آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام دیه

مسأله 2806 اگر کسى عمداً و به ناحق دیگرى را بکشد، ولىّ کشته مى تواند قاتل را عفو کند یا بکشد، یا مقدارى که در مسأله بعد گفته مى شود از او دیه بگیرد، اما اگر از روى خطا بکشد، مثلاً براى حیوانى تیر بیندازد و اشتباهاً کسى را بکشد ولىّ کشته حق ندارد او را بکشد، اما مى تواند دیه بگیرد.

مسأله 2807 دیه اى که قاتل باید بدهد یکى از شش چیز است:
اول صد شتر که داخل سال ششم شده باشند، و
احوط آنست که در دیه عمد شترها نر هم باشند. و در دیه شبه عمد چهل شتر ماده و آبستن که داخل سال ششم و سى ماده که داخل سال چهارم و سى ماده دیگر که داخل سال سوم شده باشند. و در دیه خطاء محض سى شتر ماده که داخل سال چهارم و سى ماده که داخل سال سوم و بیست نر که داخل سال سوم و بیست ماده که داخل سال دوم شده باشند.
دوم دویست گاو.
سوم هزار گوسفند.
چهارم دویست حله و هر حله دو پارچه اى است که در یمن مى بافند.
پنجم هزار دینار که هر دینار یک مثقال شرعى طلا است که هر مثقال آن هجده نخود است.
ششم ده هزار درهم که هر درهمى 6/12 نخود نقره سکه دار است.
و بدان که دیه قتل زن از هر یک از شش چیز نصف دیه مرد است و نیز قتل اگر در أشهر حرم شد و آن ذى القعده و ذى الحجه و محرم و رجب است، یک ثلث بر آن اضافه مى شود.

مسأله 2808 دیه چند چیز مثل دیه کشتن است که مقدار آن در مسأله پیش گفته شد.
اول آنکه دو چشم کسى را کور کند، یا چهار پلک چشم او را از بین ببرد، و اگر یک چشم او را کور کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
دوم دو گوش کسى را ببرد، یا کارى کند که هر دو گوش او کر شود، و اگر یک گوش او را ببرد یا کر کند باید نصف دیه کشتن را بدهد. و حسب مشهور و اجماع
منقول و خبر مسمع و خبر عبدالرحمان عرزمى، اگر دو نرمه گوش او را از بین ببرد، باید ثلث دیه کشتن را بدهد.
سوم تمام بینى یا نرمه بینى کسى را ببرد.
چهارم زبان کسى را از بیخ ببرد، و اگر مقدارى از آنراببرد، باید به نسبت دیه بدهد، مثلا اگر نصف زبان را ببرد، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
پنجم تمام دندانهاى کسى را از بین برد، و دیه هر کدام از دوازده دندان جلوى دهان که شش عدد بالا و شش عدد پائین مى باشد بیست یکِ دیه کشتن است و بحسب طلا پنجاه مثقال شرعى طلااست، و هر مثقال شرعى هجده نخود است. و اگر یکى از شانزده دندان عقب را که هشت عدد آنها بالا و هشت عدد پائین است از بین ببرد، باید بیست و پنج مثقال شرعى طلا بدهد.
ششم هر دو دست کسى را از بند جدا کند، و اگر یک دست را از بند جدا کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
هفتم ده انگشت کسى را ببرد، و دیه هر انگشت ده یکِ دیه کشتن است على الاظهر.
هشتم پشت کسى را طورى بشکند که دیگر درست نشود.
نهم هر دو پستان زنى را ببرد، و اگر یکى از آنها راببرد، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
دهم هر دو پاى کسى را تا مفصل، یا همه ده انگشت پا را ببرد، و دیه هر انگشت ده یکِ دیه کشتن است على الاظهر.
یازدهم تخمهاى مردى را از بین ببرد.
دوازدهم طورى به کسى آسیب برساند که عقل او از بین برود .
سیزدهم به کسى صدمه اى بزند که دیگر بوى خوب و بد رانفهمد، یا هر دو لب کسى را ببرد.
و غیر از این مواردى که گفته شد، موارد دیگرى هم هست که مجال ذکرش نیست. و قاعده کلیه طبق صحیحه هشام بن سالم آنست که هر چه در انسان یک است در آن تمام دیه است و هر چه در انسان دو است در هر یک آن نصف دیه است و لکن اخبار و اقوال در خصوص تخم چپ و لب پائین مختلف است، و بعضى دلالت مى کند که تخم چپ و لب پائین دیه آن زیادتر از تخم راست و لب بالا است.

