آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض

آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض

مرجع تقلید شیعه

اشاره

موجبات ضمان دو چیز است:
1-مباشرت.
2-سبب.

(مسأله 3450) اگر بدون آنکه قصد کشتن داشته باشد کسی را بکشد یا کاری کند که معمولاً موجب قتل نمی شود، مانند کسی که به سمت هدفی تیر پرتاب کند ولی به انسانی اصابت نماید یا مثلاً کودکی را به جهت تأدیب بزند امّا از باب اتفاق بمیرد و یا مانند اینها، در این موارد دیه است، نه قصاص.

(مسأله 3451) پزشک در صورتی که دیوانه یا کودک را بدون اذن ولیّ او یا شخص بالغ و عاقلی را بدون اذن وی معالجه کند و تلف شود، و همچنین اگر با اذن معالجه نماید اما مقصّر باشد، ضامن است.امّا اگر مریض در معالجه اش به پزشک اذن دهد واو هم در کار خود کوتاهی نکرده باشد و لکن بطور اتفاقی به تلف او منجر شود، بنابر اقرب در این فرض نیز پزشک ضامن است، و حکم چنین است اگر حیوانی را به اذن صاحبش معالجه کند و منجر به تلف او گردد.این در صورتی است که پزشک از مریض یا ولیّ او یا از صاحب حیوان ابراء نگرفته باشد، امّا اگر از آنها ابراء گرفته باشد، در این مورد هم بعید نیست که ضامن باشد.

(مسأله 3452) اگر شخصی که دایه نیست در حال خواب، بغلتد و انسانی یا عضوی از اعضاء او را تلف نماید، اقرب این است که دیه ندارد.

(مسأله 3453) اگر دایه ای که بچه را برای شیر دادن گرفته است در حال خواب کودکی را تلف کند، به این صورت که روی کودک بغلتد یا طوری حرکت کند که موجب تلف شدن بچه گردد، در این صورت اگر برای کسب غرور و افتخار بچه را آورده تا شیر دهد، دیه در مال دایه است، ولی اگر دایه شدن به جهت فقر بوده، دیه بر عاقله اوست.این حکم بر حسب روایت است وگرنه، مقتضای قاعده این است که دیه نه بر خود دایه ثابت است و نه بر عاقله او.

(مسأله 3454) اگر مرد به زور با زنش در قُبل [جلو]و یا دُبر [عقب]جماع نماید، یا او را به زور در آغوش بگیرد، بعد زن بمیرد، قصاص ندارد، و لکن باید از مال خود دیه او را بپردازد.و همینطور است حکم در مورد زنی اگر به زور با شوهرش آمیزش کند واو را سخت در آغوش بکشد تا بمیرد.

(مسأله 3455) کسی که کالایی را روی سرش برداشته، اگر به انسانی اصابت نماید و او بمیرد، و مقداری از کالا هم از بین برود، اظهر آن است که ضمان بر عهده او نیست و دیه هم بر عهده عاقله او می باشد، نه در مال او، چون قتل در این مسأله، خطای محض است نه شبه عمد.

(مسأله 3456) اگر کسی بر سر یکی فریادی بزند که او بمیرد، در این صورت اگر چنانچه با فریاد زدن مرگ او را قصد کرده باشد یا فریاد در محلّ و موضعی بوده که معمولاً موجب مرگ می شود و شخص فریادزننده هم این را می داند، پس بر عهده شخص فریادزننده قصاص است وگرنه، بر عهده او دیه خواهد بود.این در صورتی است که بداند مرگ به فریاد مستند است وگرنه، بر عهده او چیزی نیست.و مثل این مورد است موردی که کسی شمشیرش را به روی انسانی بکشد و آنگاه او بمیرد.

