آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
احکام ارث
موجبات ارث، و آن دو نوع است:1-نسب 2-سبب
امّا نسب سه طبقه دارد:
طبقه اوّل و آن دو صنف است:
الف-پدر و مادر بدون واسطه، نه اجداد و جدّه ها.
ب-فرزندان چه پسر باشند یا دختر، هرچه پایین روند.
طبقه دوّم، دو صنف است:
الف-اجداد و جدّه ها، هر چه بالا روند
ب-برادران و خواهران و فرزندانشان، هرچه پایین روند
طبقه سوّم، عموها و دایی ها، هر چه بالا روند
مانند عموها و دایی های پدر و مادر و هم چنین عموها و دایی ها پدر بزرگ و مادر بزرگ و فرزندان آنان هرچه پایین روند، به شرطی که عرفاً از نزدیکان میت صدق کند.
امّا سبب، دو قسم است:زوجیت و ولاء
ولاء سه طبقه دارد:«ولای عتق»، «ولای ضمان جریره»و«ولای امامت».
اقسام وارث
1-کسی که تنها به «فرض»ارث می برد، مانند همسر که اگر شوهر فرزند نداشته باشد، یک چهارم1/4 و اگر شوهر فرزند داشته باشد یک هشتم 1/8 سهم همسر می باشد، و بنابر اقوی زیادی به او برنمی گردد.
2-کسی که همیشه به «فرض»و گاهی هم به «ردّ»ارث می برد، مانند مادر که با بودن فرزند یک ششم 1/6 و با نبود آن یک سوّم 1/3 در صورتی که حاجب نباشد، و چنانچه فریضه بیشتر از سهام وارث باشد، ممکن است بیشتر از فرض به مادر برگردد.و یا شوهر که در صورت بودن فرزند یک ربع1/4 و با نبود فرزند نصف 1/2 ترکه را ارث می برد.و چنانچه وارث دیگری غیر از امام موجود نباشد،زیادی به او برمی گردد.
3-کسی که یک بار به «فرض»ویک بار به «قرابت»و نزدیک بودن با میت ارث می برد، مانند پدر که با وجود فرزند به «فرض»ارث می برد و با نبود آن به خویشاوندی، یا دختر و دختران که با وجود پسر به «خویشاوندی»و بدون او به «فرض»ارث می برند، یا خواهر و خواهران پدری یا پدری و مادری که با وجود برادر به قرابت و خویشاوندی، و با نبود آن به «فرض»ارث می برند یا برادر و برادران مادری، که اگر جدّ مادری نباشد به «فرض»و با بودن آن به قرابت و خویشاوندی ارث می برند.
4-کسی که به «قرابت»خویشاوندی ارث می برد، مانند پسر و برادران ابوینی یا برادران(ابی)پدری وجد، عموها و دایی ها.
5-کسی که نه به «فرض»ارث می برد و نه به «قرابت»بلکه به «ولاء»ارث می برد، مانند آزادکننده و ضامن جریره و امام. فرض، همان سهامی است که در قرآن مجید برای ورثه ها معین شده است و آن شش قسم است:نصف 1/2، ربع 1/4، ثمن 1/8، ثلثان 2/3، ثلث 1/3و سدس 1/6.و صاحبان آنها سیزده گروه هستند: نصف:برای یک دختر است، چنانچه پسر با او نباشد.و همچنین خواهر پدری و مادری یا پدری در صورتی که برادر با او نباشد نصف مال میت را به ارث می برند، و شوهر در صورتی که اولادی برای زن متوفی نباشد، نصف مال را سهم دارد. ربع:یعنی یک چهارم برای شوهر است با وجود فرزند برای همسر و هرچه پایین رود، و برای زن است با نبود فرزند برای شوهر هرچه پایین رود، و در این صورت اگر زوجه یکی باشد همه سهم به أو اختصاص دارد، و اگر متعدد باشند، بین آنان بطور مساوی تقسیم می شود.مثلاً اگر شوهر دو زن دارد برای هر کدام ربع سهم می رسد.
ثمن:یعنی یک هشتم برای زن است، در صورتی که شوهر فرزند داشته باشد، هرچه پایین رود.و اگر زن یکی باشد، به او اختصاص دارد، وگرنه بطور مساوی بین آنان تقسیم می شود. ثلثان:یعنی دو سوّم برای دو دختر است اگر پسری با آن ها نباشد، و برای دو خواهر و یا بیشتر ابوینی یا پدری با مادر در صورتی که متعدد باشند. ثلث:و آن سهم مادر است، در صورتی که برای متوفی فرزند-هر چند پایین رود-و برادر نباشد بنابر تفصیلی که خواهد آمد، و برای برادر و خواهر امّی است، در صورتی که متعدد باشند.
سدس:یعنی یک ششم برای هر یک از پدر و مادر است با وجود فرزند برای میت-هر چند پایین رود-و هم چنین یک هشتم برای مادر است با وجود برادران یا چهار خواهر و یا یک برادر و دو خواهر ابوینی یا پدری، و هم چنین یک ششم برای یک برادر مادری، و یا یک خواهر مادری می باشد. تعدّد ورثه اگر ورثه متعدد باشند، گاه همه آنها دارای فرض هستند، و گاه هیچ کدام دارای فرض نیستند و گاه بعضی از آن ها دارای فرض هستند، و بعضی دارای فرض نیستند، و در صورتی که همه آن ها دارای فرض باشند، گاهی فرض های آن ها مساوی با فریضه است و گاهی بیشتر از آن و گاهی کمتر. امّا در صورتی که مساوی با فریضه است، مانند موردی که بعد از میّت، پدر، مادر و دو دختر باقی بماند.در این صورت سهم هر یک از والدین سدس است و سهم دو دختر دو ثلث و مجموع آن مساوی با فریضه می شود که شش باشد. و امّا موردی که بیشتر از فریضه است، مانند میّت که شوهر، والدین و دختری دارد، در این صورت برای هر یک از والدین سدس و برای دختر نصف و برای شوهر ربع ترکه می رسد.بنابراین سهام بر فریضه به مقدار سدس و نصف سدس بیشتر است، و ترکه به تمام سهام و فرض ها نمی رسد، و این مسأله «عول»است که در مذهب ما بر بعضی اهل فرض، نقص وارد می شود و بر بعضی وارد نمی شود،بنابراین در ارث طبقه اول، نقص وارد می شود که در مثال مذکور همان دختر می باشد ولی بر شوهر و والدین نقص وارد نمی شود.و اگر به جای یک دختر، دو دختر و یا بیشتر باشد، «ترکه»از فریضه به نصف سدس کم می شود و این نقص به حصه دختران برمی گردد و از سهم والدین که همان یک ششم باشد و نیز از سهم شوهر که همان یک چهارم باشد چیزی کم نمی شود.و امّا در ارث طبقه دوّم، که متوفی، شوهر و خواهر ابوینی و دو خواهر امّی داشته باشد، مجموع سهام زاید بر فریضه می شود، و در این مورد نقص بر کسی وارد می شود که از طرف ابوین به متوفی نزدیک است که در این فرض خواهرمی باشد نه زوج، و نه کسی که قرابت او مادری است. امّا جایی که سهام کمتر از فریضه است، چنانکه از متوفی یک دختر بجا مانده باشد، که نصف ترکه، مال اوست و نصف دیگر ترکه میت بر فریضه زیاد می ماند، و این مسأله «تعصیب»است که در مذهب ما، زیادی به صاحب فرض-دختر در مثال مذکور-بر می گردد.پس دختر یک نصف را به«فرض»ارث می برد و نصف دیگر را به «ردّ»، و اگر همه وارثین صاحب فرض نباشند، مال بین آنان تقسیم می شود، چه مرد باشند، چه زن و چه مختلط، بنابر تفصیلی که خواهد آمد، و اگر بعضی وارث ها صاحب فرض باشد و بعضی نباشد، به صاحب فرض، فرضش داده می شود و باقی را به غیر او می دهند چنانچه خواهد آمد، و از مثال های آن فرض، در طبقه دوّم موردی است که متوفّی، زن و خواهر پدری و مادری یا خواهر پدری را و نیز برادر یا خواهر امّی دارد، که در این صورت سهم زن ربع و سهم خواهرابوینی یا ابی نصف و سهم خواهر یا برادر مادری سدس خواهد بود، پس ترکه نسبت به فرضها و سهام، نصف سدس بیشتر می شود، بنابراین زیادی آن با فرض به کسی بر می گردد که از طرف پدر یا پدر و مادر به متوفّی قرابت دارد و به زوجه و کسی که از طرف مادر قرابت دارد چیزی بر نمی گردد، و طبق این قاعده، هر صاحب فرضی که در این طبقه، نقص بر فرض او وارد می شود و همچنین در صورت زیادی ترکه زیادی آن هم به او برمی گردد. هر صاحب رحمی به منزله همان رحمی است که به او نسبت داده می شود که سهمش را به ارث می برد، مثلاً عمه به منزله پدر است و خاله به منزله مادر و دختر برادر مادری به منزله برادر مادری است.بنابراین اگر میت عمه و خاله داشته باشد، مال عمه دو ثلث است که حصه پدرش می باشد و مال خاله یک ثلث که حصه مادرش است، و اگر وارث عمه و دختر برادر مادری باشند، سهم عمه دو ثلث و سهم دختر برادر یک ششم است.و یک ششم ترکه هم اضافه می ماند و بعید نیست که در این صورت زیادی به عمه برگردد، اگر چه احوط صلح است.
موانع ارث
اشاره
و آن سه چیز است:1-کفر 2-قتل 3-رقّ(بنده)بودن.
1-کفر
(مسأله 2964) کافر از مسلمان ارث نمی برد-اگر چه از نزدیکان میت باشد-و در کافر بین اصلی و مرتد فطری، ذمّی و حربی، فرقی نیست، امّا اگر کافر مرتد ملّی باشد، بعید نیست که ارث ببرد، اگر چه جای احتیاط است.
(مسأله 2965) کافر مانع ارث خویشاوندان و نزدیکان نمی شود.پس اگر مسلمانی بمیرد که فرزند کافری دارد ولی فرزند کافر او فرزند مسلمانی داشته باشد، میراث مال فرزندِ فرزند میت است.و اگر مسلمانی بمیرد و هیچ وارث مسلمان نداشته باشد، میراث او مال امام علیه السلام است.
