آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز

احکام نماز

نماز مهمترین اعمال دینى است، که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى دیگر هم قبول مى شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول
نمى شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند، چرک در بدنش نمى ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى کند. و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسى که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسى است که نماز نمى خواند. پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم فرمود، کسى که به نماز اهمیت ندهد و آنرا سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است. روزى آنحضرت در مسجد تشریف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملاً بجا نیاورد حضرت فرمودند اگر این مرد در حالى که نمازش اینطور است از دنیا برود به دین من از دنیا نرفته است. پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسى سخن مى گوید، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند، و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجه کند از خود بى خبر مى شود، چنانکه در حال نماز تیر را از پاى مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید، و گناهانى که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات، و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصیتى را ترک کند، و همچنین سزاوار است کارهائى که ثواب نماز را کم
مى کند بجا نیاورد، مثلاً در حال خواب آلودگى، و خوددارى از بول به نماز نایستد. و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند و نیز کارهائى که ثواب نماز را زیاد مى کند بجا آورد، مثلاً انگشترى عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد، و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است: اول نماز یومیه. دوم نماز آیات سوم نماز میت. چهارم نماز طواف واجب خانه کعبه. پنجم نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است. ششم نمازى که به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد، واجب مى شود.
نمازهاى واجب یومیه
نمازهاى واجب یومیه پنج است: ظهر و عصر، هر کدام چهار رکعت. مغرب سه رکعت. عشا، چهار رکعت. صبح دو رکعت.

مسأله 736 در سفر باید نمازهاى چهار رکعتى را با شرایطى که گفته مى شود دو رکعت خواند.
وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 737 اگر چوب یا چیزى مانند آنرا، راست در زمین هموار فرو برند صبح که خورشید بیرون مى آید سایه آن به طرف مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا مى آید، این سایه کم مى شود، و در شهرهاى ما، در اول ظهر شرعى به آخرین درجه کمى مى رسد، و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق بر مى گردد و هر چه خورشید رو به مغرب مى رود، سایه زیادتر مى شود، بنابر این وقتى سایه به آخرین درجه کمى رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم مى شود ظهر شرعى شده است(1) ولى در بعضى شهرها مثل مکه که گاهى موقع
ظهر سایه به کلى از بین مى رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شده معلوم مى شود ظهر شده است.

مسأله 738 چوب یا چیز دیگرى را، که براى معین کردن ظهر به زمین فرو مى برند شاخص گویند.

مسأله 739 نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر اول ظهر است تا وقتى که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسى سهواً تمام نماز عصر را در این وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد که اگر کسى در این موقع نماز ظهر را بخواند نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است، که اگر کسى در این وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند نمازش صحیح است و عصر حساب مى شود. و باید نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد ولکن سزاوار نیست ترک احتیاط به خواندن چهار رکعت به قصد ما فى الذمه.

مسأله 740 اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند، یعنى نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آنکه نماز را تمام
کرد، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، آنچه را که آورده باطل است،چه در اثناء بفهمد چه بعد از اتمام.

مسأله 741 در زمان حضور امام علیه السلام واجب است، انسان در روز جمعه به جاى نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند، ولى در این زمان اگر کسى نماز جمعه بخواند، احتیاط واجب آنست که نماز ظهر را هم بخواند.

مسأله 742 وقت نماز جمعه از اول ظهر است تا هر مقدارى که از وقت را فرا گیرد.
وقت نماز مغرب و عشا

مسأله 743 مغرب موقعى است که سرخى طرف مشرق، که بعد از غروب آفتاب پیدا مى شود از بالاى سر انسان بگذرد.

مسأله 744 نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد، که اگر کسى مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در این وقت بخواند نمازش باطل است. و وقت مخصوص نماز عشا براى مختار موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد، که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را نخواند، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسى در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است، و باید نماز مغرب را بعد از آن
بجا آورد.

مسأله 745 وقت مخصوص و مشترک که معنى آن در مسأله پیش گفته شد، براى اشخاص فرق مى کند، مثلاً اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترک مى شود. و براى کسى که مسافر نیست، باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

مسأله 746 اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه تمام آنچه را که خوانده یا مقدارى از آنرا در وقت مشترک خوانده و به رکوع رکعت چهارم نرفته است باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند، و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را که خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد باطل است. و باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب انجام دهد.

مسأله 747 آخر وقت نماز عشا براى مختار نصف شب است، و شب را باید از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، نه تا اول آفتاب(1)

مسأله 748 اگر از روى معصیت، نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط مستحب، باید تا قبل از اذان صبح، بدون اینکه نیت ادا و قضا کند بجا آورد.
وقت نماز صبح

مسأله 749 نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده اى رو به بالا حرکت مى کند که آنرا فجر اول گویند، موقعى که آن سفیده پهن شد، فجر
دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح موقعى است که آفتاب بیرون مى آید.

احکام وقت نماز

مسأله 750 موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود، که یقین کند وقت داخل شده است، یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، یا یک نفر عادل اگر موجب اطمینان شود.

مسأله 751 اگر به واسطه ابر یا غبار یا نابینائى و یا بودن در زندان نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت یقین کند، باید نماز را تأخیر بیندازد تا یقین کند وقت داخل شده است.

مسأله 752 اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، یا انسان یقین کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده نماز او باطل است، و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده، ولى اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که دربین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.

مسأله 753 اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز هم بفهمد که نماز را در وقت خوانده نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده، یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است. بلکه اگر بعد از نماز هم بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده باید دوباره آن نماز را بخواند.

مسأله 754 اگر یقین کند وقت داخل شده و
مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه
نماز او باطل است، ولى اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه نمازش صحیح است.

مسأله 755 اگر وقت نماز به قدرى تنگ است، که به واسطه بجا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، باید آن مستحب را بجا نیاورد، مثلاً اگر به واسطه خواندن قنوت، مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود باید قنوت نخواند.

مسأله 756 کسى که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد باید نماز را به نیت ادا بخواند، ولى نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.

مسأله 757 کسى که مسافر نیست، اگر تامغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و همچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید فقط عشا را بخواند و بعداً مغرب را قضا نماید.

مسأله 758 کسى که مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و اگر شخص مختار تا نصف شب به
اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عشا را بخواند و بعداً مغرب را قضا نماید. و چنانچه بعد از خواندن عشا، معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیت ادا بجا آورد.

مسأله 759 مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلى سفارش شده است، و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است، مگر آنکه تأخیر آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 760 هر گاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت، نماز بخواند، ناچار است مثلاً با تیمم یا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مى تواند در اول وقت، نماز بخواند، ولى اگر احتمال دهد که عذر او از بین مى رود، باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند. و لازم نیست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.

مسأله 761 کسى که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمى داند و احتمال مى دهد که یکى از اینها در نماز پیش آید، باید براى یادگرفتن اینها نماز را از اول وقت
تأخیر بیندازد، ولى اگر اطمینان دارد که نماز را بطور صحیح تمام مى کند، مى تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله اى که حکم آنرا نمى داند پیش نیاید، نماز او صحیح است، و اگر مسأله اى که حکم آنرا نمى داند پیش آید، جایز است به یکى از دو طرفى که احتمال مى دهد عمل نماید و نماز را تمام کند، ولى بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.

مسأله 762 اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه مى کند، در صورتى که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنین است اگر کار واجب دیگرى که باید فوراً آنرا بجا آورد پیش آمد کند مثلاً ببیند مسجد نجس است که باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند، معصیت کرده ولى نماز او صحیح است.

نمازهائى که باید به ترتیب خوانده شود

مسأله 763 انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.

مسأله 764 اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمى تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند، و همینطور است در نماز مغرب و عشا.

مسأله 765 اگر در بین نماز عصر یقین کند
که نماز ظهر را نخوانده است ونیت را به نماز ظهر برگرداند، چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و در صورتى که جزئى از نماز را به قصد ظهر آورده باشد باید بعد از تمام کردن دوباره نماز عصر را بخواند و مى تواند که نماز را بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 766 اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز عصر را بعد از آن بجا آورد، ولى اگر وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز، مغرب مى شود باید به نیت نماز عصر، نماز را تمام کند، و در این صورت ترک احتیاط نکند به قضا نمودن نماز ظهر را در خارج وقت.

مسأله 767 اگر در نماز عشا پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب مى شود، باید به نیت عشا نماز را تمام کند و اگر بیشتر وقت دارد، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتى تمام کند، بعد نماز عشا را بخواند.

مسأله 768 اگر در نماز عشا بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند.

مسأله 769 اگر انسان نمازى را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید، نمازى را که
باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمى تواند نیت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى که نماز عصر را احتیاطاً مى خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمى تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.

مسأله 770 برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا، و از مستحب به نماز واجب جایز نیست.

مسأله 771 اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى تواند در بین نماز نیت را به نماز قضا برگرداند ولى باید برگرداندن نیت، به نماز قضا ممکن باشد مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى تواند نیت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.

نمازهاى مستحب

مسأله 772 نمازهاى مستحبى زیاد است و آنها را نافله گویند و بین نمازهاى مستحبى به خواندن نافله شبانه روز بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه سىوچهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مى باشد و چون دو رکعت نافلها عشا نشسته خوانده مى شود، یک رکعت حساب مى شود ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر چهار رکعت اضافه مى شود.

مسأله 773 از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نماز شفع و یک رکعت آن، به نیت نماز و تر خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است.

مسأله 774 نمازهاى
نافله را مى شود نشسته خواند، ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند، مثلاً کسى که مى خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده رکعت بخواند، و اگر مى خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتى نشسته بخواند.

مسأله 775 نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند، و اما نافله عشا را اگر به رجاء مطلوبیت بیاورد مانعى ندارد.

وقت نافله هاى یومیه

مسأله 776 نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده مى شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازاى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه اى که بعد از ظهر پیدا مى شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافله ظهر است.

مسأله 777 نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده مى شود و وقت آن تا موقعى است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا مى شود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، باید نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند و بنابر احتیاط واجب نیت ادا و قضا نکند.

مسأله 778 وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا مى شود از بین برود، اگر چه دور
نیست که وقت او امتداد داشته باشد به امتداد وقت خود مغرب تا وقت مختص به عشاء.

مسأله 779 وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

مسأله 780 نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده مى شود و وقت آن بعد از فجر اول است تا وقتى که سرخى طرف مشرق پیدا شود. و نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد. و ممکن است نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله بخواند.

مسأله 781 وقت نافله شب از نصف شب است، تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.

مسأله 782 مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى تواند آنرا در اول شب بجا آورد.

نماز غفیله

مسأله 783 یکى از نمازهاى مستحبى نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى شود. در رکعت اول آن، بعد از حمد باید به جاى سوره این آیه را بخوانند: «و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجى المؤمنین» و در رکعت دوم بعد از حمد بجاى سوره این آیه را بخوانند: «و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو ویعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا یعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین» و
در قنوت آن بگویند: «اللهم انى اسئلک بمفاتح الغیب التى لا یعلمها الا انت ان تصلى عل محمد و آل محمد و ان تفعل بى کذا و کذا». و بجاى کلمه کذا و کذا حاجتهاى خود را بگویند و بعد بگویند: «اللهم انت ولّى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسئلک بحق محمد و آله (علیه و علیهم السلام)لما قضیتهالى».

احکام قبله

مسأله 784 خانه کعبه که درمکه معظمه مى باشد قبله است و باید رو بروى آن نماز خواند ولى کسى که دور
است، اگر طورى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى خواند کافیست. و همچنین است کارهاى دیگرى که مانند سر
بریدن حیوانات، باید رو به قبله انجام گیرد.

مسأله 785 کسى که نماز واجب را ایستاده مى خواند، باید صورت و سینه و شکم و جلوى پاهاى او رو به قبله
باشد،و احتیاط مستحب آنست که انگشتان پاى او هم رو به قبله باشد. لکن نباید بیشتر از متعارف انگشتان پا را از قبله
منحرف نماید.

مسأله 786 کسى که باید نشسته نماز بخواند، اگر نمى تواند بطور معمول بنشیند و در موقع نشستن، کف پاها را
بزمین مى گذارد باید در موقع نماز صورت و سینه و شکم و ساق پاى او رو به قبله باشد.

مسأله 787 کسى که نمى تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى
بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست باید به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله، باشد و اگر این
را هم نتواند باید به پشت بخوابد به طورى که کف پاهاى او
رو به قبله باشد.

مسأله 788 نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد.

مسأله 789 نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى خواند، و اگر انسان در این دو حال، نماز
مستحبى بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد.

مسأله 790 کسى که مى خواهد نماز بخواند، باید براى پیدا کردن قبله کوشش نماید، تا یقین کند که قبله کدام
طرف است و اگر نتواند یقین پیدا کند، باید به گمانى که از محراب مسجد مسلمان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر
پیدا مى شود عمل نماید، حتى اگر از گفته فاسق یا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى شناسد گمان به قبله پیدا
کند کافیست.

مسأله 791 کسى که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قویترى پیدا کند نمى تواند به گمان خود عمل نماید،
مثلاً اگر میهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند، ولى بتواند از راه دیگر گمان قویترى پیدا کند، نباید به حرف
او عمل نماید.

مسأله 792 اگر براى پیدا کردن قبله وسیله اى ندارد، یا با اینکه کوشش کرده، گمانش به طرفى نمى رود،
چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، باید به
اندازه اى که وقت دارد، نماز بخواند مثلاً اگر فقط به اندازه یک نماز وقت دارد، باید یک نماز به هر طرفى که مى خواهد
بخواند، و باید نمازها را طورى بخواند که یقین کند یکى از آنها رو به قبله بوده، یا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست
راست یا
چپ قبله نرسیده است.

مسأله 793 اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکى از دو طرف است، باید به هر دو طرف نماز بخواند، ولى
احتیاط واجب آنست که در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.

مسأله 794 کسى که باید به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند که مثل نماز ظهر و عصر باید
یکى بعد از دیگرى خوانده شود، بهتر آنست که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند، بعد نماز دوم را
شروع کند.

مسأله 795 کسى که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کارى کند که باید رو به قبله انجام داد، مثلاً
بخواهد سر حیوانى را ببرد، باید به گمان عمل نماید و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد در صورت
ضرورت به آن کار صحیح است.

پوشاندن بدن در نماز

مسأله 796 مرد باید در حال نماز، اگر چه کسى او را نمى بیند عورتین خود را بپوشاند، و بهتر است از ناف تا
زانو را هم بپوشاند.

مسأله 797 زن باید در موقع نماز، تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند و احتیاط مستحب آنست که کف
پا را هم بپوشاند، ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى شود و دستها تا مچ و روى پاها تا مچ پا لازم
نیست. اما براى آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقدارى از اطراف صورت و قدرى پائین تر از مچ
را بپوشاند.

مسأله 798 موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را بجا مى آورد، بلکه بنابر
احتیاط مستحب در موقع سجده
سهو هم، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند.

مسأله 799 اگر انسان عمداً، یا از روى ندانستن مسأله، در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است.

مسأله 800 اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیدا است، باید آنرا بپوشاند و احتیاط مستحب آنست که نماز را
تمام کند و دوباره بخواند، خصوصاً اگر پوشانیدن آن احتیاج به وقت معتدّبه داشته باشد ولى اگر بعد از نماز بفهمد که
در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است.

مسأله 801 اگر در حال ایستادن لباسش عورت او را مى پوشاند ولى ممکن است در حال دیگر، مثلاً در حال
رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى که عورت او پیدا مى شود، به وسیله اى آنرا بپوشاند نماز او صحیح است. ولى
احتیاط مستحب آنست که با آن لباس نماز نخواند.

مسأله 802 انسان مى تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولى احتیاط مستحب آنست
موقعى خود را با اینها بپوشاند که چیز دیگرى نداشته باشد.

مسأله 803 انسان در حال ناچارى مى تواند در نماز خود را با گل بپوشاند.

مسأله 804 اگر چیزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پیدا مى کند، اقوى
اینست که نماز را تأخیر بیندازد و اگر چیزى پیدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز بخواند. و چنانچه در اول
وقت نماز را رجاءاً بخواند و بعداً معلوم شود که تا آخر وقت لباس پیدا نمى کرده نماز او صحیح است.

مسأله 805 کسى که مى خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف و گل و لجن
نداشته
باشد و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزى پیدا کند که خود را با آن بپوشاند در صورتى که احتمال بدهد که
ناظر محترم او را مى بیند، باید نشسته نماز بخواند و براى رکوع و سجود باسر اشاره نماید و بهتر آنست که به قدرى خم
شود که عورتش پیدا نباشد و براى سجود کمى بیشتر از رکوع خم شود و مهر را بالا بیاورد و پیشانى را بر آن بگذارد، و
اگر اطمینان دارد که ناظر محترم او را نمى بیند، احتیاط مستحب آنست که دو نماز ایستاده بخواند و موقعى که ایستاده
است قُبل خود را با دست بپوشاند و در یکى از آن دو نماز، رکوع و سجود را بجا آورد و در دیگرى بجاى رکوع و سجود
با سر اشاره نماید و اقوى کفایت قسم دوم است.

لباس نمازگزار

لباس نمازگزار

مسأله 806 لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول آنکه پاک باشد. دوم آنکه مباح باشد. سوم آنکه از اجزاء مردار
نباشد. چهارم آنکه از حیوان حرام گوشت نباشد. پنجم و ششم آنکه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و
طلا باف نباشد. و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته مى شود.
شرط اول:

مسأله 807 لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسى عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل
است.

مسأله 808 کسى که نمى داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند،
نمازش باطل مى باشد.

مسأله 809 اگر به واسطه ندانستن مسأله، چیز نجسى را نداند نجس است مثلاً نداند عرق شتر جلال نجس
است و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.

مسأله 810
اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحیح است، ولى
احتیاط مستحب آنست که اگر وقت دارد، دوبار آن نماز را بخواند.

مسأله 811 اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را
دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 812 کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباس او نجس شود و پیش از
آنکه چیزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که
همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس یا بیرون
آوردن آن،نماز را بهم نمى زند، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض نماید، یا اگر چیز دیگرى
عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد، ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض
کند یا بیرون آورد، نماز بهم مى خورد و یا اگر لباس را بیرون آورد برهنه مى ماند، باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک
نماز بخواند.

مسأله 813 کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آنکه چیزى
از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد که نجس شده، یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس
شده یا از پیش
نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس، نماز را بهم نمى زند و
مى تواند لباس را بیرون آورد، باید لباس را آب بکشد یا عوض کند، یا اگر چیز دیگرى عورت او را پوشانده، لباس را
بیرون آورد و نماز را تمام کند، اما اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى تواند آب بکشد یا عوض
کند، باید لباس را اگر ممکن است بیرون آورد و به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را تمام کند، ولى چنانچه
طورى است که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند، نماز بهم مى خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمى تاند لباس را
بیرون آورد، باید با همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحیح است، و بعد نمازش را در لباس پاک احتیاطاً قضا نماید.

مسأله 814 کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آنکه چیزى
از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همانوقت نجس
شده یا از پیش نجس بوده، در صورتى که آب کشیدن بدن نماز را بهم نمى زند، باید آب بکشد و اگر نماز را بهم مى زند،
باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

مسأله 815 کسى که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن
یا لباسش نجس بوده نماز او صحیح است.

مسأله 816 اگر لباس را آب
بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک
نشده، واجب نیست نماز را دوباره بخواند، اگر چه احوط اعاده آنست.

مسأله 817 اگر خونى در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهاى نجس نیست، مثلاً یقین کند که خون
پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهائى بوده که نمى شود با آن نماز خواند، نماز او صحیح است.

مسأله 818 اگر یقین کند خونى که در بدن یا لباس اوست خون نجسى است که نماز با آن صحیح است، مثلاً
یقین کند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح
است.

مسأله 819 اگر نجس بودن چیزى را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى
نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است، ولى اگر بدنش با رطوبت به چیزى که نجس بودن آنرا
فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. و نیز اگر
جائى از اعضاء وضو با رطوبت به چیزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آنکه آنجا را آب بکشد،
وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى باشد.

مسأله 820 کسى که یک لباس دارد اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکى از آنها آب داشته
باشد، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد، باید بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که
براى برهنگان گفته شد بجا
آورد و اگر به واسطه سرما یا عذر دیگر نتواند لباس را بیرون آورد، هر کدام از بدن یا لباس را که بخواهد، مى تواند آب
بکشد. ولى اگر مثلاً نجاست یکى بول است که اگر بخواهد با آب قلیل آب بکشد باید دو مرتبه آب روى آن بریزد و
دیگرى خون است که یک مرتبه ریختن آب روى آن کافیست باید آنرا که به بول نجس شده آب بکشد.

مسأله 821 کسى که غیر از لباس نجس، لباس دیگرى ندارد باید نماز را بدستورى که براى برهنگان گفته شد
بجا آورد ولى اگر به واسطه سرما و مانند آن نمى تواند لباسش را بیرون آورد، باید با لباس نجس نماز بخواند و نماز او
صحیح است.

مسأله 822 کسى که دو لباس دارد، اگر بداند یکى از آنها نجس است و نداند کدام یک آنهاست، چنانچه وقت
دارد، باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر مى خواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک
نماز عصر بخواند، ولى اگر وقت تنگ است، اظهر آنست که با یکى از آن دو لباس نماز بخواند هر چند که قول به تخییر
بین آن و بین برهنه نماز خواندن بعید نیست. و احتیاط مستحب آنست که آن نماز را با لباس پاک قضا نماید.
شرط دوم:

مسأله 823 لباس نمازگزار باید مباح باشد و کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در
لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا تکمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند باطل است، و همچنین است اگر
جاهل مقصر باشد.

مسأله 824
کسى که مى داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى داند نماز را باطل مى کند، اگر عمداً با
لباس غصبى نماز بخواند نمازش باطل است.

مسأله 825 اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است، ولى
اگر کسى خودش لباسى را غصب نماید و فراموش کند که غصب کرده است و با آن نماز بخواند، اگر چه حکم به بطلان
نماز او نمى توان کرد، لکن احوط آنست که اکتفابه آن نماز ننموده و دو باره آنرا با لباس مباح بخواند.

مسأله 826 اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بین نماز بفهمد، چنانچه چیز دیگرى عورت
او را پوشانده است و مى تواند فوراً یا بدون اینکه موالات یعنى پى درپى بودن نماز بهم بخورد لباس غصبى را بیرون
آورد، باید آنرا بیرون آورد و نمازش صحیح است. و اگر چیز دیگرى عورت او را نپوشانده، یا نمى تواند لباس غصبى را
فوراً بیرون آورد، یا اگر بیرون آورد پى درپى بودن نماز بهم مى خورد، در صورتى که به مقدار یک رکعت هم وقت داشته
باشد باید نماز را بشکند و با لباس غیر غصبى نماز بخواند و اگر به این مقدار وقت ندارد، باید در حال نماز لباس را
بیرون آورد و به دستور نماز برهنگان نماز را تمام نماید.

مسأله 827 اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، یا مثلاً براى اینکه دزد لباس غصبى را نبرد
با آن نماز بخواند نمازش صحیح است.

مسأله 828 اگر کسى با عین پولى که خمس یا زکات آنرا نداده لباس بخرد، نماز
خواندن در آن لباس باطل
است.
شرط سوم:

مسأله 829 لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده اى که خون جهنده دارد، یعنى حیوانى که اگر رگش را ببرند
خون از آن جستن مى کند نباشد، بلکه اگر از حیوان مرده اى که مانند ماهى و مار خون جهنده ندارد لباس تهیه کنند،
احتیاط واجب آنست که با آن نماز نخواند.

مسأله 830 هر گاه چیزى از مردار مانند گوشت و پوست آن که روح داشته همراه نمازگزار باشد، اگر چه لباس
او نباشد نمازش باطل است.

مسأله 831 اگر چیزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد، یا با لباسى که
از آنها تهیه کرده اند نماز بخواند، نمازش صحیح است.
شرط چهارم:

مسأله 832 لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد، و اگر موئى از آن هم همراه نمازگزار باشد،
نماز او باطل است.

مسأله 833 اگر آب دهان یا بینى یا رطوبت دیگرى از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار
باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل، و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح است.

مسأله 834 اگر مو و عرق و آب دهان کسى بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد. و همچنین است اگر
مروارید و موم و عسل همراه او باشد.

مسأله 835 اگر شک داشته باشد که لباسى از حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت، چه در داخله تهیه
شده باشد چه در خارجه، جایز است که با آن نماز بخواند.

مسأله 836 صدف از حیوانات حرام گوشت است. و اگر انسان احتمال دهد که تکمه صدفى و مانند آن
از آن
حیوان است، جایز است با آن نماز بخواند.

مسأله 837 پوشیدن خز خالص در نماز اشکال ندارد، ولى احتیاط واجب آنست که با پوست سنجاب نماز
نخوانند.

مسأله 838 اگر با لباسى که نمى داند یا فراموش کرده که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، بنابر اقوى
نمازش صحیح است.
شرط پنجم:

مسأله 839 پوشیدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غیر نماز
اشکال ندارد.

مسأله 840 زینت کردن با طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشترطلا به دست کردن و بستن ساعت
مچى طلا به دست، براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. و احتیاط واجب آنست که از استعمال عینک طلا
هم خوددارى کند، ولى زینت کردن به طلا، براى زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

مسأله 841 اگر مردى فراموش کند که انگشترى یا لباس از طلا است یا شک داشته باشد و با آن نماز بخواند،
واجب نیست که آن نماز را دوباره بخواند و همچنین اگر جاهل قاصر باشد.
شرط ششم :

مسأله 842 لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن براى مرد حرام است، و
در عرقچین و بند شلوار و مثل اینها از چیزهائى که نماز در آنها به تنهائى تمام نمى شود نیز اقوى بطلان است.

مسأله 843 اگر آستر تمام لباس یا آستر مقدارى از آن ابریشم خالص باشد پوشیدن آن براى مرد حرام و نماز در
آن باطل است.

مسأله 844 لباسى را که نمى داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر، اگر در نماز بپوشد اشکال
ندارد.

مسأله 845 دستمال ابریشمى و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمى کند.

مسأله 846 پوشیدن لباس ابریشمى براى زن، در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

مسأله 847 پوشیدن لباس غصبى و ابریشمى خالص و طلا باف و لباسى که از مردار تهیه شده در حال ناچارى
مانعى ندارد. و نیز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگرى غیر از اینها ندارد، مى تواند با این لباسها نماز
بخواند.

مسأله 848 اگر غیر از لباس غصبى و لباسى که از مردار تهیه شده، لباس دیگرى ندارد و ناچار نیست لباس
بپوشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 849 اگر غیر از لباسى که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگرى ندارد، چنانچه در پوشیدن لباس
ناچار باشد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد اگر چه ترک احتیاط به تکرار نماز ایضاً در لباس
حرام گوشت سزاوار نیست.

مسأله 850 اگر مرد غیر از لباس ابریشمى خالص یا طلا باف، لباس دیگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن
لباس ناچار نباشد باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 851 اگر چیزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگر چه به کرایه یا خریدارى
باشد تهیه نماید، ولى اگر تهیه آن به قدرى پول لازم دارد که نسبت به دارائى او زیاد است، یا طورى است که اگر پول را
به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد، باید به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 852 کسى که
لباس ندارد اگر دیگرى لباس به او ببخشد یا عاریه دهد چنانچه قبول کردن آن براى او
مشقت نداشته باشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش براى او سخت نیست، باید از کسى که لباس
دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.

