آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
امر به معروف و نهی از منکر
اشاره
امر به معروف و نهی از منکر از بزرگترین و والاترین واجبات دینی است و خداوند متعال می فرماید:«و باید از شما امتی باشند که دعوت به خیر نمایند و امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اینان رستگارند». بنا به فرمایش قرآن کریم باید در هر زمانی گروهی وجود داشته باشد که مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر را به عهده بگیرد و مسئولیت جهاد اعتقادی و فکری را در راه خداوند متعال از راه تفقه در دین و نشر آن به بلاد اسلام به عهده بگیرند، و اینها دانشمندان امت اند که این مسئولیت را پذیرفته، و به نشر افکار و احکام اسلامی در بین مسلمانان از راه چاپ و نشر کتب اسلامی و فرستادن مبلّغ برای آنان و غیر آن می پردازند، کما اینکه مؤمنین و مسلمانان باید از آنان قبول نموده و تماشاگر نباشند، و مراد آیه مبارکه تبلیغ مطلق احکام اسلامی بوده، ارشاد جاهلان را نیز شامل می شود، و از طرف دیگر وظیفه امت اسلامی این است که به معروف امر کند و از منکر و فساد و ظلم و نهی نماید تا جامعه ای عادل و امن ایجاد شود چنانچه حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله می فرماید:چگونه خواهید بود «اگر زن های شما فاسد و جوانانتان فاسق شوند، و شما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید.سؤال شد آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟ پیغمبر فرمودند:بله، چطور خواهید بود اگر امر به منکر کنید و نهی از معروف! سؤال شد یا رسول اللَّه آیا چنین چیزی رخ خواهد داد؟ حضرت صلی الله علیه و آله جواب داد:بله، و از این بدتر چگونه خواهیدبود زمان که معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟». و باز از آن حضرت صلی الله علیه و آله نقل شده که:«امر به معروف واجبات را سر پا می دارد و راهها را امن می کند و کار و کسب را حلال می نماید و ستمکاری را منع و زمین را آباد می کند، حق مظلوم را از ظالم می گیرد.مادامی که امّت من امر به معروف و نهی از منکر نموده و بر نیکی کمک می نمایند، در خیر و خوبی می باشند، اگر چنین نکردند، برکتها از آنان سلب و بعضی از آنها بر بعضی دیگر مسلّط می شوند،در حالی که برای آنها در زمین و آسمان یاوری نیست»و احادیث فراوان دیگری در این مورد وجود دارند که هر کدام بر اهمیت این موضوع تأکید دارند.
(مسأله 1298) امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است و اگر یکی به آن اقدام کند از دیگران ساقط می شود، و اگر هیچ کس به آن اقدام نکند، همه گناهکار و مستحق عقاب می باشند.
(مسأله 1299) اگر معروف مستحب باشد، امر به آن نیر مستحب می باشد، و اگر به آن امر کند مستحق ثواب خواهدبود، و اگر امر نکند، عقاب و گناهی نخواهد داشت.
شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر
1-شخص که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند باید معروف و منکر را در شرع مقدّس بشناسد، کسی که نمی داند آنچه را مکلف انجام داده معروف است یا منکر بر او واجب نیست که امر به معروف و نهی از منکر کند.
2-احتمال بدهد که امر و نهی تأثیر دارد، و اگر این احتمال وجود نداشته باشد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
3-شخص گناهکار اصرار بر معصیت داشته باشد.چنانچه علامتی باشد که نشان دهد، گنهکار گناه را بدون امر به معروف و نهی از منکر ترک می کند و یا آن را احتمال دهد، واجب ساقط می شود؛ و اگر دیده شود که کسی واجبی را ترک کرده و یا حرامی را مرتکب شده است و فهمیده نشود که اصرار بر ترک واجب یا ارتکاب حرام دارد یا از آن منصرف شده و پشیمان است، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.و اما کسی که می خواهد و لو برای بار اوّل معروف را ترک و منکر را مرتکب شود، واجب است که به معروف امر و از منکر نهی شود.
4-اگر به خاطر اشتباه در موضوع یا حکم یا از روی اجتهاد و یا تقلید، منکری را انجام دهد یا معروفی را ترک نماید به اعتقاد اینکه مباح بوده، چیزی واجب نیست، البته اگر معروف و منکر از مواردی باشد که شارع به آن اهمیّت می دهد، امر و نهی از باب ارشاد و راهنمایی واجب است.
