آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام وصیت

مسأله 2702 وصیت آنست که انسان سفارش کند بعد از مرگش براى او کارهائى انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزى از مال او ملک کسى باشد، یا براى اولاد خود و کسانى که اختیار آنان با اوست قیم و سرپرست معین کند. و کسى را که به او وصیت مى کنند وصى مى گویند.

مسأله 2703 کسى که نمى تواند حرف بزند، اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، براى هر کارى مى تواند وصیت کند، و اما کسى که مى تواند حرف بزند، چه در کارهاى کوچک و کم ارزش، و چه در کارهاى بزرگ، اشاره او فایده ندارد بنابر مشهور، ولکن اقوى صحت آنست.

مسأله 2704 اگر نوشته اى به امضاء یا مهر میت ببینند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که براى وصیت کردن نوشته، باید مطابق آن عمل کنند.

مسأله 2705 کسى که وصیت مى کند باید بالغ و عاقل باشد و از روى اختیار وصیت کند، و نیز باید سفیه نباشد یعنى مال خود را در کارهاى بیهوده مصرف نکند، ولکن پسر ده ساله چنانچه فهمیده باشد و بجا وصیت نماید صحیح است.

مسأله 2706 کسى که از روى عمد مثلاً زخمى به خود زده یا
سمى خورده است که به واسطه آن، یقین یا گمان به مردن او پیدا مى شود، اگر وصیت کند که مقدارى از مال او را به مصرفى برسانند صحیح نیست.

مسأله 2707 اگر انسان وصیت کند که چیزى به کسى بدهند، آن کس آن چیز را مالک مى شود، چه بعد از مردن وصیت کننده آنرا قبول کند، و چه در زمان زنده بودن او، زیرا که رد مانع است، نه آنکه قبول شرط باشد، و بر فرض شرط بودن قبول، قبول در حال حیات کافى مى باشد.

مسأله 2708 وقتى انسان نشانه هاى مرگ را در خود دید، باید فوراً امانتهاى مردم را به صاحبانش برگرداند، و اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهى رسیده باید بدهد، و اگر خودش نمى تواند بدهد، یا موقع دادن بدهى او نرسیده، باید وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد، ولى اگربدهى او معلوم باشد، وصیت کردن لازم نیست.

مسأله 2709 کسى که نشانه هاى مرگ را در خود مى بیند، اگر خمس و زکات و مظالم بدهکار است، باید فوراً بدهد و اگر نمى تواند بدهد، چنانچه از خودش مال دارد، یا احتمال مى دهد کسى آنها را ادا نماید، باید وصیت کند، و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد.

مسأله 2710 کسى که نشانه هاى مرگ را در خود مى بیند، اگر نماز و روزه قضا دارد، باید وصیت کند که از مال خودش براى آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد، ولى احتمال بدهد کسى بدون آنکه چیزى بگیرد آنها را انجام مى دهد، باز هم واجب است
وصیت نماید، و اگر قضاى نماز و روزه او به تفصیلى که در مسأله 1398 گفته شد، بر پسر بزرگترش واجب باشد، باید به او اطلاع دهد، یا وصیت کند که براى او بجا آورند.

مسأله 2711 کسى که نشانه هاى مرگ را در خود مى بیند، اگر مالى پیش کسى دارد یا در جائى پنهان کرده است که ورثه نمى دانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بین برود، باید به آنان اطلاع دهد على الاحوط و لازم نیست براى بچه هاى صغیر خود قیم و سرپرست معین کند، ولى در صورتى که بدون قیم مالشان از بین مى رود، یا خودشان ضایع مى شوند، باید براى آنان قیم امینى معین نماید.

مسأله 2712 وصى باید مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اطمینان باشد، لکن جایز است که بالغ و نابالغ را با هم وصى قرار دهد که نابالغ بعد از بلوغ عمل نماید.

مسأله 2713 اگر کسى چند وصى براى خود معین کند، چنانچه اجازه داده باشد که هر کدام به تنهائى به وصیت عمل کنند، لازم نیست در انجام وصیت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد که هر دو با هم به وصیت عمل کنند، یا نگفته باشد، باید با نظر یکدیگر به وصیت عمل نمایند و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیت عمل کنند، حاکم شرع آنها را مجبور مى کند و اگر اطاعت نکنند، بجاى آنان دیگران را معین مى نماید.

مسأله 2714 اگر انسان از وصیت خود برگردد مثلاً بگوید ثلث مالش را به کسى بدهند، بعد بگوید به او
ندهند وصیت باطل مى شود، و اگر وصیت خود را تغییر دهد، مثل آنکه قیمى براى بچه هاى خود معین کند، بعد دیگرى را بجاى او قیم نماید، وصیت اولش باطل مى شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند.