(مسأله 2966) مسلمان از کافر ارث می برد و نیز از ارث بردن کافر از کافر مانع می شود.پس اگر کافری بمیرد که فرزند کافری دارد و نیز برادر مسلمان یا عموی مسلمان داشته باشد، مسلمان ارث می برد، نه کافر.و اگر میت کافر غیر از امام علیه السلام وارثی نداشته باشد، میراث او مال کافر است، در صورتی که میت کافر اصلی باشد، امّا اگر میّت مرتدّ فطری باشد، بنابر مشهور، وارث او امام علیه السلام است و کافر از او ارث نمی برد، لکن بعید نیست که مرتد-فطری و ملّی-مانند کافر اصلی باشد بلکه ظاهر همین است.
(مسأله 2967) اگر کافر قبل از تقسیم ارث میت مسلمان شود و وارث میّت متعدد باشند، چنانچه تازه مسلمان از لحاظ طبقه با دیگر وارثان مسلمان مساوی باشند، در ارث شریک می شود ولی اگر تازه مسلمان مقدّم باشد، ارث اختصاص به او پیدا می کند.امّا اگر بعد از تقسیم یا مقارن آن مسلمان شود،ارث نمی برد-چه میّت مسلمان باشد یا کافر-این در صورتی است که وارث متعدد باشد، و اگر وارث یکی باشد، کافر ارث نمی برد؛ البته اگر آن وارث زوجه باشد و کافر قبل از تقسیم ارث بین زوجه و امام علیه السلام مسلمان شود، ارث می برد و الاّ ارث نمی برد، و این در صورتی است که میّت مسلمان باشد،ولی اگر میت کافر باشد، زوجه نصیب خود را بر می دارد و باقی مال وارث کافر می شود.
(مسأله 2968) اگر کافر بعد از تقسیم بعضی ترکه، مسلمان شود اقرب آن است که او تنها از باقیمانده مالی که هنوز تقسیم نشده ارث می برد.
(مسأله 2969) مسلمانان از همدیگر ارث می برند، اگر چه از جهت عقیده و مذهب مختلف باشند، و کفّار نیز از همدیگر ارث می برند، اگر چه در ملیّت با هم اختلاف داشته باشند.
(مسأله 2970) مسلمان و کافر چه از حیث وارث بودن و یا کسی که فوت نموده است هم مسلمان و کافر اصلی را شامل می شود وهم مسلمان و کافر تبعی را-مانند طفل و مجنون-پس هر طفلی که یکی از والدینش در حال انعقاد نطفه مسلمان باشد، در حکم مسلمان است هم کافر را از ارث منع می کند، و هم کافر از او ارث نمی برد بلکه وارث او امام است در صورتی که وارث مسلمان نداشته باشد، و هر طفلی که والدینش در حال انعقاد نطفه او کافر باشند، در حکم کافر است و از مسلمان ارث نمی برد، چنانکه از کافر نیز ارث نمی برد در صورتی که غیر از امام علیه السلام وارث مسلمانی داشته باشد، و امّا اگر قبل از بلوغ و بعد از آن که ممیّز شود، مسلمان گردد و یا قبل از بلوغ و پیش از آن که ممیّز گردد یکی از والدینش،مسلمان شود، بر او حکم مسلمان جاری می شود.
(مسأله 2971) مرتدّ دو قسم است:فطری و ملّی. مرتد فطری، کسی است که نطفه اش در حالی منعقد شده، که یکی از والدینش مسلمان، و خودش نیز مسلمان بوده و سپس کافر شود، و حکم مرتد فطری این است که باید کشته شود وزنش از حین ارتداد، عده وفات بگیرد و میراث او بین ورثه تقسیم گردد، و احکام مذکور با توبه ساقط نمی شود، البته اگر توبه کند، بنابر اقوی در باطن پذیرفته می شود، بلکه در ظاهر نیز نسبت به غیر احکام مذکور، پذیرفته می شود، لذا بر طهارت بدن و صحت ازدواج جدید او حتی با زن سابقش، حکم می شود. امّا مرتدّ ملّی مقابل فطری است و حکمش این است که از او خواسته شود تا توبه کند، و اگر توبه نکرد کشته می شود، امّا زوجه اش از حین ارتداد جدا می شود مثل زنی که سه طلاقه شده است، منتها اگر به زن دخول نشده باشد، چیزی بر او نیست و اگر دخول شده باشد، عده طلاق می گیرد، و اموال مرتدّ ملّی تقسیم نمی شود مگر بعد از مرگ چه مرگ او در اثر قتل باشد و یا به صورت طبیعی، و اگر مرتدّ ملّی توبه کند و سپس مرتد شود و بعد از آن که مجبور به توبه شود توبه کند و دو باره مرتد شود، آیا در مرتبه سوم و چهارم توبه اش پذیرفته می شود یا نه؟ بنابر اظهر در مرتبه سوّم و چهارم قتل او واجب نیست. امّا اگر زن مرتد شود، کشته نمی شود و اموالش به ورثه منتقل نمی گردد، مگر با مردن، ولی نکاحش فسخ می شود، و اگر به او دخول شده باشد، عده طلاق می گیرد، وگرنه به مجرد ارتداد جدا شده، و زندانی می گردد و بر او سخت می گیرند و در اوقات نماز او را کتک می زنند تا توبه کند، و اگر توبه کرد از او پذیرفته می شود، و فرق نمی کند که زن مرتد فطری باشد یا ملّی.
(مسأله 2972) در ترتب اثر مزبور بر ارتداد، بلوغ، کامل بودن عقل، و اختیار شرط می باشد، پس اگر کسی با اکراه، مرتد شود یا از روی غفلت مرتد شود، یا سهو کند یا زبانش بلغزد یا از روی خشم و خارج از اختیار باشد یا از روی جهل به معنا باشد، ارتداد لغو است و اثری ندارد.
2-قتل
(مسأله 2973) قاتل از مقتول ارث نمی برد، در صورتی که قتل عمد و از روی ظلم باشد.امّا قتل خطای محض مانع ارث نمی شود، و همچنین مانع ارث نمی شود اگر قتل به جهت قصاص یا دفاع از خود،عرض(شرف و آبرو)و یا مال باشد، و امّا در قتل شبه عمد دو قول است:قوی تر آن ها این است که قتل شبه عمد مانع ارث نمی شود و در حکم قتل خطا می باشد، اگر چه در پرداخت دیه در حکم قتل عمد می باشد که بر عهده خود «جانی»است نه بر «عاقله»او که عبارتند از:پدران، فرزندان، برادران پدری و فرزندانشان، عموها و فرزندانشان هرچه پایین روند، بر خلاف قتل خطای محض که در آن دیه مقتول به عهده عاقله قاتل است و اگر عاقله از پرداخت عاجر بودند، خود جانی باید بپردازد و اگر جانی هم عاجز از پرداخت بود، امام باید دیه را بپردازد.
(مسأله 2974) قتل خطا مانع از ارث غیر دیه نمی گردد، امّا منع آن از ارث دیه بعید نیست.
(مسأله 2975) قاتل ارث نمی برد ولی مانع ارث کسی که از او نسبت به مقتول دورتر است هم نمی شود اگر چه قرابت وارث دورتر به واسطه قاتل باشد، چنانکه اگر فرزندی پدرش را بکُشد و مقتول فرزند دیگری نداشته باشد ولی قاتل عمدی فرزند داشته باشد، فرزند قاتل وارث می شود، و اگر مقتول پدر یا مادر داشته باشد، ارث بین او و فرزند قاتل تقسیم می شود.
(مسأله 2976) اگر وارث در طبقه اوّل منحصر به فرزند است که همان فرزند قاتل باشد در این صورت ارث مقتول به طبقه و دسته دوم منتقل می شود، یعنی به اجداد، جده ها، برادران و خواهران، و با نبودن آن ها به طبقه سوّم منتقل می شود و آن عموها، عمه ها، دایی ها و خاله ها می باشند و با نبودن آن ها به امام منتقل می شود.
(مسأله 2977) اگر مادر، جنین خود را سقط کند، دیه او بر مادر است که به پدر جنین و یا سایر ورثه جنین پرداخت می شود، اگر جنین نطفه باشد بیست دینار و اگر علقه باشد چهل دینار و اگر مضغه باشد شصت دینار، و اگر استخوان باشد هشتاد دینار، و صد دینار اگر تام الخلقه ولی روح در او ندمیده باشد،و اگر روح در او دمیده باشد، دیه انسان کامل دارد، و اگر «جانی»پدر جنین باشد، دیه او مال مادرش است.
(مسأله 2978) دیه در حکم مال مقتول است، که دیون او از آن پرداخت می شود و موارد وصیّت او از آن خارج می گردد، چه قتل او عمدی باشد یا خطایی، لکن اگر دیه با صلح گرفته شود، یا دیه از این خاطر گرفته شده که قاتل فوت کرده یا فرار نموده و قصاص او امکان نداشت، در این صورت همه نزدیکان سببی و نسبی دیه را ارث می برند، حتی زن و شوهر، اگر چه زوجین چیزی از قصاص را ارث نمی برند، ولی از دیه ارث می برند، امّا خواهران و برادران مادری، چیزی از دیه را ارث نمی برند و بنابر مشهور سایر کسانی که از طرف مادر به مقتول نزدیک اند نیز به آن دو ملحق می شوند، لکن الحاق آنان را به خواهران و برادران مادری و نبردن ارث آنان خالی از اشکال نیست پس احتیاط ترک نشود.
(مسأله 2979) اگر کسی، شخصی را مجروح کند که منجر به فوت او گردد، لکن آن شخص در زمان حیات خود جانی را تبرئه کند باز هم دیه او ساقط نمی شود، چه جرح عمدی باشد یا خطایی.
(مسأله 2980) اگر مقتول به قتل عمد، غیر از امام وارثی نداشته باشد، امر او به امام برمی گردد، و امام می تواند قصاص را مطالبه کند یا با تراضی، دیه بگیرد، و اگر غیر از امام وارثی داشته باشد، وارث می تواند بدون گرفتن مال، قاتل را عفو کند، و اگر به شرط مال او را عفو کند و«جانی»به آن راضی شود،قصاص از او ساقط می گردد و ذمه اش به دیه مشغول می شود، و اگر راضی نشود، حکم قصاص بر او ثابت می ماند.
