آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام اجاره
احکام اجاره
مسأله 2180 اجاره دهنده و کسى که چیزى را اجاره مى کند باید مکلف و عاقل باشند و به قصد و اختیار خودشان اجاره را انجام دهند، و نیز باید در مال خود حق تصرف داشته باشند، پس سفیهى که مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف مى کند چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید اگر چیزى را اجاره کند، یا اجاره دهد صحیح نیست.
مسأله 2181 انسان مى تواند از طرف دیگرى وکیل شود و مال او را اجاره دهد.
مسأله 2182 اگر ولى یا قیم بچه، مال او را اجاره دهد، یا خود او را اجیر دیگرى نماید اشکال ندارد، و اگر مدتى از زمان بالغ شدن او را جزء مدت اجاره قرار دهد، بعد از آنکه بچه بالغ شد، مى تواند بقیه اجاره را بهم بزند مگر آنکه مصلحت ملزمه اى در اجاره دادن تمام مدت بوده.
مسأله 2183 بچه صغیرى را که ولى ندارد، بدون اجازه مجتهد نمى شود اجیر کرد و کسى که به مجتهد دسترسى ندارد، مى تواند از چند نفر مؤمن که عادل باشند، اجازه بگیرد و او را اجیر نماید.
مسأله 2184 اجاره دهنده و مستأجر لازم نیست صیغه عربى بخوانند، بلکه اگر مالک به کسى بگوید، ملک خود را به تو اجاره دادم و او هم بگوید قبول کردم اجاره صحیح است، و نیز اگر حرفى نزنند و مالک به قصد این که ملک را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار کند، و او هم به قصد
اجاره کردن بگیرد، اجاره صحیح مى باشد.
مسأله 2185 اگر انسان بدون صیغه خواندن بخواهد براى انجام عملى اجیر شود، همین که مشغول آن عمل شد، اجاره صحیح است.
مسأله 2186 کسى که نمى تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند که ملک را اجاره داده، یا اجاره کرده، صحیح است.
مسأله 2187 اگر خانه یا دکان یا اطاقى را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آنها استفاده نماید، مستأجر نمى تواند آنرا به دیگرى اجاره دهد، واگر شرط نکند مى تواند آنرا به دیگرى اجاره دهد ولى اگر بخواهد به زیادتر از مقدارى که اجاره کرده آنرا اجاره دهد، باید در آن کارى مانند تعمیر و سفیدکارى انجام داده باشد.
مسأله 2188 اگر اجیر با انسان شرط کند که فقط براى خود انسان کار کند، نمى شود او را به دیگرى اجاره داد و اگر شرط نکند، باید زیادتر نگیرد.
مسأله 2189 اگر غیر خانه و دکان و اطاق و اجیر، چیز دیگر مثلاً زمین را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید، اگر چه بیشتر از مقدارى که اجاره کرده آنرا اجاره دهد اشکال ندارد.
مسأله 2190 اگر خانه یا دکانى را مثلاً یکساله به صدتومان اجاره کند و از نصف آن خودش استفاده نماید، مى تواند نصف دیگر آن را به صدتومان اجاره دهد ولى اگر بخواهد نصف آن را به زیادتر از مقدارى که اجاره کرده مثلاً به صدوبیست تومان اجاره دهد، باید در آن، کارى مانند تعمیر انجام داده باشد.
شرائط مالى که آنرا اجاره مى دهند
مسأله 2191 مالى
را که اجاره مى دهند چند شرط دارد:
اول آنکه معین باشد، پس اگر بگوید یکى از خانه هاى خود را اجاره دادم درست نیست.
دوم مستأجر آن را ببیند، یا کسى که آنرا اجاره مى دهد طورى خصوصیات آنرابگوید که کاملاً معلوم باشد(1).
سوم تحویل دادن آن ممکن باشد، پس اجاره دادن اسبى که فرار کرده باطل است.
چهارم آن مال بواسطه استفاده کردن از بین نرود، پس اجاره دادن نان و میوه و خوردنیهاى دیگر صحیح نیست.
