آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام وصیت
مسأله 2750 : وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش کارهایی برایش انجام دهند و آن را وصیت عهدیه گویند؛ مانند وصیتی که برای کفن و محل دفن و مراسم دیگر می کنند.
یا این که سفارش کند بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی یا فقرا باشد و آن را وصیت تملیکیه گویند. یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست قَیِّم و سرپرست معین کند و کسی را که به او وصیت می کند وصی می گویند.
مسأله 2751 : کسی که نمی تواند حرف بزند اگر با اشاره بتواند مقصود خود را بفهماند برای هر کاری می تواند با اشاره وصیت کند ولی کسی که می تواند حرف بزند احتیاط آن است که به اشاره یا نوشته اکتفا نکند.
مسأله 2752 : هرگاه نوشته ای با امضا و مهر میت دیده شود چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیت کردن نوشته باشد مطابق آن عمل نمایند.
مسأله 2753 : کسی که وصیت می کند باید عاقل باشد؛ ولی بچه ده ساله ای که خوب و بد را تمییز می دهد اگر برای کارهای خیر و نیکی به ارحام وصیت کند صحیح می باشد و باید از روی اختیار وصیت کند و سفیه نباشد و حاکم شرع هم او را از تصرف در اموالش جلوگیری نکرده باشد و نباید قاتل خودش باشد؛ پس کسی که از روی عمد به قصد خودکشی مثلاً زخمی به خود بزند؛ یا سمی بخورد؛ یا خود را از جای بلندی پرت کرده باشد که به واسطه آن یقین، یا گمان به مردن خود پیدا کرده اگر بعد از این عمل وصیت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست. ولی اگر قبل از این عمل وصیت کرده باشد؛ یا این که این کار به قصد خودکشی نبوده و تصادفاً منجر به این وضع شده؛ یا این که قصد جهاد در راه خدا کرده؛ یا از روی خطا و اشتباه بوده صحیح است.
مسأله 2754 : در وصیت تملیکی قبول موصی له معتبر است؛ پس در صورتی که انسان وصیت کند چیزی به کسی بدهند می تواند آن کس آن چیز را در زمان حیات وصیت کننده قبول کند؛ ولی اگر قبول کند مالک نمی شود تا بعد از مرگ او، همین که وصیت کننده مرد مالک می شود و احتیاج به قبول مجدد ندارد و اگر قبول بعد از مرگ وصیت کننده باشد همین که قبول کرد مالک می شود.
مسأله 2755 : هنگامی که انسان نشانه های مرگ را در خود دید و امانت های مردم پیش اوست چنانچه احتمال می دهد خطری بعد از مرگش متوجه آنها شود باید فوراً آنها را به صاحبانش یا وکلای آنها برگرداند یا به آنها اطلاع دهد و اگر ممکن نیست می تواند آنها را به حاکم شرع بسپارد؛ یا وصیت کند و شاهد بگیرد و به وصی و شاهد نشانه صاحب مال و جنس و خصوصیات مال و محل او را بگوید. ولی اگر وارث امین دارد و از امانت اطلاع دارد لازم نیست وصیت کند گرچه بهتر است و اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهی رسیده و طلبکار هم مطالبه طلب خود را دارد باید بدهد و اگر خودش نمی تواند بدهد؛ یا موقع دادن بدهی نرسیده؛ یا طلبکار هنوز مطالبه نکرده باید کاری کند که اطمینان پیدا کند که بدهی او پس از مرگش به طلبه کار می رسد مثلاً در موردی که بدهی او برای دیگران معلوم نیست وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد و اگر بدهی معلوم باشد و اطمینان دارد که ورثه می پردازند وصیت کردن لازم نیست گرچه خوب است.
مسأله 2756 : کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند در صورتی که نماز و روزه قضا شده دارد باید وصیت کند که از مال خودش برای آنها اجیر بگیرند؛ بلکه اگر مال نداشته باشد ولی احتمال می دهد کسی از ارحام یا دوستانش تبرعاً آنها را انجام می دهند بازهم واجب است وصیت نماید و اگر قضاء نماز و روزه او به تفصیلی که در مسائل مربوط به نماز قضا در احکام نماز گفته شد که بر پسر
بزرگتر و سائر ورثه واجب باشد؛ باید اطلاع دهد یا وصیت کند که برایش انجام دهند.
مسأله 2757 : کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند اگر مالی پیش کسی دارد یا در جایی پنهان کرده که ورثه نمی دانند چنانچه به واسطه ندانستن؛ حقشان از بین برود باید به آنان اطلاع دهد و لازم نیست برای بچه های صغیر خود قَیِّم و سرپرست معین کند ولی در صورتی که بدون قَیِّم مالشان از بین می رود؛ یا خودشان ضایع می شوند باید برای آنان قَیِّم امینی معین نماید.
مسأله 2758 : وصی باید عاقل و مورد اطمینان و مسلمان بالغ باشد؛ ولی جایز است صغیر و کبیر با هم وصی شوند؛ به این نحو که کبیر به تنهایی عمل به وصیت کند تا صغیر کبیر شود پس از آن با هم به وصیت عمل کنند.