(مسأله 2981) اگر بعضی از وارثین، قاتل را عفو کند، در جواز استیفای قصاص برای سایرین ورثه دو قول است.اظهر آن است که در صورت تضمین سهم دیه کسی که قاتل را عفو نموده قصاص برای ورثه های دیگر جایز می باشد.
(مسأله 2982) اگر مقتول از نظر شرع مهدور الدّم باشد-مثل زانی به زنای محصنه، یا لواطکننده-و کسی بدون اذن امام او را بکشد، بنابر اظهر در این مورد نیز حکم قصاص بر قاتل ثابت است، ولی اگر از بین بردن مقتول به جهت دفاع از نفس یا ناموس یا کشتن سابّ(دشنام دهنده)پیغمبر صلی الله علیه و آله و یا ائمه علیهم السلام و امثال این ها باشد، قصاص و دیه ثابت نمی شود.
(مسأله 2983) اگر مقتول به قتل عمد، بدهکار بوده و ترکه ای هم نداشته باشد تا دیون او از آن پرداخت شود، ولیّ او می تواند قاتل را قصاص نماید و طلبکاران مقتول نمی توانند ولی را منع از قصاص کنند.
(مسأله 2984) اگر بعد از مرگ بر میّت جنایت وارد شود، دیه آن به ورثه بر نمی گردد، بلکه دیه او در امور خیر مصرف می شود، و اگر دینی داشته باشد، واجب است که در جهت ادای آن صرف شود.
کیفیت ارث به حسب طبقات آن
طبقه اوّل:پدران و پسران
(مسأله 2985) اگر برای میت فقط پدر و یا مادر باقی مانده باشد، تمام مال میّت به او می رسد که ثلث آن به عنوان فرض، و زاید بر آن به عنوان «ردّ»مال آنان می شود.
(مسأله 2986) اگر پدر و مادر هر دو باشند و میّت فرزند یا زوج یا زوجه نداشته باشد، در صورتی که مادر حاجب و مانع نداشته باشد، ثلث ارث، و اگر حاجب و مانع داشته باشد سدس آن، مال مادر است و بقیه ارث مال پدر می باشد، و اگر با پدر و مادر، شوهر میت هم باشد، نصف ارث مال اوست و اگر همسر میت باشد، ربع آن مال زوجه است.
(مسأله 2987) اگر برای میّت فقط یک پسر باشد، تمام مال میت به او می رسد، و همچنین اگر فقط یک دختر داشته باشد، نصف مال میت به عنوان فرض و بقیه به عنوان «ردّ»مال او می شود ، و اگر میت بیشتر از یک پسر داشته باشد؛ مال به طور مساوی بین آن ها تقسیم می شود، و اگر بیشتر از یک دختر داشته باشد، دو ثلث به «فرض»و بقیه به «ردّ»بین آن ها تقسیم می شود.
(مسأله 2988) اگر برای میت پسر و دختر یا پسران و دختران متوفی با هم باشند، تمام ارثیه مال آن ها است و سهم مرد دو برابر سهم زن است.
(مسأله 2989) اگر برای میت پدر و مادر با یک پسر باشد، دو سدس ارث مال والدین است؛ یعنی چهار سهم از دوازده سهم، و بقیه مال پسر است، و همچنین اگر با آن ها چند پسر باشد، برای هر یک از والدین سدس که یک ششم است و بقیه به صورت مساوی بین پسران تقسیم می شود. و اگر از متوفی یک یا چند پسر با چند دختر باقی مانده باشند، دو سدس ارث مال والدین و بقیه بین فرزندان پسر و دختر تقسیم می شود، البته سهم مرد دو برابر سهم زن است.و اگر یکی از والدین میت با یک پسر باقیمانده باشند، سدس مال به او، و بقیه به پسر می رسد.به هر حال مال والدین دوسدس ترکه است بدون این که نقصی بر آن ها وارد شود.چه آنان با یک پسر یا یک دختر یا با پسران متعدد یا با دختران متعدد و یا با پسران و دختران متعدد باشند.
(مسأله 2990) اگر برای متوفی یکی از والدین با یک دختر باشد، ربع ترکه مال یکی از والدین و سه ربع آن مال دختر است.و اگر ورثه ها یکی از والدین با دو یا چند دختر باشد، خمس ترکه میت مال پدر یا مادر بوده و بقیه ترکه مال دختران می باشد، و بین آن ها به طور مساوی تقسیم می شود و اگر والدین با یک دختر باشند، هر یک از والدین خمس را مالک می شوند و باقی به دختر می رسد، و اگر پدر و مادر میت با دو دختر و بیشتر جمع شوند، برای هر یک از پدر و مادر یک ششم ترکه 1/6 و باقی مال برای دخترها می باشد.
(مسأله 2991) اگر ورثه متوفی یکی از والدین با زوج ویک دختر باشد، ارث شوهر یک ربع است-سه سهم از دوازده سهم-مال دختر نصف است و مال یکی از والدین یک ششم ارث است.و یک سهم باقیمانده تنها به والدین و دختر بر می گردد، نه به زوج.و اگر وارث میت یکی از والدین با زوجه و دو دختر یا بیشتر باشد، مال زوجه ثمن 3/24و برای دختران دو ثلث 16/24، و مال یکی از والدین سدس4/24است و یک سهم باقیمانده تنها به یکی از والدین و دختران بر می گردد، نه به زوجه.
(مسأله 2992) اگر وارث، شوهر با والدین و دختر باشد، مال شوهر یک ربع3/12، و مال والدین دوسدس (4/12 است و پنج سهم باقیمانده مال دختر است و از سهم او نصف سدس1/12کم می شود.و همچنین است اگر به جای دختر پسری باشد، مال او پنج سهم از دوازده سهم می باشد، و نیز حکم چنین است اگر به جای یک دختر، دو دختر یا بیشتر باشد و به جای پسر، چند پسر باشند.
(مسأله 2993) اگر ورثه های میت زن با والدین و دو دختر باشد، سهم زن ثمن 3/24 است، و سهم والدین دو سدس8/24 می باشد و سیزده سهم باقیمانده مال دختران است، چه دو دختر باشند و یا بیشتر و از سهم آن ها که دو ثلث است، سه سهم کم می شود.و اگر در همین فرض به جای دو دختر، یک دختر باشد، نه تنها کم نمی شود بلکه ربع سدس زیاد می شود و به والدین و دختر بر می گردد که دو پنجم آن مال والدین و سه پنجم، مال دختر می شود.
(مسأله 2994) اگر میّت همراه والدین، یک برادر و دو خواهر، یا چهار خواهر، یا دو برادر داشته باشد این ها به چند شرط مازاد بر سدس را مانع مادر می شوند:
1-تعدد، یعنی از دو برادر یا چهار خواهر، یا یک برادر و دو خواهرکمتر نباشند.
2-مسلمان باشند و آزاد.
3-همه متولد شده باشند، نه آن که در حمل باشند.
4-از یک پدر و مادر و یا از یک پدر باشند.
5-پدر موجود باشد. چنانچه این شرایط در آن ها جمع شوند.زیاده از یک ششم را برای مادر مانع می شوند.پس اگر شرایط بالا جمع شوند و با والدین پسر یا دختر برای میت نباشد، مال مادر یک سدس است و بقیه مال پدر است.و اگر با آن ها دختر باشد، هر یک از والدین سدس و دختر نصف و بقیه به پدر و دختر بصورت ربع می رسد و چیزی از آن به مادر بر نمی گردد.
(مسأله 2995) اولاد اولاد به منزله خود اولادند، در صورتی که اولاد نباشند، و هر دسته قسمت کسی را می برد که به میّت نزدیکتر است.پس اگر دختر میّت اولاد دارد پسر میت هم اولاد داشته باشد، مال اولاد دختر میت ثلث است که بین آن ها تقسیم می شود؛ البته سهم مرد دو برابر زن است، و مال اولاد پسر میت دو ثلث است که بین زن و مرد تقسیم می شود، سهم مرد، دو سهم زن است.و اگر میّت فرزند داشته باشد، اولاد اولاد او ارث نمی برند-چه پسر باشند یا دختر-و نزدیکترین اولاد اولاد، از دورتر آن ها مانع می شوند.پس اگر میّت فرزندِ فرزند داشته باشد، میراث به فرزند فرزند فرزند، نمی رسد.و فرزندِ فرزند با پدر و مادر میّت شریک می شوند مانند پدران خودشان، و نزدیک بودن پدر و مادر به میّت مانع از ارث اولاد نمی شوند.بنابراین اگر میّت، پدر و مادر و نوه از ناحیه پسر داشته باشد، مال هریک از پدر و مادر، سدس و بقیه مال نوه میت است.و اگر میت پدر و مادر همراه با نوه از ناحیه دختر داشته باشد، مال والدین دو سدس و مال اولاد دختر نصف می باشد، ولی سدس باقیمانده مطابق سهم شان به همه بر می گردد.و اگر ورثه ها یکی از والدین با اولادهای دختر میت باشد، اولاد دختر سه ربع ترکه را به تسمیه ورد می برد و ربع باقیمانده مال پدر یا مادر می شود.همانطوری که ردّ به دختر میت بر می گشت، به اولاد دختر او نیز برمی گردد، اگر زوج یا زوجه با آن ها شریک شود، نقص بر اولاد دختر وارد می شود.و اگر برای متوفی شوهر و پدر و مادر و نوه های دختری با هم باشند، مال شوهر یک ربع 3/12 و مال پدر و مادر دو سدس 4/12، و بقیه 5/12 مال اولاد دختر متوفی می شود.بنابراین از سهم آنها که نصف است، به مقدار نصف سدس 1/12 کم می شود.