مسأله 2715 اگر کارى کند که معلوم شود از وصیت خود برگشته مثلاً خانه اى را که وصیت کرده به کسى بدهند بفروشد، یا دیگرى را براى فروش آن وکیل نماید، وصیت باطل مى شود.

مسأله 2716 اگر وصیت کند چیز معینى را به کسى بدهند، بعد وصیت کند که نصف همان را به دیگرى بدهند، باید آن چیز را دو قسمت کنند و به هر کدام از آن دو نفر یک قسمت آنرا بدهند.

مسأله 2717 اگر کسى در مرضى که به آن مرض مى میرد، مقدارى از مالش را به کسى ببخشد باید همان مقدار را به آن کس بدهند. و اما اگر وصیت کند که بعد از مردن او مقدارى به کسى بدهند، چنانچه بیشتر از ثلث مال او باشد در زائد بر ثلث باید ورثه اجازه نمایند و اگر اجازه ننمودند وصیت نسبت به زائد بر ثلث نافذ نمى باشد.

مسأله 2718 اگر وصیت کند که ثلث مال او را نفروشند و عایدى آنرا به مصرفى برسانند، باید مطابق گفته او عمل نمایند.

مسأله 2719 اگر در مرضى که به آن مرض مى میرد، بگوید مقدارى به کسى بدهکار است، چنانچه متهم باشد که براى ضرر زدن به ورثه گفته است باید مقدارى را که معین کرده از ثلث او بدهند، و اگر متهم نباشد، و کسى هم منکر گفته
او نشود، باید از اصل مال او بدهند.

مسأله 2720 کسى که انسان وصیت مى کند که چیزى به او بدهند، باید وجود داشته باشد، پس اگر وصیت کند به بچه اى که ممکن است فلان زن حامله شود چیزى بدهند باطل است، ولى اگر وصیت کند به بچه اى که در شکم مادر است چیزى بدهند، اگر چه هنوز روح نداشته باشد، وصیت صحیح است. و آنچه گفته شد در وصیت تملیکیه است که خود مالک انشاء تملیک مى نماید به اشخاصى بعد از موت، و اما در وصیت عهدیه که امر مى کند به وصى خود به انجام کارهائى بعد از موت، پس مانعى نیست على الاظهر که بگوید مثلاً از منافع ثلث من در هر سال مقدارى به حسینیه فلان قریه اگر درست شد بده، یا بگوید فلان مقدار بده به اولاد فلانى اگر اولادى داشت، و حال آنکه در حال حیات موصى نه حسینیه درست شده نه اولاد.

مسأله 2721 اگر انسان بفهمد کسى او را وصى کرده، چنانچه به اطلاع وصیت کننده برساند که براى انجام وصیت او حاضر نیست، لازم نیست بعد از مردن او به وصیت عمل کند، ولى اگر پیش از مردن او نفهمد که او را وصى کرده، یا بفهمد و به او اطلاع ندهد که براى عمل کردن به وصیت حاضر نیست، در صورتى که مشقت فوق العاده نداشته باشد، باید وصیت او را انجام دهد، و نیز اگر وصى پیش از مرگ موقعى ملتفت شود که مریض به واسطه شدت مرض نتواند به دیگرى وصیت کند، باید وصیت را قبول کند.

مسأله 2722 اگر
کسى که وصیت کرده بمیرد، وصى نمى تواند دیگرى را براى انجام کارهاى میت معین کند، و خود از کار کناره گیرى نماید، ولى اگر بداند مقصود میت این نبوده که خود وصى آن کار را انجام دهد، بلکه مقصودش فقط انجام کار بوده، مى تواند دیگرى را از طرف خود وکیل نماید.

مسأله 2723 اگر کسى دو نفر را وصى کند، چنانچه یکى از آن دو بمیرد، یا دیوانه یا کافر شود، حاکم شرع یک نفر دیگر را بجاى او معین مى کند و اگر هر دو بمیرند، یا دیوانه یا کافر شوند، حاکم شرع دو نفر دیگر را معین مى کند، ولى اگر یک نفر بتواند وصیت را عملى کند، معین کردن دو نفر لازم نیست.

مسأله 2724 اگر وصى نتواند به تنهائى کارهاى میت را انجام دهد، حاکم شرع براى کمک او یک نفر دیگر را معین مى کند.

مسأله 2725 اگر مقدارى از مال میت در دست وصى تلف شود، چنانچه در نگهدارى آن کوتاهى کرده و یا تعدى نموده، مثلاً میت وصیت کرده است که فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر دیگر برده و در راه از بین رفته ضامن است و اگر کوتاهى نکرده و تعدى هم ننموده ضامن نیست.

