آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
دیه جنین
(مسأله 3604) اگر جنین به صورت نطفه باشد دیه آن بیست دینار، و اگر علقه [خون بسته] باشد دیه آن چهل دینار، و اگر مضغه [به صورت یک پاره گوشت]باشد، دیه آن شصت دینار، و اگر چنانچه استخوان درآورده باشد دیه آن هشتاد دینار، و اگر گوشت پوشانده باشد دیه آن صد دینار، و اگر روح در او دمیده باشد دیه اش، اگر پسر باشد، هزار دینار است، و اگر دختر باشد پانصد دینار است و ظاهراً در ماه چهارم روح در جنین دمیده می شود.
(مسأله 3605) نظر مشهور بین فقها این است که دیه جنین کافر ذمّی یک دهم 1/10 دیه پدرش یعنی هشتاد درهم می باشد.
(مسأله 3606) اگر جنین بیشتر از یکی باشد، برای هرکدام دیه خودش است.
(مسأله 3607) اگر جنین را قبل از دمیده شدن روح سقط کند کفّاره ای بر عهده جانی نیست، امّا اگر بعد از داخل شدن روح سقط کرده باشد کفّاره بر عهده او می آید.
(مسأله 3608) اگر زن حامله ای را بکشد و بچه او نیز بمیرد بر قاتل دیه کامل زن و دیه جنین هر دو می آید.بنابراین، اگر جنین پسر باشد هزار دینار و اگر دختر باشد پانصد دینار و اگر معلوم نباشد که پسر است یا دختر، بنابر اظهر قاتل باید هفتصد و پنجاه دینار دیه بدهد.
(مسأله 3609) اگر خود زن عهده دار سقط جنینش گردد، چنانچه این عمل بعد از دمیده شدن روح باشد و جنین هم پسر باشد، بر زن دیه پسر است و اگر دختر باشد بر او دیه دختر می باشد، ولی اگر قبل از دمیده شدن روح جنین خود را سقط کرده باشد بر زن دیه جنین خواهد بود.چنانچه زن، به خاطر ترسیدن جنین خود را سقوط نماید، دیه بر عهده شخصی است که او را ترسانده است و به طور کلی دیه بر کسی است که موجب سقط جنین است چه خود زن باشد یا پزشک یا غیر آنها. در صورتی که سقط جنین به امر ولیّ، مانند پدر انجام بگیرد دیه از کسی که واجب سقط جنین بوده ساقط نیست.
(مسأله 3610) در بریدن اعضای جنین و جراحت او قبل از دمیده شدن روح به نسبت دیه او دیه است.بنابراین در بریدن یکی از دو دست جنین-مثلاً-پنجاه دینار، و در بریدن هر دو دست او دیه کامل جنین یعنی صد دینار است.
(مسأله 3611) اگر شخصی را که در حال جماع و نزدیکی بوده بترساند و در اثر آن منی او در خارج رحم بریزد بر عهده ترساننده ده دینار است، و اگر مرد بدون اذن زن آزادش عزل نماید یعنی منی را در خارج از رحم او بریزد، اظهر این است که بر او چیزی نیست.
(مسأله 3612) سقط کردن جنینی که از زنا به وجود آمده اگر خلقتش کامل باشد و هنوز روح در او داخل نشده جایز نیست و چنانچه او را سقط کند بر عهده او دیه جنین بر حسب مراتب دیه بارداری می آید، امّا اگر روح در او داخل شده دیه او دیه نفس است.
(مسأله 3613) اگر زن ذمّیه حامله را بزند و حامله بعد از آن اسلام بیاورد و پس از آن جنین او ساقط شود، در این صورت بر عهده جانی دیه جنین مسلمان است، و اگر زن حربیه را بزند و جنین خود را بعد از اسلام آوردنش بیندازد، نظر مشهور این است که ضمان بر عهده او نمی آید، ولی در این نظر اشکال است.اظهر آن است که بر عهده ضارب ضمان می آید.