مسأله 2809 اگر اشتباهاً کسى را بکشد، باید دیه او را بدهد، و یک بنده آزاد کند، و اگر نتواند بنده آزاد کند دو ماه روزه بگیرد، و اگر این را هم نتواند شصت فقیر را سیر کند. و اگر عمداً و به ناحق بکشد در صورت عفو یا گرفتن دیه باید دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند و یک بنده آزاد کند.

مسأله 2810 کسى که سوار حیوان است، اگر کارى کند که آن حیوان به کسى آسیب برساند، ضامن است، و نیز اگر دیگرى کارى کند که حیوان به سوار خود، یا به کس دیگر صدمه بزند، ضامن مى باشد.

مسأله 2811 اگر انسان کارى کند که زن حامله سقط کند، چنانچه چیزى که سقط شده نطفه باشد، دیه اش بیست مثقال شرعى طلا است که هر مثقال آن هجده نخود مى باشد، و اگر علقه یعنى خون بسته باشد، چهل مثقال، و اگر مضغه یعنى
پاره گوشت باشد، شصت مثقال، و اگر استخوان شده باشد، هشتاد مثقال، و اگر گوشت آورده ولى هنوز روح در او دمیده نشده، صد مثقال، و اگر روح در او دمیده شده، چنانچه پسر باشد دیه او هزار مثقال، و اگر دختر

مسأله 2812 اگر زن حامله کارى کند که بچه اش سقط شود، باید دیه آنرا به تفصیلى که در مسأله پیش گفته شد، به وارث بچه بدهد و به خود زن چیزى از آن نمى رسد. و اسقاط جایز نیست مگر اینکه روح در او دمیده نشده باشد و بقاء او موجب ضرر مهمى باشد و استعمال چیزى که نطفه را در محل فاسد مى کند پس اقوى جواز و احوط اجتناب است.

مسأله 2813 اگر کسى زن حامله را بکشد و حمل او هم تلف شود، باید دیه زن و بچه را بدهد.

مسأله 2814 اگر پوست سر یا صورت مردى را پاره کند، باید یک شتر به او بدهد، و اگر به گوشت برسد و قدرى از آن را هم ببرد، باید دو شتر بدهد، و اگر خیلى از گوشت را پاره کند، باید سه شتر بدهد، و اگر به پرده نازک استخوان برسد، چهار شتر، و اگر استخوان نمایان شود، پنج شتر و اگر استخوان بشکند، ده شتر، و اگر بعضى از ریزه هاى استخوان از جاى خود بیرون آید، پانزده شتر، و اگر به پرده مغز سر برسد، باید سى و سه شتر بدهد.

مسأله 2815 اگر به صورت کسى سیلى یا چیز دیگر بزند بطورى که صورت او سرخ شود، باید یک مثقال و نیم شرعى طلا که
هر مثقالى هجده نخود است بدهد، و اگر کبود شود، سه مثقال، و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعى طلا بدهد، ولى اگر جاى دیگر بدن کسى را بواسطه زدن، سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آنچه را که گفته شد بدهد.

مسأله 2816 اگر به حیوان حلال گوشت کسى زخم بزند، یا چیزى از بدن آنرا ببرد، باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آنرابه صاحبش بدهد، و اگر چشم آنرا کور کند باید ربع قیمت آن روز آنرا بدهد.

مسأله 2817 اگر انسان سگ شکارى کسى را بکشد، باید بیست و یک مثقال معمولى نقره سکه دار به او بدهد. و مشهور آن است که اگر سگى که نگهدارى خانه را مى کند، یا سگ گله کسى را تلف نماید، باید ده مثقالونیم نقره سکه دار بدهد و اگر سگى که پاسبانى زراعت را مى کند بکشد، باید نه من و نیم و سه سیر و چهارده مثقال و نیم گندم که تقریباً 29 کیلو و 75 گرم مى شود بدهد.

مسأله 2818 اگر حیوان زراعت یا مال کسى را از بین ببرد،چنانچه صاحب حیوان در نگهدارى آن کوتاهى کرده باشد، باید مقدارى را که ضرر زده به صاحب مال، یا زراعت بدهد.

مسأله 2819 اگر بچه یکى از گناهان کبیره را انجام دهد، ولى یا معلم او مى تواند بقدرى که ادب شود و دیه واجب نشود او را بزند.

مسأله 2820 اگر کسى بچه اى را طورى بزند که دیه واجب شود، دیه مال طفل است، و اگر مرده به ورثه او بدهد و چنانچه مثلاً پدر بچه بقدرى
او را بزند که بمیرد، دیه او را ورثه دیگرش مى برند و به خود پدر از دیه چیزى نمى رسد.