آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

نماز مسافر

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را
با هشت شرط شکسته بجا آورد، یعنى دو رکعت بخواند:
شرط اول: آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد و فرسخ شرعى تقریباً پنج کیلومتر و نیم است.

مسأله 1281 کسى که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر در یک شب و یک روز یا به فاصله کمتر از ده روز برود و برگردد مثلاً اگر روز برود و همان روز یا شب آن برگردد، چنانچه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد و همچنین برگشتن او، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد یا به عکس اظهر آنست که باید تمام بخواند اگر چه در هر دو صورت ترک احتیاط به جمع بین شکسته و تمام سزاوار نیست.

مسأله 1282 اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، ولى روزى که مى رود، همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برنگردد مثلاً امروز برود و فردا و یا بعد از چند روز برگردد، نماز را شکسته بخواند و روزه را هم نگیرد، بلکه قضاى آنرا بجا آورد.

مسأله 1283 اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند. و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه در صورتى که تحقیق کردن برایش مشقت دارد، باید نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند که اگر دو عادل بگویند، یا بین مردم معروف باشد به طورى که سبب اطمینان شود که سفر او هشت فرسخ است،
نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1284 اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، و روزه بگیرد و قضاى آنرا هم بجا آورد.

مسأله 1285 کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آنرا چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1286 کسى که یقین دارد از جاى خود تا جائى که قصد رفتن به آنجا را دارد هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که هشت فرسخ بوده، اگر چه کمى از راه باقى باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شکسته بجا آورد.

مسأله 1287 اگر بین دو محلى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1288 اگر محلى دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.

مسأله 1289 اگر شهر دیوار دارد، باید ابتداى هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند، و اگر دیوار ندارد، باید از خانه هاى آخر شهر حساب نماید.
شرط دوم آنکه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را
داشته باشد، پس اگر به جائى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جائى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا روز دیگر به وطنش یا به جائى که مى خواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1290 کسى که نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاًبراى پیدا کردن گمشده اى مسافرت مى کند و نمى داند که چه مقدار باید برود تا آنرا پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جائى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته بخواند. و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1291 مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسى که از شهر بیرون مى رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند، سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا مى کند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد، باید تمام بخواند.

مسأله 1292 کسى که قصد هشت فرسخ دارد، اگر چه در هر روز مقدار کمى
راه برود وقتى به جائى برسد که دیوار شهر را نبیند و اذان آنرا نشنود، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر در هر روز مقدار خیلى کمى راه برود که نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1293 کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، مانند نوکرى که با آقاى خود مسافرت مى کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند بنابر احتیاط واجب باید از او بپرسد، که اگر سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بجا آورد.

مسأله 1294 کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1295 کسى که در سفر به اختیار دیگریست، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود یا نه، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر شک او از اینجهت است که احتمال مى دهد مانعى براى سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط سوم آنکه در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1296 اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در
برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1297 اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که همان روز یا شب آن برگردد، باید نماز را شکسته بخواند بلکه اگر بعد از چند روز هم برگردد باید شکسته بخواند.

مسأله 1298 اگر براى رفتن به محلى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود، چنانچه از محل اولى که حرکت کرده تا جائى که مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1299 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1300 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1301 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، چنانچه باقیمانده سفر او کمتر از هشت فرسخ باشد و نخواهد همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز
دیگربرگردد باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر راهى که پیش از مردد شدن و راهى که بعد از آن مى رود، روى هم هشت فرسخ باشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
شرط چهارم آنکه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، یا ده روز یا بیشتر در جائى بماند، پس کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1302 کسى که نمى داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد یا نه، یا ده روز در محلى مى ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1303 کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، و نیز کسى که مردد است که از وطنش بگذرد یا ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند ولى اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط پنجم آنکه براى کار حرام سفر نکند و اگر براى کار حرامى مانند دزدى سفر کند، باید نماز را تمام بخواند، و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه براى او ضرر داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر و
اذیت شدن آنها سفرى بروند که بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخوانند.

