آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
مسائل متفرقه زکات
مسأله 1968 تأخیر زکات در صورتى که مقدار آنرا بنویسد و معین نماید یا از مال خود جدا نماید اشکال ندارد مگر آنکه به حد اهمال و بى اعتنائى برسد .
مسأله 1969 بعد از جداکردن زکات لازم نیست فوراً آنرا به مستحق بدهد، ولى اگر به کسى که مى شود زکات داد، دسترسى دارد، احتیاط مستحب آنست که دادن زکات را تأخیر نیندازد.
مسأله 1970 کسى که مى تواند زکات را به مستحق برساند، اگر ندهد وبواسطه کوتاهى او از بین برود، باید عوض آنرا بدهد.
مسأله 1971 کسى که مى تواند زکات را به مستحق برساند، اگر زکات را ندهد و بدون آنکه در نگهدارى آن کوتاهى کند از بین برود چنانچه دادن زکات را بقدرى تأخیر انداخته که نمى گویند فوراً داده است، باید عوض آن را بدهد و اگر به این مقدار تأخیر نینداخته مثلاً دو سه ساعت تأخیر انداخته و در همان دوسه ساعت تلف شده، در صورتى که مستحق حاضر نبوده، چیزى بر او واجب نیست، و اگر مستحق حاضر بوده، بنابر احتیاط واجب باید عوض آنرا بدهد.
مسأله 1972 اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد، مى تواند در بقیه آن تصرف کند، و اگر از مال دیگرش کنار بگذارد مى تواند در تمام مال تصرف نماید.
مسأله 1973 انسان نمى تواند زکاتى را که کنار گذاشته براى خود بر دارد و چیز دیگرى بجاى آن بگذارد.
مسأله 1974 اگر از زکاتى که کنار گذاشته منفعتى ببرد مثلاً گوسفندى که براى زکات گذاشته بره بیاورد، مال فقیر است .
مسأله 1975 اگر موقعى که زکات را کنار مى گذارد مستحقى حاضر باشد، بهتر است زکات را به او بدهد، مگر کسى را در نظر داشته باشد که دادن زکات به او از جهتى بهتر باشد.
مسأله 1976 اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالى که براى زکات کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، نبایدچیزى از زکات کم کند، ولى اگر منفعت کند، بنابر احتیاط واجب باید آنرا به مستحق بدهد .
مسأله 1977 اگر پیش از آنکه زکات بر او واجب شود، چیزى بابت زکات به فقیر بدهد، زکات حساب نمى شود و بعد از آنکه زکات بر او واجب شد اگر چیزى را که به فقیر داده از بین نرفته باشد و آن فقیر هم به فقرخود باقى باشد، مى تواند چیزى را که به او داده بابت زکات حساب کند.
مسأله 1978 فقیرى که مى داند زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزى بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، پس موقعى که زکات بر انسان واجب مى شود، اگر آن فقیر به فقر خود باقى باشد، مى تواند عوض چیزى را که به او داده بابت زکات حساب کند.
مسأله 1979 فقیرى که نمى داند زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزى بابت زکات
بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن نیست، و انسان نمى تواند عوض آنرا بابت زکات حساب کند.
مسأله 1980 مستحب است در دادن زکات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و کمال را بر غیر آنان و کسانى را که اهل سئوال نیستند بر اهل سئوال مقدم بدارد و زکات گاو و گوسفند و شتر را به فقراى آبرومند بدهد ولى اگر دادن زکات به فقیرى از جهت دیگرى بهتر باشد مستحب است زکات را به او بدهد .
مسأله 1981 بهتر است زکات را آشکارا و صدقه مستحبى را مخفى بدهند .
مسأله 1982 اگر در شهر کسى که مى خواهد زکات بدهد مستحقى نباشد و نتواند زکات را به مصرف دیگرى هم که براى آن معین شده برساند، چنانچه امید نداشته باشد که بعداًمستحق پیدا کند، باید زکات را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زکات برساند و مى تواند مخارج بردن به آن شهر را از زکات بر دارد و اگر زکات تلف شود ضامن نیست.
مسأله 1983 اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود، مى تواند زکات را به شهر دیگر ببرد. ولى مخارج بردن به آن شهر را بایداز خودش بدهد، واگر زکات تلف شود ضامن است، مگر آنکه وکالتاً از قبل حاکم شرع زکات را قبض نموده باشد و با اجازه او برده باشد.
