آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام نکاح یا ازدواج و زناشوئى

احکام نکاح یا ازدواج و زناشوئى

به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مى شود، و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم.
عقد دائم: آنست که مدت زناشوئى در آن معین نشود، و زنى را که به این قسم عقد مى کنند دائمه مى گویند، و عقد غیر دائم: آنست که مدت زناشوئى در آن معین شود، مثلاً زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند، و زنى را که به این قسم عقد کنند متعه و صیغه مى نامند.
احکام عقد

مسأله 2371
در زناشوئى چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد مى خوانند، یا دیگرى را وکیل مى کنند که از طرف آنان بخواند.

مسأله 2372 وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود.

مسأله 2373 زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است نمى توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند و گمان به اینکه وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمى کند، ولى اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده ام کافى است چونکه موجب اطمینان است.

مسأله 2374 اگر زنى کسى را وکیل کند که مثلاً ده روزه او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معین نکند، آن وکیل مى تواند هر وقت که بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، ولى اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینى را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

مسأله 2375 یک نفر مى تواند براى خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود، و نیز انسان مى تواند از طرف زن وکیل شود و او را براى خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند، ولى احتیاط مستحب آنست که عقد را دو نفر بخوانند.

دستور خواندن عقد دائم

مسأله 2376 اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: زَوَّجْتُکَ نَفْسى عَلَى الصِّداقِ الْمَعْلُوم(یعنى خود را زن تو نمودم به مهرى
که معین شده)، پس از آن بدون فاصله مرد بگوید: قَبِلْتُ التَّزْویج(یعنى قبول کردم ازدواج را) عقد صحیح است، و اگر دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتى فاطِمَةَ مُوَکِّلَکَ اَحْمَدَ عَلَى الصِّداقِ الْمَعْلُوم، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: قَبِلْتُ لِمُوَکِّلى اَحْمَدَ عَلَى الصِّداق صحیح مى باشد، و واجب نیست لفظى را که مرد مى گوید با لفظى که زن مى گوید مطابق باشد، که اگر زن زوجت، بگوید باید مرد هم قبلت التزویج بگوید، بلکه قَبِلْتُ النِّکاح بگوید صحیح است.

دستور خواندن عقد غیر دائم

مسأله 2377 اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آنکه مدت، و مهر را معین کردند، چنانچه زن بگوید: زَوَّجْتُکَ نَفْسى فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمعلوم، بعد بدون فاصله مرد بگوید: قَبِلتُ صحیح است و اگر دیگرى را وکیل کنند، و اول وکیل زن به وکیل مرد بگوید: مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتى مُوَکِّلَکَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلوْم، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: قَبِلْتُ لِمُوَکِّلى هکَذا صحیح مى باشد.

شرائط عقد

مسأله 2378 عقد ازدواج چند شرط دارد:
اول آنکه به عربى صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، چنانچه ممکن باشد، احتیاط واجب آنست کسى را که مى تواند به عربى صحیح بخواند وکیل کنند و اگر ممکن نباشد، خودشان مى توانند به غیر عربى بخوانند، اما باید لفظى بگویند که معنى زوجت و قبلت را بفهماند.
دوم مرد و زن یا وکیل آنها که صیغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند، یعنى اگر خود مرد و زن صیغه را مى خوانند، زن به گفتن زوجتک نفسى قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد، و مرد به گفتن قبلت التزویج زن بودن او را براى خود قبول نماید و اگر وکیل مرد و زن، صیغه را مى خوانند، به گفتن زوجت و قبلت قصدشان این باشد که مرد و زنى که آنان را وکیل کرده اند، زن و شوهر شوند.
سوم کسى که صیغه را مى خواند، بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند، یا از طرف دیگرى وکیل شده باشد.
چهارم
اگر وکیل زن و شوهر یا ولى آنها صیغه را مى خوانند، در عقد، زن و شوهر را معین کنند مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند. پس کسى که چند دختر دارد، اگر به مردى بگوید: زوجتک احدى بناتى(یعنى زن تو نمودم یکى از دخترانم را) و او بگوید: قبلت یعنى قبول کردم، چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده اند عقد باطل است.
پنجم زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهراً به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است عقد صحیح است.

