متوسطه شود؛ باید برای نماز ظهر غسل کند و وضو هم بگیرد و احتیاط آن است که وضو را قبل از غسل به جا آورد و برای نماز عصر و مغرب و عشا وضو بگیرد.
ولی اگر برای نماز ظهر غسل نکند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد؛ باید برای نماز عصر غسل کند و اگر برای نماز عصر هم غسل نکند؛ باید برای نماز مغرب غسل کند و اگر برای آن هم غسل نکند و فقط برای نماز عشا وقت داشته باشد؛ باید برای نماز عشا غسل نماید.
مسأله 430 : اگر پیش از هر نماز خون استحاضه کثیره قطع شود و دوباره بیاید؛ برای هر نماز باید یک غسل به جا آورد.
مسأله 431 : اگر استحاضه کثیره، قلیله شود؛ باید برای نماز اول عمل کثیره و برای نمازهای بعد عمل قلیله را انجام دهد و نیز اگر استحاضه متوسطه، قلیله شود؛ باید برای نماز اول عمل متوسطه و برای نمازهای بعد عمل قلیله را به جا آورد.
مسأله 432 : اگر مستحاضه یکی از کارهایی را که بر او واجب می باشد؛ حتی عوض کردن پنبه را ترک کند؛ نمازش باطل است.
مسأله 433 : مستحاضه قلیله اگر بخواهد غیر از نماز، کاری انجام دهد که شرط آن وضو داشتن است؛ مثلاً بخواهد جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند؛ باید وضو بگیرد؛ در صورتی که آن امر بر او واجب باشد و الا زن مستحاضه غیر از نماز، کاری که شرطش طهارت است انجام ندهد.
مسأله 434 : اگر مستحاضه غسل های واجب خود را به جا آورد؛ رفتن در مسجد و توقف در آن و خواندن سوره ای که سجده واجب دارد و نزدیکی شوهر با او، حلال می شود. گرچه کارهای دیگری را که برای نماز واجب است مثل عوض کردن پنبه و دستمال انجام نداده باشد.
مسأله 435 : اگر زن در استحاضه کثیره یا متوسطه، بخواهد پیش از وقت نماز سوره ای را که سجده واجب دارد بخواند یا مسجد برود؛ بنا بر احتیاط واجب باید غسل نماید و همچنین است اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکی کند؛ ولی اگر بخواهد جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند؛ اگر این کار واجب باشد؛ باید وضو بگیرد و اگر واجب نباشد؛ چنانچه گذشت این کار را انجام ندهد.
مسأله 436 : نماز آیات بر مستحاضه واجب است و باید برای نماز آیات هم، کارهایی را که برای نماز یومیه گفته شد انجام دهد.
مسأله 437 : هرگاه در وقت نماز یومیه نماز آیات بر مستحاضه واجب شود؛ گرچه بخواهد هر دو را پشت سرهم به جا آورد؛ باید برای نماز آیات هم تمام کارهایی را که برای نماز یومیه او واجب است انجام دهد؛ در صورتی که خون خارج شده باشد؛ هر چند در فضای فرج باشد و الا می تواند هر دو را با یک غسل و وضو بخواند.
مسأله 438 : احتیاط واجب آن است که زن مستحاضه نماز قضا نخواند و آن را تاخیر اندازد تا پاک شود؛ مگر اینکه وقت نماز ضیق شده باشد؛ یا اینکه اگر نخواند خوف فوت دارد؛ در این صورت باید برای هر نماز کارهایی را که برای نماز ادا بر او واجب است به جا آورد.
مسأله 439 : اگر زن بداند خونی که از او خارج می شود خون زخم نیست و مردد باشد بین خون حیض و نفاس و استحاضه، باید به دستور استحاضه عمل کند؛ بلکه اگر شک داشته باشد که خون استحاضه است یا خون های دیگر چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد بنا بر احتیاط واجب باید کارهای استحاضه را انجام دهد.
حیض
اشاره
حیض خونی است که غالباً در هر ماه چند روزی از رحم زن ها خارج می شود و زن را در موقع دیدن خون حیض حائض می گویند.
مسأله 440 : خون حیض در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن سرخ مایل به سیاهی، یا سرخ است و با فشار و کمی سوزش بیرون می آید.
مسأله 441 : زن های قرشیّه بعد از تمام شدن شصت سال قمری، یائسه می شوند یعنی خون حیض نمی بینند زن هایی که قرشیّه نیستند؛ بعد از تمام شدن پنجاه سال قمری یائسه می شوند.
مسأله 442 : خونی که دختر پیش از تمام شدن نه سال و زن بعد از یائسه شدن می بیند؛ حیض نیست.
مسأله 443 : زن حامله و زنی که بچه شیر می دهد؛ ممکن است حیض ببیند.
مسأله 444 : دختری که نمی داند نه سالش تمام شده یا نه، اگر خونی ببیند که نشانه های حیض را نداشته باشد؛ حیض نیست و اگر نشانه های حیض را داشته باشد و اطمینان به حیض بودن پیدا شود؛ حیض است و معلوم می شود نُه سال او تمام شده است.
مسأله 445 : زنی که شک دارد یائسه شده یا نه، اگر خونی ببیند و نداند حیض است یا نه، باید بنا بگذارد که یائسه نشده است.
مسأله 446 : مدت حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمی شود و اگر مختصری هم از سه روز کمتر باشد حیض نیست.
مسأله 447 : زنی که در سه روز اول پشت سرهم خون نبیند؛ مثل آنکه دو روز خون ببیند و یک روز پاک شود دوباره خون ببیند؛ در صورتی که خون در سه روز نشانه های حیض را داشته؛ یا در روزهای عادتش باشد؛ احتیاط لازم آن است که جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 448 : لازم است در ابتدای حیض خون بیرون بیاید؛ گرچه کم باشد و اگر خون در فضای فرج ریخته و هنوز خارج نشده؛ احتیاط آن است که جمع کند بین انجام آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه بر حائض حرام است و اگر در بین سه روز مختصری پاک شود؛ اما مدت پاک شدن به قدری کم باشد که بگویند در تمام سه روز خون در فرج بوده باز هم حیض است.
مسأله 449 : گرچه مشهور فقها فرموده اند:
لازم نیست شب اول و چهارم را خون ببیند؛ ولی باید در شب دوم و سوم خون قطع نشود. پس اگر از اذان صبح روز اول، تا غروب روز سوم پشت سرهم خون بیاید؛ یا در وسطهای روز اول شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع شود و در شب دوم و سوم هم هیچ خون قطع نشود؛ حیض است؛ ولی بعید نیست مراد از سه روز در باب حیض، سه شبانه روز، یعنی هفتاد و دو ساعت باشد و در صورتی که سه شبانه روز پشت سرهم نباشد؛ احتیاط کند به جمع بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 450 : اگر سه شبانه روز با نشانه های حیض خون ببیند؛ یا در روزهای عادت باشد و پاک نشود؛ چنانچه دوباره خون ببیند و روزهایی که خون دیده و در وسط پاک بوده؛ روی هم از ده روز بیشتر نشود؛ احتیاط لازم آن است که در روزهای پاکی جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 451 : اگر خونی ببیند که از سه روز بیشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون دمل و زخم است؛ یا خون حیض، در صورتی که خون به صفات حیض باشد و یا در ایام عادتش باشد؛ باید آن را حیض بداند. وگرنه احتیاط واجب آن است که جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 452 : اگر خونی ببیند که نداند خون زخم است یا حیض، بنا بر احتیاط جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است؛ مگر اینکه حالت سابقه اش حیض باشد؛ در این صورت بناگذارد که حیض است.
مسأله 453 : اگر خونی ببیند و شک کند که خون حیض است یا استحاضه، چنانچه شرایط حیض را داشته باشد باید حیض قرار دهد.
مسأله 454 : اگر خونی ببیند که نداند خون حیض است یا بکارت، باید خود را وارسی کند.
یعنی مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند بعد بیرون آورد پس اگر اطراف آن خط دایره مانندی از خون روی آن دیده شود خون بکارت است و اگر به همه آن رسیده حیض می باشد.
مسأله 455 : اگر کمتر از سه روز خون ببیند و پاک شود و بعد سه روز خون ببیند؛ خون دوم در صورتی که به صفات حیض باشد؛ یا در زمان عادت باشد حیض است و خون اول اگر چه در روزهای عادتش باشد حیض نیست؛ مگر اینکه مدت دو خون و پاکی بین آن دو خون مجموعاً ده روز یا کمتر از آن باشد؛ در این صورت احتیاط لازم آن است که در زمان خون اول و پاکی وسط، جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
احکام حائض
مسأله 456 : چند چیز بر حائض حرام است:
اول:
عبادت هایی که مانند نماز باید با وضو، یا غسل، یا تیمم به جا آورده شود. ولی به جا آوردن عبادت هایی که وضو، غسل و تیمم برای آنها لازم نیست؛ مانند نماز میت، مانعی ندارد.
دوم:
تمام چیزهایی که بر جنب حرام است و در احکام جنابت گفته شد.
سوم:
جماع کردن در فرج، که هم برای مرد حرام است و هم برای زن، گرچه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید؛ بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند.
وطی در دُبر زن چه در حال حیض و چه در پاکی، کراهت شدید دارد.
مسأله 457 : جماع کردن در روزهایی که حیض زن قطعی نیست؛ ولی شرعاً باید برای خود حیض قرار دهد حرام است.
پس زنی که بیشتر از ده روز خون می بیند و باید به دستوری که بعداً گفته می شود؛ روزهای عادت خویشان خود را حیض قرار دهد؛ شوهرش نمی تواند در آن روزها با او نزدیکی کند.
مسأله 458 : اگر شماره روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در اول آن با زن خود در قُبل جماع کند؛ استغفار نماید
و مستحب است بلکه احوط است که هیجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند؛ نُه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند؛ چهار نخود و نیم بدهد مثلاً زنی که شش روز خون می بیند؛ اگر شوهرش در شب، یا روز اول و دوم با او جماع کند؛ مستحب است بلکه احوط که هیجده نخود طلا بدهد و در شب، یا روز سوم و چهارم نه نخود و در شب، یا روز پنجم و ششم، چهار نخود و نیم بدهد.
مسأله 459 : کفاره برای وطی در دُبر حائض واجب نیست.
مسأله 460 : لازم نیست هیجده نخود طلای کفاره، سکه دار باشد؛ می تواند قیمت آن را بدهد. ولی اگر قیمت آن را می دهد بهتر است قیمت دینار باشد؛ اگر قیمت آن با هیجده نخود طلا فرق داشته باشد.
مسأله 461 : اگر قیمت طلا در وقتی که جماع کرده؛ با وقتی که می خواهد به فقیر بدهد فرق دارد؛ باید قیمت وقتی را که می خواهد به فقیر بدهد حساب کند.
مسأله 462 : اگر کسی در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حیض با زن خود جماع کند؛ واجب نیست؛ ولی احوط آن است که هر سه کفاره را که روی هم سی و یک نخود و نیم طلا می شود؛ بدهد.
مسأله 463 : اگر انسان بعد از آنکه در حال حیض جماع کرده و کفاره آن را داده؛ دوباره جماع کند؛ احوط آن است که بازهم کفاره بدهد.
مسأله 464 : اگر با زن حائض چند مرتبه جماع کند و در بین آنها کفاره ندهد؛ واجب نیست برای هر جماع کفاره بدهد. گرچه بهتر است.
مسأله 465 : اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده؛ باید فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود بنا بر احتیاط کفاره بدهد.
مسأله 466 : اگر مرد با زن حائض زنا کند؛ یا با زن حائض نامحرمی به گمان اینکه عیال خود اوست جماع نماید؛ احتیاط آن است که کفاره بدهد.
مسأله 467 : کسی که نمی تواند کفاره بدهد؛ واجب است استغفار کند و بهتر است صدقه ای به فقیر بدهد و هر وقت توانست مستحب است کفاره بدهد.
مسأله 468 : طلاق دادن زن در حال حیض، به طوری که در کتاب طلاق گفته می شود باطل است.
مسأله 469 : اگر زن بگوید حائضم یا از حیض پاک شدم؛ در صورتی که متهم نباشد؛ باید حرف او را قبول کرد و الا احتیاط شود.
مسأله 470 : اگر زن در بین نماز حائض شود؛ نماز او باطل است.
مسأله 471 : اگر زن در بین نماز شک کند که حائض شده یا نه، چون نماز در حال حیض حرمت ذاتی دارد؛ اگر ممکن است وارسی کند و اگر ممکن نیست ادامه دهد و نمازش را تمام کند؛ ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده؛ نمازی که خوانده باطل است.
مسأله 472 : بعد از آنکه زن از خون حیض پاک شد؛ واجب است برای نماز و عبادت های دیگری که باید با وضو، یا غسل یا تیمم به جا آورده شود؛ غسل کند و دستور آن مثل غسل جنابت است؛ ولی برای نماز باید پیش از غسل یا بعد از آن وضو بگیرد و اگر پیش از غسل وضو بگیرد بهتر است.
مسأله 473 : بعد از آنکه زن از خون حیض پاک شد؛ اگر چه غسل نکرده باشد؛ طلاق او صحیح است و شوهرش هم می تواند با او جماع کند و احتیاط شدید شستن فرج است از خون، قبل از جماع، ولی احتیاط مستحب آن است که پیش از غسل، از جماع با او خود داری نماید. اما کارهای دیگر که در وقت حیض بر او حرام بوده؛ مثل مس خط قرآن و نام خداوند متعال، بر او حلال نمی شود؛ اما داخل شدن در مسجد و توقف در آن، بنا بر احتیاط واجب ترک شود.
