آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض

آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض

مرجع تقلید شیعه

شکار

(مسأله 2849) اگر سگ شکاری، حیوان وحشی حلال گوشتی را شکار کند، حلال می شود چه سلوقی باشد یا غیر آن.بنابراین هر حیوان وحشی حلال گوشتی را که سگ با گاز گرفتن و مجروح کردن، کشته باشد، تذکیه شده و خوردن آن حلال است.امّا اگر غیر سگ از سایر حیوانات شکاری، مانند:عقاب،شاهین، قوش شکاری، یوزپلنگ، پلنگ و مانند آنها حیوانی را شکار کند، حلال نمی شود.

(مسأله 2850) در حلال بودن شکار سگ چند چیز شرط است:
اوّل:سگ برای شکار طوری تربیت شده باشد که هر وقت آن را برای شکار بفرستد، برود، و هر وقت منع کند، خودداری نماید.بنابر اقوی خودداری کردن سگ بعد از فرستادن معتبر نیست.لازم نیست، عادت سگ این باشد که شکار را بگیرد و نخورد، در صورتی که شکار کردن او به دستور صاحبش بوده باشد.ولی اگر سگ با دستور صاحبش برای خودش شکار کند، شکار حرام است،هرچند سگ از آن نخورد.
دوّم:سگ را برای شکار کردن فرستاده باشد.اما اگر بدون فرستادن، خودش برای شکار برود، یا او را برای کار دیگری، مانند دفع دشمن یا درنده ای بفرستد و اتفاقاً حیوانی را شکار کند، یا خودش به سوی شکار روانه شود، سپس صاحبش او را تحریک کند هرچند تحریک او در سگ اثر نماید، شکار حلال نمی شود.اما اگر سک خودش روانه شود و صاحبش او را منع کند و او بایستد، سپس با تحریک صاحبش به سوی شکار برود شکار حلال است.اگر او را برای شکار آهوی معینی بفرستد و او غیر آن را شکار کند، حلال است.نیز اگر او را با دیگری شکار کند، هر دو حلال است.
سوّم:کسی که سگ را می فرستد، باید مسلمان باشد.اگر کافر او را بفرستد، شکارش حلال نیست.در مسلمان بین مؤمن و مخالف و حتی کودک فرقی نیست.چنانچه در کافر بین بت پرست و غیر او و حربی و ذمّی، تفاوتی ندارد.
چهارم:در وقت فرستادن سگ، نام خدا را ذکر کند.اگر بعد از ارسال و پیش از رسیدن، ذکر کند،بنابر اقوی کفایت می کند.اگر عمداً نام خدا را ترک کند، شکار حلال نیست، ولی اگر از روی فراموشی باشد؛ حلال است.همچنین در حکم شکار است، اگر با وسیله ای مانند تیر شکار کند.

(مسأله 2851) در تسمیه، چه در این مورد و چه در ذبح و نحر، ذکر «اللَّه»همراه با تعظیم، مانند:اللَّه اکبر یا الحمد للَّه یا بسم اللَّه کفایت می کند، و در کفایت اسم شریف(اللَّه)به تنهایی اشکال است.
پنجم:مردن حیوان به سبب جراحت از ناحیه سگ باشد؛ پس اگر به اسباب دیگری مانند:مصدوم شدن، خفگی، خستگی و مانند آن بمیرد حلال نیست.

(مسأله 2852) اگر سگ را به سوی شکار بفرستد و بعد از آسیب رساندن سگ، صید را مرده بیابد، و همچنین اگر بعد از آسیب رساندن سگ، او را زنده بیابد، ولی برای تذکیه فرصت نداشته باشد و شکار بمیرد خوردنش حلال است.امّا اگر وقت برای تذکیه باشد واو را همانطور بگذارد، تا بمیرد حلال نیست، و نیز حکم چنین است اگر بعد از گاز گرفتن سگ، او را زنده بیابد؛ لکن شکار رام نباشد و به همان حالت فرار کند به گونه که اگر او را دنبال کند، می تواند بگیرد، ولی دنبال نکند و بعداً صید را مرده بیابد.

(مسأله 2853) اگر شکار را در حالی بیابد که چشم هایش تکان بخورد، یا دست و پا بزند و یا دمش را حرکت دهد و زمان برای ذبح آن باشد؛ حلال نمی شود، مگر با تذکیه.

