آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
دیه قطع اعضاء
(مسأله 3501) در بریدن هر عضوی از اعضای انسان یا آنچه که در حکم عضو است دیه می باشد و دیه هم بر دو قسم است:
1-دیه ای که مقدار آن در شرع معیّن نیست.
2-دیه ای که مقدار آن در شرع معیّن است.
امّا در قسم اوّل نظر مشهور ارش است و ارش عبارت است از اینکه شخص آزاد را بنده فرض می کنند و یک مرتبه او را به صورت سالم قیمت می گذارند و مرتبه دیگر بصورت معیوب و «به مقدار تفاوت»بین دو قیمت از جانی گرفته می شود، اگر جنایت موجب تفاوت گردد.امّا اگر جنایت موجب تفاوت نگردد حاکم شرع می تواند هر مقداری را که مصلحت ببیند از جانی بگیرد و لکن این نظر خالی از اشکال نبوده بلکه ممنوع است.اظهر آن است که حاکم شرع مطلقاً مخیّر است، چه جنایت موجب تفاوت گردد یا نگردد.
امّا قسم دوّم که در شرع، دیه مقدّر و معیّن دارد شانزده مورد است:
اوّل-دیه مو:از بین بردن موی سر در صورتی که دیگر نروید، دیه کامل دارد.ولی اگر بروید در آن ارش [تاوان]است.و در مورد موی زن، چنانچه تراشیده شود، اگر بروید در آن مهر المثل می باشد،ولی اگر اصلاً نروید، دیه کامل است.اگر موی ابرو تماماً از بین برود، بنابر اقرب دیه آن نصف دیه چشم یعنی دویست و پنجاه دینار طلای سکه دار و یا سه هزار درهم نقره سکه دار است.و چنانچه قسمتی از ابرو از بین برود به نسبت آن دیه می گیرند.اگر ریش کسی را بتراشند، بنابر اظهر دیه ندارد، امّا اگر بعد از تراشیدن ریش بروید در آن ارش است و تعیین ارش هم در دست حاکم شرع است ولی اگر ریش نروید نظر مشهور این است که در آن دیه کامل است و لکن این نظر اشکال دارد و اظهر آن است که در آن[ارش]است.
دوّم-دیه دو چشم:دیه دو چشم دیه کامل است و در یک چشم نصف دیه است.و در این جهت بین چشم سالم، کم بین، ضعیف، چشم لوچ، دو بین، و درشت، فرقی نیست.پلک های چهارگانه بنابر اظهر دیه کامل ندارد.در پلک بالایی ثلث دیه چشم می باشد که عبارت است از صد و شصت و شش دینار و دو ثلث 2/3 دینار و در پلک پایینی نصف دیه یک چشم است که دویست و پنجاه دینار می باشد.امّا در مورد مژگان در شرع اندازه ای برای آنها بیان نشده، حتی اگر با پلک ها ضمیمه شود.البته اگر مژگان جداگانه از بین بروند در آنها ارش است.
(مسأله 3502) اگر پلک ها با دو چشم از جا درآورده شوند، یک دیه کفایت نمی کند، یعنی هم باید دیه پلک ها و هم دیه دو چشم را بدهد.
(مسأله 3503) اگر چشم سالم کسی که چشم دیگر او کور است درآورده شود، در آن دیه کامل است.و اقرب این است که فرقی نمی کند کوری یک چشم به حسب خلقت باشد یا به سبب آفت آسمانی و یا جنایت، همچنانکه فرق نمی کند اگر کوری یک چشم به سبب جنایت بوده دیه آن را از جانی گرفته باشد یا نگرفته باشد.در فروبردن چیزی به چشم کور ثلث 1/3 دیه است، باز هم در اینکه کوری چشم اصلی باشد یا عارضی فرقی نیست و حکم چنین است در بریدن هر عضو فلج که دیه آن ثلث 1/3 دیه عضو سالم است.
(مسأله 3504) اگر چشم شخصی را در بیاورد و ادّعا کند که وی چشم بینا نداشته ولی مجنی علیه ادّعا کند که چشمش سالم بوده، در این صورت اظهر این است که قول مجنی علیه با قسم پذیرفته می شود و حکم چنین است اگر اختلاف بین جانی و مجنی علیه در سایر اعضا از این ناحیه باشد.
سوّم-دیه بینی:اگر چنانچه بینی از ریشه در آورده شود یا نرمی بینی بریده شود در آن دیه کامل است و در بریدن پایانه بینی نصف دیه بینی است.