مسأله 1984 اجرت وزن کردن و پیمانه نمودن گندم و جو و کشمش و خرمائى را که براى زکات مى دهند با زکات دهنده است.
مسأله 1985 کسى که 2 مثقال و 15 نخود نقره یا بیشتر از بابت زکات بدهکار
است، مکروه است که کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر بدهد و نیز اگر غیر نقره چیز دیگرى مثل گندم و جو بدهکار باشد و قیمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره برسد، مکروه است که به یک فقیر کمتر از آن بدهد.
مسأله 1986 مکروه است انسان از مستحق درخواست کند که زکاتى را که از او گرفته به او بفروشد، ولى اگر مستحق بخواهد چیزى را که گرفته بفروشد بعد از قیمت کردن کسى که زکات را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدم است.
مسأله 1987 اگر شک کند زکاتى را که بر او واجب بوده داده یا نه، باید زکات را بدهد، هر چند شک او براى زکات سالهاى پیش باشد.
مسأله 1988 فقیر نمى تواند زکات را به کمتر از مقدار آن صلح کند یا چیزى را گرانتر از قیمت آن بابت زکات قبول نماید، یا زکات را از مالک بگیرد و به او ببخشد. ولى کسى که زکات زیادى بدهکار است و فقیر شده و نمى تواند زکات را بدهد، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر مى تواند زکات را از او بگیرد و به او ببخشد. و بهتر آنست که زکات را از او بگیرد و به او قرض بدهد و او را وکیل نماید که هر مقدار که متمکن شد تدریجاً به فقرا بدهد.
مسأله 1989 انسان مى تواند از زکات،(از سهم سبیل الله) قرآن یا کتاب دینى یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگر چه بر اولاد خود و بر کسانى وقف کند که خرج آنان بر
او واجب است. و نیز مى تواند تولیت وقف را براى خود یا اولاد خود قراردهد.
مسأله 1990 انسان نمى تواند از زکات ملک بخرد و بر اولاد خود یا بر کسانى که مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید که عایدى آنرا به مصرف مخارج خود برسانند.
مسأله 1991 فقیر مى تواند براى رفتن به حج و زیارت و مانند اینها زکات بگیرد، ولى اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، احوط استحبابى آنست که براى زیارت و مانند آن زکات نگیرد.
مسأله 1992 اگر مالک، فقیرى را وکیل کند که زکات مال او را بدهد، براى خودش هم مى تواند بردارد مگر آنکه ظاهر کلام مالک دادن به غیر باشد.
مسأله 1993 اگر فقیر شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زکات بگیرد، چنانچه شرطهائى که براى واجب شدن زکات گفته شد در آنها جمع شود، باید زکات آنها را بدهد.
مسأله 1994 اگر دو نفر در مالى که زکات آن واجب شده با هم شریک باشند و یکى از آنان زکات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسیم کنند، چنانچه بداند شریکش زکات سهم خود را نداده، تصرف او در سهم خودش هم اشکال دارد.
مسأله 1995 کسى که خمس یا زکات بدهکار است و کفاره و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد، اگر مالى که خمس یا زکات آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس و زکات را بدهد. و اگر از بین رفته باشد، مى تواند خمس
یا زکات را بدهد، یا کفاره و نذر و قرض و مانند اینها را ادا نماید.
مسأله 1996 کسى که خمس یا زکات بدهکار است و نذر و مانند اینها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او براى همه آنها کافى نباشد، چنانچه مالى که خمس و زکات آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکات را بدهند و بقیه مال او را به چیزهاى دیگرى که بر او واجب است قسمت کنند. و اگر مالى که خمس و زکات آن واجب شده از بین رفته باشد، باید مال او را به خمس و زکات و قرض و نذر و مانند اینها قسمت نمایند. مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بیست تومان به کسى بدهکار است و همه مال او سى تومان است، باید بیست تومان بابت خمس و ده تومان به دین او بدهند.
مسأله 1997 کسى که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند مى تواند براى معاش خود کسب کند، چنانچه تحصیل آن علم، واجب باشد، مى شود به او زکات داد و در مستحب محل تأمل است مگر آنکه از سهم سبیل الله بدهند. و اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحب نباشد، زکات دادن به او اشکال دارد.