پنجم استفاده اى که مال را براى آن اجاره داده اند ممکن باشد، پس اجاره دادن زمین براى زراعت در صورتى که آب باران کفایت آنرا نکند و از آب نهر هم مشروب نشود صحیح نیست.
ششم چیزى را که اجاره مى دهد مال خود او باشد، و اگر مال کس دیگر را اجاره دهد، در صورتى صحیح است که صاحبش رضایت دهد.
مسأله 2192 اجاره دادن درخت براى آن که از میوه اش استفاده کنند اشکال دارد.
مسأله 2193 زن مى تواند براى آنکه از شیرش استفاده کنند اجیر شود، و لازم نیست از شوهر خود اجازه بگیرد، ولى اگر بواسطه شیر دادن حق شوهر از بین برود، بدون اجازه او نمى تواند اجیر شود.
شرائط استفاده اى که مال را براى آن اجاره مى دهند
مسأله 2194 استفاده اى که مال را براى آن اجاره مى دهند چهار شرط دارد:
اول آنکه حلال باشد. بنابر این اجاره دادن دکان براى شراب فروشى، یا نگهدارى شراب، و کرایه دادن حیوان براى حمل و نقل شراب باطل است.
دوم پول دادن براى آن استفاده، درنظر مردم بیهوده نباشد.
سوم اگر چیزى را که اجاره مى دهند
چند استفاده دارد، استفاده اى را که مستأجر باید از آن ببرد معین نمایند. مثلاً اگر حیوانى را که سوارى مى دهد و بار مى برد اجاره دهند، باید در موقع اجاره معین کنند که سوارى یا باربرى آن مال مستأجر است یا همه استفاده هاى آن.
چهارم مدت استفاده را معین نمایند و اگر مدت معلوم نباشد ولى عمل را معین کنند مثلاً با خیاط قرار بگذارند که لباس معینى را بطور مخصوصى بدوزد کافیست.
مسأله 2195 اگر ابتداى مدت اجاره را معین نکنند، ابتداى آن بعد از خواندن صیغه اجاره است.
مسأله 2196 اگر خانه اى را مثلاً یکساله اجاره دهند، و ابتداى آنرا یک ماه بعد از خواندن صیغه قرار دهند، اجاره صحیح است، اگر چه موقعى که صیغه مى خوانند خانه در اجاره دیگرى باشد.
مسأله 2197 اگر مدت اجاره را معلوم نکند و بگوید هر وقت در خانه نشستى، اجاره آن ماهى ده تومان است اجاره صحیح نیست.
مسأله 2198 اگر به مستأجر بگوید خانه را ماهى ده تومان به تو اجاره دادم یا بگوید خانه را یک ماهه به ده تومان به تو اجاره دادم، و بعد از آن هم هر قدر بنشینى اجاره آن ماهى ده تومان است، در صورتى که ابتداى مدت اجاره را معین کنند یا ابتداى آن معلوم باشد، اجاره ماه اول صحیح است.
مسأله 2199 خانه اى را که غریب و زوار در آن منزل مى کنند و معلوم نیست چقدر در آن مى مانند، اگر قرار بگذارند که مثلاً شبى یک تومان بدهند و صاحبخانه راضى شود، استفاده از آن خانه اشکال ندارد،
ولى چون مدت اجاره را معلوم نکرده اند اجاره صحیح نیست و صاحب خانه هر وقت بخواهد مى تواند آنان را بیرون کند.
مسائل متفرقه اجاره
مسأله 2200 مالى را که مستأجر بابت اجاره مى دهد باید معلوم باشد، پس اگر از چیزهائى است که مثل گندم با وزن معامله مى کنند، باید وزن آن معلوم باشد على الاحوط. و اگر از چیزهائى است که مثل تخم مرغ با شماره معامله مى کنند، باید شماره آن معین باشد على الاحوط. و اگر مثل اسب و گوسفند است، باید اجاره دهنده آنرا ببیند، یا مستأجر خصوصیات آنرا به او بگوید.
مسأله 2201 اگر زمینى را براى زراعت جو یا گندم اجاره دهد و مال الاجاره را جو یا گندم همان زمین قرار دهد، اجاره صحیح نیست.