مسأله 853 پوشیدن لباسى که پارچه یا رنگ یا دوخت آن براى کسى که مى خواهد آنرا بپوشد معمول نیست،
مثل آنکه اهل علم لباس نظامى بپوشد، احتیاط واجب ترک آنست، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد.

مسأله 854 احتیاط واجب آنست که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد بلکه اقوى حرمت است در
صورت صدق تشبه و خروج از لباس معمولى. ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد.

مسأله 855 کسى که باید خوابیده نماز بخواند، اگر برهنه باشد، و لحاف و تشک او نجس یا ابریشم خالص یا از
اجزاء حیوان حرام گوشت باشد، بنابر اقوى باید در نماز اگر صدق پوشیدن نماید خود را با آنها نپوشاند.

مواردى که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

مسأله 856 در سه صورت که تفصیل آنها بعداً گفته مى شود اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او
صحیح است: اول آنکه به واسطه زخم یا جراحت یا دملى که در بدن او است، لباس یا بدنش به خون آلوده شده
باشد. دوم آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم (که تقریباً به اندازه یک اشرفى مى شود) به خون آلوده باشد.
سوم آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند. و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او
صحیح است: اول آنکه لباسهاى کوچک
او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد. دوم آنکه لباس زنى که پرستار بچه
خودش است نجس شده باشد، و احکام این پنج صورت مفصلاً در مسائل بعد گفته مى شود.

مسأله 857 اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون زخم یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طورى است که آب
کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس براى او سخت است تا وقتى که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است،
مى تواند با آن خون نماز بخواند. و همچنین است اگر چرکى که با خون بیرون آمده یا دوائى که روى زخم گذاشته اند و
نجس شده، در بدن یا لباس او باشد. بلکه اقوى صحت نماز است اگر چه بر او شستن سخت نباشد.

مسأله 858 اگر خون بریدگى و زخمى که به زودى خوب مى شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس
نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

مسأله 859 اگر جائى از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز
بخواند، ولى اگر مقدارى از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز
خواندن با آن مانعى ندارد.

مسأله 860 اگر از زخمى که توى دهان و بینى و مانند اینها است، خونى به بدن یا لباس برسد، احتیاط واجب
آنست که با آن نماز نخواند، و با خون بو اسیرى که دانه هاى آن بیرون است، مى شود نماز خواند، بلکه بنابر اقوى در
صورتى که دانه هایش بیرون نباشد نیز مى شود با آن نماز خواند.

مسأله 861 کسى که بدنش زخم
است، اگر در بدن یا لباس خود خونى ببیند و نداند از زخم است یا خون
دیگر، جایز است که با آن نماز بخواند.

مسأله 862 اگر چند زخم در بدن باشد و بطورى نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود تا وقتى همه
خوب نشده اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد ولى اگر به قدرى از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب
شود، هر کدام که خوب شد، باید براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.

مسأله 863 اگر مقدار سر سوزنى خون حیض یا خون سگ، یا خوک یا بقیه حیوانهاى حرام گوشت، در بدن یا
لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و همچنین است خون نفاس و استحاضه و کافر و مردار على الاحوط. ولى
خونهاى دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى که
روى هم کمتر از درهم باشد(که تقریباً به اندازه یک اشرفى مى شود) نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

مسأله 864 خونى که به لباس بى آستر بریزد و به پشت آن برسد یک خون حساب مى شود، ولى اگر پشت آن،
جدا، خونى شود، و بهم متصل نشود، باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى که در پشت و روى لباس است
روى هم کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.

مسأله 865 اگر خون، روى لباسى که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد و یا به آستر بریزد و روى لباس خونى
شود، و روى
لباس و آستر آن بهم متصل نباشد باید هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خون روى لباس و آستر، کمتر
از درهم باشد، نماز با آن صحیح و اگر بیشتر باشد، نماز با آن باطل است.

مسأله 866 اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد در صورتى که خون و رطوبتى که به
آن رسیده به اندازه درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است. بلکه اگر رطوبت و خون به اندازه
درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن اشکال دارد.

مسأله 867 اگر بدن یا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسیدن به خون نجس شود، اگر چه مقدارى که نجس
شده کمتر از درهم باشد، نمى شود با آن نماز خواند.

مسأله 868 اگر خونى که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگرى به آن برسد، مثلاً یک
قطره بول روى آن بریزد نماز خواندن با آن جایز نیست.

مسأله 869 اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب که نمى شود با آنها عورت را پوشانید نجس
باشد، چنانچه از مردار و حیوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحیح است، و نیز اگر با انگشترى نجس
نماز بخواند اشکال ندارد.

مسأله 870 جایز است که چیز نجس مانند دستمال و کلید و چاقوى نجس همراه نمازگزار باشد.

مسأله 871 زنى که پرستار بچه خود مى باشد چه پسر باشد و چه دختر و به بول او لباسش نجس شده و بیشتر
از یک لباس ندارد، هر گاه شبانه روزى یک مرتبه لباس
خود را آب بکشد، اگر چه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس
شود، مى تواند با آن لباس نماز بخواند. ولى احتیاط مستحب آنست که لباس خود را طراف عصر براى نماز ظهر و عصر
آب بکشد.

مسأله 872 هر گاه لباس پرستار به بول بچه اى که از خودش نیست نجس شود، اگرچه روزى یک مرتبه آنرا آب
بکشد، چنانچه بعد از آن نجس شود نماز خواندن در آن لباس خالى از اشکال نیست.

چیزهائى که در لباس نماز گزار مستحب است

مسأله 873 چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است: عمامه با تحت الحنک، پوشیدن
عبا و لباس سفید و پاکیزه ترین لباسها و استعمال بوى خوش و دست کردن انگشترى عقیق.
چیزهائى که در لباس نمازگزار مکروه است

مسأله 874 چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است و از آنجمله است: پوشیدن لباس سیاه و چرک و تنگ و
لباس شرابخوار و لباس کسى که از نجاست پرهیز نمى کند و لباسى که نقش صورت دارد. و نیز باز بودن تکمه هاى لباس
و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد مکروه مى باشد.

مکان نمازگزار

مکان نمازگزار نه شرط دارد:
شرط اول: آنکه مباح باشد.

مسأله 875 کسى که در ملک غصبى نماز مى خواند اگر چه روى فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش باطل
است. ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى و خیمه غصبى مانعى ندارد.

مسأله 876 نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال دیگرى است، بدون اجازه کسى که منفعت ملک، مال او
مى باشد باطل است، مثلاً در خانه اجاره اى اگر صاحب خانه یا دیگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز
بخواند نمازش باطل است، و همچنین است اگر در ملکى که دیگرى در آن حقى دارد نماز بخواند، مثلاً اگر میت
وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نکنند، نمى شود در ملک او نماز خواند.

مسأله 877 کسى که در مسجد نشسته، اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند نمازش باطل
است على الاحوط.

مسأله 878 اگر در جائى که نمى
داند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، یا در جائى که غصبى
بودن آنرا فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است، ولى کسى که خودش جائى را
غصب کرده، اگر فراموش کند و در آنجا نماز بخواند اگر چه حکم به بطلان نمازش نمى توان کرد، لکن احوط آنست که
اکتفا به آن نماز ننموده و در جاى دیگرى دوباره آنرا بخواند.

مسأله 879 اگر بداند جائى غصبى است، ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است و در آنجا نماز
بخواند، نماز او باطل مى باشد.

مسأله 880 کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه مثلاً ماشین یا تخت هاى آن یا حیوان
سوارى یا زین آن غصبى باشد نماز او باطل است در صورتى که سجده بر جاى غصبى نماید یا فضا مغصوب باشد مثل
فضاء داخل ماشین غصبى. و اما چنانچه فضاء مغصوب نباشد و سجود به نحو ایماء و اشاره باشد و قصد قربت هم
بتواند بکند در این صورت احتیاط مستحبى اعاده آن است و همچنین است اگر بخواهد بر آن حیوان نماز مستحبى
بخواند.

مسأله 881 کسى که در ملکى با دیگرى شریک است اگر سهم او جدا نباشد بدون اجازه شریکش نمى تواند در
آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.

مسأله 882 اگر با عین پولى که خمس و زکات آنرا نداده ملکى بخرد، تصرف او در آن ملک حرام، و نمازش هم
در آن باطل است.

مسأله 883 اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد، وانسان بداند که قلباً راضى نیست، نماز
خواندن در ملک او باطل است. و اگر اجازه
ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضى است نماز صحیح است.

مسأله 884 تصرف در ملک میتى که خمس یا زکات بدهکار است حرام و نماز در آن باطل است، ولى اگر
بدهى او را بدهند یا ضامن شوند که ادا نمایند، تصرف و نماز در ملک او اشکال ندارد.

مسأله 885 تصرف در ملک میتى که به مردم بدهکار است، حرام و نماز در آن باطل است، ولى اگر ضامن
شوند که قرضهاى او را بپردازند، یا اینکه طلبکارها و وصى میت یا طلبکارها و حاکم شرع اجازه بدهند، تصرف و نماز
در ملک او مانعى ندارد.

مسأله 886 اگر میت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غائب باشند، تصرف در
ملک او حرام و نماز در آن باطل است.

مسأله 887 نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اینها که براى واردین آماده است اشکال ندارد، چون
اطمینان به رضا حاصل است، ولى در غیر این قبیل جاها در صورتى مى شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، یا
حرفى بزند که معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است، مثل اینکه به کسى اجازه دهد در ملک او بنشیند و
بخوابد، که از اینها فهمیده مى شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.

مسأله 888 در زمین بسیار وسیعى که براى او مشکل است موقع نماز از آنجا بجاى دیگر برود، بى اجازه مالک
مى شود نماز خواند.
شرط دوم:

مسأله 889 مکان نمازگزار باید بى حرکت باشد. واگر به واسطه تنگى وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جائى
که حرکت دارد، مانند اتو مبیل و کشتى و ترن نماز
بخواند، به قدرى که ممکن است باید، در حال حرکت چیزى نخواند
و اگر آنها از قبله به طرف دیگرى حرکت کنند، به طرف قبله برگردد.

مسأله 890 نماز خواندن در اتومبیل و کشتى و ترن و مانند اینها، وقتى ایستاده اند مانعى ندارد.

مسأله 891 روى خرمن گندم و جو و مانند اینها که نمى شود بى حرکت ماند نماز باطل است.
شرط سوم:

مسأله 892 در جائى که به واسطه باد یا باران یازیادتى جمعیت، انسان اطمینان دارد که نمى تواند نماز را تمام
کند، نمى تواند شروع به نماز نماید، ولى چنانچه شک دارد و احتمال مى دهد که بتواند نماز را تمام کند، مى تواند
رجاءاً شروع به نماز نماید.
شرط چهارم : آنکه در جائى که ماندن در آن حرام است،مثلاً زیر سقفى که نزدیک است خراب شود نماز
نخواند. لکن اقوى آنست که حرمت ماندن در آن موجب بطلان نماز نمى شود هر چند که اعاده احوط است.
شرط پنجم : آنکه روى چیزى که ایستادن و نشستن روى آن حرام است مثل فرشى که اسم خدا یا قرآن بر آن
نوشته شده نماز نخواند چونکه موجب هتک دین است بلکه در بعضى موارد موجب کفر است و ممکن نیست به این
گونه نماز قصد قربت نمود.
شرط ششم : آنکه در جائى که سقف آن کوتاه است و نمى تواند در آنجا راست بایستد، یا به اندازه اى کوچک
است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود که در چنین جائى نماز بخواند، باید به قدرى که
ممکن است قیام و رکوع و سجود را بجا آورد.
شرط هفتم:

مسأله 893 بنابر اقوى باید جلوتر از
قبر پیغمبر و امام علیه السلام نماز نخواند، و همچنین مساوى با آن نماز
نخواند بنابر احتیاط واجب.

مسأله 894 اگردر نماز چیزى مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد که بى احترامى نشود اشکال ندارد، ولى
فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه اى که روى آن افتاده کافى نیست.
شرط هفتم: آنکه مکان نمازگزار اگر نجس است بطورى تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولى
جائى که پیشانى را بر آن مى گذارد اگر نجس باشد، در صورتى که خشک هم باشد نماز باطل است. و احتیاط مستحب
آنست که مکان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.
شرط نهم: آنکه جاى پیشانى نمازگزار از جاى زانوها و سر انگشتان پاى او، بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا
بلندتر نباشد، و تفصیل این مسأله در احکام سجده گفته مى شود.

مسأله 895 لازم نیست زن در حال نماز عقب تر از مرد بایستد، و جاى سجده او از جاى ایستادن مرد کمى
عقب تر باشد، اگر چه احوط است. لکن در صورتى که عقب تر نباشد احتیاط واجب آنست که لااقل به مقدار یک ذراع
بین مرد و زن فاصله باشد.

مسأله 896 مکروه است زن برابر مرد یا جلوتر بایستد و باهم وارد نماز شوند ولى چنانچه بین آنها یک ذراع
فاصله باشد واجب نیست که نماز را دوباره بخوانند، و اگر یکى زودتر از دیگرى به نماز بایستد نماز او صحیح است، و
همچنین کسى که بعد مشغول نماز شده واجب نیست نمازش را دوباره بخواند در صورت فاصله یک ذراع.

مسأله 897 اگر بین مرد و زن دیوار یا پرده یا چیز دیگرى باشد که
یکدیگر را نبینند، و یا بین آنان اقلاً ده ذراع که
تقریباً پنج ذرع مى شود فاصله باشد، و یا آنکه مکان یکى از آنان به قدرى بلند باشد که نگویند زن جلوتر از مرد یا برابر
او ایستاده است کراهت برطرف مى شود.

مسأله 898 مشهور بین علماء آنست بودن مرد و زن نامحرم در اطاقى که کسى در آنجا نیست و کسى هم
نمى تواند وارد شود حرام است، لکن ادله حرمت قابل اشکال است سنداً و دلالةً و احتیاط مستحب آنست که در آنجا
نماز نخوانند ولى اگر یکى از آنها مشغول نماز باشد و دیگرى که با او نامحرم است وارد شود نماز او اشکال ندارد.

مسأله 899 نماز خواندن در جائى که تار و مانند آن استعمال مى کنند در صورتى که ضرورتى اقتضا نکند و
وقت هم واسع باشد، باطل است لکن اگر قصد قربت از او متمشى شود اقوى صحت است.

مسأله 900 احتیاط واجب آنست که در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب نخوانند، ولى در حال ناچارى
اشکال ندارد.

مسأله 901 خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد بلکه مستحب است در داخل خانه
مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند.
جاهائى که نماز خواندن در آنها مستحب است

مسأله 902 در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را درمسجد بخوانند، و بهتر از همه مسجدها
مسجد الحرام است، و بعد از آن مسجد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم وبعد مسجد کوفه و بعد از آن مسجد بیت
المقدس و بعد از مسجد بیت المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد ازآن مسجد
محله و بعد از مسجد محله، مسجد
بازار است.

مسأله 903 براى زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوقخانه واطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملاً
خود را از نامحرم حفظ کنند، و در مسجد نماز بخوانند فضیلت مسجد را درک خواهند نمود.

مسأله 904 نماز در حرم امامان علیهم السلام مستحب بلکه بهتر از مسجد است، ونماز درحرم مطهر حضرت
امیر المؤمنین علیه السلام برابر دویست هزارنماز است .

مسأله 905 زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد مستحب است، و همسایه مسجد
اگرعذرى نداشته باشد مکروه است در غیر مسجدنماز بخواند.

مسأله 906 مستحب است انسان باکسى که در مسجد حاضر نمى شود غذانخورد و در کارها با او مشورت
نکند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.
جاهائى که نماز خواندن در آنها مکروه است

مسأله 907 نماز خواندن در چند جا بنابرمشهور مکروه است و از آن جمله است : حمام، زمین نمکزار، مقابل
انسان، مقابل درى که باز است، در جاده، خیابان
و کوچه اگربراى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام و بنابر احتیاط واجب نماز باطل
است، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر جا که کوره آتش باشد، مقابل چاه و چاله اى که محل بول باشد، روبروى
عکس و مجسمه چیزى که روح دارد مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جائى که عکس
باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بین دو قبر، در قبرستان ولکن دلیلى بر کراهت بعض
ازمذکورات نداریم .

مسأله 908 کسى که در
محل عبور مردم نماز مى خواند، یا کسى روبروى اوست مستحب است جلوى خود
چیزى بگذارد، و اگر چوب یا ریسمانى هم باشد کافى است

احکام مسجد

مسأله 909 نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است، و هر کس بفهمد که نجس
شده است باید فوراً نجاست آنرا برطرف کند، و احتیاط واجب آنست که طرف بیرون دیوار مسجد راهم نجس نکنند،
و اگرنجس شود نجاستش رابر طرف نمایند .

مسأله 910 اگر نتواند مسجد راتطهیر نماید، یاکمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، تطهیر مسجد بر او واجب
نیست، ولى بنابر احتیاط واجب، باید به کسى که مى تواند تطهیر کند اطلاع دهد.

مسأله 911 اگر جائى از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن ممکن نیست باید آنجا رابکنند، و اگر تطهیر
آنهم متوقف باشد برخراب کردن مقدارکمى از آن جایز است آن مقدار کم راخراب نمایند، وپرکردن جائى که کنده اند،
و ساختن مقدار کمى راکه خراب کرده اند، واجب نیست . ولى اگرچیزى مانندآجر مسجد نجس شود در صورتى که
ممکن باشد، باید بعد از آب کشیدن بجاى اولش بگذارند.

مسأله 912 اگر مسجدى راغصب کنند و بجاى آن خانه و مانند آن بسازند یا بطورى خراب شود که نماز
خواندن در آن ممکن نباشد، باز هم نجس کردن آن حرام، و تطهیر آن واجب است.

مسأله 913 نجس کردن حرم امامان علیهم السلام حرام است . واگر یکى از آنهانجس شود، چنانچه نجس
ماندن آن بى احترامى باشد تطهیر آن واجب است بلکه احتیاط مستحب آنست که اگربى احترامى هم نباشد آن
راتطهیرکنند.

مسأله 914 اگر حصیرمسجد نجس شود باید آن راآب بکشند،
ولى چنانچه بواسطه آب کشیدن خراب
مى شود، و بریدن جاى نجس بهتر است باید آن را ببرند.

مسأله 915 بردن عین نجس مانندخون در مسجد اگر بى احترامى به مسجد باشد حرام است، بلکه احتیاط
واجب آنست که اگر بى احترامى هم نباشد، عین نجس رادر مسجد الحرام به حدود قدیمى آن نبرند، ولى بردن چیزى
که نجس شده در صورتى حرام است که بى احترامى به مسجد باشد.

مسأله 916 اگر مسجد رابراى روضه خوانى چادر بزنند و فرش کنندو سیاهى بکوبند و اسباب چاى در آن
ببرند، در صورتى که این کارها به مسجد ضررنرساند ومانع نماز خواندن نشود اشکال ندارد.

مسأله 917 بنابر احتیاط واجب نباید مسجد رابه طلا زینت نمایند و نباید صورت چیزهائى که مثل انسان و
حیوان روح دارد، در مسجد نقش کنند و نقاشى چیزهائى که روح ندارد، مثل گل و بوته مکروه است.

مسأله 918 اگر مسجد خراب هم شود نمى توانند آنرا بفروشند یا داخل ملک و جاده نمایند. و این در صورتى
است که از اجزاء مسجد باشد، و اما اگر چیزى رابعد از ساخته شدن مسجد وقف بر مسجد نمودند و بعداً از استفاده
افتاد و خواستند که در مسجد دیگر از آن استفاده نمایند، باید جهت مسجد دیگر آنرا بخرند و وجه آنرا در همان
مسجد اول صرف نمایند.

مسأله 919 فروختن در وپنجره و چیزهاى دیگرمسجد حرام است، واگر مسجد خراب شود باید اینها راصرف
تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه بدرد آن مسجد نخورد باید در مسجد دیگر مصرف شود، ولى اگر بدرد مسجدهاى
دیگر هم نخورد، مى توانند آنرا بفروشند و پول آنرا اگر ممکن است صرف تعمیر همان
مسجد و گرنه صرف تعمیر
مسجد دیگر نمایند.

مسأله 920 ساختن مسجد و تعمیر مسجدى که نزدیک به خرابى مى باشد مستحب است، واگر مسجدى
طورى خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد مى توانند آنرا خراب کنند و دو باره بسازند، بلکه مى توانند مسجدى راکه
خراب نشده براى احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند یعنى بر زمین آن اضافه نمایند.

مسأله 921 تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است، و کسى که مى خواهد مسجد برود
مستحب است خود راخوشبو کند، و لباس پاکیزه و قیمتى بپوشد، و ته کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن
نباشد، و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بیرون آمدن اول پاى چپ رابگذارد، و همچنین مستحب
است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر ازمسجد بیرون رود.

مسأله 922 وقتى انسان وارد مسجد مى شود، مستحب است دو رکعت نماز بقصد تحیت و احترام مسجد
بخواند، و اگر نماز واجب یامستحب دیگرى هم بخواند کافى است.

مسأله 923 خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد، و صحبت کردن راجع به کارهاى دنیا، و مشغول
صنعت شدن، و خواندن شعرى که نصیحت و مانند آن نباشد مکروه است. و نیز مکروه است آب دهان و بینى و
اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و چیز گمشده اى راطلب کند، و صداى خود رابلند کند، ولى بلند کردن صدابراى
اذان مانعى ندارد.

مسأله 924 راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است، و کسى که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوى
دهانش مردم رااذیت مى کند مکروه است به مسجد برود.

اذان و اقامة

مسأله 925 براى مرد و زن مستحب است پیش از نمازهاى واجب یومیه اذان و همچنین اقامه بگویند، بلکه
ترک اقامه سزاوار نیست، ولى پیش از نمازهاى واجب غیر یومیه مثل نماز آیات، مستحب است سه مرتبه بگویند
الصّلوة .

مسأله 926 مستحب است در روز اولى که بچه به دنیا مى آید یاپیش از آنکه بند نافش بیفتد، در گوش راست او
اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

مسأله 927 اذان هجده جمله است : اَللهُ اَکْبَرُ چهار مرتبه اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ، اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ اللهِ، حَىَّ عَلَى
الصَّلوةِ، حَىَّ عَلى الفَلاح، حَىَّ عَلى خَیرِ العَمَلِ، اللهُ اَکْبَرُ، لا اِلهَ اِلا اللهُ هر یک دو مرتبه، و اقامه هفده جمله است یعنى دو مرتبه
اَلله اَکْبَرُ از اول اذان و یک مرتبه لا اِلهَ اِلا اللهُ از آخر آن کم مى شود و بعد از گفتن حَىَّ عَلى خَیرِ العَمَلِ، باید دو مرتبه قَدْ قامَتِ
الصَّلوةُ اضافه نمود.

مسأله 928 اَشْهُدُ اَنَّ عَلیّاً وَلىُّ اللهِ جزء اذان و اقامه نیست. ولى خوبست بعد از اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ اللهِ، به قصد
قربت گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه
الله اکبر یعنى خداى تعالى بزرگتر از آنست که او را وصف کنند. اشهد ان لا اله الا الله یعنى شهادت مى دهم که غیر
خدائى که یکتا و بى همتا است خداى دیگرى سزاوار پرستش نیست. اشهد ان محمداً رسول الله یعنى شهادت مى دهم که
حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله وسلم پیغمبر و فرستاده خداست. اشهد ان علیا امیرالمؤمنین ولى الله یعنى
شهادت مى دهم که حضرت على علیه الصلاة والسلام امیرالؤمنین و ولى خدا بر همه
خلق است. حى على الصلوة یعنى
بشتاب براى نماز. حى على الفلاح یعنى بشتاب براى رستگارى. حى على خیرالعمل یعنى بشتاب براى بهترین کارها که
نماز است. قد قامت الصلوة یعنى بتحقیق نماز برپاشد. لا اله الاالله یعنى خدائى سزاوار پرستش نیست مگرخدائى که
یکتا و بى همتا است.

مسأله 929 بین جمله هاى اذان و اقامه باید خیلى فاصله نشود، و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد،
باید دوباره آنرا از سربگیرد.

مسأله 930 اگر در اذان و اقامه صدا رادر گلوبیندازد چنانچه غنا شود یعنى بطور آوازه خوانى که درمجالس لهو
و بازیگرى معمول است، اذان و اقامه را بگوید حرام است، و اگر غنا نشود مکروه مى باشد.

مسأله 931 در پنج نماز اذان ساقط میشود: اول نماز عصر روز جمعه بنابر مشهور. دوم نماز عصر روز عرفه که
روز نهم ذیحجه است. سوم نماز عشاء شب عید قربان، براى کسى که در مشعر الحرام باشد. چهارم نماز عصر و عشاء
زن مستحاضه بنابر مشهور. پنجم نماز عصر و عشاء کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول خوددارى کند و همچنین
است بنابر مشهور کسى که نمى تواند از غائط خوددارى کند. و در این پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى شود، که با
نماز قبلى هیچ فاصله نشود، یا فاصله کمى بین آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله ضرر دارد . و هر جاکه جمع بین ظهر و
عصر یا بین مغرب و عشاء نمود ترک اذان در دومى مانعى ندارد و در احادیث صحیحه نقل شده که حضرت جمع بین
دو نماز نمودند و در دومى اذان نگفتند.

مسأله 932 اگربراى نمازجماعتى اذان و اقامه گفته باشند
کسى که باآن جماعت نماز مى خواند، مى تواند براى
نماز خود رجاءاً اذان و اقامه بگوید.

مسأله 933 اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده، تا وقتى که صفها بهم
نخورده و جمعیت متفرق نشده نمى تواند براى نماز خود اذان و اقامه بگوید .

مسأله 934 در جائى که عده اى مشغول نماز جماعتند یا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است،
اگر انسان بخواهد فرادى یا با جماعت دیگرى که برپا مى شود، نماز بخواند، باسه شرط اذان و اقامه از او ساقط
مى شود: اول آنکه براى آن نماز، اذان واقامه گفته باشند. دوم آنکه نماز جماعت باطل نباشد. سوم آنکه نماز او و نماز
جماعت در یک مکان باشد، پس اگر نماز جماعت، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز
بخواند،مستحب است اذان و اقامه بگوید. لکن چنانچه نماز جماعت در مسجد نباشد سقوط اذان و اقامه محل تامل
است و اگر رجاءاً بجا بیاورد مانعى ندارد.

مسأله 935 اگر در شرط دوم از شرطهائى که در مسأله پیش گفته شد شک کند، یعنى شک کند که نماز جماعت
صحیح بوده یانه اذان و اقامه از او ساقط است ولى اگر در یکى از دو شرط دیگر شک کند، مستحباً یا رجاءاً اذان و اقامه
بگوید .

مسأله 936 کسى که اذان و اقامه دیگرى را مى شنود، مستحب است هر قسمتى راکه مى شنود بگوید.

مسأله 937 کسى که اذان و اقامه دیگرى را شنیده، چه با او گفته باشد یا نه در صورتى که بین آن اذان و اقامه و
نمازى که مى خواهد بخواند، زیاد
فاصله نشده باشد مى تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگوید.