مسأله 2379 اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنى آنرا عوض کند عقد باطل است.

مسأله 2380 کسى که دستور زبان عربى را نمى داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معناى هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آنرا قصد نماید مى تواند عقد را بخواند.

مسأله 2381 اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند و بعداً زن و مرد بگویند به آن عقد راضى هستیم، عقد صحیح است.

مسأله 2382 اگر زن و مرد یا یکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگویند به آن عقد راضى هستیم چنانچه در حال واقع شدن عقد اظهار نارضایتى نموده باشند احتیاط مستحب آنست که دوباره عقد را بخوانند.

مسأله 2383 پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ، یا دیوانه خود که به حال دیوانگى بالغ شده است ازدواج کنند، و بعد از آنکه آن طفل بالغ شد، یا دیوانه
عاقل گردید، اگر ازدواجى که براى او کرده اند، مفسده اى نداشته، نمى تواند آنرا بهم بزند، و اگر مفسده اى داشته، مى تواند آنرا بهم بزند.

مسأله 2384 دخترى که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، سزاوار است از پدر، یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

مسأله 2385 اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.

مسأله 2386 اگر پدر یا جد پدرى، براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

مسأله 2387 اگر پدر یا جد پدرى، براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته مدیون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته پدر یا جد او باید مهر زن را بدهند.
عیبهائى که به واسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

مسأله 2388 اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن، یکى از این هفت عیب را دارد مى تواند عقد را بهم بزند:
اول دیوانگى.
دوم مرض خوره.
سوم مرض برص.
چهارم کورى.
پنجم زمین گیر بودن.
ششم آنکه افضا شده یعنى راه بول و حیض یا راه حیض و غائط او یکى شده باشد.
هفتم آنکه گوشت یا استخوانى در فرج او باشد که مانع نزدیکى شود.

مسأله 2389 اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او دیوانه است، یا آلت مردى ندارد، یا عنین است، یعنى مرضى دارد که نمى
تواند وطى و نزدیکى نماید، یا تخمهاى او را کشیده اند، مى تواند عقد را بهم بزند، بلکه اگر شوهر بعد از عقد هم کاملاً دیوانه شود که اوقات نماز را تمییز ندهد، زن مى تواند عقد را بهم بزند، و نیز اگر بعد از عقد و قبل از دامادى شوهر عنین شود، زن مى تواند عقد را بهم بزند، و در خصوص عنن باید مرد را مهلت بدهند تا یکسال شاید معالجه شود.

مسأله 2390 اگر مرد یا زن به واسطه یکى از عیبهایى که در دو مسأله پیش گفته شد عقد را بهم بزنند، باید بدون طلاق از هم جدا شوند.

مسأله 2391 اگر به واسطه آنکه مرد نمى تواند وطى و نزدیکى کند، زن عقد را بهم بزند، شوهر باید نصف مهر را بدهد، ولى اگر به واسطه یکى از عیبهاى دیگرى که گفته شد مرد یا زن عقد را بهم بزنند، چنانچه مرد با زن نزدیکى نکرده باشد، چیزى بر او نیست و اگر نزدیکى کرده باید تمام مهر را بدهد، و چنانچه مرد را گول زده اند و تدلیس نموده اند، مرد مهر را از آنکه تدلیس نموده و او را گول زده مى گیرد.

عده اى از زنها که ازدواج با آنها حرام است

مسأله 2392 ازدواج با زنهایى که مثل مادر و خواهر و مادرزن با انسان محرم هستند، حرام است.

مسأله 2393 اگر کسى زنى را براى خود عقد نماید، اگر چه با او نزدیکى نکند، مادر و مادر مادرِآن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند با آن مرد محرم مى شوند.

مسأله 2394 اگر زنى را عقد کند و با او نزدیکى
نماید، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پائین روند، چه در وقت عقد باشند یا بعداً به دنیا بیایند، با آن مرد محرم مى شوند.