مسأله 1304 سفرى که اسباب اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

مسأله 1305 کسى که سفر او حرام نیست و براى کار حرام هم سفر نمى کند، اگر چه در سفر، معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا شراب بخورد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1306 اگر مخصوصاً براى آنکه کار واجبى را ترک کند، مسافرت نماید نمازش تمام است. پس کسى که بدهکار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترک واجب مسافرت نکند، باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1307 اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار است غصبى باشد، یا در زمین غصبى مسافرت کند، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1308 کسى که با ظالم مسافرت مى کند اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.

مسأله 1309 اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را
شکسته بخواند.

مسأله 1310 اگر براى لهو و خوش گذرانى به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیه معاش به شکار رود نمازش شکسته است و همچنین اگر براى کسب و زیاد کردن مال برود، ولى احتیاط مستحب آنست که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، ولى باید روزه نگیرد.

مسأله 1311 کسى که براى معصیت سفر کرده، موقعى که از سفر برمى گردد اگر توبه کرده و برگشتن او هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند. و همچنین اگر توبه نکرده، باید شکسته بخواند، اگر چه احتیاط مستحب آنست که در این صورت هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1312 کسى که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1313 کسى که براى معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند، ولى نمازهائى را که شکسته خوانده صحیح است.
شرط ششم آنکه از صحرا نشینهائى نباشد که در بیابانها گردش مى کنند و هر جا آب و خوراک براى خود و حشمشان پیدا کنند، مى مانند و بعد از چندى به جاى دیگر مى روند، و صحرا نشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.

مسأله 1314 اگر یکى از صحرا نشینها براى پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، احتیاط واجب
آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند اگر لوازم زندگى با او نباشد والا بنابر اقوى باید تمام بخواند.

مسأله 1315 اگر صحرا نشین براى زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط هفتم آنکه شغل او مسافرت نباشدبنا بر این شتر دارو راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگر چه براى بردن اثاثیه منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند. ولى در سفر اول اگر چه طول بکشد، نمازشان شکسته است.

مسأله 1316 کسى که شغلش مسافرت است اگر براى کار دیگرى مثلاً براى زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولى اگر مثلاً شوفر، اتومبیل خود را براى زیارت کرایه بدهد و در ضمن، خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1317 حمله دار یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکه مسافرت مى کند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد، باید شکسته بخواند.

مسأله 1318 کسى که شغل او حمله داریست و حاجیها را از راه دور به مکه مى برد چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد، باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1319 کسى که در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه مى دهد، باید در سفر نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1320 راننده و دوره گردى که در دو سه فرسخى شهر
رفت و آمد مى کند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر مردم بگویند شغل او مسافرت است، در صورتى که سفر هشت فرسخى برود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1321 کسى که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد و چه بدون قصد بماند باید در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود نماز را شکسته بخواند ولکن در غیر چاروادار(مُکارى) احوط وجوبى جمع است.

مسأله 1322 کسى که شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند، چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود، باید نماز را شکسته بخواند ولکن در غیر چار وادار(مُکارى) احوط وجوبى جمع است. و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، باید در سفر اول تمام بخواند. و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1323 کسى که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1324 کسى که در شهرها سیاحت مى کند و براى خود وطنى اختیار نکرده، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1325 کسى که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهرى یا در دهى جنسى دارد که براى حمل آن مسافرتهاى پى درپى مى کند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1326 کسى که از وطنش
صرف نظر کرده و مى خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند، اگر شغلش مسافرت نباشد و عنوان دیگرى هم از عناوینى که موجب تمام نماز مى شود بر او صادق نباشد، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند.
شرط هشتم آنکه به حد ترخص برسد، یعنى از وطنش و همچنین بنابر احتیاط واجب از جائى که قصد کرده ده روز در آنجا بماند،به قدرى دور شود که دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آنرا نشنود. ولى باید در هوا غبار یا چیز دیگرى نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیرى کند و لازم نیست به قدرى دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند، یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همینقدر که دیوارها کاملاً معلوم نباشد، کافى است.

