آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام حدى که براى بعضى از گناهان معین شده است

مسأله 2794 اگر کسى با یکى از محرمهاى خود که مثل مادر و خواهر با او نسبت دارند زنا کند، به حکم حاکم شرع باید او را گردن بزنند و اگر مرد کافر با زن مسلمان زنا کند، باید او را بکشند، و همچنین مرد اگر زنى را مجبور کند بر زناى با او. و در اخبار بسیار وارد شده است که انجام دادن یکى از حدها باعث مى شود که مردم کار نامشروع نکنند، و دنیا و آخرت آنان را حفظ مى کند و منفعتش براى آنان بیشتر است از اینکه چهل روز باران ببارد.

مسأله 2795 اگر مرد آزاد زنا کند، باید او را صد تازیانه بزنند. و چنانچه سه مرتبه زنا کند و در هر دفعه صد تازیانه اش بزنند، در دفعه چهارم باید او را بکشند، ولى کسى که زن عقدى دائمى دارد، و
در حالى که بالغ و عاقل و آزاد بوده با او نزدیکى کرده و هر وقت هم بخواهد مى تواند با او نزدیکى کند، اگر با زنى که بالغه و عاقله است زنا کند، باید او را سنگسار نمایند، و همچنین است اگر کنیز داشته باشد على الاقوى. و چنانچه پیر باشد باید اول او را صد تازیانه بزنند و بعداً سنگسار نمایند، و زن هم مثل مرد است در تازیانه زدن و سنگسار نمودن.

مسأله 2796 مشهور بین علماء آنست که اگر مرد ببیند که کسى با زن او زنا مى کند چنانچه نترسد که به او ضررى بزنند مى تواند هر دو را بکشد، و اگر آنان را نکشد آن زن بر او حرام نمى شود، و ادله نسبت به جواز کشتن آن مردزناکننده متعدد است، و بعض آن قابل اعتماد است.

مسأله 2797 اگر مرد مکلف عاقلى با مکلف عاقل دیگر لواط کند، باید هر دوى آنان را بکشند لکن نسبت به قتل لواط کننده اى که محصن نیست مختصر تأملى است چونکه بعض اخبار که مطابق فتواى بعض عامّه است مى گوید جلد است و یک نفر یا دو نفر به آن عمل نموده اند و بقیه علماء جمیعاً از آن اعراض نموده اند و گفته اند قتل است طبق اخبار مطلقه. و حاکم شرع مى تواند لواط کننده را با شمشیر بکشد، یا سنگسار کند یا زنده به آتش بسوزاند، یا دست و پاى او را ببندد و از جاى بلندى به زیر اندازد. و مشهور بین علماء طبق روایت ضعیفى آنست که مخیر است بین این چهار و یا
دیوارى را روى او خراب کند. و بدان که مساحقه نیز از گناهان بسیار بزرگ است و روایت شده که لواط را ابلیس به مردان یاد داد و مساحقه را(لاقیس) دختر او به زنان یاد داد و آنکه خداى متعال و ملائکه زنها و دخترهاى مساحقه کننده را لعنت مى کند و بر آنها هفتاد حله آتشى مى پوشانند و عمودى از آتش در سر و جوف آنها فرو برده مى شود. و اقوى حسب اخبار معتبره آنست که حکم مساحقه حکم زنا است که اگر محصنه باشد سنگسار و الا صد تازیانه به او مى زنند و اگر سه مرتبه حد بر او جارى شد مرتبه چهارم او را مى کشند.

مسأله 2798 اگر یک نفر کس دیگر را امر کند به ناحق کسى را بکشد، در صورتى که قاتل و کسى که به او دستور داده، هر دو مکلف و عاقل باشند، قاتل را باید کشت و کسى که او را امر کرده باید حبس کرد تا بمیرد.

مسأله 2799 اگر فرزند، پدر یا مادر را عمداً بکشد، باید او را بکشند، ولى اگر پدرى فرزند خود را عمداً بکشد، باید به دستورى که در احکام دیه گفته مى شود دیه بدهد، و کفاره نیز بر او واجب مى شود و هر قدر حاکم شرع صلاح مى داند او را بزنند.

