آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
غسلهاى واجب
غسلهاى واجب
غسلهاى واجب هفت است.
اول غسل جنابت. دوم غسل حیض. سوم غسل نفاس. چهارم غسل استحاضه. پنجم غسل مس میت. ششم غسل میت. هفتم غسلى که به واسطه نذر و قسم و مانند اینها واجب مى شود.
احکام جنابت
احکام جنابت
مسأله 351 به دو چیز انسان جنب مى شود. اول جماع. دوم بیرون آمدن منى، چه در خواب باشد یا بیدارى، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد، یا بى شهوت، با اختیار باشد یا بى اختیار.
مسأله 352 اگر رطوبتى از مرد خارج شود و نداند منى است یا بول یا غیر اینها، چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده و بعد از بیرون آمدن آن، بدن سست شده، آن رطوبت حکم منى دارد و اگر هیچ یک از این سه نشانه یا بعضى از اینها را نداشته باشد حکم منى ندارد، ولى در مریض لازم نیست آن آب با جستن بیرون آمده باشد، بلکه اگر با شهوت بیرون آید و در موقع بیرون آمدن، بدن سست شود، در حکم منى است. لکن شرط بودن سست شدن بدن محل تأمل است.
مسأله 353 اگر از مردى که مریض نیست آبى بیرون آید که یکى از سه نشانه اى را که در مسأله پیش گفته شد داشته باشد و نداند نشانه هاى دیگر را داشته یا نه، چنانچه پیش از بیرون آمدن آن آب، وضو داشته غسل تنها کافى است و اگر وضو نداشته، باید غسل کند و بنابر احتیاط واجب وضو هم بگیرد.
مسأله 354 مستحب است انسان بعد از بیرون آمدن منى بول کند، و اگر بول
نکند و بعد از غسل رطوبتى از او بیرون آید، که نداند منى است یا رطوبت دیگر، حکم منى دارد.
مسأله 355 اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، در زن، بالغ باشند یا نابالغ، اگر چه منى بیرون نیاید هر دو جنب مى شوند. و تحقق جنابت به دخول در دبر محل اشکال است و احتیاط ترک نشود.
مسأله 356 اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه غسل بر او واجب نیست.
مسأله 357 اگر نعوذبالله حیوانى را وطى کند، یعنى با او نزدیکى نماید و منى از او بیرون آید غسل تنها کافى است، و اگر منى بیرون نیاید، چنانچه پیش از وطى وضو داشته باز هم غسل تنها کافى است، و اگر وضو نداشته احتیاط واجب آنست که غسل کند، وضو هم بگیرد.
مسأله 358 اگر منى از جاى خود حرکت کند و بیرون نیاید، یا انسان شک کند که منى از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست.
مسأله 359 کسى که نمى تواند غسل کند ولى تیمم برایش ممکن است، بعد از داخل شدن وقت نماز هم مى تواند با عیال خود نزدیکى کند.
مسأله 360 اگر در لباس خود منى ببیند و بداند که از خود او است و براى آن غسل نکرده، باید غسل کند و نمازهائى را که یقین دارد، بعد از بیرون آمدن آن منى خوانده قضا کند، ولى نمازهائى را که احتمال مى دهد، بعد از بیرون آمدن آن منى خوانده، لازم نیست قضا نماید.
چیزهائى که بر جنب حرام است
مسأله 361 پنج چیز بر
جنب حرام است:
اول رساندن جائى از بدن به خط قرآن، یا به اسم خدا و اما اسم پیغمبران و امامان علیهم السلام را بنابر احتیاط مستحب مس ننماید.
دوم رفتن در مسجد الحرام و مسجد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.
سوم توقف در مساجد دیگر و همچنین حرم امامان علیهم السلام بنابر احتیاط واجب ولى اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود، یا براى برداشتن چیزى برود مانعى ندارد.
چهارم داخل شدن در مسجد به قصد گذاشتن چیزى در آن، بلکه بنا بر احتیاط واجب گذاشتن چیزى در آن اگر چه بدون داخل شدن هم باشد.
پنجم خواندن سوره اى که سجده واجب دارد و آن چهار سوره است:
اول سوره سىودوم قرآن(آلم تنزیل) دوم سوره چهل و یکم(حم سجده) سوم سوره پنجاه و سوم (والنجم) چهارم سوره نود و ششم(إقرء) و اگر یک حرف از این چهار سوره را هم بخواند حرام است.
چیزهائى که بر جنب مکروه است
مسأله 362 نه چیز بر جنب مکروه است:
اول و دوم خوردن و آشامیدن ولى اگر وضو بگیرد یا دستها را بشوید مکروه نیست. سوم خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره هائى که سجده واجب ندارد.
چهارم رساندن جائى از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهاى قرآن.
پنجم همراه داشتن قرآن. ششم خوابیدن ولى اگر وضو بگیرد یا به واسطه نداشتن آب، بدل از غسل تیمم کند مکروه نیست. هفتم خضاب کردن به حنا و مانند آن. هشتم مالیدن روغن
به بدن. نهم جماع کردن، بعد از آنکه محتلم شده، یعنى در خواب منى از او بیرون آمده است.
غسل جنابت
مسأله 363 غسل جنابت به خودى خود مستحب است و براى خواندن نماز واجب و مانند آن واجب مى شود، ولى براى نماز میت و سجده شکر و سجده هاى واجب قرآن غسل جنابت لازم نیست، اگر چه براى نماز میت احوط است.
مسأله 364 لازم نیست در وقت غسل، نیت کند که غسل واجب یا مستحب مى کنم و اگر فقط به قصد قربت یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم غسل کند کافى است.
مسأله 365 اگر یقین کند وقت نماز شده و نیت غسل واجب کند بعد معلوم شود که پیش از وقت غسل کرده، غسل او صحیح است.
مسأله 366 غسل را چه واجب باشد و چه مستحب به دو قسم مى شود انجام داد ترتیبى و ارتماسى.
مسأله 367 در غسل ترتیبى باید به نیت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست، بعد طرف چپ بدن را بشوید، و اگر عمداً یا از روى فراموشى یا به واسطه ندانستن مسأله به این ترتیب عمل نکند غسل او باطل است.
مسأله 368 نصف ناف و نصف عورت را باید با طرف راست بدن و نصف دیگر را باید با طرف چپ بشوید، بلکه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود.
مسأله 369 براى آنکه یقین کند هر سه قسمت یعنى سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را کاملاً غسل داده باید هر قسمتى را که مى شوید مقدارى از قسمتهاى دیگر را
هم با آن قسمت بشوید، بلکه احتیاط مستحب آنست که تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشوید.
مسأله 370 اگر بعد از غسل بفهمد جائى از بدن را نشسته و نداند کجاى بدن است، باید دوباره غسل کند.
مسأله 371 اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار کافى است. و اگر از طرف راست باشد باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید، و اگر از سر و گردن باشد باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشوید.
مسأله 372 اگر پیش از تمام شدن غسل، در شستن مقدارى از طرف چپ شک کند، شستن همان مقدار کافى است، ولى اگر در شستن مقدارى از طرف راست شک کند، باید بعد از شستن آن مقدار، طرف چپ را هم بشوید، و اگر در شستن مقدارى از سر و گردن شک کند، باید بعد از شستن آن، دوباره طرف راست و طرف چپ را بشوید.
غسل ارتماسى
مسأله 373 در غسل ارتماسى باید آب در یک آن تمام بدن را بگیرد، پس اگر به نیت غسل ارتماسى در آب فرو رود، چنانچه پاى او روى زمین باشد باید از زمین بلند کند.
مسأله 374 در غسل ارتماسى لازم نیست موقعى نیت کند که مقدارى از بدن بیرون آب باشد، بلکه اگر تمام بدن هم زیر آب باشد مى تواند نیت کند.
مسأله 375 اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد به مقدارى از بدن
آب نرسیده چه جاى آنرا بداند یا نداند، باید دوباره غسل کند.
مسأله 376 اگر براى غسل ترتیبى وقت ندارد و براى ارتماسى وقت دارد، باید غسل ارتماسى کند.
مسأله 377 کسى که روزه واجب گرفته یا براى حج یا عمره احرام بسته نمى تواند غسل ارتماسى کند، ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى کند صحیح است.
احکام غسل کردن
مسأله 378 در غسل ارتماسى باید تمام بدن پاک باشد، ولى در غسل ترتیبى پاک بودن تمام بدن لازم نیست، و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتى را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد کافى است.