(مسأله 2996) واجب است از ترکه، لباس بدن، شمشیر، انگشتر و مصحف و رحل میت مجاناً به عنوان حبوه به پسر بزرگتر داده شود.و اگر لباس میت متعدد باشند، همه آن ها به پسر بزرگ میت داده می شود.و اگر غیر از لباس، موارد دیگرش نیز متعدد باشد پسر بزرگتر از باب احتیاط باید در زیادی با سایر ورثه، مصالحه کند.و اگر بر ذمه میت دین یا حج واجب باشد که ترکه و حبوه بیشتر از دین و مصارف حج نشود، بنابر اقرب واجب است که تمام ترکه و حبوه بدون استثنا برای ادای دین و یا مخارج حج مصرف شود.امّا اگر دین به اندازه ترکه یا بیشتر نباشد، اقرب آن است که حبوه بالنسبه متعلق به فرزند بزرگ است.پس اگر دین ده درهم باشد و ترکه غیر از حبوه هشت درهم، و قیمت حبوه چهار درهم باشد، مالک حبوه با سه درهم ویک سوّم درهم 1/3 3، حبوه را آزاد می کند.و حکم چنین است در کفن و غیر کفن از مؤونه تجهیز میّت که از اصل ترکه خارج می شود.
(مسأله 2997) اگر میّت تمام حبوه یا بعضی از آن را، برای غیر پسر بزرگترش وصیّت کند، وصیّت او نافذ است و پسر بزرگتر از حبوه محروم می شود.و اگر به ثلث مال خود وصیت نماید، و آن را معین نکند ثلت وصیت شده، از حبوه و غیر آن حساب می شود.و همچنین از مجموع ترکه وجوه به نسبت،حساب می شود اگر میت صد دینار را برای کسی وصیت کند در صورتی که این صد دینار مساوی با ثلث ترکه یا کمتر از ثلث آن باشد و اگر عین حبوه یا بعضی از آن، مورد رهن باشد، واجب است که از مجموع ترکه آزاد شود.
(مسأله 2998) در لباس بین زمستانی و تابستانی و پنبه و چرم و غیر آن ها و کوچک و بزرگ، فرقی نیست، بنابراین کلاه و امثال آن، در آن داخل می باشد و اظهر این است که جوراب، کمربند و کفش نیز داخل در لباس است، و در لباس لازم نیست که آن را پوشیده باشد، بلکه آماده نبودنش برای پوشیدن،کفایت می کند، مگر این که برای تجارت و یا کسانی دیگر تهیه کرده باشد که در این صورت از حبوه محسوب نمی شود.
(مسأله 2999) ساعت در حبوه داخل نیست، امّا زره بنابر اظهر داخل است.و داخل بودن تفنگ، هفت تیر، خنجر و مانند آن ها از ابزار جنگی در حبوه بعید نیست و نیز غلاف شمشیر و قبضه آن و جعبه مصحف، و احوط آن است، در چیزهایی که پوشیدن آن بر مرد حرام می باشد، مانند انگشتر طلا و لباس ابریشم با سایر ورثه مصالحه نماید.و اگر میت دو دستش قطع باشد، شمشیر جزء حبوه نیست و همچنین متوفی اگر نابینا باشد، قرآن جزء حبوه نمی باشد، البته اگر میت آن ها را قبل از قطع دست ها و یا کوری چشم ها تهیّه کرده بوده، جزء حبوه می باشد.
(مسأله 3000) اگر در اصل ثبوت حبوه و یا در عین های آن و یا در چیزهای دیگر از مسائل حبوه، بین فرزند بزرگتر و سایر ورثه اختلاف پیدا شود به جهت اختلاف شان در اجتهاد یا تقلید، باید برای حل آن به حاکم شرع رجوع کنند.
(مسأله 3001) اگر پسر بزرگتر متعدد و از نظر سنّ مساوی باشند، اقوی این است که در حبوه شریک می شوند.
(مسأله 3002) در پسر بزرگتر معتبر است که از لحاظ ولادت سابق باشد نه در انعقاد نطفه، و اگر مشتبه شود، مرجع در تعیین بزرگتر، قرعه است.و ظاهراً حبوه اختصاص به فرزند صُلبی دارد، نه فرزند فرزند، در پسر بزرگتر شرط نیست که هنگام فوت پدر به دنیا آمده باشد و همچنین بلوغ در حین وفات پدر نیز شرط نیست.
(مسأله 3003) اظهر آن است که در مستحق حبوه، عدم سفاهت شرط نمی باشد، و اگر میت جز،حبوه، مالی دیگری نداشته باشد باز هم بنابر اقرب حبوه به پسر بزرگتر داده می شود.
(مسأله 3004) اگر فرزندی بمیرد-پسر باشد یا دختر-که پدر وجد یا جدّه او زنده باشند، پدر وارث او به شمار می آید، نه جدّ و جدّه، لکن مستحب است که پدر، جد یا جدّه را یک سدس از اصل ترکه بدهد.و اگر جدّ یا جدّه متعدد باشند، مثلاً اگر وارث میّت(اعم از پسر یا دختر)فقط پدر و پدر بزرگ یا پدر و مادر بزرگ باشد، تمام مال میّت به پدر می رسد؛ لکن مستحب است که برای پدر بزرگ یا مادربزرگ چه یکی باشند یا چندین پدر بزرگ و یا مادر بزرگ داشته باشد، شش یک از کل مال بدهد.اگر دوتا مادر بزرگ پدری و دو تا مادری دارد یکی از مادر بزرگ های مادری با قرعه خارج می شود و مال به طوری مساوی بین سه نفر قسمت می شود.همچنین است اگر میّت دو تا پدر بزرگ پدری فرد و دو مادری داشته باشد، یکی از پدر بزرگ های مادری با قرعه خارج و مال بین سه نفر قسمت می شود.
ارث طبقه دوم
(مسأله 3005) این طبقه در صورتی ارث می برند که حتی یک نفر از طبقه اوّل(پدر، مادر و فرزندان)موجود نباشد.
(مسأله 3006) اگر وارث میّت فقط یک برادر، یا یک خواهر پدر و مادری باشد تمام مال به او می رسد.اگر چند برادر پدر و مادری، یا چند خواهر پدر و مادری باشند، مال به طور مساوی بین آنان قسمت می شود و اگر برادر و خواهر پدر و مادری با هم باشند، هر برادری دو برابر خواهر می برد، مثلاً اگر دو برادر و یک خواهر دارد، مال را پنج قسمت می کنند، هر یک از برادرها دو قسمت و خواهر یک قسمت می برند.
(مسأله 3007) اگر وارث میّت فقط یک برادر، یا یک خواهر مادری باشد که از پدر با میّت جدا است.تمام مال به او می رسد.اگر چند برادر مادری، یا چند خواهر مادری، یا چند برادر و خواهر مادری با هم باشند، مال به طوری مساوی بین آنان قسمت می شود.
(مسأله 3008) اگر میت، برادر یا خواهر پدری و برادر و خواهر پدری و مادری دارد، برادر یا خواهر پدری ارث نمی برد.اگر فقط یک برادر پدری دارد تمام مال را ارث می برد.اگر چند برادر پدری دارد مال را به طور مساوی قسمت کنند.همچنین اگر یک خواهر پدری دارد تمام مال را می برد.اگر چند خواهرپدری دارد مال را به طوری مساوی ارث می برند؛ لکن اگر خواهران و برادران پدری دارد، مال را سه قسمت کنند، دو قسمت را برادران و یک قسمت را خواهران ارث می برند.
(مسأله 3009) اگر میّت خواهر و برادر پدری و مادری و یک برادر، یا یک خواهر مادری داشته باشد،مال را شش قسمت می کنند که یک قسمت آن را به برادر یا خواهر مادری و بقیه را به برادر و خواهر پدر و مادری می دهند و هر برادری دو برابر خواهر می برد.اگر میّت چند برادر یا خواهر، یا چند برادر و خواهر با هم، پدری و مادری و چند برادر و خواهر مادری داشته باشد، مال را سه قسمت کنند، یک قسمت آن را برادر و خواهر مادری به طور مساوی ارث می برند و بقیه را به برادران و خواهران پدر و مادری بدهند؛ اگر این ها فقط برادرها، یا فقط خواهرها هستند به طور مساوی تقسیم کنند و اگر برادر و خواهر با هم هستند، هر برادر دو برابر خواهر می برد.
(مسأله 3010) اگر میّت یک یا بیش از یک خواهر پدر و مادری و یا پدری و یک برادر مادری داشته باشد، مال شش قسمت می شود، یک قسمت آن به برادر مادری و بقیه را به خواهر یا خواهران پدر و مادری، یا پدری بدهند، همچنین است، در صورتی که میّت یک یا بیش از یک برادر یا خواهر پدری دارد و یک یا بیش از یک خواهر و برادر مادری، به شیوه بالا ارث بین آن ها تقسیم می شود.
(مسأله 3011) اگر وارث میّت فقط برادر و خواهر پدری و یک برادر مادری و یا یک خواهر مادری باشد، مال را شش قسمت می کنند یک قسمت آن را برادر و یا خواهر مادری می برد و بقیه را به برادر و خواهر پدری می دهند و هر برادری دو برابر خواهر می برد، اگر وارث میّت برادر و خواهر پدری و چند برادر و خواهر مادری باشد، مال را سه قسمت می کنند یک قسمت آن را برادر و خواهر مادری به طور مساوی بین خودشان قسمت می کنند و بقیه را به برادر و خواهر پدری می دهند و هر برادر دو برابر خواهر می برد.
(مسأله 3012) اگر وارث میت فقط برادر و خواهر و زن او باشد، زن چهار یک، برادر و خواهر پدر و مادری و برادر و خواهر پدری و برادر و خواهر مادری همان گونه که در مسائل گذشته، بیان شد ارث می برند.اگر زنی بمیرد و وارث او فقط خواهر و برادر و شوهر او باشد، شوهر نصف مال را می برد و خواهر و برادر به طوری که در مسائل گذشته گفته شد ارث می برند، لکن برای آن که زن یا شوهر ارث می برد از سهم خواهر و برادر مادری چیزی کم نمی شود و از سهم برادر و خواهر پدر و مادری یا پدری کم می شود، مثلاً اگر وارث میت شوهر و برادر و خواهر مادری و برادر و خواهر پدر و مادری او باشند، نصف مال به شوهر می رسد و یک قسمت از سه قسمت اصل مال را به برادر و خواهر مادری می دهند و آنچه می ماند مال برادر و خواهر پدر و مادری است، پس اگر همه مال او شش تومان باشد سه تومان به شوهر و دو تومان به برادر و خواهر مادری و یک تومان به برادر و خواهر پدر و مادری می دهند.گاهی سهم برادر و خواهر پدر و مادری بیش از سهم معمول آن می شود.
