آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام قصاص و دیات
مسأله 2915 : هرگاه انسان بالغ و عاقل به اختیار خود عمداً و به ناحق مسلمان آزاد عاقلی را که فرزندش نیست بکشد؛ ورثه مقتول حق دارند به عنوان قصاص او را بکشند گرچه مقتول زن باشد؛ ولی در این صورت باید نصف دیه را به اولیاء قاتل بدهند. ولی هرگاه قاتل زن باشد و او را بکشند چه مرد را کشته باشد یا زن را، مطالبه دیه نمی شود.
مسأله 2916 : ورثه مقتول می توانند قاتل را قصاص نکنند و با او در گرفتن دیه توافق کنند؛ یا به طور کلی او را عفو کنند.
مسأله 2917 : در مواردی که قصاص می شود؛ چه قصاص در کشتن باشد یا در بریدن و جراحات وارده بر اعضاء احتیاط واجب آن است که با اجازه حاکم شرع باشد و در قصاص بر اعضاء احتیاط مؤکدی بر استجازه از حاکم شرع است بلکه خالی از قوة نیست.
مسأله 2918 : هرگاه بچه غیربالغ یا دیوانه کسی را بکشد؛ گرچه مقتول بالغ و عاقل باشد قصاص نمی شود حکم قتل خطایی را دارد؛ دیه بر عاقله او است؛ یعنی خویشاوندان پدری او باید دیه او را بدهند.
مسأله 2919 : هرگاه عاقلی دیوانه را بکشد قصاص نمی شود باید دیه او را بدهد. ولی اگر دیوانه به عاقلی حمله کند و او به عنوان دفاع او را کشته باشد مشهور فرموده اند که خونش هدر است و قصاص نمی شود و دیه هم ندارد؛ ولی چنانچه بعضی بزرگان فرموده اند از بیت المال دیه او داده می شود.
مسأله 2920 : کسی که مست است اگر در حال مستی کسی را بکشد مشهور فرموده اند قصاص می شود؛ ولی چنانچه بعضی فقها فرموده اند دیه باید بدهد.
مسأله 2921 : هرگاه عاقل بالغ بچه غیربالغی را بکشد گرچه بعضی در قصاص کردن اشکال کرده اند ولی ظاهراً فقها اتفاق بر جواز قصاص دارند. بلی در بچه ای که در رحم است هر چند روح بر آن دمیده باشد قصاص کردن مشکل است احتیاط واجب گرفتن دیه است.
مسأله 2922 : هرگاه قاتل کور باشد گرچه به مشهور بین متأخرین نسبت داده اند که می توانند او را قصاص کنند ولی چنانچه قدما فرموده اند و روایت هم داریم باید دیه پرداخت کند و دیه بر عاقله اوست و اگر عاقله ندارد از مال او پرداخت می شود و اگر مال نداشته باشد تحت نظر حاکم شرع یعنی مجتهد جامع الشرایط، دیه او از بیت المال پرداخت می شود.
مسأله 2923 : هرگاه پدری فرزند خود را عمداً و به ناحق بکشد؛ گرچه گناه بزرگی مرتکب شده؛ ولی قصاص نمی شود بلکه باید دیه بدهد و به دستور حاکم شرع تعزیر می شود. ولی اگر فرزند عمداً و به ناحق پدر یا مادر خود را بکشد قصاص می شود؛ چنانچه هرگاه مادر فرزند خود را بکشد قصاص می شود.
مسأله 2924 : هرگاه مرد زن خود را بکشد و از آن زن فرزندی داشته باشد پسر نمی تواند پدر را قصاص کند باید دیه بگیرد
مسأله 2925 : هرگاه دو نفر یا بیشتر مسلمانی را عمداً و به ناحق بکشند به نحوی که همه در کشتن او شریک باشند مثل این که هر دو نفر مثلاً او را بزنند به نحوی که از زدن هر دو نفر بمیرد؛ گرچه زدن یکی از آن دو از دیگری بیشتر باشد؛ ورثه مقتول می توانند بعضی را بکشند و از بعضی دیگر سهم دیه بگیرند و می توانند همه را بکشند و در هر حال باید تفاوت دیه کسی را که می کشند بپردازند؛ مثلاً هرگاه دو نفر را بکشند باید به ورثه آنان هر کدام نصف دیه را بدهند. ولی بهتر اینست که در این موارد قصاص نشود فقط از هر یک از قاتل ها سهم دیه را بگیرند.
مسأله 2926 : در کشتنی که حق قصاص برای اولیاء مقتول است فرق نمی کند به چه کیفیتی کشته شده باشد؛ چه سر او را بریده باشند؛ یا ترور کرده باشند؛ یا خفه کرده باشند؛ یا از جای بلند پرت کرده باشند؛ یا در آب انداخته باشند که غرق شده باشد؛ یا پیش درندگان انداخته و او را دریده باشند؛ یا غذای مسموم به او بخورانند؛ یا از غذا و خوراک او را بازدارند تا بمیرد.
مسأله 2927 : هرگاه کسی شخصی را امر کند که کسی را عمداً و به ناحق بکشد و آن شخص او را بکشد؛ کسی که او را کشته قصاص می شود و کسی که او را امر کرده حبس می شود تا بمیرد.
مسأله 2928 : هرگاه بالغ عاقلی را به اکراه وادار کنند به کشتن کسی که اگر نکشد جریمه سنگینی غیر از کشتن برایش مقرر کرده باشند حق ندارد او را بکشد و اگر کشت قصاص می شود و کسی که او را اکراه کرده حبس ابد می شود و در صورتی که جریمه، کشتنش باشد گرچه بعضی فرموده اند می تواند او را بکشد ولی باید دیه بدهد؛ ولی مشهور فرموده اند حق ندارد او را بکشد و اگر کشت قصاص می شود. به هر حال کسی که او را اکراه کرده حبس ابد می شود.
مسأله 2929 : هرگاه کسی که اکراه شده دیوانه باشد؛ یا بچه غیرممیز باشد؛
کسی که او را اکراه کرده قصاص می شود. ولی هرگاه بچه ممیز باشد؛ بچه و کسی که او را اکراه کرده قصاص نمی شوند و دیه بر عاقله بچه است و کسی که او را اکراه کرده حبس ابد می شود.