(مسأله 2854) اگر به مقدمات تذکیه، مانند کشیدن کارد و بر طرف کردن مانع از موضع ذبح و مانند آن مشغول شود و حیوان قبل از ذبح بمیرد، حلال است.امّا اگر وسیله ذبح نزدش نباشد واو را ذبح نکند تا بمیرد، حلال نیست.ولی اگر سگ را بر شکار تحریک کند و سگ او را بکشد، بنابر اقوی خوردنش حلال است.

(مسأله 2855) ظاهر آن است که شتاب کردن به طرف شکار، از زمان فرستادن سگ و نیز از زمان رسیدنش به شکار، در صورتی که شکار رام نشده باشد، واجب نیست.امّا وقتی که سگ شکار را نگه داشته و رام کرده باشد؛ بنابر احتیاط شتاب واجب است.این در صورتی است که احتمال دهد چنانچه به سرعت به طرف شکار رود، او را تذکیه خواهد کرد، امّا اگر احتمال درک تذکیه را ندهد و به خاطر دوری مسافت یا حمله سگ شکار را مرده بیابد، دویدن به طرف شکار واجب نیست.

(مسأله 2856) اگر سگ شکار را گاز بگیرد، موضع گاز گرفتنش، نجس است و باید شسته شود.

(مسأله 2857) در حلال بودن شکار، معتبر نیست که فرستنده یکی باشد، بنابراین اگر عده ای یک سگ را بفرستند، با اجتماع شرایط در همه یا در یکی از آنها، چنانچه تحریک او برای فرستادن سگ کافی باشد، شکار حلال است.نیز معتبر نیست که سگ یکی باشد؛ پس اگر یک شخص چند سگ را بفرستد و همه مشترکاً حیوانی را شکار کنند، حلال است.امّا در صورت تعدد سگ، اجتماع شرایط در همه معتبر است؛ پس اگر مسلمان و کافر، دو سگ را فرستادند و آن دو حیوانی را شکار کردند، حلال نمی باشد.همین طور اگر هر دو مسلمان باشند، ولی یکی تسمیه بگوید و دیگری نگوید، و یا سگ یکی از آنها برای شکار تعلیم دیده باشد و دیگری تعلیم ندیده باشد حلال نیست.این در صورتی است که قتل، مستند به هر دو باشد، امّا اگر به یکی از آنها مستند شود، اجتماع شرایط در همان یکی کفایت می کند.هرگاه شخص سگی را به سوی شکار فرستاد، و او به شکار رسید، ولی رام نتوانست، سپس سگ دوم را فرستاد، و شکار از پا در آمد، به گونه ای که مرگ شکار به سگ دوم مستند گردد اجتماع شرایط در سگ دوم معتبر است.

(مسأله 2858) اگر مسلمان و کافر یک سگ را بفرستند و حیوانی را شکار کند، چنانچه فرستادن مسلمان و تحریک او سبب مستقل باشد، حلال است و اگر جزو سبب باشد، حلال نیست.همچنین اگر دو مسلمان سگی را بفرستند و یکی تسمیه بگوید و دیگری نگوید، چنانچه فرستادن کسی که تسمیه گفته سبب مستقل برای شکار باشد، حلال است وگرنه حلال نمی باشد.

(مسأله 2859) اگر شک کند که سبب مرگ شکار، حمله سگ بوده است یا سبب دیگر، شکار حلال نمی باشد.امّا اگر شواهد عرفی که موجب وثوق و اطمینان شود دلالت کند که سبب مرگ حمله سگ بوده، حلال می باشد.

(مسأله 2860) شکاری که به وسیله چیز جامدی کشته شود، حلال نمی باشد، مگر اینکه وسیله، سلاح برّنده ای مانند:شمشیر، کارد، خنجر و مانند آنها باشد و یا سوراخ کننده باشد، مانند:نیزه، تیر و عصا که در آن آهن به کار رفته باشد، اگر چه در نوک شان آهن کار گذاشته نشده باشد.در چیزی که نوک آهنی ندارد، پاره کردن شکار معتبر است.امّا چیزی که نوک آهنی دارد و بدون پاره کردن و سوراخ کردن،حیوان را بکشد؛ حلال بودن آن محل اشکال است.ولی «معراض»-و آن چوبی که وسط آن ضخیم و دو طرف آن تیز می باشد-اگر با پرتاب آن شکار کشته شود، حلال نمی باشد، ولی اگر پاره کند، در صورتی حلال است که نزد شکارکننده تیر نباشد، اگر تیر باشد حلال بودن آن محل اشکال است.

