آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام خرید و فروش

چیزهائى که در خرید و فروش مستحب است

مسأله 2058
پنج چیز در خرید و فروش مستحب است:
اول یادگرفتن احکام آن، حضرت صادق علیه السلام فرمودند: کسى که مى خواهد خرید و فروش کند، باید احکام آنرا یاد بگیرد، و اگر پیش از یاد گرفتن احکام آن خرید و فروش کند، بواسطه معامله هاى باطل و شبهه ناک به هلاکت مى افتد.
دوم آنکه در قیمت جنس بین مشتریهاى مسلمان فرق نگذارد.
سوم آنکه در قیمت جنس سخت گیرى نکند.
چهارم چیزى را که مى فروشد زیادتر بدهد، و آنچه را مى خرد کمتر بگیرد.
پنجم کسى که با او معامله کرده، اگر پشیمان شود و از او تقاضا کند که معامله را بهم بزند، براى بهم زدن معامله حاضر شود.

مسأله 2059 اگر انسان نداند معامله اى که کرده صحیح است یا باطل، در موردى که جاى جریان قاعده فراغ نباشد، نمى تواند در مالى که گرفته تصرف نماید.

مسأله 2060 کسى که مال ندارد و مخارجى بر او واجب است مثل خرج زن و بچه، باید کسب کند، و براى کارهاى مستحب مانند وسعت دادن به عیالات و دستگیرى از فقراء، کسب کردن مسحب است.

معاملات مکروه

مسأله 2061 عمده معاملات مکروه از اینقرار است:
اول ملک فروشى، مگر آنکه بجاى آن ملک دیگرى بخرد.
دوم قصابى.
سوم کفن فروشى.
چهارم معامله با مردمان پست.
پنجم معامله بین اذان صبح و اول آفتاب. حسب روایت على بن اسباط که نهى نموده.
ششم آنکه کار خود را خرید و فروش گندم و جو و مانند اینها قرار دهد.
هفتم آنکه براى خریدن جنسى که دیگرى مى خواهد بخرد، داخل معامله او شود. حسب روایت
ضعیفى که شیخ صدوق علیه الرحمة نقل نموده(1).

معاملات حرام

مسأله 2062 معاملات حرام شش است:
اول خرید و فروش اعیان نجسه، مگر سگ شکارى و عبد کافر، مثل مردار و خنزیر(خوک) و خمر و سگ
غیرشکارى و همچنین است بقیه نجاسات در صورتى که منفعت مُحلّله نداشته باشند، لکن در صورتى که گوشت مردار و تذکیه شده بهم مخلوط شده باشد، جایز است فروختن آن به کسانى که مردار را حلال مى دانند.
دوم خرید و فروش مال غصبى.
سوم خرید و فروش چیزى که مال نیست مثل حیوانات درنده.
چهارم معامله چیزى که منافع معمولى آن فقط کار حرام باشد، مانند اسباب قمار.
پنجم معامله اى که درآن ربا باشد.
ششم فروش جنسى که با چیز دیگر مخلوط است، در صورتى که آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید، مثل فروختن روغنى که آنرا با پیه مخلوط کرده است و این عمل را غش مى گویند.

مسأله 2063 فروختن چیز پاکى که نجس شده و آب کشیدن آن ممکن است اشکال ندارد، ولى اگر مشترى آن چیز را براى کارى بخواهد که شرط آن پاک بودن است مثلاً لباس است که مى خواهد با آن نماز بخواند، بنابر احتیاط واجب باید فروشنده، نجس بودن آنرا به او بگوید.

مسأله 2064 اگر چیز پاکى مانند روغن و نفت که آب کشیدن آن ممکن نیست نجس شود، چنانچه آنرا براى کارى بخواهند که شرطش پاک بودن است، مثلاً روغن نجس رابراى خوردن بخواهند، فروش آن حرام است. و اگر براى کارى بخواهند که شرط آن پاک بودن نیست مثلاً بخواهند نفت نجس را بسوزانند،
فروش آن اشکال ندارد.

مسأله 2065 خرید و فروش دواهاى نجس حرام است اگر خوردنى باشد و معالجه با دواى طاهر ممکن باشد، ولى اگر پول را براى ظرف آن یا براى زحمت دوا فروش بدهند اشکال ندارد.

مسأله 2066 خرید و فروش روغن و دواهاى روان و عطرهائى که از ممالک غیراسلامى مى آورند، اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشکال ندارد. ولى روغنى را که از حیوان بعد از جان دادن آن مى گیرند، چنانچه در شهر کفار از دست کافر بگیرند و از حیوانى باشد که اگر رگ آنرا ببرند خون از آن جستن مى کند، نجس است و معامله آن باطل مى باشد.