مسأله 2930 : هرگاه دو زن در کشتن مردی شرکت داشته باشند اولیاء مقتول می توانند هر دو زن را بکشند و دیه ای هم نمی دهند. ولی اگر بیش از دو زن در کشتن مردی شرکت داشته باشند گرچه می توانند همه آنان را بکشند ولی بعد از آن که سهم دیه را به آنها بدهند.
مسأله 2931 : هرگاه مسلمان، کافری را عمداً و به ناحق بکشد قصاص نمی شود و اگر کشتن آن کافر جایز بوده حاکم شرع قاتل را تعزیر می کند و در مورد یهودی، نصرانی و مجوس که در ذمه حکومت اسلامی اند باید دیه بدهد.
مسأله 2932 : هرگاه مسلمان عادت به کشتن کفاری که در ذمه حکومت اسلامی باشند داشته باشد ولی کسی که کشته شده می تواند او را بکشد؛ ولی باید تفاوت دیه مسلمان و کافر ذمی را بدهد. دیه مسلمان ده هزار درهم و دیه کافر ذمی هشت صد درهم است.
مسأله 2933 : هرگاه کافری که در ذمه حکومت اسلامیست عمداً مسلمانی را بکشد او را باید تحویل اولیاء مقتول دهند؛ آنان می توانند او را بکشند و می توانند او را ببخشند و می توانند او را به بندگی درآورند و اگر مالی هم دارد مال آنان است.
اقسام کشتن
اشاره
کشتن بر سه قسم است:
اول؛ کشتن عمدی
اشاره
هرگاه کسی به قصد کشتن شخصی کاری انجام دهد که منجر به مرگش شود کشتن عمدیست گرچه به وسیله ای باشد که ندرتاً کشتن به آن واقع می شود و همچنین اگر با توجه و التفات کاری را که معمولا کشتن به آن واقع می شود نسبت به کسی انجام دهد و او بمیرد کشتن عمدی حساب می شود هر چند هدف اصلی خود آن کار بوده نه کشتن.
مسأله 2934 : حکم کشتن عمدی در مسأله (2915) گذشت.
دوم؛ کشتن خطاء شبه عمد.
اشاره
هرگاه کسی قصد کشتن شخصی را نداشته باشد ولی با توجه و التفات کاری را که معمولا کشتن به آن واقع نمی شود نسبت به او انجام داده ولی بر حسب تصادف منجر به مرگ شود کشتن شبه عمد است.
مثلا برای ادب کردن چند تازیانه به شخصی بزند و بر حسب تصادف منجر به مرگ او شود و همچنین هرگاه قصد کشتن داشته باشد و کسی را بکشد ولی فکر می کرده طرف کافریست که خونش حلال است بعد معلوم شود مسلمان بوده؛ این هم کشتن خطاء شبه عمد است.
مسأله 2935 : در کشتن شبه عمد ورثه مقتول حق قصاص ندارند فقط می توانند از قاتل دیه بگیرند یا او را عفو کنند.
سوم؛ کشتن خطایی محض.
اشاره
هرگاه کاری انجام بدهد ولی قصد کشتن شخصی را نداشته باشد و نمی خواسته کاری را نسبت به او انجام دهد ولی بر حسب تصادف منجر به مرگ آن شخص بشود کشتن خطایی است.
مثل این که برای شکار آهویی تیری را رها کند و بر حسب تصادف به انسانی بخورد و او را بکشد؛ یا این که انسان در حال خواب روی طفلی بغلتد و او بمیرد؛ یا پایش بلغزد و روی شخصی بیفتد و او بمیرد.
مسأله 2936 : در کشتن خطایی محض ورثه مقتول حق قصاص ندارند؛ می توانند عفو کنند یا دیه بگیرند؛ ولی در صورتی که کشتن به اقرار قاتل ثابت شود دیه بر خود قاتل است ولی هرگاه کشتن به دو شاهد عادل ثابت شود برخود قاتل چیزی نیست دیه بر عاقله، یعنی خویشاوندان پدری او است.
انواع دیه کشتن
مسأله 2937 : دیه کشتن مرد مسلمان آزاد، چه در کشتن عمدی و چه در کشتن شبه عمد و چه در کشتن خطایی محض، یکی از این شش چیز است:
اول:
صد شتر، که داخل سال ششم شده باشد و احتیاط آن است که شتر نر باشد.
دوم:
دویست گاو، فرق نمی کند ماده باشد یا نر و در هر سنی باشد.
سوم:
هزار گوسفند، فرق نمی کند ماده باشد یا نر و در هر سنی باشد.
چهارم:
دویست حله، که هر حله دو پارچه است.
بعضی فرموده اند از حله های معروف یمن باشد که در آن زمان ها متعارف بوده؛ ولی ثابت نیست گرچه احوط است.
پنجم:
هزار مثقال شرعی طلای سکه دار، که هر مثقال آن هیجده نخود است.
ششم:
ده هزار درهم، که هر درهمی دوازده و یک چهارم نخود سکه دار است.
مسأله 2938 : دیه زن مسلمان آزاد نصف دیه مرد مسلمان آزاد است.
مسأله 2939 : دیه کافر آزادی که در ذمه حکومت اسلامیست چه یهودی باشد چه نصرانی و چه مجوس، هشت صد درهم است و دیه زن آزاد آنان نصف دیه مرد آنان است.
مسأله 2940 : در قتل عمدی که ورثه مقتول حق قصاص دارند هرگاه توافق بر گرفتن دیه کنند قاتل مخیر است در انتخاب هر یک از آن شش چیز و ورثه نمی توانند او را به یکی از آنها مجبور کنند.
پس مثلاً هرگاه دویست حله را که بعید نیست از نظر قیمت کمتر از آن پنج چیز باشد انتخاب کند؛ کفایت می کند.
مسأله 2941 : دیه کشتن عمدی را قاتل باید از مال خود در مدت یک سال بدهد.