مسأله 379 کسى که از حرام جنب شده و اگر بخواهد با آب گرم غسل کند عرق مى کند، چون عرق او بنابر أقوى طاهر است. لازم نیست که با آب سرد غسل کند ولکن چون که احتیاط مستحب نجاست است بهتر آنست که با آب سرد غسل کند و اگر آب سرد پیدا نکند یا براى او ضرر داشته باشد، بعد از آنکه تمام بدن زیر آب کُر رفت نیت غسل ترتیبى کند و به نیت سر و گردن بدن را حرکت دهد بعد یک مرتبه به نیت طرف راست و مرتبه دیگر به نیت طرف چپ بدن را حرکت دهد.
مسأله 380 اگر در غسل به اندازه سر موئى از بدن نشسته بماند، غسل باطل است، ولى شستن جاهائى از بدن که دیده نمى شود، مثل توى گوش و بینى واجب نیست.
مسأله 381 جائى را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن بنا بر احتیاط واجب باید بشوید.
مسأله 382
اگر سوراخ جاى گوشواره و مانند آن به قدرى گشاد باشد که داخل آن دیده شود، باید آنرا شست و اگر دیده نشود شستن داخل آن لازم نیست.
مسأله 383 چیزى را که مانع از رسیدن آب به بدن است، باید برطرف کند و اگر پیش از آنکه یقین کند برطرف شده غسل نماید، غسل او باطل است.
مسأله 384 اگر موقع غسل شک کند، چیزى که مانع از رسیدن آب باشد، در بدن او هست یا نه، باید وارسى کند تا مطمئن شود که مانعى نیست.
مسأله 385 در غسل باید موهاى کوتاهى را که جزء بدن حساب مى شوند بشوید، و شستن موهاى بلند واجب نیست، بلکه اگر آب را طورى به پوست برساند که آنها تر نشوند، غسل صحیح است ولى اگر رساندن آب به پوست، بدون شستن آنها ممکن نباشد، باید آنها را بشوید که آب به بدن برسد.
مسأله 386 تمام شرطهائى که براى صحیح بودن وضو گفته شد، مثل پاک بودن آب و غصبى نبودن آن، در صحیح بودن غسل هم شرط است، ولى در غسل لازم نیست بدن را از بالا به پائین بشوید و نیز در غسل ترتیبى لازم نیست بعد از شستن هر قسمت فوراً قسمت دیگر را بشوید بلکه اگر بعد از شستن سر و گردن مقدارى صبر کند و بعد طرف راست را بشوید و بعد از مدتى طرف چپ را بشوید اشکال ندارد، ولى کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، اگر به اندازه اى که غسل کند و نماز بخواند، بول و غائط از او بیرون
نمى آید، باید هر قسمت را فوراً بعد از قسمت دیگر غسل دهد و بعد از غسل هم فوراً نماز بخواند، و همچنین است حکم زن مستحاضه که بعداً گفته مى شود.
مسأله 387 کسى که قصد دارد پول حمامى را ندهد یا بدون اینکه بداند حمامى راضى است، بخواهد نسیه بگذارد، اگر چه بعد حمامى را راضى کند، غسل او باطل است.
مسأله 388 اگر حمامى راضى باشد که پول حمام نسیه بماند، ولى کسى که غسل مى کند قصدش این باشد که طلب او را ندهد، یا از مال حرام بدهد غسل او اشکال دارد مگر آنکه علم به رضایت حمامى حتى در این صورت داشته باشد.
مسأله 389 اگر بخواهد پول حرام یا پولى که خمس آنرا نداده به حمامى بدهد، غسل او باطل است مگر آنکه علم به رضایت حمامى حتى در این صورت داشته باشد.
مسأله 390 اگر مخرج غائط را در آب خزینه تطهیر کند و پیش از غسل شک کند که چون در خزینه تطهیر کرده حمامى به غسل کردن او راضى است یا نه، غسل او باطل است، مگر اینکه پیش از غسل حمامى را راضى کند.
مسأله 391 اگر شک کند که غسل کرده یا نه باید غسل کند، ولى اگر بعد از غسل شک کند، که غسل او درست بوده یا نه، لازم نیست دوباره غسل نماید.
مسأله 392 اگر در بین غسل، حدث اصغر از او سر زند، مثلاً بول کند أقوى کفایت تمام نمودن غسل و بجا آوردن وضوء است، و احتیاط مستحب آنست که دوباره غسل کند، به قصد آنچه بر او
است واقعاً و بعد از آن وضو هم بگیرد.
مسأله 393 اگر به خیال اینکه به اندازه غسل و نماز وقت دارد براى نماز غسل کند، چنانچه بعد از غسل به اندازه خواندن یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد غسل او صحیح است، و اگر کمتر از یک رکعت وقت داشته باشد و غسل را به قصد غایتى از غایات دیگر نیاورده باشد، اولى إعاده آنست اگر بنحو تقیید باشد.
مسأله 394 کسى که جنب شده اگر شک کند غسل کرده یا نه نمازهائى را که خوانده صحیح است، ولى براى نمازهاى بعد باید غسل کند.
مسأله 395 کسى که چند غسل بر او واجب است مى تواند به نیت همه آنها یک غسل بجا آورد، یا آنها را جداجدا انجام دهد. و اگر نیت غسل جنابت نماید کفایت از بقیه مى نماید على الاقوى.
مسأله 396 اگر بر جائى از بدن، آیه قرآن یا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد، بنابر احتیاط واجب اگر ممکن است باید آنرا از بین ببرد، و اگر ممکن نیست باید وضو و غسل را ارتماسى انجام دهد، و چنانچه بخواهد وضو یا غسل را ترتیبى بجا آورد، باید آب را طورى به بدن برساند که دست او به نوشته نرسد.
مسأله 397 کسى که غسل جنابت کرده، نباید براى نماز وضو بگیرد، ولى با غسلهاى دیگر نمى شود نماز خواند و باید وضو هم گرفت.
استحاضه
استحاضه
یکى از خونهائى که از زن خارج مى شود خون استحاضه است و زن را در موقع دیدن خون استحاضه، مستحاضه مى گویند.
مسأله 398 خون استحاضه در بیشتر اوقات زردرنگ و
سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون مى آید و غلیظ هم نیست، ولى ممکن است گاهى سیاه یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید.
مسأله 399 استحاضه سه قسم است: قلیله و متوسطه و کثیره.
استحاضه قلیله آنست که خون فقط روى پنبه اى را که زن داخل فرج مى نماید آلوده کند و در آن فرو نرود.
استحاضه متوسطه آنست که خون در پنبه فرو رود، اگر چه در یک گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى که معمولاً زنها براى جلوگیرى از خون مى بندند، نرسد.
استحاضه کثیره آنست که خون، پنبه را بگیرد و به دستمال هم برسد.
احکام استحاضه
مسأله 400 در استحاضه قلیله باید زن براى هر نماز یک وضو بگیرد و پنبه را عوض کند و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسیده آب بکشد.
مسأله 401 در استحاضه متوسطه باید زن براى نماز صبح غسل کند و تا صبح دیگر براى نمازهاى خود، کارهاى استحاضه قلیله را که در مسأله پیش گفته شد انجام دهد، و اگر عمداً یا از روى فراموشى براى نماز صبح غسل نکند، باید براى نماز ظهر و عصر غسل کند، و اگر براى نماز ظهر غسل نکند باید پیش از نماز مغرب و عشا غسل نماید، چه آنکه خون بیاید یا قطع شده باشد.
مسأله 402 در استحاضه کثیره علاوه بر کارهاى استحاضه متوسطه که در مسأله پیش گفته شد، باید براى هر نماز دستمال را عوض کند، یا آب بکشد و یک غسل براى نماز ظهر و عصر و یکى براى نماز
مغرب و عشا بجا آورد و بین نماز ظهر و عصر فاصله نیندازد و اگر فاصله بیندازد، باید براى نماز عصر دوباره غسل کند و نیز اگر بین نماز مغرب و عشا فاصله بیندازد، باید براى نماز عشا دوباره غسل نماید.
مسأله 403 اگر خون استحاضه پیش از وقت نماز هم بیاید چنانچه زن براى آن خون، وضو و غسل بجا نیاورده باشد، باید در موقع نماز وضو و غسل را بجا آورد.
مسأله 404 مستحاضه متوسطه و کثیره که باید وضو بگیرد و غسل کند هر کدام را اول بجا آورد صحیح است، ولى بهتر آنست که اول وضو بگیرد.
مسأله 405 اگر استحاضه قلیله زن بعد از نماز صبح متوسطه شود، باید براى نماز ظهر و عصر غسل کند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود باید براى نماز مغرب و عشا غسل نماید.
مسأله 406 اگر استحاضه قلیله یا متوسطه زن بعد از نماز صبح کثیره شود باید براى نماز ظهر و عصر یک غسل و براى نماز مغرب و عشا غسل دیگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر کثیره شود باید براى نماز مغرب و عشا غسل نماید.