مسأله 474 : اگر آب برای وضو و غسل، کافی نباشد و به اندازه ای باشد که بتواند یا غسل کند یا وضو بگیرد؛ باید غسل کند و بدل از وضو تیمم نماید و اگر فقط برای وضو کافی باشد و به اندازه غسل نباشد؛ باید وضو بگیرد و عوض غسل تیمم نماید و اگر برای هیچیک از آنها آب ندارد؛ دو تیمم کند یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو.
مسأله 475 : نمازهای یومیه ای که زن در حال حیض نخوانده قضا ندارد. ولی روزه های واجب را باید قضا نماید.
مسأله 476 : هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را تأخیر اندازد حائض می شود؛ باید فوراً نماز بخواند.
مسأله 477 : اگر زن حائض نماز را تأخیر اندازد و از اول وقت به اندازه خواندن واجبات یک نماز، به حسب حالش از نظر شرایط و واجبات، بگذرد و حائض شود؛ قضای آن نماز واجب و الا واجب نیست و در تند خواندن و کند خواندن و چیزهای دیگر باید ملاحظه خود را بکند.
مثلا زنی که مسافر نیست؛ اگر در اول ظهر نماز نخواند؛ قضای آن روز در صورتی واجب می شود که به مقدار خواندن چهار رکعت به دستوری که گفته شد از اول ظهر بگذرد و حائض شود و برای کسی که مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو رکعت به دستوری که گفته شد کافی است.
مسأله 478 : اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاک شود و به اندازه غسل و وضو و مقدمات دیگر نماز، مانند تهیه کردن لباس یا آب کشیدن آن و خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر از یک رکعت وقت داشته باشد؛ باید نماز را بخواند و اگر نخواند باید قضای آن را به جا آورد و الا واجب نیست؛ مگر اینکه توانسته باشد این مقدمات را قبل از پاک شدن انجام دهد؛ در این صورت اگر بتواند با طهارت یک رکعت نماز در وقت بخواند احتیاط لازم آن است که نماز بخواند؛ گرچه وقت برای انجام سایر شرایط نداشته باشد و اگر نخواند قضای آن را به جا آورد.
مسأله 479 : اگر زن حائض به اندازه غسل و وضو وقت ندارد؛ ولی می تواند با تیمم نماز را در وقت بخواند؛ واجب است آن نماز را بخواند و اگر نخواند باید قضای آن را به جا آورد.
مسأله 480 : اگر زن حائض شک کند که برای نماز وقت دارد یا نه، باید نمازش را بخواند.
مسأله 481 : اگر به خیال اینکه به اندازه تهیه ی مقدمات نماز و خواندن یک رکعت، وقت ندارد؛ نماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته؛ باید قضای نماز را به جا آورد.
مسأله 482 : مستحب است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد و اگر نمی تواند وضو بگیرد تیمم نماید و در جای نماز رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات شود.
مسأله 483 : خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جایی از بدن به مابین خطهای قرآن و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن برای حائض مکروه است.
اقسام زن های حائض
مسأله 484 : زن های حائض بر شش قسمند:
اول:
صاحب عادت وقتیه و عددیه و آن زنی است که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون ببیند و شماره روزهای حیض او هم در هر دو ماه، یک اندازه باشد.
مثل آنکه دو ماه پشت سرهم از اول ماه تا هفتم خون ببیند.
دوم:
صاحب عادت وقتیه و آن زنی است که دو ماه پشت سرهم در وقت معین حیض ببیند؛ ولی شماره روزهای حیض او در هر دو ماه، یک اندازه نباشد.
مثلا دو ماه پشت سرهم از اول ماه خون ببیند؛ ولی ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود.
سوم:
صاحب عادت عددیه و آن زنی است که شماره روزهای حیض او در دو ماه پشت سرهم به یک اندازه باشد؛ ولی وقت دیدن آن دو خون یکی نباشد.
مثل آنکه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم، خون ببیند.
چهارم:
مضطربه و آن زنی است که چند ماه خون دیده و هر ماه به یک نحو نبوده؛ یا عادتی داشته و به هم خورده و عادت تازه ای پیدا نکرده؛ یا اینکه مثلاً سه دفعه یا بیشتر بر خلاف عادتش خون ببیند.
پنجم:
مبتدئه و آن زنی است که دفعه اولِ خون دیدن او است.
ششم:
ناسیه و از او به متحیّره و چه بسا مضطربه هم تعبیر می شود و آن زنی است که عادت خود را فراموش کرده است و هر کدام اینها احکامی دارند که در مسائل آینده گفته
می شود.
1 صاحب عادت وقتیه و عددیه
مسأله 485 : زن هایی که عادت وقتیه و عددیه دارند سه دسته اند:
اول:
زنی که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون حیض ببیند و در وقت معین پاک شود. مثلاً دو ماه پشت سرهم از روز اول ماه خون ببیند و روز هفتم پاک شود؛ که عادت حیض این زن از اول ماه تا هفتم است.
دوم:
زنی که از خون پاک نمی شود؛ ولی دو ماه پشت سرهم چند روز معین، مثلاً از اول ماه تا هشتم، خونی که می بیند نشانه های حیض را دارد یعنی سرخ مایل به سیاهی و گرم است و با فشار و سوزش بیرون می آید و بقیه خون های او نشانه های استحاضه را دارد. که عادت او از اول ماه تا هشتم می شود. در این مدت جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
سوم:
زنی که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از آنکه سه روز یا بیشتر خون دید؛ یک روز یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و تمام روزهایی که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده؛ از ده روز بیشتر نشود و در هر دو ماه همه روزهایی که خون دیده و در وسط پاک بوده روی هم یک اندازه باشد.
که عادت او به اندازه تمام روزهاییست که خون دیده و در وسط پاک بوده است.
حکم به حیض کردن زمان پاکی در بین، مشکل است.
عادت او روزهاییست که به نحو متفرقه خون می بیند؛ بنا بر این احتیاط در پاکی بین، اینست که جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است
و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 486 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر در وقت عادت خون ببیند؛ گرچه آن خون نشانه های حیض را نداشته باشد؛ باید به احکامی که برای زن حائض گفته شد عمل کند و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده؛ مثل اینکه پیش از سه روز پاک شود؛ باید عبادت هایی را که به جا نیاورده قضا نماید و در صورتی که خون بیش از یک یا دو روز عادتش باشد؛ احتیاط کند به جمع بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و در صورتی که خون چند روز از عادتش تأخیر افتاده؛ در ایام عادتش اگر به صفات حیض باشد احتیاط کند و اگر به صفات حیض نباشد؛ حیض نیست.
مسأله 487 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر یک روز یا دو روز پیش از عادت و همه روزهای عادت و چند روز بعد از عادت، خون ببیند و به صفات حیض باشد و روی هم از ده روز بیشتر نشود؛ همه حیض است و الا حکم به حیض بودن آن مشکل است؛ پس احتیاط کند به جمع بین انجام آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر خون از ده روز بیشتر شود؛ فقط خونی را که در روزهای عادت خود دیده حیض است و خونی که پیش از آن و بعد از آن دیده استحاضه می باشد و باید عبادت هایی را که در روزهای پیش از عادت و بعد از عادت به جا نیاورده قضا نماید.
مسأله 488 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر مقداری از روزهای عادت را، با یکی دو روز پیش از عادت خون ببیند و روی هم از ده روز بیشتر نشود؛ همه حیض است و اگر بیش از یکی دو روز بود؛ احتیاط کند به جمع بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر بیشتر شود؛ روزهایی که در عادت خون دیده با یکی دو روز بیش از آنکه روی هم رفته به مقدار عادت شود؛ حیض است و روزهای اول را جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر مقداری از روزهای عادت را با یکی یا دو روز بعد از عادت خون ببیند و روی
هم از ده روز بیشتر نباشد؛ همه حیض است و اگر بیشتر شود باید روزهایی که در عادت خون دیده؛ با چند روز بعد از آن، که روی هم از ده روز بیشتر نشود؛ همه را حیض قرار دهد و بقیه را استحاضه.
مسأله 489 : زنی که عادت دارد بعد از آنکه سه روز یا بیشتر خون دید؛ پاک شود و دوباره خون ببیند و فاصله بین دو خون کمتر از ده روز باشد و همه روزهایی که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده؛ از ده روز بیشتر باشد؛ مثل آنکه پنج روز خون ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره پنج روز خون ببیند؛ چند صورت دارد:
1 آنکه تمام خونی که در دفعه اول دیده؛ یا مقداری از آن، در روزهای عادت باشد و خون دوم که بعد از پاک شدن می بیند در روزهای عادت نباشد؛ باید همه خون اول را حیض و خون دوم را استحاضه قرار دهد.
2 آنکه خون اول در روزهای عادت نباشد و تمام خون دوم یا مقداری از آن در روزهای عادت باشد؛ باید همه خون دوم را حیض و خون اول را استحاضه قرار دهد.
3 آنکه مقداری از خون اول و دوم در روزهای عادت باشد و خون اولی که در روزهای عادت بوده از سه روز کمتر نباشد و یا پاکی وسط و مقداری از خون دوم که آن هم در روزهای عادت بوده از سه روز کمتر نباشد؛ در این صورت خون اول و دوم را که در روزهای عادت بوده حیض قرار دهد و در خونی که یکی دو روز قبل از زمان
عادت و همچنین بعد از عادت و پاکی در بین می بیند؛ احتیاط اینست که جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مثلا اگر عادتش از سوم ماه تا دهم بوده؛ در صورتی که یک ماه از اول تا ششم خون ببیند و یک روز پاک شود و بعد تا چهاردهم خون ببیند؛ در روز اول و دوم ماه و نهم و دهم، باید چنانچه گفته شد احتیاط نماید و روز سوم تا ششم و هشتم را حیض قرار دهد و در هفتم که پاکی در بین است؛ به نحوی که گفته شد احتیاط کند.
4 آنکه مقداری از خون اول و دوم در روزهای عادت باشد؛ ولی هر یک از خون اولی و دومی که در روزهای عادت بوده از سه روز کمتر باشد؛ باید در تمام دو خون جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و در پاکی بین هم، همین احتیاط را به جا آورد.
مسأله 490 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر در وقت عادت خون نبیند و در غیر آن وقت به شماره های روز حیض خون ببیند؛ در صورتی که به نشانه های حیض باشد؛ همان را حیض قرار دهد؛ چه پیش از وقت عادت دیده باشد چه بعد از آن و اگر نشانه های خون حیض در آن نباشد؛ در سه روز اول جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 491 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر در وقت عادت خود خون ببیند؛ ولی شماره روزهای آن کمتر یا بیشتر از روزهای عادت او باشد و بعد از پاک شدن دوباره، به شماره روزهای عادتی که داشته خون ببیند؛ باید خونی که در ایام عادت می بیند حیض قرار دهد؛ گرچه کمتر از روزهای عادتش باشد و خونی که در روزهای غیرعادتش می بیند؛ در صورتی که مدت پاکی در بین دو خون کمتر از ده روز باشد استحاضه قرار دهد و اگر بیشتر از ده روز باشد جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 492 : زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد؛ اگر بیشتر از ده روز خون ببیند؛ خونی که در روزهای عادت دیده؛ اگر چه نشانه های حیض را نداشته باشد؛ حیض است و خونی که بعد از روزهای عادت دیده؛ اگر چه نشانه های حیض را داشته باشد؛ استحاضه است.
مثلا زنی که عادت حیض او از اول ماه تا هفتم است؛ اگر از اول تا دوازدهم خون ببیند؛ هفت روز اول آن حیض و پنج روز بعد استحاضه است.
2 صاحب عادت وقتیه
مسأله 493 : زن هایی که عادت وقتیه دارند سه دسته اند:
اول:
زنی که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از چند روز پاک شود؛ ولی شماره روزهای آن در هر ماه یک اندازه نباشد.
مثلا دو ماه پشت سرهم روز اول ماه خون ببیند؛ ولی ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود؛ که این زن باید روز اول ماه را عادت خود قرار دهد.
دوم:
زنی که از خون پاک نمی شود؛ ولی دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون او نشانه های حیض را دارد یعنی غلیظ و سرخ مایل به سیاه و گرم است و با فشار و سوزش بیرون می آید و بقیه خون های او نشانه های استحاضه را دارد و شماره روزهایی که خون او نشانه های حیض دارد در هر دو ماه یک اندازه نیست. مثلاً در ماه اول از اول ماه تا هفتم و در ماه دوم از اول ماه تا هشتم، خون او نشانه های حیض و بقیه نشانه های استحاضه را داشته باشد؛ که این زن هم باید روز اول ماه را روز عادت حیض خود قرار دهد.
سوم:
زنی که دو ماه پشت سرهم در
وقت معین سه روز یا بیشتر خون حیض ببیند و بعد پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و تمام روزهایی که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود؛ ولی ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اول باشد؛ مثلاً در ماه اول هشت روز و در ماه دوم نُه روز باشد؛ گذشت در مسأله (485) که در روز اول جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 494 : زنی که عادت وقتیه دارد؛ اگر در وقت عادت خود، یا دو سه روز پیش از عادت، یا دو سه روز بعد از عادت خون ببیند؛ حکم او در مسأله (485) بیان شد.
