آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

جاهائى که قضا و کفاره واجب است

جاهائى که قضا و کفاره واجب است

مسأله 1667 اگر در روزه رمضان عمداً قى کند یا در شب جنب شود و به تفصیلى که در مسأله (1639) گفته شد بیدار شود و دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، فقط باید قضاى آن روز را بگیرد. ولى اگر کار دیگرى که روزه را باطل مى کند، عمداً انجام دهد، در صورتى که مى دانسته آن کار روزه را باطل مى کند، قضا و کفاره بر او واجب مى شود.

مسأله 1668 اگر به واسطه ندانستن مسأله کارى انجام دهد که روزه را باطل مى کند، چنانچه مى توانسته مسأله را یاد بگیرد، کفاره بر او واجب مى شود و اگر نمى توانسته مسأله را یاد بگیرد، کفاره بر او واجب نیست.

کفاره روزه

مسأله 1669 کسى که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند، یا به دستورى که در مسأله بعد گفته مى شود دو ماه روزه بگیرد، یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مُدکه تقریباً ده سیر است طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها بدهد، و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد هر چه مى تواند به فقیر طعام بدهد، واگر نتواند روزه بگیرد یا طعام بدهد، باید استغفار کند، اگر چه مثلاً یک مرتبه بگوید استغفرالله . و احتیاط واجب آنست که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد .

مسأله 1670 کسى که میخواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد باید سى و یک روز آن را پى در پى بگیرد، و اگر بقیه آن پى در پى نباشد اشکال ندارد .

مسأله 1671 کسى که
مى خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، نباید موقعى شروع کند که در بین سى و یک روز، روزى باشد که مانند عید قربان، روزه آن حرام است.

مسأله 1672 کسى که باید پى درپى روزه بگیرد، اگر دربین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد، یاوقتى شروع کند که در بین آن به روزى برسد که روزه آن واجب است، مثلا به روزى برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد باید روزها را از سر بگیرد.

مسأله 1673 اگر در بین روزهائى که باید پى در پى روزه بگیرد، عذرى مثل حیض ، یانفاس ، یاسفرى که دررفتن آن مجبوراست براى او پیش آید، بعد از بر طرف شدن عذر واجب نیست روزه ها رااز سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از بر طرف شدن عذربجا مى آورد.

مسأله 1674 اگر به چیز حرامى روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به جهتى حرام شده باشد مثل خوردن غذاى حلالى که براى انسان ضرر دارد و نزدیکى کردن باعیال خود در حال حیض، بنابر احتیاط کفاره جمع بر او واجب میشود، یعنى باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند، یا به هر کدام آنها یک مُدکه تقریباً ده سیر است گندم یا نان آن، یا جو یا نان آن، یا یک مدمویز یا یک مد خرما بدهد. و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها که ممکن است باید انجام دهد.

مسأله 1675 اگر روزه دارى دروغى را به خدا
و پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم نسبت دهد، اگر چه روزه خود را به چیز حرام باطل کرده، ولى کفاره جمع که تفصیل آن در مسأله پیش گفته شد بر او واجب نمى شود.

مسأله 1676 اگر روزه دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع کند، براى هر دفعه، یک کفاره بر او واجب است. ولى اگر جماع او حرام باشد، براى هر دفعه یک کفاره جمع واجب مى شود.

مسأله 1677 اگر روزه دار در یک روزه ماه رمضان چند مرتبه غیر جماع کار دیگرى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، براى همه آنها یک کفاره کافى است.

مسأله 1678 اگر روزه دار غیر جماع کار دیگرى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، و بعد با حلال خود جماع نماید، بنابر احتیاط براى هر کدام یک کفاره واجب مى شود.

مسأله 1679 اگر روزه دار غیر جماع کار دیگرى که حلال است و روزه را باطل مى کند، انجام دهد مثلاً آب بیاشامد و بعد کار دیگرى که حرام است و روزه را باطل مى کند غیر جماع انجام دهد، مثلاً غذاى حرامى بخورد، یک کفاره کافى است.

مسأله 1680 اگر روزه دار آروغ بزند و چیزى در دهانش بیابد، چنانچه عمداً آنرا فرو ببرد، روزه اش باطل است.
و باید قضاى آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب مى شود. و اگر خوردن آن چیز حرام باشد مثلاًموقع آروغ زدن، خون یا غذائى که از صورت غذا بودن خارج شده، به دهان او بیاید و عمداً آنرا فرو برد، باید قضاى آن روزه را
بگیرد، و بنا بر احتیاط کفاره جمع هم بر او واجب مى شود.