مسأله 407 مستحاضه کثیره یا متوسطه اگر پیش از داخل شدن وقت نماز صبح براى نماز صبح غسل کند، غسل او باطل است، ولى اگر خیلى نزدیک اذان صبح براى نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند و همینکه وقت داخل شد، فوراً نماز صبح را بخواند اشکال ندارد.
مسأله 408 زن مستحاضه براى هر نمازى چه واجب باشد و چه مستحب باید وضو
بگیرد، و نیز اگر بخواهد نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند یا بخواهد نمازى را که تنها خوانده است دوباره با جماعت بخواند، باید تمام کارهائى را که براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى براى خواندن نماز احتیاط و سجده فراموش شده و تشهد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً بجا آورد، لازم نیست کارهاى استحاضه را انجام دهد.
مسأله 409 زن مستحاضه بعد از آنکه خونش قطع شد، فقط براى نماز اولى که مى خواند، باید کارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نیست.
مسأله 410 اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى که مى خواهد نماز بخواند، باید مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند و بیرون آورد و بعد از آنکه فهمید استحاضه او کدام یک از آن سه قسم است کارهائى را که براى آن قسم دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى که مى خواهد نماز بخواند استحاضه او تغییر نمى کند، پیش از داخل شدن وقت هم مى تواند خود را وارسى نماید.
مسأله 411 زن مستحاضه اگر پیش از آنکه خود را وارسى کند، مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفه خود عمل کرده مثلاً استحاضه اش قلیله بوده و به وظیفه استحاضه قلیله عمل نموده، نماز او صحیح است، و اگر قصد قربت نداشته یا عمل او مطابق وظیفه اش نبوده مثل آنکه استحاضه او متوسطه بوده و به وظیفه قلیله رفتار کرده،نماز او باطل است.
مسأله 412 زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسى نماید،
باید به آنچه مسلماً وظیفه اوست عمل کند، مثلاً اگر نمى داند استحاضه او قلیله است یا متوسطه، باید کارهاى استحاضه قلیله را انجام دهد و اگر نمى داند متوسطه است یا کثیره، باید کارهاى مستحاضه متوسطه را انجام دهد ولى اگر بداند سابقاً کدام یک از آن سه قسم بوده، باید به وظیفه همان قسم رفتار نماید.
مسأله 413 اگر خون استحاضه در باطن باشد و بیرون نیاید، وضو و غسل باطل نمى شود، و اگر بیرون بیاید هر چند کم باشد وضو و غسل را باطل مى کند.
مسأله 414 زن مستحاضه اگر بعد از نماز خود را وارسى کند و خون نبیند اگر چه بداند دوباره خون مى آید، با وضوئى که دارد مى تواند نماز بخواند.
مسأله 415 زن مستحاضه اگر بداند از وقتى که مشغول وضو یا غسل شده خونى از او بیرون نیامده، مى تواند خواندن نماز را تأخیر بیندازد.
مسأله 416 اگر مستحاضه بداند که پیش از گذشتن وقت نماز به کلى پاک مى شود، یا به اندازه خواندن نماز خون بند مى آید، باید صبر کند و نماز را در وقتى که پاک است بخواند على الاحوط.
مسأله 417 اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد به مقدارى که وضو و غسل و نماز را بجا آورد به کلى پاک مى شود أحوط آنست که نماز را تأخیر بیندازد، و موقعى که به کلّى پاک شد دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم
نیست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلکه با وضو و غسلى که دارد مى تواند نماز بخواند.
مسأله 418 مستحاضه کثیره و متوسطه وقتى به کلى از خون پاک شد باید غسل کند، ولى اگر بداند از وقتى که براى نماز پیش مشغول غسل شده دیگر خون نیامده لازم نیست دوباره غسل نماید.
مسأله 419 مستحاضه قلیله بعد از وضو و مستحاضه کثیره و متوسطه بعد از غسل و وضو، باید فوراً مشغول نماز شود ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز اشکال ندارد. و در نماز هم مى تواند کارهاى مستحب مثل قنوت و غیر آنرا بجا آورد.
مسأله 420 زن مستحاضه اگر بین غسل و نماز فاصله بیندازد، باید دوباره غسل کند و بلافاصله مشغول نماز شود.
مسأله 421 اگر خون استحاضه زن جریان دارد و قطع نمى شود چنانچه براى او ضرر ندارد، باید پیش از غسل و بعد از آن به وسیله پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند، ولى اگر همیشه جریان ندارد، فقط باید بعد از وضو و غسل از بیرون آمدن خون جلوگیرى نماید، و چنانچه کوتاهى کند و خون بیرون آید، باید دوباره غسل کند و اگر نماز هم خوانده باید دوباره بخواند.
مسأله 422 اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحیح است، ولى اگر در بین غسل، استحاضه متوسطه کثیره شود، باید غسل را از سر بگیرد.
مسأله 423 احتیاط مستحب آنست که زن مستحاضه در تمام روزى که روزه است به مقدارى که مى تواند، از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند.
مسأله 424 روزه زن مستحاضه اى
که غسل بر او واجب مى باشد، على الاحوط در صورتى صحیح است که غسل نماز مغرب و عشاى شبى که مى خواهد فرداى آن را روزه بگیرد بجا آورد، و نیز غسلهائى را که براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد ولى اگر براى نماز مغرب و عشا غسل نکند و براى خواندن نماز شب پیش از اذان صبح غسل نماید و در روز هم غسلهائى را که براى نمازهاى روزش واجب است بجا آورد، روزه او صحیح است.
مسأله 425 اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند روزه او صحیح است.
مسأله 426 اگر استحاضه قلیله زن پیش از نماز، متوسطه یا کثیره شود، باید کارهاى متوسطه یا کثیره را که گفته شد انجام دهد، و اگر استحاضه متوسطه کثیره شود باید کارهاى استحاضه کثیره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسطه غسل کرده باشد فائده ندارد و باید دوباره براى کثیره غسل کند.
مسأله 427 اگر در بین نماز، استحاضه متوسطه زن کثیره شود، باید نماز را بشکند و براى استحاضه کثیره غسل کند و وضو بگیرد و کارهاى دیگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند، و اگر براى هیچ کدام از غسل، و وضو وقت ندارد، باید دو تیمم کند، یکى بدل از غسل و دیگرى بدل از وضو و اگر براى یکى از آنها وقت ندارد، باید عوض آن تیمم کند و دیگرى را بجا آورد، ولى اگر براى تیمم هم وقت ندارد نمى تواند نماز را بشکند و باید نماز را تمام کند و بنابر احتیاط واجب قضا نماید و
همچنین است اگر در بین نماز، استحاضه قلیله او متوسطه یا کثیره شود.
مسأله 428 اگر در بین نماز خون بند بیاید و مستحاضه نداند که در باطن هم قطع شده یا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، باید وضو و غسل و نماز را دوباره بجا آورد على الاحوط.
مسأله 429 اگر استحاضه کثیره زن متوسطه شود، باید براى نماز اول، عمل کثیره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد مثلاً اگر پیش از نماز ظهر استحاضه کثیره متوسطه شود، باید براى نماز غسل کند و براى نماز عصر و مغرب و عشا فقط وضو بگیرد، ولى اگر براى نماز ظهر غسل نکند و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد باید براى نماز عصر غسل نماید و اگر براى نماز عصر هم غسل نکند، باید براى نماز مغرب غسل کند و اگر براى آن هم غسل نکند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد باید براى عشا غسل نماید.
مسأله 430 اگر پیش از هر نماز خون مستحاضه کثیره قطع شود و دوباره بیاید براى هر نماز باید یک غسل بجا آورد.
مسأله 431 اگر استحاضه کثیره قلیله شود، باید براى نماز اول عمل کثیره و براى نمازهاى بعد عمل قلیله را انجام دهد، و نیز اگر استحاضه متوسطه قلیله شود، باید براى نماز اول، عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قلیله را بجا آورد.
مسأله 432 اگر مستحاضه یکى از کارهائى را که بر او واجب مى باشد، حتى عوض کردن پنبه را ترک کند نمازش باطل است.
مسأله 433 مستحاضه قلیله اگر
بخواهد غیر از نماز کارى انجام دهد، که شرط آن وضو داشتن است، مثلاًبخواهد جائى از بدن خود را به خط قرآن برساند، باید وضو بگیرد و وضوئى که براى نماز گرفته کافى نیست.
مسأله 434 اگر مستحاضه غسلهاى واجب خود را بجا آورد، رفتن در مسجد و توقف در آن و خواندن سوره اى که سجده واجب دارد و نزدیکى شوهر با او حلال مى شود، اگر چه کارهاى دیگرى را که براى نماز واجب است مثل عوض کردن پنبه و دستمال انجام نداده باشد.