مسأله 2395 اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزدیکى هم نکرده باشد، تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمى تواند با دختر او ازدواج کند.

مسأله 2396 عمه و خاله پدر، و عمه و خاله پدر پدر، و عمه و خاله مادر، و عمه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.

مسأله 2397 پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پائین آیند چه در موقع عقد باشند، یا بعداً به دنیا بیایند به زن او محرم هستند.

مسأله 2398 اگر زنى را براى خود عقد کند، دائمه باشد یا صیغه، تا وقتى که آن زن در عقد اوست، نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

مسأله 2399 اگر زن خود را به ترتیبى که در کتاب طلاق گفته مى شود طلاق رجعى دهد، در بین عده نمى تواند خواهر او را عقد نماید، بلى اگر طلاق بائن باشد بعد از وقوع طلاق مى تواند خواهر او را بگیرد، و اما اگر زنى را متعه نماید، پس اقوى لزوم خوددارى از ازدواج با خواهر او است در بین عده، هر چند مدت تمتع گذشته باشد، یا متمتع مدت را بخشیده باشد، به جهت ورود نص.

مسأله 2400 انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادرزاده او ازدواج کند، ولى اگر بدون اجازه زنش
آنان را عقد نماید و بعداً زن بگوید به آن عقد راضى هستم اشکال ندارد.

مسأله 2401 اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده یا خواهرزاده او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضایت ندهد، عقد آنان باطل است.

مسأله 2402 اگر انسان پیش از آنکه دختر عمه یا دختر خاله خود را بگیرد با مادر آنان زنا کند، دیگر نمى تواند با آنان ازدواج نماید.

مسأله 2403 اگر با دختر عمه یا دختر خاله خود ازدواج نماید و پیش از آنکه با آنان نزدیکى کند با مادرشان زنا نماید، احتیاط مستحب آنست که از ایشان جدا شود.

مسأله 2404 اگر با زنى غیر از عمه و خاله خود زنا کند، احوط بلکه اقوى آنست که با دختر او ازدواج نکند، ولى اگر زنى را عقد نماید و با او نزدیکى کند بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمى شود، اگر چه در این صورت احتیاط استحبابى جدا شدن از او است، و همچنین است اگر پیش از آنکه با او نزدیکى کند با مادر او زنا نماید.

مسأله 2405 زن مسلمان نمى تواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمى تواند با زنهاى کافره غیر کتابیه مانند یهود و نصارى بطور دائم و یا متعه ازدواج کند و همچنین با زنهاى کتابیه به طور دائم بنابر احتیاط واجب ولى صیغه کردن زن یهودیه و نصرانیه مانعى ندارد.

مسأله 2406 اگر با زنى که شوهر دارد یا در عده طلاق رجعى است زنا کند آن زن بر او حرام مى شود على الاحوط، و اگر با زنى که در
عده متعه، یا طلاق بائن، یا عده وفات است زنا کند، بعداً مى تواند او را عقد نماید، و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات، در احکام طلاق گفته خواهد شد.

مسأله 2407 اگر با زن بى شوهرى که در عده نیست زنا کند، بعداً مى تواند آن زن را براى خود عقد نماید، ولى احتیاط مستحب آنست که صبر کند، تا آن زن حیض ببیند بعد او را عقد نماید، و همچنین است اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد
کند.

مسأله 2408 اگر زنى را که در عده دیگرى است براى خود عقد کند، چنانچه مرد و زن، یا یکى از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام مى شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکى نکرده باشد.

مسأله 2409 اگر زنى را براى خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عده بوده چنانچه هیچ کدام نمى دانسته اند زن در عده است و نمى دانسته اند که عقد کردن زن در عده حرام است، در صورتى که مرد با او نزدیکى کرده باشد، آن زن بر او حرام مى شود.

مسأله 2410 اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج کند، باید از او جدا شود، و نمى تواند بعداً هم او را به عقد خود درآورد، و همچنین اگر نمى دانسته ولکن نزدیکى نموده.