مسأله 2202 کسى که چیزى را اجاره داده، تا آن چیز را تحویل ندهد، حق ندارد اجرت آنرا مطالبه کند، و نیز اگر براى انجام عملى اجیر شده باشد، پیش از انجام عمل حق مطالبه اجرت ندارد.
مسأله 2203 هر گاه چیزى را که اجاره داده تحویل دهد، اگر چه مستأجر تحویل نگیرد، یا تحویل بگیرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نکند، باید مال الاجاره آنرا بدهد.
مسأله 2204 اگر انسان اجیر شود که در روز معینى کارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن کار حاضر شود، کسى که او را اجیر کرده اگر چه آن کار را به او مراجعه نکند، باید اجرت او را بدهد، مثلاً اگر خیاطى را در روز معینى براى دوختن لباسى اجیر نماید و خیاط در آن روز آماده
کار باشد، اگر چه پارچه را به او ندهد که بدوزد، باید اجرتش را بدهد، چه خیاط بیکار باشد، چه براى خودش یا دیگرى کار کند.
مسأله 2205 اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، مستأجر باید مال الاجاره را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد، مثلاً اگر خانه اى را یکساله به صدتومان اجاره کند بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجاره آن خانه معمولاً پنجاه تومان است باید پنجاه تومان را بدهد، و اگر دویست تومان است، باید دویست تومان را بپردازد. و نیز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، باید اجاره آن مدت را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد.
مسأله 2206 اگر چیزى را که اجاره کرده از بین برود، چنانچه در نگهدارى آن کوتاهى نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روى ننموده ضامن نیست و نیز اگر مثلاً پارچه اى را که به خیاط داده از بین برود در صورتى که خیاط زیاده روى نکرده و در نگهدارى آن هم کوتاهى نکرده باشد، نباید عوض آنرابدهد.
مسأله 2207 هر گاه صنعتگر چیزى را که گرفته ضایع کند ضامن است.
مسأله 2208 اگر قصاب سر حیوانى را ببرد، و آنرا حرام کند چه مزد گرفته باشد، چه مجانى سر بریده باشد، باید قیمت آنرا به صاحبش بدهد.
مسأله 2209 اگر حیوانى را اجاره کند و معین نماید که چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بیشتر از آن مقدار بارکند، و آن حیوان بمیرد یا معیوب شود ضامن است و نیز اگر مقدار
بار را معین نکرده باشند و بیشتر از معمول بارکند و حیوان تلف شود، یا معیوب گردد ضامن مى باشد.
مسأله 2210 اگر حیوانى را براى بردن بار شکستنى اجاره دهد، چنانچه آن حیوان بلغزد، یا رم کند و بار را بشکند، صاحب حیوان ضامن نیست ولى اگر بوسطه زدن و مانند آن کارى کند که حیوان زمین بخورد و بار را بشکند ضامن است.
مسأله 2211 اگر کسى بچه اى را ختنه کند و ضررى به آن بچه برسد یا بمیرد چنانچه بیشتر از معمول بریده باشد ضامن است و اگر بیشتر از معمول نبریده باشد ضامن نیست.
مسأله 2212 اگر دکتر بدست خود به مریض دوا بدهد، چنانچه در معالجه خطا کند و به مریض ضررى برسد یا بمیرد، دکتر ضامن است، و اما اگر درد و دواى مریض را بگوید و مریض دوا را بخورد، نمى توان حکم به ضمان کرد، مگر آنکه سبب از مباشر اقوى باشد. بلى اگر فقط بگوید فلان دوا براى فلان مرض فایده دارد، و بواسطه خوردن دوا ضررى به مریض برسد، یا بمیرد دکتر ضامن نیست.
مسأله 2213 هر گاه دکتر به مریض یا ولى او بگوید، که اگر ضررى به مریض برسد ضامن نیستم، در صورتى که دقت و احتیاط خود را بکند و به مریض ضررى برسد، یا بمیرد دکتر ضامن نیست.