مسأله 2067 اگر روباه رابه غیر دستورى که در شرع معین شده کشته باشند، یا خودش مرده باشد، خرید و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است.

مسأله 2068 خرید و فروش گوشت و پیه و چرمى که از ممالک غیراسلامى مى آورند، یا از دست کافر گرفته مى شود، باطل است. ولى اگر انسان بداند که آنها از حیوانى است که به دستور شرع کشته شده، خرید و فروش آنها اشکال ندارد. و همچنین اگر بداند که یک مقدار از گوشت یا پیه یا چرمى که از حیوانى است که مى داند تذکیه شده به آن مملکت غیراسلامى رفته، و احتمال بدهد که آنچه به دست او رسیده از همان تذکیه شده ها باشد و بقیه آن محل ابتلاء او نباشد، در این صورت نیز خرید و فروش و استعمال آن اشکال ندارد.

مسأله 2069 خرید و فروش گوشت و پیه و چرمى که از
دست مسلمان گرفته شود اشکال ندارد. ولى اگر انسان بداند که آن مسلمان آنرا از دست کافر گرفته و تحقیق نکرده که از حیوانى است که به دستور شرع کشته شده یا نه، خریدن آن حرام و معامله آن باطل است.

مسأله 2070 خرید و فروش مسکرات حرام و معامله آنها باطل است.

مسأله 2071 فروختن مال غصبى باطل است و فروشنده باید پولى را که از خریدار گرفته به او برگرداند.

مسأله 2072 اگر خریدار قصدش این باشد که پول جنس را ندهد معامله اشکال دارد.

مسأله 2073 اگر خریدارى بخواهد پول جنس را بعداً از حرام بدهد معامله صحیح است ولى باید مقدارى را که بدهکار است از مال حلال بدهد.

مسأله 2074 خرید و فروش آلات لهو مثل تار و ساز حتى سازهاى کوچک حرام است.

مسأله 2075 اگر چیزى را که مى شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد این بفروشند که آنرا در حرام مصرف کنند مثلاً انگور را به این قصد بفروشد که از آن شراب تهیه نمایند، معامله آن حرام و باطل است.

مسأله 2076 خرید و فروش مجسمه کراهت شدیده دارد، ولى خرید و فروش صابونى که روى آن مجسمه دارد، اگر مقصود، معامله صابون باشد اشکال ندارد.

مسأله 2077 خریدن چیزى که از قمار، یا دزدى، یا از معامله باطل تهیه شده حرام است و اگر کسى آنرا بخرد، باید به صاحب اصلى اش برگرداند.

مسأله 2078 اگر روغنى را که با پیه مخلوط است بفروشد، چنانچه آنرا معین کند مثلاً بگوید این یک من روغن را مى فروشم، معامله به مقدار پیهى که در
آن است باطل مى باشد و پولى که فروشنده براى پیه آن گرفته مال مشترى و پیه مال فروشنده است، و مشترى مى تواند معامله روغن خالصى را هم که در آنست بهم بزند ولى اگر آنرا معین نکند بلکه یک من روغن بفروشد، بعد روغنى که پیه دارد بدهد، مشترى مى تواند آن روغن را پس بدهد، و روغن خالص مطالبه نماید.

مسأله 2079 اگر مقدارى از جنسى را که با وزن یا پیمانه مى فروشند، به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً یک من گندم را به یک من و نیم گندم بفروشد، ربا و حرام است، و گناه یک درهم ربا بزرگتر از آنست که انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا کند، بلکه اگر یکى از دو جنس سالم و دیگرى معیوب، یا جنسِ یکى خوب و جنس دیگرى بد باشد، یا با یکدیگر تفاوت قیمت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقدارى که مى دهد بگیرد، باز هم ربا و حرام است، پس اگر مسِ درست را بدهد و بیشتر از آن مس شکسته بگیرد، یا برنج صدرى را بدهد و بیشتر از آن برنج گرده بگیرد، یا طلاى ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلاى نساخته بگیرد، ربا و حرام مى باشد.

مسأله 2080 اگر چیزى را که اضافه مى گیرد غیر از جنسى باشد که مى فروشد، مثلاً یک من گندم به یک من گندم و یک قِران پول بفروشد باز هم ربا و حرام است بلکه اگر چیزى زیادتر نگیرد ولى شرط کند که خریدار عملى براى او انجام دهد، ربا و حرام مى باشد.

مسأله 2081
اگر کسى که مقدار کمتر را مى دهد چیزى اضافه کند، مثلاً یک من گندم و یک دستمال را به یک من ونیم گندم بفروشد، اشکال ندارد. وهمچنین است اگر از هر دو طرف چیزى زیاد کنند مثلاً یک من گندم و یک دستمال را به یک من و نیم گندم و یک دستمال بفروشند.