(مسأله 2861) در حلال بودن صید، سایر فلزات غیر آهن مانند:طلا، نقره، برنز و مانند آنها کفایت می کند.

(مسأله 2862) شکاری که با سنگ، نیزه، تور، دام، طناب و امثال اینها از وسایل شکاری که برّنده و سوراخ کننده نمی باشد، کشته شود، حلال نیست.

(مسأله 2863) شکار با چیزهایی که عرفاً سلاح بر آنها صدق نمی کند-هرچند سوراخ کننده باشد-مانند:سوزن، خار و غیر آنها محل اشکال است.امّا در چیزهایی که سلاح بر او صدق می کند، گرچه غیر متعارف باشد، اشکال نیست و شکار حلال است.

(مسأله 2864) حلال بودن شکار با گلوله های متعارف این زمان، اگر تیز و مخروطی باشد، بعید نیست،فرق نمی کند که از آهن باشد یا از سرب یا غیر آن دو.امّا در گلوله های که حجم کوچک دارد و به نام«ساچمه»یاد می شود، اشکال است.

(مسأله 2865) در شکار با وسیله ای جامد، چند چیز شرط است:
1- پرتاب کننده مسلمان باشد.
2-در حال پرتاب تسمیه بگوید.
3-قتل مستند به همان پرتاب باشد.
4-با قصد شکار پرتاب کند، بنابراین اگر چیزی را بدون هدف، یا به سوی هدف خاصی و یا به منظور دیگری غیر شکار پرتاب کند، و به شکار اصابت نماید، حلال نیست.نیز اگر چیزی از دستش رها شود و به شکار اصابت نماید، حلال نیست.البته اگر چیزی را به قصد شکار به سوی حیوانی پرتاب کند، و به غیر آنچه قصد کرده اصابت نماید، حلال می باشد.
5-کشتن شکار تنها با وسیله شکار صورت گرفته باشد.بنابراین اگر وسیله دیگری با آن شریک شود، حلال نمی شود.مثلاً اگر بعد از اصابت تیر، در آب و یا از بالای دیوار به زمین بیفتد و مردن حیوان به هر دو مستند باشد، و یا مسلمان و کافر، کسی که تسمیه گفته با کسی که تسمیه نگفته، و یا کسی که قصد کرده با کسی که قصد نکرده، با هم تیر را پرتاب کنند و مردن به هر دو مستند باشد، حلال نیست.اگر شک کند که شکار تنها با وسیله شکار از پا درآمد.یا نه،حلال نیست.

(مسأله 2866) اگر تیری رها کند و با کمک باد به شکار اصابت کند، و او را بکشد، حلال است، اگر چه بدون باد به شکار اصابت نمی کرد.و همچنین حلال است اگر تیر ابتدا به زمین بخورد، سپس به شکار اصابت نموده و او را بکشد.

(مسأله 2867) در شکار با وسیله، لازم نیست که وسیله و شکارچی یکی باشند.پس اگر یکی به طرف شکار، تیر بیندازد و دیگری نیزه را به او فرو برد و در اثر هر دو، شکار بمیرد، در صورتی که شرایط در هر یکی از آنها جمع باشد.حلال است.همچنین اگر یکی سگ تعلیم دیده اش را بفرستد و شکار را گاز بگیرد، و دیگری با تیر بزند و هر دو در مرگ حیوان مؤثر باشند، حلال است.

(مسأله 2868) اگر با وسیله غصبی شکار کند، اگر چه با استعمال آن گناه کرده، ولی شکار حلال و مال شکارچی است.چنانچه شکار با وسیله مذکور، اجرت داشته باشد، اجرت المثل آن را باید بدهد.