مسأله 495 : زنی که عادت وقتیه دارد؛ اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و نتواند حیض را به واسطه نشانه های آن تشخیص دهد؛ باید شماره عادت خویشان خود را حیض قرار دهد؛ چه پدری باشند چه مادری، زنده باشند یا مرده، ولی در صورتی می تواند عادت آنان را حیض خود قرار دهد که شماره روزهای حیض همه آنان یک اندازه باشد و اگر شماره روزهای حیض آنان یک اندازه نباشد؛ مثلاً عادت بعضی پنچ روز و عادت بعضی دیگر هفت روز باشد؛ نمی تواند عادت آنان را حیض خود قرار دهد؛ مگر کسانی که عادتشان با دیگران فرق دارد به قدری کم باشد که در مقابل آنان هیچ حساب نشود؛ که در این صورت در مقدار تفاوت عادت جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 496 : زنی که عادت وقتیه دارد و شماره عادت خویشان خود را حیض قرار می دهد؛ باید روزی را که در هر ماه، اول عادت او بوده اول حیض قرار دهد. مثلاً زنی که هر ماه روز اول ماه خون می دیده و گاهی روز هفتم و گاهی روز هشتم پاک می شود؛ چنانچه یک ماه دوازده روز خون ببیند و عادت خویشانش هفت روز باشد؛ باید هفت روز اول ماه را حیض و باقی را استحاضه قرار دهد.
مسأله 497 : زنی که باید شماره عادت خویشان خود را حیض قرار دهد؛ چنانچه خویش نداشته باشد؛ یا شماره عادت آنان مثل هم نباشد؛ باید در هر ماه از روزی که خون می بیند تا هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد؛ ولی اگر در خون روزهای وسط یا آخر، نشانه های حیض بیشتر باشد؛ باید هفت روز وسط یا آخر را حیض قرار دهد؛ در صورتی که عادت وقتیه نداشته و اگر عادت داشته باشد؛ هفت روز اول را عادت خود قرار دهد و در هفت روز وسط تا هفت روز آخر احتیاط کند.
3 صاحب عادت عددیه
مسأله 498 : زن هایی که عادت عددیه دارند سه دسته اند:
اول:
زنی که شماره روزهای حیض او در دو ماه پشت سرهم یک اندازه باشد؛ ولی خون دیدن او یکی نباشد؛ در این صورت هر چند روزی که خون دیده عادت او می شود. مثلاً اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند؛ عادت او پنج روز می شود.
دوم:
زنی که از خون پاک نمی شود؛ ولی دو ماه پشت سرهم چند روز از خونی که می بیند نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهایی که خون نشانه حیض دارد در هر ماه یک اندازه است اما وقت آن یکی نیست؛ در این صورت هر چند روزی که خون او نشانه های حیض را دارد مشکل است عادت او شود؛ احتیاط آن است که جمع کند بین انجام آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مثلا اگر یک ماه از اول ماه تا پنجم و ماه بعد از یازدهم تا پانزدهم خون او
نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را داشته باشد؛ شماره روزهایی که باید احتیاط کند پنج روز می شود.
سوم:
زنی که دو ماه پشت سرهم سه روز یا بیشتر خون ببیند و نشانه های خون حیض داشته باشد و یک روز یا بیشتر پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و وقت دیدن خون در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد؛ که اگر تمام روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و شماره روزهای آن هم یک اندازه باشد؛ تمام روزهایی که به طور متفرق خون دیده عادت او می شود و در پاکی در بین، احتیاط کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 499 : زنی که عادت عددیه دارد؛ اگر بیشتر از شماره عادت خود خون ببیند و از ده روز بیشتر شود؛ چنانچه همه خون هایی که دیده یک جور باشد؛ باید از موقع دیدن خون به شماره روزهای عادتش حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و اگر همه خون هایی که دیده یک جور نباشد بلکه چند روز از آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه را داشته باشد؛ تا ده روز احتیاط کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر روزهایی که خون نشانه حیض دارد؛ از روزهای عادت او بیشتر است؛ به اندازه روزهای عادت او حیض قرار دهد و بقیه را اگر از ده روز تجاوز نکند؛ جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و
ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر روزهایی که خون نشانه حیض دارد از روزهای عادت او کمتر است؛ باید آن روزها را با چند روز دیگر که روی هم به اندازه روزهای عادتش شود حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد.
4 مضطربه
مسأله 500 : مضطربه یعنی زنی که چند ماه خون دیده؛ ولی عادت معینی پیدا نکرده؛ یا عادتش به هم خورده و عادت دیگری پیدا نکرده است اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همه خون هایی که دیده یک جور باشد؛ چنانچه عادت خویشان او هفت روز است باید هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و اگر کمتر است؛ مثلاً پنج روز است؛ باید همان را حیض قرار دهد و بنا بر احتیاط واجب در تفاوت بین شماره عادت آنان و هفت روز، که دو روز است؛ جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است و اگر عادت خویشانش بیشتر از هفت روز است؛ مثلاً نُه روز است؛ باید هفت روز را حیض قرار دهد و بنا بر احتیاط واجب در تفاوت بین هفت روز و عادت آنان، که دو روز است؛ جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 501 : مضطربه اگر بیشتر از ده روز خون ببیند؛ که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه دارد؛ چنانچه خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز یا بیشتر از ده روز باشد؛ باید به احتیاطی که در مسأله قبل گفته شد رفتار کند و اگر خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد؛ همه آن حیض است؛ ولی اگر پیش از گذشتن ده روز از خونی که نشانه حیض دارد؛ دوباره خونی بییند که آن هم نشانه حیض را
داشته باشد؛ مثل آنکه پنج روز خون سرخ سیاه رنگ و نُه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سرخ سیاه رنگ ببیند؛ به احتیاطی که در مسأله گذشته گفته شد رفتار نماید.
5 مبتدئه
مسأله 502 : مبتدئه یعنی زنی که دفعه اول خون دیدن اوست اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همه خون هایی که دیده یک جور باشد؛ باید عادت خویشان خود را به طوری که در وقتیه گفته شد؛ حیض، بقیه را استحاضه قرار دهد و در صورتی که خویش نداشته باشد و یا اگر داشته باشد عادت آنها یکسان نباشد؛ احتیاط آن است که هفت روز اول را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد.
مسأله 503 : مبتدئه اگر بیشتر از ده روز خونی ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه را داشته باشد؛ چنانچه خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد؛ همه آن حیض است؛ ولی اگر پیش از گذشتن ده روز از خونی که نشانه حیض دارد دوباره خونی ببیند که آن هم نشانه خون حیض داشته باشد؛ مثل آنکه پنج روز خون سرخ سیاه رنگ و نُه روز خون زرد و دوباره خون سرخ سیاه رنگ ببیند؛ باید از اول دیدن خون اول، که نشانه حیض دارد؛ حیض قرار دهد و در عدد رجوع به خویشان کند و احتیاط آن است که در خون دوم که نشانه حیض است؛ جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 504 : مبتدئه اگر بیشتر از ده روز خونی ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر آن نشانه استحاضه داشته باشد؛ چنانچه خونی که نشانه حیض دارد از سه روز کمتر، یا از ده روز بیشتر باشد؛ در این مسأله نیز مانند مسأله گذشته؛ باید از ابتداء خونی که نشانه حیض دارد حیض و در عدد به خویشاوندان رجوع کند.
6 ناسیه
مسأله 505 : ناسیه یعنی زنی که عادت خود را فراموش کرده است اگر بیشتر از ده روز خون ببیند باید روزهایی که خون او نشانه حیض دارد؛ حیض قرار دهد و اگر نتواند حیض را به واسطه نشانه های آن تشخیص دهد؛ هر اندازه را که احتمال می دهد عادتش بوده؛ حیض قرار دهد و در صورتی که احتمال بیش از هفت روز باشد؛ احوط اینست که در آن زیادی احتیاط کند.
مسائل متفرقه حیض
مسأله 506 : مبتدئه، مضطربه، ناسیه و زنی که عادت عددیه دارد؛ اگر خونی ببیند که نشانه های حیض داشته باشد؛ باید عبادت را ترک کند و در صورتی که یقین دارد که سه روز طول می کشد؛ در صورتی که خون نشانه های حیض را نداشته باشد؛ به مجرد یقین مذکور ترک عبادت نکند؛ بلکه احتیاط کند در جمع بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است؛ بلکه در صورتی که یقین نداشته باشد که تا سه روز طول می کشد احتیاط کند و اگر خون ادامه پیدا کرد؛ تا ده روز احتیاط کند؛ ولی خونی که بعد از ده روز می بیند حیض نیست.
مسأله 507 : زنی که در حیض عادت دارد؛ چه در وقت حیض عادت داشته باشد؛ چه در عدد حیض؛ یا هم در وقت و هم در عدد آن، اگر دو ماه پشت سرهم برخلاف عادت خونی ببیند که وقت آن با شماره روزهای آن، یا هم وقت و هم شماره روزهای آن یکی باشد؛ عادتش بر می گردد به آنچه در این دو ماه دیده است.
مثلا اگر از روز اول ماه تا هفتم خون می دید و پاک می شد؛ چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم خون ببیند و پاک شود؛ از دهم تا هفدهم عادت او می شود.
مسأله 508 : مقصود از یک ماه، از ابتدای خون دیدن است تا به سی روز، نه از روز اول ماه تا آخر ماه.
مسأله 509 : زنی که معمولا ماهی یک مرتبه خون می بیند؛ اگر در یک ماه دو مرتبه خون ببیند و آن خون نشانه های حیض را داشته باشد؛ چنانچه روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز کمتر نباشد؛ باید هر دو را حیض قرار دهد.
مسأله 510 : اگر سه روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه حیض را دارد؛ بعد ده روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونی به نشانه های حیض ببیند؛ باید خون اول و خون آخر را که نشانه های حیض داشته؛ حیض قرار دهد.
مسأله 511 : اگر زن پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست؛ باید برای عبادت های خود غسل کند؛ اگر چه گمان داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون می بیند. ولی اگر یقین داشته که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون می بیند؛ باید خود را حائض بداند و نماز نخواند.
مسأله 512 : اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون است؛ باید قدری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند و بیرون آورد؛ پس اگر پاک بود غسل کند و عبادت های خود را به جا آورد و اگر پاک نبود اگر چه به آب زرد رنگی هم آلوده باشد؛ چنانچه در حیض عادت ندارد؛ یا عادت او ده روزه است؛ باید صبر کند اگر پیش از ده روز پاک شود غسل کند و اگر سر ده روز پاک شد؛ یا خون او از ده روز گذشت؛ سر ده روز غسل نماید و اگر عادتش کمتر از ده روز است؛ در صورتی که بداند پیش از تمام شدن ده روز، یا سر ده روز، پاک می شود؛ نباید غسل کند و اگر احتمال دهد خون او از ده روز می گذرد؛ احتیاط واجب آن است که تا ظن پیدا نکند که خون از ده روز می گذرد؛ ترک عبادت کند و در صورتی که ظن پیدا کند که خون از ده روز می گذرد؛ روزهای عادت خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد. پس اگر پیش از تمام شدن ده روز، یا سر ده روز، از خون پاک شود تمامش حیض است و اگر
از ده روز گذشت؛ باید عادت خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و عبادت هایی را که بعد از روزهای عادت به جا نیاورده قضا نماید.
مسأله 513 : اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند؛ بعد بفهمد حیض نبوده است؛ باید نماز و روزه ای را که در آن روزها به جا نیاورده قضا نماید و اگر بفهمد حیض بوده؛ قضای روزه واجب است و اگر چند روز را به گمان اینکه حیض نیست عبادت کند؛ بعد بفهمد حیض بوده؛ چنانچه آن روزها را روزه گرفته باید قضا کند.
نفاس
مسأله 514 : از وقتی که اولین جزء بچه از شکم مادر بیرون می آید؛ هر خونی که می بیند اگر پیش از ده روز، یا سر ده روز قطع شود؛ خون نفاس است و زن را در حال نفاس، نفسا گویند.
مسأله 515 : خونی که زن پیش از بیرون آمدن اولین جزء بچه می بیند؛ نفاس نیست.
مسأله 516 : لازم نیست که خلقت بچه تمام باشد بلکه اگر ناتمام باشد؛ در صورتی که در عرف زاییدن گفته شود؛ خونی که تا آخر ده روز ببیند نفاس است.
وگرنه اگر عرفاً زاییدن صدق نکند؛ حکم به نفاس کردن مشکل است؛ در این صورت احتیاط کند به جمع بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 517 : ممکن است خون نفاس یک آن بیشتر نباشد؛ ولی بیشتر از ده روز نمی شود.
مسأله 518 : هرگاه شک کند که چیزی سقط شده یا نه، یا بچه است یا نه، چون امرش مردد بین وجوب عبادت یا حرمت آن است؛ احتیاطاً وارسی کند تا تکلیفش روشن شود.
مسأله 519 : آنچه که بر حائض واجب است بر نفسا هم واجب است؛ ولی حرمت بعضی محرمات بر حائض، بر نفسا احتیاطی است.
