آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
در مورد عاقله
(مسأله 3627) عاقله جانی، خویش و قوم اوست و آنها کسانی هستند که به واسطه پدر با جانی قرابت دارند-مانند برادران و عموها و فرزندان آنها هرچند پایین بروند-و اقرب این است که پدران هر چند بالا بروند و فرزندان هرچند پایین بروند در عاقله داخل می باشند ولی خود قاتل و همچنین کودک،دیوانه و زن در دادن دیه با عاقله شرکت نخواهند داشت، اگر چه از دیه ارث ببرند.
(مسأله 3628) بنابر اقرب ثروتمند بودن در عاقله معتبر نیست.
(مسأله 3629) اهل شهر اگر از وابستگان جانی نباشد در عاقله داخل نمی باشند.
(مسأله 3630) بنابر اظهر کسی که به واسطه پدر و مادر با جانی قرابت دارد با کسی که فقط بواسطه پدر با جانی قرابت دارد یکسان است و میان آن دو فرقی نیست.
(مسأله 3631) اگر قاتل یا جانی قوم و خویش یا ولاء عتق نداشته باشد ولی ضامن جریره داشته باشد،ضامن جریره عاقله اوست و در غیر آن عاقله او امام علیه السلام است که از بیت المال دیه را می پردازد.
(مسأله 3632) عاقله، دیه جراحت موضحه و جراحت های بالاتر از آن را به عهده می گیرد، ولی دیه جراحت کمتر از جراحت موضحه از مال خود جانی پرداخت می گردد.
(مسأله 3633) قبلاً گذشت که جنایت عمدی شخص کور خطا شمرده می شود.بنابراین قصاص به گردن او نمی آید، و دیه بر عهده عاقله اوست.چنانچه عاقله نداشته باشد، در مال خود او، و اگر مال هم نداشته باشد، بر عهده امام علیه السلام است.
(مسأله 3634) عاقله دیه خطا را باید در مدّت سه سال ادا کند، و در این حکم بین دیه کامل، ناقص،دیه نفس و دیه جراحت فرقی نیست، البته دیه در سه سال قسطبندی می شود که در هر سالی یک سوّم13 دیه را باید بپردازد، ولی جایز است که یک دفعه ادا نماید.
(مسأله 3635) اظهر آن است که مدّت به موارد ثبوت دیه مقدّر و معیّن اختصاص ندارد.
(مسأله 3636) دیه جنایت کافر ذمّی اگر چه خطای محض باشد در مال خود اوست نه بر عاقله او.چنانچه از دادن دیه ناتوان باشد، امام علیه السلام دیه را می دهد.
(مسأله 3637) اقرار و صلح بر عهده عاقله نمی آید.بنابراین اگر قاتل به قتل یا به جنایت دیگری از روی خطا اقرار کند دیه در مال قاتل ثابت می باشد نه بر عاقله او و همینطور اگر قتل خطایی را در برابر مال دیگری غیر از دیه مصالحه کند این مال بر عهده عاقله نمی آید.
(مسأله 3638) عاقله خطای محض را به عهده می گیرد ولی عمد و شبیه عمد را به عهده نمی گیرد.البته اگر قاتل فرار کند و دسترسی به او مقدور نباشد و یا بمیرد، چنانچه مالی داشته باشد دیه از مال او گرفته می شود و در غیر آن از اقوام نزدیکتر او گرفته می شود و اگر قوم و خویش نداشته باشد امام علیه السلام دیه را می پردازد.
(مسأله 3639) اگر کسی به خطا خود را مجروح نماید یا بکشد عاقله او ضامن نیست و دیه هم ندارد.
(مسأله 3640) دیه در قتل خطایی همانطوری که گذشت بر عاقله واجب می باشد، ولی اگر عاقله چیزی نداشته باشد یا از پرداخت دیه ناتوان باشد از مال جانی گرفته می شود، و چنانچه جانی هم مال نداشته باشد پرداخت دیه بر عهده امام علیه السلام است.
(مسأله 3641) نظر مشهور این است که اگر بعضی از عاقله بمیرد، چنانچه قبل از پایان سال مرده باشد، دیه از او ساقط است، ولی اگر بعد از پایان سال مرده باشد دیه به ترکه او منتقل می گردد امّا در این نظر اشکال است و اظهر این است که دیه از او بطور کلی ساقط است.
(مسأله 3642) بنابر اظهر دیه بطور مساوی بر عاقله تقسیم می شود.
(مسأله 3643) بنابر اظهر در عاقله بین قریب و بعید [در پرداخت دیه] جمع می شود و ترتیب میان آنها [به همان صورتی که در ارث مطرح است] معتبر نمی باشد.
(مسأله 3644) اگر چنانچه بعضی افراد عاقله از پرداخت دیه ناتوان باشد، در این صورت دیه بر عهده فردی از آنها است که توان پرداخت دیه را دارد.
(مسأله 3645) اگر بعضی از افراد عاقله غایب باشد دیه به فرد حاضر اختصاص ندارد، بلکه بر عهده هر دو خواهد بود.
(مسأله 3646) ابتدای زمان مدّت در دیه خطا از هنگام مستقر شدن دیه است و استقرار دیه در قتل از هنگام مرگ است، و در جنایت عضو از هنگام جنایت می باشد اگر سرایت نکند، امّا اگر سرایت کند ابتدای زمان مدّت از هنگامی است که جراحت شروع به خوب شدن نموده است.
(مسأله 3647) دیه را کسی می پردازد که معلوم شود او از قوم و خویش قاتل است و در صورت شک پرداخت دیه بر او واجب نیست.
(مسأله 3648) اگر کسی عمداً و به ناحق کسی را بکشد، قاتل از دیه و از سایر اموال مقتول ارث نمی برد (1)و چنانچه مقتول وارث دیگری غیر از قاتل نداشته باشد، دیه همانند سایر اموال او مال امام علیه السلام می باشد امّا اگر قتل شبه عمد یا خطای محض باشد، بنابر اظهر باز قاتل ارث نمی برد.
1- 1) مثل اینکه پدر عمدا و به ناحق فرزندش را بکشد باید دیه بدهد ولی خود پدر در آن دیه سهم ندارد.
(مسأله 3649) عاقله ضامن جنایت بنده [عبد] و چهارپا نیست، بلکه جنایت بنده به گردن خوداوست و جنایت چهارپا اگر به سبب تفریط مالکش بوده بر عهده مالک است.
(مسأله 3650) اگر کافر ذمّی مسلمانی را به خطا مجروح نماید، سپس اسلام بیاورد امّا جنایت سرایت نموده و شخص مجروح بمیرد، قوم و خویش جانی چه از کفّار باشد و یا از مسلمانان، پرداخت دیه را از جانب او به عهده نمی گیرد.بنابراین دیه مقتول در مال جانی است، و همچنین اگر مسلمان مسلمانی را مجروح نماید، سپس جانی مرتدّ شود و جنایت سرایت کند، آنگاه مجنی علیه بمیرد، قوم و خویش جانی چه از مسلمانان باشد و چه از کفّار، پرداخت دیه را از جانب او به عهده نمی گیرد.
(مسأله 3651) اگر کودک شخصی را با تیر بزند، و پس از آن بالغ گردد و بعد آن شخص [در اثر جراحت تیر]کشته شود، دیه او بر عاقله کودک می باشد.
و الحمد للَّه اوّلاً و آخراً، وصلی اللَّه علی محمّد و آله الطیّبین الطاهرین