مسأله 2942 : در کشتن شبه عمد هم قاتل مخیر است هر یک از شش چیز را از مال خود به عنوان دیه پرداخت کند و در مدت پرداخت دیه شبه عمد اختلاف شده بعضی مدت آن را یک سال و مشهور دو سال، ولی ظاهر ایناست که می تواند در سه سال پرداخت کند.
مسأله 2943 : دیه کشتن خطاء محض گرچه یکی از آن شش چیز است و در مدت سه سال پرداخت می شود ولی به عهده عاقله است یعنی خویشاوندان پدری قاتل است که باید پرداخت کنند.
مسأله 2944 : هرگاه قتل در یکی از چهار ماه حرام، یعنی رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم واقع شود مقدار یک ثلث دیه بر دیه افزوده می شود و دو ماه پی در پی در ماه های حرام باید روزه کفاره بگیرد گرچه به روز عید قربان برخورد کند.
مسأله 2945 : هرگاه قتل در حرم معظمه واقع شود مشهور آن را ملحق به قتل در یکی از ماه های حرام دانسته و ثلث دیه بر دیه افزوده اند؛ ولی محل اشکال است.
احتیاط ترک نشود.
کفاره قتل
مسأله 2946 : در کشتن عمدی هرگاه ورثه مقتول با قاتل توافق بر دیه نمایند؛ یا عفو کنند قاتل باید کفاره جمع بدهد؛ یعنی یک بنده آزاد کند و شصت روز روزه بگیرد و شصت فقیر را طعام دهد تا سیر شوند. در این زمان ها که بنده نیست دو عمل دیگر را باید انجام دهد و در صورتی که ورثه بخواهند قصاص کنند احتیاط واجب آن است که خود قاتل پیش از قصاص شدن از مال خود، یا ورثه ای که کبیر و محجور نیستند از سهم خودشان کفاره جمع را بدهند.
مسأله 2947 : در کشتن شبه عمد یا خطاء محض علاوه بر دادن دیه به تفصیلی که گفته شد باید قاتل کفاره بدهد؛ یعنی یک بنده آزاد کند و اگر نتوانست شصت روز روزه بگیرد و اگر نتوانست شصت فقیر را طعام دهد تا سیر شوند.
مسأله 2948 : هرگاه کسی که عمداً شخصی را کشته به حرم امن الهی پناه برد در آنجا قصاص نمی شود بلکه بر او از نظر سکنی، داد و ستد، خوردن، آشامیدن و مانند آنها فشار وارد می شود تا از حرم خارج شود و آنگاه قصاص شود. ولی هرگاه در حرم الهی جنایت کرد قصاص می شود.
مسأله 2949 : بعضی فقها حرم رسول اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مخصوصاً روضه مقدسه و صحن شریف و مشاهد مشرفه ائمه معصومین عَلَیْهِ السَّلَام را به حرم الهی از نظر قصاص شدن ملحق کرده اند ولی ثابت نیست. احتیاط ترک نشود.
قصاص و دیه اعضاء
مسأله 2950 : چنانچه در کشتن عمدی گفته شد هرگاه شخص بالغ و عاقل به اختیار خود عمداً و به ناحق عضوی از اعضاء مسلمان آزادی را که فرزند او نیست قطع کند؛ مثل این که دست او را قطع کند؛ یا خسارتی بر او وارد کند مثل این که چشم او را کور کند؛ طرف می تواند به عنوان قصاص دست او را قطع یا چشم او را کور کند.
مسأله 2951 : در قصاص اعضاء و ایجاد جراحت در بدن جانی در صورتی که قابل کنترل باشد باید با دقت هرچه تمام تر انجام شود تا زیاده روی نشود و بنا بر احتیاط واجب با اجازه حاکم باشد و در صورتی که ممکن نباشد به این که طرف در معرض تلف یا زیاده روی باشد باید دیه گرفت.
مسأله 2952 : هرگاه زن جنایتی بر بدن مرد وارد کند مرد می تواند بدون پرداخت چیزی قصاص کند و نیز هرگاه مرد بر زن جنایتی وارد کند زن می تواند قصاص کند ولی در صورتی که دیه جنایت به مقدار ثلث دیه کامل برسد مقدار تفاوت را باید بپردازد؛ مثلاً هرگاه مرد انگشت زنی را قطع کند انگشت مرد قطع می شود و چیزی هم به او داده نمی شود؛ ولی اگر دست زنی را قطع کرده باشد زن می تواند دست او را قطع کند ولی باید نصف دیه دست را به او بدهد.
مسأله 2953 : هرگاه دست راست مردی را قطع کند دست راست اوقصاص می شود و اگر دست راست نداشته باشد دست چپ او قصاص می شود؛ احتیاط آن است که در این صورت دیه گرفته بشود.
مسأله 2954 : هرگاه کاری کند که نور چشم طرف از بین برود ولی به حدقه چشم آسیبی نرسیده باشد می تواند کاری کند که فقط نور چشم او از بین برود و آسیبی به جای دیگر وارد نشود.
جنایاتی که بر اعضاء وارد می شود
مسأله 2955 : جنایاتی که بر اعضاء وارد می شود دو قسم است:
قسم اول:
دیه خاصی از طرف شرع مقدس برایش تعیین نشده.
قسم دوم:
دیه خاصی بر آن تعیین شده.
مسأله 2956 : در قسم اول یعنی در جنایاتی که بر اعضاء وارد می شود و شرع مقدس چیز خاصی برایش تعیین نکرده؛ گرچه مشهور بین فقها اینست که اگر جنایت موجب تفاوت قیمت شود باید ارش گرفت و اگر موجب تفاوت قیمت نشود هر مقدار حاکم شرع صلاح بداند از کسی که جنایت کرده خسارت می گیرد.
ولی بعید نیست در هر دو مورد به حاکم شرع مراجعه شود؛ هر مقدار که صلاح بداند از کسی که جنایت کرده خسارت بگیرد.
مسأله 2957 : کیفیت ارش گرفتن به این نحو است؛ فرض می شود اگر شخصی که بر او جنایت وارد شده بنده باشد و قابل خرید و فروش، سالم آنچه قدر ارزش دارد و تفاوت بین قیمت سالم و معیوب ملاحظه شود و به همان نسبت از دیه کامل انسان پرداخت شود. مثلاً اگر سالم آن یک میلیون تومان و معیوب آن هشت صدهزار تومان ارزش داشته باشد باید یک پنجم دیه کامل که مثلاً دویست حله یمانی، یا دویست مثقال طلای شرعی سکه دار بدهد.