(مسأله 2869) حلال شدن شکار با سگ تعلیم دیده و اسلحه، مخصوص حیوانات وحشی است که انسان بدون شکار نمی تواند بر آنها دست پیدا کند، مانند:پرنده، آهو، گاو وحشی، الاغ وحشی و مانند اینها، امّا حیوانات اهلی مانند:گاو، گوسفند، شتر، مرغ و امثال اینها اگر با آلت شکار کشته شود، حلال نمی شود، مگر این که حیوان اهلی، وحشی شده باشد، که در این صورت خوردن گوشت او، با شکار حلال می شود.اگر حیوان وحشی، اهلی شود گوشت آن با شکار حلال نمی شود.بچه حیوان وحشی قبل از آن که قدرت بر فرار پیدا کند و جوجه پرنده قبل از قدرت بر پرواز حکم اهلی را دارد، بنابراین اگر به طرف پرنده و جوجه اش تیراندازی کند و هر دو بمیرند، پرنده حلال و جوجه حرام می باشد.اگر حیوان وحشی با شکار شل شود، بدون ذبح گوشتش حلال نمی شود.

(مسأله 2870) گاو و شتر و هر چهارپایی که سرکش شده است، مانند حیوان وحشی، با شکار حلال می شود ولی حلال شدن حیوان با زخمی کردن و کشتن آن، به وسیله سگ محل اشکال است، و احتیاط آن است که در این مورد از وسیله شکار غیر از سگ استفاده شود. اگر حیوان چهارپایی در چاه و مانند آن بیفتد و ذبح و نحر شرعی ممکن نباشد هرجای بدنش را که زخم بزنند و در اثر زخم زدن جان بدهد حلال می شود.

(مسأله 2871) در پاک شدن حیوان با شکار، بین حلال گوشت و حرام گوشت فرقی نیست، پس درندگان اگر شکار شوند، تذکیه می شوند و استفاده از پوست آنها جایز است.این در صورتی است که شکار با آلت شکار باشد، ولی اگر شکار با سگ باشد، بعید نیست که پاک شود.

(مسأله 2872) اگر با شمشیر یا سگ و یا چیز دیگری که شکار کردن با آن صحیح است، حیوانی را دو قسمت کند، و سر و گردن در یک قسمت بماند و انسان وقتی برسد که حیوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است.هم چنین است اگر حیوان زنده باشد، ولی به اندازه سر بریدن وقت نباشد.اما اگر به اندازه سر بریدن وقت باشد و ممکن باشد که مقداری زنده بماند، قسمتی که سر و گردن ندارد حرام و قسمتی که سر و گردن دارد، اگر سر آن را به دستوری که در شرع معین شده ببرند، حلال وگرنه آن هم حرام می باشد.اگر وسیله از چیزهایی باشد که شکار با آنها صحیح نیست، مانند:طناب و تور، قسمتی که سر در آن است، با تذکیه حلال می شود، و اگر تذکیه نشود تا بمیرد، او نیز حرام می شود.

(مسأله 2873) حیوان صحرایی یا دریایی اگر در تور قرار بگیرد که شکارچی برای شکار، آن را گذاشته است، برای شکارچی حقی ایجاد می شود که دیگران را از گرفتن حیوان در تور و تصرّف در آن،منع می کند.ولی اگر حیوان فرار کند، برای دیگران جایز است که آن را شکار کنند، مگر این که شکارچی، آن را از تور و وسیله شکار گرفته و در اختیار خود قرار داده باشد، در این صورت اگر فرار کند، برای دیگران جایز نیست که آن را بگیرند، و اگر گرفتند باید به او برگردانند. اگر تور را بدون قصد شکار انداخته باشد و حیوان یا پرنده ای در آن قرار گیرد، حقی ایجاد نمی کند و برای دیگران جایز است که در آن تصرّف کنند، مگر این که گرفتن آن مستلزم تصرّف در تور باشد و صاحب تور راضی نباشد.این مانند کسی است که به طرف حیوانی به انگیزه تمرین و امتحان تیراندازی نماید، که حقی برای تیرانداز ایجاد نمی شود، بلی اگر آن را بگیرد، مالک می شود، اگر چه قصد تملک نکرده باشد.

(مسأله 2874) اگر حیوانی در زمین کسی [در اثر گل ولای یا مرداب و مانند آن]گیر کند، یا ماهی به کشتی او بپرد، مالک آن نمی شود، امّا اگر آن را برای شکار آماده کرده باشد، مانند اینکه کشتی را در جای معینی قرار داده باشد، تا ماهی در آن بیفتد، یا در خانه اش دانه ریخته باشد تا پرندگان در آن وارد شوند،و پس از ورود در را ببندد، مانند آن، مالک صید می شود.