مسأله 435 اگر زن در استحاضه کثیره یا متوسطه بخواهد پیش از وقت نماز سوره اى را که سجده واجب دارد بخواند یا مسجد برود، بنابر احتیاط واجب باید غسل نماید، و همچنین است اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکى کند، ولى اگر بخواهد جائى از بدن خود را به خط قرآن برساند، باید وضو هم بگیرد.
مسأله 436 نماز آیات بر مستحاضه واجب است، و باید براى نماز آیات هم کارهائى را که براى نماز یومیه گفته شد انجام دهد.
مسأله 437 هر گاه در وقت نماز یومیه نماز آیات بر مستحاضه واجب شود، اگر چه بخواهد هر دو را پشت سر هم بجا آورد، باید براى نماز آیات هم تمام کارهائى را که براى نماز یومیه او واجب است انجام دهد. و نمى تواند هر دو را با یک غسل و وضو بخواند.
مسأله 438 اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، باید براى هر نماز کارهائى را که براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.
مسأله 439 اگر زن بداند خونى که از او
خارج مى شود خون زخم نیست و شرعاً حکم حیض و نفاس را ندارد، باید به دستور استحاضه عمل کند بلکه اگر شک داشته باشد که خون استحاضه است یا خونهاى دیگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید کارهاى استحاضه را انجام دهد.
حیض
حیض
حیض خونى است که غالباً در هر ماه چند روزى از رحم زنها خارج مى شود. و زن را در موقع دیدن خون حیض، حائض مى گویند.
مسأله 440 خون حیض در بیشتر اوقات، غلیظ و گرم و رنگ آن سیاه یا سرخ است و با فشار و کمى سوزش بیرون مى آید.
مسأله 441 زنهاى سیّده بعد از تمام شدن شصت سال یائسه مى شوند،
یعنى خون حیض نمى بینند و زنهائى که سیّده نیستند بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند.
مسأله 442 خونى که دختر پیش از تمام شدن نه سال، و زن بعد از یائسه شدن مى بیند حیض نیست.
مسأله 443 زن حامله و زنى که بچه شیر مى دهد، ممکن است حیض ببیند.
مسأله 444 دخترى که نمى داند نُه سالش تمام شده یا نه، اگر خونى ببیند که نشانه هاى حیض را نداشته باشد حیض نیست، و اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد، حیض است و معلوم مى شود نه سال او تمام شده است.
مسأله 445 زنى که شک دارد یائسه شده یا نه اگر خونى ببیند و نداند حیض است یا نه، باید بنا بگذارد که یائسه نشده است.
مسأله 446 مدت حیض کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمى شود، و اگر مختصرى
هم از سه روز کمتر باشد حیض نیست.
مسأله 447 لازم نیست سه روز اول حیض پشت سر هم باشد، پس اگر مثلاً دو روزخون ببیند و یک روز پاک شود و دوباره یک روز خون ببیند حیض است بنا برأقوى،و احتیاط به جمع بین تروک حائض و اعمال مستحاضه ترک نشود.
مسأله 448 لازم نیست در تمام سه روز خون بیرون بیاید، بلکه اگر در فرج یا رحم، خون باشد کافى است، ولى چنانچه در بین سه روز مختصرى پاک شود و مدت پاک شدن، به قدرى کم باشد که بگویند در تمام سه روز در فرج یا رحم خون بوده، چون مسامحه عرفى در مقام تطبیق حکم شرعى، اعتبار ندارد، حیض نیست.
مسأله 449 لازم نیست شب اول و شب چهارم را خون ببیند، ولى باید درشب دوم و سوم خون قطع نشود، پس اگر از اذان صبح روز اول تا غروب روز سوم پشت سر هم خون بیاید، یا در وسطهاى روز اول شروع شود و در همان موقع از روز چهارم قطع شود و در شب دوم و سوم و چهارم هم هیچ خون قطع نشود، حیض است.
مسأله 450 اگر سه روز پشت سر هم خون ببیند و پاک شود، چنانچه دوباره خون ببیند و روزهائى که خون دیده و در وسط پاک بوده، روى هم از ده روز بیشتر نشود، روزهائى هم که در وسط پاک بوده، حیض است.
مسأله 451 اگر خونى ببیند که از سه روز بیشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون دمل و زخم است یا خون حیض، در صورتى که اطمینان
به حیض بودن آن پیدا کند، باید آنرا حیض قرار دهد.
مسأله 452 اگر خونى ببیند که نداند خون زخم است یا حیض، بنابر احتیاط واجب، باید عبادتهاى خود را بجا آورد و کارهائى را که بر حائض حرام است ترک کند.
مسأله 453 اگر خونى ببیند و شک کند که خون حیض است یا نفاس، چنانچه شرائط حیض را داشته باشد، باید حیض قرار دهد.
مسأله 454 اگر خونى ببیند که نداند خون حیض است یا بکارت، باید خود را وارسى کند، یعنى مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند، بعد بیرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بکارت است و اگر به همه آن رسیده حیض مى باشد.
مسأله 455 اگر کمتر از سه روز خون ببیند و پاک شود و بعد از ده روز سه روز خون ببیند، خون دوم حیض است و خون اول اگر چه در روزهاى عادتش باشد حیض نیست.
احکام حائض
مسأله 456 چند چیز بر حائض حرام است:
اول عبادتهائى که مانند نماز باید با وضو یا غسل یا تیمم بجا آورده شود ولى بجا آوردن عبادتهائى که وضو و غسل و تیمم براى آنها لازم نیست، مانند نماز میت، مانعى ندارد.
دوم تمام چیزهائى که بر جنب حرام است و در احکام جنابت گفته شد.
سوم جماع کردن در فرج که هم براى مرد حرام است و هم براى زن اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آنست که مقدار کمتر از ختنه گاه را هم داخل نکند و در دُبُر زن حائض أقوى
کراهت شدیده است. ولى سائر استمتاعات مانند بوسیدن و ملاعبه نمودن مانعى ندارد.
مسأله 457 جماع کردن در روزهائى هم که حیض زن قطعى نیست ولى شرعاً باید براى خود حیض قرار دهد حرام است، پس زنى که بیشتر از ده روز خون مى بیند و باید به دستورى که بعداً گفته مى شود روزهاى عادت خویشان خود را حیض قرار دهد، شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزدیکى نماید.
مسأله 458 اگر شماره روزهاى حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در قُبُلْ جماع کند بنابر احتیاط واجب باید هجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد و اگر در قسمت دوم جماع کند، نه نخود و اگر در قسمت سوم جماع کند، باید چهار نخود و نیم بدهد، مثلاً زنى که شش روز خون حیض مى بیند، اگر شوهرش در شب یا روز اول و دوم با او جماع کند، باید هیجده نخود طلا بدهد و در شب یا روز سوم و چهارم نه نخود و در شب یا روز پنجم و ششم باید چهار نخود و نیم بدهد. و بنابر احتیاط واجب براى وطى در دُبُر زن حائض هم باید کفاره بدهد.
مسأله 459 اگر مرد بداند که زن در حال حیض است و با او نزدیکى نماید باید کفاره بدهد و اما اگر نداند و نزدیکى کند کفاره ندارد.
مسأله 460 واجب نیست هجده نخود، طلاىکفاره سکه دار باشد، بلکه بنابر أظهر و اشهر دادن قیمت آن کافى است.
مسأله 461 اگر قیمت طلا در وقتى که جماع کرده، با وقتى
که مى خواهد به فقیر بدهد فرق کرده باشد، باید قیمت وقتى را که مى خواهد به فقیر بدهد حساب کند.
مسأله 462 اگر کسى هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حیض با زن خود جماع کند، باید هر سه کفاره را که روى هم سىویک نخود و نیم مى شود بدهد.
مسأله 463 اگر انسان بعد از آنکه در حال حیض جماع کرده و کفاره آنرا داده دوباره جماع کند باز هم باید کفاره بدهد.
مسأله 464 اگر با زن حائض چند مرتبه جماع کند و در بین آنها کفاره ندهد، احتیاط واجب آنست که براى هر جماع یک کفاره بدهد.
مسأله 465 اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود و اگر جدا نشود باید کفاره بدهد.
مسأله 466 اگر مرد با زن حائض زنا کند یا با زن حائض نامحرمى به گمان اینکه عیال خود اوست جماع نماید، احتیاط واجب آنست که کفاره بدهد.