مسأله 938 اگر مرد اذان زن رابا قصد لذت بشنود، اذان او ساقط نمى شود بلکه اگر قصد لذت هم نداشته
باشد، ساقط شدن اذان اشکال دارد.

مسأله 939 اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید
کافیست.

مسأله 940 اقامه باید بعد از اذان گفته شود، واگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست.

مسأله 941 اگرکلمات اذان و اقامه رابدون ترتیب بگوید مثلاً حى على الفلاح راپیش از حى على الصلاة بگوید،
باید از جائى که ترتیب بهم خورده، دو باره بگوید.

مسأله 942 باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها بقدرى فاصله دهد، که اذانى را که گفته اذان این
اقامه حساب نشود مستحب است دو باره اذان و اقامه رابگوید. و نیز اگربین اذان و اقامه و نماز بقدرى فاصله دهد که
اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز، اذان و اقامه بگوید .

مسأله 943 اذان و اقامه باید به عربى صحیح گفته شود، پس اگر به عربى غلط بگوید، یا بجاى حرفى حرف
دیگر بگوید، یا مثلا ترجمه آنها رابه فارسى بگوید صحیح نیست.

مسأله 944 اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود، و اگر عمداً یااز روى فراموشى پیش از
وقت بگوید باطل است .

مسأله 945 اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یانه، باید اذان رابگوید ، ولى اگر مشغول اقامه شود
وشک کندکه اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.

مسأله 946
اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آنکه قسمتى را بگوید شک کندکه قسمت پیش ازآن را گفته یا نه،
باید قسمتى را که در گفتن آن شک کرده بگوید
ولى اگردر حال گفتن قسمتى از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آنست گفته یانه، گفتن آن لازم نیست.

مسأله 947 مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بایستد، و با وضو یا غسل باشد، و دستها را به
گوش بگذارد، و صدارا بلند نماید و بکشد، و بین جمله هاى اذان کمى فاصله دهدو بین آنها حرف نزند.

مسأله 948 مستحب است انسان در موقع گفتن اقامه راه نرود، و آن را از اذان آهسته تر بگوید، و جمله هاى آنرا
بهم نچسباند ولى به اندازه اى که بین جمله هاى اذان فاصله مى دهد، بین جمله هاى اقامه فاصله ندهد.

مسأله 949 مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بر دارد، یا قدرى بنشیند یا سجده کند، یا ذکر بگوید، یا
دعا بخواند، یا قدرى ساکت باشد، یا حرفى بزند یا دو رکعت نماز بخواند، ولى حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح و
مغرب مستحب نیست.

مسأله 950 مستحب است کسى راکه براى گفتن اذان معین مى کنند، عادل و وقت شناس و صدایش بلند
باشد، و اذان رادر جاى بلند بگوید .

واجبات نماز

واجبات نماز

واجبات نماز یازده چیز است : اول نیت. دوم قیام یعنى ایستادن. سوم تکبیرة الاحرام یعنى گفتن الله اکبر دراول نماز. چهارم رکوع. پنجم سجود. ششم قرائت. هفتم
ذکر. هشتم تشهد. نهم سلام. دهم ترتیب. یازدهم موالات یعنى پى درپى بودن اجزاء نماز.

مسأله 951 بعضى از واجبات نماز رکن است، یعنى اگر انسان آنها را بجا نیاورد، یا در نماز اضافه کند، عمداً
باشد یا اشتباهاً نماز باطل مى شود، و بعضى دیگر رکن نیست، یعنى اگر عمداً کم یا زیاد شود نماز باطل مى شود، و
چنانچه اشتباهاً کم یا زیاد گردد، نماز باطل نمى شود، و رکن نماز پنج چیز است: اول نیت. دوم تکبیرة الاحرام (1).
سوم قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام، و قیام متصل به رکوع یعنى ایستادن پیش از رکوع . چهارم رکوع. پنجم دو
سجده.

مسأله 952 انسان باید نماز را به نیت قربت ، یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد ، و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر میخوانم قربةً الى الله.

مسأله 953 اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز مى خوانم و معین نکند ظهر است یا
عصر نماز او باطل است. و نیز کسى که مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است، اگردر وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز
قضا یانماز ظهر رابخواند، باید نمازى را که مى خواند، در نیت معین کند.

مسأله 954 انسان باید از اول تاآخر نماز به نیت خود باقى باشد، پس اگر در بین نمازبطورى غافل شود که اگر
بپرسند چه مى کنى نداند چه
بگوید نمازش باطل است.

مسأله 955 انسان باید فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، پس کسى که ریا کند یعنى براى نشان
دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است، خواه فقط براى مردم باشد، یا خدا و مردم هردو را در نظربگیرد .

مسأله 956 اگر قسمتى از نماز راهم براى غیر خدا بجا آورد نماز باطل است، چه آن قسمت، واجب باشد مثل
حمد و سوره، چه مستحب باشد مانند قنوت بلکه اگرتمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در
جاى مخصوصى مثل مسجد، یا در وقت مخصوصى مثل اول وقت یا بطرز مخصوصى، مثلاً با جماعت نماز بخواند،
نمازش باطل است.

تکبیرة الاحرام

مسأله 957 گفتن اللهُ اَکْبَر در اول هر نماز، واجب و رکن است، و باید حروف الله و حروف اکبر و دو کلمه الله و
اکبر را پشت سر هم بگوید، و نیز باید این دو کلمه به عربى صحیح گفته شود، و اگر به عربى غلط بگوید یا مثلاً ترجمه
آن را به فارسى بگوید صحیح نیست.

مسأله 958 احتیاط مستحب آن است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزى که پیش ازآن مى خواند، مثلاً به اقامه
یا به دعائى که پیش از تکبیر مى خواند نچسباند.

مسأله 959 اگر انسان بخواهد الله اکبر رابه چیزى که بعد از آن مى خواند مثلاً به بسم الله الرَّحْمن الرَّحیم بچسباند،
باید ( ر ) اکبر را پیش (ضمه )بدهد.

مسأله 960 موقع گفتن تکبیرة الاحرام باید بدن آرام باشد، و اگر عمداً درحالى که بدنش حرکت دارد، تکبیرة
الاحرام را بگوید باطل است.

مسأله 961 تکبیر و حمد و سوره
و ذکر و دعا را باید طورى بخواند که خودش بشنود، و اگر بواسطه سنگینى یا
کرى گوش یا سر و صداى زیاد نمى شنود باید طورى بگوید که اگر مانعى نباشد بشنود.

مسأله 962 کسى که لال است یا زبان او مرضى دارد که نمى تواند الله اکبر رادرست بگوید باید به هر طور که
مى تواند بگوید، و اگر هیچ نمى تواند بگوید باید در قلب خود بگذراند، و براى تکبیر اشاره کند و زبانش را هم اگر
مى تواند حرکت دهد.

مسأله 963 مستحب است قبل از تکبیرة الاحرام بگوید : «یامُحسِنُ قَدْ اَتاکَ المُسىُ وَ قَدْاَمَرتَ اَلْمُحْسِنَ اَنْ
یَتَجاوَزَعَنِ الْمُسئِ اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ اَنَا المُسىُ بِحَقّ مُحَمّد وَ آلِ مُحَمّد صَلِّ عَلى مُحَمّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما
تَعْلَّمُ مِنّى»یعنى اى خدائى که به بندگان احسان مى کنى بنده گنه کار به در خانه تو آمده و تو امر کرده اى که نیکو کار از
گناهکار بگذرد تو نیکوکارى و من گناهکار، بحق محمد و آل محمد صلى الله علیه وآله و سلم رحمت خود را بر محمد
و آل محمد بفرست و از بدیهائى که مى دانى از من سر زده بگذر.

مسأله 964 مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز، و تکبیرهاى بین نماز دستها راتا مقابل گوشها بالا ببرد.

مسأله 965 اگر شک کند که تکبیرة الاحرام راگفته یانه، چنانچه مشغول خواندن چیزى شده به شک خود
اعتنانکند، و اگر چیزى نخوانده باید تکبیر را بگوید.

مسأله 966 اگربعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آنرا صحیح گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزى
شده به شک خود اعتنا نکند، و اگر چیزى
نخوانده باید تکبیر را بگوید، و احتیاط واجب آنست که اول عملى که نماز را
باطل میکند انجام دهد، مثلاً صورت خود را از قبله بر گرداند بعد تکبیر رابگوید .

قیام (ایستادن)

مسأله 967 قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام، و قیام پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع مى گویند رکن
است، ولى قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست. و اگر کسى آنرا از روى فراموشى ترک کند
نمازش صحیح است.

مسأله 968 واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد ازآن مقدارى بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر
گفته است.

مسأله 969 اگررکوع رافراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده باید بایستد و به
رکوع رود، و اگر بدون اینکه بایستد بحال خمیدگى به رکوع بر گردد، چون قیام متصل به رکوع رابجا نیاورده نماز او
باطل است.

مسأله 970 موقعى که ایستاده است باید بدن را حرکت ندهد و به طرفى خم نشود و به جائى تکیه نکند . ولى
اگر از روى ناچارى باشد یا در حال خم شدن براى رکوع پاها راحرکت دهد اشکال ندارد و احتیاط واجب آنست که در
حال قیام گردن را راست نگهدارد واما راست نگهداشتن سر لازم نیست.

مسأله 971 اگر موقعى که ایستاده، از روى فراموشى بدن را حرکت دهد یا به طرفى خم شود یا به جائى تکیه
کند اشکال ندارد، ولى در قیام موقع گفتن تکبیرة الاحرام اگر از روى فراموشى هم باشد بنابر احتیاط مستحب باید نماز
راتمام کند و دوباره بخواند . و بنابراقوى مى تواند نماز
را بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 972 احتیاط واجب آنست که در موقع ایستادن هر دو پا روى زمین باشد، ولى لازم نیست سنگینى بدن
روى هر دو پا باشد، و اگر روى یک پا باشد اشکال ندارد.

مسأله 973 کسى که مى تواند درست بایستد، اگرپاها راخیلى گشاد بگذارد که صدق ایستادن ننماید، نمازش
باطل است.

مسأله 974 موقعى که انسان در نماز مشغول خواندن چیزیست حتى موقع گفتن ذکرهاى مستحبى نماز، باید
بدنش آرام باشد. و در موقعى که مى خواهد کمى جلو یا عقب رود یا کمى بدن رابه طرف راست یا چپ حرکت دهد
باید چیزى نگوید، ولى «بحول الله وقوته اقوم واقعد» را باید در حال برخاستن بگوید.

مسأله 975 اگر در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید، چنانچه
آنرا بقصد ذکرى که در نماز دستور داده اند بگوید، دور نیست وجوب اعاده نماز، و اگر به این قصد نگوید بلکه بخواهد
ذکرى گفته باشد نماز صحیح است.

مسأله 976 حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشکال ندارد، اگر چه احتیاط مستحب
آنست که آنها راهم حرکت ندهد.

مسأله 977 اگرموقع خواندن حمد و سوره یا خواندن تسبیحات، بى اختیاربقدرى حرکت کند که از حال آرام
بودن بدن خارج شود، احتیاط واجب آنست که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه رادر حال حرکت خوانده دوباره بخواند.

مسأله 978 اگردربین نماز از ایستادن عاجز شود باید بنشیند، و اگر از نشستن هم عاجز شود باید بخوابد، ولى
تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند.

مسأله 979 تا انسان مى تواند ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند. مثلاً
کسى که در موقع ایستادن بدنش حرکت
مى کند یا مجبور است به چیزى تکیه دهد، یابدنش راکج کند، یا خم شود یا پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد، باید
به هر طور که مى تواند ایستاده نماز بخواند ولى اگر به هیچ قسم حتى مثل حال رکوع هم نتواند بایستد، باید راست
بنشیند و نشسته نماز بخواند.

مسأله 980 تا انسان مى تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند، و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طور که
مى تواند بنشیند، و اگربه هیچ قسم نمى تواند بنشیند باید به طورى که در احکام قبله گفته شد به پهلوى راست بخوابد،
و اگر نمى تواند به پهلوى چپ، واگر آنهم ممکن نیست به پشت بخوابد، به طورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد.

مسأله 981 کسى که نشسته نماز مى خواند، اگربعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع راایستاده بجا
آورد باید بایستد و از حال ایستادن به رکوع رود و اگر نتواند، باید رکوع راهم نشسته بجاآورد.

مسأله 982 کسى که خوابیده نماز مى خواند، اگر در بین نماز بتواند بنشنید باید مقدارى راکه مى تواند نشسته
بخواند، و نیز اگر مى تواند بایستد باید مقدارى را که مى تواند ایستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى
نخواند.

مسأله 983 کسى که نشسته نماز مى خواند اگر دربین نماز بتواند بایستد باید مقدارى راکه مى تواند ایستاده
بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته باید چیزى نخواند.

مسأله 984 کسى که مى تواند بایستد اگربترسد که بواسطه ایستادن مریض شود یا ضررى به او برسد مى تواند
نشسته نماز بخواند، و اگر از نشستن هم بترسد مى
تواند خوابیده نماز بخواند.

مسأله 985 اگر انسان احتمال بدهد که تا آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند باید نماز راتأخیر بیندازد، پس
اگر نتوانست بایستد در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز رابجا آورد. و چنانچه در اول وقت نماز را رجاءاً نشسته خواند
و در آخر وقت توانست که ایستاده بخواند باید اعاده نماید.

مسأله 986 مستحب است در حال ایستادن، بدن راراست نگهدارد، شانه ها راپائین بیندازد، دستها را روى
رانها بگذارد، انگشتها رابهم بچسباند، جاى سجده را نگاه کند، سنگینى بدن رابطور مساوى روى دو پابیندازد،
باخضوع و خشوع باشد، پاهاراپس و پیش نگذارد،اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله ، دهد و
اگر زن است پاها رابهم بچسباند.
قرائت

مسأله 987 در رکعت اول و دوم نمازهاى واجب یومیه انسان باید، اول حمد و بعد از آن یک سوره تمام
بخواند .

مسأله 988 اگر وقت نماز تنگ باشد، یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگرسوره را بخواند،
دزد یا درنده یاچیز دیگرى به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند.

مسأله 989 اگر عمداً سوره راپیش از حمد بخواند نمازش باطل است، و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد
بخواند ودر بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد سوره رااز اول بخواند.

مسأله 990 اگر حمد و سوره یا یکى از آنها رافراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح
است .

مسأله 991 اگرپیش از آنکه براى رکوع خم شود، بفهمد که حمد و سوره را نخوانده باید بخواند، و اگر بفهمد
سوره را نخوانده باید
فقط سوره را بخواند، ولى اگر بفهمد حمد تنها رانخوانده باید اول حمد و بعد از آن دوباره سوره
را بخواند، و نیز اگر خم شود و پیش از آنکه به رکوع برسد، بفهمد حمد و سوره یاسوره تنها یاحمد تنها را نخوانده ،
باید بایستد و به همین دستور عمل نماید .

مسأله 992 اگر درنماز یکى از چهار سوره اى راکه آیه سجده دارد و در مسأله 361 گفته شد، عمداًبخواند،
نمازش باطل است .

مسأله 993 اگراشتباهاًمشغول خواندن سوره اى شود که سجده واجب دارد چنانچه پیش از رسیدن به آیه
سجده بفهمد، باید آن سوره رارها کند و سوره دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد، مى تواند سوره
راتمام کند و احتیاطاً در حال نماز بدل از سجده تلاوت ایماء کند و بعد از نماز سجده آنرا بجا آورد.

مسأله 994 اگردر نماز آیه سجده رابشنود، نمازش صحیح است و بایدبعد از نماز سجده آنرا بجاآورد. و در بین
نماز هم احتیاطاً باسر اشاره نماید.

مسأله 995 در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نیست، اگر چه آن نماز بواسطه نذر کردن واجب شده باشد،
ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار
کرده باشد باید همان سوره را بخواند.

مسأله 996 درنماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه
ودر رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین بخواند و اگر مشغول یکى از اینها شود، بنابر احتیاط واجب نمى تواند آنرا
رها کند و سوره دیگر بخواند.

مسأله 997 اگر بعد از حمد مشغول خواندن
سوره قل هو الله احد یا سوره قل یا ایها الکافرون شود ولو به گفتن
بسم الله آنها نمى تواندآنرا رها کند و سوره دیگربخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى
بجاى سوره جمعه و منافقین یکى از این دو سوره رابخواند، تا به نصف نرسیده مى تواند آنرا رها کند و سوره جمعه و
منافقین رابخواند.

مسأله 998 اگر در نماز جمعه یانماز ظهر روز جمعه عمداً سوره قل هو الله أحد یا سوره قل یاایها الکافرون
بخواند، اگر چه به نصف نرسیده باشد، بنابراحتیاط واجب نمى تواند رهاکند و سوره جمعه و منافقین رابخواند.

مسأله 999 اگر در نماز، غیر از سوره قل هو الله احد و قل یاایها الکافرون، سوره دیگرى بخواند، تا به نصف
نرسیده مى تواند رها کند و سوره دیگر بخواند.

مسأله 1000 اگر مقدارى از سوره را فراموش کند، یا از روى ناچارى، مثلاً بواسطه تنگى وقت یا جهت دیگر
نشود آنرا تمام نماید مى تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد، یا سوره اى راکه
مى خوانده قل هو الله احد، یا قل یا ایها الکافرون باشد.

مسأله 1001 بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء رابلند بخواند ، و بر مرد و زن
واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند مگر نماز ظهر روز جمعه که مخیر است .

مسأله 1002 مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشاء مواظب باشد که تمام کلمات حمد وسوره حتى حرف
آخر آنها را بلند بخواند.

مسأله 1003 زن
مى تواند حمد وسوره نماز صبح ومغرب و عشاء رابلندیا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم
صدایش را بشنود، بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند.

مسأله 1004 اگر در جائى که باید نماز رابلند خواند، عمداً آهسته بخواند یا در جائى که باید آهسته خواند،
عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى یا ندانستن حکم مسأله باشد و توجه به سئوال و یاد
گرفتن آن نداشته باشد صحیح است، و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده لازم نیست مقدارى راکه
خوانده دو باره بخواند.

مسأله 1005 اگر کسى در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش رابلند کند، مثل آنکه آنها رابا فریاد
بخواند، نمازش باطل است.

مسأله 1006 انسان باید نماز رایاد بگیرد که غلط نخواند، و کسى که به هیچ قسم نمى تواند صحیح آنرا یاد
بگیرد، باید هر طور که مى تواند بخواند. و احتیاط مستحب آنست که نماز را به جماعت بجا آورد.

مسأله 1007 کسى که حمد و سوره و چیزهاى دیگر نماز را بخوبى نمى داند و مى تواند یاد بگیرد، چنانچه
وقت نماز وسعت دارد باید یاد بگیرد، و اگر وقت تنگ است، بنابر احتیاط واجب در صورتى که ممکن باشد، باید
نمازش را به جماعت بخواند.

مسأله 1008 مشهور بین علماء آنست که مزد گرفتن براى یاد دادن واجبات نماز حرام است و ما در ادله آن
اشکال نمودیم ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.

مسأله 1009 اگر یکى از کلمات یا سوره رانداند ، یا عمداًآنرا نگوید یا بجاى حرفى حرف دیگر بگوید مثلا
بجاى (ض ) (ظ) بگوید ، یا جائى که باید بدون زیر و
زبر خوانده شود زیر و زبر بدهد یا تشدید رانگوید نماز او باطل
است اگر مقصر باشد.

مسأله 1010 اگر انسان کلمه اى را صحیح بداند و در نماز همانطور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، باید
دوباره نماز را بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید اگر کوتاهى در یاد گرفتن نموده.

مسأله 1011 اگر زیر و زبر کلمه اى را نداند، یا نداند مثلاً کلمه اى به (س) است یا به(ص) باید یاد بگیرد و
چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند، مثل آنکه در أهدناالصراط المستقیم، مستقیم را یک مرتبه با سین و یک مرتبه با صاد
بخواند، نمازش باطل است.

مسأله 1012 اگر در کلمه اى واو و حرف قبل از واو در آن کلمه پیش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن کلمه
همزه(ء) باشد مثل کلمه سوء، بنابر احتیاط واجب باید آن واو را مد بدهد یعنى آن را بکشد، و همچنین اگر در کلمه اى
الف باشد و حرف قبل از الف در آن کلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد مثل (جاء)، باید
الف آنرا بکشد، و نیز اگر در کلمه اى (ى) باشد و حرف پیش از(ى) در آن کلمه زیر داشته باشد و حرف بعد از(ى) در
آن کلمه همزه باشد مثل(جىء)، باید (ى) را با مد بخواند، و اگر بعد از این واو و الف و یا بجاى همزه(ء)حرفى باشد که
ساکن است یعنى زیر و زبر و پیش ندارد، باز هم باید این سه حرف را با مد بخواند، مثلاً در ولاالضالین که بعد از الف،
حرف لام ساکن است، باید الف آنرا با مد
بخواند و چنانچه به دستورى که گفته شد رفتار نکند احتیاط واجب آنست که
نماز را تمام کند و دوباره بخواند و یا بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 1013 احتیاط واجب آنست که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید، و معنى وقف به
حرکت آنست که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه اى را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد. مثلاً بگوید، الرحمن
الرحیم و میم الرحیم را زیر بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگوید مالک یوم الدین. و معنى وصل به سکون آنست که
زیر یا زبر یا پیش کلمه اى را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند مثل آنکه بگوید الرحمن الرحیم و میم الرحیم را
زیر ندهد و فوراً مالک یوم الدین را بگوید.

مسأله 1014 در رکعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط یک حمد بخواند، یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید
یعنى: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُللهِ وَ لا اِلهَ اِلاّاللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ و گفتن سه مرتبه مستحب است، پس در وسعت وقت خود را از ثواب
آن محروم ننماید و مى تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید، و بهتر است در هر دو رکعت
تسبیحات بخواند.

مسأله 1015 در تنگى وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.

مسأله 1016 بر مرد واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز حمد یا تسبیحات را آهسته بخواند.

مسأله 1017 اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتیاط واجب باید بسم الله آنرا هم آهسته بگوید.

مسأله 1018 کسى که نمى تواند تسبیحات را یاد
بگیرد، یا درست بخواند باید در رکعت سوم و چهارم حمد
بخواند.

مسأله 1019 اگر در دو رکعت اول نماز به خیال اینکه دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید، چنانچه پیش از
رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند و اگردر رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

مسأله 1020 اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال این که در دو رکعت اول است حمد بخواند، یا در دو رکعت
اول نماز با اینکه گمان مى کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن نمازش
صحیح است.

مسأله 1021 اگر در رکعت سوم یا چهارم مى خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد، یا مى خواست
تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد، بنابر احتیاط واجب باید آنرا رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند، ولى
اگر عادتش خواندن چیزى بوده که به زبانش آمده، مى تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است.

مسأله 1022 کسى که عادت دارد در رکعت سوم یا چهارم تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد مشغول خواندن
حمد شود، بنابر احتیاط واجب باید آنرا رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله 1023 در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند، مثلاً بگوید: استغفر الله
ربى و اتوب الیه. یا بگوید اللهم اغفرلى وکسى که مشغول گفتن استغفار است، اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را
خوانده یا نه، بنابر احتیاط واجب باید برگردد و حمد یا تسبیحات را بخواند، و چنانچه عادت داشته در نماز فقط بعد
از تسبیحات استغفار کند باید به شک خود اعتنا ننماید
و اگر در جاهاى دیگر نماز هم استغفار مى کرده، باید حمد یا
تسبیحات را بخواند، و نیز اگر نمازگزار پیش از خم شدن به رکوع در حالى که مشغول گفتن استغفار نیست، شک کند که
حمد یا تسبیحات را خوانده یانه، باید حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله 1024 اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم، شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یانه، باید به شک
خود اعتنا نکند و اما اگر در حال رفتن به رکوع شک کند اگر در ابتداى آن ملتفت شود باید برگردد حمد یا تسبیحات را
به قصد قربت مطلقه بخواند ولى اگر خیلى نزدیک به رکوع ملتفت شود احتیاطاً باید برگردد به قیام و حمد یا تسبیحات
اربعه را به نیت قربت مطلقه بخواند.

مسأله 1025 هر گاه شک کند که آیه یا کلمه را درست گفته یا نه، اگر به چیزى که بعد از آنست مشغول نشده،
باید آن آیه یا کلمه را بطور صحیح بگوید و اگر به چیزى که بعد از آنست مشغول شده، چنانچه آن چیز رکن باشد مثل
آنکه در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، و اگر رکن نباشد مثلاً
موقع گفتن الله الصمد شک کند که قل هو الله احد را درست گفته یا نه، باز هم مى تواند به شک خود اعتنا نکند، ولى اگر
احتیاطاً آن آیه یا کلمه را بطور صحیح بگوید اشکال ندارد، و اگر چند مرتبه هم شک کند مى تواند چند بار بگوید، اما
اگر به وسواس برسد و باز هم بگوید، بنابر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره
بخواند.

مسأله 1026 مستحب است در رکعت اول، پیش از خواندن حمد بگوید: اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ و در
رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، بِسم الله را بلند بگوید، و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند
یعنى آنرا به آیه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آیه توجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت
مى خواند بعد از تمام شدن حمد امام، و اگر فرادى مى خواند بعد از آنکه حمد خودش تمام شد بگوید: اَلْحَمْدُ للهِ رَبِّ
الْعالَمین، و بعد از خواندن سوره قول هو اللهُ احد، یک یا دو یا سه مرتبه کذلک الله ربنا بگوید، و بعد از خواندن سوره
کمى صبر کند بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

مسأله 1027 مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول، سوره انا انزلناه و در رکعت دوم، سوره قل هو الله
احد را بخواند.

مسأله 1028 مکروه است انسان در تمام نمازهاى یک شبانه روز، سوره قل هو الله احد را نخواند.

مسأله 1029 خواندن سوره قل هو الله احد به یک نفس مکروه است.

مسأله 1030 سوره اى را که در رکعت اول خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند، ولى اگر سوره قل هو الله
احد را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست.

رکوع

مسأله 1031 در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازه اى خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد، و این
عمل را رکوع مى گویند.

مسأله 1032 اگر به اندازه رکوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد
اشکال ندارد.

مسأله 1033 هر گاه رکوع را بطور غیر معمول بجا آورد، مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگر چه دستهاى او به
زانو برسد، صحیح نیست.

مسأله 1034 خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار دیگر مثلاً براى کشتن جانور خم شود،
نمى توان آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد و دوباره براى رکوع خم شود و به واسطه این عمل، رکن زیاد نشده و
نماز باطل نمى شود.

مسأله 1035 کسى که دست یا زانوى او با دست و زانوى دیگران فرق دارد مثلاً دستش خیلى بلند است که اگر
کمى خم شود به زانو مى رسد، یا زانوى او پائین تر از مردم دیگر است که باید خیلى خم شود تا دستش به زانو برسد،
باید به اندازه معمول خم شود.

مسأله 1036 کسى که نشسته رکوع مى کند، باید به قدرى خم شود که صورتش مقابل زانوها برسد، و بهتر
است به قدرى خم شود که صورت، نزدیک جاى سجده برسد.