مسأله 2958 : قسم دوم از جنایات وارده بر اعضاء که از طرف شرع مقدس دیه آن معین شده در مسائل آینده بیان می شود.
مسأله 2959 : میزان اصلی در دیه اعضاء اصلی انسان اینست که هر عضوی که در بدن انسان تک باشد مانند زبان و آلت تناسلی مرد هرگاه بریده و از بین رود دیه کامل دارد؛ یعنی یکی از شش چیزی که در کشتن عمدی انسان در مسأله (2937) گفته شد باید بدهد و هر عضو اصلی که جفت باشد مانند دست، پا، گوش و چشم، هرگاه بریده یا از بین برود دیه کامل دارد و هرگاه یکی از آنها بریده یا از بین برود نصف دیه دارد.
مسأله 2960 : هرگاه دو چشم کسی را در آورند یا کور کنند دیه کامل دارد و هرگاه یکی از آن دو را در آورند یا کور کنند باید نصف دیه کامل را بدهند.
مسأله 2961 : هرگاه چهار پلک دو چشم کسی را ببرد گرچه مشهور فرموده اند دیه کامل دارد ولی بعید نیست در بریدن پلک بالا ثلث دیه چشم که صد و بیست و شش دینار و ثلث دینار است و در بریدن پلک پایین نصف دیه چشم که دویست و پنجاه دینار است باشد احتیاط آن است که بر مقدار دیه مصالحه شود.
مسأله 2962 : هرگاه تمام بینی یا تمام نرمه بینی کسی را ببرد؛ یا صدمه ای بر او وارد کند که حس بویایی او به کلی از بین برود و امید خوب شدن هم نباشد؛ دیه کامل دارد و هرگاه حس بویایی یک طرف بینی از بین برود نصف دیه دارد.
مسأله 2963 : هرگاه هر دو گوش کسی را از بیخ ببرد؛ یا آنها را به طور کلی کر کند که دیگر نشنود و امید خوب شدن هم در بین نباشد دیه کامل دارد و هرگاه یکی از آن دو را ببرد یا کر کند نصف دیه کامل دارد و هرگاه مقداری از گوشرا ببرد به همان نسبت از دیه گوش باید بدهد و هرگاه نرمی گوش را ببرد ثلث دیه گوش را باید بدهد.
مسأله 2964 : هرگاه دو لب کسی را ببرد دیه کامل دارد و هرگاه یکی از آنها را ببرد بنا بر احتیاط واجب بر نصف دیه توافق و تصالح کنند و هرگاه مقداری از لب بریده شود به همان نسبت باید از دیه لب بدهد.
مسأله 2965 : هرگاه زبان کسی را که لال است ببرد ثلث دیه کامل دارد و اگر مقداری از زبانش را ببرد آن را نسبت به همه زبان او بسنجند و حساب کنند و هرگاه زبان کسی که لال نیست از بیخ ببرد دیه کامل دارد و اگر مقداری از زبانش را ببرد اقوالی در مسأله گفته شده احتیاط واجب آن است که مقدار بریده شده را با همه زبان بسنجند و نیز نقصی که بر مخارج حروف بیست و هشت گانه (از بعضی اخبار استفاده می شود که حروف بیست و نه است.) وارده شده حساب کنند؛ یعنی دیه کامل را بر حروف بیست و هشت گانه، یا بیست و نه گانه تقسیم کنند و به مقداری که نمی تواند حرفی یا حروفی را ادا کند دیه دهد و در تفاوت این دو نسبت با هم مصالحه کنند.
مسأله 2966 : هرگاه تمام دندان های کسی را از بین ببرد دیه کامل دارد و دیه هر یک از دوازده دندانی که جلوی دهان است که شش عدد آنها بالا و شش عدد آنها در پایین است؛ پنجاه مثقال شرعی هیجده نخودی طلای سکه دار است و دیه مجموع آنها می شود سی صد مثقال و دیه هر یک از شانزده دندان عقب دهان که هشت عدد آنها بالا و هشت عدد آنها در پایین است؛ بیست و پنج مثقال طلای شرعی هیجده نخودی سکه دار است و دیه مجموع آنها می شود چهارصد مثقال.
مسأله 2967 : هرگاه بر سر مرد یا پسر بچه صدمه ای وارد کند مثل این که آب جوش بر سرش بریزد که موی تمام سر او بریزد و دیگر نروید؛ دیه کامل دارد و اگر بروید ارش دارد (مقدار ارش در مسأله (2957) گفته شد.) و همچنین هرگاه صدمه ای بر صورت مرد وارد شود؛ یا به زور ریش او را بتراشد یا بکند و دیگر نروید؛ دیه کامل دارد و اگر بروید یک سوم دیه کامل دارد.
مسأله 2968 : هرگاه صدمه ای بر سر زن وارد کند که موی تمام سر او بریزد و دیگر نروید دیه کامل دارد و اگر بروید باید مهر زن هایی که مثل او هستند بدهد.
مسأله 2969 : هرگاه موهای دو ابروی کسی را از بین ببرد که دیگر نروید دیه او پانصد مثقال شرعی هیجده نخودی طلای سکه دار است و اگر موهای یک ابرو را از بین ببرد که بیرون نیاید؛ نصف آن مقدار دیه اوست و هرگاه بعضی از ابرو را از بین ببرد به همان نسبت حساب می شود.
مسأله 2970 : هرگاه دو دست کسی را از مچ ببرد و جدا کند دیه کامل دارد و هرگاه یک دست را ببرد نصف دیه دارد. فرقی بین دست راست و چپ نیست.
مسأله 2971 : هرگاه تمام انگشتان دو دست را قطع کند دیه کامل دارد و هرگاه یکی از انگشتان را قطع کند یک دهم دیه دارد و فرقی بین انگشت ابهام (شصت) و دیگر انگشتان نیست.