مسأله 2082 اگر چیزى را که مثل پارچه با متر و ذرع مى فروشند یا چیزى را که مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله مى کنند، بفروشد و زیادتر بگیرد مثلاً ده تا تخم مرغ بدهد و یازده تا بگیرد اشکال ندارد.

مسأله 2083 جنسى را که در بعضى از شهرها با وزن یا پیمانه مى فروشند و در بعضى از شهرها با شماره معامله مى کنند در هر شهرى حکم همانجا را دارد.

مسأله 2084 اگر چیزى را که مى فروشد و عوضى راکه مى گیرد از یک جنس نباشد، زیادى گرفتن اشکال ندارد، پس اگر یک من برنج بفروشد و دو من گندم بگیرد معامله صحیح است.

مسأله 2085 اگر جنسى را که مى فروشد و عوضى را که مى گیرد از یک چیز عمل آمده باشد، باید در معامله زیادى نگیرد، پس اگر یک من روغن گوسفند بفروشد و در عوض آن یک من و نیم پنیر گوسفند بگیرد، ربا و حرام است.

مسأله 2086 جو و گندم در ربا یک جنس حساب مى شود، پس اگر یک من گندم بدهد و یک من و پنج سیر جو بگیرد ربا و حرام است. و نیز اگر مثلاً ده من جو بخرد که سر خرمن ده
من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتى گندم را مى دهد، مثل آنست که زیادى گرفته و حرام مى باشد.

مسأله 2087 اگر مسلمان از کافرى که در پناه اسلام نیست ربا بگیرد اشکال ندارد. و نیز پدر و فرزند، و زن و شوهر، مى توانند از یکدیگر ربا بگیرند.

شرائط فروشنده و خریدار

مسأله 2088 براى فروشنده و خریدار شش چیزشرط است:
اول - آنکه بالغ باشند.
دوم - آنکه عاقل باشند.
سوم - آنکه سفیه نباشند یعنى مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف نکنند.
چهارم - آنکه قصد خرید و فروش داشته باشند، پس اگر به شوخى بگوید مال خود را فروختم معامله باطل است.
پنجم - کسى آنها را مجبور نکرده باشد.
ششم - آنکه جنس و عوضى را که مى دهند مالک باشند و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

مسأله 2089 معامله با بچه نابالغ باطل است، اگر چه پدر یا جد آن بچه به او اجازه دادهباشند که معامله کند على الاحوط. اما اگر طفل وسیله باشد که پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خریدار برساند، یا جنس را به خریدار بدهد و پول را به فروشنده برساند، چون واقعاً دو نفر بالغ با یکدیگر معامله کرده اند، معامله صحیح است. ولى باید فروشنده و خریدار یقین داشته باشند، که طفل، جنس و پول را به صاحب آن مى رساند.

مسأله 2090 اگر از بچه نابالغ چیزى بخرد، یا چیزى به او بفروشد، باید جنس یا پولى را که از او گرفته به صاحب آن بدهد، یا از صاحبش رضایت بخواهد. و اگر صاحب آنرا نمى شناسد
و براى شناختن او هم وسیله اى ندارد، باید چیزى را که از بچه گرفته، از طرف صاحب آن، مظالم بدهد.

مسأله 2091 اگر کسى بابچه نابالغ معامله کند و جنس یا پولى که به بچه داده از بین برود، نمى تواند از بچه یا ولى او مطالبه نماید.

مسأله 2092 اگر خریدار یافروشنده را به معامله مجبور کنند، چنانچه بعد از معامله راضى شود و بگوید راضى هستم معامله صحیح است.

مسأله 2093 اگر انسان مال کسى را بدون اجازه او بفروشد، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضى نشود و اجازه ندهد معامله باطل است.

مسأله 2094 پدر و جد پدرى طفل، و نیز وصى پدر و وصى جد پدرى مى توانند مال طفل رابفروشند، مجتهد عادل هم مى تواند مال دیوانه یا طفل یتیم یامال کسى را که غائب است بفروشد. لکن باید جد و وصى و حاکم شرع ملاحظه صرفه و غبطه را بنمایند و اما پدر پس هر چند که کفایت عدم ضرر بعید نیست ولکن احتیاط به مراعات غبطه و مصلحت ترک نشود.

مسأله 2095 اگر کسى مالى را غصب کند و بفروشد و بعد از فروش، صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد، معامله صحیح است و چیزى را که غصب کننده به مشترى داده و منفعتهاى آن از موقع اجازه، ملک مشترى است و چیزى را که مشترى داده و منفعتهاى آن از موقع اجازه، ملک کسى است که مال او را غصب کرده اند.

مسأله 2096 اگر کسى مالى را غصب کند و بفروشد، بقصد اینکه پول آن، مال خودش باشد، چنانچه صاحب مال معامله
را اجازه نکند معامله باطل است. و اگر براى کسى هم که مال را غصب کرده اجازه نماید، صحیح بودن معامله اشکال دارد.

