آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام وکالت

وکالت آنست که انسان کارى را که مى تواند در آن دخالت کند، به دیگرى واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد، مثلاً کسى را وکیل کند که خانه او را بفروشد یا زنى را براى او عقد نماید، پس آدم سفیهى که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف مى کند چون حق ندارد در مال خود تصرف کند، نمى تواند براى فروش آن، کسى را وکیل نماید.

مسأله 2264 در وکالت لازم نیست صیغه بخوانند، و اگر انسان به دیگرى بفهماند که او را وکیل کرده و او هم بفهماند قبول نموده، مثلاً مال خود را به کسى بدهد که براى او بفروشد، و او مال را بگیرد، وکالت صحیح است.

مسأله 2265 اگر انسان کسى را که در شهرى دیگر است وکیل نماید و براى او وکالت نامه بفرستد و او قبول کند، اگر چه وکالت نامه بعد از مدتى برسد، وکالت صحیح است.

مسأله 2266 موکل، یعنى کسى که دیگرى را وکیل مى کند، و نیز کسى که وکیل مى شود، باید بالغ و عاقل باشند، و از روى قصد و اختیار اقدام کنند.

مسأله 2267 کارى را که انسان نمى تواند انجام دهد، یا شرعاً نباید انجام دهد نمى تواند براى انجام
آن از طرف دیگرى وکیل شود، مثلاً کسى که در احرام حج است، چون نباید صیغه عقد زناشوئى را بخواند، نمى تواند براى خواندن صیغه از طرف دیگرى وکیل شود.

مسأله 2268 اگر انسان کسى را براى انجام تمام کارهاى خودش وکیل کند صحیح است، ولى اگر براى یکى از کارهاى خود وکیل نماید، و آن کار را معین نکند وکالت صحیح نیست.

مسأله 2269 اگر وکیل را عزل کند یعنى از کار بر کنار نماید، بعد از آنکه خبر به او رسید، نمى تواند آن کار را انجام دهد، ولى اگر پیش از رسیدن خبر آن کار را انجام داده باشد صحیح است.

مسأله 2270 وکیل مى تواند از وکالت کناره گیرى کند، و اگر موکل غائب هم باشداشکال ندارد.

مسأله 2271 وکیل نمى تواند براى انجام کارى که به او واگذار شده دیگرى را وکیل نماید، ولى اگر موکل به او اجازه داده باشد که وکیل بگیرد، به هر طورى که به او دستور داده، مى تواند رفتار نماید، پس اگر گفته باشد براى من وکیل بگیر، باید از طرف او وکیل بگیرد، و نمى تواند کسى را از طرف خودش وکیل کند.

مسأله 2272 اگر انسان با اجازه موکل خودش، کسى را از طرف او وکیل کند، نمى تواند آن وکیل را عزل نماید، و اگر وکیل اول بمیرد، یا موکل او را عزل کند وکالت دومى باطل نمى شود.

مسأله 2273 اگر وکیل به اجازه موکل، کسى را از طرف خودش وکیل کند، موکل و وکیل اول، مى توانند آن وکیل را عزل کنند، و اگر وکیل اول بمیرد، یا عزل
شود، وکالت دومى باطل مى شود.

مسأله 2274 اگر چند نفر را براى انجام کارى وکیل کند، و به آنها اجازه دهد که هر کدام به تنهائى در آن کار اقدام کنند، هر یک از آنان مى توانند آن کار را انجام دهند، و چنانچه یکى از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل نمى شود، ولى اگر نگفته باشد که با هم یا به تنهائى انجام دهند، یا گفته باشد که با هم انجام دهند، نمى توانند به تنهائى اقدام نمایند، و در صورتى که یکى از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل مى شود.

مسأله 2275 اگر وکیل یا موکل بمیرد یا دیوانه شود وکالت باطل مى شود، و در دیوانه موقت و بیهوشى بطلان احوط است و نیز اگر چیزى که براى تصرف در آن وکیل شده است از بین برود مثلاً گوسفندى که براى فروش آن وکیل شده بمیرد، وکالت باطل مى شود.

مسأله 2276 اگر انسان کسى را براى کارى وکیل کند، و چیزى براى او قرار بگذارد، بعد از انجام آن کار چیزى را که قرار گذاشته باید به او بدهد.

مسأله 2277 اگر وکیل در نگهدارى مالى که در اختیار اوست کوتاهى نکند و غیر از تصرفى که به او اجازه داده اند، تصرف دیگرى در آن ننماید و اتفاقاً آن مال از بین برود، نباید عوض آنرا بدهد.

مسأله 2278 اگر وکیل در نگهدارى مالى که در اختیار او است کوتاهى کند، یا غیر از تصرفى که به او اجازه داده اند تصرف دیگرى در آن بنماید و آن مال از بین برود، ضامن است، پس اگر لباسى را که
گفته اند بفروش، بپوشد و آن لباس تلف شود، باید عوض آن را بدهد.

مسأله 2279 اگر وکیل غیر از تصرفى که به او اجازه داده اند، تصرف دیگرى در مال بکند، مثلاً لباسى را که گفته اند بفروش بپوشد و بعداً تصرفى را که به او اجازه داده اند بنماید، آن تصرف صحیح است.