مسأله 2972 : دیه قطع هر بند انگشت یک سوم دیه انگشت است و در انگشت ابهام دیه قطع هر بند دیه نصف انگشت است.
مسأله 2973 : هرگاه دو پای کسی را از مفصل، یا از ساق، یا از زانو، یا از ران ببرد؛ یا تمام انگشتان دو پا را قطع کند دیه کامل دارد و اگر انگشتان یک پا را تا بیخ انگشتان ببرد نصف دیه کامل دارد.
مسأله 2974 : هرگاه ناخن هر انگشتی را قطع کند پنج مثقال شرعی هیجده نخودی طلای سکه دار باید بدهد. ولی مشهور فرموده اند هرگاه ناخن انگشتی را قطع کند که دیگر نروید یا سیاه و فاسد شود ده دینار و اگر بروید پنج دینار است.
تا ممکن است احتیاط شود.
مسأله 2975 : هرگاه دو پستان زنی را ببرد دیه کشتن یک زن است و هرگاه یک پستان زن را ببرد نصف دیه کشتن زن است.
مسأله 2976 : هرگاه آلت تناسلی مردی را از ختنه گاه به بالا ببرد دیه کامل دارد. فرقی بین پیر، جوان، کوچک و بزرگ نیست.
مسأله 2977 : هرگاه تخم های مرد را از بین ببرد دیه کامل دارد و اگر یک تخم آن را از بین ببرد از بعضی اخبار استفاده می شود اگر تخم چپ است دو ثلث دیه و اگر تخم راست است یک ثلث دارد؛ ولی مشهور فرموده اند برابر هستند هر کدام نصف دیه دارد. احتیاط مراعات شود.
مسأله 2978 : هرگاه دو لبه عورت زن را که محیط به فرج است قطع کند دیه کامل دارد و اگر یکی از آنها را قطع کند نصف دیه دارد؛ فرقی بین زن بزرگ و کوچک، باکره و ثیبه، سالم و معیوب نیست.
مسأله 2979 : هرگاه دو ران کسی را از بیخ قطع کند دیه کامل دارد و اگر یکی از آنها را قطع کند نصف دیه دارد.
مسأله 2980 : هرگاه پشت کسی (ستون فقرات) را بشکند؛ یا صدمه به آن وارد کند که تا نشود؛ یا به نحوی شود که قدرت نشستن نداشته باشد دیه کامل دارد.
مسأله 2981 : هرگاه صدمه ای به کسی وارد کند که عقل او از بین برود و برنگردد دیه کامل دارد. ولی هرگاه نقصی در عقل او حاصل شود؛ یا این که عقلش در بعضی اوقات نباشد و به اصطلاح جنون ادواری پیدا کند؛ باید ارش پرداخت شود.
مسأله 2982 : هرگاه صدمه ای بر کسی وارد کند که به طور کلی نطق او یا صدای او از بین برود دیه کامل دارد.
مسأله 2983 : هرگاه بر شخصی صدمه ای وارد کند که نتواند جلوی ادرار و مدفوع خود را بگیرد دیه کامل دارد.
مسأله 2984 : هرگاه مرد اجنبی زنی را افضا کند؛ یعنی مخرج بول و حیض او را یکی کند؛ دیه کامل دارد. ولی هرگاه شوهرش به سبب نزدیکی با او افضا کرده باشد اگر بعد از نه سالگی باشد چیزی بر شوهر نیست؛ ولی اگر پیش از نه سالگی باشد گرچه بعضی فقها فرموده اند اگر او را طلاق دهد دیه کامل دارد و اگر او را نگه دارد چیزی بر او نیست؛ ولی مشهور فرموده اند در هر دو صورت دیه دارد. احتیاط مراعات شود.
مسأله 2985 : در جنایاتی که بر مرد وارد می شود هرگاه دیه کامل داشته باشد؛ مثل این که بینی او را ببرد؛ یا دو دست او را جدا کند در صورتی که بر زن وارد شود نصف آن مقدار واجب می شود. پس هرگاه بینی مردی را ببرد یکی از شش چیزی را که در کشتن عمدی در مسأله (2937) گفته شد باید بدهد و اگر بینی زنی را ببرد نصف آن مقدار باید بدهد و هرگاه یک پای مرد را جدا کنند نصف دیه کامل را باید بدهد و اگر یک پای زن را جدا کند نصف مقداری که در جدا کردن پای مرد گفته شد باید بدهد.
مسأله 2986 : دیه زن و مرد تا یک سوم دیه کامل با هم برابر هستند و چنانچه دیه از یک سوم بیشتر باشد دیه زن نصف دیه مرد می شود؛ مثلاً هرگاه یک انگشت زن را جدا کند مانند جدا کردن یک انگشت مرد باید یک دهم دیه کامل بدهد و هرگاه دو انگشت زن را جدا کند باید دو دهم دیه کامل بدهد چنانچه در جدا کردن دو انگشت مرد باید بدهد و نیز هرگاه سه انگشت زن را جدا کند سه دهم دیه باید بدهد چنانچه در جدا کردن سه انگشت مرد باید بدهد؛ ولی هرگاه چهار انگشت زن را جدا کند دیه آن نصف دیه جدا کردن چهار انگشت مرد است؛ یعنی دو دهم دیه کامل است؛ در صورتی که دیه جدا کردن چهار انگشت مرد چهار دهم دیه کامل است.
مسأله 2987 : هرگاه بیش از یکی از جنایت هایی که در مسائل گذشته بیان شد بر کسی وارد شود دیه تکرار می شود و فرق نمی کند بین این که به یک ضربه باشد یا بیشتر، مثلاً هرگاه شخصی بر دیگری ضربه ای وارد کند که هم کور شود و هم کر، باید دو دیه به او بدهد.
دیه جراحات و ضربات وارده بر سر، صورت و بدن
مسأله 2988 : هرگاه جراحتی بر سر و صورت مسلمانی وارد کند به حدی که پوست را پاره کند باید یک شتر به او بدهد و هرگاه به گوشت برسد و مقداری از آن را هم ببرد باید دو شتر و هرگاه خیلی از گوشت را پاره کند باید سه شتر و هرگاه به پرده نازک روی استخوان برسد چهار شتر و هرگاه استخوان ظاهر شود پنج شتر و هرگاه استخوان بشکند گرچه جراحت نباشد ده شتر و هرگاه بعضی از اجزاء استخوان نمایان شود گرچه جراحت نباشد پانزده شتر و هرگاه به مغز سر برسد سی و سه شتر باید بدهد.