مسأله 2411 زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى شود، و چنانچه توبه نکند و بر عمل
خود باقى باشد، بهتر است که شوهر او را طلاق دهد، ولى چنانچه مهرش را نداده و طلب نماید و وقت آن رسیده باشد و شوهر بتواند بدهد باید مهرش را بدهد.

مسأله 2412 زنى را که طلاق داده اند، و زنى که صیغه بوده و شوهرش مدت او را بخشیده یا مدتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتى شوهر کند و بعد شک کند که موقع عقد شوهر دوم، عده شوهر اول تمام بوده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 2413 مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده بر لواط کننده حرام است، اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان کند که دخول شده، یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى شود.

مسأله 2414 اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسى ازدواج نماید و بعد از ازدواج، با آنکس لواط کند، آنها بر او حرام نمى شوند.

مسأله 2415 اگر کسى در حال احرام که یکى از کارهاى حج است، با زنى ازدواج نماید عقد او باطل است، و چنانچه مى دانسته که زن گرفتن بر او حرام است، دیگر نمى تواند آن زن را عقد کند.

مسأله 2416 اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نیست ازدواج کند عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است، احتیاط واجب بلکه خالى از قوت نیست که بعداً با آن مرد ازدواج نکند.

مسأله 2417 اگر مرد طواف نساء را که یکى از کارهاى حج
است و نیز یکى از کارهاى عمره مفرده است بجا نیاورد، زنش بر او حرام مى شود، و نیز اگر زن طواف نساء نکند شوهرش بر او حرام مى شود، ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند، به یکدیگر حلال مى شوند.

مسأله 2418 اگر کسى دختر نابالغى را براى خود عقد کند و پیش از آنکه نه سال دختر تمام شود، با او نزدیکى و دخول کند باید تا آخر عمر از دخول به او خوددارى نماید على الاحوط، در صورتى که افضا شده باشد.

مسأله 2419 زنى را که سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرائطى که در کتاب طلاق گفته مى شود، با مرد دیگرى ازدواج کند، شوهر اول مى تواند دوباره او را براى خود عقد نماید.

احکام عقد دائم

مسأله 2420 زنى که عقد دائمى شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود و باید خود را براى هر لذتى که او مى خواهد تسلیم نماید، و بدون عذر شرعى از نزدیکى کردن او جلوگیرى نکند، و اگر در اینها از شوهر اطاعت کند، تهیه غذا و لباس و منزل او بر شوهر واجب است، و اگر تهیه نکند چه توانائى داشته باشد، یا نداشته باشد مدیون زن است.

مسأله 2421 اگر زن در کارهایى که در مسأله پیش گفته شد اطاعت شوهر را نکند گناهکار است، و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى را ندارد ولى مهر او از بین نمى رود.

مسأله 2422 مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند.

مسأله 2423 مخارج سفر زن،
اگر بیشتر از مخارج وطن باشد، با شوهر نیست ولى اگر شوهر زن را سفر ببرد، باید خرج سفر او را بدهد.

مسأله 2424 زنى که از شوهر اطاعت مى کند و شوهر خرج او را نمى دهد اگر ممکن است، مى تواند خرجى خود را بدون اجازه از مال او بردارد، و اگر ممکن نیست چنانچه ناچار باشد که معاش خود را تهیه کند، در موقعى که مشغول تهیه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نیست.

مسأله 2425 بنابر مشهور بین علماء قدس الله أرواحهم، مرد باید در هر چهار شب یک شب نزد زن دائمى خود بماند، لکن اقوى عدم وجوب آنست، در صورتى که یک زن داشته باشد و اقوى وجوب آن است در صورت تعدد و شروع در شب ماندن پیش آنها و در غیر این دو صورت ترک آن سزاوار نیست.

مسأله 2426 شوهر نمى تواند بیش از چهار ماه، نزدیکى با عیال دائمى خود را ترک کند، و همچنین است غیر دائمى على الاحوط بلکه على الاقوى در بعض صور.

مسأله 2427 اگر در عقد دائمى مهر را معین نکنند عقد صحیح است، و چنانچه مرد با زن نزدیکى کند، باید مهر او را مطابق مهر زنهائى که مثل او هستند بدهد.