(مسأله 3505) در قطع یکی از دو سوراخ بینی قول صحیح این است که دیه آن ثلث1/3 دیه است.
چهارم-دیه دو گوش:در دو گوش دیه کامل و در یکی از آنها نصف دیه است و در قسمتی از آن به نسبت آن مقدار، دیه می باشد و در نرمه گوش ثلث 1/3 دیه گوش است.
پنجم-دیه دو لب:در آن دیه کامل و در هر یک از آنها بنابر اظهر نصف دیه است و آنچه از دو لب بریده شود به نسبت آن دیه گرفته می شود.
ششم-دیه زبان:اگر زبان سالم از بیخ درآورده شود دیه کامل و در بریدن زبان لال ثلث 1/3 دیه است.چنانچه مقداری از زبان بریده شود به نسبت آن از حیث مساحت دیه گرفته می شود، امّا در زبان سالم به حروف معجم محاسبه می شود و به نسبت آن حروفی که نمی تواند ادا نماید، دیه داده می شود.
بنابر اظهر حروف معجم بیست و نه تا است.
(مسأله 3506) مقدار بریده شده در زبان سالم بر اساس حروف معجم محاسبه می شود نه مقدار مساحت.بنابراین اگر ربع 1/4 زبان بریده شود ولی نصف کلامش از بین رفته باشد در آن نصف دیه است و اگر نصف زبان بریده شود ولی ربع 1/4 کلامش از بین رفته باشد در آن ربع 1/4 دیه است.همه اینها بنابر اظهر است، هرچند احوط آن است که بین دیه قطع و دیه از بین رفتن منفعت جمع نماید.
(مسأله 3507) هرگاه بر شخصی جنایتی وارد شود که قسمتی از کلامش به سبب بریده شدن قسمتی از زبانش یا به غیر آن از بین برود و دیه را بگیرد، امّا کلامش دوباره برگردد، بعضی گفته اند که دیه بر گردانده می شود، و لکن قول صحیح تفصیل است بین آن جایی که برگشتن کلام کاشف باشد از اینکه از بین رفتن کلام عارضی بوده و در حقیقت از بین نرفته است، و بین جایی که واقعاً از بین رفته باشد.بنابراین در صورت اوّل دیه برگردانده می شود، امّا در صورت دوّم برگردانده نمی شود، همانطوری که اگر زبانش را ببرّد، سپس خدای تعالی آن را برویاند و بر حالت اولی اش برگرداند، باز هم دیه پس داده نمی شود.
(مسأله 3508) اگر زبان دو سر داشته باشد، مانند زبان شقه شده، و یکی از آنها را ببرّد، اعتبار به حروف است.چنانچه بتواند به همه حروف سخن بگوید دیه مقدّر و معیّنی ندارد بلکه در آن[ارش]است و اگر با بعضی از حروف بتواند سخن بگوید، دیه به نسبت آن حروفی که از بین رفته است گرفته می شود، هرچند احوط این است که بین دیه قطع و دیه از بین رفتن منفعت جمع نماید.
(مسأله 3509) در قطع زبان بچه دیه کامل است.امّا اگر بچه به حدّی رسیده باشد که طبیعتاً باید سخن بگوید ولی سخن نمی گوید، چنانچه بداند یا اطمینان داشته باشد که آن بچه لال است، در آن ثلث دیه است و در غیر آن، دیه کامل می باشد.
هفتم-دیه دندانها:در آنها دیه کامل است و این دیه بر بیست و هشت دندان تقسیم می شود که
شانزده تای آنها در عقب دهان و دوازده دندان در جلو دهان است.دیه هر دندانی از جلو دهان پنجاه دینار است.بنابراین دیه مجموع دندان های جلو شش صد دینار می شود ولی دیه هر دندان عقب، اگر بشکند و از بین برود، نصف دیه دندانهای جلو است که بیست و پنج دینار می باشد.بنابراین دیه مجموع دندان های عقب چهار صد دینار است و مجموع دیه دندان های جلو و عقب به هزار دینار می رسد.اگر دندان ها از بیست و هشت عدد کمتر باشند، به نسبت آن از دیه کم می شود (1)، و همینطور اگر بیشتر از بیست و هشت باشد.البته در دندان اضافی حکومت(ارش)است اگر به تنهایی در آورده شود.
1- 1) یعنی هر تعداد از دندانها که موجود نباشد دیه ندارد.