مسأله 1681 اگر نذر کند که روز معینى را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل کند، باید یک بنده آزاد نماید یا دو ماه پى درپى روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد.

مسأله 1682 کسى که مى تواند وقت را تشخیص دهد، اگر به گفته کسى که مى گوید مغرب شده افطار کند، و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب مى شود.

مسأله 1683 کسى که عمداً روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر براى فرار از کفاره سفر نماید کفاره از او ساقط نمى شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پیش آید، بنابر اقوى کفاره بر او واجب است.

مسأله 1684 اگر عمداً روزه خود را باطل کند، و بعد عذرى مانند حیض یا نفاس یا مرض براى او پیدا شود، کفاره بر او واجب نیست.

مسأله 1685 اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نیست.

مسأله 1686 اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال، و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده کفاره بر او واجب نیست.

مسأله 1687 اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است جماع کند، چنانچه زن را مجبور کرده باشد، کفاره روزه خودش و روزه زن را باید
بدهد، و اگر زن به جماع راضى بوده بر هر کدام یک کفاره واجب مى شود.

مسأله 1688 اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور کند که جماع نماید، یا کار دیگرى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، واجب نیست کفاره روزه شوهر را بدهد.

مسأله 1689 اگر روزه دار در ماه رمضان، زن خود را مجبور به جماع کند و در بین جماع، زن راضى شود، بنابر احتیاط واجب باید مرد، دو کفاره و زن یک کفاره بدهد.

مسأله 1690 اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود که خواب است جماع نماید، یک کفاره بر او واجب مى شود، و روزه زن صحیح است و کفاره هم بر او واجب نیست.

مسأله 1691 اگر مرد زن خود را مجبور کند که غیر جماع کار دیگرى که روزه را باطل مى کند بجا آورد، کفاره زن را نباید بدهد، و بر خود زن هم کفاره واجب نیست.

مسأله 1692 کسى که به واسطه مسافرت یا مرض روزه نمى گیرد، نمى تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع کند، ولى اگر او را مجبور نماید، کفاره بر مرد واجب نیست.

مسأله 1693 انسان نباید در بجا آوردن کفاره کوتاهى کند ولى لازم نیست فوراً آنرا انجام دهد.

مسأله 1694 اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آنرا بجا نیاورد، چیزى بر آن اضافه نمى شود.

مسأله 1695 کسى که باید براى کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، نباید به هر کدام از آنها بیشتر از یک مُد که تقریباً ده سیر است طعام
بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید، ولى مى تواند براى هر یک از عیالات فقیر اگر چه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهد.

مسأله 1696 کسى که قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً کارى که روزه راباطل مى کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مد که تقریباً ده سیر است طعام بدهد، و اگر نمى تواند، سه روز روزه بگیرد .

جاهائى که فقط قضاى روزه واجب است

مسأله 1697 در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نیست: اول آنکه روزه دار در روز ماه رمضان عمداً قى کند . دوم آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلى که در مسأله (1639) گفته شد تا اذان صبح از خواب دوم بیدار نشود . سوم عملى که روزه را باطل مى کند بجانیاورد، ولى نیت روزه نکند، یاریا کند، یا قصد کند که روزه نباشد، یا قصد کند کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد. چهارم آنکه درماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد . پنجم آنکه درماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه، کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده. و نیز اگر بعد از تحقیق با اینکه گمان دارد صبح شده، کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روز بر او واجب است . بلکه اگر بعد از تحقیق
شک کند صبح شده یانه و کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، واجب است که قضاى روزه آن روز را بجا آورد. ششم آنکه کسى بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است. هفتم آنکه کسى بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند، یا خیال کند شوخى مى کند و کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است. هشتم آنکه کور و مانند آن به گفته کس دیگر افطار کنند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. نهم آنکه در هواى صاف به واسطه تاریکى یقین کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولى اگر در هواى ابر به اطمینان اینکه مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست. دهم آنکه براى خنک شدن، یا بى جهت مضمضه کند، یعنى آب در دهان بگرداند و بى اختیار فرو رود. ولى اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا براى وضوى نماز واجب مضمضه کند و بى اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.

مسأله 1698 اگر غیر آب چیز دیگرى را در دهان ببرد و بى اختیار فرو رود، یا آب داخل بینى کند و بى اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.

مسأله 1699 مضمضه زیاد براى روزه دار مکروه است. و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو
برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.

مسأله 1700 اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه بى اختیار، یا از روى فراموشى آب وارد گلویش مى شود، نباید مضمضه کند.

مسأله 1701 اگر در ماه رمضان، بعد از تحقیق یقین کند که صبح نشده و کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نیست.

