آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
طلاق خلع
مسأله 2536 طلاق زنى را که به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او مى بخشد که طلاقش دهد، طلاق خلع گویند، و در بعض احادیث است که جایز نیست طلاق خلع و گرفتن مهر یا مال دیگرى از زن مگر در صورتى که زن اظهار کراهت شدید و اشمئزاز از شوهر نماید به حدى که بترسند که مرتکب محرمات شود و بگوید به شوهر که اطاعت تو در هیچ امرى نخواهم کرد، چه تفسیر بنماید کلام خود را و چه به اجمال واگذارد.
مسأله 2537 اگر شوهر بخواهد صیغه طلاق خلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد مى گوید: زَوْجَتى فاطِمَةُ خالَعْتُها (یا خَلَعْتُها) عَلى ما بَذَلَتْ و گفتن: هِىَ طالِق بهتر است.
مسأله 2538 اگر زنى کسى را وکیل کند که مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر همان کس را وکیل کند که زن را طلاق دهد، چنانچه مثلاً اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد، وکیل صیغه طلاق را اینطور مى خواند: عَنْ مُوَکِّلَتى فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَکِّلى مُحَمَّد لِیَخْلَعَها عَلَیْه، پس از آن بدون فاصله مى گوید: زَوْجَةُ مُوَکِّلى خالَعْتُها یا(خَلَعْتُها) عَلى ما بَذَلَتْ هِىَ طالِق، و اگر زنى کسى را وکیل کند که غیر از مهر چیز دیگرى را به شوهر او ببخشد که او را طلاق دهد وکیل باید بجاى کلمه (مهرها) آن چیز را بگوید مثلاً اگر صد تومان داده باید بگوید: بَذَلْتُ مِأَةَ تُومان.