(مسأله 3510) اگر دندان ضربت بخورد باید یک سال منتظر ماند و اگر بیفتد ضارب باید دیه آن را بدهد، ولی اگر نیفتد بلکه سیاه شود دو ثلث 2/3 دیه آن را غرامت می دهد و اگر بعد از سیاه شدن بیفتد،نظر مشهور این است که ثلث دیه آن بر عهده ضارب می آید و این نظر خالی از قوّت نیست.
(مسأله 3511) در ثبوت دیه فرقی نیست، بین اینکه دندان از ریشه اش که در لثه ثابت است درآورده شود و بین اینکه دندان را از لثه بشکند، امّا اگر یکی دندان را از لثه بشکند و دیگری آن را از لثه دربیاورد، بر اوّلی دیه آن است و اگر دندان شکسته از دندان های جلو باشد، دیه آن پنجاه دینار است ولی اگر از دندان های عقب باشد دیه آن بیست و پنج دینار می باشد و بر دوّمی ارش است.
(مسأله 3512) اگر دندان بچه در آورده شود یا تماماً شکسته شود، بعید نیست که به طور کلی دیه ثابت باشد حتی اگر بروید.
(مسأله 3513) اگر انسان به جای دندان درآورده شده دندان مصنوعی ثابت بکارد و کسی آن را دربیاورد، دیه ندارد و لکن در آن حکومت[ارش]است.
هشتم-دیه فکّ اسفل:آنها دو استخوانی است که در چانه با هم تلاقی می کنند و دو طرف آنها از دو جانب صورت به گوش متصل می شوند که روی آنها دندان های[پایینی]می رویند و در آنها دیه کامل است و در هر یک از آنها نصف دیه است.این در صورتی است که آنها به طور جداگانه از دندان ها درآورده شوند ولی اگر با دندان ها درآورده شوند در هر یک از آنها دیه خودش می باشد.
نهم-دیه دو دست:در دو دست دیه کامل است و در هر یک از آنها نصف دیه.چنانچه دست بریده شود انگشتان حکمی ندارند.
(مسأله 3514) اگر دست از مچ بریده شود، بدون تردید دیه ثابت می باشد.امّا اگر با دست مقداری از مچ بریده شود، نظر مشهور بین فقها این است که در آن دیه بریدن دست است و در بریدن مقدار اضافه ارش می باشد.البته این نظر اشکال دارد بلکه بعید نیست که در این مورد تنها بر دیه اکتفا شود.
(مسأله 3515) اگر شخصی در مچ، دو دست داشته باشد که یکی از آنها اصلی و دیگری زیادی باشد،در این فرض چنانچه دست اصلی بریده شود، دیه آن پانصد دینار است ولی اگر دست زیادی بریده شود، بعضی گفته اند که دیه آن ثلث 1/3 دیه دست اصلی است و این قول اشکال دارد.اقرب این است که مرجع در آن ارش است.
(مسأله 3516) اگر دست اصلی با دست زیادی مشتبه گردد و تشخیص یکی از آنها از دیگری ممکن نباشد، در این صورت اگر هر دو با هم بریده شوند در آن یک دیه کامل دست و ارش است، ولی اگر یکی از آنها بریده شود، در آن ارش است مادامی که از دیه کامل دست زیاد نشود.
(مسأله 3517) اگر ذراعی که کف ندارد یا بازو بریده شود، در آن نصف دیه است.
دهم-دیه انگشت ها:نظر مشهور این است که در بریدن هر یک از انگشتان دو دست یا دو پا عُشر1/10 دیه است، ولی گروهی گفته اند که در بریدن انگشت شصت ثلث 1/3 دیه دست یا پا است و در هر یک از چهار انگشت باقیمانده، سُدس 1/6 دیه دست یا پا می باشد و اقرب قول دوّم است.
(مسأله 3518) دیه هر انگشت به غیر از انگشت شصت بر سه بند و گره تقسیم شده است و دیه انگشت شصت بر دو بند تقسیم شده است به لحاظ اینکه انگشت شصت بند سوّم ندارد.بنابراین اگر بند وسط از انگشتان چهارگانه-به غیر از شصت-بریده شود، دیه آن پنجاه و پنج دینار و ثلث 1/3 دینار است و چنانچه مفصل بالاتر از آن بریده شود، دیه آن بیست و هفت دینار و 8/10 دینار است.
(مسأله 3519) دیه جدا کردن ناخن از هر انگشت دست پنج دینار است، اگر ناخن نروید یا سیاه بروید.
(مسأله 3520) دیه جدا کردن ناخن شصت پا سی دینار است، و دیه جدا کردن ناخن از هر انگشت-به غیر از انگشت شصت-ده دینار است.