مسأله 2800 هر گاه کسى پسرى را از روى شهوت ببوسد، حاکم شرع اقل از حد هر قدر صلاح مى داند تازیانه به او مى زند و روایت شده است که خداوند عالم دهانه اى از آتش به دهان او مى زند،
و ملائکه آسمان و زمین و ملائکه رحمت و غضب بر او لعنت مى کنند و جهنم براى او مهیا خواهد بود، ولى اگر توبه کند توبه او قبول مى شود.

مسأله 2801 اگر کسى مرد و زن را براى زنا بهم برساند، چنانچه آن کس زن باشد، باید هفتاد و پنج تازیانه به او بزنند و اگر مرد باشد، بعد از هفتاد و پنج تازیانه باید از محلى که در آن محل این کار را کرده بیرونش کنند، و مشهور بین علماء آنست که باید سر او را بتراشند و در کوچه و بازار بگردانند و همچنین است حکم کسى که مرد و پسر را براى لواط بهم برساند حسب اجماع علماء.

مسأله 2802 اگر کسى بخواهد با زنى زنا کند، یا با پسرى لواط نماید، و بدون آنکه او را بکشند جلوگیرى از او ممکن نباشد کشتن او جایز است.

مسأله 2803 اگر کسى به مرد یا زن مسلمانى که بالغ و عاقل و آزاد است نسبت زنا یا لواط بدهد، یا ولدالزنا بگوید، باید هشتاد تازیانه از روى لباس به او بزنند.

مسأله 2804 کسى که مکلف و عاقل است اگر از روى اختیار شراب بخورد با علم به حرمت، در دفعه اول و دوم باید تمام بدنش را غیر از عورت برهنه کنند و هشتاد تازیانه به او بزنند، و در دفعه سوم یا چهارم باید او را بکشند، لکن زن را نباید برهنه نمایند.

مسأله 2805 کسى که مکلف و عاقل است اگر چهار نخود و نیم طلاى سکه دار یا چیز دیگرى را که به این مقدار ارزش دارد
بدزدد، چنانچه شرطهائى را که در شرع براى آن معین شده دارا باشد، در دفعه اول باید چهار انگشت دست راست او را از بیخ ببرند و کف دست و شست او را بگذارند، و در دفعه دوم بنابر احتیاط باید پاى چپ او را از وسط قدم ببرند، و در دفعه سوم باید او را حبس کنند تا بمیرد، و چنانچه مال دارد خرج او را از مال خودش، و اگر ندارد از بیت المال بدهند. و در صورتى که در زندان دزدى کند باید او را بکشند. و بدان که اقوى آنست که محاربى که سلاح بر روى مسلمان کشیده چنانچه نه کسى کشته و نه مجروح نموده و نه مالى برده حاکم شرع او را نفى بلد مى نماید و به اهل آن شهر مى نویسد که با او مراوده و معامله ننمایند و تصدّق بر او ننمایند. و اگر به کسى جراحتى هم وارد نموده قبلاً حکم آنرا بر او جارى مى نماید و بعداً نفى بلد مى نماید و در بعض اخبار مذکور است که مدت نفى یک سال است. و چنانچه مال هم از مردم غارت کرده اگر امام بخواهد او را مى کشد و دار مى زند و اگر بخواهد دست راست و پاى چپ او را قطع مى نماید. و چنانچه قتل نموده و مال نگرفته او را مى کشد و چنانچه هم مال گرفته و هم قتل نموده دست راست او را قطع مى نماید، و او را مى کشد، اگر چه اولیاء مقتول از مال و خون او را عفو نمایند و او را بر
سر دار مى نماید و بعد از سه روز پایین مى آورد، و اگر مسلمان بوده به احکام سایر اموات عمل مى نماید. و چنانچه قبل از آنکه حاکم شرع بر او ظفر یابد توبه نماید قبول مى شود و حد رفع مى شود.