بنا بر این احتیاط آن است که از توقف در مسجد و رفتن در مسجدین و کارهای دیگری که بر حائض حرام است؛ خود داری کند و در مکروه بودن بعضی مکروهات حائض بر نفسا اشکال شده.
مسأله 520 : طلاق دادن زنی که در حال نفاس است باطل است؛ حرام نیست. ولی نزدیکی کردن با او حرام است و اگر شوهرش با او نزدیکی کند تا ممکن است به دستوری که در احکام حیض گفته شد کفاره بدهد.
مسأله 521 : وقتی زن از خون نفاس پاک شد؛ باید غسل کند و عبادت های خود را به جا آورد و اگر دوباره خون ببیند؛ چنانچه روزهایی را که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده روی هم ده روز، یا کمتر از ده روز باشد؛ بنا بر احتیاط روزهایی را که خون دیده نفاس قرار دهد و روزهایی که پاک بوده حکم مستحاضه را اجرا کند.
مسأله 522 : اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون است؛ باید مقداری پنبه داخل فرج نماید و کمی صبر کند که اگر پاک است برای عبادت های خود غسل کند.
مسأله 523 : اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد؛ چنانچه در حیض عادت دارد؛ به اندازه روزهای عادت او نفاس و بقیه استحاضه است و اگر عادت ندارد؛ به مقدار عادت خویشان خود نفاس قرار دهد و تا ده روز احتیاط کند و احتیاط مستحب آن است که کسی که عادت دارد؛ از روز بعد از عادت و کسی که عادت ندارد؛ بعد از روز دهم، تا هیجدهم زایمان، کارهای استحاضه را به جا آورد و آنچه که بر نفسا حرام است ترک کند.
مسأله 524 : زنی که عادت حیضش کمتر از ده روز است؛ اگر بیشتر از روزهای عادتش خون ببیند؛ باید به اندازه روزهای عادت خود نفاس قرار دهد و احتیاط آن است که تا روز دهم کارهای استحاضه را به جا آورد و آنچه که بر نفسا حرام است ترک نماید و اگر خون از ده روز بگذرد عادت خود را نفاس قرار دهد و تا روز دهم آنچه که بر نفسا حرام است ترک کند و آنچه که بر مستحاضه است انجام دهد.
فرموده اند:
یک یا دو روز بعد از عادت عبادت را ترک کند؛ پس اگر خون از ده روز بگذرد روزهای عادتش حیض و بعد استحاضه است و اگر عبادت را در آن روزها ترک کرد قضا کند.
مسأله 525 : زنی که در حیض عادت دارد؛ اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه پی در پی خون ببیند؛ به اندازه روزهای عادت او نفاس است و ده روز از خونی که بعد از نفاس می بیند؛ گرچه در روزهای عادت ماهانه اش باشد؛ استحاضه است.
مثلا زنی که عادت حیض او از بیستم ماه تا بیست و هفتم است؛ اگر روز دهم ماه زایید و یا یک ماه یا بیشتر پی در پی خون دید؛ تا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز، حتی خونی که در روزهای عادت خود که از بیستم ماه تا بیست و هفتم است؛ می بیند استحاضه می باشد و بعد از گذشتن ده روز اگر خونی را که می بیند در روزهای عادتش باشد حیض است؛ چه نشانه حیض داشته باشد یا نداشته باشد و همچنین است اگر در روزهای عادتش
نباشد؛ ولی نشانه حیض داشته باشد و اگر بعد از گذشتن ده روز از نفاس، در روزهایی که عادت حیض او نباشد خونی ببیند که نشانه حیض نداشته باشد؛ باید احتیاطاً تا وقتی که ممکن است آن خون حیض باشد؛ جمع کند بین انجام دادن آنچه که بر مستحاضه لازم است و ترک آنچه که بر حائض حرام است.
مسأله 526 : زنی که در حیض عادت ندارد؛ اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه خون ببیند؛ حکم ده روز اول آن در مساله (523) گذشت و ده روز دوم آن استحاضه است و خونی که بعد از آن می بیند اگر نشانه حیض را داشته باشد؛ یا در وقت عادتش باشد حیض، وگرنه آن هم استحاضه می باشد.
غسل مس میّت
[غسل مس میّت]
مسأله 527 : اگر کسی بدن انسان مرده ای را که سرد شده و غسلش نداده اند؛ مس کند یعنی جایی از بدن را به آن برساند باید غسل مس میت نماید؛ چه در خواب مس کند؛ چه در بیداری، با اختیار مس کند؛ یا بی اختیار، حتی اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان میت برسد؛ باید غسل کند؛ ولی اگر حیوان مرده ای را مس کند غسل بر او واجب نیست.
مسأله 528 : برای مس مرده ای که تمام بدن او سرد نشده؛ غسل واجب نیست اگر چه جایی را که سرد شده مس نماید.
مسأله 529 : اگر موی خود را به بدن میت برساند؛ یا بدن خود را به موی میت، یا موی خود را به موی میت برساند؛ احتیاط واجب آن است که غسل کند؛ مگر اینکه در هر سه صورت مو بلند باشد؛ به نحوی که در عرف مس بدن انسان به بدن میت گفته نشود؛ در این حال غسل واجب نیست.
مسأله 530 : برای مس بچه مرده، حتی بچه سقط شده ای که چهار ماه او تمام شده یعنی پس از دمیدن روح بر بچه سقط شده غسل مس میت واجب است؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب برای مس بچه سقط شده ای که چهار ماه کمتر دارد یعنی قبل از دمیدن روح بر آن باید غسل کرد. مخصوصاً پس از آنکه خلقتش تمام شده ولی روح بر آن دمیده نشده. بنا بر این اگر بچه چهار ماهه ای مرده به دنیا بیاید؛ مادر او باید غسل مس میت کند؛ بلکه اگر از چهار ماه کمتر باشد مخصوصاً اگر خلقتش تمام شده بنا بر احتیاط واجب باید مادر او غسل نماید.
مسأله 531 : بچه ای که بعد از مردن مادر و سرد شدنش به دنیا می آید؛ وقتی بالغ شد واجب است غسل مس میت کند.
بچه ممیز قبل از بالغ شدن اگر غسل کند غسلش صحیح است.
مسأله 532 : اگر انسان میتی را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید؛ غسل بر او واجب نمی شود. ولی اگر پیش از آنکه غسل سوم تمام شود جایی از بدن او را مس کند؛ اگر چه غسل سوم آنجا تمام شده باشد؛ باید غسل مس میت نماید.
مسأله 533 : اگر دیوانه یا بچه نابالغی، میت را مس کند؛ بعد از آنکه آن دیوانه عاقل، یا بچه بالغ شده؛ باید غسل مس میت نماید و اگر آن بچه ممیز شود و قبل از بالغ شدن غسل مس میت کند غسلش صحیح است.
مسأله 534 : اگر بدن زنده یا مرده ای که غسلش نداده اند؛ قسمتی که دارای استخوان است جدا شود و پیش از آنکه قسمت جدا شده را غسل دهند انسان آن را مس نماید؛ باید غسل مس میت کند و اگر قسمتی که جدا شده استخوان نداشته باشد؛ احتیاط واجب آن است که برای مس آن غسل مس میت کند.
مسأله 535 : برای مس استخوان و دندانی که از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده اند؛ باید غسل کرد. ولی برای مس استخوان و دندانی که از زنده جدا شده و گوشت ندارد و یا گوشت آن خیلی کم است؛ غسل واجب نیست.
مسأله 536 : غسل مس میت را باید مثل غسل جنابت انجام دهند. ولی کسی که غسل مس میت کرده؛ اگر بخواهد نماز بخواند باید وضو بگیرد.
مسأله 537 : اگر چند میت را مس کند؛ یا یک میت را چند بار مس نماید؛ یک غسل کافی است.
مسأله 538 : برای کسی که بعد از مس میت غسل نکرده؛ توقف در مسجد، جماع و خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد؛ مانعی ندارد. ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند و وضو بگیرد.
احکام محتضر
مسأله 539 : مسلمانی که محکوم به کفر نباشد؛ اگر محتضر باشد یعنی در حال جان دادن می باشد مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک، باید به پشت بخوابانند به طوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد.
بعید نیست که این کار مخصوص مؤمن باشد؛ چرا که این کار کرامتیست برای محتضر و غیرمؤمن کرامتی ندارد. اگر خواباندن محتضر کاملاً به این طور ممکن نیست؛ تا اندازه ای که ممکن است باید به این دستور عمل کنند و چنانچه خوابانیدن او به هیچ قسم ممکن نباشد؛ اگر اذیت نشود او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم نشود؛ او را به پهلوی راست یا به پهلوی چپ رو به قبله بخوابانند.
مسأله 540 : احتیاط واجب آن است که تا وقتی که غسل میت تمام نشده؛ او را رو به قبله بخوابانند. ولی بعد از آنکه غسلش تمام شد؛ بهتر است او را مثل حالتی که بر او نماز می خوانند بخوابانند.
مسأله 541 : رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و در صورت امکان از خود محتضر اجازه بگیرد و اگر نشود در صورت امکان از ولی یا حاکم شرع اجازه بگیرد.
مسأله 542 : مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام عَلَیْهم ُالسَّلَام و سایر عقاید حقه را به کسی که در حال جان دادن است طوری تلقین کنند که بفهمد و نیز مستحب است چیزهایی را که گفته اگر باعث ملال محتضر نشود تا وقت مرگ تکرار کنند و مناسب است خواندن دعاء عدیله در حال جان دادن.
مسأله 543 : مستحب است این دعاها را طوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد:
1 اَللّهُمَّ اغْفِرْ لی الْکثیرَ مِنْ مَعاصیک وَ اقْبِلْ مِنِّی الْیَسیرَ مِنْ طاعَتِک.
2 یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسیرَ وَ یَعْفُو عَنِ الْکثیرِ اِقْبِلْ مِنِّی الْیَسیرَ وَ اعْفُ عَنِّی الْکثیرَ اِنَّک اَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ.
3 اَللّهُمَّ ارْحَمْنی فَاِنَّک رَحیمٌ.
شایسته است در حال احتضار کلمات فرج را به او تلقین کنند؛ کلمات فرج به چند کیفیت ذکر شده؛ کیفیتی که زراره از حضرت امام محمد باقر عَلَیْهِ السَّلَام روایت کرده از این قرار است:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکریمُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلی الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ.
مسأله 544 : مستحب است کسی را که سخت جان می دهد اگر ناراحت نمی شود به جایی که نماز می خوانده ببرند.
مسأله 545 : مستحب است برای راحت شدن محتضر بر بالین او سوره مبارکه یس، الصافات، احزاب، آیة الکرسی تا هم فیها خالِدُون آیه پنجاه و پنج از سوره اعراف و سه آیه آخر سوره بقره، بلکه هرچه از قرآن ممکن است بخوانند.
مسأله 546 : تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چیز سنگین روی شکم او، بودن جنب و حائض نزد او و همچنین حرف زدن زیاد و گریه کردن و تنها گذاشتن زن ها نزد او، مکروه است.
احکام بعد از مرگ
مسأله 547 : بعد از مرگ مستحب است پلک های چشم و لب های میت را به هم گذارند که باز نماند و چانه اش را ببندند و دست و پای او را دراز کنند و پارچه ای روی او بیندازند و اگر شب مرده است در جای او چراغ روشن کنند و برای تشییع جنازه او مؤمنین را خبر کنند و در دفن او عجله نمایند؛ ولی اگر یقین به مردن او ندارند باید صبر کنند تا معلوم شود و نیز اگر میت حامله باشد و بچه در شکم او زنده باشد؛ باید به قدری دفن را عقب اندازند که پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند
احکام غسل، کفن، حنوط، نماز و دفن میت
مسأله 548 : غسل، کفن، حنوط، نماز و دفن مسلمان دوازده امامی بر هر مکلفی واجب است و اگر بعضی انجام دهند از دیگران ساقط می شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده اند و بنا بر احتیاط حکم مسلمانی که دوازده امامی نیست همین است؛ در صورتی که محکوم به کفر نباشد.
پس اگر از خوارج یا نواصب یا غُلات و مانند آن باشد واجب نیست.
مسأله 549 : اگر کسی مشغول کارهای میت بشود بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند؛ ولی اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد؛ باید دیگران تمام کنند.
مسأله 550 : اگر انسان یقین کند؛ یا اطمینان داشته باشد که دیگری مشغول کارهای میت شده؛ واجب نیست به کارهای میت اقدام کند؛ ولی اگر شک، یا گمان دارد باید اقدام کند.
مسأله 551 : اگر کسی بداند غسل، یا کفن، یا نماز، یا دفن میت را باطل انجام داده اند؛ باید دوباره انجام دهد؛ مگر اینکه میت غیرامامی را طبق مذهبش غسل داده باشند؛ در این صورت دوباره غسل دادن بر طبق مذهب دوازده امامی لازم نیست.
مسأله 552 : برای غسل، کفن، حنوط، نماز و دفن میت باید از ولی او اجازه گرفت.
مسأله 553 : ولی زن شوهر اوست و بعد از او مردهایی که از میت ارث می برند مقدم بر زن های ایشانند؛ یعنی به همان ترتیبی که در طبقات گفته شده؛ هر طبقه ای که در ارث مقدمند در این امر هم مقدمند و در هر طبقه ای مردها بر زن ها مقدم هستند و اگر در طبقه ای مرد نبود ولایت با زن است.