(مسأله 3013) اگر وارث میّت فقط یک جدّ یا یک جدّه است، چه پدری باشد، یا مادری تمام مال به او می رسد و با بودن جدّ میّت، پدر جدّ او ارث نمی برد اگر جدّ و جدّه پدری است، مال سه قسمت می شود؛ دو قسمت را جدّ و یک قسمت را جدّه می برد.اگر جدّ و جدّه مادری باشد، مال را به طور مساوی بین خودشان تقسیم کنند.اگر وارث میّت فقط یک جدّ یا جدّه پدری و یک جدّ یا جدّه مادری باشد، مال سه قسمت می شود، دو قسمت را جدّ یا جدّه پدری و یک قسمت را جدّ یا جدّه مادری می برد.
(مسأله 3014) اگر میّت فقط چند برادر و پدر جدّ مادری و یک جدّ پدری داشته باشد، دو قسمت را جدّ پدری و یک قسمت بین برادران و پدر جدّ مادری به طور مساوی تقسیم شود.همچنین اگر میّت چند برادر و یک پدر جدّ پدری داشته باشد و یک جدّ مادری، دو قسمت مال بین برادرها و پدر جدّ پدری به طور مساوی تقسیم شود و یک قسمت را جدّ مادری می برد(جدّ پدری یا مادری مانع پدر جدّ مادری یا پدر جدّ پدری نمی شود)مثلاً چنانچه میّت نُه تومان داشته باشد، پنج تومان به برادرها و یک تومان به پدر جدّ پدری و سه تومان به جدّ مادری بدهند.
(مسأله 3015) اگر میّت فقط شوهر و جدّ و جدّه پدری و جدّ و جدّه مادری یا جدّ پدری و جده مادری داشته باشد، مال را شش قسمت کنند، سه قسمت را به شوهر و دو قسمت را به جدّ و جدّه مادری به طوری مساوی و یک قسمت را به جدّ و جدّه پدری بدهند و جدّ دو برابر جدّه پدری ارث می برد.اگر وارث میّت فقط زن و جدّ و جدّه مادری و جدّ و جدّه پدری باشند.چهار یک مال را زن و بقیه به دستوری که در مسائل گذشته بیان شد، جدّ و جدّه ها می برند.
(مسأله 3016) جدّ پدری یا پدر و مادری، مانند برادر پدری یا پدر و مادری است، پس اگر همراه او یک برادر باشد، مال بین آن ها بطور مساوی تقسیم می شود، و اگر برادران متعدد باشند، جدّ به اندازه یکی از برادران سهم می برد.و جدّه پدری یا پدر و مادری مانند خواهر پدری یا پدر و مادری است، که اگر خواهر یکی باشد، مال بین آن ها بطور مساوی تقسیم می شود، و اگر متعدد باشند، جدّه به اندازه یکی از خواهرها ارث می برد.
(مسأله 3017) در اجتماع برادر یا خواهر یا برادرها یا خواهرها یا جد یا جده یا اجداد یا جدات چند صورت است:
اول آن که هر یک از جد یا جده و برادر یا خواهر همه از طرف مادر باشند، در این صورت مال بین آن ها به طور مساوی تقسیم می شود، اگر چه از جهت مرد و زن بودن مختلف باشند.
دوّم آن که همه آن ها از طرف پدر باشند، چنانچه همه آن ها زن یا همه مرد باشند مال بطور مساوی بین آنان تقسیم می شود.و اگر بعضی مرد و بعضی دیگر زن باشند، مرد دو برابر زن ارث می برد.
سوّم آن که هر یک از جد یا جدّه از طرف پدر باشد و برادر یا خواهر پدر و مادری باشد و جد و یا جدّه پدری ارث نمی برد و تمام مال به برادر یا خواهر پدر و مادری می رسد.
چهارم آن که اجداد یا جدات برخی از آن ها پدری و برخی مادری باشند چه همه مرد باشند یا زن و یا هم مرد و هم زن باشند و برادرها یا خواهر نیز چنین باشند، در این صورت، نزدیکان مادری از برادرها و خواهرها، اجداد یا جدات سه یک ارث می برند و به طور مساوی بین آن ها تقسیم می شود.برای نزدیکان پدری دو سوم مال است که هر یک از مردان دو برابر زنان ارث می برند.
پنجم آن که جد یا جدّه از طرف پدر یا برادر و خواهر از طرف مادر جمع شوند، چنانچه برادر یا خواهر مادری یکی باشند شش یکم و اگر بیش از یک نفر باشند یک سوم از مال را ارث می برند و به طوری مساوی تقسیم کنند و بقیه مال را جدّ یا جدّه ارث می برد و در صورتی که هم جدّ و هم جدّه باشند، جدّ دو برابر جدّه می برد.
ششم آن که، جد یا جدّه مادری یا برادر یا خواهر پدری جمع شوند، جد یا جدّه یک سوم مال را ارث می برد و برادر تمام باقی مانده مال را می برد.اگر با خواهر پدری جمع شود، یک سوم را جد یا جدّه می برد و چنانچه دو تا خواهر باشد تمام باقی مانده را ارث می برند و اگر یک خواهر باشد بعید نیست که تمام باقی مانده را به ارث ببرد، لکن احتیاط در این است که شش یکم ترکه را با جدّ یا جدّه مصالحه کنند.
هفتم آن که اجداد یا جدات پدری یا مادری یا برادر یا خواهر مادری جمع شوند، جد یا جدّه مادری یک سوم را ارث می برد و در صورتی که هم جد و جدّه مادری باشند، نیز یک سوم را به طور مساوی بین خود تقسیم کنند و دو سوم را جد یا جدّه پدری یا برادر پدری می برند و مرد دو برابر زن ارث می برد اگر با اجداد و جدات برادر و خواهر مادری جمع شوند، از برای جد یا جدّه و برادر و خواهر مادری یک سوم است که به طور مساوی تقسیم می کنند و از برای اجداد و برادر و خواهر پدری دوسوم و هر یک از جد و برادر دو برابر جدّه و خواهر سهم می برند.اگر فقط جد پدری یا برادر و خواهرپدری و برادر و خواهر مادری جمع شوند، چنانچه برادر یا خواهر مادری یک نفر باشد، یک ششم و اگر بیش از یک نفر باشند یک سوم سهم می برد و دو سوم باقی مانده سهم جدّ پدری و برادر و خواهر پدری است و همچنین است اگر فقط جدّه مادری داشته باشد یک ششم یا یک سوم سهم جدّه یا جدّه و برادر و خواهر مادری است و باقی مانده سهم جد و جدّه و برادر و خواهر پدری است.
هشتم آن که، اگر جدّ و جدّه پدری با برادر یا خواهر مادری جمع شوند، چنانچه برادر یا خواهرمادری یک نفر باشد، یک ششم و اگر بیش از یک نفر باشند یک سوم سهم می برند و دو سوم سهم جد و جدّه پدری است، امّا اگر جد یا جدّه مادری یا برادر و یا خواهر پدری جمع شوند، جد یا جدّه مادری و لو یک نفر باشد، یک سوم ارث می برد و دو سوم را برادر و خواهر و یا جد و جدّه پدری می برند.
(مسأله 3018) اگر میت برادر و خواهر داشته باشد، فرزند برادر و خواهر ارث نمی برند و این حکم در صورتی است که برادر و خواهر مزاحم نداشته باشند.اما اگر جد و فرزند برادر مادری با برادر پدری جمع شوند، در این صورت دو سوم، سهم برادر پدری است و یک سوم بین جد مادری و فرزند برادر مادری به طور مساوی تقسیم می شود.
(مسأله 3019) اگر میّت خواهر و برادر نداشته باشد، سهم ارث آنان را به فرزندان آن ها می دهند، پس اگر فرزندان برادر و خواهر مادری داشته باشد، ارث به طور مساوی بین آنان تقسیم می شود و اگر فرزندان برادر و خواهر پدر و مادری یا پدری دارد اقرب تقسیم کردن ارث بین آن ها به طور مساوی است و احتیاط مستحب مصالحه کردن است.همچنین اگر فرزندان برادر و خواهر با اجداد و جدات جمع شوند مانند پدر و مادر خود سهم می برند و پدر بزرگ و مادر بزرگ مانع ارث بردن برادر زاده و خواهر زاده نمی شود.
(مسأله 3020) اگر فرزندان برادر مادری و فرزندان برادر پدری و مادری یا پدری جمع شوند سهم فرزندان مادری اگر چه بیش از یک نفر باشند یک ششم است و بقیه سهم فرزندان برادر پدری و مادری یا پدری است.
(مسأله 3021) اگر میّت برادر و خواهر و برادر زاده و خواهرزاده نداشته باشد، ارث به فرزند برادرزاده و خواهر زاده می رسد و با وجود طبقه بالا، طبقه پایین ارث نمی برد.
ارث دسته سوم
(مسأله 3022) دسته سوم عمو و عمّه، دایی و خاله و اولاد اینان است که اگر از طبقه اول و دوم کسی نباشد، این ها ارث می برند.
(مسأله 3023) اگر وارث میت فقط یک عمو و یا یک عمّه است، چه پدر و مادری یا پدری و یا مادری باشد تمام مال را به ارث می برد.
(مسأله 3024) اگر وارث میّت عمو و عمّه یا عموها و عمّه ها، با هم باشند و همه پدر و مادری یا پدری باشند، بعید نیست که مال را به طور مساوی تقسیم کنند و احتیاط مستحب صلح است.امّا اگر همه مادری باشند، اقرب تقسیم آن به صورت مساوی است.
(مسأله 3025) اگر میّت عمو و عمّه های پدر و مادری و پدری و مادری داشته باشد، عمو و عمّه های پدری ارث نمی برند، پس اگر میّت یک عمو یا عمّه مادری و یک عمو و یا عمّه پدر و مادری دارد بنابر اظهر مال را به طور مساوی بین آن ها تقسیم می شود.همچنین است، اگر میّت عمو یا عمّه مادری و عمو یا عمه های پدری داشته باشد، مال به طور مساوی بین آن ها قسمت می شود و بین مرد و زن فرق نیست و احتیاط مستحب این است که در صورت جمع شدن عمو و عمّه با هم مصالحه کنند.