مسأله 2759 : هرگاه کسی چند وصی برای خود معین کند چنانچه اجازه داده باشد که هر کدام به تنهایی به وصیت عمل کنند لازم نیست در انجام وصیت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد؛ چه گفته باشد که با هم به وصیت عمل کنند؛ یا نگفته باشد باید با نظر یکدیگر به وصیت عمل نمایند و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیت عمل کنند و در تشخیص مصلحت اختلاف داشته باشند در صورتی که تأخیر و مهلت دادن سبب بشود که عمل به وصیت معطل بماند حاکم شرع آنها را مجبور می کند که تسلیم نظر کسی شوند که صلاح را تشخیص دهد و اگر اطاعت نکنند؛ به جای آنان اشخاص دیگری را معین می نماید و اگر یکی از آنان قبول نکرد نفر دیگری را به جای او معین می نماید.
مسأله 2760 : هرگاه انسان از وصیت خود برگردد مثلاً اول بگوید ثلث مالم را به فلانی بدهید بعد بگوید به او ندهید؛ وصیت باطل می شود و همچنین اگر وصیت خود را تغییر دهد مثلاً قیّمی برای صغیر خود معین کند بعد دیگری را به جای او تعیین نماید؛ وصیت اولش باطل می شود و باید به وصیت دوم او عمل شود و نیز اگر کاری کند که معلوم شود از وصیت خود برگشته است مثلاً خانه ای را که وصیت کرده به کسی بدهند بفروشد؛ یا کسی را برای فروش آن وکیل کند وصیت باطل می شود.
مسأله 2761 : هرگاه وصیت کند چیز معینی را به کسی بدهند بعد وصیت کند که نصف همان را به دیگری بدهند باید آن چیز را دو قسمت کنند و به هر کدام از آن دو نفر نصف آن را بدهند.
مسأله 2762 : هرگاه کسی در مرضی که به آن مرض می میرد مقداری از مالش را به کسی ببخشد و وصیت کند که بعد از مردن او هم مقداری به کسی دیگر بدهند چنانچه روی هم بیشتر از ثلث نباشد؛ یا اگر باشد ورثه اجازه بدهند که به گفته او عمل شود باید به آنچه گفته عمل کنند و اگر روی هم بیشتر از ثلث باشد و ورثه هم اجازه ندهند باید بنا بر احتیاط مالی را که پیش از مرگ بخشیده از ثلث بدهند و احتیاط آن است کسی که مالی را در زمان حیات به او بخشیده شده با کسی که وصیت شده بعد از مرگش به او مال بدهند با رضایت و مصالحه رفتار کنند.
مسأله 2763 : هرگاه وصیت کند که ثلث مال او را نگه دارند و عائدی آن را به مصرفی برسانند مطابق گفته او عمل نمایند.
مسأله 2764 : هرگاه در مرضی که به آن مرض می میرد بگوید مقداری به کسی بدهکار است چنانچه متهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است باید مقداری را که معین کرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد باید از اصل مالش بدهند.
مسأله 2765 : شخصی که وصیت شده چیزی به او بدهند بنا بر مشهور که موافق با احتیاط است؛ باید در حال وصیت وجود داشته باشد؛ پس اگر وصیت کند به بچه ای که ممکن است فلان زن حامله شود چیزی بدهند باطل است؛ ولی هرگاه وصیت کند به بچه ای که در شکم مادر است چیزی بدهند اگر چه هنوز روح نداشته باشد وصیت صحیح است.
پس اگر زنده به دنیا آمد باید آنچه را وصیت شده به او بدهند و بنا بر احتیاط واجب ولی او هم برای او قبول کند و اگر مرده به دنیا آمد وصیت باطل می شود و آن مال به ورثه می رسد.
مسأله 2766 : هرگاه انسان با خبر شود کسی او را وصی خود کرده چنانچه به اطلاع وصیت کننده برساند که حاضر به انجام وصیت نیست لازم نیست بعد از مرگ او به وصیت عمل کند؛ ولی اگر پیش از مردن او بفهمد که او را وصی کرده؛ یا بفهمد ولی اطلاع ندهد که برای عمل به وصیت حاضر نیست؛ باید به وصیت او عمل کند مگر این که عمل به وصیت مشقت و حرج شدید داشته باشد و نیز هرگاه وصی پیش از مرگ موقعی ملتفت شود که مریض به واسطه شدت مرض نتواند به دیگری وصیت کند بنا بر احتیاط باید وصیت را قبول نماید.
مسأله 2767 : هرگاه کسی که وصیت کرده بمیرد و وصی نداند که مقصود میت این بوده که خودش کارهایی را که وصیت کرده انجام دهد و در گفته میت قرینه و شاهدی هم بر این معنی نباشد وصی می تواند دیگری را برای انجام کارهای میت وکیل کند؛ ولی اگر بداند؛ یا قرینه در گفته او باشد که مقصود میت این بوده که خودش انجام دهد نمی تواند به دیگری واگذار کند.