مسأله 554 : اگر کسی بگوید من ولی یا وصی میت در غسل، کفن، حنوط و دفن او می باشم؛ یا ولی میت به من اجازه انجام این کارها را داده و احتمال داده شود که راست می گوید؛ در صورتی که میت در اختیار او باشد؛ انجام کارهای میت با اوست و اطمینان به گفته او لازم نیست؛ مگر اینکه میت در اختیار او نباشد و کس دیگر بگوید که من ولی یا وصی او در انجام این کارها هستم؛ یا ولی میت به من اجازه داده؛ در این صورت حرف کسی پذیرفته است که دو نفر عادل به گفته او شهادت دهند.
مسأله 555 : اگر میت برای غسل، کفن، حنوط، دفن و نماز خود غیر از ولی کس دیگر را معین کند؛ تعیین میت نافذ و ولایت این امور با اوست و لازم نیست از ولی اجازه گرفت. ولی تا می شود از ولی هم اجازه بگیرد.
کسی که میت او را برای انجام این کارها معین کرده؛ در صورتی که نتواند رد وصیت را ابلاغ کند و حرجی در عمل به وصیت نباشد؛ احتیاط قبول وصیت است و همچنین است اگر بعد از مرگ موصی مطلع شود احتیاط واجب عمل به وصیت است
احکام غسل میت
مسأله 556 : واجب است میت را سه غسل بدهند:
اول:
با آبی که به سدر مخلوط باشد؛
دوم:
به آبی که با کافور مخلوط باشد؛
سوم:
با آب خالص.
مسأله 557 : سدر و کافور باید به اندازه ای زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه ای هم کم نباشد که نگویند سدر و کافور با آن مخلوط شده است.
مسأله 558 : اگر سدر و کافور به اندازه ای که لازم است پیدا نشود؛ بنا بر احتیاط واجب باید مقداری که به آن دسترسی دارند در آب بریزند.
مسأله 559 : کسی که در احرام حج، به هر قسمش، پیش از تمام شدن سعی بین صفا و مروه، بمیرد و در احرام عمره، پیش از کوتاه کردن مو یا ناخن بمیرد؛ نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جای آن با آب خالص غسلش بدهند.
مسأله 560 : اگر سدر و کافور یا یکی از آنها پیدا نشود؛ یا استعمال آن جایز نباشد؛ مثل آنکه غصبی باشد؛ باید به جای هر کدام که ممکن نیست بنا بر احتیاط میت را با آب خالص غسل دهند و بدل از هر کدام که ممکن نشد تیمم هم بدهند
مسأله 561 : کسی که میت دوازده امامی را غسل می دهد؛ باید دوازده امامی باشد و اگر میت غیرامامی باشد؛ در صورتی که مطابق مذهبش غسلش دهند تکلیف از امامی ساقط است و باید عاقل و بالغ باشد و اگر بچه ممیزی باشد که بتواند غسل را درست انجام دهد کفایت می کند و باید مسائل غسل را بداند؛ ولی لازم نیست قبل از غسل دادن دانسته باشد؛ همین که در حال غسل دادن دیگری به او یاد بدهد کافی است.
مسأله 562 : کسی که میت را غسل می دهد باید قصد قربت داشته باشد یعنی غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و همین که از ابتداء غسل بنا داشته باشد که میت را غسل بدهد کفایت می کند؛ لازم نیست برای غسل دوم و سوم تجدید نماید. اساساً بنا بر اینکه نیت عبارت است از داعی بر عمل، تجدید نیت برای غسل دوم و سوم وجهی ندارد.
مسأله 563 : غسل بچه مسلمان، اگر چه از زنا باشد؛ واجب است و غسل، کفن، حنوط و دفن کافر و اولاد او جایز نیست و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده؛ چنانچه پدر و مادر او، یا یکی از آنان مسلمان باشد؛ یا از جهت دیگر حکم به اسلام او شده باشد؛ مثل اینکه در دار الاسلام پیدا شده و اسلام پدر یا مادرش معلوم نباشد؛ باید او را غسل بدهند و اگر به نحوی محکوم به اسلام نباشد؛ غسل دادن او جایز نیست.
مسأله 564 : بچه سقط شده را، اگر چهار ماه یا بیشتر دارد؛ باید غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد؛ ولی خلقتش تمام شده؛ چنانچه احیاناً مشاهده شده؛ احتیاط واجب آن است که غسلش دهند. ولی اگر خلقتش تمام نشده؛ در پارچه ای بپیچند و بدون غسل، دفن کنند.
مسأله 565 : اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است؛ ولی زن می تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می تواند زن خود را غسل دهد و بهتر آن است که از زیر پیراهن باشد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را در حال اختیار غسل ندهد.
مسأله 566 : مرد می تواند دختر بچه ای را که سن او تا حال مرگ از سه سال بیشتر نیست غسل دهد. زن هم می تواند پسر بچه ای را که سه سال بیشتر تا حال مرگ ندارد غسل دهد.
مسأله 567 : اگر برای غسل دادن میتی که مرد است؛ مرد پیدا نشود؛ زنانی که با او نسبت دارند و محرمند؛ مثل مادر، خواهر، عمه و خاله، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده اند؛ بنا بر احتیاط واجب می توانند از زیر لباس یا چیزی که بدن او را بپوشاند؛ غسلش بدهند و نیز اگر برای غسل میت زن، زن پیدا نشود؛ مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده اند؛ بنا بر احتیاط واجب می توانند از زیر پوشش او را غسل دهند. ولی پوشیدن عورت در هر دو صورت واجب است.
مسأله 568 : اگر میت و کسی که او را غسل می دهد هر دو مرد، یا هر دو زن باشند؛ گرچه بعضی فرموده اند:
بهتر آن است که غیر از عورت، جاهای دیگر میت برهنه باشد؛ ولی ثابت نیست؛ مخیر است بین برهنه بودن جاهای دیگر و بین اینکه از زیر لباس غسل دهند.
مسأله 569 : نگاه کردن به عورت میت حرام است و کسی که او را غسل می دهد اگر نگاه کند معصیت کرده ولی غسل باطل نمی شود.
مسأله 570 : اگر جایی از بدن میت نجس باشد؛ بنا بر احتیاط واجب پیش از آنکه آنجا را غسل بدهند؛ آب بکشند. چنانچه در مسأله (378) گذشت و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میت پیش از شروع به غسل پاک باشد.
مسأله 571 : غسل میت مثل غسل جنابت است و احتیاط آن است که تا غسل ترتیبی ممکن است میت را غسل ارتماسی ندهند و در غسل ترتیبی واجب نیست آب بر روی هر یک از سه قسمت بریزد؛ می تواند هر یک از سه قسمت را در آب کثیر با تحفظ ترتیب فرو برد.
مسأله 572 : کسی که در حال حیض یا جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند؛ بلکه همان غسل میت برای او کافیست.
مسأله 573 : بنا بر احتیاط واجب مزد گرفتن برای غسل دادن میت جایز نیست و غسلش درست نیست. ولی اگر گرفتن مزد داعی شود که غسل برای خدا انجام شود؛ صحیح است.
چنانچه در عبادات استیجاریه تصویر می شود. به هر حال مزد گرفتن برای کارهای مقدماتی جایز است.
مسأله 574 : اگر آب پیدا نشود؛ یا استعمال آن مانعی داشته باشد؛ بنا بر احتیاط واجب باید عوض هر غسل، میت را یک تیمم بدهند؛ لازم نیست تیمم چهارمی عوض هر سه غسل به جا آورد. اگر در تیمم اول قصد ما فی الذمه یعنی نیت کند این تیمم را برای انجام تکلیفی که به عهده ام می باشد به جا می آورم کفایت می کند.
مسأله 575 : کسی که میت را تیمم می دهد احتیاط لازم آن است که تا ممکن است دست میت را به زمین بزند و به صورت و پشت دستهایش بکشد و اگر ممکن نشد دست خود را به زمین بزند و به صورت و پشت دسته ای میت بکشد.
احکام کفن میت
مسأله 576 : میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ، پیراهن و سرتاسری می گویند؛ کفن کنند.
مسأله 577 : لنگ باید از ناف تا زانو و اطراف بدن را بپوشاند؛ در صورتی که صغیر در ورثه نباشد بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد و پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و بهتر در صورتی که صغیر در بین نباشد آن است که تا روی پا برسد و درازای سرتاسری باید به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن باید به اندازه ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر بیاید.
مسأله 578 : مقداری از لنگ که از ناف تا زانو را می پوشاند و مقداری از پیراهن که از شانه تا نصف ساق را می پوشاند؛ مقدار واجب کفن است و آنچه بیشتر از این مقدار که در مسأله قبل گفته شد؛ مقدار مستحب می باشد.
مسأله 579 : اگر ورثه بالغ و عاقل، خلاصه محجور نباشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را که در مسأله قبل گفته شد؛ از سهم آنان بردارند؛
اشکال ندارد و اگر بیشتر از مقدار واجب کفن، در حدود متعارف باشد و مطابق با شأن میت باشد؛ می توان آن را از مال میت برداشت؛ گرچه وارث محجور در ورثه باشد.
مسأله 580 : اگر کسی وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در مسأله قبل گفته شد؛ از ثلث مال او بردارند؛ یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولی مصرف آن را معین نکرده باشد؛ یا فقط مصرف مقداری از آن را معین کرده باشد؛ می توان مقدار مستحب کفن را، گرچه از متعارف بیشتر باشد؛ از ثلث مال بردارند.
مسأله 581 : اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند و بخواهند از اصل مال بردارند؛ واجب نیست که مقدار واجب کفن را به ارزانترین قیمتی که ممکن است تهیه نمایند؛ می توان به مقدار متعارف که لایق شأن میت است از کفن و چیزهای دیگری که واجب است از اصل مال برداشت؛ بلکه چه بسا جایز نباشد؛ در صورتی که استفاده از ارزانترین توهین به میت حساب شود.
مسأله 582 : کفن زن بر شوهر است؛ اگر چه زن از خود مال داشته باشد و همچنین است اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می شود؛ طلاق رجعی بدهد و پیش از تمام شدن عده بمیرد؛ شوهرش باید کفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد؛ ولی شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.
مسأله 583 : کفن میت بر خویشان او واجب نیست؛ اگر چه مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب بوده. ولی احتیاط واجب آن است که اگر میت از خود مالی نداشته باشد؛ کفن او را بدهند.
مسأله 584 : احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.
مسأله 585 : کفن کردن در حال اضطرار با پوست مردار، مخصوصاً اگر پاک باشد واجب است؛ ولی کفن کردن با چیز غصبی، اگر چه چیز دیگری نباشد جایز نیست. چنانچه کفن میت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد؛ باید از تنش بیرون آورند؛ اگر چه او را دفن کرده باشند؛ ولی در موردی که نبش قبر جایز باشد.
مسأله 586 : کفن کردن میت با چیز نجس و پارچه ابریشمی خالص، یا پارچه ای که با طلا بافته شده جایز نیست. ولی در حال ناچاری اشکال ندارد.
مسأله 587 : کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده؛ در حال اختیار، جایز نیست و احتیاط واجب آن است که با پوست حیوان حلال گوشتی هم که به دستور شرع کشته شده؛ میت را کفن نکنند.
ولی اگر کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که با این دو هم کفن ننمایند.
مسأله 588 : اگر کفن میت به نجاست دیگری نجس شود؛ چنانچه کفن ضایع نمی شود؛ باید مقدار نجس را بشویند؛ یا ببرند و در صورتی که در قبر گذاشته اند؛ بهتر آن است که کفن را ببرند؛ بلکه چه بسا لازم باشد؛ اگر بیرون آوردن میت از قبر توهین حساب شود.
مسأله 589 : کسی که برای حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد؛ باید مثل دیگران کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.
مسأله 590 : مستحب است انسان در حال سلامتی کفن و سدر و کافور خود را تهیه کند.
احکام حنوط
مسأله 591 : بعد از غسل، واجب است میت را حنوط کنند یعنی به پیشانی، کف دسته ا، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند
و مستحب است؛ بلکه تا می شود به سر بینی میت هم کافور بمالند و باید کافور ساییده، تازه، پاک و مباح باشد و اگر به واسطه کهنه بودن عطر او از بین رفته باشد کافی نیست.
مسأله 592 : واجب نیست که اول کافور را به پیشانی میت بمالند؛ ولی حتی المقدور مراعات شود و در جاهای دیگر ترتیب لازم نیست.
مسأله 593 : بهتر آن است که میت را پیش از کفن کردن حنوط نمایند؛ اگر چه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد.
مسأله 594 : کسی که برای حج یا عمره احرام بسته؛ چنانچه در احکام غسل میت گذشت؛ اگر در احرام حج به جمیع اقسامش پیش از تمام شدن سعی بین صفا و مروه و در احرام عمره، پیش از کوتاه کردن مو یا ناخن، بمیرد؛ حنوط جایز نیست.
مسأله 595 : زنی که شوهر او مرده و هنوز عده اش تمام نشده؛ اگر چه حرام است خود را خوشبو کند؛ ولی چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.
مسأله 596 : احتیاط واجب آن است که میت را با مُشک، عنبر، عود و عطرهای دیگر خوشبو نکنند و اینها را با کافور مخلوط ننمایند.