مسأله 2989 : ظاهراً دادن شتر خصوصیت ندارد بلکه مقصود از یک شتر یک صدم دیه کامل است؛ بنا بر این کسی که جراحت وارد کرده می تواند دیه را از اشیاء دیگر مانند طلا و نقره انتخاب کند.
مسأله 2990 : هرگاه به صورت مسلمانی سیلی یا چیز دیگری بزند به طوری که صورت او سرخ شود باید یک مثقال و نیم شرعی طلای سکه دار که هر مثقال آن هیجده نخود است به او بدهد و هرگاه سبز و کبود شود سه مثقال طلای شرعی سکه دار بدهد و هرگاه سیاه شود باید شش مثقال طلای شرعی سکه دار بدهد.
مسأله 2991 : هرگاه جای دیگری غیر از سر و صورت مسلمانی را به واسطه زدن سرخ یا کبود یا سیاه کند باید نصف آنچه که در مسأله گذشته نسبت به سرخ یا کبود یا سیاه کردن سر و صورت گفته شد بدهد.
موارد ضمان و عدم ضمان
مسأله 2992 : هرگاه پوست خربزه و مانند آن را در مسیر مردم بیندازد؛ یا آب در مسیر مردم جاری کند به نحوی که عرفاً ضرر به عابرین حساب شود و انسانی لیز بخورد و تلف شود؛ یا پایش بشکند؛ کسی که این کار را کرده ضامن است؛ ولی هرگاه برای مصلحت آب پاشی کرده ضامن نیست.
مسأله 2993 : هرگاه چیزی را در جایی بگذارد که در معرض افتادن است اگر بیفتد و انسان یا حیوانی تلف شود ضامن است؛ ولی هرگاه در جای امنی بگذارد و تصادفاً به جهتی بیفتد ضامن نیست.
مسأله 2994 : واجب است انسان حیوان چموش یا سگ گیرنده خود را محافظت کند که به کسی ضرر وارد نکند و هرگاه با علم و التفات کوتاهی در نگهداری آنان بکند و به کسی خسارتی وارد کند؛ صاحب حیوان ضامن است؛ ولی هرگاه حال حیوان را نمی دانسته؛ یا این که گرچه می دانسته ولی کوتاهی در حفظ آنان نکرده ولی تصادفاً خسارت وارد شده ضامن نیست.
مسأله 2995 : هرگاه حیوانی انسانی را که سوار بر اوست پرت کند و او بمیرد یا مجروح شود؛ مالک حیوان ضامن نیست. ولی اگر مالک کاری کند که حیوان رم کند ضامن است.
مسأله 2996 : هرگاه کسی برای مصلحت عابرین گودالی در بین راه مسلمانان بکند و تصادفاً کسی در آن بیفتد و بمیرد یا مجروح شود؛ کسی که گودال را کنده ضامن نیست و همچنین اگر چیزی را برای مصلحت عابرین درراه بگذارد ولی تصادفاً سبب مرگ یا مجروح شدن عابرین شود ضامن نیست.
مسأله 2997 : هرگاه حیوانی حمله کند و انسان برای دفاع از جان و مال ارزشمند خود خسارتی بر او وارد کند ضامن نیست.
مسأله 2998 : هرگاه گربه انسان مال کسی را تلف کند اگر صاحب گربه در حفاظت و نگهداری او کوتاهی نکرده و تصادفاً مالی را تلف کرد ضامن نیست.
مسأله 2999 : هرگاه انسان در ملک خود آتشی بیفروزد و تصادفاً به ملک دیگری سرایت کند و خسارت وارد کند ضامن نیست ولی اگر آتش در معرض سرایت باشد؛ مثل این که در جایی باشد که باد شدید می وزد ضامن است.
مسأله 3000 : هرگاه کسی که سوار حیوان است کاری بکند که آن حیوان رم کند و به کسی آسیب رساند ضامن است و نیز اگر دیگری کاری کند که حیوان رم کند و به سوار خود یا دیگری آسیب بزند ضامن است.
مسأله 3001 : هرگاه شخصی با اجازه صاحب خانه وارد خانه او شود و سگ صاحب خانه بر او خسارتی وارد کند صاحب خانه ضامن است؛ ولی اگر بدون اجازه وارد شده و خسارتی بر او وارد کرده ضامن نیست.
مسأله 3002 : هرگاه سگ کسی بیرون از خانه بر کسی خسارت وارد کند اگر در روز باشد صاحب سگ ضامن است ولی اگر در شب بوده ضامن نیست.
دیه سقط جنین
مسأله 3003 : هرگاه بر زن باردار کاری شود که سقط جنین کند هرگاه بر جنین روح دمیده باشد و آزاد و محکوم به اسلام باشد؛ اگر پسر بچه است دیه کامل دارد که عبارت از هزار مثقال طلای شرعی هیجده نخودی سکه دار است و اگر دختر بچه است پانصد مثقال شرعی طلای سکه دار است؛ ولی هرگاه سقط شده نطفه باشد دیه او بیست مثقال شرعی طلای سکه دار است و اگر علقه است؛ یعنی خون بسته شده باشد؛ چهل مثقال طلای سکه دار است و اگر مضغه است؛ یعنی مانند پاره گوشت باشد؛ شصت مثقال طلای سکه دار است و هرگاه استخوان شده باشد هشتاد مثقال طلای سکه دار است و هرگاه بر آن گوشت روییده ولی هنوز روح ندمیده باشد صد مثقال طلای سکه دار است.
مسأله 3004 : در احکام جنایاتی که بر جنین قبل از دمیدن روح بر آن وارد شود فرق نمی کند جنین پسر باشد یا دختر.
مسأله 3005 : هرگاه جنین بیش از یکی باشد هر کدام دیه جداگانه دارد.