شرائط جنس و عوض آن

مسأله 2097 جنسى که مى فروشند و چیزى که عوض آن مى گیرند پنج شرط دارد:
اول آنکه مقدار آن با وزن یا پیمانه یا شماره و مانند اینها معلوم باشد.
دوم آنکه بتوانند آنرا تحویل دهند، بنابر این فروختن اسبى که فرار کرده صحیح نیست، ولى اگر اسبى را که فرار کرده با چیزى که مى تواند تحویل دهد مثلاً با یک فرش بفروشد، اگر چه آن اسب پیدا نشود، معامله صحیح است.
سوم خصوصیاتى را که در جنس و عوض هست و بواسطه آنها میل مردم به معامله فرق مى کند، معین نمایند.
چهارم کسى در جنس یادر عوض آن حقى نداشته باشد، پس مالى را که انسان پیش کسى گرو گذاشته، بدون اجازه او نمى تواند بفروشد.
پنجم خود جنس را بفروشد نه منفعت آنرا، پس اگر مثلاً منفعت یک ساله خانه را بفروشد، صحیح نیست ولى چنانچه خریدار بجاى پول، منفعت ملک خود را بدهد مثلاً فرشى را از کسى بخرد و عوض آن منفعت یکسال خانه خود را به او واگذار کند اشکال ندارد و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

مسأله 2098 جنسى را که در شهرى با وزن یا پیمانه معامله مى کنند، در آن شهر انسان باید با وزن یا پیمانه بخرد، ولى مى تواند همان جنس را در شهرى که با دیدن معامله مى کنند، با دیدن خریدارى نماید.

مسأله 2099 چیزى را که با وزن خرید و فروش مى
کنند با پیمانه هم مى شود معامله کرد، به این صورت که اگر مثلاً بخواهد ده من گندم بفروشد با پیمانه اى که یک من گندم مى گیرد، ده پیمانه بدهد.

مسأله 2100 اگر یکى از شرطهائى که گفته شد در معامله نباشد معامله باطل است. ولى اگر خریدار و فروشنده راضى باشند که در مال یکدیگر تصرف کنند، تصرف آنها اشکال ندارد.

مسأله 2101 معامله چیزى که وقف شده باطل است، ولى اگر بطورى خراب شود که نتوانند استفاده اى راکه مال براى آن وقف شده از آن ببرند، مثلاً حصیرمسجد بطورى پاره شود که نتوانند روى آن نماز بخوانند، فروش آن اشکال ندارد، و در صورتى که ممکن باشد، باید پول آنرا در همان مسجد به مصرفى برسانند که به مقصود وقف کننده نزدیکتر باشد.

مسأله 2102 هر گاه بین کسانى که مال را براى آنان وقف کرده اند بطورى اختلاف پیدا شود که اگر مال وقف را نفروشند، گمان آن برود که آن مال یا جانى تلف شود، مى توانند آن مال را بفروشند و به مصرفى که به مقصود وقف کننده نزدیکتر است برسانند.

مسأله 2103 خرید و فروش ملکى که آنرا به دیگرى اجاره داده اند اشکال ندارد، ولى استفاده آن ملک درمدت اجاره، مال مستأجر است. و اگر خریدار نداند که آن ملک را اجاره داده اند، یا به گمان اینکه مدت اجاره کم است ملک را خریده باشد، پس از اطلاع مى تواند معامله خودش را بهم بزند.

صیغه خرید و فروش

مسأله 2104 در خرید و فروش لازم نیست صیغه عربى بخوانند، مثلاً اگر فروشنده به فارسى بگوید این مال
را در عوض این پول فروختم و مشترى بگوید قبول کردم معامله صحیح است، ولى خریدار و فروشنده باید قصد انشاء داشته باشند یعنى به گفتن این دو جمله مقصودشان خرید وفروش باشد.

مسأله 2105 اگر در موقع معامله صیغه نخوانند، ولى فروشنده در مقابل مالى که از خریدار مى گیرد، مال خود را ملک او کند و او بگیرد معامله صحیح است و هر دو مالک مى شوند.

خرید و فروش میوه ها

مسأله 2106 فروش میوه اى که گل آن ریخته و دانه بسته، پیش از چیدن صحیح است و نیز فروختن غوره بر درخت اشکال ندارد.

مسأله 2107 اگربخواهند میوه اى را که بر درخت است، پیش از آنکه دانه ببندد و گلش بریزد بفروشند، مى توانند چیزى از حاصل زمین مانند سبزیها را با آن بفروشند، یا با مشترى شرط کنند که میوه را پیش از دانه بستن بچیند، یا میوه بیشتر از یک سال رابه او بفروشند و بدون چیزهائى که ذکر شد معامله صحیح است بنابر اقوى ولى کراهت دارد و اگر میوه اصلاً بوجود نیامده معامله باطل است مگر آنکه با ضمیمه ویا دو ساله بفروشند که در این دو صورت صحیح است.