(مسأله 3457) اگر شخصی شخص دیگری را بدون آنکه قصد قتل او را داشته باشد عمداً مصدوم نماید و صدمه هم طوری نیست که معمولاً موجب مرگ بشود امّا بعد مرگ او اتفاق بیفتد، دیه او در مال شخصی است که صدمه زده است، امّا اگر خود صدمه زننده بمیرد، خون او هدر[بی ارزش ]است.و همینطور اگر صدمه زننده مقتول قصدش صدمه زدن نبوده و شخص مصدوم هم در ملک خودش ایستاده بوده یا مانند آنجاهایی که کوتاهی از جانب مصدوم نبوده است، امّا اگر مصدوم در جایی ایستاده که برای او ایستادن در آنجا جایز نبوده، مثل کسی که در راه مسلمین بایستد و راه هم تنگ باشد،در این صورت اگر انسانی بدون قصد به او صدمه بزند و انسان صدمه زننده بمیرد، ضمان او بر عهده مصدوم خواهد بود.

(مسأله 3458) اگر دو شخص آزاد، بالغ و عاقل از روی قصد بهم بخورند و هر دو بطور اتفاقی بمیرند، در این فرض هر یک از آنها نصف دیه دیگری را ضامن است، و در این جهت بین اینکه آن دو رو در رویا به پشت یا یکی با رو و دیگری با پشت بهم بخورند و تصادم کنند فرقی نیست.

(مسأله 3459) هرگاه دو نفر اسب سوار، خود را به یکدیگر بکوبند، و اسبها بمیرند یا معیوب شوند،اگر تلف مستند به فعل سوار باشد، بر هر یک از آنها نصف قیمت اسب دیگری یا نصف ارش است.این در صورتی است که اسب سوار مالک اسب باشد و الاّ نصف قیمت هر یک از دو اسب را برای مالکان آنها ضامن است.ولی اگر تلف مستند به چیز دیگری باشد مثل وزیدن باد و مانند آن از چیزهایی که از اختیار اسب سوار خارج است، در این صورت چیزی را ضامن نیست و اگر تصادم و یا تعدّی از یک طرف باشد، در این صورت ضمان فقط بر تصادم کننده یا متعدّی است و این تفصیل شامل مرکبهای سواری دیگر از قبیل حیوان، ماشین، کشتی، یا غیر آنها نیز می شود.

(مسأله 3460) اگر ماشین مثلاً واژگون شود یا بشکند و نظایر آن، و در اثر آن از مسافران کسی بمیرد،در اینجا چند حالت وجود دارد:
حالت اوّل-اینکه واژگونی یا شکستگی مستند به کوتاهی و سهل انگاری راننده باشد، مثل اینکه سرعت ماشین بیش از حدّ معمول و متعارف باشد یا او به خاطر خستگی در حال چرت زدن بوده بطوری که تسلط خود را بر کنترل ماشین از دست داده است، در تمام این موارد دیه بر عهده راننده می باشد.
حالت دوّم-اینکه واژگونی ماشین مستند به کوتاهی و سهل انگاری راننده نباشد، به این ترتیب که راننده، ماشین را با سرعت معمول هدایت کرده و نقص فنّی هم در ماشین وجود نداشته و لکن در حال حرکت شخصی خود را جلو ماشین انداخته به نحوی که راننده به هیچ وجه نمی توانسته ماشین را متوقف یا منحرف سازد تا جان آن شخص را نجات دهد، در این حالت مرگ آن شخص مستند به تقصیر خودش است نه به تقصیر راننده.بنابراین خون او هدر است و چیزی بر راننده نیست.
حالت سوّم-عین حالت دوّم است و لکن کسی که جلو ماشین در حال حرکت آشکار گردیده فهم و درکی ندارد، مانند کودک غیر ممیّز، دیوانه یا حیوان، در این فرض که راننده جز کشتن او راه دیگری ندارد، خون او هدر است و دیه ندارد، و همینطور اگر کسی بدون توجه به عبور ماشین ها در جاده بخوابد و چنانچه ماشینی عبور کند واو را بکشد چیزی بر عهده راننده نیست و از این قبیل است اگر کسی خود را در چاهی بیندازد و بمیرد یا در دریا بیندازد و غرق شود مرگ او مستند به فعل خودش می باشد.