(مسأله 3614) اگر از روی اشتباه حامله ای را بزند و او جنین خود را سقط کند آنگاه ولیّ خون ادّعا نماید که سقط جنین بعد از دمیده شدن روح بوده، در این صورت چنانچه جانی به دمیده شدن روح در جنین اعتراف کند، به مقتضای اقرارش مقداری را که بیشتر از دیه جنین قبل از دخول روح است ضامن می باشد که آن مقدار اضافی نه دهم 9/10 دیه کامل است که عاقله آن را به عهده نمی گیرد، امّا یک دهم 1/10 باقیمانده به عهده عاقله است، ولی اگر جانی دمیدن روح در جنین را انکار کند قول او پذیرفته می شود،مگر اینکه ولیّ بیّنه بیاورد بر اینکه جنایت بعد از دمیدن روح در جنین بوده است، در این صورت تمام دیه بر عهده عاقله است.
(مسأله 3615) اگر زن بارداری را بزند و او جنینش را سقط نماید و در هنگام سقط جنین بمیرد، بدون تردید ضارب قاتل است و اگر قتل از روی عمد باشد باید دیه بدهد، و اگر قتل شبه عمد باشد باز هم باید دیه بدهد، و چنانچه قتل خطای محض باشد دیه بر عهده عاقله اوست و همینطور است حکم اگر بچه بعد از سقط شدنش مریض باشد و بمیرد یا به صورت سالم سقط شود و لکن از بچه هایی باشد که معمولاً زنده نمی ماند مثل اینکه قبل از شش ماهگی سقط بشود.
(مسأله 3616) اگر شخصی جنین زن را بصورت زنده سقط کند و دیگری سر جنین را ببرّد، در این صورت چنانچه جنین دارای حیات پایدار و قابلیت بقا داشته باشد، دوّمی قاتل است، امّا اگر حیات جنین پایدار نبوده اوّلی قاتل است.بنابراین در فرض اوّل دیه بر شخص دوّمی است و چیزی بر شخص اوّل غیر از تعزیر نیست، و لکن در فرض دوّم دیه نفس بر شخص اوّلی است و بر عهده شخص دوّم دیه بریدن سر میّت می باشد.نظر مشهور این است که شخص دوّمی در فرض اوّل و شخص اوّلی در فرض دوّم قصاص می شود نه اینکه دیه بدهد، امّا این نظر اشکال دارد؛ بعید نیست که قاتل قصاص نشود.و همچنین نظر مشهور این است که دیه بریدن سر میّت یک دهم 1/10 دیه می باشد که بدون شک این نظر هم اشکال دارد و اقرب این است که دیه بریدن سر میّت تمام دیه است.امّا اگر حال جنین مجهول باشد و نداند که او مرده است یا زنده یعنی نداند که حیات پایدار دارد یا ندارد، در این فرض دیه فقط بر عهده شخص دوّمی است.
(مسأله 3617) اگر مسلمان و ذمّی به زنی در یک پاکی [طهر واحد] از روی شبهه دخول نمایند، سپس زن جنینش را به وسیله جنایت سقط نماید میان شخص مسلمان و ذمّی قرعه انداخته می شود و جانی به نسبت دیه هرکدام از آن دو نفر که بچه به او ملحق می باشد ملزم به پرداخت دیه می گردد.
(مسأله 3618) اگر جنایت بر جنین بطور عمد یا شبه عمد باشد دیه او از مال شخص جانی داده می شود، ولی اگر جنایت خطایی باشد بعد از دمیدن روح، دیه او بر عاقله جانی است، امّا اگر جنایت قبل از دمیدن روح باشد، اظهر آن است که دیه بر عاقله ثابت نیست.
(مسأله 3619) در بریدن سر میّت یا بریدن عضوی از اعضای میّت که اگر زنده بود جانش به آن عضو احتیاج داشت، بنابر اقرب دیه است، هرچند از روی اشتباه بریده باشد.دیه میت به ارث گذاشته نمی شود، بلکه در راههای نیکی و احسان برای میّت به مصرف می رسد.