مسأله 2108 اگر خرمائى را که زرد یا سرخ شده، بر درخت بفروشند اشکال ندارد، ولى نباید عوض آنرا خرما بگیرند، اما اگر کسى یک درخت خرما در خانه یا باغ کس دیگر داشته باشد، در صورتى که مقدار آنرا تخمین بزنند، و صاحب درخت آنرا به صاحب خانه یا باغ بفروشد و عوض آن خرمابگیرد، چنانچه خرمائى راکه مى گیرد کمتر یا زیادتر از مقدارى که تخمین زده
اند نباشد اشکال ندارد.

مسأله 2109 فروختن خیار و بادمجان و سبزیها و مانند اینها که سالى چند مرتبه چیده مى شود، در صورتى که ظاهر و نمایان شده باشد و معین کنند که مشترى در سال چند دفعه آنرا بچیند اشکال ندارد.

مسأله 2110 اگر خوشه گندم و جو را بعد از آنکه دانه بسته، به چیز دیگرى غیر گندم و جو بفروشند اشکال ندارد.

نقد و نسیه

مسأله 2111 اگر جنسى را نقد بفروشند، خریدار و فروشنده بعد از معامله مى توانند جنس و پول را از یکدیگر مطالبه نموده و تحویل بگیرند و تحویل دادن خانه و زمین و مانند اینها به این است که آنرا در اختیار خریدار بگذارند که بتواند در آن تصرف کند، و تحویل دادن فرش و لباس و مانند اینها به این است که آنرا طورى در اختیار خریدار بگذارند که اگر بخواهد آنرا بجاى دیگر ببرد فروشنده جلوگیرى نکند.

مسأله 2112 در معامله نسیه باید مدت معلوم باشد، پس اگر تعیین مدت نشود معامله باطل است و اما اگر جنسى را بفروشد که سر خرمن پول آنرا بگیرد، معامله باطل است بنابر احتیاط واجب بلکه بطلان خالى از قوت نیست.

مسأله 2113 اگر جنسى را نسیه بفروشد، پیش از تمام شدن مدتى که قرار گذاشته اند، نمى تواند عوض آنرا از خریدار مطالبه نماید، ولى اگر خریدار بمیرد و از خودش مال داشته باشد، فروشنده مى تواند پیش از تمام شدن مدت، طلبى را که دارد از ورثه او مطالبه نماید.

مسأله 2114 اگر جنسى را نسیه بفروشد، بعد از تمام شدن مدتى که قرار گذاشته اند، مى
تواند عوض آنرا از خریدار مطالبه نماید، ولى اگر خریدار نتواند بپردازد، باید او را مهلت دهد.

مسأله 2115 اگر به کسى که قیمت جنس را نمى داند، مقدارى نسیه بدهد و قیمت آنرا به او نگوید، معامله باطل است. ولى اگر به کسى که قیمت نقدى جنس را مى داند نسیه بدهد و گرانتر حساب کند، مثلاً بگوید جنسى را که به تو نسیه مى دهم، تومانى یک ریال از قیمتى که نقد مى فروشم گرانتر حساب مى کنم و او قبول کند اشکال ندارد.

مسأله 2116 کسى که جنسى را نسیه فروخته و براى گرفتن پول آن مدتى قرار داده، اگر مثلاً بعد از گذشتن نصف مدت، مقدارى از طلب خود را کم کند، و بقیه را نقد بگیرد اشکال ندارد.

معامله سلف

معامله سلف

مسأله 2117 معامله سلف آنست که مشترى پول را بدهد که بعد از مدتى جنس را تحویل بگیرد و اگر بگوید این پول را مى دهم که مثلاً بعد از شش ماه فلان جنس را بگیرم و فروشنده بگوید قبول کردم، یا فروشنده پول را بگیرد و بگوید فلان جنس را فروختم که بعد از شش ماه تحویل بدهم معامله صحیح است.

مسأله 2118 اگر پولى که از طلا و نقره است سلف بفروشد و عوض آنرا پولى که از طلا و نقره است بگیرد معامله باطل است. ولى اگر جنسى را سلف بفروشد و عوض آنرا جنس دیگر یا پول بگیرد معامله صحیح است و احتیاط مستحب آنست در عوض جنسى که مى فروشد پول بگیرد و جنس دیگر نگیرد.