(مسأله 3461) هرگاه دو بچه بدون اذن ولیّ یا به اذن مجاز از طرف ولیّ خود سوار ماشین شده و به یکدیگر بکوبند و هر دو بمیرند، بر عاقله هر یک از آنها نصف دیه دیگری است.

(مسأله 3462) اگر چنانچه دو اسب سوار به یکدیگر برخورد کنند، و یکی از آنها بمیرد، آن دیگری نصف دیه مقتول را ضامن می باشد، ولی نصف دیگر دیه هدر است.

(مسأله 3463) هرگاه دو زن که یکی حامله است با یکدیگر برخورد کنند آنگاه هر دو بمیرند.دیه هر دویشان ساقط است و چنانچه جنین کشته شود بر عهده هر یکی از آنها نصف دیه او می آید، در صورتی که قتل شبیه عمد باشد، مثل اینکه هر دو قصد تصادم و برخورد داشته و آگاه به حمل هم باشند وگرنه، قتل خطای محض به حساب می آید که دیه بر عهده عاقله آنها است.و از اینجا حکم موردی که هر دوی آنها حامله باشند به دست می آید.

(مسأله 3464) اگر به سمتی تیر بیندازد که گاهی انسان از آنجا عبور می کند و بطور اتفاقی به عابری اصابت نماید، دیه بر عاقله شخص تیرانداز است.ولی اگر تیرانداز شخص عابر را آگاه کرده و از عبور از آن سمت منع کرده باشد، در عین حال عابر از آن سمت عبور نماید درحالی که تیرانداز نمی داند که او در حال عبور است، بعد تیر به او اصابت کند واو را بکشد، در این صورت بر تیرانداز چیزی نیست.و چنانچه عابر کودکی را همراه داشته باشد وتیر به او اصابت کند و بمیرد در این مورد هر یکی از آنها که مطلب(همراه بودن کودک)را بداند بر او نصف دیه است و هر که مطلب را نداند بر عاقله او نصف دیه است.

(مسأله 3465) اگر شخص ختنه کننده اشتباه کند و سر آلت پسربچه را ببرّد، ضامن است.

(مسأله 3466) اگر کسی در حال اختیار از بالا روی دیگری بیفتد واو را بکشد چنانچه نفر اوّل قصد کشتن او را داشته یا خود افتادن از چیزهایی است که غالباً موجب قتل می شود، در این فرض بر او قصاص است و در غیر آن، بر او دیه خواهد بود.ولی اگر قصد سقوط بر غیر را داشته باشد و لکن بطور اشتباه روی او بیفتد، دیه بر عاقله او می باشد.

(مسأله 3467) هرگاه بدون اختیار از بالا روی شخصی بیفتد، مثل اینکه باد شدید او را بیندازد یا پای او بلغزد و بیفتد، آنگاه آن شخص بمیرد، ظاهراً دیه بر او و بر عاقله او نیست، همانطوری که قصاص بر او نمی باشد.

(مسأله 3468) اگر شخصی را روی دیگری پرت کند، چنانچه شخص پرت شده آسیب ببیند، بدون اشکال بر عهده پرتاب کننده دیه است، امّا اگر کسی که شخص دیگر روی او پرت شده [مدفوع علیه]بمیرد، دیه او بر «مدفوع»است و او [مدفوع]دیه ای را که به «مدفوع علیه»داده از «دافع»می گیرد.

(مسأله 3469) اگر زنی، زن دیگری را حمل کند و بعد زن سوّمی به او سیخ زند، آنگاه زن بدون اختیار تکان بخورد وزن سواره بیفتد و بمیرد، دیه بر زن سیخ زننده است.