مسأله 2428 اگر موقع خواندن عقد دائمى براى دادن مهر مدتى معین نکرده باشند، زن مى تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکى کردن شوهر جلوگیرى کند، چه شوهر توانائى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد ولى اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیکى راضى شود و شوهر با او نزدیکى کند، دیگر نمى
تواند بدون عذرشرعى، از نزدیکى شوهر جلوگیرى نماید.

متعه یا صیغه

مسأله 2429 صیغه کردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحیح است.

مسأله 2430 احتیاط واجب آنست که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکى با متعه خود را ترک نکند، مگر با اجازه او بلکه در صورتى که زن جوان باشد و مدت زیاد باشد مثلاً ده سال یا پنجاه سال اقوى حرمت ترک است.

مسأله 2431 زنى که صیغه مى شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکى نکند، عقد و شرط او صحیح است، و شوهر فقط مى تواند لذتهاى دیگر از او ببرد، ولى اگر بعداً به نزدیکى راضى شود، شوهر مى تواند با او نزدیکى نماید.

مسأله 2432 زنى که صیغه شده اگر چه آبستن شود، حق خرجى ندارد.

مسأله 2433 زنى که صیغه شده حق همخوابى ندارد، و از شوهر ارث نمى برد و شوهر هم از او ارث نمى برد و چنانچه در ضمن عقد شرط نمایند ارث بردن را، بعد از عقد با ورثه مصالحه نمایند.

مسأله 2434 زنى که صیغه شده اگر نداند که حق خرجى و همخوابى ندارد، عقد او صحیح است، و براى آنکه نمى دانسته حقى بر شوهر پیدا نمى کند.

مسأله 2435 زنى که صیغه شده مى تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود، ولى اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین مى رود، بیرون رفتن او حرام است.

مسأله 2436 اگر زنى مردى را وکیل کند که به مدت و مبلغ معین او را براى خود صیغه نماید، چنانچه مرد او را به عقد دائم
خود درآورد یا به غیر از مدت یا مبلغى که معین شده او را صیغه کند، وقتى آن زن فهمید اگر بگوید راضى هستم عقد صحیح وگرنه باطل است.

مسأله 2437 اگر پدر یا جد پدرى براى محرم شدن، یک ساعت یا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود درآورد کافى است، و نیز مى تواند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن به عقد کسى درآورد، ولى باید آن عقد براى دختر یا پسر نفعى داشته باشد على الاحوط.

مسأله 2438 اگر پدر یا جد پدرى طفل خود را که در محل دیگرى است و نمى داند زنده است یا مرده، براى محرم شدن به عقد کسى در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مى شود، و چنانچه بعداً معلوم شود که در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است، و کسانى که به واسطه عقد ظاهراً محرم شده بودند نامحرمند.

مسأله 2439 اگر زنى که صیغه شده به تمام مدتى که قرار داده اند وفا نکند، شوهر مى تواند به همان مقدار از مهر او کم کند، مثلاً اگر نصف مدت را حاضر نشده نصف مهر را کم کند، و اگر ثلث را حاضر نشده ثلث را کم کند، مگر ایام حیض او که نزدیکى جایز نیست، لذا نمى تواند کم کند. و اگر مرد مدت صیغه را ببخشد، چنانچه با او نزدیکى کرده، باید تمام چیزى را که قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزدیکى نکرده، باید نصف آنرا بدهد، حسب اجماع و اتفاق علماء، طبق خبر زرعة از سماعه از حضرت صادق علیه الصلاة والسلام،
ولکن اگرزن در عقد شرط کرده باشد که شوهر نزدیکى نکند محل اشکال است، خصوصاً اگر مدتى لذتهاى دیگرى از او برده باشد.

مسأله 2440 مرد مى تواند زنى را که صیغه او بوده و هنوز عده اش تمام نشده به عقد دائم خود درآورد.

احکام نگاه کردن

مسأله 2441 نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم، و همچنین نگاه کردن به موى او چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است، و احتیاط واجب بلکه اقوى آنست که بدون قصد لذت هم به آنها نگاه نکند و این اقوائیت در غیر نظره اولى است، که غالباً قهرى است، هر چند که مقدمات آن اختیارى باشد، و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى باشد.