مسأله 1327 کسى که به سفر مى رود اگر به جائى برسد که صداى اذان را نشنود ولى دیوار شهر را ببیند، یا دیوارها را نبیند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1328 مسافرى که به وطنش برمى گردد، وقتى دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آنرا بشنود، باید نماز را تمام بخواند. و اما مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند وقتى دیوار آنجا را ببیند و صداى اذانش را بشنود بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و یا نمازش را تأخیر بیندازد تا به منزل برسد.

مسأله 1329 هر گاه شهر در بلندى باشد که از دور دیده شود، یا به قدرى گود باشد
که اگر انسان کمى دور شود دیوار آنرا نبیند، کسى که از آن شهر مسافرت مى کند، وقتى به اندازه اى دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود، دیوارش از آنجا دیده نمى شد، باید نماز خود را شکسته بخواند، و نیز اگر پستى و بلندى خانه بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظه معمول بنماید.

مسأله 1330 اگر از محلى مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد وقتى به جائى برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمى شد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1331 اگر به قدرى دور شود که نداند صدائى را که مى شنود صداى اذان است یا صداى دیگر نماز را شکسته بخواند و بنابر احتیاط مستحب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مى گویند و کلمات آنرا تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.

مسأله 1332 اگر به قدرى دور شود که اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى گویند بشنود، نباید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1333 اگر به جائى برسد که اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى گویند نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند مى گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1334 اگر چشم یا گوش او یا صداى اذان غیر معمولى باشد، در محلى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.

مسأله 1335 اگر موقعى که سفر مى رود شک کند که به حد ترخص
یعنى جائى که اذان را نشنود و دیوار را نبیند رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن، اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند. به شرط آنکه نماز در رفتن و برگشتن در یک جا نباشد.

مسأله 1336 مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى کند وقتى به جائى برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آنرا بشنود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1337 مسافرى که در بین مسافرت به وطنش رسیده تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا چند روز دیگر برگردد. وقتى به جائى برسد که دیوار وطن را نبیند و صداى اذان آنرا نشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1338 محلى را که انسان براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد و در نظر مردم وطن او محسوب گردد.

مسأله 1339 اگر قصد دارد در محلى که وطن اصلى اش نیست مدتى بماند و بعد به جاى دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمى شود.

مسأله 1340 جائى را که انسان قصد دارد مدت زیادى بماند مثلاً سى سال یا بیشتر اگر چه دور نیست اینجا وطن عرفى او باشد، ولکن مع ذلک اگر مسافرتى براى او پیش آید و دوباره به همان جا بر گردد تا مادامى که
قصد اقامه نکرده بنابر احتیاط واجب باید نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1341 کسى که در دو محل زندگى مى کند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر دیگرى مى ماند، هر دو وطن اوست و نیز اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد، همه آنها وطن او حساب مى شوند.

مسأله 1342 کسى که در محلى ملک دارد، اگر موقعى که آن ملک را دارد شش ماه بقصد توطن در آنجا بماند، تا وقتى که آن ملک، مال اوست هر وقت در مسافرت به آنجا برسد، باید نماز را تمام بخواند تا مادامى که از آنجا صرف نظر نکرده و اما اگر صرف نظر کرده باشد باید نمازش را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آنست که نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1343 اگر به جائى برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن دیگرى هم براى خود اختیار نکرده باشد.

مسأله 1344 مسافرى که قصد دارد ده روز پشت سر هم در محل بماند، یا مى داند که بدون اختیار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1345 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد، و همین که قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر
روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند، واجب نیست که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، بلکه تمام خواندن کفایت مى کند.