مسأله 467 کسى که نمى تواند کفاره بدهد، بنابر احتیاط واجب باید استغفار کند اگر هنگام تعلق کفاره متمکن نبوده، و اما اگر متمکن بود و بعد عاجز شد در هر وقت توانست باید کفاره را بدهد.
مسأله 468 طلاق دادن زن در حال حیض، بطورى که در کتاب طلاق گفته مى شود باطل است.
مسأله 469 اگر زن بگوید حائضم یا از حیض پاک شده ام، باید حرف او را قبول کرد. لکن اگر بگوید در یک ماه سه مرتبه حیض شده ام باید از زنهائى که مطلع به حال او هستند
سئوال شود که آیا حال او چنین بوده سابقاً.
مسأله 470 اگر زن در بین نماز حائض شود، نماز او باطل است.
مسأله 471 اگر زن در بین نماز شک کند که حائض شده یا نه نماز او صحیح است، ولى اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده، نمازى که خوانده باطل است.
مسأله 472 بعد از آنکه زن از خون حیض پاک شد، واجبست براى نماز و عبادتهاى دیگرى که باید با وضو یا غسل یا تیمم بجا آورده شود، غسل کند، و دستور آن مثل غسل جنابت است، ولى براى نماز باید پیش از غسل یا بعد از آن وضو هم بگیرد، و اگر پیش از غسل وضو بگیردبهتر است.
مسأله 473 بعد از آنکه زن از خون حیض پاک شد اگر چه غسل نکرده باشد، طلاق او صحیح است شوهرش هم مى تواند با او جماع کند، ولى احتیاط شدید آنست که پیش از جماع موضع را بشوید و احتیاط مستحب آنست که پیش از غسل از جماع با او خوددارى نماید، اما کارهاى دیگرى که در وقت حیض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد و مس خط قرآن تا غسل نکند بر او حلال نمى شود.
مسأله 474 اگر آب براى وضو و غسل کافى نباشد و به اندازه اى باشد که بتواند یا غسل کند وضو بگیرد، باید غسل کند و بدل از وضو تیمم نماید، و اگر فقط براى وضو کافى باشد و به اندازه غسل نباشد، باید وضو بگیرد و عوض غسل تیمم نماید و اگر براى هیچ یک از آنها آب
ندارد باید دو تیمم کند یکى بدل از غسل و دیگرى بدل از وضو.
مسأله 475 نمازهاى یومیه اى که زن در حال حیض نخوانده قضا ندارد، ولى روزه هاى واجب را باید قضا نماید. نماز کسوف و خسوف او هم قضاء ندارد.
مسأله 476 هر گاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض مى شود، باید فوراً نماز بخواند.
مسأله 477 اگر زن غیر حائض نماز را تأخیر بیندازد و از اول وقت باندازه خواندن یک نماز بگذرد و حائض شود قضاى آن نماز بر او واجب است، ولى در تند خواندن و کند خواندن و چیزهاى دیگر باید ملاحظه حال خود را بکند. مثلاً زنى که مسافر نیست اگر در اول ظهر نماز نخواند، قضاى آن در صورتى واجب مى شود که به مقدار خواندن چهار رکعت نماز به دستورى که گفته شد از اول ظهر بگذرد و حائض شود و براى کسى که مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو رکعت کافیست.
مسأله 478 اگر زن در آخر وقت نماز از خون پاک شود و به اندازه غسل و وضو و مقدمات دیگر نماز مانند تهیه کردن لباس یا آب کشیدن آن و خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر از یک رکعت وقت داشته باشد، باید نماز را بخواند و اگر نخواند باید قضاى آنرا بجا آورد، و اما اگر فقط به قدر یک رکعت با وضو و غسل درک کند بنابر احتیاط واجب باید نماز را بخواند و اگر نخواند قضا نماید.
مسأله 479 اگر زن حائض به اندازه غسل و وضو وقت ندارد،
ولى مى تواند با تیمم نماز را در وقت بخواند آن نماز بر او واجب نیست، اما اگر گذشته از تنگى وقت تکلیفش تیمم است مثل آنکه آب برایش ضرر دارد، باید تیمم کند و آن نماز را بخواند.
مسأله 480 اگر زن حائض شک کند که براى نماز وقت دارد یا نه، باید نمازش را بخواند على الاحوط.
مسأله 481 اگر بخیال اینکه به اندازه تهیه مقدمات نماز و خواندن یک رکعت وقت ندارد نماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته، باید قضاى آن نماز را بجا آورد.
مسأله 482 مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد و اگر نمى تواند وضو بگیرد به رجاء مطلوبیت مى تواند تیمم نماید و در جاى نماز رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات شود.
مسأله 483 خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جائى از بدن به مابین خطهاى قرآن و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن، براى حائض مکروه است.
اقسام زنهاى حائض
مسأله 484 زنهاى حائض بر شش قسمند:
اول صاحب عادت وقتیّه و عددیّه و آن زنى است که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون حیض ببیند و شماره روزهاى حیض او هم در هر دو ماه یک اندازه باشد، مثل آنکه دو ماه پشت سر هم از اول ماه تا هفتم خون ببیند.
دوم صاحب عادت وقتیه و آن زنى است که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند ولى شماره روزهاى حیض او در هر
دو ماه یک اندازه نباشد، مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببیند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود.
سوم صاحب عادت عددیه و آن زنى است که شماره روزهاى حیض او در دو ماه پشت سر هم به یک اندازه باشد، ولى وقت دیدن آن دو خون یکى نباشد مثل آنکه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببیند.
چهارم مضطربه و آن زنى است که چند ماه خون دیده، ولى عادت معینى پیدا نکرده یا عادتش بهم خورده و عادت تازه اى پیدا نکرده است.
پنجم مبتدئه و آن زنى است که دفعه اول خون دیدن او است.
ششم ناسیه و آن زنى است که عادت خود را فراموش کرده است. و هر کدام اینها احکامى دارند که در مسائل آینده گفته مى شود.
1 صاحب عادت وقتیه و عددیه
مسأله 485 زنهائى که عادت وقتیه و عددیه دارند سه دسته اند:
اول زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و در وقت معین هم پاک شود، مثلاً دوماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببیند و روز هفتم پاک شود که عادت حیض این زن از اول ماه تا هفتم است.
دوم زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز معین مثلاً از اول ماه تا هشتم خونى که مى بیند نشانه هاى حیض را دارد، یعنى غلیظ و سیاه و گرم و بافشار و سوزش بیرون مى
آید و بقیه خونهاى او نشانه هاى استحاضه را دارد که عادت او از اول ماه تا هشتم مى شود.
سوم زنى که دو ماه پشت سرهم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از آنکه سه روز یا بیشتر خون دید یک روز یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و تمام روزهائى که خون دیده با روزهائى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و در هردو ماه همه روزهائى که خون دیده و در وسط پاک بوده روى هم یک اندازه باشد که عادت او به اندازه تمام روزهائى است که خون دیده و در وسط پاک بوده است، و لازم نیست روزهائى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد، مثلاً اگر در ماه اول از روز اول ماه تا سوم خون ببیند و سه روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند و در ماه دوم بعد از آنکه سه روز خون دیده سه روز یا کمتر یا بیشتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روى هم از نه روز بیشتر نشود، همه حیض است و عادت این زن نه روز مى شود.
مسأله 486 زنى که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر در وقت عادت یا دو سه روز جلوتر یا دو سه روز عقب تر خون ببیند، به طورى که بگویند حیض را جلو یا عقب انداخته اگر چه آن خون، نشانه هاى حیض را نداشته باشد، باید به احکامى که براى زن حائض گفته شد عمل کند، و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده مثل اینکه
پیش از سه روز پاک شود، بایدعبادتهائى را که بجا نیاورده قضا نماید.
مسأله 487 زنى که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر چند روز پیش از عادت و همه روزهاى عادت و چند روز بعد از عادت خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود همه حیض است. و اگر ده روز بیشتر شود، فقط خونى را که در روزهاى عادت خود دیده حیض است و خونى که پیش از آن و بعد از آن دیده استحاضه مى باشد. و باید عبادتهائى را که در روزهاى پیش از عادت و بعد از عادت بجا نیاورده قضا نماید و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز پیش از عادت خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود، و اگر از ده روز بیشتر شود فقط روزهاى عادت او حیض است و خونى که جلوتر از آن دیده استحاضه مى باشد، و چنانچه در آن روزها عبادت نکرده باید قضا نماید و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود همه حیض است، و اگر بیشتر شود فقط روزهاى عادت حیض و باقى استحاضه است.