مسأله 1037 احتیاط واجب آنست که در رکوع سه مرتبه سُبْحانَ اللهِ یا یک مرتبه سُبّحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ
بگوید، ذکرهاى دیگر هم به این مقدار کافیست و در تنگى وقت و در حال ناچارى گفتن یک سبحان الله کافیست.

مسأله 1038 ذکر رکوع باید دنبال هم و به عربى صحیح گفته شود، و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت
مرتبه بلکه بیشتر بگویند.

مسأله 1039 در رکوع باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و در ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکرى که
براى رکوع دستور داده اند بگوید، بنابر
احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است.

مسأله 1040 اگر موقعى که ذکر واجب رکوع را مى گوید، بى اختیار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن
بدن خارج شود باید بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر را بگوید، ولى اگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن
خارج نشود، یا انگشتان را حرکت دهد اشکال ندارد.

مسأله 1041 اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد، عمداً ذکر رکوع را بگوید نمازش باطل
است.

مسأله 1042 اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است، و اگر سهواً سر
بردارد چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود، یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال آرامى بدن
دوباره ذکر را بگوید، و اگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد یادش بیاید نماز او صحیح است.

مسأله 1043 اگر نتواند به مقدار ذکر در رکوع بماند، احتیاط واجب آنست که بقیه آنرا در حال برخاستن بگوید.

مسأله 1044 اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد نماز صحیح است، ولى باید پیش از آنکه از
حال رکوع خارج شود، ذکر واجب یعنى سبحان ربى العظیم و بحمده یا سه مرتبه سبحان الله را بگوید.

مسأله 1045 هر گاه نتواند به اندازه رکوع خم شود باید به چیزى تکیه دهد و رکوع کند، و اگر موقعى هم که
تکیه داده نتواند به طور معمول رکوع کند باید به هر اندازه مى تواند خم شود، و اگر هیچ نتواند خم شود، باید موقع
رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند،
و احتیاط مستحب آنست که نماز دیگرى هم بخواند، و براى رکوع آن باسر اشاره
نماید.

مسأله 1046 کسى که مى تواند ایستاده نماز بخواند، اگر در حال ایستادن یا نشستن نتواند رکوع کند، باید
ایستاده نماز بخواند و براى رکوع باسر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند، باید به نیت رکوع چشم ها را هم بگذارد و ذکر
آنرا بگوید و به نیت برخاستن از رکوع چشمها را باز کند، و اگر از این هم عاجز است باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر
آن را بگوید.

مسأله 1047 کسى که نمى تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند، و براى رکوع فقط مى تواند در حالى که نشسته
است کمى خم شود، یا در حالى که ایستاده است با سر اشاره کند، باید ایستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره
نماید، و احتیاط مستحب آنست که نماز دیگرى هم بخواند، و موقع رکوع آن بنشیند و هر قدر مى تواند براى رکوع خم
شود.

مسأله 1048 اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به اندازه رکوع خم شود، یا
بعد از آنکه به اندازه رکوع خم شد و بدنش آرام گرفت، به قدرى خم شود که از اندازه رکوع بگذرد و دوباره به رکوع
برگردد چون رکوع زیاد شده نمازش باطل است، و این حکم در صورتیست که رجوعش به رکوع، به قصد رکوع باشد
والا در آن تأمل است.

مسأله 1049 بعد از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد، وبعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر
عمداً پیش از ایستادن یا پیش از آرام گرفتن بدن
به سجده رود نمازش باطل است.

مسأله 1050 اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید باید بایستد بعد به رکوع رود،
و چنانچه به حالت خمیدگى به رکوع برگردد نمازش باطل است.

مسأله 1051 اگر بعد از آنکه پیشانى به زمین رسید یا بعد از برداشتن سر از سجده اول یادش بیاید که رکوع
نکرده، بنابر احتیاط واجب باید برگردد و بعد از ایستادن رکوع را بجا آورد، و پس از تمام کردن نماز دو سجده سهو بجا
آورد، و نماز را هم اعاده نماید و یا اینکه نماز را بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 1052 مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالى که راست ایستاده تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را
به عقب دهد، و پشت را صاف نگهدارد، و گردن را بکشد و مساوى پشت نگهدارد، وبین دو قدم را نگاه کند، و پیش از
ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد ولى آنرا به نیت ذکر رکوع نگوید، و بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ایستاد در
حال آرامى بدن بگوید: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه.

مسأله 1053 مستحب است در رکوع، زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.

سجود

سجود

مسأله 1054 نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از رکوع دوسجده کند، و سجده
آنست که پیشانى و کف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارند.

مسأله 1055 دو سجده روى هم یک رکن است، که اگر کسى در نماز واجب عمداً یا از روى فراموشى هر
دو را
ترک کند یا دو سجده دیگر به آنها اضافه نماید نمازش باطل است.

مسأله 1056 اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند نماز باطل مى شود، و اگر سهواً یک سجده کم کند حکم آن
بعداً گفته خواهد شد.

مسأله 1057 اگر پیشانى را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد سجده نکرده است اگر چه جاهاى دیگر به زمین
برسد، ولى اگر پیشانى را به زمین بگذارد و سهواً جاهاى دیگر را به زمین نرساند، یا سهواً ذکر نگوید سجده صحیح
است.

مسأله 1058 احتیاط واجب آنست که در سجده سه مرتبه سُبْحانَ اللهِ یا یک مرتبه سُبْحانَ رَبِّىَ الاَعْلى وَ بِحَمْدِهْ
بگوید. و باید این کلمات دنبال هم و به عربى صحیح گفته شود. و مستحب است سبحان ربى الاعلى و بحمده را سه یا
پنج یا هفت مرتبه بگوید.

مسأله 1059 در سجود باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد، و موقع گفتن ذکر مستحب هم اگر آن را بقصد
ذکرى که براى سجده دستور داده اند بگوید، آرام بودن بدن لازم است.

مسأله 1060 اگر پیش از آنکه پیشانى به زمین برسد و بدن آرام بگیرد عمداً ذکر سجده را بگوید، یا پیش از
تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بردارد نماز باطل است.

مسأله 1061 اگر پیش از آنکه پیشانى به زمین برسد و بدن آرام گیرد سهواً ذکر سجده را بگوید، و پیش از آنکه
سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه کرده است باید دوباره در حال آرام بودن ذکر را بگوید.

مسأله 1062 اگر بعد از آنکه سر از سجده برداشت، بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته، یا پیش
از
آنکه ذکر سجده تمام شود سر برداشته نمازش صحیح است.

مسأله 1063 اگر موقعى که ذکر سجده را مى گوید، یکى از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد نماز باطل
مى شود، ولى موقعى که مشغول گفتن ذکر نیست اگر غیر پیشانى جاهاى دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد اشکال
ندارد.

مسأله 1064 اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده، سهواً پیشانى را از زمین بردارد نمى تواند دوباره به زمین
بگذارد، و باید آن را یک سجده حساب کند، ولى اگر جاهاى دیگر را سهواً از زمین بردارد، باید دو مرتبه به زمین
بگذارد و ذکر را بگوید.

مسأله 1065 بعد از تمام شدن ذکر سجده اول، باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

مسأله 1066 جاى پیشانى نمازگزار باید از جاى زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد. بلکه اقوى
آنست که جاى پیشانى او از جاى انگشتان و سر زانوهایش پست تر از چهار انگشت بسته نباشد.

مسأله 1067 در زمین سراشیب که سراشیبى آن درست معلوم نیست، اگر جاى پیشانى نمازگزار از جاى
انگشتهاى پا و سر زانوهاى او مختصرى بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد اشکال ندارد.

مسأله 1068 اگر پیشانى را به چیزى بگذارد که از سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه
بلندى آن بقدرى است که نمى گویند در حال سجده است، بنابر احتیاط واجب باید سر را بردارد و به چیزى که بلندى
آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد، و اگر بلندى آن به قدریست که مى گویند در حال سجده است
بنابر اقوى باید پیشانى را از روى
آن به روى چیزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بکشد، و اگر
کشیدن پیشانى ممکن نیست، بنابر اقوى باید سر را بردارد و بگذارد، و نماز را تمام کند و احتیاط مستحب آنست که
دوباره بخواند. و اگر عمداً سر را بر آنجاى بلند گذاشته احتیاط واجب آنست که دوباره بخواند یا بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 1069 باید بین پیشانى و آنچه بر آن سجده مى کند چیزى نباشد، پس اگر مهر به قدرى چرک باشد که
پیشانى به خود مهر نرسد سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد.

مسأله 1070 در سجده باید کف دست را بر زمین بگذارد، ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد،
و اگر پشت دست ممکن نباشد باید مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند باید تا آرنج هر جا را که مى تواند بر
زمین بگذارد، و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافیست.

مسأله 1071 در سجده باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشتهاى دیگر پا، یا روى پا را
به زمین بگذارد یا به واسطه بلند بودن ناخن سر شست به زمین نرسد نماز باطل است. و کسى که به واسطه ندانستن
مسأله نمازهاى خود را اینطور خوانده بنابر احتیاط واجب باید دوباره بخواند.

مسأله 1072 کسى که مقدارى از شست پایش بریده، باید بقیه آنرا به زمین بگذارد، و اگر چیزى از آن نمانده یا
اگر مانده خیلى کوتاه است باید بقیه انگشتان را بگذارد، و اگر هیچ انگشت ندارد، باید هر مقدارى از پا باقى مانده
به
زمین بگذارد.

مسأله 1073 اگر به طور غیر معمول سجده کند، مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند، یا پاها را دراز کند، اگر
چه هفت عضوى که گفته شد به زمین برسد بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1074 مهر یا چیز دیگرى که بر آن سجده مى کند باید پاک باشد، ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس
بگذارد، یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانى را به طرف پاک آن بگذارد اشکال ندارد.

مسأله 1075 اگر در پیشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن است باید با جاى سالم پیشانى سجده کند،
و اگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد بر
زمین بگذارد.

مسأله 1076 اگر دمل یا زخم تمام پیشانى را گرفته باشد، باید به یکى از دو طرف پیشانى سجده کند، و اگر
ممکن نیست به چانه و اگر به چانه هم ممکن نیست باید به هر جا از صورت که ممکن است سجده کند، و اگر به هیچ
جا از صورت ممکن نیست باید با جلوى سر سجده نماید.

مسأله 1077 کسى که نمى تواند پیشانى را به زمین برساند باید به قدرى که مى تواند خم شود، و مهر یا چیز
دیگرى را که سجده بر آن صحیح است روى چیز بلندى گذاشته و طورى پیشانى را برآن بگذارد که بگویند سجده کرده
است، ولى باید کف دستها و زانوها و انگشتان پا را بطور معمول به زمین بگذارد.

مسأله 1078 کسى که هیچ نمى تواند خم شود، باید براى سجده
با سر اشاره کند، و اگر نتواند باید با چشمها
اشاره نماید، و در هر دو صورت احتیاط مستحب آنست که بنشیند و چنانچه بتواند محل سجده را بلند کند و پیشانى
را بر آن بگذارد، و اگر با سر یا چشمها هم نمى تواند اشاره کند باید در قلب نیت سجده کند، و بنابر احتیاط واجب با
دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.

مسأله 1079 کسى که نمى تواند بنشیند باید ایستاده نیت سجده کند، و چنانچه مى تواند براى سجده با سر
اشاره کند، و اگر نمى تواند با چشمها اشاره نماید، و اگر این را هم نمى تواند در قلب نیت سجده کند و بنابر احتیاط
واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نماید.

مسأله 1080 اگر پیشانى بى اختیار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جاى
سجده برسد، و این یک سجده حساب مى شود چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه، و اگر نتواند سر را نگهدارد و
بى اختیار دوباره به جاى سجده برسد روى هم یک سجده حساب مى شود، و اگر ذکر نگفته باشد باید بگوید به قصد
قربت مطلقه.

مسأله 1081 جائى که انسان باید تقیه کند مى تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید، و گفتن به اینکه لازم
نیست براى نماز بجاى دیگر برود محل اشکال است، ولى اگر بتواند بر حصیر یا چیزى که سجده بر آن صحیح
مى باشد طورى سجده کند که به زحمت نیفتد، نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.

مسأله 1082 اگر روى تشک پر یا چیز دیگرى که بدن روى آن آرام نمى گیرد
سجده کند باطل است.

مسأله 1083 اگر انسان ناچار شود که در زمین گل نماز بخواند چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقت
ندارد و در حال سجده پیشانى او بر گل مستقر مى شود بنابر احتیاط واجب باید نماز را به طور معمول بجا آورد، و اگر
مشقت دارد مى تواند در حالى که ایستاده براى سجده با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند، و اگر سجده و تشهد
را به طور معمول هم بجا آورد، نمازش صحیح است. و احتیاط مستحب آنست که در صورت اول هر دو قسم را بجا
آورد.

مسأله 1084 در رکعت اول و رکعت سومى که تشهد ندارد، مثل رکعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا، بنابر
احتیاط واجب باید بعد از سجده دوم قدرى بى حرکت بنشیند و بعد برخیزد، و این عمل را جلسه استراحت مى نامند.

چیزهائى که سجده بر آنها صحیح است

مسأله 1085 باید بر زمین و چیزهاى غیر خوراکى که از زمین مى روید مانند چوب و برگ درخت سجده کرد، و
سجده بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى و معدنى صحیح نیست.

مسأله 1086 چنانچه برگ مو خشک شده باشد سجده بر آن اشکال دارد.

مسأله 1087 سجده بر چیزهائى که از زمین مى روید و خوراک حیوان است مثل علف و کاه صحیح است.

مسأله 1088 سجده بر گلهائى که خوراکى نیستند صحیح است، ولى سجده بر دواهاى خوراکى که از زمین
مى روید مانند گل بنفشه و گل گاوزبان صحیح نیست.

مسأله 1089 سجده بر گیاهى که خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى دیگر معمول
نیست و نیز سجده بر میوه نارس صحیح نیست.

مسأله 1090 سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ صحیح است. و احتیاط واجب آنست که در حال اختیار به گچ
و آهک پخته و آجر و کوزه گلى و مانند آن سجده نکنند.

مسأله 1091 اگر کاغذ را از چیزى که سجده بر آن صحیح است مثلاً از کاه ساخته باشند مى شود بر آن سجده
کرد، بلکه مى شود بر کاغذى هم که از پنبه و مانند آن ساخته شده سجده نماید.

مسأله 1092 براى سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سید الشهداء علیه السلام مى باشد، بعد از آن خاک و
بعد از خاک سنگ و بعد از سنگ گیاه است.

مسأله 1093 اگر چیزى که سجده بر آن صحیح است ندارد، یا اگر دارد و به واسطه سرما یا گرماى زیاد و مانند
اینهانمى تواند بر آن سجده کند چنانچه لباس او از کتان یا پنبه است باید به لباسش سجده کند، و اگر از چیز دیگر است
باید بر پشت دست یا چیز معدنى مانند انگشترى عقیق سجده نماید، ولى احتیاط مستحب آنست که تا سجده بر
پشت دست ممکن است، بر چیز معدنى سجده نکند.

مسأله 1094 سجده بر گل و خاک سستى که پیشانى روى آن آرام نمى گیرد باطل است.

مسأله 1095 اگر در سجده اول مهر مثلاً به پیشانى بچسبد بنابر اقوى باید آن را براى سجده دوم بکند، و
همچنین است اگر خاک باشد.

مسأله 1096 اگر در بین نماز چیزى که بر آن سجده مى کند گُم شود، و چیزى که سجده بر آن صحیح است
نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد باید نماز را بشکند، و اگر وقت تنگ است
باید به لباسش اگر از پنبه یا کتان
است سجده کند، و اگر از چیز دیگر است بر پشت دست یا چیز معدنى مانند انگشترى عقیق سجده نماید و احتیاط
مستحب آنست که تا سجده بر پشت دست ممکن است، به چیز معدنى سجده نکند.

مسأله 1097 هر گاه در حال سجده بفهمد پیشانى را بر چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن
باشد باید پیشانى را از روى آن به روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بکشد، و اگر ممکن نباشد چنانچه وقت
نماز وسعت دارد، باید نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است در صورتى که لباسش از پنبه یا کتان است باید پیشانى را از
روى آن به روى لباسش بکشد، و اگر از چیز دیگر است پیشانى را از روى آن به پشت دست یا چیزى معدنى بکشد.

مسأله 1098 اگر بعد از سجده بفهمد پیشانى را روى چیزى گذاشته که سجده بر آن باطل است، اشکال ندارد.

مسأله 1099 سجده کردن براى غیر خداوند متعال حرام مى باشد. و بعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان
علیهم السلام پیشانى را به زمین مى گذارند، اگر براى شکر خداوند متعال باشد اشکال ندارد وگرنه حرام است.

مستحبات و مکروهات سجده

مسأله 1100 در سجده چند چیز مستحب است:
1 کسى که ایستاده نماز مى خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد، و کسى که نشسته نماز
مى خواند بعد از آنکه کاملاً نشست براى رفتن به سجده تکبیر بگوید.
2 موقعى که مرد مى خواهد به سجده برود اول دستها را و زن اول زانوها را به زمین بگذارد.
3 بینى را به مهر یا چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد.
4 در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند، و برابر گوش بگذارد به طورى که سر آنها رو به قبله باشد.
5 در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند: «یا خیر المسؤلین و یا خیر المعطین ارزقنى و
ارزق عیالى من فضلک فانک ذو الفضل العظیم» یعنى اى بهترین کسى که از او سؤال مى کنند و اى بهترین عطا کنندگان،
روزى بده به من و عیال من از فضل خودت پس بدرستى که تو داراى فضل بزرگى.
6 بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.
7 بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید.
8 بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت استغفر الله ربى و اتوب الیه بگوید.
9 سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد.
10 براى رفتن به سجده دوم، در حال آرامى بدن الله اکبر بگوید.
11 در سجده ها صلوات بفرستد، ولى آنرا به قصد ذکرى که در سجده دستور داده اند نگوید.
12 در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
13 مردها آرنجها و شکم را به زمین نچسبانند، و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند، و زنها آرنجها را بر زمین
بگذارند، و اعضاء بدنرا به یکدیگر بچسبانند، و مستحبات دیگر سجده در کتابهاى مفصل گفته شده است.

مسأله 1101 قرآن خواندن در سجده مکروه است. و نیز مکروه است براى
برطرف کردن گرد و غبار جاى
سجده را فوت کند، و اگر در اثر فوت کردن دو حرف از دهان بیرون آید نماز باطل است. و غیر از اینها مکروهات
دیگرى هم در کتابهاى مفصل گفته شده است.

سجده واجب قرآن

مسأله 1102 در هر یک از چهار سوره «والنجم» و «اقرء» و «الم تنزیل» و «حم سجده» یک آیه سجده است، که
اگر انسان بخواند یا بشنود بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند، و اگر فراموش کرد هر وقت یادش آمد باید
سجده نماید.

مسأله 1103 اگر انسان موقعى که آیه سجده را مى خواند، از دیگرى هم بشنود بنابر احتیاط واجب، باید دو
سجده نماید.

مسأله 1104 در غیر نماز اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند یا بشنود باید سر از سجده بر دارد و دوباره
سجده کند.

مسأله 1105 اگر انسان از بچه غیر ممیز که خوب و بد را نمى فهمد، یا از کسى که قصد خواندن قرآن ندارد آیه
سجده را بشنود احتیاط واجب آنست که سجده کند و همچنین است اگر مثلاً از گرامافون و رادیو آیه سجده را بشنود.

مسأله 1106 در سجده واجب قرآن باید جاى انسان غصبى نباشد، و جاى پیشانى او از جاى زانوها و سر
انگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد، ولى لازم نیست با وضو یا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را
بپوشاند و بدن و جاى پیشانى او پاک باشد، و نیز چیزهائى که در لباس نمازگزار شرط مى باشد، درلباس او شرط نیست
اما اگر لباس او غصبى است چنانچه سجده کردن، تصرف در آن لباس باشد سجده باطل است.

مسأله 1107
احتیاط واجب آنست که در سجده واجب قرآن، پیشانى را بر مهر یا چیز دیگرى که سجده بر آن
صحیح است گذاشته و جاهاى دیگر بدن را به دستورى که در سجده نماز گفته شد بر زمین بگذارد.

مسأله 1108 هر گاه در سجده واجب قرآن پیشانى را به قصد سجده به زمین بگذارد، اگر چه ذکر نگوید
کافیست، و گفتن ذکر، مستحب است و بهتر است بگوید:
لا اِلهَ اِلاّ اللهُ حَقَّا حَقَّاً لا اِلهَ الاّ اللهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً لا اِلهَ الاّ اللهُ عُبُودیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یارَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً لا مُسْتَنْکِفاً وَ لا
مُسْتَکْبِراً بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ ضَعیفٌ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ.

تشهد

مسأله 1109 در رکعت دوم تمام نمازهاى واجب، و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و
عشاء، باید انسان بعد از سجده دوم بنشیند، و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند یعنى بگوید: اَشْهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاّاللهُ
وُحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه اَللهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد. و احتیاط واجب آنست که به غیر این
ترتیب نگوید.

مسأله 1110 کلمات تشهد باید به عربى صحیح و به طورى که معمول است پشت سر هم گفته شود.

مسأله 1111 اگر تشهد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده باید بنشیند و
تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند، و بنابر احتیاط واجب
باید بعد از نماز براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بجا آورد، و اگر در رکوع یا بعد از آن
یادش بیاید، باید نماز را تمام
کند، و بعد از سلام نماز تشهد را قضا کند، و براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله 1112 مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را به کف پاى چپ بگذارد و
پیش از تشهد بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ، یا بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الحَمْدُ للهِ وَ خَیْرُ الاَسماءِ للهِ و نیز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به یکدیگر
بچسباند و به دامان خود نگاه کند، و بعد از تمام شدن تشهد بگوید: وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.

مسأله 1113 مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد، رانها را بهم بچسبانند.

سلام نماز

مسأله 1114 بعد از تشهد رکعت آخر نماز، مستحب است در حالى که نشسته و بدن آرام است بگوید:«اَلسَّلامُ
عَلَیْکَ اَیُّها النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه» و بعد از آن بگوید: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ» به اضافه «وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» بنابر احتیاط
واجب، یا بگوید: «اَلسّلامُ عَلَیْنا وَ عَلى عِبادِ اللهِ الصالِحین» ولى اگر این سلام را بگوید احتیاط مستحب آنست که بعد از آن
«اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه» را هم بگوید.

مسأله 1115 اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعى یادش بیاید که صورت نماز بهم نخورده، و کارى هم که
عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند مثل پشت به قبله کردن انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش صحیح
است.

مسأله 1116 اگر یادش بیاید که سلام نماز را نگفته است، باد و شراط نمازش صحیح است و احتیاطاً دو
سجده سهو بجا آورد:
1 بعد از تشهد حالت نمازگزار را
حفظ کرده باشد به اندازه اى که در اثر گذشت زمان از حال نمازگزار خارج
شده باشد.
2 در مدت مذکور، مرتکب عملى که عمدى و سهوى آن مبطل نماز است(مثل پشت به قبله کردن یا خروج
حدث) نشده باشد. در غیر اینصورت نماز او باطل است.
ترتیب

مسأله 1117 اگر عمداً ترتیب نماز را بهم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند، یا سجود را پیش از رکوع بجا
آورد، نماز باطل مى شود.

مسأله 1118 اگر رکنى از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آنرا بجا آورد، مثلاً پیش از آنکه رکوع کند دو سجده
نماید، نماز باطل است.

مسأله 1119 اگر رکنى را فراموش کند و چیزى را که بعد از آنست و رکن نیست بجا آورد، مثلاً پیش از آنکه دو
سجده کند تشهد بخواند، باید رکن را بجا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.

مسأله 1120 اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاًحمد را فراموش کند و
مشغول رکوع شود، نمازش صحیح است.

مسأله 1121 اگر چیزى را که رکن نیست فراموش کند و چیزى را که بعد از آنست و آن هم رکن نیست بجا آورد،
مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند چنانچه مشغول رکن بعد شده باشد، مثلاً در رکوع یادش بیاید که حمد را
نخوانده باید بگذرد و نماز او صحیح است، و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آنچه را فراموش کرده بجا آورد و
بعد از آن، چیزى را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.

مسأله 1122 اگر سجده اول را به
خیال اینکه سجده دوم است، یا سجده دوم را به خیال اینکه سجده اول
است بجا آورد نماز صحیح است، و سجده اول سجده اول، و سجده دوم او سجده دوم حساب مى شود.

موالات

مسأله 1123 انسان باید نماز را با موالات بخواند، یعنى کارهاى نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت سر
هم بجا آورد، و چیزهائى را که در نماز مى خواند به طورى که معمول است پشت سر هم بخواند، و اگر به قدرى بین آنها
فاصله بیندازد که نگویند نماز مى خواند نمازش باطل است.

مسأله 1124 اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدرى نباشد که صورت نماز از
بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن حرفها یا کلمات را به طور معمول بخواند، و اگر مشغول رکن بعد
شده باشد نمازش صحیح است.

مسأله 1125 طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ موالات را بهم نمى زند.

قنوت

مسأله 1126 در تمام نمازهاى واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند بلکه
در نمازهاى واجب، احتیاط در ترک نکردن آنست ولکن در رکعت دوم از نماز شفع رجاءاً بیاورد، و در نماز وتر با آنکه
یک رکعت مى باشد خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است، و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد، و نماز
آیات پنج قنوت، و نماز عید فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد، و احتیاط واجب
آنست که قنوتهاى نماز عید فطر و قربان را ترک نکند.

مسأله 1127 مستحب است در قنوت دستها مقابل صورت و کف آنها را رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد، و
غیر شست انگشتهاى دیگر را بچسباند، و به کف دستها نگاه کند.

مسأله 1128 در قنوت هر ذکرى بگوید، اگر
چه یک«سُبْحانَ الله» باشد کافیست و بهتر است بگوید:«لا اِلهَ اِلاّ اللهُ
الْحَلیمُ الْکَریمُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ العَلىُّ الْعَظیمُ سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبعِ وَ رَبِّ الاَرَضینَ السَّبعِ و ما فیهِنَّ و ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ
الْعَظیمِ وَ الحَمْدُللهِ رَبِّ العالَمینَ».

مسأله 1129 مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند، ولى براى کسى که نماز را به جماعت مى خواند اگر
امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نیست.

مسأله 1130 اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد، و اگر فراموش کند و پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود
یادش بیاید مستحب است بایستد و بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید مستحب است بعد از رکوع قضا کند، و اگر در
سجده یادش بیاید مستحب است بعد از سلام نماز قضا نماید.

ترجمه نماز

1 ترجمه سوره حمد

بِسْمِ اللهِ الَّرحمنِ الرَّحیمِ، یعنى ابتداء مى کنم به نام خداوندى که در دنیا بر مؤمن و کافر رحم مى کند و در آخرت بر
مؤمن رحم مى نماید.
اَلْحَمْدُ للهِ رَبِّ العالَمینَ، یعنى ثنا مخصوص خداوندیست که پرورش دهنده همه موجودات است. اَلرَّحمنِ الرَّحیمِ،
یعنى در دنیا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى کند. مالِکِ یَوْمِ الدّینِ، یعنى پادشاه و صاحب اختیار روز
قیامت است. اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعینَ، یعنى فقط تو را عبادت مى کنیم و فقط از تو کمک مى خواهیم. اِهْدِنَاالصِّراطَ
الْمُسْتَقیمَ، یعنى هدایت کن ما را به راه راست که آن دین اسلام است. صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ، یعنى به راه کسانى که به
آنان نعمت دادى که آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران هستند. غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِم وَ لا الضّالِّینَ، یعنى نه
براه کسانى که
غضب کرده اى برایشان و نه آن کسانى که گمراهند.