شرائط معامله سلف

مسأله 2119 معامله سلف شش شرط دارد:
اول خصوصیاتى را که قیمت جنس به واسطه آنها فرق مى کند معین نمایند.
دوم حسب اجماع علماء پیش از آنکه خریدار و فروشنده از هم جدا شوند، خریدار تمام قیمت را به فروشنده بدهد، یا به مقدار پول آن از فروشنده طلبکار باشد و موقع پرداخت آن رسیده باشد و طلب خود را بابت قیمت جنس حساب کند و او قبول نماید اگر چه این صورت خالى از اشکال نیست و احتیاط مستحبى ترک آنست. و چنانچه مقدارى از قیمت آنرا بدهد، اگر چه معامله به آن مقدار صحیح است، ولى فروشنده مى تواند معامله همان مقدار را بهم بزند.
سوم مدت را کاملاً معین کنند، و اگر مثلاً بگوید تا اول خرمن جنس را تحویل مى دهم چون مدت کاملاً معلوم نشده معامله
باطل است.
چهارم وقتى را براى تحویل جنس معین کنند که در آن وقت جنس به قدرى کمیاب نباشد که فروشنده نتواند آنرا تحویل دهد.
پنجم جاى تحویل جنس را معین نمایند بنابر احتیاط واجب، ولى اگر از حرفهاى آنان جاى آن معلوم باشد، لازم نیست اسم آنجا را ببرند.
ششم وزن یا پیمانه آنرا معین کنند و جنسى را هم که معمولاً با دیدن معامله مى کنند اگر سلف بفروشند اشکال ندارد، ولى باید مثل بعضى از اقسام گردو، و تخم مرغ تفاوت افراد آن به قدرى کم باشد که مردم به آن اهمیت ندهند.

احکام معامله سلف

مسأله 2120 بنابر احتیاط واجب انسان نمى تواند جنسى را که سلف خریده پیش از تمام شدن مدت بفروشد و بعد از تمام شدن مدت، اگر چه آنرا تحویل نگرفته باشد، فروختن آن اشکال ندارد. ولى فروختن غله مانند گندم و جو پیش از تحویل گرفتن آن مکروه است.

مسأله 2121 در معامله سلف اگر فروشنده جنسى را که قرارداد کرده بدهد، مشترى باید قبول کند و نیز اگر بهتر از آنچه قرار گذاشته بدهد، و طورى باشد که از همان جنس حساب شود، مشترى باید قبول نماید.

مسأله 2122 اگر جنسى را که فروشنده مى دهد، پست تر از جنسى باشد که قرارداد کرده، مشترى مى تواند قبول نکند.

مسأله 2123 اگر فروشنده بجاى جنسى که قرارداد کرده، جنس دیگرى بدهد، در صورتى که مشترى راضى شود، اشکال ندارد.

مسأله 2124 اگر جنسى را که سلف فروخته در موقعى که باید آنرا تحویل دهد نایاب شود و نتواند آنرا تهیه کند، مشترى مى تواند صبر کند تا
تهیه نماید، یا معامله را بهم بزند و چیزى را که داده پس بگیرد.

مسأله 2125 اگر جنسى را بفروشد و قرار بگذارد که بعد از مدتى تحویل دهد و پول آنرا هم بعد از مدتى بگیرد، معامله باطل است.

فروش طلا و نقره به طلا و نقره

مسأله 2126 اگر طلا را به طلا یا نقره را به نقره بفروشند، سکه دار باشند یا بى سکه، در صورتى که وزن یکى از آنها زیادتر از دیگرى باشد، معامله حرام و باطل است.

مسأله 2127 اگر طلا را به نقره، یا نقره را به طلا بفروشند، معامله صحیح است و لازم نیست وزن آنها مساوى باشد.

مسأله 2128 اگر طلا یا نقره را به طلا یا نقره بفروشند، باید فروشنده و خریدار پیش از آنکه از یکدیگر جدا شوند، جنس و عوض آنرا به یکدیگر تحویل دهند، و اگر هیچ مقدارى از چیزى را که قرار گذاشته اند تحویل ندهند، معامله باطل است.

مسأله 2129 اگر فروشنده یا خریدار تمام چیزى را که قرار گذاشته تحویل دهد و دیگرى مقدارى از آنرا تحویل دهد و از یکدیگر جدا شوند، اگر چه معامله به آن مقدار صحیح است، ولى کسى که تمام مال به دست او نرسیده مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2130 اگر خاک نقره معدن را به نقره خالص، و خاک طلاى معدن را به طلاى خالص بفروشند، معامله باطل است، ولى فروختن خاک نقره به طلا و خاک طلا به نقره اشکال ندارد.

