آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
مصرف زکات
مسأله 1933 انسان مى تواند زکات را در هشت مورد مصرف کند.
اول فقیر و آن کسى است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسى که صنعت یا ملک یا سرمایه اى دارد که مى تواند مخارج سال خود را
بگذراند فقیر نیست.
دوم مسکین و آن کسى است که از فقیر سخت تر مى گذراند.
سوم کسى که از طرف امام علیه السلام یا نائب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهدارى نماید و به حساب آن رسیدگى کند و آنرا به امام یا نائب امام یا فقرا برساند.
چهارم کافرهائى که اگر زکات به آنان بدهند به دین اسلام مایل مى شوند، یا در جنگ به مسلمانان کمک مى کنند.
پنجم خریدارى بنده ها و آزاد کردن آنان.
ششم بدهکارى که نمى تواند قرض خود را بدهد.
هفتم سبیل الله یعنى کارهائى که منفعت عمومى دینى دارد، مثل ساختن مسجد و مدرسه اى که علوم دینیه در آن خوانده مى شود.
هشتم ابن السبیل یعنى مسافرى که در سفر در مانده شده، و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
مسأله 1934 جائز است که به فقیر و مسکین، بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات یک مرتبه بدهد و اگر کاسب است، و مقدارى پول یا جنس دارد بنابر احتیاط مستحب باید فقط به اندازه کسرى مخارج یک سالش زکات بدهد. و اقوى جواز دادن بیشتر از مخارج سال است به فقیر کاسب(1).
مسأله 1935 کسى که مخارج سالش را داشته، اگر مقدارى از آنرا مصرف کند و بعد شک کند که آنچه باقى مانده به اندازه مخارج سال او هست یا نه، نمى تواند زکات بگیرد.
مسأله 1936 صنعتگر یا مالک یا تاجرى که در آمد او از مخارج سالش کمتر است، مى تواند براى کسرى مخارجش زکات بگیرد، و لازم نیست ابزار کار، یا
ملک، یا سرمایه خود را به مصرف مخارج برساند.
مسأله 1937 فقیرى که خرج سال خود و عیالاتش را ندارد، اگر خانه اى دارد که ملک او است و در آن نشسته، یا مال سوارى دارد، چنانچه بدون اینها نتواند زندگى کند، اگر چه براى حفظ آبرویش باشد، مى تواند زکات بگیرد. و همچنین است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانى و زمستانى و چیزهائى که به آنها احتیاج دارد. و فقیرى که اینها را
مسأله 1938 فقیرى که یاد گرفتن صنعت براى او مشکل نیست بنابر احتیاط واجب باید یاد بگیرد و با گرفتن زکات زندگى نکند. ولى تا وقتى مشغول یاد گرفتن است، مى تواند زکات بگیرد.
مسأله 1939 به کسى که قبلاً فقیر بوده و مى گوید فقیرم، اگر چه انسان از گفته او اطمینان پیدا نکند، مى شود زکات داد.
مسأله 1940 کسى که مى گوید فقیرم و قبلاً فقیر نبوده یا معلوم نیست فقیر بوده یا نه، چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب آنست که به او زکات ندهند.
مسأله 1941 کسى که باید زکات بدهد، اگر از فقیرى طلبکار باشد، مى تواند طلبى را که از او دارد، بابت زکات حساب کند.
مسأله 1942 اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازه قرضش نباشد، انسان مى تواند طلبى را که از او دارد بابت زکات حساب کند. ولى اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، بنابر احتیاط واجب نباید طلبى را که از او دارد،بابت زکات حساب کند.
مسأله 1943
چیزى را که انسان بابت زکات به فقیر مى دهد لازم نیست به او بگوید که زکات است، بلکه اگر فقیر خجالت بکشد، مستحب است، به اسم پیشکش بدهد ولى باید قصد زکات نماید.
مسأله 1944 اگر به خیال اینکه کسى فقیر است به او زکات بدهد، بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روى ندانستن مسأله به کسى که مى داند فقیر نیست زکات بدهد، چنانچه چیزى را که به او داده باقى باشد، باید از او بگیرد و به مستحق بدهد، و اگر از بین رفته باشد، پس اگر کسى که آن چیز را گرفته مى دانسته زکات است، انسان باید عوض آنرا از او بگیرد و به مستحق بدهد. و اگر نمى دانسته زکات است، نمى تواند چیزى از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحق بدهد.
مسأله 1945 کسى که بدهکار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، مى تواند براى دادن قرض خود زکات بگیرد، ولى باید مالى را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد، اما اگر در معصیت خرج کرده مى تواند مخارج سال خود را در اداء دین صرف نماید و بعداً زکات از سهم فقراء بگیرد.
مسأله 1946 اگر به کسى که بدهکار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد زکات بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف کرده چنانچه آن بدهکار فقیر باشد، مى تواند آنچه را به او داده بابت زکات حساب کند، ولى احتیاط واجب آنست که اگر از آن معصیت توبه نکرده، چیزى را که به
او داده بابت زکات حساب نکند.
مسأله 1947 کسى که بدهکار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد، اگر چه فقیر نباشد، انسان مى تواند طلبى را که از او دارد، بابت زکات حساب کند.
مسأله 1948 مسافرى که خرجى او تمام شده، یا مرکبش از کار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزى خود را به مقصد برساند، اگر چه در وطن خود فقیر نباشد، مى تواند زکات بگیرد. ولى اگر بتواند در جاى دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزى مخارج سفر خود را فراهم کند، فقط به مقدارى که به آنجا برسد، مى تواند زکات بگیرد.
مسأله 1949 مسافرى که در سفر در مانده شده و زکات گرفته بعد از آنکه به وطنش رسید، اگر چیزى از زکات زیاد آمده باشد، باید آنرا به دهنده زکات یا وکیل او برگرداند و اگر نمى تواند به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز زکات است.