2 ترجمه سوره قل هوالله احد

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ، یعنى بگو اى محمد(ص) که خداوند، خدائیست یگانه. اللهُ الصَّمَدُ، یعنى
خدائى که از تمام موجودات بى نیاز است. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ. فرزند ندارد و فرزند کسى نیست. وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَد، یعنى
هیچ کس از مخلوقات، مثل او نیست.

3 ترجمه ذکر رکوع و سجود و ذکرهائى که بعد از آنها مستحب است

سُبْحانَ رَبِّىَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه، یعنى پرورگار بزرگ من از هر عیب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستایش او
هستم. سُبْحانَ رَبِّىَ الاَعْلى وَ بِحَمْدِه، یعنى پروردگار من که از همه کس بالاتر مى باشد از هر عیب و نقصى پاک و منزه است
و من مشغول ستایش او هستم. سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه، یعنى خدا بشنود و بپذیرد ثناى کسى که او را ستایش مى کند. اَسْتَغْفِرُ
اللهَ رَبِّى وَ اَتُوبُ اِلَیْه، یعنى طلب آمرزش و مغفرت مى کنم از خداوندى که پرورش دهنده من است و من به طرف او
بازگشت مى نمایم، بِحَولِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقوُمُ وَ اَقْعُدْ، یعنى بیارى خداى متعال و قوه او بر مى خیزم و مى نشینم.

4 ترجمه قنوت

لا اله الله الحلیم الکریم، یعنى نیست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى یکتاى بى همتائى که صاحب حلم و کرم
است. لا اله الا الله العلى العظیم، یعنى نیست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى یکتاى بى همتائى که بلند مرتبه و بزرگ
است. سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع، یعنى پاک و منزه است خداوندى که پروردگار
هفت آسمان و
پروردگار هفت زمین است. و ما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم، پروردگار هر چیزیست که در آسمانها و زمینها و ما بین
آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. و الحمدلله رب العالمین، یعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندیست که پرورش
دهنده تمام موجودات است.

5 ترجمه تسبیحات اربعه

سبحان الله والحمد للهولا اله الا اللهوالله اکبر، یعنى پاک و منزه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اواست و نیست
خدائى سزاوار پرستش مگر خداى بى همتا و بزرگتر است از اینکه او را وصف کنند.

6 ترجمه تشهد و سلام

الحمدلله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، یعنى ستایش مخصوص پروردگار است و شهادت مى دهم که
خدائى سزاوار پرستش نیست، مگر خدائى که یگانه است و شریک ندارد. و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، یعنى شهادت
مى دهم که محمد صلى الله علیه و آله بنده خدا و فرستاده اوست. اللهم صل على محمد و آل محمد، یعنى خدایا رحمت
بفرست بر محمد و آل محمد. وتقبل شفاعته و ارفع درجته، یعنى قبول کن شفاعت پیغمبر را و درجه آنحضرت را نزد خود
بلند کن.
السلام علیک ایها النبى و رحمة الله و برکاته، یعنى سلام بر تو اى پیغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد.السلامُ علینا
و على عبادالله الصالحین، یعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، یعنى سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنین باد.

تعقیب نماز

مسأله 1131 مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقیب، یعنى خواندن ذکر و دعا و قرآن شود.
و بهتر است پیش
از آنکه از جاى خود حرکت کند و وضو و غسل و تیمم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند. و
لازم نیست تعقیب به عربى باشد، ولى بهتر است چیزهائى را که در کتابهاى دعا دستور داده اند بخواند، و از تعقیبهائى
که خیلى سفارش شده است، تسبیح حضرت زهراسلام الله علیها است که باید به این ترتیب گفته شود: 34 مرتبه
الله اکبر، بعد 33 مرتبه الحمدلله ، بعد از آن 33 مرتبه سبحان الله. و مى شود سبحان الله را پیش از الحمدلله گفت، ولى
بهتر است بعد از الحمدلله گفته شود.

مسأله 1132 مستحب است بعد از نماز، سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانى را به قصد شکر بر زمین
بگذارد کافیست. ولى بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه، شکراًلِلّه یا عَفُواً بگوید. و نیز مستحب است هر
وقت نعمتى به انسان مى رسد یا بلائى از او دور مى شود سجده شکر بجا آورد.
صلوات بر پیغمبر

مسأله 1133 هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول صلى الله علیه وآله وسلم مانند محمد و احمد یالقب و
کنیه آنجناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم، بگوید یا بشنود، اگر چه در نماز باشد مستحب است صلوات بفرستد.

مسأله 1134 موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول صلى الله علیه و آله وسلم مستحب است صلوات را هم
بنویسد. و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد مى کند صلوات بفرستد.

مبطلات نماز

مسأله 1135 دوازده چیز نماز را باطل مى کند، و آنها را مبطلات مى گویند.
اول آنکه در بین نماز یکى از شرطهاى آن از بین برود، مثلاً در
نماز بفهمد مکانش غصبى است.
دوم آنکه در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روى نا چارى، چیزى که وضو یا غسل را باطل مى کند پیش آید، مثلاً
بول از او بیرون آید ولى کسى که نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، اگر در بین نماز بول یا غائط از او
خارج شود چنانچه به دستورى که در احکام وضو گفته شد(1) رفتار نماید، نمازش باطل نمى شود و نیز اگر در بین نماز
از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.

مسأله 1136 کسى که بى اختیار خوابش برده، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، باید نمازش را
دوباره بخواند.

مسأله 1137 اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز، نمازش صحیح
است.

مسأله 1138 اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجده آخر نماز است، یا در سجده
شکر، باید آن نماز را دوباره بخواند.
سوم از مبطلات نماز آنست که مثل بعضى کسانى که شیعه نیستند دستها را روى هم بگذارد، بنابر احتیاط
واجب.

مسأله 1139 هر گاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد اگر چه مثل آنها نباشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز
را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى یا ناچارى یا براى کار دیگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را رویهم
بگذارد اشکال ندارد.
چهارم از مبطلات نماز آنست که بعد از خواندن حمد، آمین بگوید، ولى اگر اشتباهاً یا از روى تقیه بگوید،
نمازش باطل نمى
شود.
پنجم از مبطلات نماز آنست که عمداً یا از روى فراموشى پشت به قبله کند، یا بطرف راست یا چپ قبله
برگردد، بلکه اگر عمداً به قدرى برگردد که نگویند رو به قبله است، اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد، نمازش باطل
است.

مسأله 1140 اگر عمداً یا سهواً سر را به قدرى بگرداند که بتواند پشت سر را ببیند نمازش باطل است، ولى اگر
سر را کمى بگرداند عمداً باشد یا اشتباهاً نمازش باطل نمى شود.
ششم از مبطلات نماز آنست که عمداً کلمه اى بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد اگر چه معنى هم نداشته باشد،
ولى اگر سهواً بگوید نماز باطل نمى شود.

مسأله 1141 اگر کلمه اى بگوید که یک حرف دارد، چنانچه آن کلمه معنى داشته باشد مثل(ق) که در زبان
عرب به معناى این است که نگهدارى کن، چنانچه معناى آنرا بداند و قصد آنرا نماید، نمازش باطل مى شود. بلکه اگر
قصد معناى آنرا نکند ولى ملتفت معناى آن باشد، احتیاط واجب آنست که نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1142 سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد ولى گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو
حرف است اگر عمدى باشد، نماز را باطل مى کند.

مسأله 1143 اگر کلمه اى را به قصد ذکر بگوید مثلاً بقصد ذکر بگوید: الله اکبر و در موقع گفتن آن ، صدا را بلند
کند که چیزى را به دیگرى بفهماند اشکال ندارد، ولى چنانچه بقصد اینکه چیزى به کسى بفهماند بگوید، اگر چه قصد
ذکر هم داشته باشد نماز باطل مى شود.

مسأله 1144 خواندن قرآن در نماز، غیر
از چهار سوره اى که سجده واجب دارد و در احکام جنابت گفته
شد(1) و نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد، ولى احتیاط واجب آنست که به غیر عربى دعا نکند.

مسأله 1145 اگر چیزى از حمد و سوره و ذکرهاى نماز را احتیاطاً چند مرتبه بگوید اشکال ندارد. و همچنین
است اگر عمداً بگوید و به قصد جزئیت نباشد. ولى اگر از روى وسواس چند مرتبه بگوید، نماز باطل مى شود.

مسأله 1146 در حال نماز انسان نباید به دیگرى سلام کند، و اگر دیگرى به او سلام کند، باید همانطور که او
سلام کرده جواب دهد، مثلاً اگر گفته سلام علیکم در جواب بگوید سلام علیکم.

مسأله 1147 انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فوراً بگوید و اگر عمداً یا از روى فراموشى
جواب سلام را به قدرى طول دهد که اگر جواب بگوید جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نباید
جواب بدهد، و اگر در نماز نباشد جواب دادن واجب نیست.

مسأله 1148 باید جواب سلام را طورى بگوید که سلام کننده بشنود، ولى اگر سلام کننده کر باشد، چنانچه
انسان بطور معمول جواب او را بدهد کافیست.

مسأله 1149 واجب نیست که نمازگزار جواب سلام را به قصد دعا بگوید به این معنى که از خداوند عالم براى
کسى که سلام کرده سلامتى بخواهد، بلکه به قصد تحیّت هم جایز است.

مسأله 1150 اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ممیز یعنى بچه اى که خوب و بد را مى فهمد به نمازگزار سلام کند،
نمازگزار مى تواند بلکه واجب است جواب او را به عنوان رد تحییت بدهد،
ولى در جواب سلام زن بگوید، سلام
علیک و کاف را زیر و زبر و پیش ندهد.

مسأله 1151 اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده، ولى نمازش صحیح است.

مسأله 1152 اگر کسى به نمازگزار غلط سلام کند، به طورى که سلام حساب نشود جواب او واجب نیست.

مسأله 1153 جواب سلام کسى که از روى مسخره یا شوخى سلام مى کند واجب نیست.

مسأله 1154 اگر کسى به عده اى سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولى اگر یکى از آنان
جواب دهد کافیست.

مسأله 1155 اگر کسى به عده اى سلام کند و کسى که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته جواب دهد،
بازهم جواب سلام او بر آن عده واجب است.

مسأله 1156 اگر به عده اى سلام کند و کسى که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام
کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد. و همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولى دیگرى جواب
سلام را بدهد، اما اگر بداند که قصد او را هم داشته و دیگرى جواب ندهد باید جواب او را بگوید.

مسأله 1157 سلام کردن مستحب است، و خیلى سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و
کوچکتر به بزرگتر سلام کند.

مسأله 1158 اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بر هر یک واجب است جواب سلام دیگرى را بدهد.

مسأله 1159 در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید مثلاً اگر کسى گفت سلام علیکم در جواب بگوید سلام علیکم و رحمة الله.


هفتم از مبطلات نماز خنده با صدا است چه عمدى و چه اضطرارى و اما چنانچه سهواً با صدا بخندد، نمازش
اشکال ندارد مگر آنکه از صورت نماز خارج شود، و همچنین لبخند نماز را باطل نمى کند.

مسأله 1160 اگر براى جلوگیرى از صداى خنده حالتش تغییر کند، مثلاً رنگش سرخ شود، بنابر احتیاط
مستحب باید نمازش را دوباره بخواند، مگر آنکه از صورت نماز خارج شود که واجب است نمازش را دوباره بخواند.
هشتم از مبطلات نماز آنست که براى کار دنیا عمداً با صدا گریه کند. و احتیاط واجب آنست که براى کار دنیا
بى صدا هم گریه نکند، ولى اگر از ترس خدا یا براى آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند اشکال ندارد، بلکه از بهترین
اعمال است.
نهم از مبطلات نماز کاریست که صورت نماز را بهم بزند مثل دست زدن و به هوا پریدن و مانند اینها کم باشد یا
زیاد، عمداً باشد یا از روى فراموشى، ولى کارى که صورت نماز را بهم نزند مثل اشاره کردن با دست اشکال ندارد.

مسأله 1161 اگر در بین نماز به قدرى ساکت بماند که نگویند نماز مى خواند نمازش باطل مى شود.

مسأله 1162 اگر در بین نماز کارى انجام دهد، یا مدتى ساکت شود و شک کند که نماز بهم خورده یا نه، نمازش
صحیح است.
دهم از مبطلات نماز خوردن و آشامیدن است، که اگر در نماز طورى بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز
مى خواند عمداً باشد یا از روى فراموشى نمازش باطل مى شود، ولى کسى که مى خواهد روزه بگیرد اگر پیش از اذان
صبح مشغول به خواندن نماز وتر باشد
و تشنه باشد چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود، در صورتى که
آب روبروى او در دو سه قدمى باشد مى تواند در بین نماز آب بیاشامد اما باید کارى که نماز را باطل مى کند، مثل رو
گرداندن از قبله انجام ندهد.

مسأله 1163 اگر به واسطه خوردن یا آشامیدن عمدى، موالات نماز بهم بخورد یعنى طورى شود که نگویند
نماز را پشت سر هم مى خواند، بنابر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1164 اگر در بین نماز، غذائى را که در دهان یا لاى دندانها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى شود. و نیز
اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود اشکال ندارد.
یازدهم از مبطلات نماز شک در رکعتهاى نماز دو رکعتى یا سه رکعتى، یا در دو رکعت اول نمازهاى چهار
رکعتى است.
دوازدهم از مبطلات نماز آنست که رکن نماز را عمداً یاسهواً کم یا زیاد کند، ولکن زیادى تکبیرة الاحرام سهواً
نماز را باطل نمى کند، یا چیزى را که رکن نیست، عمداً کم یا زیاد نماید.

مسأله 1165 اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کارى که نماز را باطل مى کند انجام داده یا نه، نمازش
صحیح است.

چیزهائى که در نماز مکروه است.

مسأله 1166 مکروه است در نماز صورت را کمى به طرف راست یا چپ بگرداند و چشمها را، هم بگذارد یا به
طرف راست و چپ بگرداند، و باریش و دست خود بازى کند و انگشتها را داخل هم نماید و آب دهان، بیندازد، و به
خط قرآن یا کتاب یا خط انگشترى
نگاه کند و نیز مکروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر براى شنیدن
حرف کسى ساکت شود، بلکه هر کارى که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه مى باشد.

مسأله 1167 موقعى که انسان خوابش مى آید، و نیز موقع خوددارى کردن از بول و غائط، مکروه است نماز
بخواند. و همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه مى باشد، و غیر از اینها مکروهات دیگرى
هم در کتابهاى مفصل گفته شده است.

مواردى که مى شود نماز واجب را شکست

مسأله 1168 بنابر احتیاط مستحب نباید نماز واجب را اختیاراً بشکند، ولى براى حفظ مال و جلوگیرى از
ضرر مالى یا بدنى مانعى ندارد.

مسأله 1169 اگر حفظ جان خود انسان یا کسى که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالى که نگهدارى آن
واجب مى باشد بدون شکستن نماز ممکن نباشد، باید نماز را بشکند، ولى شکستن نماز براى مالى که اهمیت ندارد
مکروه است.

مسأله 1170 اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را از او مطالبه کند، چنانچه بتواند در
بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز، دادن طلب او ممکن نباشد، باید نماز را
بشکند و طلب او را بدهد بعد نماز را بخواند.

مسأله 1171 اگر در بین نماز بفهمد که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، باید نماز را تمام کند، و
اگر وقت وسعت دارد و تطهیر مسجد نماز را بهم نمى زند باید در بین نماز تطهیر کندبعد بقیه نماز را بخواند و اگر نماز را
بهم مى زند در صورتى که بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن
باشد، نشکستن نماز اولى است، مگر آنکه بودن نجاست در
مسجد موجب هتک مسجد باشد که در این صورت هم مثل وقتى که اگر بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن نباشد، باید
نماز را بشکند و مسجد را تطهیر نماید، بعد نماز را بخواند.

مسأله 1172 کسى که باید نماز را بشکند، اگر نماز را تمام کند معصیت کرده ولى نماز او صحیح است. اگر چه
احتیاط مستحب آنست که دوباره بخواند.

مسأله 1173 اگر پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود، یادش بیاید که اذان و اقامه را فراموش کرده، چنانچه
وقت نماز وسعت دارد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشکند.

شکیات

شکیات

شکیات نماز 23 قسم است: هشت قسم آن شکهائى است که نماز را باطل مى کند و به شش قسم آن نباید اعتنا کرد، و نه قسم دیگر آن صحیح است.

شکهاى باطل

مسأله 1174 شکهائى که نماز را باطل مى کند از این قرار است:
اول شک در شماره رکعتهاى نماز دو رکعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر ولى شک در شماره رکعتهاى نماز مستحب دو رکعتى و نماز احتیاط نماز را باطل نمى کند.
دوم شک در شماره رکعتهاى نماز سه رکعتى.
سوم آنکه در نماز چهار رکعتى شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر.
چهارم آنکه در نماز چهار رکعتى پیش از تمام شدن سجده دوم، شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر (تفصیل این مسأله در صورت چهارم در مسأله 1208).
پنجم شک بین دو و پنج یا دو و بیشتر از پنج.
ششم شک بین سه و شش یا سه و بیشتر از شش.
هفتم شک در رکعتهاى نماز که نداند چند رکعت خوانده است.
هشتم شک بین چهار و شش یا چهار و بیشتر از شش، پیش از تمام شدن سجده دوم. ولى اگر بعد از سجده دوم شک بین چهار و شش یا چهار و بیشتر از شش براى او پیش آید، احتیاط واجب آنست که بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند. و مى تواند هم نماز را بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 1175 اگر یکى از شکهاى باطل براى انسان پیش آید مى تواند نماز را بهم
بزند، و بهتر آنست که به قدرى فکر کند که صورت نماز بهم بخورد، یا از پیدا شدن یقین یا گمان نا امید شود.

شکهائى که نباید به آنها اعتنا کرد

مسأله 1176 شکهائى که نباید به آنها اعتنا کرد از این قرار است:
اول شک در چیزى که محل آوردن آن گذشته است، مثل آنکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه.
د و م شک بعد از سلام نماز.
سوم شک بعد از گذشتن وقت نماز.
چهارم شک کثیر الشک یعنى کسى که زیاد شک مى کند.
پنجم شک امام در شماره رکعتهاى نماز، در صورتى که مأموم شماره آنها را بداند و همچنین شک مأموم در صورتى که امام شماره رکعتهاى نماز را بداند.
ششم شک در نماز مستحبى
1 شک در چیزى که محل آن گذشته است

مسأله 1177 اگر در بین نماز شک کند که یکى از کارهاى واجب آنرا انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد نشده، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد، و اگر مشغول کارى که باید بعد از آن انجام دهد شده، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1178 اگر در بین خواندن آیه اى شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه و همچنین اگر آخر آیه را مى خواند شک کند که اول آنرا خوانده یا نه بنابر احتیاط استحبابى باید جزء مشکوک را به قصد قربت مطلقه بخواند.

مسأله 1179 اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهاى واجب آن مانند ذکر و
آرام بودن بدن را انجام داده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1180 اگر در حالى که به سجده مى رود شک کند که رکوع کرده یا نه، یا شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، اظهر عدم اعتناء به شک است لکن احتیاط به اعاده نماز یا از سر گرفتن ترک نشود.

مسأله 1181 اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید برگردد و بجا آورد.

مسأله 1182 کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند، اگر موقعى که حمد یا تسبیحات مى خواند، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، و اگر پیش از آنکه مشغول حمد یا تسبیحات شود، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید بجا آورد.

مسأله 1183 اگر شک کند که یکى از رکنهاى نماز را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آنست نشده، باید آنرا بجا آورد، مثلاً اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید بجا آورد و چنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را بجا آورده بوده، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است.

مسأله 1184 اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه،چنانچه مشغول کارى که بعد از آنست نشده، باید آنرا بجا آورد، مثلاً اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه باید حمد را بخواند، و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید
که آنرا بجا آورده بوده، چون رکن زیاد نشده نمازش صحیح است.

مسأله 1185 اگر شک کند که رکنى را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول تشهد است اگر شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده باید آنرا بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را بجا نیاورده باید بجا آورد، و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید نمازش باطل است.

مسأله 1186 اگر شک کند عملى را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آنست شده، باید به شک خود اعتنا نکند، مثلاً موقعى که مشغول خواندن سوره است، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر بعد یادش بیاید که آنرا بجا نیاورده، در صورتى که مشغول رکن بعد نشده باید بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است، بنابر این اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده باید بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید نماز او صحیح است.

مسأله 1187 اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، یا شک کند درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیب نماز یا مشغول نماز دیگر شده، یا به واسطه انجام کارى که نماز را بهم مى زند، از حال نمازگزار بیرون رفته، باید به شک
خود اعتنا نکند، و اگر پیش از اینها شک کند، باید سلام را بگوید.
2 شک بعد از سلام

مسأله 1188 اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند، ولى اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت نمازش باطل است.
3 شک بعد از وقت

مسأله 1189 اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شک کند که نماز خوانده یا نه یا گمان کند که نخوانده خواندن آن لازم نیست، ولى اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، باید آن نماز را بخواند بلکه اگر گمان کند که خوانده، باید آنرا بجا آورد.

مسأله 1190 اگر بعد از گذشتن وقت ش کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1191 اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز خوانده، ولى نداند به نیت ظهر خوانده یا به نیت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا به نیت نمازى که بر او واجب است بخواند.

مسأله 1192 اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا بداند یک نماز خوانده، ولى نداند سه رکعتى خوانده یا چهار رکعتى، باید قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.
4 کثیر الشک(کسى که زیاد شک مى کند)

مسأله 1193 اگر
کسى در یک نماز سه مرتبه شک کند، یا در سه نماز پشت سر هم مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر شک کند، کثیرالشک است. و چنانچه زیاد شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1194 کثیر الشک اگر در بجا آوردن چیزى شک کند، چنانچه بجا آوردن آن، نماز را باطل نمى کند، باید بنا بگذارد که آنرا بجا آورده، مثلاً شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است، و اگر بجا آوردن آن، نماز را باطل مى کند، باید بنا بگذارد که آنرا انجام نداده، مثلاً اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل مى کند، باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.

مسأله 1195 کسى که در یک چیز نماز زیاد شک مى کند چنانچه در چیزهاى دیگر نماز شک کند، باید به دستور آن عمل نماید، مثلاً کسى که زیاد شک مى کند سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند، باید به دستور آن رفتار نماید، یعنى اگر ایستاده رکوع را بجا آورد، و اگر به سجده رفته اعتنا نکند.

مسأله 1196 کسى که در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زیاد شک مى کند اگر در نماز دیگر مثلاً در نماز عصر شک کند، باید به دستور شک رفتار نماید.

مسأله 1197 کسى که وقتى در جاى مخصوصى نماز مى خواند، زیاد شک مى کند اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکى براى او پیش آید،
باید به دستور شک عمل نماید.

مسأله 1198 اگر انسان شک کند که کثیر الشک شده یا نه، باید به دستور شک عمل نماید. و کثیر الشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1199 کسى که زیاد شک مى کند، اگر شک کند رکنى را بجا آورده یا نه و اعتنا نکند، بعد یادش بیاید که آنرا بجا نیاورده چنانچه مشغول رکن بعد نشده باید آنرا بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر شک کند رکوع کرده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه پیش از سجده یادش بیاید که رکوع نکرده، باید رکوع کند و اگر در سجده دوم یادش بیاید نمازش باطل است.

مسأله 1200 کسى که زیاد شک مى کند، اگر شک کند چیزى را که رکن نیست بجا آورده یا نه اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آنرا بجا نیاورده، چنانچه از محل آن گذشته نمازش صحیح است، مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه و اعتنا نکند، چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده باید بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید نماز او صحیح است.
5 شک امام و مأموم

مسأله 1201 اگر امام جماعت در شماره رکعتهاى نماز شک کند، مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست. و نیز اگر امام یقین داشته باشد که
چند رکعت خوانده است و مأموم در شماره رکعتهاى نماز شک کند، باید به شک خود اعتنا ننماید.
6 شک در نماز مستحبى

مسأله 1202 اگر در شماره رکعتهاى نماز مستحبى شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل مى کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد، مثلاً اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است. و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت به هر طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است.

مسأله 1203 کم شدن رکن، نافله را باطل مى کند، ولى زیاد شدن رکن، آنرا باطل نمى کند، پس اگر یکى از کارهاى نافله را فراموش کند و موقعى یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده باید آن کار را انجام دهد، و دوباره آن رکن را بجا آورد مثلاً اگر در بین رکوع یادش بیاید که سوره را نخوانده، مى تواند بر گردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع رود.

مسأله 1204 اگر در یکى از کارهاى نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکن، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد، و اگر محل آن گذشته به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1205 اگر در نماز مستحبى دو رکعتى گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود، باید اعتنا نکند و نمازش صحیح است، و اگر گمانش به دو رکعت یا کمتر برود احتیاط مستحب آنست که به همان گمان عمل کند، مثلاً اگر گمانش به یک رکعت مى رود
بنابر احتیاط مستحب یک رکعت دیگر بخواند.

مسأله 1206 اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى شود، یا یک سجده یا تشهد را فراموش نماید، لازم نیست بعد از نماز، سجده سهو یا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.

مسأله 1207 اگر شک کند که نماز مستحبى را خوانده یا نه چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیار وقت معین نداشته باشد بنا بگذارد که نخوانده است، و همچنین است اگر مثل نافله یومیه وقت معین داشته باشد، و پیش از گذشتن وقت شک کند که آنرا بجا آورده یا نه، ولى اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

شکهاى صحیح

مسأله 1208 در نه صورت، اگر در شماره رکعتهاى نماز چهار رکعتى، شک کند، باید فوراً فکر نماید. پس اگر یقین یا گمان به یک طرفِ شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند. وگرنه به دستورهائى که گفته مى شود، عمل نماید و آن نه صورت از این قرار است:
اول آنکه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، که باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند، و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به دستورى که بعداً گفته مى شود بجا آورد.
دوم شک بین دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند، و بعد از
نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.
سوم شک بین دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بر چهار بگذارد، و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.
چهارم شک بین چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد، ولى اگر بعد از گفتن ذکر، و پیش از سر برداشتن از سجده دوم، یکى از این چهار شک، براى او پیش آید بنابر احتیاط واجب باید به دستور همان شک عمل کند، و نماز را هم دوباره بخواند.
پنجم شک بین سه و چهار، که در هر جاى نماز باشد، باید بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد.
ششم شک بین چهار و پنج در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد، و بنا بر احتیاط واجب باید دو سجده سهو هم براى قیام بیجا بنماید.
هفتم شک بین سه و پنج در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد، و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد. و بنابر احتیاط واجب باید دو سجده سهو هم براى قیام بیجا بنماید.
هشتم شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستادن، که باید بنشیند و تشهد
بخواند و بعد از سلام نماز، دو رکعت نماز احتیاط و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد و بنابر احتیاط واجب باید دو سجده سهو هم براى قیام بیجا بنماید.
نهم شک بین پنج و شش در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد، و دو سجده سهو بجا آورد، و بنابر احتیاط واجب باید دو سجده سهو دیگر براى ایستادن بیجا بنماید.