مسأله 597 : مستحب است قدری تربت حضرت سیدالشهداء عَلَیْهِ السَّلَام با کافور مخلوط کنند ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی احترامی می شود نرسانند و نیز باید تربت به قدری زیاد نباشد که وقتی با کافور مخلوط شد آن را کافور نگویند.
مسأله 598 : اگر کافور پیدا نشود؛ یا فقط به اندازه غسل باشد؛ حنوط ساقط است.
چنانچه از غسل زیاد بیاید ولی به همه هفت عضو نرسد؛ باید اول به پیشانی و اگر زیاد آمد به جاهای دیگر بمالند.
مسأله 599 : مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میت بگذارند. بهتر آن است که طول هر کدام به مقدار یک ذراع باشد و بهتر آن است که بر آن دو چوب بنویسند:
فلانی نام میت پسر یا دختر فلانی نام پدر میت شهادت می دهد به وحدانیت خداوند متعال و شهادت به رسالت حضرت محمد بن عبدالله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و به امامت ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام، نام هر یک از ائمه، از امام اول تا دوازدهم را بنویسند.
احکام نماز میت
مسأله 600 : نماز خواندن بر میت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است؛ ولی باید پدر و مادر آن بچه، یا یکی از آنان مسلمان باشند یعنی اقرار به شهادتین کرده باشند و محکوم به کفر نباشند مانند خوارج، نواصب و غلات و یا به جهت دیگری حکم به اسلام بچه شده باشد؛ به اینکه در دار الاسلام پیدا شده باشد و پدر و مادرش معلوم نباشد و باید شش سال بچه تمام شده باشد.
مسأله 601 : فرموده اند:
نماز خواندن بر بچه ای که شش سال او تمام نشده مستحب است؛ ولی استحبابش معلوم نیست مگر اینکه نماز را بشناسد. ولی نماز خواندن بر بچه ای که مرده به دنیا آمده مستحب نیست.
مسأله 602 : نماز میت باید بعد از غسل، حنوط و کفن کردن او خوانده شود و اگر پیش از اینها، یا در بین اینها بخوانند؛ اگر چه از روی فراموشی یا ندانستن باشد؛ کافی نیست.
مسأله 603 : کسی که می خواهد نماز میت بخواند لازم نیست با وضو، یا غسل، یا تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد.
احتیاط لازم آن است که لباسش مباح باشد و مکانی که در آن نماز می خواند باید مباح باشد؛ بلکه احتیاط لازم آن است که کارهایی را که نماز را باطل می کند؛ مانند حرف زدن؛ پشت به قبله کردن؛ نپوشاندن عورت، جهیدن و مانند آنها را مراعات کند و حتی المقدور تمام شرایط و موانع نماز را مراعات کند.
مسأله 604 : کسی که به میت نماز می خواند باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میت را مقابل او به پشت بخوابانند؛ به طوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.
مسأله 605 : گذشت که مکان نمازگزار نباید غصبی باشد و نیز باید از جای میت پست تر یا بلندتر نباشد؛ ولی پستی و بلندی مختصر مانعی ندارد.
مسأله 606 : نمازگزار نباید از میت دور باشد؛ ولی کسی که نماز میت را به جماعت می خواند؛ اگر از میت دور باشد؛ چنانچه صف ها به یکدیگر متصل باشد اشکال ندارد.
مسأله 607 : نمازگزار باید مقابل میت بایستد. ولی اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میت بگذرد؛ نماز کسانی که مقابل میت نیستند؛ اشکال ندارد.
مسأله 608 : بین میت و نمازگزار نباید پرده و دیوار یا چیزی مانند اینها باشد؛ ولی اگر میت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد. ولی احتیاط آن است که تابوت دربسته نباشد.
مسأله 609 : اگر کفن کردن میت در حال نماز خواندن ممکن نیست؛ باید عورتش را اگر چه با تخته و آجر و مانند اینها باشد؛ بپوشانند.
مسأله 610 : نماز میت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نیت میت را معین کند؛ مثلاً نیت کند نماز می خوانم بر این میت قربة الی الله.
مسأله 611 : اگر کسی نباشد که بتواند نماز میت را ایستاده بخواند؛ می شود نشسته بر او نماز خواند.
مسأله 612 : اگر میت وصیت کرده باشد که شخص معین بر او نماز بخواند؛ واجب نیست که آن شخص از ولی میت اجازه بگیرد.
مسأله 613 : مستحب است بر میت چند مرتبه نماز بخوانند و اگر میت اهل علم و تقوی باشد تأکید بیشتر شده.
مسأله 614 : اگر میت را عمداً، یا از روی فراموشی، یا به جهت عذری، بدون نماز دفن کردند؛ یا بعد از دفن معلوم شود نمازی که بر او خوانده شده باطل بوده است؛ تا وقتی که جسد او از هم نپاشیده؛ واجب است با شرطهایی که برای نماز میت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.
دستور نماز میت
مسأله 615 : نماز میت پنچ تکبیر دارد؛ اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است؛ بعد از نیت و گفتن تکبیر اول بگوید:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ
و احتیاط آن است که در شهادتین و در دعاهای این نماز قصد معنی بشود؛ نه آنکه مجرد حکایت الفاظ باشد و بعد از تکبیر دوم بگوید:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
و بعد از تکبیر سوم بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ
و بعد از تکبیر چهارم، اگر میت مرد است بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَیِّتِ
و اگر زن است بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَیِّتِ
و بعد تکبیر پنجم را بگوید و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ، اِلهاً واحِداً اَحَداً صَمَداً فَرْداً قَیُّوماً دائِماً اَبَداً، لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیراً وَ نَذیراً بَیْنَ یَدَی السّاعَةِ.
یا بگوید:
اَرْسَلَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقْ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ
و بعد از تکبیر دوم بگوید:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ بارِک عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ ارْحَمْ مُحَمَّدً وَ آلَ مُحَمَّد، اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ وَ بارَکتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی اِبْراهیمَ وَ آلِ اِبْراهیمَ، اِنَّک حَمیدٌ مَجیدٌ وَ صَلِّ عَلی جَمیعِ الاَْنْبیاءِ وَ
الْمُرْسَلینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدّیقینَ وَ جَمیعِ عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ
و بعد از تکبیر سوم بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ، اَلاَْحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الاَْمْواتِ، تابِعِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ بِالْخَیْراتِ، اِنَّک مُجیبُ الدَّعَواتِ، اِنَّک عَلی کلِّ شَیْیء قَدیر
و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بنا بر آنچه در کتاب عروة الوثقی آمده بگوید:
اَللّهُمَّ اِنَّ الْمُسَجّی قُدّامَنا عَبْدُک وَ ابْنُ عَبْدِک وَ ابْنُ اَمَتِک، نَزَلَ بِک وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ،
اَللّهُمَّ اَنْتَ قَبَضْتَ رُوحَهُ اِلَیْک وَ قَدْ احْتاجَ اِلی رَحْمَتِک وَ اَنْتَ غَنی عَنْ عَذابِهِ،
اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ اِلا خَیْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّا،
اَللّهُمَّ اِنْ کانَ مُحْسِناً فَزِدْ فی اِحْسانِهِ وَ اِنْ کانَ مُسیئاً فَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتِهِ وَ اغْفِرْ لَنا وَ لَهُ،
اَللّهُمَّ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ یَتَوَلاّهُ وَ اَبْعِدْهُ عَنْ مَنْ یَتَبَرَّءُ مِنْهُ وَ یُبْغِضُهُ،
اَللّهُمَّ اَلْحِقْهُ بِنَبیِّک وَ عَرِّفْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ وَ ارْحَمْنا اِذا تَوَفَّیْتَنا یا اِلهَ الْعالَمینَ،
اَللّهُمَّ اکتُبْهُ عِنْدَک فی اَعْلی عِلّیّینَ وَ اخْلُفْ عَلی عَقِبِهِ فِی الْغابِرینَ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقاءِ مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ ارْحَمْهُ وَ ایّانا بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
و در صورتی که میت زن باشد؛ بعد از تکبیر چهارم بگوید:
اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ الْمُسَجّاةَ قُدّامَنا اَمَتُک وَ ابْنَةُ عَبْدِک وَ ابْنَةُ اَمَتِک، نَزَلَتْ بِک وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ،
اَللّهُمَّ اَنْتَ قَبَضْتَ رُوحَها اِلَیْک وَ قَدْ احْتاجَتْ اِلی رَحْمَتِک وَ اَنْتَ غَنی عَنْ عَذابِها،
اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمْ مِنْها اِلا خَیْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا،
اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فی اِحْسانِها وَ اِنْ کانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتِها وَ اغْفِرْ لَنا وَ لَها،
اَللّهُمَّ احْشُرْها مَعَ مَنْ تَتَوَلاّهُ وَ تُحِبُّهُ وَ اَبْعِدْها عَنْ مَنْ تَتَبَرَّءُ مِنْهُ
وَ تُبْغِضُهُ،
اَللّهُمَّ اَلْحِقْها بِنَبیِّک وَ عَرِّفْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَها
مسأله 616 : باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت سرهم بخواند که نماز از صورت خود خارج نشود.
مسأله 617 : کسی که نماز میت را به جماعت می خواند؛ باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند.
مسأله 618 : اگر بیش از یک میت باشد می توان برای هر یک، یک نماز میت خواند و می توان یک نماز میت به نیت آنان به جا آورد. اگر دو میت باشد بعد از تکبیر چهارم بگوید:
اَللّهُمَّ اِنَّ هذَیْنِ الْمُسَجَّیَیْنِ قُدّامَنا عَبْدَاک وَ ابْنَا اَمَتَیْک، نَزَلَتا بَک وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ مِنّا،
اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُما اِلا خَیْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِما مِنّا،
اَللّهُمَّ اِنْ کانا مُحْسِنَیْنِ فَزِدْ فی اِحْسانِهِما وَ اِنْ کانا مُسیئَیْنِ فَتَجاوَزْ عَنْهُما وَ احْشُرْهُما مَعَ مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینَ
و اگر بیش از دو میت باشد ضمیرهای تثنیه را با ضمیر جمع بگوید.
مستحبات نماز میت
مسأله 619 : چند چیز در نماز میت مستحب است:
اول:
کسی که نماز میت می خواند با وضو یا غسل یا تیمم باشد؛ احتیاط لازم آن است در صورتی تیمم کند که وضو و غسل ممکن نباشد؛ یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند؛ به نماز میت نرسد.
دوم:
اگر میت مرد است؛ امام جماعت، یا کسی که فرادی به او نماز می خواند؛ مقابل وسط قامت او باشد و اگر میت زن است مقابل سینه اش بایستد.
سوم:
بدون کفش باشد؛ گرچه با جوراب باشد.
چهارم:
در هر تکبیر دستها را بلند کند.
پنجم:
فاصله او با میت به قدری کم باشد که اگر باد لباسش را حرکت داد؛ به جنازه برسد.
ششم:
نماز میت را به جماعت بخواند.
هفتم:
امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می خوانند آهسته بخوانند.
هشتم:
در جماعت اگر چه مأموم یک نفر باشد؛ در عقب امام بایستد.
نهم:
نمازگزار به میت و مؤمنین زیاد دعا کند.
دهم:
پیش از نماز در جماعت سه مرتبه بگوید:
الصلاة و در غیرجماعت رجاءً بگوید.
یازدهم:
نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میت بیشتر به
آنجا می روند.
دوازدهم:
زن حائض اگر نماز میت را به جماعت می خواند در صفی تنها بایستد.
مسأله 620 : خواندن نماز میت در مساجد مکروه است؛ ولی در مسجدالحرام مکروه نیست.
احکام دفن
مسأله 621 : واجب است میت را طوری در زمین دفن کنند که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و اگر ترس آن باشد که جانور بدن را بیرون آورد باید قبر را با آجر محکم کنند.
مسأله 622 : اگر دفن در زمین ممکن نباشد؛ لازم است او را در بنا یا تابوت بگذارند.
مسأله 623 : میت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن او رو به قبله باشد.
مسأله 624 : اگر کسی در کشتی بمیرد چنانچه جسد او فاسد نمی شود و بودن او در کشتی مانعی ندارد؛ باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند؛ وگرنه باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میت، بنا بر احتیاط واجب در صورت امکان او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و اولی و احوط آن است که در حالی که رو به قبله هستند به دریا بیندازند و الا چیز سنگین به پایش بسته، اولی و احوط، در حالی که رو به قبله هستند به دریا بیندازند و اگر ممکن است باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود.
مسأله 625 : اگر بترسند که دشمن قبر میت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و گوش یا بینی یا اعضای دیگر او را ببرد؛ چنانچه ممکن باشد باید به طوری که در مسأله گذشته گفته شد به دریا بیندازد.
مسأله 626 : مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میت در صورتی که لازم باشد؛ باید از اصل مال میت بردارند.
مسأله 627 : اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد؛ چنانچه پدر بچه مسلمان باشد؛ باید زن را در قبر به پهلوی چپ، پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به طرف قبله باشد؛ بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد بنا بر احتیاط واجب باید به همین دستور عمل کنند.
مسأله 628 : دفن مسلمان در قبرستان کفار و دفن کافر در قبرستان مسلمانان جایز نیست. چنانچه دفن مسلمان در جایی که بی احترامی به او باشد؛ مانند جایی که خاکروبه و کثافت می ریزند جایز نیست.
مسأله 629 : دفن میت در جای غصبی و در زمینی که مثل مسجد، برای غیردفن کردن وقف شده؛ جایز نیست.