مواردى که انسان مى تواند معامله را بهم بزند

مسأله 2131 حق بهم زدن معامله را خیار مى گویند و خریدار و فروشنده در یازده صورت مى توانند معامله را بهم بزنند:
اول آنکه از مجلس معامله متفرق نشده باشند، و این خیار را خیار مجلس مى گویند.
دوم آنکه مغبون شده باشند(خیار غبن).
سوم در معامله قرارداد کنند که تا مدت معینى هر دو یا یکى از آنان بتوانند معامله را بهم
بزنند(خیار شرط).
چهارم فروشنده یا خریدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و کارى کند که قیمت مال در نظر مردم زیاد شود(خیار تدلیس).
پنجم فروشنده یا خریدار، شرط کند که کارى انجام دهد، یا شرط کند مالى را که مى دهد طور مخصوصى باشد، و به آن شرط عمل نکند، که در این صورت دیگرى مى تواند معامله را بهم بزند(خیار شرط).
ششم در جنس یا عوض آن عیبى باشد(خیار عیب).
هفتم معلوم شود مقدارى از جنسى را که فروخته اند، مال دیگرى است، که اگر صاحب آن به معامله راضى نشود، خریدار مى تواند معامله را بهم بزند، یا پول آن مقدار را از فروشنده بگیرد. و نیز اگر معلوم شود مقدارى از چیزى را که خریدار عوض قرار داده، مال دیگرى است و صاحب آن راضى نشود، فروشنده مى تواند معامله را بهم بزند، یا عوض آن مقدار را از خریدار بگیرد(خیار شرکت).
هشتم فروشنده خصوصیات جنس معینى را که مشترى ندیده به او بگوید، بعد معلوم شود طورى که گفته نبوده است، که در این صورت مشترى مى تواند معامله را بهم بزند و نیز اگر مشترى خصوصیات عوض معینى را که مى دهد بگوید، بعد معلوم شود طورى که گفته نبوده است، فروشنده مى تواند معامله را بهم بزند(خیار رؤیت).
نهم مشترى پول جنسى را که نقد خریده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحویل ندهد، که اگر مشترى شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد، فروشنده مى تواند معامله را بهم بزند، ولى اگر جنسى را که خریده مثل بعضى از
میوه ها باشد که اگر شب بماند ضایع مى شود، چنانچه پول آن را ندهد، و شرط نکرده باشد که دادن پول را تأخیر بیندازد، فروشنده مى تواند معامله را پیش از ضایع شدن بهم بزند(خیار تأخیر).
دهم حیوانى را خریده باشد، که در این صورت تا سه روز مى تواند معامله را بهم بزند، و اگر در عوضِ حیوانى که خریده، حیوان دیگرى داده باشد، فروشنده هم تا سه روز مى تواند معامله را بهم بزند(خیار حیوان).
یازدهم فروشنده نتواند جنسى را که فروخته تحویل دهد، مثلاً اسبى را که فروخته فرار نماید که در این صورت مشترى مى تواند معامله را بهم بزند(خیار تعذر تسلیم). و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

مسأله 2132 اگر خریدار قیمت جنس را نداند، یا در موقع معامله غفلت کند و جنس را گرانتر از قیمت معمولى آن بخرد، چنانچه به قدرى گران خریده که مردم به آن اهمیت مى دهند، مى تواند معامله را بهم بزند و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند، یا موقع معامله غفلت کند و جنس را ارزنتر از قیمت آن بفروشد، در صورتى که مردم به مقدارى که ارزان فروخته اهمیت بدهند، مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2133 در معامله بیع شرط، که مثلاً خانه هزار تومانى را به دویست تومان مى فروشند و قرار مى گذارند که اگر فروشنده سر مدت، پول را بدهد بتواند معامله را بهم بزند، در صورتى که خریدار و فروشنده قصد خرید و فروش داشته باشند، معامله صحیح است.

مسأله 2134 در معامله بیع شرط اگر چه فروشنده اطمینان داشته
باشد که هر گاه سر مدت پول را ندهد، خریدار ملک را به او مى دهد معامله صحیح است، ولى اگر سر مدت پول را ندهد، حق ندارد ملک را از خریدار مطالبه کند، و اگر خریدار بمیرد، نمى تواند ملک را از ورثه او مطالبه نماید.

مسأله 2135 اگر چاى اعلا را با چاى پست مخلوط کند و به اسم چاى اعلا بفروشد، مشترى مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2136 اگر خریدار بفهمد مالى را که گرفته عیبى دارد مثلاً حیوانى را بخرد و بفهمد که یک چشم آن کور است، چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمى دانسته، مى تواند معامله را بهم بزند، یا فرق قیمت سالم و معیوب آنرا معین کند و به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب، از پولى که به فروشنده داده پس بگیرد. مثلاً مالى را که به چهار تومان خریده ، اگر بفهمد معیوب است در صورتى که قیمت سالم آن هشت تومان است و قیمت معیوب آن شش تومان باشد، چون فرق سالم و معیوب یک چهارم مى باشد، مى تواند یک چهارم پولى را که داده، یعنى یک تومان از فروشنده بگیرد.