(مسأله 3026) اگر وارث میت یک دایی یا یک خاله باشد تمام مال به او می رسد.همچنین است اگر چند دایی یا چند خاله باشد و تمام مال بین دایی ها یا خاله ها به طور مساوی تقسیم می شود.اگر هم دایی و هم خاله باشند و همه پدر و مادری یا پدری و یا مادری باشند مال به طور مساوی بین آنان تقسیم می شود.اگر وارث میت دایی و خاله پدر و مادری و هم پدری و هم مادری باشند، دایی و خاله پدری ارث نمی برند و مال بین بقیه به طور مساوی تقسیم می شود مثلاً اگر یک دایی یا خاله مادری و چهارتا دایی یا خاله پدر و مادری یا پدری باشند، بنابر اظهر مال را پنج قسمت کنند.یک قسمت را به دایی یا خاله مادری و چهار قسمت را به دایی یا خاله پدر و مادری، یا پدری بدهند و همچنین است عکس آن؛یعنی اگر یک دایی یا خاله پدر و مادری یا پدری دارد و چهار تا دایی یا خاله مادری دارد یک قسمت را به دایی یا خاله پدر و مادری یا پدری و چهار قسمت را به دایی ها یا خاله های مادری بدهند و بین مرد وزن فرقی نیست.
(مسأله 3027) اگر وارث میّت یک عمو و یا عمّه یا چند عمو و عمّه و یک یا چند دایی و خاله باشند،مال را سه قسمت می کنند و یک قسمت را دایی یا خاله یا هر دو و دو قسمت را عمو یا عمّه یا هر دو به طور مساوی می برند.
(مسأله 3028) با وجود عمو، عمّه و دایی و خاله فرزندان آن ها ارث نمی برند، ولی اگر میّت این ها را نداشته باشد، ارث به فرزندان آنان می رسد.ولی اگر فرزند عمو یا عمّه با دایی یا خاله جمع شوند و یا فرزند دایی و خاله با عمو و عمّه جمع شوند، احتیاط واجب آن است که مصالحه کنند.
(مسأله 3029) اگر وارث فقط فرزندان عمو، عمّه و دایی و خاله باشند هر کدام به اندازه سهم پدر و مادر خود ارث می برند.پس اگر میّت فرزند عمّه و فرزند دایی داشته باشد، مال را سه قسمت کنند، یک قسمت را به فرزند یا فرزندان دایی و دو قسمت را به فرزند یا فرزندان عمّه بدهد.بنابر اقرب در هر دو گروه، زن و مرد به طور مساوی مال را تقسیم کنند-اگر چه احتیاط مستحب مصالحه است-.
(مسأله 3030) اگر وارث میّت فقط فرزند عموی پدر و مادری و یک عمومی پدری باشند، همه ارث را به یک عموی پدری بدهند و احتیاط مستحب مصالحه است.اگر وارث میت چند تا عموی پدری و فرزند عموی پدر و مادری باشند.یا یک عموی پدری با فرزند عموی پدر و مادری و شوهر یا زن آن جمع شوند، فرزند عموی پدر و مادری ارث نمی برد و مال را بین عموها یا عموی پدری و شوهر یا زن قسمت می کنند.
(مسأله 3031) اگر میّت عمو یا عمّه پدر و مادری داشته باشد، عمو یا عمّه پدری یا مادری ارث نمی برند و تمام مال به عمو یا عمّه پدر و مادری می رسد.اگر میّت عموی پدری و عموی پدری پدر داشته باشد.تمام ارث به عموی پدری می رسد.اگر میّت دایی یا خاله پدر و مادری و پدری یا مادری داشته باشد، تمام مال را به دایی یا خاله پدر و مادری می دهند.اگر میت دایی پدری و دایی جدّ داشته باشد، تمام ارث را به دایی پدری می دهند.
(مسأله 3032) فرزندان عمو و دایی میّت و فرزندان فرزندان آن ها بر عمو و دایی پدر میّت و بر عمو و دایی مادر میّت مقدم است و تمام ارث به فرزندان عمو و دایی میّت و یا به فرزندانِ فرزندان عمو و دایی میّت می رسد.
(مسأله 3033) اگر عمو و عمّه و دایی و خاله پدر با عمو و عمه و دایی و خاله مادر جمع شوند، مال را سه قسمت می کنند.یک قسمت را نزدیکان مادری به طور مساوی بین خود تقسیم کنند و بعید نیست که دو قسمت را نزدیکان پدری نیز به طور مساوی بین خود تقسیم کنند و احتیاط مستحب در نزدیکان پدری مصالحه است.
(مسأله 3034) اگر وارث میّت زوج با زوجه با عمو، عمّه و دایی و خاله باشند، زوج نصف و زوجه یک چهارم و دایی و خاله یک سوم از کل مال و باقی مانده را عمو و عمّه می برند و سهم دایی و خاله و عمو و عمّه به طور مساوی بینشان تقسیم می شود.
(مسأله 3035) اگر زوج یا زوجه، فقط با دایی و خاله ها باشند؛ زوج نصف و زوجه یک چهارم را می برند و بقیه بین دایی و خاله ها به طور مساوی تقسیم می شود، و اگر زوج یا زوجه با عمو و عمّه ها جمع شود، نیز مانند روش فوق ارث را بین خود تقسیم کنند.
(مسأله 3036) اگر وارث میّت دارای دو عنوان(فرزند عموی پدری و فرزند دایی مادری)باشد و اگر یکی از دو عنوان مانع دیگری نشود.دو سهم ارث می برد.مانند:جدّ پدری که جدّ مادری نیز باشد، هم به عنوان جدّ پدری و هم جدّ مادری ارث می برد، یا برادر پدر کسی(علی)با خواهر مادری او(علی)ازدواج کنند و فرزند به دنیا آورند، این شخص(علی)نسبت به فرزند او(زوج)هم عمو و هم دایی است و فرزند این شخص(علی)نسبت به فرزند زوجین، فرزند عموی پدری و هم فرزند دایی مادری است؛بنابراین فرزند این شخص(علی)نسبت به فرزند زوجین دارای دو عنوان است و دو سهم ارث می برد.اگر یکی از دو عنوان مانع دیگری باشد، فقط به سبب عنوان مانع ارث می برد، مانند این که دو برادرند و هر دو ازدواج کنند و هرکدام دارای فرزند شوند، آنگاه یکی از برادرها وفات کند و سپس زن او مجدّداً با برادر دیگر ازدواج کنند و فرزند به دنیا آورند و فرزند شوهر اوّل این زن نسبت به فرزند شوهر دوم، هم فرزند عمو و هم برادر مادری شمرده می شود، لکن فقط به سبب عنوان برادر مادری ارث می برد.
میراث سببی
اشاره
سبب دو چیز است:1-زوجیّت 2-ولاء
1-زوجیّت
(مسأله 3037) اگر زنی بمیرد و فرزند نداشته باشد، نصف مال را و اگر فرزند داشته باشد، چهار یک همه مال را شوهر او ارث می برد.اگر شوهر بمیرد و فرزند نداشته باشد چهار یک مال او را و اگر فرزند داشته باشد، هشت یک مال را، زن او ارث می برد.
(مسأله 3038) اگر زنی غیر از امام، وارث نسبی و سببی نداشته باشد، زوج او بنابر اقوی تمام مال را به ارث می برد.و امّا اگر زوج غیر از امام علیه السلام وارث دیگر نداشته باشد، زوجه چهار یک مال را می برد، و بنابر اظهر بقیه آن به امام علیه السلام باید داده شود.
(مسأله 3039) اگر میّت دو یا چند زن داشته باشد، در صورت داشتن فرزند، هشت یک مال را زنان او، و در صورت نداشتن فرزند چهار یک مال را به ارث می برند و به طور مساوی بین خود تقسیم نمایند.
(مسأله 3040) در ارث بردن زوج و زوجه، دائمی بودن عقد معتبر است؛ امّا همبستر شدن شرط نیست.پس اگر قبل از همبستر شدن یکی از آن ها بمیرد، دیگری ارث می برد.و زنی که عدّه در طلاق رجعی است، اگر در بین عدّه بمیرد،شوهر از او ارث می برد و اگر شوهر بمیرد، زن از او ارث می برد؛ لکن بعد از تمام شدن عدّه طلاق رجعی و در عدّه طلاق بائن هر کدام بمیرد دیگری ارث نمی برد.
(مسأله 3041) اگر شوهر در حال مرض، عیالش را طلاق دهد-اعم از طلاق رجعی و بائن-با سه شرط زن از او ارث می برد:
اول آنکه پیش از گذشتن دوازده ماه هلالی بمیرد، پس اگر از هنگام طلاق از دوازده ماه هلالی و لو یک روز هم بگذرد و بمیرد، زن ارث نمی برد.
دوم، شوهر از مرضی که زن را در آن مریضی طلاق داده بمیرد، اگر از آن مرض خوب شود و به جهت دیگری از دنیا برود، زن از او ارث نمی برد.
سوم، در این مدّت شوهر دیگری نکرده باشد و اگر شوهر کند، ارث نمی برد.اگر طلاق به درخواست زن انجام گیرد، یا طلاق خلع و مبارات باشد، بعید نیست که باز زن از شوهر ارث می برد و احتیاط مستحب این است که با سایر ورثه مصالحه کند.
(مسأله 3042) اگر مرد مریض چهار زن داشته باشد وهمه را طلاق دهد و با چهار زن دیگر ازدواج نماید و با آن ها همبستر شود، و قبل از تمام شدن سال به جهت همین مرض بمیرد؛ زنان طلاق داده شده با زنان فعلی در چهار یک یا هشت یک مال شوهر شریک هستند و به طور مساوی بین خود تقسیم نمایند.