مسأله 630 : دفن میت در قبر مرده دیگر در صورتی که موجب نبش قبر بشود جایز نیست. ولی اگر قبر به وسیله زلزله یا امر دیگر باز شده باشد مانعی ندارد و همچنین است اگر قبر کهنه شده و میت اوّلی از بین رفته باشد.
مسأله 631 : چیزی که از میت جدا می شود اگر چه مو و ناخن و دندان باشد؛ اگر قبل از دفن میت به دست آمده باشد باید با او دفن شود و اگر پس از دفن به دست آمده و مستلزم نبش قبر می شود؛ جداگانه دفن شود.
مسأله 632 : اگر کسی در چاه بمیرد و در آوردنش ممکن نباشد؛ غسل، حنوط و کفن کردن به جهت عدم تمکن ساقط است؛ ولی واجب است نماز میت بر او خوانده شود و باید در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند. در صورتی که چاه مال غیر باشد باید به نحوی او را راضی کنند.
مسأله 633 : اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد؛ باید به آسانترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند اشکال ندارد؛ ولی باید به وسیله شوهرش باشد؛ اگر اهل فن است و در صورتی که شوهرش نتواند بیرون بیاورد زنی که اهل فن باشد او را بیرون بیاورد و اگر ممکن نیست مرد محرمی که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود مرد نامحرمی که اهل فن باشد؛ بچه را بیرون بیاورد و در صورتی که آن هم پیدا نشود؛ افراد غیراهل فن به ترتیبی که در بالا بیان شد بچه را بیرون بیاورند.
مسأله 634 : هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد؛ اگر چه امید زنده ماندن بچه را نداشته باشند؛ باید به وسیله کسانی که در مسأله پیش گفته شد؛ پهلوی چپ او را بشکافند؛ اگر احتمال دهند که شکافتن پهلوی چپ به سلامت بچه نزدیک است؛ وگرنه از هر طرفی که به سلامت بچه نزدیک است بیرون آورند و اگر هیچ طرف ترجیحی ندارد؛ احتیاط آن است که از پهلوی چپ بیرون آورند و آن را بدوزند.
مستحبات دفن
مسأله 635 : چنانچه قبلا اشاره شد مستحباتی که در این مسأله و مسائل بعدی، بلکه در تمام رساله ذکر می شود؛ رجاءً و به امید اینکه مطلوب خداوند متعال باشد انجام شود. قبر را به اندازه قد یا گلو گاه انسان متوسط گود کنند و میت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند؛ مگر اینکه قبرستان دورتر از جهتی بهتر باشد؛ مثل آنکه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند؛ یا مردم برای فاتحه اهل قبور بیشتر به آنجا می روند.
و نیز مستحب است جنازه را در چند ذرعی قبر زمین گذارند برای اینکه میت آمادگی بیشتری پیدا کند؛ مناسب نیست میت را یک مرتبه داخل قبر کنند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک قبر ببرند و در هر مرتبه زمین بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میت مرد است در دفعه سوم طوری زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمایند و اگر زن است در دفعه سوم طرف قبله بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در موقع وارد کردن میت زن، پارچه
ای روی قبر بگیرند.
و نیز مستحب است جنازه را به آرامی از تابوت بگیرند و وارد قبر کنند و دعاهایی که دستور داده شده پیش از دفن و موقع دفن بخوانند؛ مثلاً هنگامی که جنازه را از تابوت خارج می کنند بخوانند:
اَللّهُمَّ اِلی رَحْمَتِک لا اِلی عَذابِک،
اگر میت مرد است؛ بگویند:
اَللّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فی قَبْرِهِ وَ لَقِّنْهُ حُجَّتَهُ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ وَ قِنا وَ ایّاهُ عَذابَ الْقَبْرِ
و هنگام دیدن قبر گفته شود:
اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ رَوْضَةً مِنْ ریاضِ الْجَنَّةِ وَ لا تَجْعَلْهُ حُفْرَةً مِنْ حُفَرِ النّارِ
و اگر زن است؛ ضمیرها را مؤنث بیاورند.
و هنگام قرار دادن میت در قبر، اگر میت مرد است؛ گفته شود:
اَللّهُمَّ عَبْدُک وَ ابْنُ عَبْدِک وَ ابْنُ اَمَتِک، نَزَلَ بِک وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ
و اگر زن است گفته شود:
اَللّهُمَّ اَمَتُک وَ ابْنَةُ عَبْدِک وَ ابْنَةُ اَمَتِک، نَزَلَتْ بِک وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ
و بعد از آنکه در قبر گذاشته شد؛ اگر مرد است؛ گفته شود:
اَللّهُمَّ جافِ الاَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَ صاعِدْ عَمَلَهُ وَ لَقِّنْهُ مِنْک رِضْواناً
و اگر زن است؛ ضمیرها را مؤنث بیاورند. بعد بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم
سپس سوره مبارکه حمد و آیة الکرسی و سورهای فلق، ناس و توحید بخوانند و گفته شود:
اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ
و این دعا را بخوانند:
اَللّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَسْکنْ اِلَیْهِ مِنْ رَحْمَتِک رَحْمَةً تُغْنیهِ بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواک، فَاِنَّما رَحْمَتُک لِلْعالَمینَ
و اگر میت زن است؛ ضمیرها را مؤنث بیاورند
و بعد از آنکه میت را در لحد گذاشتند گره های کفن را باز کنند و صورت میت را
روی خاک بگذارند؛ ابتداء گره طرف سر را باز کنند و کفن را از صورت کنار زنند و صورت میت را روی خاک گذارند و بالشی از خاک زیر سر او بسازند و پشت میت خشت خام یا کلوخی بگذارند که میت به پشت برنگردد و مقداری از تربت حضرت اباعبدالله الحسین عَلَیْهِ السَّلَام مقابل صورتش قرار دهند؛ به نحوی که در معرض نجاست قرار نگیرد و پیش از آنکه لحد را بپوشانند؛ دست راست را به شانه راست میت بزنند و دست چپ را به قوت، بر شانه چپ میت بگذارند و اگر میت مرد است؛ سه مرتبه بگویند:
اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان
و به جای فلان بن فلان، اسم میت و پدرش را بگویند:
هَلْ اَنْتَ عَلَی الْعَهْدِ الَّذی فارَقْتَنا عَلَیْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَیِّدُ النَّبیینَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلینَ وَ اَنَّ عَلیّاً اَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَ سَیِّدُ الْوَصیینَ وَ اِمامٌ اِفْتَرَضَ اللهُ طاعَتَهُ عَلَی الْعالَمینَ وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَلی بْنَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلی وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَر وَ عَلی بْنَ مُوسی وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلی وَ عَلی بْنَ مُحَمَّد وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلی وَ الْقائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدی صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ، أَئِمَّةُ الْمُؤْمِنینَ وَ حُجَجُ اللهِ عَلَی الْخَلْقِ اَجْمَعینَ وَ أَئِمَّتَک أَئِمَّةُ هُدی بِک اَبْرارٌ یا فُلانَ بْنَ فلان بن فلان،
اسم میت و پدرش را بگویند و بعد بگویند:
اِذا اَتاک الْمَلِکانِ الْمُقَرَّبانِ، رَسُولَیْنِ مِنْ عِنْدِ اللهِ تَبارَک وَ تَعالی وَ سَئَلاک عَنْ رَبِّک وَ عَنْ نَبیِّک
وَ عَنْ دینِک وَ عَنْ کتابِک وَ عَنِْ قبْلَتِک وَ عَنْ أَئِمَّتِک، فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ فی جَوابِهِما، اللهُ رَبّی وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نَبیّی وَ الاِْسْلامُ دینی وَ الْقُرْآنُ کتابی وَ الْکعْبَةُ قِبْلَتی وَ اَمیرُالْمُؤْمِنینَ عَلی بْنُ اَبی طالِب اِمامی وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلی الْمجُْتَبی اِمامی وَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلی الشَّهیدُ بِکرْبَلاءَ اِمامی وَ عَلی زَیْنُ الْعابِدینَ اِمامی وَ مُحَمَّدٌ الْباقِرُ اِمامی وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامی وَ مُوسَی الْکاظِمُ اِمامی وَ عَلی الرِّضا اِمامی وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامی وَ عَلی الْهادی اِمامی وَ الْحَسَنُ الْعَسْکری اِمامی وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ اِمامی، هؤُلاءِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ، أَئِمَّتی وَ سادَتی وَ قادَتی وَ شُفَعائی، بِهِمْ اَتَوَلّی وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ. ثُمَّ اَعْلَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان
و به جای فلان بن فلان، اسم میت و پدرش را بگویند و بعد بگویند:
اِنَّ اللهَ تَبارَک وَ تَعالی نِعْمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نِعْمَ الرَّسُولُ وَ اَنَّ عَلی بْنَ اَبی طالِب وَ اَوْلادَهُ الْمَعْصُومینَ الاَْئِمَّةَ الاِْثْنی عَشَرَ نِعْمَ الاَْئِمَّةُ وَ اَنَّ ما جاءَ بِه مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم حَقٌ وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌ وَ سُئوالِ مُنْکر وَ نَکیر فِی الْقَبْرِ حَقٌ وَ الْبَعْثَ حَقٌ وَ النُّشُورَ حَقٌ وَ الصِّراطَ حَقٌ وَ الْمیزانَ حَقٌ وَ تَطایُرَ الْکتُبَ حَقٌ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌ وَ النّارَ حَقٌ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ.
سپس بگویند:
اَفَهِمْتَ فَهِمْتَ یا فُلانٌ!
به جای فلان اسم میت را بگویند. پس از آن بگویند:
ثَبَّتَک اللهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ وَ هَداک اللهُ
اِلی صِراط مُسْتَقیم، عَرَّفَک اللهُ بَیْنَک وَ بَیْنَ اَوْلیائِک فی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ.
سپس بگویند:
اَللّهُمَّ جافِ الاَرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَ اَصْعِدْ بِرُوحِهِ اِلَیْ
مسأله 636 : مستحب است کسی که میت را در قبر می گذارد؛ با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد و از طرف پای میت از قبر بیرون بیاید.
گفته شده این قسمت درب قبر است و غیر از خویشان میت، کسانی که حاضرند با پشت دست خاک بر قبر بریزند و بگویند:
اِنّا للهِِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ و اگر میت زن است کسی که با او محرم می باشد؛ یا شوهرش او را در قبر بگذارند و اگر محرمی نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند و اگر خویشان نباشند اجنبی او را در قبر بگذارد.
مسأله 637 : مستحب است قبر را مربع بسازند مراد آن است که قبر چهار زاویه قائمه داشته باشد نه مربع در مقابل مربع مستطیل و به اندازه چهار انگشت باز، یا بسته بلند کنند و نشانه ای روی آن بگذارند که اشتباه نشود؛ بلکه اسم میت را روی قبر، یا بر لوح و سنگی بنویسند و در قسمت سر میت نصب کنند و روی قبر آب بپاشند؛ بهتر آن است که در حال پاشیدن آب رو به قبله باشند و از قسمت سر شروع کنند تا قسمت پا و از آنجا دور بزنند تا قسمت سر و آنچه آب زیاد بیاید در وسط قبر بپاشند.
فرموده اند:
بعید نیست استحباب پاشیدن آب چهل روز یا چهل ماه باشد و بعد از پاشیدن آب کسانی که حاضرند دستها را بر قبر بگذارند و انگشت ها را باز کنند و در خاک فروبرند به مقداری که اثر انگشت باقی بماند. ولی اگر میت هاشمی باشد انگشت ها را بیشتر فروبرند و بهتر آن است که رو به قبله باشند و در قسمت
سر میت باشند و این جمله را بگویند:
بِسِمِ اللهِ خَتَمْتُک مِنَ الشَّیطانِ اَنْ یَدْخُلَک
و هفت مرتبه سوره مبارکه انا انزلنا بخوانند و برای میت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند:
اَللّهُمَّ جافِ الاَْرْضَ عَنْ جَنْبَیْهِ وَ اَصْعِدْ اِلَیْک رُوحَهُ وَ لَقِّهِ مِنْک رِضْواناً وَ أَسْکنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِک ما تُغْنیهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواک.
یا بگویند:
اَللّهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَفِضْ عَلَیْهِ مِنْ رَحْمَتِک وَ أَسْکنْ اِلَیْهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِک وَ یَسَعَهُ غُفْرانِک وَ رَحْمَتِک ما یَسْتَغْنی بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواک وَ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ کانَ یَتَوَلاّهُ
و اگر میت زن است ضمیرها مونث آورده شود. مخفی نماند که خواندن هفت مرتبه سوره قدر و طلب مغفرت و دعاء مذکور مخصوص این حالت نیست؛ بلکه در زیارت قبر مؤمن و مؤمنه شایسته است خوانده شود.
مسأله 638 : پس از رفتن کسانی که تشییع جنازه کرده اند؛ مستحب است ولی میت، یا کسی که از طرف میت اجازه دارد؛ دوباره به صدای بلند دعاهایی را که دستور داده شده به میت تلقین کند.
فرموده اند:
که این تلقین سبب می شود که نکیرین از او سؤال نکنند.