مسأله 488 زنى که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز پیش از عادت خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود همه حیض است، واگر از ده روز بیشتر شود روزهائى که در عادت خون دیده با چند روز قبل آن که روى هم به اندازه عادت اوست حیض است و روزهاى اول
را استحاضه قرار مى دهد، و اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببیند و روى هم از ده روز بیشتر نشود همه حیض است، و اگر بیشتر شود، باید روزهائى که در عادت خون دیده با چند روز بعد از آن که روى هم به مقدار عادت او شود حیض، و بقیه را استحاضه قرار دهد.
مسأله 489 زنى که عادت دارد، اگر بعد از آنکه سه روز یا بیشتر خون دید پاک شود و دوباره خون ببیند و فاصله بین دو خون کمتر از ده روز باشد و همه روزهائى که خون دیده با روزهائى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر باشد، مثل آنکه پنج روز خون ببیند و پنج روز پاک شود و دوباره پنج روز خون ببیند، چند صورت دارد:
1 آنکه تمام خونى که دفعه اول دیده، یا مقدارى از آن، در روزهاى عادت باشد و خون دوم که بعد از پاک شدن مى بیند در روزهاى عادت نباشد که باید همه خون او را حیض، و خون دوم را استحاضه قرار دهد.
2 آنکه خون اول در روزهاى عادت نباشد، و تمام خون دوم یا مقدارى از آن در روزهاى عادت باشد که باید همه خون دوم را حیض، و خون اول را استحاضه قرار دهد.
3 آنکه مقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد و خون اولى که در روزهاى عادت بوده از سه روز کمتر نباشد، و با پاکى وسط و مقدارى از خون دوم که آن هم در روزهاى عادت بوده از ده روز
بیشتر نباشد، که در این صورت همه آنها حیض است، و مقدارى از خون اول که پیش از روزهاى عادت بوده و مقدارى از خون دوم که بعد از روزهاى عادت بوده استحاضه است، مثلاً اگر عادتش از سوم ماه تا دهم بوده، در صورتى که یک ماه از اول تا ششم خون ببیند و دو روز پاک شود و بعد تا پانزدهم خون ببیند، از سوم تا دهم حیض است و از اول تا سوم و همچنین از دهم تا پانزدهم استحاضه میباشد.
4 آنکه مقدارى از خون اول و دوم در روزهاى عادت باشد ولى خون اولى که در روزهاى عادت بوده از سه روز کمتر باشد، که بنابر احتیاطى که ترک آن سزاوار نیست باید در تمام دو خون و پاکى وسط کارهائى را که بر حائض حرام است و سابقاً گفته شد ترک کند و کارهاى استحاضه را بجا آورد یعنى به دستورى که براى زن مستحاضه گفته شد عبادتهاى خود را انجام دهد. اگر چه اقوى آنست که حکم صورت سوم را دارد.
مسأله 490 زنى که عادت وقتیه وعددیه دارد، اگر در وقت عادت، خون نبیند و در غیر آن وقت به شماره روزهاى حیضش خون ببیند، باید همان را حیض قرار دهد، چه پیش از وقت عادت دیده باشد چه بعد از آن.
مسأله 491 زنى که عادت وقتیه و عددیه دارد، اگر در وقت عادت خود خون ببیند ولى شماره روزهاى آن کمتر یا بیشتر از روزهاى عادت او باشد و بعد از پاک شدن دوباره به شماره روزهاى عادتى که داشته خون ببیند خون ایام عادت
را حیض قرار دهد و اگر قبل از ایام عادت خود به شماره روزهاى عادت خود خون ببنند و در ایام عادت هم نیز خون ببیند، بهتر آنست که در هر دو خون کارهائى را که بر حائض حرام است ترک کند و کارهاى استحاضه رابجا آورد.
مسأله 492 زنى که عادت وقتیه وعددیه دارد، اگر بیشتر از ده روز خون ببیند، خونى که در روزهاى عادت دیده اگر چه نشانه هاى حیض را نداشته باشد حیض است و خونى که بعد از روزهاى عادت دیده اگر چه نشانه هاى حیض را داشته باشد استحاضه است، مثلاً زنى که عادت حیض او از اول ماه تا هفتم است، اگر ازاول تا دوازدهم خون ببیند، هفت روز اول آن حیض و پنج روز بعد استحاضه مى باشد.
2 صاحب عادت وقتیه
مسأله 493 زنهائى که عادت وقتیه دارند سه دسته اند:
اول زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و بعد از چند روز پاک شود ولى شماره روزهاى آن در هر دو ماه یک اندازه نباشد، مثلا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببیند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود، که این زن باید روز اول ماه را عادت حیض خود قرار دهد.
دوم زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون او نشانه هاى حیض را دارد، یعنى غلیظ و سیاه و گرم است و با فشار و سوزش بیرون مى آید و بقیه خونهاى او نشانه استحاضه
را دارد و شماره روزهائى که خون او نشانه حیض دارد، در هر دو ماه یک اندازه نیست، مثلاً در ماه اول از اول ماه تا هفتم و در ماه دوم از اول ماه تا هشتم خون او نشانه هاى حیض و بقیه نشانه استحاضه را داشته باشد، که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد.
سوم زنى که دو ماه پشت سر هم در وقت معین سه روز یا بیشتر خون حیض ببیند و بعد پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و تمام روزهائى که خون دیده با روزهائى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود ولى ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اول باشد مثلاً در ماه اول هشت روز و در ماه دوم نه روز باشد که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد.
مسأله 494 زنى که عادت وقتیه دارد، اگر در وقت عادت خود یا دو سه روز پیش از عادت یا دو سه روز بعد از عادت خون ببیند بطورى که بگویند حیض را جلو یا عقب انداخته، اگر چه آن خون نشانه هاى حیض را نداشته باید به احکامى که براى زنهاى حائض گفته شد رفتار نماید، و اگر بعد بفهمد حیض نبوده، مثل آنکه پیش از سه روز پاک شود، باید عبادتهائى را که بجا نیاورده قضا نماید.
مسأله 495 زنى که عادت وقتیه دارد، اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و نتواند مقدار ایام حیض را به واسطه نشانه هاى آن تشخیص دهد، شماره
عادت خویشان خود را حیض قرار دهد به نحوى که(در مسأله شماره 500) مى آید چه پدرى باشند چه مادرى، زنده باشند یا مرده، ولى در صورتى مى تواند عادت آنان را حیض خود قرار دهد که شماره روزهاى حیض همه آنان یک اندازه باشد، و اگر شماره روزهاى حیض آنان یک اندازه نباشد، مثلاً عادت بعضى پنج روز و عادت بعض دیگر هفت روز باشد نمى تواند عادت آنان را حیض خود قرار دهد، مگر کسانى که عادتشان با دیگران فرق دارد بقدرى کم باشند که در مقابل آنان هیچ حساب شوند، که در این صورت باید عادت بیشتر آنان را حیض خود قرار دهد.
مسأله 496 زنى که عادت وقتیه دارد و شماره عادت خویشان خود را حیض قرار مى دهد به نحوى که در (مسأله شماره 500) مى آید باید روزى را که در هر ماه اول عادت او بوده اول حیض خود قرار دهد، مثلاً زنى که هر ماه روز اول ماه خون مى دیده و گاهى روز هفتم و گاهى روز هشتم پاک مى شده، چنانچه یک ماه دوازده روز خون ببیند و عادت خویشانش هفت روز باشد، باید هفت روز اول ماه را حیض و باقى را استحاضه قرار دهد.
مسأله 497 زنى که باید شماره عادت خویشان خود را حیض قرار دهد چنانچه خویش نداشته باشد، یا شماره عادت آنان مثل هم نباشد، باید در هر ماه از اول روزى که خون مى بیند تا هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد، ولى اگر در خون روزهاى وسط یا آخر نشانه هاى حیض بیشتر باشد،
باید هفت روز وسط یا آخر را حیض قرار دهد.
3 صاحب عادت عددیه
مسأله 498 زنهائى که عادت عددیه دارند سه دسته اند:
اول زنى که شماره روزهاى حیض او در دو ماه پشت سر هم یک اندازه باشد، ولى وقت خون دیدن او یکى نباشد، که در این صورت هر چند روزى که خون دیده عادت او مى شود، مثلاً اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند، عادت او پنج روز مى شود.
دوم زنى که از خون پاک نمى شود ولى دو ماه پشت سر هم چند روز از خونى که مى بیند نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را دارد و شماره روزهائى که خون، نشانه حیض دارد در هر دو ماه یک اندازه است اما وقت آن یکى نیست، که در این صورت هر چند روزى که خون او نشانه حیض را دارد عادت او مى شود، مثلاً اگر یک ماه از اول ماه تا پنجم و ماه بعد از یازدهم تا پانزدهم خون او نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را داشته باشد، شماره روزهاى عادت او پنج روز مى شود.