(مسأله 2875) اگر حیوانی را تعقیب کند تا خسته شود و بایستد تا وقتی که او را نگرفته، حقی برای او ایجاد نمی شود و جایز است که دیگران آن را بگیرد.

(مسأله 2876) اگر حیوانی در تور کسی که آن را برای شکار نصیب کرده بیفتد، و تور نتواند او را نگه دارد و فرار کند، حقی برای صاحب تور باقی نمی ماند.

(مسأله 2877) اگر به طرف شکار تیر بیندازد و به او اصابت کند، لکن او بتواند پرواز کند یا بدود،بطوری که هنوز از پا نیفتاده باشد، حقی برای تیرانداز ایجاد نمی شود.

(مسأله 2878) اگر دو نفر هم زمان به سوی شکار تیراندازی کنند، چنانچه در اثر مساوی باشند و شکار را با هم بگیرند، شکار مال هر دوی آنهاست.امّا اگر یکی زخمی نماید و دیگری بگیرد، شکار مال دوّمی است.اگر تیراندازی به ترتیب باشد، شکار مال کسی است که او را از پا درآورده است، چه اوّلی باشد یا دوّمی.اگر یکی از آنها خطا کند و دیگری به هدف بزند و آن را بکشد، خوردن آن حلال است،و اگر به شکاری تیراندازی کند و دیگری هم او را با تیر بزند، و تسمیه گفته باشد، حلال است.

(مسأله 2879) اگر به طرف حیوان حلال گوشت به قصد اینکه سگ یا خوک است تیراندازی کند و آن را بکشد، حلال نمی شود.

(مسأله 2880) اگر شکار را بر فراز کوه یا دیواری، با تیر بزند واو را سوراخ کند سپس پایین بیفتد و بمیرد، حلال است.امّا اگر در آب بیفتد و بمیرد، چنانچه مرگ او به دلیل غرق شدن باشد، یا به دلیل هر دو، و یا معلوم نشود که مستند به تیر است یا به افتادن در آب، خوردنش جایز نیست همچنین اگر شکار از فراز کوهی سقوط کند و بمیرد خوردنش جایز نیست.امّا اگر بداند که مرگ او به سبب تیر بوده است نه آب-مثل این که سر او بیرون از آب بوده است-بعید نیست که خوردنش جایز باشد.

(مسأله 2881) اگر شکاری را با تیر بزند، سپس شک کند که هنگام تیراندازی تسمیه گفته یا نه؟خوردنش جایز است.

(مسأله 2882) اگر حیوان را با تیر زخمی نماید؛ ولی از پا در نیاید، و در همان حال به خانه ای وارد شود و صاحب خانه آن را بگیرد، با گرفتن، مالک حیوان می شود البته نه به سبب داخل شدن در خانه.

(مسأله 2883) اگر برای ساختن لانه کبوتر، در خانه اش برجی بسازد و کبوتر در آن لانه بسازد، این کار موجب حقی برای او نمی شود، و دیگران می توانند آن را شکار کنند.

(مسأله 2884) اگر شکارچی بدون قصد اعراض شکارش را رها کند، بر ملکش باقی است و دیگری با شکار کردن، نمی تواند آن را در ملک خود در آورد.اگر به قصد اعراض رها کند برای دیگری شکار آن جایز است و مالک اوّل نمی تواند به آن رجوع نماید.حکم سایر چیزهایی که مالک از آنها اعراض نموده، نیز چنین است؛ چه حیوان باشد یا غیر حیوان.فرقی نیست که اعراض به خاطر ناتوانی مالک در نگهداری آن باشد یا به سبب دیگر.

(مسأله 2885) شکاری را می توان مالک شد که یا اصلاً مالک نداشته باشد، و یا صاحبش از آن اعراض کرده باشد.بنابراین اگر شکار ملک دیگری باشد، شکار آن اثری ندارد ولی اگر شک کند که شکار مالک دارد یا خیر؟ می تواند آن را شکار کند، مگر این که علامتی بر مملوکیت او باشد، مثلاً:طوقی در گردن یا حلقه ای در گوش، یا طنابی بر دست و یا پایش بسته شده باشد.اگر بداند که ملک دیگری است، واجب است که به او برگرداند.و اگر نداند، در حکم لقطه می باشد، در صورتی که گم شده باشد؛وگرنه حکم مال مجهول المالک بر آن جاری می شود، و فرقی بین پرنده و غیر پرنده نیست.