(مسأله 3043) اگر شخصی یکی از چهار زن خود را طلاق دهد و با دیگری ازدواج کند و بمیرد، و زن طلاق داده شده در بین چهار زن اوّل مشتبه گردد، و اگر میّت فرزند دارد هشت یک مال که سهم همسران است چهار قسمت می شود.یک قسمت را به زن اخیر و سه قسمت را به چهار همسر اوّلی که طلاق داده شده در میان آن ها مشتبه است، بدهند و اگر میت فرزند ندارد، چهار یک مال که سهم همسران است چهار قسمت شود و یک قسمت به زن اخیر و سه قسمت را به چهار زن اوّلی بدهند.
(مسأله 3044) اگر مریض با زنی ازدواج کند، چنانچه با او همبستر شود، نکاح صحیح است، و اگر قبل از همبستر شدن در همان مرض بمیرد، نکاح باطل است وزن نه مهر دارد و نه ارث می برد..چنانچه از مریضی خوب شود و قبل از آن که همبستر شود بمیرد، نکاح صحیح است و از او ارث و نصف مهر را می برد.
(مسأله 3045) زوج از همه ترکه زوجه-منقول باشد یا غیر منقول، زمین باشد یا غیر زمین-ارث می برد، امّا زوجه اعم از اینکه فرزند داشته باشد یا بی فرزند از ترکه زوج تنها از منقولات، کشتی و حیوانات ارث می برد و از زمین نه عین و نه قیمت آن را ارث نمی برد ولی از چیزهایی که بر زمین ثابت است، مانند:ساختمان، درختان، چوب و غیره ارث می برد، ولی بقیه ورثه باید قیمت آن ها را به او بدهد و بر زوجه واجب است که قبول کند.
(مسأله 3046) کیفیت قیمت گذاری به این نحو است که فرض می شود ساختمان، درخت و غیره اگر بدون اجاره در زمین بمانند تا از بین بروند، چقدر ارزش دارد و سهم زن را از آن قسمت می دهد.
(مسأله 3047) ظاهر آن است که زن از میوه خرما و درخت و زراعت موجود در حال مرگ شوهر،ارث می برد، و وارث نمی تواند او را به پذیرش قیمت وادار نماید.
(مسأله 3048) اگر بقیه ورثه به جهت عذر یا غیر آن، تا یک سال یا بیشتر قیمت را به زن نپردازند، زن می تواند اجرت ساختمان را مطالبه کند، و اگر در این مدت، درخت، میوه و زمین محصول بدهد، تا زمانی که ورثه قیمت را پرداخت نکنند، به اندازه سهم خود از منافع و ثمره درختان و غیر آن مستحق می باشد.
(مسأله 3049) اگر درخت از ریشه بیرون شود و یا بشکند، یا ساختمان خراب شود، ظاهراً اجبار زوجه بر گرفتن قیمت جایز نیست واو می تواند حصه خود را از این اشیاء مطالبه کند.چنانچه ساختمان در معرض خرابی و درخت در معرض شکستن باشد، قبل از خرابی و یا شکستن می تواند او را به گرفتن قیمت اجبار نماید.و قلمه درخت و آلتی که ابریشم روی آن بار می کنند و پایه های که شاخه های درخت انگور روی آن قرار دارد نیز در حکم درخت در معرض شکستن است ورثه می توانند، زن را به گرفتن قیمت قبل از خرابی یا شکستن وادار کند.
(مسأله 3050) زن از وسایل قنات، چشمه و چاه ارث می برد، و وارث می تواند او را به گرفتن قیمت اجبار نماید؛ امّا نسبت به آب موجود در آن ها، از خود آب ارث می برد و ورثه نمی توانند او را به گرفتن قیمت اجبار کنند.و اگر شوهر سرداب یا چاهی حفر کند و قبل از آن که به آب برسد، بمیرد، زن از آن ارث می برد و باید قیمت آن را بگیرد.
(مسأله 3051) اگر بقیه ورثه قیمت ساختمان و درخت را به زن ندهند، زن با سایر ورثه در ساختمان و درخت ها شریک می شود و در صورت عدم تمایل بقیه ورثه به دادن قیمت، زن نمی تواند قیمت را مطالبه کند.اگر بعد از شریک شدن در ساختمان و درخت ها ورثه بخواهند قیمت را به زن بدهند واجب نیست که آن را قبول کند، و پس از تصاحب درخت ها و ساختمان دیگر حق تبدیل به قیمت را ندارند.
(مسأله 3052) ملاک قیمت، قیمت روز پرداخت است.
(مسأله 3053) اگر دو کودک نابالغ ازدواج کنند صحت ازدواج متوقف بر رضایت بعد از بلوغ است، و اگر قبل از بلوغ بمیرند، از همدیگر ارث نمی برند و زن مهریه ندارد و اگر یکی از آن ها قبل از دیگری بالغ شود و به عقد رضایت دهد و سپس بمیرد، چنانچه مرد باشد، سهم دوشیزه نابالغ جدا می شود تا بالغ شود.پس از بلوغ اگر به نکاح راضی شد و سوگند یاد کرد که هدف او از رضایت به ازدواج ارث نیست سهم ارث او را همراه نصف مهر باید بدهند.اگر دختر باشد، چنانچه پسر بعد از بلوغ قسم یاد کند، ارث می برد، و مهر زن را باید پرداخت نماید.و اگر پسر قبل از بلوغ بمیرد در حالی که دختر بالغ و راضی به ازدواج است، دختر ارث نمی برد، و اگر دختر قبل از بلوغ بمیرد در حالی که پسر بالغ و راضی به عقد باشد، در این حالت نیز پسر ارث نمی برد.
2-ولاء ضمان جریره
(مسأله 3054) شخص می تواند با فرد دیگر قرارداد ضمان جریرة ببندد و مضمون به فرد ضامن بگوید:«با تو قرار داد می بندم که دیه جنایت من را بپردازی و در مقابل از من ارث ببری»و ضامن بگوید:«پذیرفتم»قرارداد صحیح است.اگر در متن قرارداد تنها از دیه نام ببرد، ارث را همراه دارد و چنانچه فقط از ارث نام ببرد، بنابر اظهر قرارداد باطل است.
(مسأله 3055) قرارداد ضمان جریرة، جایز است بین دو طرف مشترک باشد و هرکدام هم ضامن و هم مضمون باشد و اگر یکی از آن دو بگوید:«با تو قرارداد می بندم که تو دیه جنایت من را و من دیه جنایت شما را بدهم و از همدیگر ارث ببریم»و دیگری، قبول کند قرار داد صحیح و دیه و ارث مترتب است.
(مسأله 3056) عقد مذکور در صورتی صحیح است که مضمون وارث نسبی نداشته باشد، و اگر ضمانت از دو طرف است، باید دو طرف وارث نسبی نداشته باشند.و اگر از یک طرف باشد، فقط در مضمون معتبر است، بنابراین اگر مضمون وارث نسبی دارد قرارداد صحیح نیست.در طرف ضامن،نداشتن وارث نسبی شرط نیست.
(مسأله 3057) اگر مضمون هنگام قرارداد، وارث نسبی نداشت و پس از آن فرزند به دنیا بیاورد و تا هنگام مرگ پدر زنده بماند اظهر این است که قرارداد ضمان جریره باطل می شود و اگر تا زمان مرگ پدر، فرزند زنده نماند، قرارداد صحیح است.
(مسأله 3058) اگر مضمون زوج یا زوجه داشته باشد، زوج نصف مال و زوجه چهار یک آن را به ارث می برد و بقیه مال به ضامن داده می شود.
(مسأله 3059) اگر ضامن پیش از مضمون بمیرد، ارث مضمون به ورثه ضامن انتقال پیدا نمی کند.
3-ولایت امام علیه السلام
اگر میّت وارث نسبی و ضامن جریره نداشته باشد.ارث مال امام علیه السلام است، مگر این که میّت شوهر داشته باشد که در این صورت تمام مال به او می رسد.و اگر زن داشته باشد، بنابر اقوی چهاریک مال اوست و بقیه مال امام می باشد.
(مسأله 3060) اگر امام علیه السلام حاضر باشد، میراث، مال ایشان است و مطابق نظر مبارک خود، مصرف می کنند و در عصر غیبت امام علیه السلام ارث به حاکم شرع داده می شود و مصرفش مصرف سهم امام علیه السلام می باشد.
(مسأله 3061) کسی که غیر از امام علیه السلام وارثی ندارد و تمام اموالش را به فقرا و مساکین وصیّت کند،بعید نیست که فقط در ثلث نافذ باشد.
میراث فرزند ملاعنه، ولد زنا، حمل و گمشده
1-میراث فرزند «ملاعنه»
فرزند ملاعنه کسی است که مرد نسبت او را به خودش-به سبب لعان-نفی می کند.
(مسأله 3062) مادر و نزدیکان مادری مانند، برادران، دایی ها و زوج و زوجه از فرزند ملاعنه ارث می برند، و پدر و کسانی که فقط از جانب پدر به او قرابت پیدا می کند، ارث نمی برند و چنانچه وارث او فقط مادرش باشد، بنابر اقوی تمام مال میّت را به مادرش بدهد.و اگر با مادر فرزندانی داشته باشد.شش یک به مادر و بقیه مال به فرزندان می رسد که پسر دو برابر دختر می برد.و اگر فرزند یک دختر باشد،نصف مال را می برد و بقیه مال به صورت چهار یک، مادر و دختر بین خود تقسیم کنند.اگر فرزند لعان شده، شوهر یا زن داشته باشد هرکدام مطابق احکامی که در مسائل پیش بیان شد ارث می برد.و اگر ورثه او برادران و خواهران پدر و مادری باشند، ارث بین آن ها به صورت مساوی تقسیم می شود و بین زن و مرد فرق نیست.
(مسأله 3063) فرزند ملاعنه از مادر و نزدیکان مادری ارث می برد و از پدر و نزدیکان پدری ارث نمی برد؛ مگر این که پدر بعد از لعان به فرزندی او اعتراف نماید پس از اعتراف به فرزندی، فرزند از پدر از باب تعبّد ارث می برد، اما از نزدیکان پدری ارث نمی برد.
(مسأله 3064) اگر پدر از جنایت و میراث فرزندش نزد حاکم شرع تبری نماید، سپس فرزند بمیرد،بنابر اقوی ارث او به نزدیکان پدری می رسد و پدرش چیزی نمی برد، ولی احتیاط ترک نشود.
