آیت الله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض
مرجع تقلید شیعه
شانزدهم-ارتداد
مرتدّ کسی است که از دین اسلام خارج شده است و آن دو قسم است:
1-فطری.مرتدّ فطری کسی است که از پدر و مادر مسلمان یا از پدر و مادری که یکی از آنها مسلمان است متولد گردیده. و حکم مرتد فطری این است که قتل او واجب وزنش از او جدا شده، عده وفات می گیرد و اموال موجود در حال ارتداد او بین ورثه اش تقسیم می شود.
2-ملّی.کسی است که از کفر به اسلام رو آورده، سپس مرتدّ شده و به کفر برگشته است.حکم او این است که از او می خواهند توبه کند، و چنانچه در خلال سه روز توبه نمود مشکل حلّ است وگرنه،در روز چهارم کشته می شود.البته اموالش را از او نمی گیرند، ولی عقد نکاح بین او وزنش بهم می خورد و در صورتی که به زنش دخول کرده باشد باید عدّه طلاق نگهدارد.
(مسأله 3213) در تحقق ارتداد، بلوغ، کامل بودن عقل و اختیار شرط است.بنابراین اگر بچه چیزی را بگوید که موجب کفر او می گردد محکوم به ارتداد و کفر نیست و همینطور دیوانه و مجبور. اگر شخص متّهم ادّعا کند که بر ارتداد مجبور بوده است و چنانچه قرینه ای بر این ادّعا موجود باشد اجبار ثابت می شود وگرنه، ادّعایش اثر ندارد.
(مسأله 3214) هرگاه مرتدّ ملّی کشته شود یا خودش بمیرد ترکه او مال ورثه مسلمان وی است ولی اگر وارث مسلمانی نداشته باشد، نظر مشهور این است که ارث او مال امام علیه السلام است و این نظر خالی از اشکال نبوده بلکه ممنوع است.بنابراین کافر همانند کافر اصلی از او ارث می برد.
(مسأله 3215) اگر مرتدّ فرزند کوچکی داشته باشد محکوم به اسلام است و از پدر مرتدّش ارث می برد و در کفر تابع پدر نیست.البته اگر بالغ شود و بعد اظهار کفر نماید در این صورت محکوم به کفر است.اگر برای مرتدّ بعد از ارتداد او فرزندی متولد شود آن فرزند محکوم به اسلام است در صورتی که نطفه او در حال مسلمان بودن یکی از پدر و مادرش منعقد شده باشد، گرچه بعداً آن بچه مرتدّ گردد.و چنانچه نطفه بچه درحالی که پدر و مادرش هر دو مرتدّ بوده منعقد شود، مادامی که ممیّز نیست محکوم به کفر و نجاست نمی باشد بلکه محکوم به طهارت است ولی اگر ممیّز گردد در صورتی که اسلام را به پذیرد و به آن اعتراف نماید، مسلمان خواهد بود وگرنه کافر می باشد، همانطوری که حکم در فرزندان سایر کفّار چنین است.
(مسأله 3216) هرگاه زن مرتدّ شود و لو مرتدّ فطری، کشته نخواهد شد ولی از شوهرش جدا می شود و عدّه طلاق نگه می دارد، و از او می خواهند که توبه نماید چنانچه توبه نمود مشکل حلّ است، وگرنه، حبس ابد می شود و در وقت نماز او را می زنند و به او سخت گرفته آب و غذا نمی دهند مگر به مقداری که زنده بماند و لباسهای زبر و درشت در برش می کنند به امید اینکه برگردد و توبه نماید.
(مسأله 3217) اگر ارتداد در مرتدّ ملّی یا در زن تکرار گردد، اظهر این است که نه در مرتبه سوّم کشته می شود و نه در مرتبه چهارم.
(مسأله 3218) کافر غیر کتابی چنانچه شهادتین را اظهار نماید محکوم به اسلام است، و از باطن او تحقیق نمی شود، بلکه حکم همین است حتی با وجود قرینه بر اینکه اسلام آوردن او فقط به جهت ترس از کشته شدن بوده است.امّا در مورد کافر کتابی، جماعتی گفته اند که در این فرض محکوم به اسلام نیست ولی این قول اشکال دارد بلکه اظهر این است که کافر کتابی چنانچه شهادتین را اظهار نماید محکوم به اسلام است.
(مسأله 3219) اگر مرتدّ یا کافر اصلی در دار الحرب[بلاد دشمن]با در بلاد اسلام نماز بخواند و چنانچه قرینه ای موجود باشد بر اینکه خواندن نماز از جهت ملتزم بودن او به اسلام است در این صورت محکوم به اسلام می باشد وگرنه، محکوم به اسلام نیست.
(مسأله 3220) اگر مرتدّ ملّی بعد از ارتداد و قبل از آنکه توبه نماید دیوانه شود کشته نخواهد شد،و همچنین است حکم اگر بعد از آنکه از توبه خودداری کرد دیوانه شود.
(مسأله 3221) ازدواج مرتدّ با زن مسلمان جایز نیست.گفته شده که ازدواج او با زن کافره نیز جایز نیست، ولی در این قول اشکال است، بلکه اظهر این است که ازدواج مرتدّ با زن کافره جایز است،مخصوصاً اگر آن زن کتابی باشد.
(مسأله 3222) پدر یا جدّ مرتدّ، بر دختر مسلمان خود ولایت ندارد.
(مسأله 3223) اگر ارتداد مرتد به خاطر انکار توحید یا نبوّت باشد با اعتراف به شهادتین رجوع از ارتداد محقق می شود، امّا اگر ارتداد او از این جهت باشد که عمومیّت نبوّت پیامبر صلی الله علیه و آله را برای تمام بشر انکار کند، یعنی بگوید که نبوّت و رسالت پیغمبر خاتم نعوذ باللَّه برای تمام افراد بشر نیست، در این صورت باید در ضمن توبه اش از آنچه انکار نموده برگردد.
(مسأله 3224) اگر چنانچه مرتدّ فطری، یا مرتدّ ملّی مسلمانی را عمداً به قتل برساند برای ولیّ مقتول جایز است فوراً او را به قتل برساند و در این صورت کشتنش از ناحیه ارتداد ساقط می شود.البته اگر ولیّ عفو کند یا با او در مقابل مالی مصالحه نماید از ناحیه ارتدادش کشته می شود.
(مسأله 3225) اگر کسی مرتدّ ملّی را بعد از توبه اش به قتل برساند و چنانچه اعتقاد دارد که او بر ارتدادش باقی است، در این صورت قصاص ثابت نیست ولی دیه ثابت می شود.
(مسأله 3226) هرگاه مرتدّ فطری توبه کند، توبه او نسبت به احکامی که بر او لازم است از قبیل وجوب قتل، و منتقل شدن اموال او به ورثه و جدایی زنش پذیرفته نمی شود امّا نسبت به غیر آن احکام اظهر این است که توبه اش پذیرفته می شود و احکام مسلمان بر او جاری می گردد.بنابراین برای او جایز است که با زن قبلی اش یا با زن مسلمان دیگر ازدواج نماید و همچنین بقیه احکام.