مسأله 2442 اگر انسان بدون قصد لذت به سر و صورت و دستهاى زنهاى اهل کتاب مثل زنهاى یهود و نصارى نگاه کند، در صورتى که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، و احتیاط واجب آنست که به غیر آنچه که متعارف بوده نپوشیدن آن، نگاه نکند.

مسأله 2443 زن باید بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند، و بنابر احتیاط واجب زن جوان باید صورت و دستهاى خود را از مرد نامحرم بپوشاند بلکه احتیاط واجب آنست که بدن و موى خود را از پسرى هم که بالغ نشده ولى خوب و بد را مى فهمد و به حدى رسیده که نظر کردن او یا نظر کردن به او موجب هیجان شهوت بشود بپوشاند.

مسأله 2444 نگاه کردن به
عورت دیگرى حتى به عورت بچه ممیزى که خوب و بد را مى فهمد حرام است، اگر چه از پشت شیشه یا در آئینه یا آب صاف و مانند اینها باشد، ولى زن و شوهر مى توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.

مسأله 2445 مرد و زنى که با یکدیگر محرمند، اگر قصد لذت نداشته باشند مى توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.

مسأله 2446 مرد نباید با قصد لذت به بدن مرد دیگر نگاه کند، و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذت حرام است.

مسأله 2447 مرد نباید عکس زن نامحرم را بیندازد، و اگر زن نامحرمى را بشناسد نباید به عکس او نگاه کند على الاحوط.

مسأله 2448 اگر زن بخواهد زن دیگر، یا مردى غیر از شوهر خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد، باید چیزى در دست کند، که دست او به عورت آن مرد نرسد و همچنین است اگر مرد بخواهد مرد دیگر، یا زنى غیر زن خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد.

مسأله 2449 اگر مرد براى معالجه زن نامحرم ناچار باشد، که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند اشکال ندارد، ولى اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند، نباید دست به بدن او بزند، و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند، نباید او را نگاه کند.

مسأله 2450 اگر انسان براى معالجه کسى ناچار شود که به عورت او نگاه کند، بنابر احتیاط واجب باید آئینه را در مقابل گذاشته و در آن نگاه کند، ولى
اگر چاره اى جز نگاه کردن به عورت نباشد اشکال ندارد.

مسائل متفرقه زناشوئى

مسأله 2451 کسى که به واسطه نداشتن زن به حرام مى افتد، لازم است زن بگیرد، و اگر به سبب زن گرفتن واجبى مثل حج یا اداء دین مطالَب از او فوت مى شود باید آن واجب را مقدم بدارد و از حرام هم خوددارى نماید و صبر کند.

مسأله 2452 اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد، و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده، مى تواند عقد را بهم بزند.

مسأله 2453 ماندن مرد و زن نامحرم در محل خلوتى که کسى در آنجا نیست و دیگرى هم نمى تواند وارد شود حرام است على الاحوط، چه به ذکر خدا مشغول باشند یا به صحبت دیگر، خواب باشند یا بیدار، ولى اگر طورى باشد که کس دیگر بتواند وارد شود، یا بچه اى که خوب و بد را مى فهمد در آنجا باشد اشکال ندارد.

مسأله 2454 اگر مرد مهر زن را در عقد معین کند، و قصدش این باشد که آنرا ندهد، عقد صحیح است ولى مهر را باید بدهد.

مسأله 2455 مسلمانى که منکر خدا یا پیغمبر شود، یا حکم ضرورى دین یعنى حکمى را که مسلمانان جزء دین اسلام مى دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انکار کند، در صورتى که بداند آن حکم ضرورى دین است، مرتد مى شود.

مسأله 2456 اگر زن پیش از آنکه شوهرش با او نزدیکى کند، به طورى که در مسأله پیش گفته شد مرتد شود، عقد او باطل مى گردد على الاحوط و همچنین است اگر
بعد از نزدیکى مرتد شود ولى یائسه باشد، یعنى اگر سیده است شصت سال و اگر نیست پنجاه سال او تمام شده باشد، و اما اگر یائسه نباشد، باید به دستورى که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگهدارد، پس اگر در بین عده مسلمان شود عقد باقى، و اگر تا آخر عده مرتد بماند، عقد باطل است على الاحوط.