مسأله 3006 : هرگاه سقط جنین پس از دمیدن روح بر آن بوده؛ گذشته از این که دیه بر کسی که مباشرت بر انداختن جنین کرده واجب است؛ کفاره هم ثابت است؛ ولی اگر سقط قبل از دمیدن روح بر آن بوده فقط دیه دارد و کفاره ثابت نیست.
مسأله 3007 : هرگاه زن آبستنی را بکشند و بچه اش با او کشته شود هر کدام علی حده دیه دارند.
مسأله 3008 : هرگاه زن باردار کاری کند که سقط جنین کند دیه آن به تفصیلی که در مسأله (3003) گفته شد باید به وارث جنین بدهد و به خود زن چیزی از آن نمی رسد.
مسأله 3009 : هرگاه صدمه و فشاری بر باردار وارد شود که سقط جنین کند کسی که این عمل را انجام داده باید دیه دهد.
مسأله 3010 : هرگاه جنایتی که بر جنین وارد شده عمدی یا شبه عمد باشد دیه در مال کسیست که جنایت وارد کرده؛ ولی هرگاه جنایت خطایی باشد دیه بر عاقله است.
مسأله 3011 : زنی که باردار است قصاص نمی شود تا بچه را بزاید؛ گرچه جنایتی که کرده در بارداری بوده و بچه ای که در شکم دارد از زنا باشد؛ بلکه هرگاه حیات نوزاد توقف بر شیر دادن مادرش داشته باشد اجرای حد را تا وقتی که لازم است شیر بدهد تأخیر بیندازند.
ولی مقتول
مسأله 3012 : ولی مقتول که حق قصاص دارد مردیست که از مقتول ارث می برد؛ ولی شوهر در این حق شرکت ندارد گرچه اگر دیه گرفته شود ارث می برد و نیز برادر و خواهر مادری، بلکه سایر خویشان مادری و زن ها در این حق شرکت ندارند گرچه اگر دیه گرفته شود شریکند.
مسأله 3013 : هرگاه ولی مقتول یک نفر باشد می تواند به تنهایی قصاص کند ولی گذشت در مسأله (2917) که احتیاط واجب آن است که قصاص با اجازه حاکم شرع باشد.
مسأله 3014 : هرگاه ولی مقتول بیش از یک نفر باشد احتیاط آن است که هر کدام از آنها به تنهایی بدون استجازه از دیگران قصاص نکند.
مسأله 3015 : هرگاه بعضی اولیاء میت قصاص کند اگر سایرین رضایت بر قصاص بدهند چیزی بر او نیست. ولی هرگاه رضایت ندهند به مقدار حقشان ضامن است اگر مطالبه کنند باید به آنها پرداخت کند و اگر قاتل را عفو کرده باشند باید به ورثه قاتل پرداخت کند.
مسأله 3016 : جایز نیست قاتل را قطعه قطعه کنند و یا در قصاص کشتن و اعضاء از وسیله کند که زجر بیشتری بر قاتل وارد می کند استفاده شود مثل این که با اره قصاص شود.
مسأله 3017 : مشهور فرموده اند قاتل را با شمشیر قصاص کنند ولی بعید نیست بشود به وسیله ای که راحت تر از شمشیر باشد کشت مثل این که تیر به مغز او بزنند؛ یا او را به برق وصل کنند.
مسأله 3018 : قصاص کردن که حق ولیست می تواند خودش انجام دهد یا کسی را مجاناً یا با اجرت وادار به قصاص کند.
مسأله 3019 : هرگاه بعضی اولیاء مقتول غایب باشند یا صغیر باشند؛ ولی یا اولیایی که حاضر و مکلف هستند می توانند قصاص کنند با تضمین قدر سهم دیه غایب و صغیر.
مسأله 3020 : در قصاص اعضاء هرگاه در معرض سرایت باشد در سرمای شدید یا گرمای شدید انجام نشود. ولی اگر در معرض سرایت نباشد هر وقت می تواند قصاص کند.
مسأله 3021 : دیه کسی که کشته شده از ترکه او حساب می شود در درجه اول باید به مصرف بدهکاری او برسد اگر چیزی باقی ماند هرگاه وصیتی داشته باشد یک سوم آن صرف وصیت او می شود و دو سوم آن بین ورثه تقسیم می شود؛ زن و شوهر سهم خود را می برنند ولی خواهر و برادر مادری، بلکه بنا بر مشهور هیچیک از خویشان مادری از دیه ارث نمی برند.
مراد از عاقله
مسأله 3022 : مقصود از عاقله که در جنایت خطایی باید دیه را بدهد در مرتبه اول مردان بالغ و عاقل از خویشاوندان پدری جانی است؛ مانند برادران، برادرزاده ها، عموها و عموزادگان و این که پدر و اجداد و اولاد جانی داخل در عاقله باشند اختلاف شده و ظاهر اینست که داخل هستند.
ولی احتیاط آن است که مصالحه شود. پس بچه، دیوانه، زن و خویشاوندان مادری جزء عاقله نیستند و در مرتبه آخر امام عَلَیْهِ السَّلَام عاقله است و از بیت المال پرداخت می کند.
مسأله 3023 : مواردی که دیه بر عاقله است از این قرار است:
1 کشتنی که از روی خطا واقع شده باشد.
2 جنایتی که از طفل یا دیوانه واقع شده باشد.
3 جراحت خطایی بر کسی وارد کند به حدی که پوست را بشکافد و به پرده نازک روی استخوان برسد و استخوان نمایان شده باشد و از این جراحت در اصطلاح موضحه گویند و همچنین بالاتر از این مرتبه اگر جراحتی خطایی به کسی وارد کند دیه بر عاقله است؛ ولی اگر جراحت چه عمدی باشد و چه خطایی کمتر از این حد باشد دیه در مال خود جانی است.
4 جنایت عمدی کور خطایی حساب می شود قصاص نمی شود بلکه دیه او بر عاقله اوست و در صورتی که عاقله نداشته باشد در مال اوست و اگر مال ندارد بر امام عَلَیْهِ السَّلَام است که از بیت المال مسلمین پرداخت می کند.