مسأله 1209 اگر یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید و به وظیفه شک عمل ننماید بلکه از سر بگیرد چنانچه پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى کند مثل رو گرداندن از قبله، نماز را از سر گیرد نماز دومش هم باطل است. و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى کند، مشغول نماز شود نماز دومش صحیح است.

مسأله 1210 اگر یکى از شکهائى که نماز احتیاط براى آنها واجب است در نماز پیش آید، چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن نماز احتیاط نماز را از سر بگیرد. پس اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى کند نماز را از سر گرفته نماز دومش هم باطل است، و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى کند، مشغول نماز شده، نماز دومش صحیح است.

مسأله 1211 وقتى یکى از شکهاى صحیح براى انسان پیش آید، چنانکه گفته شد، باید فوراً فکر کند، ولى اگر چیزهائى که به واسطه آنها ممکن است یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود، از بین نمى رود، چنانچه کمى بعد فکر کند اشکال
ندارد، مثلاً اگر در سجده شک کند مى تواند تابعد از سجده فکر کردن را تأخیر بیندازد.

مسأله 1212 اگر اول گمانش به یک طرف بیشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود، باید به دستور شک عمل نماید. و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى که وظیفه اوست بنا بگذارد، بعد گمانش بطرف دیگر برود، باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.

مسأله 1213 کسى که نمى داند گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساویست باید طبق حالت سابق خود عمل نماید.

مسأله 1214 اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدى داشت که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بنا را به سه گذاشته، ولى نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده، یا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده، باید نماز احتیاط را بخواند.

مسأله 1215 اگر موقعى که تشهد مى خواند، یا بعد از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورد یا نه، و در همان موقع یکى از شکهائى که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح مى باشد، براى او پیش آید، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت چنانچه به دستور آن شک عمل کند نمازش صحیح است.

مسأله 1216 اگر پیش از آنکه مشغول تشهد شود، یا پیش از ایستادن، شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکى از شکهائى که بعد از تمام شدن دو سجده
صحیح است، برایش پیش آید نماز باطل است.

مسأله 1217 اگر موقعى که ایستاده بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج شک کند و یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش بجا نیاورده، نمازش باطل است.

مسأله 1218 اگر شک او از بین برود و شک دیگرى برایش پیش آید، مثلاً اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.

مسأله 1219 اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده یا بین سه و چهار، واجب است که به دستور هر دو عمل کند، و بنابر احتیاط واجب نماز را هم دوباره بخواند. و مى تواند که نماز را بشکند و بعد از شکستن از سر بگیرد.

مسأله 1220 اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکى براى او پیش آمده ولى نداند از شکهاى باطل بوده یا از شکهاى صحیح و اگر از شکهاى صحیح بوده کدام قسم آن بوده است، باید دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، و دو رکعت نشسته و دو سجده سهو بجا آورد، و نماز را هم دوباره بخواند و مى تواند که نماز را بشکند و بعداً از سر بگیرد.

مسأله 1221 کسى که نشسته نماز مى خواند، اگر شکى کند که باید براى آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید دو رکعت نشسته بجا آورد، و اگر شکى کند که باید براى آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، باید دو
رکعت نشسته بجا آورد.

مسأله 1222 کسى که ایستاده نماز مى خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسى که نماز را نشسته مى خواند و حکم آن در مسأله پیش گفته شد، نماز احتیاط را بجا آورد.

مسأله 1223 کسى که نشسته نماز مى خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفه کسى که نماز را ایستاده مى خواند عمل کند.

نماز احتیاط

مسأله 1224 کسى که نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نماید، پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد، و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده، یک رکعت دیگر مثل رکعت اول بجا آورد، و بعد از تشهد سلام دهد.

مسأله 1225 نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد، و باید آنرا آهسته بخوانند و نیت آنرا بزبان نیاورند، و احتیاط واجب آنست که بسم الله آنرا هم آهسته بگویند.

مسأله 1226 اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد، نمازى که خوانده درست بوده، لازم نیست نماز احتیاط را بخواند. و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد، لازم نیست آنرا تمام نماید.

مسأله 1227 اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعتهاى نمازش کم بوده، چنانچه کارى که نماز را باطل مى کند انجام نداده، باید آنچه از نماز نخوانده بخواند ، و براى سلام بیجا دو سجده سهو بنماید . و
اگر کارى که نماز راباطل مى کند انجام داده مثلاً پشت به قبله کرده ، باید نماز را دوباره بجا آورد .

مسأله 1228 اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، نمازش صحیح است.

مسأله 1229 اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز کمتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده باید نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1230 اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسرى نماز بیشتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتیاط کارى که نماز را باطل مى کند انجام داده مثلاً پشت به قبله کرده، باید نماز را دوباره بخواند، و اگر کارى که نماز را باطل مى کند انجام نداده، باید دو رکعت کسرى نمازش را بجا آورد، و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1231 اگر بین دو و سه و چهار شک کند و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند.

مسأله 1232 اگر بین سه و چهار شک کند و موقعى که دو رکعت نماز احتیاط نشسته یا یک رکعت ایستاده را مى خواند، یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده باید نماز احتیاط
را تمام کند، و بنابر احتیاط واجب نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1233 اگر بین دو و سه و چهار شک کند و موقعى که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را مى خواند، پیش از رکوع رکعت دوّم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده، باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتى تمام کند، و بنابر احتیاط واجب نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1234 اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسرى نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده، چنانچه نتواند نماز احتیاط را مطابق کسرى نمازش تمام کند، باید آنرا رها کند و کسرى نماز را بجا آورد، و بنا بر احتیاط واجب، نماز را دوباره بخواند، مثلاً در شک بین سه و چهار اگر موقعى که دو رکعت نماز احتیاط نشسته را مى خواند یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده، چون نمى تواند دو رکعت نشسته را بجاى دو رکعت ایستاده حساب کند، باید نماز احتیاط نشسته را رها کند، و دو رکعت کسرى نمازش را بخواند، و احتیاطاً نماز را هم دوباره بجا آورد.

مسأله 1235 اگر شک کند نماز احتیاطى را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته، به شک خود اعتنا نکند، و اگر وقت دارد، در صورتى که مشغول کار دیگرى نشده و از جاى نماز بر نخاسته و کارى هم مثل رو گرداندن از قبله که نماز را باطل مى کند انجام نداده، باید نماز احتیاط را بخواند. و اگر کارى که نماز را باطل مى کند بجا آورده، یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده،
بنابر احتیاط واجب باید اصل نماز را دوباره بخواند، و اما اگر فقط مشغول کار دیگرى شده، بنابر احتیاط واجب باید نماز احتیاط را بجا آورد، و ترک احتیاط به اعاده اصل نماز سزاوار نیست.

مسأله 1236 اگر در نماز احتیاط، رکنى را زیاد کند یا مثلاً بجاى یک رکعت دو رکعت بخواند، نماز احتیاط باطل مى شود، باید دوباره نماز احتیاط واصل نماز را بخواند.

مسأله 1237 موقعى که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکى از کارهاى آن شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد، و اگر محلش گذشته، باید به شک خود اعتنا نکند، مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته باید بخواند. و اگر به رکوع رفته باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1238 اگر در شماره رکعتهاى نماز احتیاط شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل مى کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد، و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند، باید بنا را بر بیشتر بگذارد. مثلاً موقعى که مشغول خواندن دو رکعت نماز احتیاط است، اگر شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل مى کند، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده و اگر شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل نمى کند، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است، و معذلک احتیاط واجب آنست که نماز احتیاط با اصل نماز را اعاده نماید.

مسأله 1239 اگر در نماز احتیاط چیزى که رکن نیست سهواً
کم یا زیاد شود، احتیاط واجب آنست که دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله 1240 اگر بعد از سلام نماز احتیاط، شک کند که یکى از اجزاء یا شرائط آنرا بجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1241 اگر در نماز احتیاط، تشهد یا یک سجده را فراموش کند، احتیاط واجب آنست که بعد از سلام نماز، آنرا قضا نماید.

مسأله 1242 اگر نماز احتیاط و قضاى یک سجده یا قضاى یک تشهد یا دو سجده سهو بر او واجب شود، باید اول نماز احتیاط را بجا آورد.

مسأله 1243 حکم گمان در عدد رکعات نماز مثل حکم یقین است مگر گمان به چیزى که سبب بطلان نماز باشد که در این صورت حکم یقین را ندارد و اما گمان در افعال نماز اگر چه به حکم شک است على الاظهر لکن ترک احتیاط سزاوار نیست.

مسأله 1244 حکم شک و سهو و گمان در نمازهاى واجب یومیه و نمازهاى واجب دیگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتى است، نمازش باطل مى شود.

سجده سهو

مسأله 1245 براى پنج چیز بعد از سلام نماز، انسان باید دو سجده سهو به دستورى که بعداً گفته مى شود بجا آورد:
اول آنکه در بین نماز، سهواً حرف بزند.
دوم جائى که نباید نماز را سلام دهد، مثلاً در رکعت اول سهواً سلام بدهد.
سوم آنکه یک سجده را فراموش کند.
چهارم آنکه تشهد را فراموش کند.
پنجم آنکه در نماز چهار رکعتى بعد از سجده دوم شک کند
که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، و نیز اگر در جائى که باید بایستد مثلاً موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشیند یا در جائى که باید بنشیند مثلاً موقع خواندن تشهد اشتباهاً بایستد، بنابر احتیاط واجب، باید دو سجده سهو بجا آورد. بلکه براى هر چیزى که در نماز اشتباهاً کم یا زیاد کند بنابر احتیاط واجب باید دو سجده سهو بنماید. و احکام این چند صورت در مسائل آینده گفته مى شود.

مسأله 1246 اگر انسان اشتباهاً یا بخیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند، باید دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله 1247 براى حرفى که از آه کشیدن و سرفه پیدا مى شود سجده سهو واجب نیست. ولى اگر مثلاً سهواً آخ یا آه بگوید باید سجده سهو نماید.

مسأله 1248 اگر چیزى را که غلط خوانده دوباره بطور صحیح بخواند، براى آن غلط سجده سهو واجب نیست.

مسأله 1249 اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها یک مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافیست.

مسأله 1250 اگر سهواً تسبیحات اربعه را بیشتر از سه مرتبه بگوید بنا بر احتیاط واجب باید بعد از نماز دو سجده سهو آورد.

مسأله 1251 اگر در جائى که نباید سلام نماز را بگوید سهواً بگوید: السلام علینا و على عبادالله الصالحین یا بگوید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، باید دو سجده سهو بنماید، ولى اگر اشتباهاً مقدارى از این دو سلام را بگوید، یا بگوید السلام علیک ایها النبى و رحمة الله و برکاته بنابر احتیاط واجب باید دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله 1252
اگر درجائى که نباید سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگوید دو سجده سهو کافیست.

مسأله 1253 اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید برگردد و بجا آورد، و بعد از نماز بنابر احتیاط واجب باید براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.

مسأله 1254 اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده، باید بعد از سلام نماز سجده یا تشهد را قضا نماید و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد.

مسأله 1255 اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً بجا نیاورد، معصیت کرده و واجب است هر چه زودتر آنرا انجام دهد و چنانچه سهواً بجا نیاورد، هر وقت یادش آمد باید فوراً انجام دهد، و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1256 اگر شک دارد که سجده سهواً بر او واجب شده یا نه، لازم نیست بجا آورد.

مسأله 1257 کسى که شک دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا، اگر دو سجده بنماید کافیست.

مسأله 1258 اگر بداند یکى از دو سجده سهو را بجا نیاورده، باید دو سجده سهو بجا آورد، و اگر بداند سهواً سه سجده کرده. احتیاط واجب آنست که دوباره دو سجده سهو بنماید.

دستور سجده سهو

مسأله 1259 دستور سجده سهو اینست که بعد از سلام نماز نیت سجده سهو کند و پیشانى را به چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذار دو هر ذکرى که بخواهد بگوید و احتیاط مستحب آنست که بگوید: «بِسْمِ
اللهِ وَ بِاللهِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحمد وَ آلهِ » یا «بِسْمِ اللهِ و بِاللهِ اَللهمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» ولى بهتر است بگوید: «بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهاَ النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» بعد باید بنشیند و دوباره به سجده رود و یکى از ذکرهائى را که گفته شد بگوید و بنشیند، و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.

قضاى سجده و تشهد فراموش شده

مسأله 1260 سجده و تشهد را که انسان فراموش کرده و بعد از نماز قضاى آنرا بجا مى آورد، باید تمام شرائط نماز: مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى دیگر را داشته باشد.

مسأله 1261 اگر سجده را چند دفعه فراموش کند، مثلاً یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت دوم فراموش نماید، باید بعد از نماز قضاى هر دو را با سجده هاى سهوى که براى آنها لازم است بجا آورد، و لازم نیست معین کند که قضاى کدام یکِ آنها است و اگر یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت آخر فراموش نماید و یا دو تشهد را فراموش نماید بنا بر اقوى باید اول سجده آخر را که فراموش شده و بعد از آن تشهد و سلام بجا آورد و بعد سجده اول را قضاء نماید و همچنین بنا بر اقوى باید تشهد آخر را که فراموش شده و سلام را بجا آورد و بعد تشهد اول را قضا نماید این در صورتى است که کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند انجام نداده باشد و اگر انجام
داده باشد باید اصل نماز را اعاده نماید.

مسأله 1262 اگر یک سجده و تشهد را فراموش کند، احتیاط واجب آنست که هر کدام را اول فراموش کرده، اول قضا نماید. و اگر نداند کدام اول فراموش شده، باید احتیاطاً یک سجده و تشهد و بعد یک سجده دیگر بجا آورد، یا یک تشهد و یک سجده و بعد یک تشهد دیگر بجا آورد، تا یقین کند سجده و تشهد را به ترتیببى که فراموش کرده قضا نموده است.

مسأله 1263 اگر به خیال اینکه اول، سجده را فراموش کرده اول قضاى آنرا بجا آورد، و بعد از خواندن تشهد یادش بیاید که اول تشهد را فراموش کرده، احتیاط واجب آنست که دوباره سجده را قضا نماید. و نیز اگر بخیال اینکه اول تشهد را فراموش کرده، اول بجا آورد، و بعد از سجده یادش بیاید که اول سجده را فراموش کرده، بنابر احتیاط واجب باید دوباره تشهد را بخواند.

مسأله 1264 اگر بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهد کارى کند که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتفاق بیفتد نماز باطل مى شود مثلاً پشت به قبله نماید، احتیاط واجب آنست که بعد از قضاى سجده و تشهد دوباره نماز را بخواند این در صورتى است که سجده یا تشهدى که فراموش شده از غیر رکعت آخر باشد و اما اگر از رکعت آخر باشد بنابر اقوى باید اصل نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1265 اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده از رکعت آخر فراموش کرده، چنانچه کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى کند،
مثل رو گرداندن از قبله انجام نداده، بنابر اقوى باید بقصد اینکه وظیفه خود را انجام داده باشد، سجده فراموش شده و بعد از آن تشهد و سلام و دو سجده سهو بجا آورد. و نیز اگر یادش بیاید که تشهد رکعت آخر را فراموش کرده،بنابر اقوى باید بقصد اینکه وظیفه خود را انجام داده باشد، تشهد را بخواند و بعد از آن سلام دهد و دو سجده سهو بنماید.

مسأله 1266 اگر بین سلام نماز و قضاى سجده یا تشهدى که از رکعت سابق فراموش شده کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى شود، مثل آنکه سهواً حرف بزند، باید سجده یا تشهد را قضا کند و غیر از سجده سهوى که براى قضاى سجده یا تشهد لازم است لازم نیست که دو سجده سهو دیگر بنماید.

مسأله 1267 اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را باید هر دو را قضا نماید، و هر کدام را اول بجا آورد اشکال ندارد.

مسأله 1268 اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه واجب نیست قضا نماید.

مسأله 1269 اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده و شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد بجا آورده یا نه، احتیاط واجب آنست که آنرا قضا نماید.

مسأله 1270 کسى که باید سجده یا تشهد را قضا نماید، اگر براى کار دیگرى هم سجده سهو بر او واجب شود، باید بعد از نماز سجده یا تشهد را قضا نماید، بعد سجده سهو را بجا آورد.

مسأله 1271 اگر شک دارد که بعد از نماز، قضاى سجده یا
تشهد فراموش شده را بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته باید سجده یا تشهد را قضا نماید و اگر وقت نماز گذشته، قضاى آن احوط است.

کم و زیاد کردن اجزاء و شرائط نماز

مسأله 1272 هر گاه چیزى از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند، اگر چه یک حرف آن باشد، نماز باطل است.

مسأله 1273 اگر به واسطه ندانستن مسأله، چیزى از واجبات نماز را کم یا زیاد کند، نماز باطل است. ولى چنانچه به واسطه ندانستن مسأله حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را آهسته بخواند، یا حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند بخواند، یا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعتى بخواند، نمازش صحیح است.

مسأله 1274 اگر در بین نماز بفهمد وضو یا غسلش باطل بوده، یا بدون وضو یا غسل مشغول نماز شده، باید نماز را بهم بزند، و دوباره با وضو یا غسل بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، باید دوباره نماز با وضو یا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1275 اگر بعد از رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش فراموش کرده، نمازش باطل است. و اگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید، باید برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخیزد و حمد و سوره باتسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند، و بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب باید براى ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.

مسأله 1276 اگر پیش از گفتن السلام علینا والسلام علیکم یادش بیاید که دو سجده رکعت آخر را
بجا نیاورده، باید دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1277 اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز نخوانده، باید مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد.

مسأله 1278 اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه کارى انجام داده که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل مى کند، مثلاً پشت به قبله کرده، نمازش باطل است. و اگر کارى که عمدى و سهوى آن، نماز را باطل مى کند انجام نداده، باید فوراً مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد.

مسأله 1279 هر گاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل مى کند، مثلاً پشت به قبله نماید و بعد یادش بیاید که دو سجده آخر را بجا نیاورده نمازش باطل است. و اگر پیش از انجام کارى که نماز را باطل مى کند یادش بیاید، باید دو سجده اى را که فراموش کرده بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو براى سلامى که اول گفته است بنماید.

مسأله 1280 اگر بفهمد نماز را پیش از وقت خوانده، یا پشت به قبله یا به طرف راست یا به طرف چپ قبله بلکه مطلق انحراف به زیادتر از آن مقدار که عمداً جائز است بجا آورده، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

نماز مسافر

نماز مسافر

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را
با هشت شرط شکسته بجا آورد، یعنى دو رکعت بخواند:
شرط اول: آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد و فرسخ شرعى تقریباً پنج کیلومتر و نیم است.

مسأله 1281 کسى که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر در یک شب و یک روز یا به فاصله کمتر از ده روز برود و برگردد مثلاً اگر روز برود و همان روز یا شب آن برگردد، چنانچه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد و همچنین برگشتن او، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد یا به عکس اظهر آنست که باید تمام بخواند اگر چه در هر دو صورت ترک احتیاط به جمع بین شکسته و تمام سزاوار نیست.

مسأله 1282 اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، ولى روزى که مى رود، همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برنگردد مثلاً امروز برود و فردا و یا بعد از چند روز برگردد، نماز را شکسته بخواند و روزه را هم نگیرد، بلکه قضاى آنرا بجا آورد.

مسأله 1283 اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند. و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه در صورتى که تحقیق کردن برایش مشقت دارد، باید نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق کند که اگر دو عادل بگویند، یا بین مردم معروف باشد به طورى که سبب اطمینان شود که سفر او هشت فرسخ است،
نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1284 اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، و روزه بگیرد و قضاى آنرا هم بجا آورد.

مسأله 1285 کسى که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آنرا چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1286 کسى که یقین دارد از جاى خود تا جائى که قصد رفتن به آنجا را دارد هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که هشت فرسخ بوده، اگر چه کمى از راه باقى باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شکسته بجا آورد.

مسأله 1287 اگر بین دو محلى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1288 اگر محلى دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر از راهى که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.

مسأله 1289 اگر شهر دیوار دارد، باید ابتداى هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند، و اگر دیوار ندارد، باید از خانه هاى آخر شهر حساب نماید.
شرط دوم آنکه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را
داشته باشد، پس اگر به جائى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جائى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا روز دیگر به وطنش یا به جائى که مى خواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1290 کسى که نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاًبراى پیدا کردن گمشده اى مسافرت مى کند و نمى داند که چه مقدار باید برود تا آنرا پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جائى که مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته بخواند. و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1291 مسافر در صورتى باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسى که از شهر بیرون مى رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند، سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا مى کند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد، باید تمام بخواند.

مسأله 1292 کسى که قصد هشت فرسخ دارد، اگر چه در هر روز مقدار کمى
راه برود وقتى به جائى برسد که دیوار شهر را نبیند و اذان آنرا نشنود، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر در هر روز مقدار خیلى کمى راه برود که نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1293 کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، مانند نوکرى که با آقاى خود مسافرت مى کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند بنابر احتیاط واجب باید از او بپرسد، که اگر سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بجا آورد.

مسأله 1294 کسى که در سفر به اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1295 کسى که در سفر به اختیار دیگریست، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود یا نه، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر شک او از اینجهت است که احتمال مى دهد مانعى براى سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط سوم آنکه در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1296 اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در
برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1297 اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که همان روز یا شب آن برگردد، باید نماز را شکسته بخواند بلکه اگر بعد از چند روز هم برگردد باید شکسته بخواند.

مسأله 1298 اگر براى رفتن به محلى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود، چنانچه از محل اولى که حرکت کرده تا جائى که مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1299 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1300 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1301 اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، چنانچه باقیمانده سفر او کمتر از هشت فرسخ باشد و نخواهد همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز
دیگربرگردد باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر راهى که پیش از مردد شدن و راهى که بعد از آن مى رود، روى هم هشت فرسخ باشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
شرط چهارم آنکه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، یا ده روز یا بیشتر در جائى بماند، پس کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1302 کسى که نمى داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد یا نه، یا ده روز در محلى مى ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1303 کسى که مى خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، و نیز کسى که مردد است که از وطنش بگذرد یا ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند ولى اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط پنجم آنکه براى کار حرام سفر نکند و اگر براى کار حرامى مانند دزدى سفر کند، باید نماز را تمام بخواند، و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه براى او ضرر داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر و
اذیت شدن آنها سفرى بروند که بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخوانند.

مسأله 1304 سفرى که اسباب اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

مسأله 1305 کسى که سفر او حرام نیست و براى کار حرام هم سفر نمى کند، اگر چه در سفر، معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا شراب بخورد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1306 اگر مخصوصاً براى آنکه کار واجبى را ترک کند، مسافرت نماید نمازش تمام است. پس کسى که بدهکار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترک واجب مسافرت نکند، باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1307 اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مرکب دیگرى که سوار است غصبى باشد، یا در زمین غصبى مسافرت کند، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1308 کسى که با ظالم مسافرت مى کند اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.

مسأله 1309 اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، حرام نیست و باید نماز را
شکسته بخواند.

مسأله 1310 اگر براى لهو و خوش گذرانى به شکار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیه معاش به شکار رود نمازش شکسته است و همچنین اگر براى کسب و زیاد کردن مال برود، ولى احتیاط مستحب آنست که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، ولى باید روزه نگیرد.

مسأله 1311 کسى که براى معصیت سفر کرده، موقعى که از سفر برمى گردد اگر توبه کرده و برگشتن او هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند. و همچنین اگر توبه نکرده، باید شکسته بخواند، اگر چه احتیاط مستحب آنست که در این صورت هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1312 کسى که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1313 کسى که براى معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند، ولى نمازهائى را که شکسته خوانده صحیح است.
شرط ششم آنکه از صحرا نشینهائى نباشد که در بیابانها گردش مى کنند و هر جا آب و خوراک براى خود و حشمشان پیدا کنند، مى مانند و بعد از چندى به جاى دیگر مى روند، و صحرا نشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.

مسأله 1314 اگر یکى از صحرا نشینها براى پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، احتیاط واجب
آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند اگر لوازم زندگى با او نباشد والا بنابر اقوى باید تمام بخواند.

مسأله 1315 اگر صحرا نشین براى زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط هفتم آنکه شغل او مسافرت نباشدبنا بر این شتر دارو راننده و چوبدار و کشتیبان و مانند اینها، اگر چه براى بردن اثاثیه منزل خود مسافرت کنند، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند. ولى در سفر اول اگر چه طول بکشد، نمازشان شکسته است.

مسأله 1316 کسى که شغلش مسافرت است اگر براى کار دیگرى مثلاً براى زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند ولى اگر مثلاً شوفر، اتومبیل خود را براى زیارت کرایه بدهد و در ضمن، خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1317 حمله دار یعنى کسى که براى رساندن حاجیها به مکه مسافرت مى کند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد، باید شکسته بخواند.

مسأله 1318 کسى که شغل او حمله داریست و حاجیها را از راه دور به مکه مى برد چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد، باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1319 کسى که در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى که فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه مى دهد، باید در سفر نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1320 راننده و دوره گردى که در دو سه فرسخى شهر
رفت و آمد مى کند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، باید نماز را شکسته بخواند. ولى اگر مردم بگویند شغل او مسافرت است، در صورتى که سفر هشت فرسخى برود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1321 کسى که شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد و چه بدون قصد بماند باید در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود نماز را شکسته بخواند ولکن در غیر چاروادار(مُکارى) احوط وجوبى جمع است.

مسأله 1322 کسى که شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند، چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود، باید نماز را شکسته بخواند ولکن در غیر چار وادار(مُکارى) احوط وجوبى جمع است. و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، باید در سفر اول تمام بخواند. و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1323 کسى که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود یا جاى دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1324 کسى که در شهرها سیاحت مى کند و براى خود وطنى اختیار نکرده، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1325 کسى که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهرى یا در دهى جنسى دارد که براى حمل آن مسافرتهاى پى درپى مى کند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1326 کسى که از وطنش
صرف نظر کرده و مى خواهد وطن دیگرى براى خود اختیار کند، اگر شغلش مسافرت نباشد و عنوان دیگرى هم از عناوینى که موجب تمام نماز مى شود بر او صادق نباشد، باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند.
شرط هشتم آنکه به حد ترخص برسد، یعنى از وطنش و همچنین بنابر احتیاط واجب از جائى که قصد کرده ده روز در آنجا بماند،به قدرى دور شود که دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آنرا نشنود. ولى باید در هوا غبار یا چیز دیگرى نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیرى کند و لازم نیست به قدرى دور شود که مناره ها و گنبدها را نبیند، یا دیوارها هیچ پیدا نباشد، بلکه همینقدر که دیوارها کاملاً معلوم نباشد، کافى است.

مسأله 1327 کسى که به سفر مى رود اگر به جائى برسد که صداى اذان را نشنود ولى دیوار شهر را ببیند، یا دیوارها را نبیند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1328 مسافرى که به وطنش برمى گردد، وقتى دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آنرا بشنود، باید نماز را تمام بخواند. و اما مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند وقتى دیوار آنجا را ببیند و صداى اذانش را بشنود بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و یا نمازش را تأخیر بیندازد تا به منزل برسد.