مسأله 2457 مردى که مسلمان زاده است اگر مرتد شود، زنش بر او حرام مى شود، و باید به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى شود، عده وفات نگهدارد.

مسأله 2458 مردى که از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و مسلمان شده اگر پیش از نزدیکى با عیالش مرتد شود، عقد او باطل مى گردد على الاحوط، و اگر بعد از نزدیکى مرتد شود، چنانچه زن او در سن زنهائى باشد که حیض مى بینند باید آن زن به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى شود عده نگهدارد، پس اگر پیش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود، عقد باقى وگرنه باطل است على الاحوط.

مسأله 2459 اگر زن در عقد با مرد شرط کند که او را از شهرى بیرون نبرد و مرد هم قبول کند، نباید زن را از آن شهر بیرون ببرد.

مسأله 2460 اگر زن انسان از شوهر دیگرش دخترى داشته باشد، انسان مى تواند آن دختر را براى پسر خود که از آن زن نیست عقد کند، و نیز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند، مى تواند با مادر آن دختر ازدواج نماید.

مسأله 2461 اگر زنى از زنا آبستن شود،
در صورتى که خود آن زن، یا مردى که با او زنا کرده، یا هر دوى آنان مسلمان باشند، براى آن زن جایز نیست بچه را سقط کند، ولکن اگر روح در او دمیده نشده باشد و بقاء او موجب ضرر مهمى بر مادر باشد در این صورت مى تواند او را سقط نماید.

مسأله 2462 اگر کسى با زنى که شوهر ندارد و در عده کسى هم نیست زنا کند، چنانچه بعد او را عقد کند و بچه اى از آنان پیدا شود، در صورتى که ندانند از نطفه حلال است یا حرام، آن بچه حلال زاده است.

مسأله 2463 اگر مرد نداند که زن در عده است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچه اى از آنان به دنیا آید، حلال زاده است و شرعاً فرزند هر دو مى باشد، ولى اگر زن مى دانسته که در عده است شرعاً بچه فرزند پدر است، و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به یکدیگر حرام مى باشند.

مسأله 2464 اگر زن بگوید یائسه ام(1) نباید حرف او را قبول کرد، ولى اگر بگوید شوهر ندارم، حرف او قبول مى شود.

مسأله 2465 اگر بعد از آنکه انسان با زنى ازدواج کرد، کسى بگوید آن زن شوهر داشته و زن بگوید نداشتم، چنانچه شرعاً ثابت نشود که زن شوهر داشته، باید حرف زن را قبول کرد.

مسأله 2466 تا هفت سال دختر تمام نشده، پدر نمى تواند او را از مادرش جدا کند.

مسأله 2467 مستحب است در شوهر دادن دخترى که بالغه است یعنى مکلف شده عجله
کنند، حضرت صادق علیه السلام فرمودند: یکى از سعادتهاى مرد آنست که دخترش در خانه او حیض نبیند.

مسأله 2468 اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن دیگر نگیرد، احتیاط واجب آنست که زن مهر را نگیرد، و شوهر هم با زن دیگر ازدواج نکند.

مسأله 2469 کسى که از زنا به دنیا آمده، اگر زن بگیرد و بچه اى پیدا کند آن بچه حلال زاده است.

مسأله 2470 هر گاه مرد در روزه ماه رمضان یا در حال حیض زن با او نزدیکى کند معصیت کرده، ولى اگر بچه اى از آنان به دنیا آید حلال زاده است.

مسأله 2471 زنى که یقین دارد شوهرش در سفر مرده اگر بعد از عده وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد شوهر کند و شوهر اول از سفر برگردد، باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است، ولى اگر شوهر دوم با او نزدیکى کرده باشد، زن باید عده نگهدارد و شوهر دوم باید مهر او را مطابق زنهایى که مثل او هستند بدهد ولى خرج عده ندارد.