آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

شرائط عقد

مسأله 2378 عقد ازدواج چند شرط دارد:
اول آنکه به عربى صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، چنانچه ممکن باشد، احتیاط واجب آنست کسى را که مى تواند به عربى صحیح بخواند وکیل کنند و اگر ممکن نباشد، خودشان مى توانند به غیر عربى بخوانند، اما باید لفظى بگویند که معنى زوجت و قبلت را بفهماند.
دوم مرد و زن یا وکیل آنها که صیغه را مى خوانند قصد انشاء داشته باشند، یعنى اگر خود مرد و زن صیغه را مى خوانند، زن به گفتن زوجتک نفسى قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد، و مرد به گفتن قبلت التزویج زن بودن او را براى خود قبول نماید و اگر وکیل مرد و زن، صیغه را مى خوانند، به گفتن زوجت و قبلت قصدشان این باشد که مرد و زنى که آنان را وکیل کرده اند، زن و شوهر شوند.
سوم کسى که صیغه را مى خواند، بالغ و عاقل باشد، چه براى خودش بخواند، یا از طرف دیگرى وکیل شده باشد.
چهارم
اگر وکیل زن و شوهر یا ولى آنها صیغه را مى خوانند، در عقد، زن و شوهر را معین کنند مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند. پس کسى که چند دختر دارد، اگر به مردى بگوید: زوجتک احدى بناتى(یعنى زن تو نمودم یکى از دخترانم را) و او بگوید: قبلت یعنى قبول کردم، چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده اند عقد باطل است.
پنجم زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهراً به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است عقد صحیح است.

مسأله 2379 اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنى آنرا عوض کند عقد باطل است.

مسأله 2380 کسى که دستور زبان عربى را نمى داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معناى هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آنرا قصد نماید مى تواند عقد را بخواند.

مسأله 2381 اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند و بعداً زن و مرد بگویند به آن عقد راضى هستیم، عقد صحیح است.

مسأله 2382 اگر زن و مرد یا یکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگویند به آن عقد راضى هستیم چنانچه در حال واقع شدن عقد اظهار نارضایتى نموده باشند احتیاط مستحب آنست که دوباره عقد را بخوانند.

مسأله 2383 پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ، یا دیوانه خود که به حال دیوانگى بالغ شده است ازدواج کنند، و بعد از آنکه آن طفل بالغ شد، یا دیوانه
عاقل گردید، اگر ازدواجى که براى او کرده اند، مفسده اى نداشته، نمى تواند آنرا بهم بزند، و اگر مفسده اى داشته، مى تواند آنرا بهم بزند.

مسأله 2384 دخترى که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، سزاوار است از پدر، یا جد پدرى خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

مسأله 2385 اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.

مسأله 2386 اگر پدر یا جد پدرى، براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد.

مسأله 2387 اگر پدر یا جد پدرى، براى پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته مدیون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته پدر یا جد او باید مهر زن را بدهند.
عیبهائى که به واسطه آنها مى شود عقد را بهم زد

مسأله 2388 اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن، یکى از این هفت عیب را دارد مى تواند عقد را بهم بزند:
اول دیوانگى.
دوم مرض خوره.
سوم مرض برص.
چهارم کورى.
پنجم زمین گیر بودن.
ششم آنکه افضا شده یعنى راه بول و حیض یا راه حیض و غائط او یکى شده باشد.
هفتم آنکه گوشت یا استخوانى در فرج او باشد که مانع نزدیکى شود.

مسأله 2389 اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او دیوانه است، یا آلت مردى ندارد، یا عنین است، یعنى مرضى دارد که نمى
تواند وطى و نزدیکى نماید، یا تخمهاى او را کشیده اند، مى تواند عقد را بهم بزند، بلکه اگر شوهر بعد از عقد هم کاملاً دیوانه شود که اوقات نماز را تمییز ندهد، زن مى تواند عقد را بهم بزند، و نیز اگر بعد از عقد و قبل از دامادى شوهر عنین شود، زن مى تواند عقد را بهم بزند، و در خصوص عنن باید مرد را مهلت بدهند تا یکسال شاید معالجه شود.

مسأله 2390 اگر مرد یا زن به واسطه یکى از عیبهایى که در دو مسأله پیش گفته شد عقد را بهم بزنند، باید بدون طلاق از هم جدا شوند.

مسأله 2391 اگر به واسطه آنکه مرد نمى تواند وطى و نزدیکى کند، زن عقد را بهم بزند، شوهر باید نصف مهر را بدهد، ولى اگر به واسطه یکى از عیبهاى دیگرى که گفته شد مرد یا زن عقد را بهم بزنند، چنانچه مرد با زن نزدیکى نکرده باشد، چیزى بر او نیست و اگر نزدیکى کرده باید تمام مهر را بدهد، و چنانچه مرد را گول زده اند و تدلیس نموده اند، مرد مهر را از آنکه تدلیس نموده و او را گول زده مى گیرد.