مسأله 3024 : هرگاه قتل خطایی یا جنایت دیگر به وسیله اقرار شخص ثابت شود دیه در مال خودش می باشد؛ بر عاقله نیست و همچنین هرگاه در قتل خطایی به مال دیگر غیر از دیه مصالحه شده باشد بر خود او است؛ بر عاقله چیزی نیست. فقط در موردی که به وسیله بیّنه (دو شاهد عادل) ثابت شود بر عاقله است.
مسأله 3025 : در کیفیت تقسیم بر عاقله اختلاف شده که آیا همه بستگان باید بدهند چه فقیر باشند یا غنی و در مقداری که از فقیر و غنی گرفته می شود نیز اختلاف شده احتیاط آن است که با نظر حاکم شرع و تشخیص او انجام شود.
مسأله 3026 : در تقسیم دیه بر عاقله اختلاف شده که باید مراعات مراتب ارث شود یا تمام خویشاوندان پدری در تمام مراتب ارث حساب شود؛ احتیاط آن است که رعایت مراتب ارث بشود هرگاه طبقه نزدیک تر نباشند به عهده طبقه بعدی گذاشته شود.
مسأله 3027 : دیه خطایی را که عاقله پرداخت می کنند در سه سال قسط بندی می شود در هر سال یک سوم آن را پرداخت می کنند؛ در این حکم فرقی بین دیه کامل و دیه ناقص و دیه کشتن و جراحت نیست.
مسأله 3028 : ابتداء مدتی که در دیه خطایی حساب می شود زمان استقرار دیه است پس در مورد کشتن هنگام مردن و در مورد جنایت بر اطراف از زمان تحقق جنایت حساب می شود در صورتی که جراحت سرایت نکرده باشد و اگر سرایت کرده باشد از هنگامی که جراحت رو به بهبودی است.
مسأله 3029 : در کشتن خطایی که دیه بر عاقله است هرگاه قاتل عاقله ندارد؛ یا عاقله تمکن ندارد خود قاتل باید بدهد و اگر خودش هم تمکن ندارد امام عَلَیْهِ السَّلَام از بیت المال پرداخت می کند.
مسأله 3030 : هرگاه بعضی از عاقله تمکن پرداخت ندارد بر کسانی که قدرت پرداخت دارند واجب می شود.
مسأله 3031 : میزان در فقیر بودن عاقله که تحمیل بر او واجب نیست وقت اداء دیه است نه هنگام واقع شدن جنایت.
مسأله 3032 : در مورد دیه جنایت خطایی که به اقرار خود جانی ثابت شود چنانچه بیان شد بر عاقله و بیت المال مسلمین نیست بلکه حکم بدهی های دیگر او را دارد هرگاه قدرت پرداخت، ولو به کار کردن به تدریج را داشته باشد باید پرداخت کند و اگر بتواند از مردم استمداد کند و اگر این را هم نتواند معذور است.
مسأله 3033 : هرگاه کسی که از روی عمد یا شبه عمد کسی را کشته و فرار کند و دسترسی به او نباشد؛ یا بمیرد می توان دیه را از مال او برداشت و اگر مال ندارد با رعایت طبقات ارث از عاقله او می گیرند و اگر عاقله ندارد امام عَلَیْهِ السَّلَام از بیت المال مسلمین می دهد. بعید نیست جریان این حکم در صورتی که به جهات خارجی نشود او را قصاص کرد. ولی احتیاط ترک نشود.
جنایت بر حیوان
مسأله 3034 : هرگاه حیوانی را که قابل تذکیه شدن باشد؛ چه حلال گوشت باشد مانند گاو و گوسفند، یا حرام گوشت باشد مانند خرگوش و روباه، بدون اجازه صاحبش ذبح شرعی کنند صاحب حیوان اختیار دارد بین این که تفاوت قیمت حیوان زنده و حیوان ذبح شده را مطالبه کند یا این که از حیوان صرف نظر کند و تمام قیمت حیوان را از او بگیرد و هرگاه قیمت حیوان را داد حیوانی را که سرش را بریده مال او خواهد بود.
مسأله 3035 : هرگاه حیوان حلال گوشت یا حرام گوشت کسی را که ارزش دارد زخمی کند یا جایی از بدنش را ببرد؛ باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد و هرگاه آن حیوان را تلف کند باید تمام قیمتش را بدهد.
مسأله 3036 : مشهور فرموده اند هرگاه سگ گله کسی را تلف کند بیست مثقال درهم نقره سکه دار به او بدهد و بعضی فرموده اند یک گوسفند بدهد و هرگاه سگ محافظ خانه یا باغ را تلف کند بیست مثقال درهم نقره سکه دار بدهد.
و هرگاه سگ محافظ مزرعه را تلف کند یک قفیز گندم که ده صاع می شود به او بدهد و هرگاه سگ شکاری را تلف کند چهل درهم نقره سکه دار که بیست و یک مثقال درهم معمولی ست به او بدهد. ولی چون این سگ ها مالیت و ارزش عرفی دارند هرگاه قیمت آنها بیش از آنچه ذکر شد باشد احتیاط واجب بلکه خالی از وجه نیست که قیمت معمولی آنها را بدهد و احتیاط آن است که در مازاد مصالحه کنند.
مسأله 3037 : هرگاه خوک کسی را تلف کند؛ یا سگ او را، غیر از سگ هایی که در مسأله گذشته ذکر شد تلف کند؛ یا آلات قمار و آلاتی که فقط منفعت حرام دارد از بین ببرد ضامن نیست.
مسأله 3038 : هرگاه حیوان به زراعت کسی خسارت وارد کند مشهور فرموده اند اگر در شب باشد صاحب حیوان ضامن خسارت است و اگر در روز باشد ضامن خسارت نیست. بعید نیست این فرق به این جهت باشد که متعارف است صاحب زراعت در روز از زراعت خود محافظت می کند و نمی گذارد آسیبی به او برسد؛ پس هرگاه حیوانی در روز به زراعت وارد شود کاَنَّ صاحب زراعت کوتاهی در حفاظت از زراعت کرده؛ ولی در شب چنین تعارفی نیست. به هر حال هرگاه صاحب حیوان در حفاظت حیوان کوتاهی کرده باشد بنا بر احتیاط واجب در روز هم خسارت بدهد.