5-اگر تأثیر امر و نهی محرز نباشد و از جانب دیگر بداند یا احتمال دهد که موجب ضرر جانی،مالی و آبروریزی برای خودش یا سایر مسلمین می شود، واجب نیست، و در ضرر فرقی نمی کند یقینی باشد و یا احتمالی عقلایی، اما اگر تأثیر آنها محرز باشد، باید مراعات اهم را بکند، اگر چه علم و یا گمان به ضرر داشته باشد.
(مسأله 1300) بنابر ظاهر وجوب امر به معروف و نهی از منکر اختصاص به گروه خاصی ندارد؛ بلکه با وجود شرایط عالم و غیر عالم،عادل و فاسق شاه و رعیت،غنی و فقیر باید امر به معروف و نهی از منکر کنند.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر بنابر مشهور
اول-انکار به قلب-یعنی با کاری ناراحتی خود را از انجام شدن منکر و ترک شدن معروف و یا از خود شخص گناهکار اظهار نماید، مانند دوری جستن، حرف نزدن، قهر کردن و مانند آنها.
دوم-امر و نهی کردن با زبان، به صورت موعظه نصیحت بیان عقاب و عذاب خداوند نسبت به گناهکاران و ثواب و نعمت خدا نسبت به اطاعت کنندگان و...
سوم-امر و نهی با دست، مثل زدن شدید با دست که مانع معصیت گردد. در هر یک از این مراتب مراتبی شدید و ضعیف قرار دارد که بنابر مشهور باید ترتیب مراعات شود، اگر چه ظاهراً دو قسم اول در یک مرتبه هستند، بنابراین شخص مخیّر است هر کدام را که احتمال تأثیر دارد انتخاب نماید یا بین هر دو جمع کند.اگر مقصود با دو مرتبه قبلی به دست نیاید، باید از مرتبه سوم بهره بگیرد، و لازم است در این مرتبه نیز ترتیب ملاحظه شود، با کفایت مرتبه خفیف، نباید از مرتبه شدید استفاده شود.
(مسأله 1301) اگر مراتب مذکور مؤثر نیفتد، مجروح کردن، کشتن، شکستن عضو، معیوب شدن آن بنابر اقوی جایز نیست.و اگر زدن منجر به جرح و شکستن عضو گردد چه عمدی باشد یا سهوی احکام ضمان بر او جاری شده و ضامن است، البته اگر در معصیت مفسده ای مهمتر از زخمی شدن یا کشتن باشد، امام علیه السلام و نایب او می تواند به این کار اقدام کنند.
(مسأله 1302) وجوب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به اعضای خانواده تأکید شده، لذا اگر شخص ببیند که آنها در انجام واجباتی مانند نماز و اجزا و شرایط آن یا در وضو گرفتن تنبلی می کنند یا طهارت و نجاست را رعایت نمی کنند، باید به ترتیبی که ذکر شد امر نماید تا آنها را بطور صحیح بجاآورند.و همچنان اگر در محرّمات از آنها سهل انگاری در غیبت و تجاوز به حقوق یکدیگر و مانند آن ببیند، واجب است که آنان را از منکر نهی کند تا دست از معصیت بردارند.
(مسأله 1303) اگر بداند که معصیت بطور اتفاقی سرزده و اصرار بر آن ندارد؛ ولی توبه نمی کند، اگر فاعل ملتفت باشد، واجب است که او را به توبه امر کند چون توبه از واجبات است و ترک آن گناه کبیره است، و امّا اگر فاعل غافل باشد، احتیاط مستحب است که به توبه امر کند. بعضی از بزرگان قدس سره فرموده اند:«از بزرگترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و بالاترین و محکمترین آن نسبت به رهبران دینی امر به معروف و نهی از منکر عملی است به این شکل که خودشان لباس معروف را-چه واجب و چه مستحب-بپوشند و لباس منکر را-چه حرام یا مکروه-از تن درآورند و نفس خود را از اخلاق بد، پاک و به اخلاق نیکو کامل نمایند که این کار عملی خصوصاً اگر با موعظه و گفتار همراه گردد، موجب رغبت و ترس از خدا می شود.
یادآوری چند مطلب
الف-نمونه هایی از معروف:
اول:تمسک به خدای متعال، که فرموده است:«کسی که به خدا تمسک کند.به راه راست هدایت شده است».و امام صادق علیه السلام فرموده است:«خداوند عزّ و جلّ به داود وحی نمود، اگر بنده من به غیر از من به کسی دیگر تمسک نکند این را از نیّت او می شناسم؛ و سپس اگر آسمان و زمین و کسانی که در آن است او را بفریبد، من راه خروج از بین آنها را برای او قرار می دهم».
دوم:توکل بر خدای مهربان، خدایی که به مصالح خلق و برآوردن نیازهای آنان دانا و تواناست چنانچه فرموده است:«کسی که بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت می کند».
