آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام مساقات
مسأله 2245 اگر انسان با کسى به این قسم معامله کند که درختهاى میوه اى را که میوه آن مال خود اوست، یا اختیار میوه هاى آن با اوست، تا مدت معینى به آن کس واگذار کند، که تربیت نماید و آب دهد و به مقدارى که قرار مى گذارند از میوه آن بردارد، این معامله را مساقات مى گویند.
مسأله 2246 معامله مساقات در درختهائى که مثل بید و چنار میوه نمى دهد صحیح نیست، ولى در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده مى کنند صحت بعید نیست.
مسأله 2247 در معامله مساقات لازم نیست صیغه بخوانند بلکه اگر صاحب درخت بقصد مساقات آنرا واگذار کند، و کسى که کار مى کند به همین قصد مشغول کار شود، معامله صحیح است.
مسأله 2248 مالک و کسى که تربیت درختها را بعهده مى گیرد، باید مکلف و عاقل باشند و کسى آنها را مجبور نکرده باشد، و نیز باید سفیه نباشند، یعنى مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف نکنند.
مسأله 2249 مدت مساقات باید معلوم باشد، و اگر اول آنرا معین کنند و آخر آنرا موقعى قرار دهند که میوه آن سال بدست مى آید صحیح است.
مسأله 2250 باید سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها
باشد، و اگر قرار بگذارند که مثلاً صد من از میوه ها مال مالک، و بقیه مال کسى باشد که کار مى کند، معامله باطل است.
مسأله 2251 باید قرار معامله مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن قرار بگذارند، پس اگر کارى مانند آبیارى که براى تربیت درخت لازم است باقى مانده باشد، معامله صحیح است و گرنه باطل است، اگر چه احتیاج به کارى مانند چیدن میوه و نگهدارى آن داشته باشد.
مسأله 2252 معامله مساقات در بوته خربزه و خیار مانند اینها صحیح نیست.
مسأله 2253 درختى که از آب باران یا رطوبت زمین استفاده مى کند و به آبیارى احتیاج ندارد، اگر به کارهاى دیگر مانند بیل زدن و کود دادن محتاج باشد معامله مساقات در آن اشکال دارد.
مسأله 2254 دو نفرى که مساقات کرده اند، با رضایت یکدیگر مى توانند معامله را بهم بزنند، و نیز اگر در ضمن خواندن صیغه مساقات شرط کنند که هر دو، یا یکى از آنان حق بهم زدن معامله را داشته باشند، مطابق قرارى که گذاشته اند، بهم زدن معامله اشکال ندارد، بلکه اگر در معامله شرطى کنند و عملى نشود، کسى که براى نفع او شرط کرده اند مى تواند معامله را بهم بزند.
مسأله 2255 اگر مالک بمیرد معامله مساقات بهم نمى خورد، و ورثه اش بجاى او هستند.
مسأله 2256 اگر کسى که تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد چنانچه در عقد شرط نکرده باشند که خودش آنها را تربیت کند، ورثه اش بجاى او هستند،
و چنانچه خودشان عمل را انجام ندهند و اجیر هم نگیرند، حاکم شرع از مال میت اجیر مى گیرد و حاصل را بین ورثه میت و مالک قسمت مى کند، و اگر شرط کرده باشند که خود او درختها را تربیت نماید، پس اگر قرار گذاشته اند که به دیگرى واگذار نکند، با مردن او معامله بهم مى خورد، و اگر قرار نگذاشته اند، مالک مى تواند عقد را بهم بزند یا راضى شود که ورثه او یا کسى که آنها اجیرش مى کنند، درختها را تربیت نماید.
مسأله 2257 اگر شرط کند که تمام حاصل براى مالک باشد، مساقات باطل است و میوه مال مالک مى باشد، و کسى که کار مى کند نمى تواند مطالبه اجرت نماید، ولى اگر باطل بودن مساقات به جهت دیگر باشد، مالک باید مزد آبیارى و کارهاى دیگر را به مقدار معمول، به کسى که درختها را تربیت کرده بدهد.
مسأله 2258 مشهور بلکه اجماع علماء امامیه بر آنست که اگر زمینى را به دیگرى واگذار کند، که در آن درخت بکارد و آنچه عمل مى آید مال هر دو باشد، معامله باطل است، پس اگر درختها مال صاحب زمین بوده، بعد از تربیت هم مال اوست، و باید مزد کسى که آنها را تربیت کرده بدهد اگر عامل علم به بطلان نداشته باشد و اگر مال کسى بوده که آنها را تربیت کرده بعد از تربیت هم مال اوست و مى تواند آنها را بکند، ولى باید گودالهائى را که به واسطه کندن درختها پیدا شده پر کند، و اجاره زمین را از روزى که درختها را
کاشته به صاحب زمین بدهد اگر صاحب زمین جاهل به بطلان باشد، و مالک هم مى تواند او را مجبور نماید که درختها را بکند، و اگر به واسطه کندن درخت، عیبى در آن پیدا شود لازم نیست عوض آنرا بدهد، و اما اگر خود مالک زمین درختها را بکند باید تفاوت قیمت آنرا به صاحب درخت بدهد، و صاحب درخت نمى تواند او را مجبور کند که با اجاره، یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقى بگذارد، چونکه باقى ماندن درختها دائماً در زمین موجب ضرر و منع سلطنت مالک است.