2-میراث فرزند زنا
(مسأله 3065) پدر زانی و نزدیکان پدری، از فرزند زنا ارث نمی برند واو هم از آن ها ارث نمی برد.امّا بعید نیست که مادر زانیه و نزدیکان مادری اش ارث ببرند، اگر چه احوط مصالحه بین مادر و ورثه است. و فرزند یا شوهر، یا زن او ارث می برند واو هم از آنان ارث می برد، و اگر وارث نداشته باشد، ترکه مال ضامن جریرة و سپس امام است.اگر میت زوج داشته باشد تمام مال به او می رسد اگر زوجه داشته باشد چهار یک مال زوجه او و بقیه به امام علیه السلام می رسد.
3-میراث حمل
(مسأله 3066) اگر میت بچه ای دارد که در شکم مادر است و چنانچه زنده به دنیا بیاید ارث می برد و اگر بعد از به دنیا آمدن، بمیرد این ارث به ورثه او می رسد.
(مسأله 3067) اگر نصف او خارج و صدایش بلند شود و پیش از جدا شدن از شکم مادر بمیرد، ارث نمی برد و کسی از او هم ارث نمی برد.
(مسأله 3068) هرگاه بخواهند ارث را تقسیم کنند، در صورت رضایت ورثه از باب احتیاط به اندازه سهم دو فرزند پسر کنار بگذارند و چنانچه بعداً دو پسر یا یک پسر و دو دختر به دنیا بیایند، سهم آن ها را بدهند و چنانچه یک پسر یا دختر به دنیا بیاید، مال اضافی را بین ورثه تقسیم کنند.اگر ورثه راضی نباشد سهم یک مرد را کنار گذاشته و بقیه آن را تقسیم کنند با اطمینان به اینکه اگر بیش از یک پسر دنیا بیاید، سهم زیادی را بتواند از ورثه بگیرد.
(مسأله 3069) دیه جنین را کسی به ارث می برد که بقیه دیه را به ارث می برد.
4-میراث گمشده
(مسأله 3070) کسی که گم شده است بنابر اقوی چهار سال جستجو کنند، چنانچه پیدا نشود، مال او بین ورثه اش که در وقت تمام شدن مدت انتظار موجودند، تقسیم می شود.اگر مورّث گمشده، قبل از تمام شدن چهار سال بمیرد، گمشده از او ارث می برد، ولی اگر بعد از تمام شدن مدت انتظار بمیرد گم شده از او ارث نمی برد.بنابر اظهر اگر از زمان گم شدن شخص، ده سال بگذرد، بدون جستجو مال او تقسیم می شود.
(مسأله 3071) اگر دو نفر به نسب اعتراف کنند، در صورتی که وارث دیگری نداشته باشند، از همدیگر ارث می برند.
میراث خنثی
(مسأله 3072) خنثی کسی است که هم آلت مرد و هم زن را دارد و اگر معلوم شود که مرد است یا زن،به همان عمل می شود، وگرنه به نشانه ها رجوع می شود که یکی از نشانه ها ادرار کردن است، چنانچه از آلت مردانگی ادرار کند، مرد است، و اگر از آلت زنانگی ادرار کند، زن می باشد.و اگر از هر دو ادرار کند،از هرکدام که زودتر ادرار می کنند، معیار است.و اگر به طور مساوی خارج شود، از هرکدام که با جهش خارج می شود، از همان جهت ارث می برد.اگر هیچ یک از این نشانه ها نباشد، نصف سهم مرد و نصف سهم زن به او داده می شود.پس اگر میت یک فرزند پسر و یک خنثی داشته باشد، در نحوه تقسیم ارث یک مرتبه هر دو مرد فرض می شود، و مرتبه دیگر یک مرد و یک زن؛ بنابراین، مطابق فرض اوّلی اگر میّت شش تومان داشته باشد، دو قسمت می شود و مطابق فرض دوّمی سه قسمت آنگاه دو قسمت در سه قسمت ضرب می شود که حاصل آن، شش است و سپس شش ضرب در دو می شود که حاصل آن،دوازده می شود و هفت قسمت آن برای پسر و پنج قسمت برای فرزند خنثی باید داده شود.
(مسأله 3073) کسی که دو سر در یک بدن یا دو بدن در یک کفل باشد، چنانچه هر دو با هم بیدار شوند، یک نفر است و اگر با اختلاف بیدار شوند، دو نفر است و ظاهراً حکم مذکور در سایر احکام نیز جاری است.
(مسأله 3074) شخصی که مرد یا زن بودنش معلوم نیست و به جهت غایب بودن یا هر دلیل دیگر جستجو برای کشف حقیقت میسّر نباشد با قرعه جنسیت او را مشخص کند و در یک ورقه نام «عبد الله»و در ورق دیگر «امة اللَّه»بنویسد و هنگام قرعه، خواندن این دعا مستحب است:«اللهم أنت اللَّه لا إله الّا أنت عالم الغیب و الشهادة أنت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه مختلفون، بیّن لنا هذا المولود حتی یورّث ما فرضت له فی الکتاب»، و مثلا «عبد اللَّه»برای هر کدام از قرعه بیرون آمد آن شخص حکم مرد را دارد.
میراث افراد غرق شده یا زیر آوار مانده و مانند آن
(مسأله 3075) با وجود شرایط زیر بعضی از آن ها از بعضی دیگر ارث می برند:
1-همه یا یکی از آن ها مال داشته باشد.
2-بین آن ها نسبت نسبی و سببی باشد که بدون مانع موجب ارث شود.
3-تاریخ مرگ هر یک نسبت به دیگری مجهول باشد و معلوم نباشد که مرگ کدامیک مقدّم و یا مؤخّر است؛ در این حالت چند صورت است:
اوّل:هر یک از آن دو از دیگری به مقدار سهم متعارف خود از ترکه ای که قبل از مرگ مالک بوده،ارث می برد، اما از آنچه که بعد از حادثه از طریق ارث مالک شده است، دوباره به ارث برده نمی شود.
دوّم:اگر هر کدام آن ها در طبقه خودش، وارث زنده داشته باشد، یا وارث زنده زوج یا زوجه باشد، با او در مال اصلی شریک می شود.پس اگر پدر و پسری با هم در اثر غرق شدن یا سوختگی بمیرند و وارث زنده در این طبقه نداشته باشد مگر یک پسر، در این حالت ابتدا مرگ پدر فرض می شود و پسر زنده با پسری که با او مرده بطور مساوی ارث می برند، سپس مردن پسر فرض می شود، که در این صورت با وجود پدر به برادر او چیزی نمی رسد چون در طبقه او غیر از پدر وارثی ندارد، بنابراین همه مال اصلی او به پدر داده می شود.
سوّم:اگر هیچ یک از این دو نفر غرق شده، اصلاً وارث نداشته باشد هرکدام آن ها همه اموال اصلی دیگری را ارث می برد.
چهارم:هرکدام از آن ها آنچه را از دیگری به ارث برده، به وارث زنده او منتقل می شود، مثلاً اگر پدر و پسر با هم بمیرند، آنچه از پدر به پسر می رسد، به ورثه زنده او منتقل می شود، و آنچه از پسر به پدر می رسد نیز به ورثه زنده او می رسد، و فرقی نمی کند که ورثه زنده از طبقه اوّل باشد یا دوّم یا سوّم، و اگر در همه طبقات وارث نداشتند، میراث مال امام علیه السلام است.
پنجم:توارث بین دو نفری که با هم غرق شده اند، در صورتی است که هر دو از طبقه اوّل باشند مانند:پدر و فرزندان، مادر و فرزندان یا زن و شوهر.امّا اگر هر دوی آن ها از طبقه دوّم یا سوّم باشند، و هر کدام در طبقه اول وارث داشته باشد، از همدیگر ارث نمی برند.اگر یکی از آن ها وارث زنده در طبقه اول داشته باشد و دیگری نداشته باشد.هرکدام که در طبقه اول وارث زنده دارد.از غرق شده دیگری ارث می برد؛ لکن هرکدام که در طبقه اول وارث زنده ندارد، از دیگری ارث نمی برد.
(مسأله 3076) حکم توارث دو نفری که غرق شده و یا زیر آوار مانده اند در موارد که مرگ به سبب جنگ، دریدن حیوانات، زلزله و صاعقه رخ بدهد جاری است بلکه ظاهراً این حکم شامل مرگ های ناگهانی که بدون سبب روشن رخ می دهد، نیز می شود.
(مسأله 3077) اگر افراد که با هم غرق شده اند یا زیر آوار مانده اند، بعضی از آن ها از بعضی دیگر ارث ببرند و بعضی ارث نبرند، مانند این که پدر و دو فرزندش با هم غرق شوند، چنانچه مرگ پدر اوّل فرض شود ارث او مال هر دو فرزندش می باشد، و اگر مرگ فرزندان اوّل فرض شود با وجود پدر، دو فرزند از همدیگر ارث نمی برند و مال هر دو به پدر تعلّق می گیرد؛ بنابراین بین پدر و دو فرزند توارث است اما بین هر دو فرزند در صورت حیات پدر، توارث نیست.
میراث مجوس
(مسأله 3078) در این که مجوس به نسب و سبب صحیح از همدیگر ارث می برند، اشکالی نیست.امّا در ارث بردن آن ها به نسب و سبب فاسد، سه قول است؛ اقوی این است که ارث می برد.پس اگر با خواهر خود ازدواج کند و صاحب فرزند شود و بمیرد؛ خواهرش سهم زوجه و فرزندش سهم فرزند را به ارث می برد.
(مسأله 3079) اگر دو سبب برای وارث جمع شود، به هر دو سبب ارث می برد.مثلاً اگر مجوسی با مادرش ازدواج کند و بمیرد، مادرش هم سهم مادری و هم سهم زوجه بودن را با هم به ارث می برد و همین طور اگر با دخترش ازدواج کند.و اگر یکی از دو سبب دیگری را منع کند، فقط از جهت سبب مانع ارث می برد.
(مسأله 3080) مسلمان از طریق سبب فاسد ارث نمی برد؛ امّا به نسب فاسد-در صورتی که زنا نباشد-ارث می برد، مانند فرزند شبهه که ارث می برد، و از او ارث برده می شود.اگر شبه از یک طرف باشد، فقط همان طرف ارث می برد.