مسأله 639 : بعد از دفن و قبل از دفن، گرچه بعد از دفن تأکید بیشتری شده؛ مستحب است که صاحبان عزا را سرسلامتی دهند؛ ولی اگر مدتی گذشته است که به واسطه سرسلامتی دادن مصیبت یادشان می آید؛ ترک آن بهتر است
و مستحب است تا سه روز برای اهل خانه میت غذا بفرستند و غذا خوردن آنان در منزلشان مکروه است و در خبر است این کار اهل جاهلیت بوده.
مسأله 640 : مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند، صبر کند و هر وقت میت را یاد می کند؛ اِنّا للهِِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ، بگوید و برای میت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که زود خراب نشود.
مسأله 641 : جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد؛ در صورتی که تعرض بر قضای الهی و منافی با رضای آن حضرت باشد؛ وگرنه احوط ترک است؛ ولی در بعضی موارد اگر ضرر معتنی به نداشته باشد راجح است؛ مانند لطمه زدن بر مصائب حضرات معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام.
مسأله 642 : بنا بر احتیاط واجب جایز نیست پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و مادر و در مصیبت آنان بهتر است که یقه پاره نکند.
مسأله 643 : بنا بر احتیاط واجب، زن در عزای میت صورت خود را نخراشد و موی خود را نکند و اگر کرد؛ بنا بر احتیاط یک بنده آزاد کند؛ یا ده فقیر را اطعام دهد؛ یا آنها را بپوشاند و همچنین است اگر مرد در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره کند.
مسأله 644 : احتیاط واجب آن است که در گریه بر میت صدا را خیلی بلند نکند.
نماز وحشت
مسأله 645 : از روایت استفاده می شود که خواندن نماز وحشت در شب اول قبر، در صورتیست که نتوانند صدقه برای میت بدهند و بهتر آن است که جمع کنند بین دادن صدقه و خواندن این نماز. دستور نماز وحشت آن است که در رکعت اول بعد از حمد، آیة الکرسی بخواند و احتیاط آن است که تا هم فیها خالِدُون خوانده شود و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره انا انزلنا بخواند و بعد از سلام نماز بگوید:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ ابْعَثْ ثَوابِها اِلی قَبْرِ فُلان و به جای کلمه فلان اسم میت را بگوید و در روایتی دستور دیگری برای این نماز ذکر شده به اینکه در رکعت اول بعد از حمد، دو مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، ده مرتبه سوره ألْهیکُمُ التَّکاثُرُ بخواند و بعد از سلام آن دعا را بخواند و بهتر آن است که هر دو نماز خوانده شود.
مسأله 646 : نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر می شود خواند؛ ولی بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.
مسأله 647 : اگر بخواهند میت را به شهر دوری ببرند؛ یا به جهت دیگری دفن او تأخیر بیفتد؛ نماز وحشت را تا شب اول قبر او تأخیر بیندازند و بهتر آن است که در صورت تأخیر در دفن، در شب اول پس از مرگ هم خوانده شود.
نبش قبر
مسأله 648 : نبش قبر مسلمان یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد؛ حرام است؛ ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده اشکال ندارد و همچنین است اگر استخوان باشد ولی پوک شده به حدی که به مجرد حرکت دادن خاک شود و در صورتی که استخوان سفت باشد؛ نبش قبر محل اشکال است.
مسأله 649 : نبش قبر امامزاده ها، شهدا، علما و صلحا، اگر چه سال ها بر آن گذشته باشد؛ در صورتی که زیارتگاه باشد حرام است؛ بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد؛ بنا بر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد؛ مگر آنکه نبش قبر برای نقل میت به مشاهد مشرفه باشد؛ مخصوصاً در صورتی که وصیت کرده باشد.
ولی باید در صورتی باشد که مستلزم هتک میت نباشد.
مسأله 650 : شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست؛ بلکه در بیشتر مواردی که ذکر می شود نبش قبر واجب است:
اول:
آنکه میت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند.
دوم:
آنکه کفن یا چیز دیگری که با میت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزی از مال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند. ولی اگر وصیت کرده باشد که دعا، یا قرآن، یا انگشتری را با او دفن کنند؛ برای بیرون آوردن اینها نمی توانند قبر را بشکافند. در صورتی که وصیت میت نافذ باشد؛ چنانچه قیمت آنها کمتر از ثلث باشد و اگر بیشتر باشد و ورثه غیرصغیر رضایت ندهند؛ می توانند نبش قبر نمایند.
سوم:
چنانچه فرموده اند؛ اگر میت بی غسل و بی کفن دفن شده باشد؛ یا بفهمند غسلش باطل بوده؛ یا به غیردستور شرع کفن شده؛ یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند؛ می توان نبش قبر کرد. ولی در صورتی که نبش قبر در این موارد مستلزم هتک میت و ایذاء مردم بشود جایز نیست و اگر مستلزم هتک نباشد؛ در صورتی که
بی غسل، یا غسلش باطل بوده؛ یا بی کفن دفن شده؛ یا پشت به قبله دفن شده؛ واجب است شکافتن قبر و اگر در پوست میته یا حرام گوشت کفن شده؛ نبش قبر مشکل، بلکه بعید نیست جایز نباشد و اگر دفن بدون نماز میت بوده؛ یا بفهمند که نماز بر او باطل بوده؛ جایز نیست نبش قبر، بلکه باید روی قبرش نماز بخوانند.
چهارم:
آنکه برای ثابت شدن حقی بخواهند بدن میت را ببینند؛ در صورتی که اهمیتش از نبش قبر بیشتر باشد و به وسیله نبش قبر بتوان اثبات حق نمود. ولی اگر تغییری در هیأت و صورت میت پیدا شده باشد که نتوان اثبات حق کرد؛ نبش قبر جایز نیست.
پنجم:
آنکه میت را در جایی که موجب هتک حرمت او است؛ مثل قبرستان کفار، یا جایی که کثافت و خاکروبه می ریزند؛ دفن کرده باشند؛ ولی این در صورتیست که نبش قبر هتک بیشتری ببار نیاورد و الا جایز نیست.
ششم:
آنکه برای مطلب شرعی که اهمیت آن از شکافتن قبر بیشتر است قبر را بشکافند؛ مثلاً بخواهند بچه را از شکم زن حامله ای که دفنش کرده اند بیرون آورند.
هفتم:
آنکه بترسند درنده ای میت را پاره کند؛ یا سیل او را ببرد؛ یا دشمن بیرون آورد.
هشتم:
آنکه قسمتی از بدن میت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند؛
ولی احتیاط لازم آن است که آن قسمت از بدن را طوری در قبر بگذارند که بدن میت دیده نشود. موارد دیگری برای نبش قبر ذکر شده به کتاب عروة الوثقی و غیر آن مراجعه شود.
غسل های مستحب
مسأله 651 : غسل های مستحب در شرع مقدس اسلام بسیار است و از آن جمله است:
1 غسل جمعه، وقت آن از
اذان صبح است تا ظهر و محتمل است وقت آن تا غروب آفتاب باشد.
بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود و اگر تا ظهر انجام داده نشود؛ تا غروب جمعه بدون نیت اداء و قضا به جا آورد و اگر در روز جمعه غسل نکند؛ جایز است شب شنبه قضا کند؛ ولی بهتر آن است که از صبح روز شنبه تا غروب قضای آن را به جا آورد و کسی که می ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند؛ می تواند روز پنج شنبه غسل را انجام دهد و در شب جمعه به قصد رجاء غسل کند.
مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگوید:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ،
اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ
و در خبر عمار این دعا ذکر شده:
اَللّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبی مِنْ کلِّ آفَة تَمْحَقِّ دینی وَ تُبْطِلُ عَمَلی،
اَللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ.
2 غسل شب ها و روزهای اول، پانزدهم، بیست و هفتم و روز آخر ماه رجب، وقت غسل های روز از اذان صبح است تا غروب آفتاب.
3 غسل شب نیمه شعبان که باعث تخفیف گناهان می شود.
4 غسل شب اول ماه رمضان، فرموده اند:
غسل شب اول ماه رمضان را اگر ممکن است در آب جاری انجام دهد و سی مشت آب بر سر بریزد که دوای آن سال است و شب های طاق آن ماه مثل شب سوم، پنجم، هفتم، چنانچه بعضی بزرگان فرموده اند؛ ولی روایت معتبری بر آن دیده نشده؛ به رجاء مطلوبیت انجام شود و در غسل های دیگری که ذکر می شود بهتر آن است که آنها را به رجاء مطلوبیت
به جا آورد. برای بیشتر از آنها روایت معتبری ذکر نشده و در شب های نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم، بیست و پنجم، بیست و هفتم، بیست و نهم سفارش بیشتری به غسل شده. وقت غسل شب های ماه رمضان تمام شب است؛ مستحب است مقارن غروب به جا آورد. در خبر زراره است که نزدیک غروب به جا آورد تا نماز و افطار با غسل باشد.
ولی از شب بیست و یکم تا آخر ماه بهتر است غسل را بین نماز مغرب و عشا به جا آورد و نیز مستحب است در شب بیست و سوم غیر از غسل اول شب، یک غسل هم در آخر شب انجام دهد.
5 6 غسل شب عید فطر، وقت آن از غروب آفتاب است تا اذان صبح و غسل روز عید فطر و عید قربان، غسل در این دو روز از مستحبات مؤکد است.
وقت آن از اذان صبح است تا غروب ولی بهتر است آن را پیش از نماز عید به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب به جا آورد احتیاط آن است که به قصد رجاء انجام دهد.
7 غسل روز هشتم و نهم ذیحجه، در روز نهم بهتر است نزدیک ظهر به جا آورد و غسل روز عید غدیر (هیجدهم) بهتر است نیم ساعت به ظهر باشد؛ هنگامی که حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم حضرت علی بن ابی طالب عَلَیْهِ السَّلَام را در غدیر خم به امامت و خلافت نصب کردند و غسل روز بیست و چهارم ذیحجه، برای مباهله کردن؛ نه برای روز مباهله، چنانچه به بعضی بزرگان نسبت داده اند.
8 9
غسل روز هفدهم ربیع الاول و روز اول نوروز.
10 غسل دادن بچه ای که تازه به دنیا آمده؛ بعضی آن را واجب دانسته اند.
وقت آن پس از ولادت تا چند روز و بعضی آن را تا هفت روز و بعضی تا آخر ماه دانسته اند.
بهتر آن است تا هنگامی که عرفاً گفته شود تازه به دنیا آمده؛ غسل دهند و در صورتی که از آن مقدار تأخیر شد به رجاء مطلوبیت انجام دهند.
11 غسل زنی که برای غیرشوهرش بوی خوش استعمال کرده است.
12 غسلی کسی که در حال مستی خوابیده.
13 غسل کسی که جایی از بدنش را به بدن میتی که غسل داده اند رسانده.
14 غسل کسی که در موقع گرفتن خورشید یا ماه، نماز آیات را عمداً نخوانده؛ در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد.
جمعی از قدماء اصحاب آن را واجب دانسته. احتیاط ترک نکردن این غسل است و احتیاط آن است که این غسل را به قصد ما فی الذمه از جهت تأخیر نماز، یا به جهت به جا آوردن قضا آن باشد؛ نه خصوص یکی از آنها.
15 غسل کسی که برای تماشای دار آویخته رفته و آن را دیده باشد و از ظاهر اصحاب شرط دیگری هم اضافه شده و آن در صورتیست که از راه ستم به دار آویخته باشد و اگر به حق دار کشیده شده باشد؛ باید پس از گذشت سه روز باشد و اگر در روز اول باشد غسل نیست. ولی اگر اتفاقاً، یا از روی ناچاری نگاهش به دار آویخته بیفتد؛ یا مثلاً برای شهادت دادن رفته باشد؛ غسل مستحب نیست.
مسأله 652 : بعضی غسل برای احرام داخل شدن به حرم
مکه را واجب دانسته اند؛ ولی مستحب مؤکد است.
پیش از داخل شدن به شهر مکه، مسجد الحرام، خانه کعبه، حرم مدینه، شهر مدینه، مسجد پیغمبر و حرم امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام مستحب است انسان غسل کند و اگر در یک روز چند مرتبه مشرّف شود؛ بنا بر مشهور یک غسل کافیست و کسی که می خواهد در یک روز داخل حرم مکه و مسجد الحرام و خانه کعبه شود؛ اگر به نیت همه یک غسل کند کافیست و نیز اگر در یک روز بخواهد داخل حرم مدینه و شهر مدینه و مسجد پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم شود؛ یک غسل برای همه کفایت می کند.
برای زیارت پیغمبر و امامان از دور یا نزدیک، برای حاجت خواستن از خداوند عالم، برای توبه و نشاط به جهت عبادت و برای سفر رفتن؛ خصوصاً سفر زیارت حضرت سیدالشهداء عَلَیْهِ السَّلَام مستحب است انسان غسل کند و اگر یکی از غسل هایی را که در این مسأله گفته شد به جا آورد و بعد کاری کند که وضو را باطل می نماید؛ مثلاً بخوابد؛ فرموده اند:
غسل او باطل می شود؛
و مستحب است دوباره غسل را به جا آورد. ولی از بعضی روایات استفاده می شود که غسل زیارت و احرام به این وسیله باطل نمی شود.
مسأله 653 : انسان نمی تواند با غسل مستحبی، کارهایی که مانند نماز، وضو لازم دارد انجام دهد.
مسأله 654 : اگر چند غسل بر کسی مستحب باشد و به نیت همه یک غسل به جا آورد؛ کافی است.