مسأله 2214 مستأجر و کسى که چیزى را اجاره داده، با رضایت یکدیگر مى توانند معامله رابهم بزنند و نیز اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مى توانند مطابق
قرارداد، اجاره را بهم بزنند.
مسأله 2215 اگر اجاره دهنده یا مستأجر بفهمد که مغبون شده است، چنانچه در موقع خواندن صیغه ملتفت نباشد که مغبون است، مى تواند اجاره را بهم بزند، ولى اگر در صیغه اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند حق بهم زدن معامله را نداشته باشند، نمى توانند اجاره را بهم بزنند.
مسأله 2216 اگر چیزى را اجاره دهد و پیش از آنکه تحویل دهد کسى آنرا غصب نماید، مستأجر مى تواند اجاره را بهم بزند و چیزى را که به اجاره دهنده داده پس بگیرد، یا اجاره را بهم نزند و اجاره مدتى را که در تصرف غصب کننده بوده به میزان معمول از او بگیرد، پس اگر حیوانى را یک ماهه به ده تومان اجاره نماید و کسى آنرا ده روز غصب کند، و اجاره معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد، مى تواند پانزده تومان را از غصب کننده بگیرد.
مسأله 2217 اگر چیزى را که اجاره کرده تحویل بگیرد، و بعد دیگرى آنرا غصب کند، نمى تواند اجاره را بهم بزند، و فقط حق دارد کرایه آن چیز را به مقدار معمول از غصب کننده بگیرد.
مسأله 2218 اگر پیش از آنکه مدت اجاره تمام شود، ملک را به مستأجر بفروشد، اجاره بهم نمى خورد و مستأجر باید مال الاجاره را به فروشنده بدهد، و همچنین است اگر آنرا به دیگرى بفروشد.
مسأله 2219 اگر پیش از ابتداى مدت اجاره، ملک بطورى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، یا قابل استفاده اى که شرط کرده اند نباشد، اجاره باطل مى شود و پولى که
مستأجر به صاحب ملک داده به او برمى گردد، بلکه اگر طورى باشد که بتواند استفاده مختصرى هم از آن ببرد، مى تواند اجاره را بهم بزند.
مسأله 2220 اگر ملکى را اجاره کند و بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره به طورى خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، یا قابل استفاده اى که شرط کرده اند نباشد، اجاره مدتى که باقیمانده باطل مى شود، و اگر استفاده مختصرى هم بتواند از آن ببرد، مى تواند اجاره مدت باقیمانده را بهم بزند.
مسأله 2221 اگر خانه اى را که مثلاً دو اطاق دارد اجاره دهد و یک اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آنرا بسازد و هیچ مقدار از استفاده آن از بین نرود، اجاره باطل نمى شود، و مستأجر هم نمى تواند اجاره را بهم بزند، و اگر ساختن آن بقدرى طول بکشد که مقدارى از استفاده مستأجر از بین برود، اجاره به آن مقدار باطل مى شود و مستأجر مى تواند اجاره باقیمانده را بهم بزند.
مسأله 2222 اگر اجاره دهنده یا مستأجر بمیرد، اجاره باطل نمى شود، ولى اگر خانه مال اجاره دهنده نباشد، مثلاً دیگرى وصیت کرده باشد که تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد، و پیش از تمام شدن مدت اجاره بمیرد، از وقتى که مرده اجاره باطل است.
مسأله 2223 اگر صاحب کار، بنّا را وکیل کند که براى او عمله بگیرد، چنانچه بنّا کمتر از مقدارى که از صاحب کار مى گیرد به عمله بدهد، زیادى آن بر او حرام است، و باید آنرا به صاحب کار
بدهد، ولى اگر اجیر شود که ساختمان را تمام کند و براى خود اختیار بگذارد که خودش بسازد، یا به دیگرى بدهد، در صورتى که کمتر از مقدارى که اجیر شده به دیگرى بدهد، زیادى آن براى او حلال مى باشد.
مسأله 2224 اگر رنگرز قرار بگذارد که مثلاً پارچه را با نیل رنگ کند، چنانچه با رنگ دیگر رنگ نماید، حق ندارد چیزى بگیرد.