(مسأله 3521) در انگشت زیادی در دست یا پا، ثلث 1/3 دیه انگشت سالم است، و در بریدن عضو فلج ثلث1/3 دیه آن است.
یازدهم-دیه نخاع:بعید نیست که در آن ارش باشد نه دیه کامل.
دوازدهم-دیه پستان ها:در قطع پستان دیه کامل است و در هر یک از آنها نصف دیه است،ولی اگر پستان ها را با مقداری از پوست سینه ببرّد، پس در قطع آنها دیه و در بریدن پوست سینه ارش است.امّا اگر علاوه بر اینها سینه را هم سوراخ نموده است دیه سوراخ کردن را نیز باید بدهد.
(مسأله 3522) در هر یک از دو نوک پستان مرد ثمن 1/8 دیه است که عبارت است از صد و بیست و پنج دینار طلا و همینطور است حکم در بریدن نوک پستان زن.
سیزدهم-دیه آلت مردانگی:بریدن حشفه (1)و بیشتر دیه کامل دارد و در این حکم بین جوان،پیر، کوچک و بزرگ فرقی نیست.امّا کسی که تخم هایش کشیده شده و چنانچه این عمل موجب فلج شدن آلتش نگردد در بریدن آن دیه کامل است، ولی اگر کشیدن تخم ها موجب فلج شدن آلت او گردد، در این صورت اگر آلت بریده شود در آن ثلث 1/3 دیه است، و اگر کاری کند که موجب فلج شدن آلت گردد جانی باید دو ثلث 2/3 دیه را بدهد، و حکم چنین است در بریدن آلت شخص اخته.بنابراین اگر کوبیدن تخم ها موجب فلج شدن آلت شخص اخته نگردد، در بریدن آلت او دیه کامل است ولی اگر منجر به فلج شدن آلت او گردد در بریدن آلتش ثلث 1/3 دیه می باشد.
1- 1) سر آلت و قسمت ختنه گاه را حشفه گویند.
(مسأله 3523) در بریدن قسمتی از ختنه گاه، مقدار بریده شده نسبت به تمام ختنه گاه محاسبه می شود و به همان نسبت دیه آن داده می شود.
(مسأله 3524) اگر یکی ختنه گاه و دیگری بقیه آلت شخصی را ببرّد بر اوّلی دیه کامل و بر عهده دوّمی ارش است.
(مسأله 3525) نظر مشهور این است که اگر کسی آلت عنّین (2) را ببرّد باید ثلث 1/3 دیه را بدهد.این نظر به واقع نزدیکتر است به لحاظ اینکه دیه عضو فلج، ثلث 1/3 دیه عضو سالم است.
2- 2) آلتی است که موقع نزدیکی حرکت و توان لازم را ندارد.
(مسأله 3526) در بریدن دو بیضه دیه کامل، و در بریدن یکی از آنها نصف دیه می باشد، و بنابر اظهر دیه بیضه چپ و راست، با هم فرق ندارد.
چهاردهم-دیه دو شفر:آنها دو گوشتی است که عورت زن را احاطه کرده اند که در بریدن آنها دیه کامل و در بریدن یکی از آنها نصف دیه می باشد.البته در این حکم بین زن سالم و غیر سالم مانند زنی که عورت او مسدود است، و زنی که داخل عورت او استخوانی است که مانع از دخول می شود و زن کوچک، بزرگ، افضا شده و باکره فرقی نیست.و در بریدن رکب قسمت زیر شکم زن که مو در آنجا می روید-ارش است.
پانزدهم-دیه دو دنبه:دیه بریدن دو دنبه با هم دیه کامل است و چنانچه یکی از آنها بریده شود نصف دیه می باشد ولی اگر مقداری از هر یک آنها بریده شود باید شخص جانی ارش بدهد.
شانزدهم-دیه دو پا:دیه بریدن هر دو پا دیه کامل و دیه بریدن یکی از آنها نصف است و در این حکم بین اینکه دو پا از مفصل یا از ساق یا از زانو یا از ران بریده شود فرقی نیست.
(مسأله 3527) دیه بریدن انگشتان دو پا دیه کامل است.
(مسأله 3528) دیه بریدن دو ساق پا دیه کامل و در بریدن یکی از آنها نصف دیه می باشد، و همینطور است حکم در بریدن دو ران.
1-دیه شکستن.2-دیه شکافتن.3-دیه کوبیدن و خرد کردن.4-دیه جابجا کردن.5-دیه سوراخ کردن.6-دیه جدا کردن.7-دیه جراحت در بدن به غیر از سر.