سوم زنى که دو ماه پشت سر هم سه روز یا بیشتر خون ببیند و یک روز یا بیشتر پاک شود و دو مرتبه خون ببیند و وقت دیدن خون، در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد، که اگر تمام روزهائى که خون دیده و روزهائى که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و شماره روزهاى آن هم به یک اندازه باشد، تمام
روزهائى که خون دیده با روزهاى وسط که پاک بوده عادت حیض او مى شود، و لازم نیست روزهائى که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد. مثلاً اگر ماه اول از روز اول ماه تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند، و ماه دوم از یازدهم تا سیزدهم خون ببیند و دو روز یا بیشتر یا کمتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روى هم از هشت روز بیشتر نشود، عادت او هشت روز مى شود.
مسأله 499 زنى که عادت عددیه دارد، اگر بیشتر از شماره عادت خود خون ببیند و از ده روز بیشتر شود، چنانچه همه خونهائى که دیده یک جور باشد باید از موقع دیدن خون به شماره روزهاى عادتش حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد، و اگر همه خونهائى که دیده یک جور نباشد، بلکه چند روز از آن، نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه را داشته باشد، اگر روزهائى که خون نشانه حیض را دارد با شماره روزهاى عادت او یک اندازه است، باید همان روزها را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد، و اگر روزهائى که خون نشانه حیض دارد از روزهاى عادت او بیشتر است فقط به اندازه روزهاى عادت او حیض و بقیه استحاضه است، و اگر روزهائى که نشانه حیض دارد از روزهاى عادت او کمتر است، باید آن روزها را با چند روز دیگر که روى هم به اندازه روزهاى عادتش شود حیض، و بقیه را استحاضه قرار دهد.
4 مضطربه
مسأله 500 مضطربه یعنى
زنى که چند ماه خون دیده ولى عادت معینى پیدا نکرده اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همه خونهائى که دیده یک جور باشد، چنانچه عادت خویشان او هفت روز است، باید هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد، و اگر کمتر است مثلاً پنج روز است باید همانرا حیض قرار دهد، و بنابر احتیاط واجب، در تفاوت بین شماره عادت آنان و هفت روز که دو روز است کارهائى را که بر حائض حرام است ترک نماید و کارهاى استحاضه را بجا آورد، یعنى به دستورى که براى زن مستحاضه گفته شد عبادتهاى خود را انجام دهد، و اگر عادت خویشانش بیشتر از هفت روز مثلاً نه روز است، باید هفت روز راحیض قرار دهد، و بنابر احتیاط واجب در تفاوت بین هفت روز و عادت آنان که دو روز است کارهاى استحاضه را بجا آورد و کارهائى را که بر حائض حرام است ترک نماید.
مسأله 501 مضطربه اگر بیشتر از ده روز خونى ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه دارد چنانچه خونى که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز یا بیشتر از ده روز باشد، باید به دستورى که در مسأله قبل گفته شد رفتار نماید، و اگر خونى که نشانه حیض دارد، کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد همه آن حیض است، ولى اگر پیش از گذشتن ده روز از خونى که نشانه حیض دارد دوباره خونى ببیند که آن هم نشانه حیض را داشته باشد، مثل آنکه پنج روز خون سیاه و نه
روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سیاه ببیند، باید به دستورى که در مسأله قبل گفته شد رفتار نماید.
5 مبتدئه
مسأله 502 مبتدئه یعنى زنى که دفعه اول خون دیدن اوست، اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و همه خونهائى که دیده یک جور باشد، باید عادت خویشان خود را بطورى که در وقتیه گفته شد حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد به نحوى که در(مسأله 500) گذشت.
مسأله 503 مبتدئه اگر بیشتر از ده روز خونى ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خونى که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد همه آن حیض است، ولى اگر پیش از گذشتن ده روز از خونى که نشانه حیض دارد دوباره خونى ببیند که آن هم نشانه خون حیض داشته باشد، مثل آنکه پنج روز خون سیاه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سیاه ببیند، باید عادت خویشان خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد به نحوى که در (مسأله 500 گذشت).
مسأله 504 مبتدئه اگر بیشتر از ده روز خونى ببیند که چند روز آن نشانه حیض و چند روز دیگر آن نشانه استحاضه داشته باشد، چنانچه خونى که نشانه حیض دارد از سه روز کمتر یا از ده روز بیشتر باشد، باید عادت خویشان خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد به نحوى که در (مسأله 500 گذشت).
6 ناسیه
مسأله 505 ناسیه یعنى زنى که عادت خود را فراموش کرده است، اگر بیشتر
از ده روز خون ببیند باید روزهائى که خون او نشانه حیض را دارد، حیض قرار دهد و اگر نتواند حیض را به واسطه نشانه هاى آن تشخیص دهد، باید هفت روز اول را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد.
مسائل متفرقه حیض
مسأله 506 مبتدئه و مضطربه و ناسیه و زنى که عادت عددیه دارد، اگر خونى ببینند که نشانه هاى حیض را داشته باشد، یا یقین کنند که سه روز طول مى کشد، باید عبادت را ترک کنند، و چنانچه بعد بفهمند حیض نبوده باید عبادتهائى را که بجا نیاورده اند قضا نمایند، ولى اگر یقین نکنند که تا سه روز طول مى کشد و نشانه هاى حیض را هم نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید تا سه روز کارهاى استحاضه را بجا آورند و کارهائى را که بر حائض حرام است ترک نمایند و چنانچه پیش از سه روز پاک نشدند باید آنرا حیض قرار دهند.
مسأله 507 زنى که در حیض عادت دارد چه در وقت حیض عادت داشته باشد چه در عدد حیض یا هم در وقت و هم در عدد آن، اگر دو ماه پشت سر هم برخلاف عادت خود خونى ببیند که وقت آن یا شماره روزهاى آن یا هم وقت و هم شماره روزهاى آن یکى باشد، عادتش بر مى گردد به آنچه در این دو ماه دیده است، مثلاً اگر از روز اول ماه تا هفتم خون مى دیده و پاک مى شده چنانچه دو ماه از دهم تا هفدهم ماه خون ببیند و پاک شود، از دهم تا هفدهم عادت او مى شود.
مسأله 508 مقصود
از یک ماه، از ابتداى خون دیدن است تا سى روز، نه از روز اول ماه تا آخر ماه.
مسأله 509 زنى که معمولاً ماهى یک مرتبه خون مى بیند، اگر در یک ماه دو مرتبه خون ببیند و آن خون نشانه هاى حیض را داشته باشد، چنانچه روزهائى که در وسط پاک بوده از ده روز کمتر نباشد، باید هر دو را حیض قرار دهد.
مسأله 510 اگر سه روز یا بیشتر خونى ببیند که نشانه حیض را دارد، بعد ده روز یا بیشتر خونى ببیند که نشانه استحاضه را دارد و دوباره سه روز خونى به نشانه هاى حیض ببیند، باید خون اول و خون آخر را که نشانه هاى حیض داشته حیض قرار دهد.
مسأله 511 اگر زن پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست باید براى عبادتهاى خود غسل کند، اگر چه گمان داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بیند، ولى اگر یقین داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بیند نباید غسل کند.
مسأله 512 اگر زن پیش از ده روز پاک شود، و احتمال دهد که در باطن خون هست، باید قدرى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند و بیرون آورد، پس اگر پاک بود، غسل کند و عبادتهاى خود را بجا آورد و اگر پاک نبود، اگر چه به آب زرد رنگى هم آلوده باشد، چنانچه در حیض عادت ندارد، یا عادت او ده روز است، باید صبر کند که اگر پیش از ده روز پاک شد، غسل کند
و اگر سر ده روز پاک شد، یا خون او از ده گذشت، سر ده روز غسل نماید و اگر عادتش کمتر از ده روز است، در صورتى که بداند پیش از تمام شدن ده روز یا سر ده روز پاک مى شود نباید غسل کند، و اگر احتمال دهد خون او از ده روز مى گذرد، واجب است تا دهم احتیاط کند به ترک عبادت اگر خون به صفات حیض باشد، و الا نیز احتیاط کند به ترک عبادت تا دهم در یک روزش واجب و در باقى مستحب اگر چه احوط جمع است بین تروک حائض و اعمال مستحاضه. پس اگر پیش از تمام شدن ده روز یا سر ده روز از خون پاک شد تمامش حیض است و اگر از ده روز گذشت باید عادت خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و عبادتهائى را که بعد از روزهاى عادت بجا نیاورده قضا نماید.
مسأله 513 اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند بعد بفهمد حیض نبوده است، باید نماز و روزه اى را که در آن روزها بجا نیاورده قضا نماید، و اگر چند روز را به گمان اینکه حیض نیست عبادت کند، بعد بفهمد حیض بوده، چنانچه آن روزها را روزه گرفته باید قضا نماید.
