آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
احکام قسم و نذر
قسم
(مسأله 2807) قسم به اللَّه و نام های مختص به او یا هر آنچه که بر اللَّه(جل و علا)دلالت کند و ذات خداوند در نظر آید مانند:رب، خالق، باری، رازق و مانند آنها منعقد می شود.بعید نیست قسم به صفاتی که مخصوص خداوند نیست مانند:عالم، سمیع، بصیر و مانند آنها نیز منعقد شود.اما اگر بگوید:«و حق الله»قسم منعقد نمی شود، مگر آنکه به آن، قسم به خداوند متعال را قصد کند.نیز قسم با برائت از خداوند و یا یکی از انبیاء و ائمه(علیهم السلام)منعقد نمی شود، و بعید نیست که قسم به اینها حرام باشد.
(مسأله 2808) در قسم تکلیف، قصد و اختیار شرط می باشد، و در حال غضب، جبر و اکراه، منعقد نمی شود.قسم کافر نیز صحیح می باشد.اگر قسم بر امر واجب، یا مستحب، یا مباح راجح، یا ترک حرام، یا ترک مکروه و یا ترک مباح راجح تعلق بگیرد، منعقد می شود.چنانچه وجود و عدم متعلق قسم برای دین و دنیا مساوی باشد، بعید نیست که قسم منعقد شود.
(مسأله 2809) قسم به فعل غیر تعلّق نمی گیرد، و نیز قسم به امر گذشته و امر محال تعلّق نمی گیرد و در تمام این موارد اثری بر قسم مترتب نمی شود.
(مسأله 2810) در صحت قسم، قدرت بر وفای به آن در وقت خودش، شرط است، بنابراین قسم به امر غیر مقدور و منعقد نمی شود.نیز اگر به امری قسم بخورد که در زمان قسم مقدور باشد ولی در هنگام عمل و یا برای همیشه، از انجام آن عاجز گردد، قسم منعقد نمی شود.
(مسأله 2811) قسم خوردن بر خلاف واقع، در صورتی که از مصلحت خاص برخوردار باشد، جایز است مانند دفع ظالم از مال خودش یا مال مؤمن دیگر، بلکه قسم اگر سبب خلاصی او از حرام و یا نجات جان خود یا مؤمن دیگری گردد، واجب می شود.
(مسأله 2812) برای فرزند با بودن پدر و زوجه با بودن زوج، قسم اعتبار ندارد، به این معنی که پدر می تواند قسم فرزند و زوج قسم زوجه را منحل کنند، بلکه بعید نیست که در موارد مذکور اصلاً قسم منعقد نشود.نیز قسم در فعل معصیت محقق نمی شود مانند تحریم حلال یا تحلیل حرام و یا قطع رحم.
(مسأله 2813) با حنث قسم، کفاره واجب می گردد.مخالفت با قسم دروغ، کفاره ندارد؛ اگر چه چنین قسمی شرعاً حرام است.قسم بر ترک واجب یا فعل حرام، بلکه بر ترک مستحب یا فعل مکروه منعقد نمی شود، به شرط آن که عنوان ثانوی رجحان بر او مترتب نشود.همچنین قسم بر کاری که انجامش رجحان دارد، و یا بر ترک کاری که ترکش رجحان داشته باشد، منعقد می شود.بلکه بعید نیست که قسم بر کار متساوی الطرفین منعقد شود.وفای به قسم واجب است، و اگر عمداً و عالماً مخالفت کند، بر او گناه و کفاره است.
(مسأله 2814) اگر کسی بر چیزی قسم بخورد، بعد بفهمد که مخالفت آن بهتر از وفای به آن است؛ در این صورت مخالفت آن جایز، بلکه اولی است.
نذر
(مسأله 2815) در نذرکننده، تکلیف، اختیار و قصد شرط می باشد.نذر زن اگر متعلق به مال شوهر و یا منافی با حق او نباشد بنابر اقرب اذن شوهر شرط نیست، اما اگر نذر متعلق به مال شوهر و یا منافی با حق او باشد بدون اذن شوهر صحیح نمی باشد چه نذرش در حال زوجیت باشد یا پیش از آن. با منع پدر نذر فرزند منعقد نمی شود، اگر پدر بعد از نذر از آن منع کند نذر منحل می شود.و بعید نیست که عهد فرزند با نهی پدر، منعقد نشود و یا نهی پدر عهد فرزند منحل می شود.