مسأله 1346 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند در صورتى باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1347 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برودتا کمتر از مسافت اگر چند ساعتى بیش معطل نشود ضرر به اقامه ندارد و باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1348 مسافرى که تصمیم ندارد ده روز در محلى بماند مثلاً قصدش این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبى پیدا کند ده روز بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1349 کسى که تصمیم دارد، ده روز در محلى بماند، اگر چه احتمال بدهد که براى ماندن او مانعى برسد، باید نماز را تمام بخواند، این در صورتى است که احتمالى که مى دهد عقلائى نباشد که منافات با تصمیم بر ماندن ده روزش داشته باشد و الا باید قصر بخواند.

مسأله 1350 اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جائى بماند، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند باید نماز را شکسته بخواند. اگر چه از موقعى که قصد کرده تا
آخر ماه ده روز یا بیشتر باشد.

مسأله 1351 اگر مسافر قصد کند ده روز در محلى بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جاى دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند. و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود، تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1352 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتى خوانده باشد روزه اش صحیح است و تا وقتى در آنجا هست باید نمازهاى خود را تمام بخواند. و اگر یک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحیح است، اما نمازهاى خود را باید شکسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگیرد.

مسأله 1353 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتى خوانده یا نه، باید نمازهاى خود را شکسته بخواند.

مسأله 1354 اگر مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتى تمام نماید.

مسأله 1355 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر در بین نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد، چنانچه داخل رکوع رکعت سوم نشده، باید نماز را دو رکعتى تمام نماید و
بقیه نمازهاى خود را شکسته بخواند. و اگر به رکوع رکعت سوم رفته، بنابر احتیاط واجب باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و دوباره شکسته بخواند، و تا در آنجا هست نمازهایش را هم تمام و هم شکسته بجا آورد.

مسأله 1356 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بخواند، و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.

مسأله 1357 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، باید روزه واجب را بگیرد و مى تواند روزه مستحبى را هم بجا آورد، و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.

مسأله 1358 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جائى که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دوباره در جاى اول خود ده روز بماند، از وقتى که مى رود تا برمى گردد و بعد از برگشتن، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر نخواهد بعد از برگشتن، ده روز بماند در موقع رفتن به جائى که کمتر از چهار فرسخ است و در مدتى که آنجا مى ماند و در موقع برگشتن و بعد از آنکه بر گشت بنابر اقوى باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم تمام و هم شکسته بخواند خصوصاًدر برگشتن و محل اقامت، این در صورتى است که قصد مسافرت نکرده باشد و اما اگرقصد مسافرت کرده باشد باید در رفتن به جائى که قصد
دارد و در مدتى که آنجا مى ماند و در موقع برگشتن و بعد از آنکه برگشت نمازش را شکسته بخواند.

مسأله 1359 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جاى دیگرى که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماندباید در رفتن و در محلى که قصد ماندن ده روز دارد،نمازهاى خود راتمام بخواند، ولى اگر محلى که مى خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد و نخواهد ده روزدر آنجا بماند، باید موقع رفتن و مدتى که در آنجا مى ماند نمازهاى خود راشکسته بخواند.

مسأله 1360 مسافرى قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جائى که کمتر از چهار فرسخ است برود چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگرددیا نه، یا بکلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد ولى مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید از وقتى که مى رود تا برمى گردد و بعد از برگشتن، نمازهاى خود را تمام بخواند.

مسأله 1361 اگر بخیال اینکه رفقایش مى خواهند ده روز در محلى بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند، و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده اند، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى که در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1362 اگر مسافر بعد از رسیدن
به چهار فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار کمى در آنجا بماند باید نماز را تمام بخواند ولى اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ در رفتن بقیه راه مردد شود، از وقتى که مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1363 مسافرى که مى خواهد نه روز یا کمتر در محلى بماند، اگر بعد از آنکه نه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند و همینطور تا سى روز، روز سىویکم باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1364 مسافرى که سى روز مردد بود، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که سى روز را در یکجا بماند، پس اگر مقدارى از آنرا در جائى و مقدارى را در جاى دیگر بماند، بعد از سى روز هم باید نماز را شکسته بخواند.