مسأله 2137 اگر فروشنده بفهمد در عوضى که گرفته عیبى هست، چنانچه آن عیب پیش از معامله در عوض بوده و او نمى دانسته، مى تواند معامله را بهم بزند، یا تفاوت قیمت سالم و معیوب را به دستورى که در مسأله پیش گفته شد بگیرد، در صورتى که برگرداندن ممکن نباشد یا خریدار به دادن تفاوت راضى شود.

مسأله 2138 اگر بعد از معامله
و پیش از تحویل گرفتن مال عیبى در آن پیدا شود، خریدار مى تواند معامله را بهم بزند، و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل گرفتن، عیبى پیدا شود، فروشنده مى تواند معامله را بهم بزند، ولى اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرند اشکال دارد.

مسأله 2139 اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد و فوراً معامله را بهم نزند، دیگر حق بهم زدن معامله را ندارد.

مسأله 2140 هر گاه بعد از خریدن جنس، عیب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2141 در چهار صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبى دارد، نمى تواند معامله را بهم بزند، یا تفاوت قیمت بگیرد:
اول آنکه موقع خریدن، عیب مال را بداند.
دوم به عیب مال راضى شود.
سوم در وقت معامله بگوید: اگر مال عیبى داشته باشد، پس نمى دهم و تفاوت قیمت هم نمى گیرم.
چهارم فروشنده در وقت معامله بگوید این مال را با هر عیبى که دارد مى فروشم، ولى اگر عیبى را معین کند و بگوید، مال را با این عیب مى فروشم، و بعد معلوم شود عیب دیگرى هم دارد، خریدار مى تواند براى عیبى که فروشنده معین نکرده مال را پس دهد، یا تفاوت قیمت بگیرد.

مسأله 2142 در سه صورت اگر خریدار بفهمد مال عیبى دارد، نمى تواند معامله را بهم بزند، ولى مى تواند تفاوت قیمت بگیرد:
اول آنکه بعد از معامله در مال تصرف کند.
دوم بعد از معامله بفهمد مال عیب دارد و فقط حق بر گرداندن آنرا ساقط کند.
سوم
بعد از تحویل گرفتن مال، عیب دیگرى در آن پیدا شود. ولى اگر حیوان معیوبى را بخرد و پیش از گذشتن سه روز عیب دیگرى پیدا کند اگر چه آنرا تحویل گرفته باشد، باز هم مى تواند آنرا پس دهد، و نیز اگر فقط خریدار تا مدتى حق بهم زدن معامله را داشته باشد و در آنمدت، مال عیب دیگرى پیدا کند، اگر چه آنرا تحویل گرفته باشد، مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2143 اگر انسان مالى داشته باشد که خودش آنرا ندیده و دیگرى خصوصیات آنرا براى او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصیات را به مشترى بگوید و آنرا بفروشد و بعد از فروش بفهمد که بهتر از آن بوده، مى تواند معامله را بهم بزند.

مسائل متفرقه

مسأله 2144 اگر فروشنده قیمت خرید جنس را به مشترى بگوید، باید تمام چیزهائى را که به واسطه آنها قیمت مال کم یا زیاد مى شود بگوید، اگر چه به همان قیمت یا به کمتر از آن بفروشد، مثلاً باید بگوید که نقد خریده است یا نسیه.

مسأله 2145 اگر انسان جنسى را به کسى بدهد و قیمت آنرا معین کند و بگوید این جنس را به این قیمت بفروش، و هر چه زیادتر فروختى مال خودت باشد، هر چه زیادتر از آن قیمت بفروشد مال صاحب مال است و فروشنده فقط مى تواند مزد زحمت خود را از صاحب مال بگیرد. ولى اگر بگوید این جنس را به این قیمت به تو فروختم و او بگوید قبول کردم یا به قصد فروختن، جنس را به او بدهد و او هم به قصد خریدن
بگیرد، هر چه زیادتر از آن قیمت بفروشد، مال خود او است.

مسأله 2146 اگر قصاب گوشت نر بفروشد و بجاى آن، گوشت ماده بدهد معصیت کرده است، پس اگر آن گوشت را معین کرده و گفته این گوشت نر را مى فروشم مشترى مى تواند معامله را بهم بزند، و اگر آنرا معین نکرده، در صورتى که مشترى به گوشتى که گرفته راضى نشود، قصاب باید گوشت نر به او بدهد.

مسأله 2147 اگر مشترى به بزاز بگوید پارچه اى مى خواهم که رنگ آن نرود، و بزاز پارچه اى به او بفروشد که رنگ آن برود، مشترى مى تواند معامله را بهم بزند.

مسأله 2148 قسم خوردن در معامله اگر راست باشد مکروه است، و اگر دروغ باشد حرام است.