(مسأله 2816) نذر یا برای شکرانه نعمت است؛ مثل اینکه بگوید:«اگر خداوند فرزندی به من داد، بر من است که برای خداوند فلان کار را انجام دهم»یا برای دفع گرفتاری است، چنانکه بگوید:«اگر مریضم شفا یافت بر من است که برای خداوند چنین کاری انجام دهم»یا برای اجتناب از معصیت است، مثلاً بگوید:«اگر کار حرامی را مرتکب شدم، بر من است که برای خدا چنین نمایم»یا «اگر اطاعت خدا را نکردم بر من است که برای خدا فلان کار را انجام دهم»یا «تبرّعی»است مثلاً بگوید:«برای خدا بر من است که چنین کنم»در همه این موارد واجب است که متعلق نذر، طاعت خدا و محبوب او، و مقدور ناذر در زمان وفا باشد.پس اگر محبوب خداوند متعال نباشد، یا محبوب او باشد،ولی در زمان وفا مقدور نباشد، صحیح نیست.
(مسأله 2817) نذر باید برای خدا باشد، بنابراین اگر بگوید:«بر من است که چنین کنم»و «برای خدا»را نگوید، وفای به آن واجب نیست.
(مسأله 2818) اگر در نذر چیزی را نام نبرد نذر باطل است، و چیزی بر او واجب نیست؛ هرچند سزاوار آن است که دو رکعت نماز بخواند، یا یک روز روزه بگیرد، یا چیزی صدقه بدهد.اگر چیزی را نام ببرد و بگوید:«بر من است که برای خدا عمل طاعت و خیری انجام دهم»بر او واجب است عملی را انجام دهد که عنوان طاعت و خیر بر آن منطبق باشد، مانند:نماز، روزه، صدقه و مانند آنها.اگر نذر کند که «مدتی»روزه بگیرد، بنا بر احوط، شش ماه باید روزه بگیرد، و اگر نذر کند که «زمانی»روزه بگیرد؛بنابر احوط، پنج ماه روزه بگیرد.اگر نذر کند که «مال بسیار»صدقه دهد، روایت شده که هشتاد درهم از درهمهای مسکوک بدهد.همه اینها در صورتی است که قرینه بر خلاف آن موجود نباشد وگرنه طبق آن عمل شود.
(مسأله 2819) اگر از انجام آنچه نذر کرده، عاجز شود، چنانچه عجزش استمرار پیدا کند، وجوب نذر ساقط می شود، و اگر مجدّداً در وقتش قدرت پیدا کند، واجب می شود.اگر نذر را به وقت و یا مکان معینی مقید کرده باشد، تنها در همان زمان و یا همان مکان واجب می گردد ولی اگر مقید نکرده باشد نذر مطلقاً واجب می شود.
(مسأله 2820) اگر روزه روز معینی را نذر کند و در آن روز سفری یا مرضی برایش اتفاق بیفتد، یا زن مبتلا به حیض یا نفاس شود؛ باید افطار کند و بعداً قضایش را به جای آورد.
(مسأله 2821) اگر نذر کند که چهارپایش را برای خانه خدای متعال یا یکی از مشاهد مشرفه، اهدا کند،باید در مصالح خانه خدا یا مشاهد مشرفه به کار گرفته شود، و اگر به آن نیاز نباشد، فروخته شود و قیمت آن در مصالح خانه خدا یا مشاهد مشرفه مانند:چراغ، فرش، نظافت، تعمیر و غیره مصرف شود.
(مسأله 2822) اگر چیزی را برای پیامبر صلی الله علیه و آله یا امام علیه السلام، نذر کند چنانچه مصرف معینی را قصد کرده باید به همان مورد مصرف شود و اگر مصرف معینی را قصد نکرده باید به مصرفی برساند که نسبتی به پیامبر(صلی الله علیه و آله)یا امام(علیه السلام)داشته باشد مانند انفاق بر زایرین فقیر یا انفاق بر حرم شریف.و در صورت شک به ظاهر کلام نذرکننده عمل می شود.و اگر چیزی را برای مشهدی از مشاهد مشرفه، نذر کند، برای عمارت، یا روشنایی، یا خرید فرش و یا سایر شؤنات آن مصرف شود؛ وگرنه در امور نزدیک و نزدیک تر به آن مصرف می شود.
عهد
(مسأله 2823) عهد آن است که انسان بگوید:با خدا عهد می بندم که فلان کاری-مثلاً نماز اول وقت-را انجام دهم، یا حرامی را ترک کنم.یا بگوید:عهد خدا بر من است که اگر فلان حاجت من بر آورده شد، فلان کار خیری را انجام دهم.ظاهر آن است که عهد مطلق و بدون تعلیق هم منعقد می شود.عهد عقد لازم است و بعید نیست که متعلّق عهد مانند متعلق نذر امر راجح باشد.نذر و عهد با لفظ منعقد می شود؛ ولی اگر چنانچه تنها نیت کرده و به لفظ نیاورده باشد احوط آن است که از آنچه قصد کرده،تخلّف نکند.
(مسأله 2824) اگر با خدا عهد کند که همه آنچه را که مالک است، صدقه دهد و از ضرر آن بترسد، ابتدا آن را قیمت گذاری نموده، سپس کم کم پرداخت نماید.یا به شخص ثقه وصیّت کند که بعد از وفاتش،همه ملکش را صدقه دهد.