سوم:گمان خوب داشتن به خدای متعال، از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده است که:«قسم به خدایی که معبودی جز او نیست، اگر بنده مؤمن به خداوند گمان نیکو داشته باشد خداوند طبق آن عمل می کند، چون خداوند بخشنده است و حیا می کند که با گمان خوب و امید بنده مؤمن خودمخالفت نماید، پس به خدا حسن ظن و رغبت داشته باشید».
چهارم:صبر در برابر سختیها و معصیت خداوند، زیرا خداوند می فرماید:«تنها به صابران اجربی حساب داده می شود». حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده است:«صبر نما چون در صبر بر آنچه کراهت داری، خیر بسیاری است.و بدان که پیروز شدن با صبر است و گشایش با سختی است و با هر سختی آسانی است». و حضرت امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:«صبر دوتاست، صبر در مصیبت که نیکو و زیباست و نیکوتر از آن صبر در چیزی است که خداوند متعال بر تو حرام نموده است».
پنجم:عفّت، امام محمد باقر علیه السلام می فرماید:«نزد خداوند عبادتی بهتر از عفت شکم و دامن نیست«، و احادیثی فراوانی در این زمینه وارد شده است.
ششم:حلم و بردباری، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:«خداوند با نادانی هرگز کسی را عزّت نمی دهد و با حلم هرگز کسی را خوار نمی کند». امام رضا علیه السلام می فرماید:«مرد، عابد نخواهد بود مگر آنکه حلیم باشد».
هفتم:تواضع، از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که:«کسی که برای خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا می برد و کسی که تکبّر کند، خداوند او را خوار می کند و کسی که در زندگی میانه روی پیشه کند، خداوند روزی او را می دهد و کسی که تبذیر و اسراف روا دارد، خداوند او را محروم خواهد نمود و کسی که زیاد به یاد مرگ باشد، خداوند متعال او را دوست خواهد داشت».
هشتم:توجّه به عیب خود و چشم پوشی از عیب دیگران.پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:«خوش به حال کسی که ترس خدای عزّ و جلّ، او را از ترس مردم بازداشته است؛ و خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیب دیگران، بازداشته است».
نهم:اصلاح نفس وقتی که به بدی میل پیدا کند.حضرت امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید:«کسی که امور پنهانش را اصلاح کند، خداوند امور آشکار او را اصلاح خواهد کرد و کسی که برای دین کار کند،خدا دنیایش را کفایت می کند و کسی که رابطه بین خود و خدا را نیکو نماید خدا رابطه او و مردم را نیکو خواهد کرد».
دهم:زهد در دنیا و ترک رغبت به آن، و حضرت صادق علیه السلام می فرماید:«کسی که در دنیا زاهد باشد، خداوند حکمت را در قلب او ثابت و بر زبان او جاری می کند و او را بر عیوب و درد دنیا و دوای آن بینا خواهد نمود و او را سالم به خانه سلامت، از دنیا بیرون خواهد برد».
ب-نمونه هایی از منکر:
اول:غضب، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:«غضب ایمان را فاسد می نماید همانطوری که سرکه،عسل را فاسد می کند». حضرت صادق علیه السلام فرموده:«غضب کلید هر بدی است». و امام محمد باقر علیه السلام می فرماید:«به درستی هر که غضب کند و هرگز به آن راضی نمی شود مگر آنکه داخل آتش گردد، پس هر مردی که بر قومی غضب نماید، اگر ایستاده باشد فوراً بنشیند چون نشستن پلیدی شیطان را از او می برد، و هر مردی که بر خویشاوند خود غضب کند، باید به او نزدیک شود و او را لمس نماید، زیرا خویشاوند اگر لمس شود آرام می گیرد».
دوم:حسد، امام محمد باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام می فرمایند:«همانا حسد ایمان را می خورد، آن طوری که آتش هیزم را می خورد».و احادیث زیادی در این باب وارد شده است.
سوم:ظلم و ستم، امام صادق علیه السلام می فرماید:«کسی که ظلم کند خودش یا اولادش و یا اموالش به آن گرفتار خواهد شد».
چهارم:شر و ضرر نرساندن، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:«در پیشگاه خداوند در روز قیامت بدترین مردم کسانی هستند که به خاطر دفع شرّشان، گرامی داشته شوند». و امام صادق علیه السلام می فرماید:«کسی که مردم از زبان او بترسند؛ او در آتش است»، و فرمود:«مبغوض ترین خلق خدا بنده ای است که مردم از زبان او بترسند».و ما با همین مقدار اکتفا می کنیم.