نفاس
مسأله 514 از وقتى که اولین جزء بچه از شکم مادر بیرون مى آید، هر خونى که زن مى بیند، اگر پیش از ده روز یا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است، و زن را در حال نفاس، نفساء مى گویند.
مسأله 515 خونى که زن پیش
از بیرون آمدن اولین جزء بچه مى بیند نفاس نیست.
مسأله 516 لازم نیست که خلقت بچه تمام باشد، بلکه اگر خون بسته اى هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، یا چهار نفر قابله بگویند، که اگر در رحم مى ماند انسان مى شد که عرفا بگویند سقط نموده خونى که تا ده روز ببیند خون نفاس است.
مسأله 517 ممکن است خون نفاس یک آن بیشتر نیاید، ولى بیشتر از ده روز نمى شود.
مسأله 518 هر گاه شک کند که چیزى سقط شده یا نه، یا چیزى که سقط شده اگر مى ماند انسان مى شد یا نه، لازم نیست وارسى کند و خونى که از او خارج مى شود شرعاً خون نفاس نیست.
مسأله 519 زن نفساء مثل زن حائض است در جمیع واجبات و محرمات هر چند که نسبت به بعض آنها به نحو احتیاط وجوبى است، مگر در دادن کفاره جماع که احتیاط مستحبى است.
مسأله 520 طلاق دادن زنى که در حال نفاس است صحیح نیست، و نزدیکى کردن با او حرام مى باشد، و اگر شوهرش با او نزدیکى کند، احتیاط مستحب آن است به دستورى که در احکام حیض گفته شد کفاره بدهد.
مسأله 521 وقتى زن از خون نفاس پاک شد، باید غسل کند و عبادتهاى خود را بجا آورد، و اگر دوباره خون ببیند، چنانچه روزهائى که خون دیده با روزهائى که در وسط پاک بوده، روى هم ده روز یا کمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است، و اگر روزهائى که پاک بوده روزه گرفته باشد باید قضا
نماید.
مسأله 522 اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون هست، باید مقدارى پنبه داخل فرج نماید و کمى صبر کند که اگر پاک است، براى عبادتهاى خود غسل کند.
مسأله 523 اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حیض عادت دارد، به اندازه روزهاى عادت او نفاس و بقیه استحاضه است، و اگر عادت ندارد، تا ده روز نفاس و بقیه استحاضه مى باشد، و احتیاط مستحب آنست کسى که عادت دارد از روز بعد از عادت و کسى عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هجدهم زایمان، کارهاى استحاضه را بجا آورد و کارهائى را که بر نفساء حرام است ترک کند.
مسأله 524 زنى که عادت حیضش کمتر از ده روز است، اگر بیشتر از روزهاى عادتش خون نفاس ببیند، باید به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد و بعد از آن بنابر احتیاط واجب تا یک روز عبادت خود را ترک نماید و بعد از یک روز تا روز دهم مستحب است که کارهاى استحاضه را بجا آورد و کارهائى را که بر نفساء حرام است ترک نماید، و اگر از ده روز بگذرد استحاضه است و باید روزهاى بعد از عادت تا روز دهم را هم استحاضه قرار دهد و عبادتهائى را که در آن روزها بجا نیاورده قضا نماید، مثلاً زنى که عادت او شش روز بوده اگر بیشتر از شش روز خون ببیند، باید شش روز را نفاس قرار دهد و بنابر احتیاط واجب در روز هفتم عبادت را ترک کند و در روز هشتم و
نهم و دهم مستحب است که کارهاى استحاضه را بجا آورد و کارهائى را که بر نفساء حرام است ترک نماید و اگر بیشتر از ده روز خون دید، از روز بعد از عادت او، استحاضه مى باشد.
مسأله 525 زنى که در حیض عادت دارد اگر بعد از زائیدن، تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه پى درپى خون ببیند، به اندازه روزهاى عادت او نفاس است، و ده روز از خونى که بعد از نفاس مى بیند اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد استحاضه است. مثلاً زنى که عادت حیض او از بیستم هر ماه تا بیست و هفتم آن است، اگر روز دهم ماه زائیده و تا یک ماه یا بیشتر پى درپى خون دید، تا روز هفدهم نفاس و از روز هفدهم تا ده روز حتى خونى که در روزهاى عادت خود که از بیستم تا بیست و هفتم است مى بیند استحاضه مى باشد، و بعد از گذشتن ده روز اگر خونى را که مى بیند در روزهاى عادتش باشد حیض است، چه نشانه هاى حیض را داشته باشد، یا نداشته باشد، و همچنین است اگر در روزهاى عادتش نباشد ولى نشانه هاى حیض را داشته باشد اما اگر خونى که بعد از گذشتن ده روز از نفاس مى بیند، در روزهاى عادت حیض او نباشد و نشانه هاى حیض را هم نداشته باشد استحاضه است.
مسأله 526 زنى که در حیض عادت ندارد، اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه خون ببیند، ده روز اول آن نفاس و ده روز دوم
آن استحاضه است و خونى که بعد از آن مى بیند، اگر نشانه حیض را داشته باشد حیض وگرنه آن هم استحاضه مى باشد.
غسل مس میت
مسأله 527 اگر کسى بدن انسان مرده اى را که سرد شده و غسلش نداده اند، مس کند یعنى جائى از بدن خود را به آن برساند باید غسل مس میت نماید، چه در خواب مس کند چه در بیدارى با اختیار مس کند یا بى اختیار حتى اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان میت برسد باید غسل کند، ولى اگر حیوان مرده اى را مس کند غسل بر او واجب نیست.
مسأله 528 براى مس مرده اى که تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نیست اگر چه جائى را که سرد شده مس نماید.
مسأله 529 اگر موى خود را به بدن میت برساند یا بدن خود را به موى میت یا موى خود را به موى میت برساند، چنانچه مو خیلى بلند و خارج از متعارف نباشد بنحوى که عرفاً مس میت بر او صدق نماید باید غسل کند.
مسأله 530 براى مس بچه مرده، حتى بچه سقط شده اى که چهار ماه او تمام شده غسل مس میت واجب است. و بنابر احتیاط مستحب براى بچه سقط شده اى که از چهار ماه کمتر دارد غسل کند، بنابر این اگر بچه چهار ماهه اى مرده به دنیا بیاید، چنانچه بدن او در حال سقط شدن سرد شده باشد، مادر او باید غسل مس میت کند، و اما اگر از چهار ماه کمتر داشته باشد، واجب نیست مادر او غسل نماید.
مسأله 531 بچه
اى که بعد از مردن مادر به دنیا مى آید، چنانچه در آنحال بدن مادرش سرد شده باشد، وقتى بالغ شد واجبست غسل مسّ میت کند.
مسأله 532 اگر شخصى، میتى را که سه غسل او کاملاً تمام شده مس نماید غسل بر او واجب نمى شود، ولى اگر پیش از آنکه غسل سوم تمام شود جائى از بدن او را مس کند اگر چه غسل سوم آنجا تمام شده باشد، باید غسل مس میت نماید.
مسأله 533 اگر دیوانه یا بچه نابالغى میت را مس کند، بعد از آنکه آن دیوانه عاقل یا بچه، بالغ شد باید غسل مس میت نماید.
مسأله 534 اگر از بدن زنده یا مرده اى که غسلش نداده اند، قسمتى که داراى استخوان است جدا شود و پیش از آنکه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آنرا مس نماید، باید غسل مس میت کند، ولى اگر قسمتى که جدا شده استخوان نداشته باشد براى مس آن، غسل احوط است.
مسأله 535 براى مس استخوانى که گوشت ندارد و آنرا غسل نداده اند چه از مرده جدا شده باشد چه از زنده، بنابر احتیاط واجب باید غسل کرد و همچنین است براى مس دندانى که از مرده جدا شده، در صورتى که آن مرده را غسل نداده باشند، ولى براى مس دندانى که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، یا گوشت آن خیلى کم است، غسل واجب نیست.
مسأله 536 غسل مس میت را باید مثل غسل جنابت انجام دهند، ولى کسى که غسل مس میت کرده، اگر بخواهد نماز بخواند، باید وضو هم بگیرد.
مسأله 537 اگر
چند میت را مس کند یا یک میت را چند بار مس نماید یک غسل کافى است.
مسأله 538 براى کسى که بعد از مس میت غسل نکرده است، توقف در مسجد و جماع و خواندن سوره هائى که سجده واجب دارد مانعى ندارد، ولى براى نماز و مانند آن باید غسل کند و وضو بگیرد.