مسأله 2726 هر گاه انسان کسى را وصى کند و بگوید که اگر آنکس بمیرد فلانى وصى باشد، بعد از آنکه وصى اول مرد، وصى دوم باید کارهاى میت را انجام دهد.

مسأله 2727 حجى که بر میت واجب است و بدهکارى و حقوقى را که مثل خمس و زکات و مظالم
ادا کردن آنها واجب مى باشد، باید از اصل مال میت بدهند، اگر چه میت براى آنها وصیت نکرده باشد.

مسأله 2728 اگر مال میت از بدهى و حج واجب و حقوقى که مثل خمس و زکات و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید، چنانچه وصیت کرده باشد که ثلث یا مقدارى از ثلث را به مصرفى برسانند، باید به وصیت او عمل کنند و اگر وصیت نکرده باشد، آنچه مى ماند مال ورثه است.

مسأله 2729 اگر مصرفى را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، وصیت او در بیشتر از ثلث در صورتى صحیح است که ورثه حرفى بزنند، یا کارى کنند که معلوم شود عملى شدن وصیت را اجازه داده اند و تنها راضى بودن آنان کافى نیست، و اگر مدتى بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحیح است.

مسأله 2730 اگر مصرفى را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، و پیش از مردن او ورثه اجازه بدهند که وصیت او عملى شود، بعد از مردن او نمى توانند از اجازه خود برگردند.

مسأله 2731 اگر وصیت کند که از ثلث او خمس و زکات یا بدهى دیگر او را بدهند، و براى نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبى هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند، باید اول بدهى او را از ثلث بدهند و اگر چیزى زیاد آمد براى نماز و روزه او اجیر بگیرند و اگر از آن هم زیاد آمد به مصرف کار مستحبى که معین کرده برسانند، و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازه بدهى
او باشد، ورثه هم اجازه ندهند که بیشتر از ثلث مال مصرف شود، وصیت براى نماز و روزه و کارهاى مستحبى باطل است.

مسأله 2732 اگر وصیت کند که بدهى او را بدهند و براى نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبى هم انجام دهند، چنانچه وصیت نکرده باشد که اینها را از ثلث بدهند، باید بدهى او را از اصل مال بدهند و اگر چیزى زیاد آمد، ثلث آنرا به مصرف نماز و روزه و کارهاى مستحبى که معین کرده برسانند، و در صورتى که ثلث کافى نباشد، پس اگر ورثه اجازه بدهند، باید وصیت او عملى شود و اگر اجازه ندهند، باید نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چیزى زیاد آمد به مصرف کار مستحبى که معین کرده برسانند.

مسأله 2733 اگر کسى بگوید که میت وصیت کرده فلان مبلغ به من بدهند، چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصدیق کنند، یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفته او را تصدیق نماید، یا یک مرد عادل و دو زن عادله، یا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند، باید مقدارى را که مى گوید به او بدهند بلکه همچنین است اگر قسم بخورد و دو زن عادله هم شهادت بدهند. و شهادت دو مرد و یک مرد و قسم، و یک مرد و دو زن، و دو زن و قسم در سایر حقوق مالیه نیز معتبر است. و اگر یک زن عادله شهادت دهد، باید یک چهارم چیزى را که مطالبه مى کند به او بدهند، و اگر دو زن عادله شهادت دهند، نصف
آنرا و اگر سه زن عادله شهادت دهند، باید سه چهارم آنرا به او بدهند. و نیز اگر دو مرد کافر ذمى که در دین خود عادل باشند گفته او را تصدیق کنند، در صورتى که میت ناچار بوده است که وصیت کند و مرد و زن عادلى هم در موقع وصیت نبوده، باید چیزى را که مطالبه مى کند به او بدهند، و چنانچه بدگمان به آن دو ذمى شوند حاکم شرع بعد از نماز عصر آن دو را قسم مى دهد على الاحوط.

مسأله 2734 اگر کسى بگوید من وصى میتم که مال او را به مصرفى برسانم، یا میت مرا قیم بچه هاى خود قرار داده، در صورتى باید حرف او را قبول کرد که دو مرد عادل گفته او را تصدیق نمایند.

مسأله 2735 اگر وصیت کند چیزى به کسى بدهند و آنکس پیش از آنکه قبول کند یا رد نماید بمیرد، تا وقتى ورثه او وصیت را رد نکرده اند، مى توانند آن چیز را قبول نمایند على الاظهر، ولى این در صورتى است که وصیت کننده از وصیت خود برنگردد وگرنه حقى به آن چیز ندارند.