مسأله 1329 هر گاه شهر در بلندى باشد که از دور دیده شود، یا به قدرى گود باشد
که اگر انسان کمى دور شود دیوار آنرا نبیند، کسى که از آن شهر مسافرت مى کند، وقتى به اندازه اى دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود، دیوارش از آنجا دیده نمى شد، باید نماز خود را شکسته بخواند، و نیز اگر پستى و بلندى خانه بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظه معمول بنماید.

مسأله 1330 اگر از محلى مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد وقتى به جائى برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمى شد، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1331 اگر به قدرى دور شود که نداند صدائى را که مى شنود صداى اذان است یا صداى دیگر نماز را شکسته بخواند و بنابر احتیاط مستحب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مى گویند و کلمات آنرا تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.

مسأله 1332 اگر به قدرى دور شود که اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى گویند بشنود، نباید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1333 اگر به جائى برسد که اذان شهر را که معمولاً در جاى بلند مى گویند نشنود ولى اذانى را که در جاى خیلى بلند مى گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1334 اگر چشم یا گوش او یا صداى اذان غیر معمولى باشد، در محلى باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.

مسأله 1335 اگر موقعى که سفر مى رود شک کند که به حد ترخص
یعنى جائى که اذان را نشنود و دیوار را نبیند رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن، اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند. به شرط آنکه نماز در رفتن و برگشتن در یک جا نباشد.

مسأله 1336 مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى کند وقتى به جائى برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صداى اذان آنرا بشنود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1337 مسافرى که در بین مسافرت به وطنش رسیده تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا چند روز دیگر برگردد. وقتى به جائى برسد که دیوار وطن را نبیند و صداى اذان آنرا نشنود، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1338 محلى را که انسان براى اقامت و زندگى خود اختیار کرده وطن اوست، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، یا خودش آنجا را براى زندگى اختیار کرده باشد و در نظر مردم وطن او محسوب گردد.

مسأله 1339 اگر قصد دارد در محلى که وطن اصلى اش نیست مدتى بماند و بعد به جاى دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمى شود.

مسأله 1340 جائى را که انسان قصد دارد مدت زیادى بماند مثلاً سى سال یا بیشتر اگر چه دور نیست اینجا وطن عرفى او باشد، ولکن مع ذلک اگر مسافرتى براى او پیش آید و دوباره به همان جا بر گردد تا مادامى که
قصد اقامه نکرده بنابر احتیاط واجب باید نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1341 کسى که در دو محل زندگى مى کند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر دیگرى مى ماند، هر دو وطن اوست و نیز اگر بیشتر از دو محل را براى زندگى خود اختیار کرده باشد، همه آنها وطن او حساب مى شوند.

مسأله 1342 کسى که در محلى ملک دارد، اگر موقعى که آن ملک را دارد شش ماه بقصد توطن در آنجا بماند، تا وقتى که آن ملک، مال اوست هر وقت در مسافرت به آنجا برسد، باید نماز را تمام بخواند تا مادامى که از آنجا صرف نظر نکرده و اما اگر صرف نظر کرده باشد باید نمازش را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آنست که نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1343 اگر به جائى برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن دیگرى هم براى خود اختیار نکرده باشد.

مسأله 1344 مسافرى که قصد دارد ده روز پشت سر هم در محل بماند، یا مى داند که بدون اختیار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1345 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد، و همین که قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر
روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند، واجب نیست که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند، بلکه تمام خواندن کفایت مى کند.

مسأله 1346 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند در صورتى باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یکجا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1347 مسافرى که مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا برودتا کمتر از مسافت اگر چند ساعتى بیش معطل نشود ضرر به اقامه ندارد و باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1348 مسافرى که تصمیم ندارد ده روز در محلى بماند مثلاً قصدش این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبى پیدا کند ده روز بماند، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1349 کسى که تصمیم دارد، ده روز در محلى بماند، اگر چه احتمال بدهد که براى ماندن او مانعى برسد، باید نماز را تمام بخواند، این در صورتى است که احتمالى که مى دهد عقلائى نباشد که منافات با تصمیم بر ماندن ده روزش داشته باشد و الا باید قصر بخواند.

مسأله 1350 اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جائى بماند، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند باید نماز را شکسته بخواند. اگر چه از موقعى که قصد کرده تا
آخر ماه ده روز یا بیشتر باشد.

مسأله 1351 اگر مسافر قصد کند ده روز در محلى بماند، چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جاى دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند. و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، یا مردد شود، تا وقتى در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1352 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتى خوانده باشد روزه اش صحیح است و تا وقتى در آنجا هست باید نمازهاى خود را تمام بخواند. و اگر یک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحیح است، اما نمازهاى خود را باید شکسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگیرد.

مسأله 1353 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد، یک نماز چهار رکعتى خوانده یا نه، باید نمازهاى خود را شکسته بخواند.

مسأله 1354 اگر مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند، مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتى تمام نماید.

مسأله 1355 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر در بین نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد، چنانچه داخل رکوع رکعت سوم نشده، باید نماز را دو رکعتى تمام نماید و
بقیه نمازهاى خود را شکسته بخواند. و اگر به رکوع رکعت سوم رفته، بنابر احتیاط واجب باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و دوباره شکسته بخواند، و تا در آنجا هست نمازهایش را هم تمام و هم شکسته بجا آورد.

مسأله 1356 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نکرده، باید نمازش را تمام بخواند، و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.

مسأله 1357 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، باید روزه واجب را بگیرد و مى تواند روزه مستحبى را هم بجا آورد، و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.

مسأله 1358 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جائى که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دوباره در جاى اول خود ده روز بماند، از وقتى که مى رود تا برمى گردد و بعد از برگشتن، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر نخواهد بعد از برگشتن، ده روز بماند در موقع رفتن به جائى که کمتر از چهار فرسخ است و در مدتى که آنجا مى ماند و در موقع برگشتن و بعد از آنکه بر گشت بنابر اقوى باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم تمام و هم شکسته بخواند خصوصاًدر برگشتن و محل اقامت، این در صورتى است که قصد مسافرت نکرده باشد و اما اگرقصد مسافرت کرده باشد باید در رفتن به جائى که قصد
دارد و در مدتى که آنجا مى ماند و در موقع برگشتن و بعد از آنکه برگشت نمازش را شکسته بخواند.

مسأله 1359 مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جاى دیگرى که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماندباید در رفتن و در محلى که قصد ماندن ده روز دارد،نمازهاى خود راتمام بخواند، ولى اگر محلى که مى خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد و نخواهد ده روزدر آنجا بماند، باید موقع رفتن و مدتى که در آنجا مى ماند نمازهاى خود راشکسته بخواند.

مسأله 1360 مسافرى قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بخواهد به جائى که کمتر از چهار فرسخ است برود چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگرددیا نه، یا بکلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد ولى مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید از وقتى که مى رود تا برمى گردد و بعد از برگشتن، نمازهاى خود را تمام بخواند.

مسأله 1361 اگر بخیال اینکه رفقایش مى خواهند ده روز در محلى بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند، و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده اند، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى که در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1362 اگر مسافر بعد از رسیدن
به چهار فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار کمى در آنجا بماند باید نماز را تمام بخواند ولى اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ در رفتن بقیه راه مردد شود، از وقتى که مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1363 مسافرى که مى خواهد نه روز یا کمتر در محلى بماند، اگر بعد از آنکه نه روز یا کمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند و همینطور تا سى روز، روز سىویکم باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1364 مسافرى که سى روز مردد بود، در صورتى باید نماز را تمام بخواند که سى روز را در یکجا بماند، پس اگر مقدارى از آنرا در جائى و مقدارى را در جاى دیگر بماند، بعد از سى روز هم باید نماز را شکسته بخواند.

مسائل متفرقه

مسأله 1365 مسافر مى تواند در مسجد الحرام، و مسجد پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم، و مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جائى که اول جزء این مساجد نبوده و بعد به این مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتیاط واجب آنست که شکسته بخواند، و نیز مسافر مى تواند در حائر حضرت سیدالشهداء علیه السلام نماز را تمام بخواند. ولى احتیاط واجب آنست که در غیر حرم مطهر شکسته بخواند و مسجد پشت سر که ملحق به حرم شده خارج از حرم است و اگر دورتر از اطراف قبر مطهر به مقدار بیست و پنج ذراع نماز بخواند،
شکسته بجا آورد.

مسأله 1366 کسى که مى داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند اگر در غیر چهار مکانى که در مسأله پیش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است و همچنین است اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند در وقت اعاده نماید و چنانچه بعد از گذشتن وقت متذکر شود بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.

مسأله 1367 کسى که مى داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر غفلتاً تمام بخواند نمازش باطل است.

مسأله 1368 مسافرى که نمى داند باید نماز را شکسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحیح است.

مسأله 1369 مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از خصوصیات آنرا نداند، مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخى باید شکسته بخواند، چنانچه تمام بخواند نمازش باطل است.

مسأله 1370 مسافرى که مى داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر به گمان اینکه سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را که تمام خوانده باید دوباره شکسته بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1371 اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند. چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته بجا آورد، و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضاى آن نماز بر او واجب نیست.

مسأله 1372 کسى که باید نماز را تمام بخواند، اگر شکسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است.

مسأله 1373 اگر مشغول نماز چهار رکعتى شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر
است، یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته، باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است. و در صورتى که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1374 اگر مسافر بعضى از خصوصیات نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند که چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد باید شکسته بخواند چنانچه به نیت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر در رکوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1375 مسافرى که باید نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود و در بین مسأله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و احتیاط مستحب آنست که بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار رکعتى بخواند.

مسأله 1376 مسافرى که نماز نخوانده اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد یا به جائى برسد که مى خواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند. و کسى که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1377 اگر از مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر یا عشا قضا شود، باید آنرا دو
رکعتى قضا نماید اگر چه در غیر سفر بخواهد قضاى آنرا بجا آورد، و اگر از کسى که مسافر نیست یکى از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتى قضا نماید اگر چه در سفر بخواهد آنرا قضا نماید.

مسأله 1378 مستحب است مسافر بعد از هر نماز سى مرتبه بگوید، سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُللهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَر و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشا بیشتر سفارش شده است. بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت مرتبه بگوید.

نماز قضا

نماز قضا

مسأله 1379 کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضاى آنرا بجا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه مستى یا بیهوشى که به اختیار خودش بوده نماز نخوانده باشد، ولى نمازهاى یومیه اى را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده، قضا ندارد.

مسأله 1380 اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را که خوانده باطل بوده، باید قضاى آنرا بخواند.

مسأله 1381 کسى که نماز قضا دارد، باید در خواندن آن کوتاهى نکند ولى واجب نیست فوراً آنرا بجا آورد.

مسأله 1382 کسى که نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند.

مسأله 1383 اگر انسان احتمال دهد که نماز قضائى دارد یا نمازهائى را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضاى آنها را بجا آورد.

مسأله 1384 قضاى نمازهاى یومیه که در اداء آنها ترتیب شرط است مثل ظهر و عصر از یک روز و مغرب و عشا از یک شب باید به ترتیب خوانده شود و در غیر آنها بنابر احتیاط
استحبابى که ترکش سزاوار نیست مراعات ترتیب را نماید.

مسأله 1385 اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند، یا مثلاًبخواهد قضاى یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

مسأله 1386 اگر ترتیب نمازهائى را که نخوانده فراموش کند، مستحب است طورى آنها را بخواند که یقین کند به ترتیبى که قضا شده بجا آورده است مثلاً اگر قضاى یک نماز ظهر و یک نماز مغرب بر او واجب است و نمى داند کدام اول قضا شده، احتیاطاً باید اول یک نماز مغرب و بعد از آن یک نماز ظهر و دوباره نماز مغرب را بخواند، یا اول یک نماز ظهر و بعد از آن یک نماز مغرب و دوباره نماز ظهر را بخواند، تا یقین کند هر کدام را که اول قضا شده اول خوانده است، ولى اگر نمازهائى که ترتیب آنها را فراموش کرده به قدرى زیاد باشد که اگر بخواهد به ترتیب بخواند خیلى مشقت دارد بدون ترتیب بجا آورد.

مسأله 1387 اگر نماز ظهر یک روز و نماز عصر روز دیگر یا دو نماز ظهر یا دو نماز عصر از او قضا شده و نمى داند کدام اول قضا شده است. چنانچه دو نماز چهار رکعتى بخواند به نیت اینکه اولى قضاى نماز روز اول و دومى قضاى نماز روز دوم باشد کافیست.

مسأله 1388 اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا یا یک نماز عصر و یک نماز عشا از او قضا شود و نداند کدام اول قضا شده است مستحب است طورى آنها
را بخواند که یقین کند به ترتیب بجا آورده است، مثلاً اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا از او قضا شده و اوّلى آنها را نمى داند، باید اول یک نماز ظهر بعد یک نماز عشا دوباره یک نماز ظهر، یا اول یک نماز عشا بعد یک نماز ظهر، دوباره یک نماز عشا بخواند.

مسأله 1389 کسى که مى داند یک نماز چهار رکعتى نخوانده ولى نمى داند ظهر است یا نماز عصر، اگر یک نماز چهار رکعتى به نیت قضاى نمازى که نخوانده بجا آورد کافیست.

مسأله 1390 کسى که پنج نماز پشت سر هم از او قضا شده و نمى داند اولى آنها کدامست پنج نماز باید بجا آورد و اگر بخواهد ترتیب استحبابى را مراعات نماید باید نه نماز به ترتیب بخواند مثلاً از نماز صبح شروع کند و بعد از آنکه ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند دو مرتبه نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را بخواند، و اگر شش نماز پشت سر هم از او قضا شده و اولى آنها را نمى داند، باید ده نماز به ترتیب قضا کند، و همینطور براى هر یک نمازى که به نمازهاى قضاى او اضافه مى شود در صورتى که پشت سر هم قضا شده باشد، باید یک نماز بر مقدارى که گفته شد اضافه نماید، مثلاً اگر هفت نماز او قضا شده و اولى آنها را نمى داند باید یازده نماز به ترتیب بجا آورد.

مسأله 1391 کسى که مى داند نمازهاى پنجگانه او هر کدام از یک روز قضا شده و ترتیب آنها را
نمى داند، اگر بخواهد ترتیب استحبابى را مراعات نماید باید پنج شبانه روز نماز بخواند، و اگر شش نماز از شش روز از او قضا شده باید شش شبانه روز نماز بخواند، و همچنین براى هر نمازى که به نمازهاى قضاى او اضافه شود، باید یک شبانه روز بیشتر بخواند تا یقین کند به ترتیبى که قضا شده بجا آورده است، مثلاً اگر هفت نماز از هفت روز نخوانده باشد، باید هفت شبانه روز قضا نماید.

مسأله 1392 کسى که مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى داند، مثلاً نمى داند که سه یا چهار یا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافیست. ولى اگر شماره آنها را مى دانسته و فراموش کرده، بنابر احتیاط واجب بلکه خالى از قوت نیست که باید به قدرى نماز بخواند که یقین کند تمام آنها را خوانده است مثلاً اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده است و یقین دارد که بیشتر از ده تا نبوده، احتیاطاً باید ده نماز صبح بخواند.

مسأله 1393 کسى که فقط یک نماز قضا از روزهاى پیش دارد لازم نیست که اول آنرا بخواند و بعد مشغول نماز آنروز شود. ولى اگر یک نماز یا بیشتر، از همانروز از او قضا شده، در صورتى که ممکن باشد بنا بر احتیاط واجب باید نماز قضاى آنروز را پیش از نماز اداء بخواند.

مسأله 1394 اگر در بین نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همانروز از او قضا شده، چنانچه وقت وسعت دارد و ممکن
است نیت را به نماز قضا برگرداند، بنا بر احتیاط واجب باید نیت نماز قضا کند. مثلاً اگر در نماز ظهر پیش از تمام شدن رکعت دوم یادش بیاید که نماز صبح آنروز قضا شده در صورتى که وقت نماز ظهر تنگ نباشد، احتیاطاً باید نیت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو رکعتى تمام کند بعد نماز ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است یا نمى تواند نیت را به نماز قضا برگرداند مثلاً در رکوع رکعت سوم نماز ظهر یادش بیاید که نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نیت نماز صبح کند یک رکوع که رکن است زیاد مى شود، نباید نیت را به قضاى صبح برگرداند.

مسأله 1395 اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده چنانچه براى قضاى تمام آنها وقت ندارد، یا نمى خواهد همه را در آنروز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید نماز قضاى آن روز را پیش از نماز ادا بخواند ولى اگر مى خواهد مراعات ترتیب استحبابى را نماید بعد از خواندن قضاى نمازهاى سابق دوباره نماز قضائى را که در آن روز پیش از نماز ادا خوانده بجا آورد.

مسأله 1396 تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد. دیگرى نمى تواند نمازهاى او را قضا نماید.

مسأله 1397 نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر
امام بخواند اشکال ندارد.

مسأله 1398 مستحب است بچه ممیز یعنى بچه اى که خوب و بد را مى فهمد به نماز خواندن و عبادتهاى دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمایند.

نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است

مسأله 1399 اگر پدر نماز و روزه خود را بجا نیاورده باشد، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش بجا آورد، یا براى او اجیر بگیرد. ولى روزه اى را که در سفر نگرفته، اگر چه نمى توانسته قضا کند، احتیاط واجب آنست که پسر بزرگتر قضا نماید یا براى آن اجیر بگیرد. و نسبت به مادر دلیل معتبرى بر وجوب قضاى نماز و روزه بر پسر بزرگتر نداریم، لکن ترک احتیاط سزاوار نیست.

مسأله 1400 اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر و مادرش نماز و روزه قضا داشته اند یا نه، چیزى بر او واجب نیست.

مسأله 1401 اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که بجا آورده یا نه، بنابر احتیاط واجب بلکه اقوى باید قضا نماید.

مسأله 1402 اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است قضاى نماز و روزه پدر و مادر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولى احتیاط مستحب آنست که نماز و روزه آنان را بین خودشان قسمت کنند، یا براى انجام آن قرعه بزنند.

مسأله 1403 اگر میت وصیت کرده باشد که براى نماز و روزه او اجیر بگیرند، بعد از آنکه اجیر، نماز و روزه او را بطور صحیح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چیزى واجب نیست.

مسأله 1404 اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر و مادر
را بخواند، باید به تکلیف خود عمل کند، مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را باید بلند بخواند.

مسأله 1405 کسى که خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر و مادر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول بجا آورد صحیح است.

مسأله 1406 اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر نابالغ یا دیوانه باشد، وقتى که بالغ شد یا عاقل گردید، باید نماز و روزه پدر را قضا نماید. و چنانچه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد بر پسر دوم چیزى واجب نیست.

مسأله 1407 اگر پسر بزرگتر پیش از آنکه نماز و روزه پدر یا مادر را قضا کند بمیرد بر پسر دوم چیزى نیست.

نماز جماعت

نماز جماعت

مسأله 1408 مستحب است نمازهاى واجب مخصوصاً نمازهاى یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً براى همسایه مسجد و کسى که صداى اذان مسجد را مى شنود بیشتر سفارش شده است.

مسأله 1409 اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنان ثواب صدو پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر مى شود تا به ده نفر برسند وعده آنان که از ده گذشت، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختهاقلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمى توانند ثواب یک رکعت آنرا بنویسند.

مسأله 1410 حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنائى جایز نیست. و سزاوار نیست که انسان بدون عذر
نماز جماعت را ترک کند.

مسأله 1411 مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادى یعنى تنها خوانده شود بهتر است. و نیز نماز جماعتى را که مختصر بخوانند از نماز فرادائى که آنرا طول بدهند بهتر مى باشد.

مسأله 1412 وقتى که جماعت بر پا مى شود، مستحب است کسى که نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند. و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او کافیست.

مسأله 1413 اگر امام یا مأموم بخواهد نمازى را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند اشکال دارد.

مسأله 1414 کسى که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتى که نماز را با جماعت بخواند، از وسواس راحت مى شود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را با جماعت بخواند.

مسأله 1415 اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند، نماز جماعت بر او به صرف امرشان واجب نمى شود.

مسأله 1416 نماز مستحب را نمى شود به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء که براى آمدن باران مى خوانند، و نمازى که واجب بوده و به جهتى مستحب شده است، مانند نماز عید فطر و قربان که در زمان امام علیه السلام واجب بوده و به واسطه غائب شدن ایشان مستحب مى باشد.

مسأله 1417 موقعى که امام جماعت نماز یومیه مى خواند، هر کدام از نمازهاى یومیه را مى شود به او اقتدا کرد، ولى اگر نماز یومیه اش را احتیاطاً دوباره مى خواند، اقتدا کردن به او اشکال دارد. مگر
در دو صورت :
1 آنکه مأموم هم مثل امام باشد در اینکه نمازش را احتیاطاً دوباره بخواند و در سبب احتیاط به نحوى که اگر نماز قبلى مأموم باطل بوده نماز قبلى امام هم باطل بوده مثلاً هر دو نماز را احتیاطاً اعاده نمایند به جهت اینکه در نماز قبل در ذکر رکوع یا سجود عمداً اکتفاء به یک سبحان الله نموده اند.
2 آنکه امام نماز قبلى را منفرداً خوانده باشد و فعلاً به قصد امر واقعى به جماعت اعاده نماید، چه فعلاً واجب باشد به جهت باطل بودن نماز قبلى و چه مستحب باشد به جهت اینکه به جماعت اعاده نموده و در هر دو صورت اقتدا به او صحیح است.

مسأله 1418 اگر امام جماعت قضاى نماز یومیه خود را مى خواند مى شود به او اقتدا کرد، ولى اگر نمازش را احتیاطاً قضا مى کند، یا احتیاطاً قضاى نماز کس دیگر را مى خواند، اگر چه براى آن پول نگرفته باشد، اقتداى به او اشکال دارد مگر آنکه قضاى قطعى غیر باشد.

مسأله 1419 اگر انسان نداند نمازى را که امام مى خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب، نمى تواند به او اقتدا کند.

مسأله 1420 اگر امام در محراب باشد و کسى پشت سر او اقتدا نکرده باشد، کسانى که دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمى بینند نمى توانند اقتدا کنند.

مسأله 1421 اگر به واسطه درازى صف اول، کسانى که دو طرف صف ایستاده اند، امام را نبینند مى توانند اقتدا کنند. و نیز اگر به واسطه درازى یکى
از صفهاى دیگر کسانى که دو طرف آن ایستاده اند، صف جلوى خود را نبینند مى توانند اقتدا نمایند.

مسأله 1422 اگر صفهاى جماعت تا درب مسجد برسد کسى که مقابل درب پشت صف ایستاده نمازش صحیح است، و نیز نماز کسانى که پشت سر او اقتدا مى کنند صحیح مى باشد، ولى نماز کسانى که دو طرف او ایستاده اند وصف جلو را نمى بیند صحیح نیست.

مسأله 1423 کسى که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متصل نباشد نمى تواند اقتدا کند.

مسأله 1424 جاى ایستادن امام باید از جاى مأموم بلندتر نباشد، ولى اگر مکان امام مقدار خیلى کمى بلندتر باشد اشکال ندارد و نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفى که بلندتر است بایستد در صورتى که سراشیبى آن زیاد نباشد و طورى باشد که به آن، زمین مسطح بگویند مانعى ندارد.

مسأله 1425 اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد اشکال ندارد، ولى اگر بقدرى بلند باشد که نگویند اجتماع کرده اند، جماعت صحیح نیست.

مسأله 1426 اگر بین کسانى که در یک صف ایستاده اند بچه ممیز یعنى بچه اى که خوب و بد را مى فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است مى توانند اقتدا کنند.

مسأله 1427 بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز، و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد، بنابر احتیاط واجب کسى که در صف بعد ایستاده، نمى تواند تکبیر بگوید و باید صبر کند تا تکبیر شخص جلو او تمام شود.

مسأله 1428 اگر بداند نماز یک صف
از صفهاى جلو باطل است، در صفهاى بعد نمى تواند اقتدا کند، ولى اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه، مى تواند اقتدا نماید.

مسأله 1429 هر گاه بداند نماز امام باطل است، مثلاً بداند امام وضو ندارد، اگر چه خود امام ملتفت نباشد، نمى تواند به او اقتدا کند.

مسأله 1430 اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده، یا کافر بوده، یا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بىوضو نماز خوانده چنانچه به وظیفه منفرد عمل کرده باشد غیر از ترک قرائت نمازش صحیح است.

مسأله 1431 اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه چنانچه در حالى باشد که وظیفه مأموم است مثلاً به حمد و سوره امام گوش مى دهد بنابر احتیاط واجب باید نمازش را به نیت فرادى تمام نماید. لکن اگر خود را مقتدى ببیند و مشغول به نماز جماعت بداند اظهر عدم اعتنا به شک است. و اگر مشغول کارى باشد که هم وظیفه امام و هم وظیفه مأموم است مثلاً در رکوع یا سجده باشد، باید نماز را به نیت فرادى تمام نماید.

مسأله 1432 احتیاط واجب آنست که در بین نماز جماعت تا ناچار نشود چنانچه جماعت خواندن از برایش واجب باشد، نیت فرادى نکند. بلى بهتر بلکه احوط آنست که اگر جماعت هم واجب نباشد، از اول قصد فرادى را نداشته باشد.

مسأله 1433 اگر مأموم به واسطه عذرى یا بدون عذر بعد از حمد و سوره امام نیت فرادى کند، لازم نیست حمد و سوره را بخواند ولى اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادى
نماید، باید مقدارى را که امام نخوانده بخواند.

مسأله 1434 اگر در بین نماز جماعت نیت فرادى نماید، نمى تواند دوباره نیت جماعت کند، ولى اگر مردد شود که نیت فرادى کند یا نه و بعد تصمیم بگیرد که نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحیح است.

مسأله 1435 اگر شک کند که نیت فرادى کرده یا نه، باید بنا بگذارد که نیت فرادى نکرده است.

مسأله 1436 اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و به رکوع امام برسد، اگر چه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش صحیح است و یک رکعت حساب مى شود. اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد نمازش باطل است، و احتیاط مستحب آنست که نماز را تمام نموده و بعد اعاده نماید مگر آنکه یقین داشته که به امام مى رسد در این صورت اقوى صحت نماز و احوط اعاده است.

مسأله 1437 اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و بمقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه نمازش باطل است . و احتیاط مستحب آنست که نماز را تمام نموده و بعداًاعاده نماید مگر آنکه یقین داشته که به امام مى رسد که اقوى در این صورت صحت نماز و احوط اعاده است .

مسأله 1438 اگرموقعى که امام در رکوع است اقتداکند و پیش از آنکه باندازه رکوع خم شود، امام سر از رکوع بر دارد واجب نیست بایستد تا امام براى رکعت بعد بر خیزد و آنرا رکعت اول نماز خود حساب کند. بلکه مى تواند نیت فرادى
نماید، و اگر برخاستن امام بقدرى طول بکشد که نگویند این شخص نماز جماعت مى خواند، باید نیت فرادى نماید.

مسأله 1439 اگراول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آنکه به رکوع رود، امام سر از رکوع بر دارد نماز اوصحیح است.