مسأله 2768 : هرگاه کسی دو نفر را وصی کند و تصریح کند؛ یا از وصیت نامه استفاده شود که باید با هم به وصیت او عمل کنند چنانچه یکی از آن دو نفر بمیرد، یا دیوانه، یا کافر شود حاکم شرع یک نفر دیگر را به جای او معین می کند و اگر هر دو بمیرند، یا دیوانه، یا کافر شوند دو نفر دیگر را به جای آنان معین می کند؛ ولی اگر معلوم نباشد که میت در نظر داشته دو نفر کارهایش را مستقلا انجام دهند در صورتی که حاکم شرع یک نفر را معین کند کفایت می کند گرچه هر دو مرده، یا دیوانه، یا کافر شده باشند.
مسأله 2769 : هرگاه وصی نتواند به تنهایی کارهای میت را انجام دهد و نتواند کسی را هم کمک بگیرد؛ حاکم شرع برای کمک او فردی را تعیین می کند.
مسأله 2770 : هرگاه مقداری از مال میت در دست وصی تلف شود چنانچه در نگهداری آن کوتاهی و تعدی نکرده باشد ضامن نیست. ولی اگر کوتاهی کرده؛ یا تعدی نموده؛ مثلاً میت وصیت کرده است که فلان مقدار به فقرای فلان شهر بده و او مال را به شهر دیگری برده و در راه از بین رفته ضامن است؛ بلکه اگر در بین راه هم تلف نشود و به فقرای شهری دهد که مورد وصیت نبوده ضامن است.
مسأله 2771 : هرگاه انسان کسی را وصی کند و بگوید که اگر آن کس بمیرد فلانی وصی باشد؛ بعد از آن که وصی اول مرد وصی دوم کارهای میت را انجام دهد.
مسأله 2772 : هرگاه حجی بر میت واجب شده باشد و بدهکاری و حقوقی مثل خمس و زکات و مظالم بر او واجب شده؛ باید از اصل مال میت ادا شود اگر چه میت برای آنها وصیت نکرده باشد.
ولی اگر وصیت کرده که آنها را از ثلث مال بدهند لازم نیست از اصل مال بدهند مگر این که ثلث مال کافی نباشد در این صورت کمبود آن را از اصل مال بدهند.
مسأله 2773 : هرگاه مال میت از بدهی و حج و حقوقی که مثل خمس و زکات و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید چنانچه وصیت کرده باشد که ثلث یا مقداری از ثلث را به مصرفی برسانند باید به وصیت او عمل کنند و اگر وصیت نکرده باشد آنچه می ماند مال ورثه است.
مسأله 2774 : هرگاه مصرفی را که میت معین کرده از ثلث مال او بیشتر باشد وصیت او در بیشتر از ثلث در صورتی صحیح است که ورثه زیادی را اجازه کنند و اگر مدتی بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحیح است و چنانچه بعضی از ورثه اجازه و بعضی رد نمایند وصیت فقط در قدر سهم آنهایی که اجازه نموده اند صحیح و نافذ است.
مسأله 2775 : هرگاه مصرفی را که معین کرده از ثلث مال او بیشتر باشد و پیش از مردن او ورثه اجازه بدهند که وصیت او عملی شود بعد از مردن او نمی توانند از اجازه خود برگردند.
مسأله 2776 : هرگاه وصیت کند که از ثلث او خمس و زکات، یا بدهی دیگر او را بدهند و برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند؛ باید اول بدهی او را از ثلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و اگر از آن هم زیاد آمد به مصرف کار مستحبی که وصیت کرده برسانند و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازه بدهی او باشد و ورثه هم اجازه ندهند که بیشتر از ثلث مال مصرف شود وصیت برای نماز، روزه و کارهای مستحبی باطل است.
مسأله 2777 : هرگاه کسی بگوید که میت وصیت کرده فلان مبلغ به من بدهند چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصدیق کنند؛ یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفته او را تصدیق، یا یک مرد عادل و دو زن عادله، یا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند باید مقداری را که می گوید به او بدهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند باید سه چهارم آن را به او بدهند و نیز اگر دو مرد کافر ذمی که در دین خود عادل باشند گفته او را تصدیق کنند در صورتی که میت ناچار بوده است که وصیت کند و مرد و زن عادلی هم در موقع وصیت نبوده باید چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند.
مسأله 2778 : هرگاه کسی بگوید من وصی میت هستم که وصیت کرده مال او را به مصرفی برسانم؛ یا بگوید میت من را قَیِّم بچه های خود قرار داده اگر دو مرد عادل گفته او را تصدیق کنند باید حرف او را قبول کنند.
مسأله 2779 : هرگاه وصیت کند چیزی از مال او را به کسی بدهند و آن کس پیش از آن که قبول کند یا رد نماید بمیرد؛ تا وقتی که ورثه او وصیت را رد نکرده اند می توانند آن چیز را قبول نمایند و این در صورتیست که وصیت کننده از وصیت خود برنگشته باشد وگرنه حقی به آن چیز ندارند.