مسأله 1702 اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمى تواند افطار کند. ولى اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق هم مى تواند کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد.

احکام روزه قضا

مسأله 1703 اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه هاى وقتى را که دیوانه بوده قضا نماید.

مسأله 1704 اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه هاى وقتى را که کافر بوده قضا نماید. ولى اگر مسلمانى کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه هاى وقتى را که کافر بوده باید قضا نماید.

مسأله 1705 روزه اى که از انسان به واسطه مستى فوت شده باید قضا نماید، اگر چه چیزى را که به واسطه آن مست شده، براى معالجه خورده باشد.

مسأله 1706 اگر براى عذرى چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده اگر وقت رفع عذر را مى دانسته و بعد فراموش کرده باید مقدار بیشترى را که احتمال مى دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلاً کسى که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمى داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم باید شش روز روزه بگیرد اما
کسى که وقت رفع عذر را نمى داند و قبل از عروض شک هم نمى دانسته مى تواند مقدار کمتر را یعنى پنج روز را قضا کند، اگر چه احتیاط مستحب آنست که مقدار بیشتر یعنى شش روز را قضا نماید.

مسأله 1707 اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد قضاى هر کدام را که اول بگیرد مانعى ندارد. ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، احتیاط آنست که اول قضاى رمضان آخر را بگیرد.

مسأله 1708 اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نکند، روزه اى را که مى گیرد قضاى کدام رمضان است، قضاى سال اول حساب مى شود.

مسأله 1709 کسى که قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد، مى تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.

مسأله 1710 اگر قضاى روزه میتى را گرفته باشد مستحب است، که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

مسأله 1711 اگر به واسطه مرض، یا حیض، یا نفاس، روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هائى را که نگرفته براى او قضا کنند.

مسأله 1712 اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضاى روزه هائى را که نگرفته بر او واجب نیست، و باید براى هر روز یک مد که تقریباً ده سیر است طعام یعنى گندم یا نان آن، یا جو یا نان
آن، یا یک مد مویز، و یا یک مد خرما به فقیر بدهد. ولى اگر به واسطه عذر دیگرى مثلاً براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند بنابر احتیاط واجب باید روزهائى را که نگرفته قضا نماید و براى هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد.

مسأله 1713 اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود، ولى عذر دیگرى پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگیرد بنا بر احتیاط واجب باید روزه هائى را که نگرفته قضا نماید و براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد و نیز اگر در ماه رمضان، غیر مرض عذر دیگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه هائى را که نگرفته بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید و براى هر روز یک مد طعام دهد.

مسأله 1714 اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمداً قضاى روزه را نگیرد باید روزه را قضا کند و براى هر روز یک مد گندم یا نان آن، یا یک مد جو یا نان آن، یا یک مد خرما یا یک مد مویز هم به فقیر بدهد.

مسأله 1715 اگر در قضاى روزه کوتاهى کند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا کند، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یک مد گندم یا نان آن، یا جو
یا نان آن، یا یک مد مویز، و یا یک مد خرما به فقیر بدهد، ولى اگر موقعى که عذر دارد، تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر روزه هاى خود را قضا کند و پیش از آنکه قضا نماید در تنگى وقت عذر پیدا کند، بنابر احتیاط واجب جمع نماید بین قضا و کفاره.

مسأله 1716 اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آنکه خوب شد، باید قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یک مد که تقریباً ده سیر است، طعام یعنى گندم یا نان آن، یا جو یا نان آن، یا یک مد مویز، و یا یک مد خرما به فقیر بدهد.

مسأله 1717 کسى که باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، مى تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.

مسأله 1718 اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

مسأله 1719 اگر روزه رمضان را عمداً نگیرد، باید قضاى آنرا بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را بجا نیاورد، زاید بر کفاره براى هر روز، دادن یک مد لازم است و قضاى روزه هم بر او لازم است.

مسأله 1720 اگر روزه رمضان را عمداً نگیرد و در روز، مکرر جماع کند، بنابر احتیاط واجب کفاره هم مکرر مى شود. ولى اگر چند مرتبه کار دیگرى که روزه
را باطل مى کند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه غذا بخورد، یک کفاره کافى است.

مسأله 1721 بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضاى نماز و روزه او را به تفصیلى که در مسأله (1399) گفته شد بجا آورد و همچنین بعد از مرگ مادر بنابر احتیاط مستحب که ترک آن سزاوار نیست.

مسأله 1722 اگر پدر غیر از روزه رمضان، روزه واجب دیگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد بنابر احتیاط واجب، قضاى آن بر پسر بزرگتر لازم است.