آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام مزارعه

مسأله 2235 مزارعه آنست که مالک با زارع به این قسم معامله کند که زمین را در اختیار او بگذارد، تا زراعت کند و مقدارى از حاصل آنرا به مالک بدهد.

مسأله 2236 مزارعه چند شرط دارد:
اول آنکه صاحب زمین به زارع بگوید زمین را به تو واگذار کردم در مدت یکسال به نصف حاصل آن مثلاً، و زارع هم بگوید قبول کردم، یا بدون این که حرفى بزنند، مالک زمین را واگذار کند و زارع قبول نماید، ولى در این صورت تا زارع مشغول کار نشده مالک و زارع مى توانند معامله را بهم بزنند.
دوم صاحب زمین و زارع هر دو مکلف و عاقل باشند و با قصد و اختیار خود مزارعه را انجام دهند، و سفیه نباشند یعنى مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف نکنند.
سوم مالک و زارع از تمام حاصل زمین ببرند، پس اگر مثلاً شرط کنند که آنچه اول یا آخر مى
رسد، مال یکى از آنان باشد مزارعه باطل است.
چهارم سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد، پس اگر مالک بگوید در این زمین زراعت کن، هر چه مى خواهى به من بده صحیح نیست.
پنجم مدتى را که باید زمین در اختیار زارع باشد معین کنند، و باید مدت به قدرى باشد که در آن مدت به دست آمدن حاصل ممکن باشد.
ششم زمین قابل زراعت باشد و اگر زراعت در آن ممکن نباشد اما بتوانند کارى کنند که زراعت ممکن شود، مزارعه صحیح است.
هفتم اگر منظور هر کدام آنان زراعت مخصوصى است، چیزى را که زارع باید بکارد معین کنند، ولى اگر زراعت معینى را در نظر ندارند، یا زراعتى را که هر دو در نظر دارند معلوم است، لازم نیست آن را معین نمایند.
هشتم مالک زمین را معین کند، پس کسى که چند قطعه زمین دارد و با هم تفاوت دارند، اگر به زارع بگوید در یکى از این زمینها زراعت کن و آنرا معین نکند، مزارعه باطل است.
نهم خرجى را که هر کدام آنان باید بکنند معین نمایند، ولى اگر خرجى را که هر کدام باید بکنند معلوم باشد، لازم نیست آنرا معین نمایند.

مسأله 2237 اگر مالک با زارع قرار بگذارد که مقدارى از حاصل براى او باشد، و بقیه را بین خودشان قسمت کنند، چنانچه بدانند که بعد از برداشتن آن مقدار چیزى باقى مى ماند، مزارعه صحیح است.

مسأله 2238 اگر مدت مزارعه تمام شود و حاصل بدست نیاید، چنانچه مالک راضى شود که با اجاره یا بدون اجاره زراعت در
زمین او بماند و زارع هم راضى باشد مانعى ندارد، و اگر مالک راضى نشود، مى تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند، و اگر براى چیدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نیست عوض آنرا به او بدهد مگر آنکه خود مالک زمین زراعت را بکَند، که در این صورت لازم است عوض آنرا بدهد، ولى زارع اگر چه راضى شود که به مالک چیزى بدهد، نمى تواند مالک را مجبور کند که زراعت در زمین بماند، مگر آنکه از کندن ضرر مهمى به زارع برسد و از ماندن ضرر به مالک نرسد.

مسأله 2239 اگر به واسطه پیش آمدى زراعت در زمین ممکن نباشد، مثلاً آب از زمین قطع شود، مزارعه بهم مى خورد، و اگر زارع بدون عذر زراعت نکند، چنانچه زمین در تصرف او بوده و مالک در آن تصرفى نداشته است، باید اجاره آن مدت را به مقدار قرارداد، به مالک بدهد.

مسأله 2240 اگر مالک و زارع صیغه خوانده باشند، بدون رضایت یکدیگر نمى توانند مزارعه را بهم بزنند، و نیز اگر مالک بقصد مزارعه زمین را به کسى واگذار کند، بعد از آنکه او مشغول عمل شد، جایز نیست بدون رضایت یکدیگر معامله را بهم بزنند، ولى اگر در ضمن خواندن صیغه مزارعه شرط کرده باشند، که هر دو یا یکى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مى توانند مطابق قرارى که گذاشته اند معامله را بهم بزنند.

مسأله 2241 اگر بعد از قرارداد مزارعه، مالک یا زارع بمیرد، مزارعه بهم نمى خورد، و وارثشان به جاى آنان است، ولى اگر زارع بمیرد
و شرط کرده باشند که خود زارع زراعت را انجام دهد، مزارعه بهم مى خورد، و چنانچه زراعت نمایان شده باشد، باید سهم او را به ورثه اش بدهند، و حقوق دیگرى هم که زارع داشته، ورثه او ارث مى برند، ولى نمى توانند مالک را مجبور کنند که زراعت در زمین باقى بماند مگر آنکه از کندن ضرر مهمى به ورثه برسد و از ماندن ضرر به مالک نرسد.

مسأله 2242 اگر بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده، چنانچه تخم مال مالک بوده، حاصلى هم که بدست مى آید مال اوست، و باید مزد زارع و مخارجى را که کرده و کرایه گاو یا حیوان دیگرى را که مال زارع بوده و در آن زمین کار کرده به او بدهد، و اگر تخم مال زارع بوده زراعت هم مال اوست، و باید اجاره زمین و خرجهائى را که مالک کرده و کرایه گاو یا حیوان دیگرى که مال او بوده و در آن زراعت کار کرده به او بدهد.

مسأله 2243 اگر تخم مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند که مزارعه باطل بوده، چنانچه مالک و زارع راضى شوند که با اجرت یا بى اجرت، زراعت در زمین بماند اشکال ندارد، و اگر مالک راضى نشود، پیش از رسیدن زراعت هم مى تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند و زارع اگر چه راضى شود چیزى به مالک بدهد، نمى تواند او را مجبور کند که زراعت در زمین بماند مگر در صورت ضرر، و نیز مالک نمى تواند زارع را مجبور کند که اجاره بدهد، و زراعت
را در زمین باقى بگذارد.

مسأله 2244 اگر بعد از جمع کردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ریشه زراعت در زمین بماند، و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد، چنانچه مالک و زارع از زراعت صرف نظر نکرده باشند، حاصل سال دوم را هم باید مثل سال اول قسمت کنند.