مسأله 1440 اگر موقعى برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید بعد از نیت و گفتن تکبیرة الاحرام بنشیند و تشهد را به قصد قربت مطلق با امام بخواند ولى سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بایستد و بدون آنکه دوباره نیت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند و آنرا رکعت اول نماز خود حساب کند.

مسأله 1441 مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و اگر مساوى او بایستد اشکال ندارد، ولى اگر قد او بلندتر از امام است، بنابر احتیاط واجب باید طورى بایستد که در رکوع و سجود جلوتر از امام نباشد.

مسأله 1442 در نماز جماعت باید بین مأموم و امام پرده و مانند آن که پشت آن دیده نمى شود فاصله نباشد، و همچنین است بین انسان و مأموم دیگرى که انسان به واسطه او به امام متصل شده است، ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگرى که مرد است، و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشکال ندارد.

مسأله 1443 اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام، یا بین
مأموم و کسى که مأموم به واسطه او متصل به امام است، پرده یا چیز دیگرى که پشت آنرا نمى توان دید فاصله شود، قهراً فرادى مى شود، و چنانچه به وظیفه منفرد عمل نماید نمازش صحیح است.

مسأله 1444 احتیاط واجب آنست که بین جاى سجده مأموم و جاى ایستادن امام بیشتر از مقدارى که بشود به یک گام از آن رد شد فاصله نباشد. و نیز اگر انسان به واسطه مأمومى که جلوى او ایستاده به امام متصل باشد، احتیاط واجب آنست که فاصله جاى سجده اش از جاى ایستادن او بیشتر از این مقدار نباشد.

مسأله 1445 اگر مأموم به واسطه کسى که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، مستحب آنست که با کسى که در طرف راست یا چپ او اقتدا کرده، بیشتر از یک قدم معمولى فاصله نداشته باشد.

مسأله 1446 اگر در نماز، بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسى که مأموم به واسطه او به امام متصل است، فاصله بیش از حد پیدا شود قهراً فرادى مى شود، و نمازش اگر به وظیفه منفرد عمل نموده باشد صحیح است.

مسأله 1447 اگر نماز همه کسانى که در صف جلو هستند تمام شود، یا همه نیت فرادى نمایند، نماز کسانى که در صف بعد ایستاده اند قهراً فرادى مى شود، و صحیح است اگر به وظیفه منفرد عمل نموده باشند.

مسأله 1448 اگر در رکعت دوم اقتدا کند، لازم نیست حمد و سوره بخواند، ولى قنوت و تشهد را با امام بخواند، و احتیاط آنست
که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند، و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد سوره را نخواند و خود را به امام برساند و اگر براى حمد وقت ندارد بنابر احتیاط واجب قصد فرادى نماید و عمل به وظیفه منفرد نماید.

مسأله 1449 اگر موقعى که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتى است، اقتدا کند، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است بعد از دو سجده، بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد، و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد، یک مرتبه بگوید و در رکوع خود را به امام برساند.

مسأله 1450 اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمى رسد، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود، بعد اقتدا نماید.

مسأله 1451 اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، باید حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند.

مسأله 1452 کسى که مى داند اگر سوره یا قنوت را تمام کند به رکوع امام نمى رسد، چنانچه عمداً سوره یا قنوت را بخواند و به رکوع نرسد نمازش فرادى مى شود و صحیح است اگر به وظیفه منفرد عمل نماید.

مسأله 1453 کسى که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع کند یا
تمام نماید به رکوع امام مى رسد، احتیاط واجب آنست که سوره را شروع کند، یا اگر شروع کرده تمام نماید.

مسأله 1454 کسى که یقین دارد، اگر سوره را بخواند به رکوع امام مى رسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد نمازش صحیح است.

مسأله 1455 اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است مى تواند اقتدا کند، ولى باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمدکه امام در رکعت اول یا دوم بوده، نمازش صحیح است.

مسأله 1456 اگر بخیال اینکه امام در رکعت اول یا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده نمازش صحیح است. ولى اگر پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند، و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند.

مسأله 1457 اگر بخیال اینکه امام در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده، نمازش صحیح است. و اگر در بین حمد و سوره بفهمد لازم نیست آنها را تمام کند.

مسأله 1458 اگر موقعى که مشغول نماز مستحبى است جماعت برپا شود، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود. بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید.

مسأله 1459 اگر موقعى که
مشغول نماز سه رکعتى یا چهار رکعتى است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است به نیت نماز مستحبى نماز را دو رکعتى تمام کند و خود را به جماعت برساند.

مسأله 1460 اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد، لازم نیست نیت فرادى کند.

مسأله 1461 کسى که یک رکعت از امام عقب مانده، مستحب است وقتى امام تشهد رکعت آخر را مى خواند، انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد.

شرائط امام جماعت

مسأله 1462 امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند، و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد و اقتدا کردن بچه ممیز که خوب و بد را مى فهمد به بچه ممیز دیگر مانعى ندارد.

مسأله 1463 امامى را که عادل مى دانسته، اگر شک کند به عدالت خود باقیست یا نه، مى تواند به او اقتدا نماید.

مسأله 1464 کسى که ایستاده نماز مى خواند، نمى تواند به کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند اقتدا کند، و کسى که نشسته نماز مى خواند نمى تواند به کسى که خوابیده نماز مى خواند اقتدا نماید.

مسأله 1465 کسى که نشسته یا خوابیده نماز مى خواند، مى تواند به کسى که نشسته نماز مى خواند اقتدا کند. و کسى که
خوابیده نماز مى خواند مى تواند به کسى که خوابیده نماز مى خواند اقتدا نماید.

مسأله 1466 اگر امام جماعت به واسطه عذرى با لباس نجس یا با تیمم یا با وضوى جبیره اى نماز بخواند، مى شود به او اقتدا کرد.

مسأله 1467 اگر امام مرضى دارد که نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، مى شود به او اقتدا کرد. و نیز زنى که مستحاضه نیست مى تواند به زن مستحاضه اقتدا نماید.

مسأله 1468 بنابر احتیاط واجب کسى که مرض خوره یا پیسى دارد، امام جماعت نشود.

احکام جماعت

مسأله 1469 موقعى که مأموم نیت مى کند، باید امام را معین نماید ولى دانستن اسم او لازم نیست، مثلاً اگر نیت کند اقتدا مى کنم به امام حاضر، نمازش صحیح است.

مسأله 1470 مأموم باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند، ولى اگر رکعت اول یا دوم او رکعت سوم یا چهار امام باشد، باید حمد و سوره را بخواند.

مسأله 1471 اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشاء صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگر چه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند، و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره را بخواند ولى باید آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند اشکال ندارد.

مسأله 1472 اگر مأموم بعضى از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتیاط واجب آنست که حمد و سوره نخواند.

مسأله 1473 اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، یا خیال کند صدائى را که مى
شنود صداى امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحیح است .

مسأله 1474 اگر شک کند که صداى امام را مى شنود یانه، یا صدائى بشنود و نداند صداى امام است یا صداى کس دیگر، مى تواند حمد و سوره بخواند.

مسأله 1475 احتیاط واجب آنست که مأموم در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است بجاى آن ذکر بگوید .

مسأله 1476 مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید بلکه احتیاط مستحب آنست که تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید .

مسأله 1477 اگر مأموم سلام امام را بشنود، یا بداند چه وقت سلام مى گوید، واجب نیست که پیش از امام سلام نگوید، و چنانچه عمداً پیش از امام سلام دهد نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد.

مسأله 1478 اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام و سلام، چیزهاى دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد . ولى اگر آنها را بشنود، یا بداند امام چه وقت مى گوید، احتیاط مستحب آنست که پیش از امام نگوید.

مسأله 1479 مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده مى شود، کارهاى دیگر آن، مانند رکوع و سجود را با امام یا کمى بعد از امام بجا آورد . و اگر عمداًپیش از امام یا مدت بیش ازحدى بعد از امام انجام دهد، معصیت کرده على الاحوط . و نمازش صحیح است اگر به وظیفه منفرد عمل نماید و احتیاط مستحب آنست که نماز را اعاده نماید .

مسأله 1480
اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بر دارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع بر گردد و با امام سر بر دارد و دراین صورت زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمى کند ولى اگر به رکوع برگردد و پیش از آنکه به رکوع برسد، امام سر بر دارد نمازش باطل است.

مسأله 1481 اگر اشتباهاً سر بر دارد و ببیند امام در سجده است باید به سجده بر گردد، و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد براى زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمى شود.

مسأله 1482 کسى که اشتباهاً پیش از امام سر از سجده بر داشته هر گاه به سجده بر گردد، و هنوز به سجده نرسیده امام سر بر دارد، نمازش صحیح است، ولى اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد نمازش باطل است .

مسأله 1483 اگر اشتباهاً سر از رکوع یا سجده بر دارد، و سهواً یا بخیال اینکه به امام نمى رسد، به رکوع یا سجده نرود، نمازش صحیح است .

مسأله 1484 اگر سر از سجده بر دارد و ببیند امام در سجده است، چنانچه بخیال اینکه سجده اول امام است، بقصد اینکه با امام سجده کند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده، سجده دوم او حساب مى شود. واگر بخیال اینکه سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده، باید بقصد اینکه با امام سجده کند تمام کند و دو باره با امام به سجده رود. و در هر دو صورت احتیاط مستحب آنست که
نماز را بهجماعت تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1485 اگر سهواًپیش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر سر بر دارد به مقدارى از قرائت امام مى رسد، باید بر گردد و با امام به رکوع رود، و احتیاط مستحب اعاده نماز است، و اگر عمداً بر نگردد، احتیاط واجب آنست که نماز را به جماعت تمام کند و دوباره بخواند یا بشکند و از سر بگیرد.

مسأله 1486 اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر بر گردد به چیزى از قرائت امام نمى رسد، در صورتى که صبر کند تا امام به او برسد، نمازش صحیح است، و همچنین اگر بقصد اینکه با امام نماز بخواند، سر بر دارد و با امام به رکوع رود، نیز نمازش صحیح است .

مسأله 1487 اگر سهواً پیش از امام به سجده رود، در صورتى که صبر کند تا امام به او برسد نمازش صحیح است، و چنانچه بقصد اینکه با امام نماز بخواند سر بر دارد و با امام به سجده رود، احتیاط واجب اعاده نماز است .

مسأله 1488 اگر امام دررکعتى که قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند،یا در رکعتى که تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند، ولى نمى تواند پیش از امام به رکوع رود یا پیش ازایستادن امام بایستد بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند .
چیزهائى که در نماز جماعت مستحب است

مسأله 1489 اگر مأموم یک مرد باشد مستحب است طرف راست
امام بایستد و اگر یک زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بایستد که جاى سجده اش مساوى زانو یا قدم امام باشد و اگریک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشت سر امام بایستند، و اگر چند مرد یا چند زن باشند، مستحب است پشت سر امام بایستند، و اگر چند مرد و چند زن باشند، مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بایستند.

مسأله 1490 اگر امام و مأموم هر دو زن باشند بهتر است که ردیف یکدیگر بایستند و امام جلوتر از دیگران نایستد.

مسأله 1491 مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوى در صف اول بایستند.

مسأله 1492 مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بین کسانى که در یک صف ایستاده اند فاصله نباشد و شانه آنان ردیف یکدیگر باشد .

مسأله 1493 مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوة مأمومین برخیزند.

مسأله 1494 مستحب است امام جماعت حال مأمومى را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و قنوت و رکوع و سجود راطول ندهد مگربداند همه کسانى که به او اقتدا کرده اند مایلند.

مسأله 1495 مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهائى که بلند مى خواند، صداى خود رابقدرى بلند کند که دیگران بشنوند، ولى باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.

مسأله 1496 اگر امام در رکوع بفهمد کسى تازه رسیده و مى خواهد اقتدا کند مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و
بعد برخیزد، اگر چه بفهمد کس دیگرى هم براى اقتدا وارد شده است.

چیزهائى که در نماز جماعت مکروه است

مسأله 1497 اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بایستد.

مسأله 1498 مکروه است مأموم ذکرهاى نماز را طورى بگوید که امام بشنود.

مسأله 1499 مسافرى که نماز ظهر و عصر و عشا را دو رکعت مى خواند مکروه است در این نمازها به کسى که مسافر نیست اقتدا کند. و کسى که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید .

نماز آیات

نماز آیات

مسأله 1500 نماز آیات که دستور آن بعداً گفته خواهد شد، بواسطه چهار چیز واجب میشود : اول گرفتن خورشید. دوم گرفتن ماه اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد. سوم زلزله اگر چه کسى هم نترسد. چهارم رعد و برق و بادهاى سیاه وسرخ و مانند اینها در صورتى که بیشتر مردم بترسند.

مسأله 1501 اگر از چیزهائى که نماز آیات براى آنها واجب است بیشتر از یکى اتفاق بیفتد، انسان بایدبراى هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند، مثلا اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود، باید دو نماز آیات بخواند .

مسأله 1502 کسى چندنماز آیات بر او واجب است، اگر همه آنها براى یک چیز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته ونماز آنها رانخوانده است، موقعى که قضاى آنها را میخواند، لازم نیست معین کند که براى کدام دفعه آنها باشد. و همچنین است اگر چند نماز براى رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و مانند اینها بر او واجب شده باشد، ولى اگر براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، یا
براى دو تاى اینها نمازهائى بر او واجب شده باشد، بنابر احتیاط واجب، باید موقع نیت معین کند نماز آیاتى را که مى خواند براى کدام یک آنهااست.

مسأله 1503 چیزهائى که نماز آیات براى آنها واجب است، در هر شهرى اتفاق بیفتد، فقط مردم همان شهر باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهاى دیگر واجب نیست، ولى اگر مکان آنها بقدرى نزدیک باشد که با آن شهریکى حساب شود، نماز آیات بر آنها هم واجب است .

مسأله 1504 از وقتى که خورشید یا ماه شروع به گرفتن مى کند انسان باید نماز آیات را بخواند، و احتیاط واجب آن است که بقدرى تأخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند.

مسأله 1505 اگر خواندن نماز آیات را بقدرى تأخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند نماز را بخواند بقصد قربت مطلقه و نیت اداء و قضاء لازم نیست و همچنین است اگر بعد از باز شدن تمام آن ، نماز بخواند .

مسأله 1506 اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه باندازه خواندن یک رکعت نماز یا کمتر باشد، نمازى را که مى خواند بقصد قربت مطلقه بجا آورد. و همچنین است اگر مدت گرفتن آنها بیشتر باشد، ولى انسان نماز را نخواند، تا باندازه خواندن یک رکعت به آخر وقت آن مانده باشد.

مسأله 1507 موقعى که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق مى افتد، انسان باید فوراًنماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند اداء است.

مسأله 1508 اگر بعد از
باز شدن آفتاب یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده، باید قضاى نماز آیات را بخواند. ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نیست.

مسأله 1509 اگر عده اى بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان یقین پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند، در صورتى که تمام خورشید یا ماه گفته باشد باید نماز آیات را بخواند بلکه اگر مقدارى از آن هم گرفته باشد، احتیاط استحبابى خواندن نماز آیات است. و همچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده اند.

مسأله 1510 اگر انسان به گفته کسانى که که از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشید و ماه را مى دانند، اطمینان پیداکند که خورشید یا ماه گرفته، بنابر احتیاط واجب باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه مى گیرد و فلان مقدار طول مى کشد و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند، بنابر احتیاط واجب باید به حرف آنان عمل نماید، مثلاً اگر بگویند آفتاب فلان ساعت شروع به باز شدن مى کند، احتیاطاً باید نماز را تا آن وقت تأخیر نیندازد.

مسأله 1511 اگر بفهمد نماز آیاتى که خوانده باطل بوده باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1512 اگر وقت نماز یومیه، نماز آیات هم برانسان واجب شود، چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد، هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد و اگر وقت یکى از آن
دو تنگ باشد، باید اول آنرا بخواند و اگر وقت هر دوتنگ باشد، باید اول نماز یومیه را بخواند .

مسأله 1513 اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است، چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آنرا تمام کند بعد نماز آیات را بخواند. و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، باید آنرا بشکند و اول نماز آیات، بعد نماز یومیه را بجا آورد.

مسأله 1514 اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود، و بعد از آنکه نماز را تمام کرد پیش از انجام کارى که نماز را بهم بزند، بقیه نماز آیات را از همانجا که رها کرده بخواند.

مسأله 1515 اگردرحال حیض یا نفاس زن، آفتاب یا ماه بگیرد، نماز آیات بر او واجب نیست و قضاهم ندارد. ولى اگر زلزله یا رعد و برق و مانند اینها اتفاق بیفتد، بنابر احتیاط واجب باید بعد از پاک شدن، نماز آیات را بخواند بلکه گفتن به وجوب آن خالى از قوت نیست.

دستور نماز آیات

مسأله 1516 نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن اینست که انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد دوباره یک حمد و یک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد
و تشهد بخواند و سلام دهد.

مسأله 1517 در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیه هاى یک سوره را پنج قسمت کند، و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون اینکه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینطور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید. مثلاً به قصد سوره قل هو الله احد، بسم الله الرحمن الرحیم بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید: قل هوالله احد دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید: الله الصمد باز به رکوع رود و بایستد و بگوید: لم یلد ولم یولد و به رکوع رود باز هم سر بردارد و بگوید: و لم یکن له کفواً احد و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده کند، و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1518 اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند مانعى ندارد.

مسأله 1519 چیزهائى که در نماز یومیه واجب و مستحب است در نماز آیات هم واجب و مستحب مى باشد. ولى در نماز آیات مستحب است بجاى اذان و اقامه سه مرتبه بگویند الصلوة.

مسأله 1520 مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگوید سمع الله لمن حمده
و نیز پیش از هر رکوع و بعداز آن تکبیر بگوید ولى بعداز رکوع پنجم ودهم گفتن تکبیر مستحب نیست.

مسأله 1521 مستحب است پیش از رکوع دوم وچهارم وششم و هششتم ودهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند کافیست.

مسأله 1522 اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش بجائى نرسدنماز باطل است.

مسأله 1523 اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یادر رکوع اول رکعت دوم وفکرش به جائى نرسد نماز باطل است. ولى اگر مثلاً شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع چنانچه به سجده نرسیده باید رکوعى را که شک دارد بجا آورده یا نه، بجا آورد. و اگربه سجده رسیده باید به شک خود اعتنانکند.

مسأله 1524 هر یک از رکوعهاى نماز آیات رکن است که اگر عمداً یا اشتباهاً کم یا زیاد شود باطل است.

نماز عید فطر وقربان

مسأله 1525 نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ماکه امام علیه السلام غائب است مستحب مى باشد. و مى شود آنرا به جماعت یا فرادى خواند.

مسأله 1526 وقت نماز عیدفطر و قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر.

مسأله 1527 مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند بعد نماز عید را بخوانند.

مسأله 1528 نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت
اول بعد از خواندن حمدوسوره باید پنج تکبیر بگوید وبعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگرى بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد. و بر خیزد و در رکعت دوم چهارتکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود وبعد از رکوع دوسجده کند وتشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1529 در قنوت نماز عیدفطر و قربان هر دعا و ذکرى بخوانند کافیست. ولى بهتر است این دعا را بخوانند: «اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَ اَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَروُتِ وَ اهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوى وَالمَغْفِرَةِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذا الْیَومِ الذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلمینَ عیداً و لِمُحَمَّد صَلّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ ذُخراً و شَرَفاً و مَزیداً أَن تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد و آلِ مُحَمَّد وَ أَن تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْر أَدْخَلْتَ فیه مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أَن تَخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوء أَخْرَجْتَ مِنهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُکَ عَلَیْهِ و عَلَیْهِمْ، اَللّهُمَّ إنى أَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحوُنَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمّا اسْتَعاذ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخْلَصون».

مسأله 1530 در زمان غائب بودن امام علیه السلام مستحب است بعد از نماز عید فطر و قربان دو خطبه بخوانند. و بهتر است که در خطبه عیدفطر احکام زکات فطره و در خطبه عید قربان احکام قربانى را بگویند.

مسأله 1531 نماز عید سوره مخصوصى ندارد ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس «سوره 91 » ودررکعت دوم سوره غاشیه «سوره 88» را بخوانند یا در رکعت اول سوره سبح اسم«سوره 87»
و در رکعت دوم سوره شمس را بخوانند.

مسأله 1532 مستحب است نماز عید را در صحرا بخوانند ولى در مکه مستحب است در مسجدالحرام خوانده شود.

مسأله1533 مستحب است پیاده و پابرهنه و با وقار به نماز عید بروند و پیش از نماز غسل کنند و عمامه سفید برسر بگذارند.

مسأله 1534 مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند و کسى که نماز عید میخواند اگر امام جماعت است، یا فرادى نماز مى خواند، نماز را بلند بخواند.

مسأله 1535 بعد از نماز مغرب و عشاء شب عید فطر و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عید فطر، مستحب است این تکبیرها را بگوید : «اَللهُ اَکْبرُ اَللهُ اَکْبرُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبر وَلِلّهِ الْحَمْدُ اَلْحَمْدُ للهِ عَلى ما هَدینا وَلَهُ الشُّکْرُ عَلى ما اَوْلینا».

مسأله 1536 مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است ، تکبیرهائى را که در مسأله پیش گفته شد تا على ماهدینا بگوید و بعد از آن بگوید : « اَللهُ اَکْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَنْعامِ وَالْحَمْدُ للهِ عَلى ما اَبْلانا» ولى اگر عید قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید وآخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذى حجه است، این تکبیرها رابگوید.

مسأله 1537 احتیاط مستحب آنست که زنها از رفتن به نماز عید خوددارى کنند، ولى این احتیاط
براى زنهاى پیر نیست .

مسأله 1538 در نماز عید هم مثل نمازهاى دیگر، مأموم باید غیر از حمد و سوره چیزهاى دیگر نماز را خودش بخواند.

مسأله 1539 اگر مأموم موقعى برسد که امام مقدارى از تکبیرها را گفته، بعد از آنکه امام به رکوع رفت، باید آنچه از تکبیرها و قنوتها را که با امام نگفته خودش بگوید، و اگر در هر قنوت یک سبحان الله یا یک الحمدالله بگوید کافیست.

مسأله 1540 اگر در نماز عید موقعى برسد که امام در رکوع است، مى تواند نیت کند و تکبیر اول نماز را بگوید و به رکوع رود.

مسأله 1541 اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند، احتیاط آنست که بعد از نماز آنرا بجا آورد. و نیز اگر کارى که براى آن سجده سهو لازم است پیش آید، بنابر احتیاط باید بعد از نماز دو سجده سهو بنماید.

اجیر گرفتن براى نماز

مسأله 1542 بعد از مرگ انسان، مى شود براى نماز و عبادتهاى دیگر او که در زندگى بجا نیاورده، دیگرى را اجیر کنند یعنى به او مزد دهند که آنها را بجا آورد. و اگر کسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحیح است.

مسأله 1543 انسان مى تواند براى بعضى از کارهاى مستحبى مثل زیارت قبر پیغمبر و امامان علیهم السلام، از طرف زندگان اجیر شود. و نیز مى تواند کار مستحبى انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان یا زندگان هدیه نماید.

مسأله 1544 کسى که براى نماز قضاى میت اجیر شده، باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روى تقلیدى صحیح بداند.

مسأله 1545 اجیر باید موقع نیت، میت را معین نماید. و لازم نیست اسم او را بداند پس اگر نیت کند از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجیر شده ام کافیست.

مسأله 1546 اجیر باید عبادتهاى میت را به قصد ما فى الذمه او بجا آورد.

مسأله 1547 باید کسى را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را بطور صحیح انجام مى دهد.

مسأله 1548 کسى که دیگرى را براى نمازهاى میت اجیر کرده اگر بفهمد که عمل را بجا نیاورده، یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرد.

مسأله 1549 هر گاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگر چه بگوید انجام داده ام، بنابر احتیاط واجب باید دوباره اجیر بگیرد. ولى اگر شک کند که عمل صحیح بوده یا نه، گرفتن اجیر لازم نیست.

مسأله 1550 کسى را که عذرى دارد و مثلاً با تیمم یا نشسته نماز مى خواند، نمى شود براى نمازهاى میت اجیر کرد، اگر چه نماز میت هم همانطور قضا شده باشد.

مسأله 1551 مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز باید به تکلیف خود عمل نماید.

مسأله 1552 قضاى نمازهاى میت بنابر احتیاط مستحب که ترک آن سزاوار نیست در صورتى که ترتیب آنها معلوم باشد، باید به ترتیب خوانده شود، اما اگر ترتیب آنها را نمى دانند، بنابر احتیاط مستحب با اجیر شرط کنند که به قدرى نماز بخواند که ترتیب به عمل آید و اگر به دستورى که در آخر (مسأله 1555)داده مى شود، عمل شود
رعایت احتیاط شده، چه یک نفر نمازها را بخواند و چه چند نفر.

مسأله 1553 اگر با اجیر شرط کنند که عمل را بطور مخصوصى انجام دهد چنانچه در نظر او باطل نباشد باید همانطور بجا آورد. و اگر با او شرط نکنند، باید در آن عمل به تکلیف خود رفتار نماید و احتیاط مستحب آنست که از وظیفه خودش و میت هر کدام به احتیاط نزدیکتر است به آن عمل کند مثلاً اگر وظیفه میت گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه بوده و تکلیف او یک مرتبه است، سه مرتبه بگوید.

مسأله 1554 اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، باید مقدارى از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد.

مسأله 1555 اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى میت اجیر کند، بنا بر احتیاط مستحب که ترک آن سزاوار نیست باید براى هر کدام آنها وقتى را معین نماید، مثلاً اگر با یکى از آنها قرار گذاشت که از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با دیگرى قرار بگذارد که از ظهر تا شب بخواند و نیز باید نمازى را که در هر دفعه شروع مى کند، معین نماید مثلاً قرار بگذارد، اول نمازى را که مى خواند صبح باشد یا ظهر یا عصر و همچنین باید با آنها قرار بگذارد که در هر دفعه، نماز یک شبانه روز را تمام کنند و اگر ناقص بگذارند آنرا حساب نکنند و در دفعه بعد نماز یک شبانه روز را از سر شروع نمایند.

مسأله 1556 اگر کسى اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال
نمازهاى میت را بخواند و پیش از تمام شدن سال بمیرد، بنابر احتیاط واجب باید براى نمازهائى که مى دانند یا احتمال مى دهند بجا نیاورده، دیگرى را اجیر نمایند.

مسأله 1557 کسى را که براى نمازهاى میت اجیر کرده اند، اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، باید اجرت مقدارىرا که نخوانده از مال او به ولىّ میت بدهند. مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، باید نصف پولى را که گرفته از مال او به ولىّ میت بدهند، و اگر شرط نکرده باشند، باید ورثه اش از مال او اجیر بگیرند اما اگر مال نداشته باشد برورثه او چیزى واجب نیست.

مسأله 1558 اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهاى میت بمیرد وخودش هم نماز قضا دشته باشد ، باید از مال او براى نمازهائى که اجیر بوده دیگرى را اجیر نمایند و اگر چیزى زیاد آمد ،در صورتى که وصیت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند ، براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند، و اگر اجازه ندهند ثلث آنرا به مصرف نماز خودش برسانند.