حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام مطهّرات
مطهّرات
(مسئله 134) دوازده چیز بلکه هجده چیز ، نجس را پاک می کند و به آنها «مطهِّرات» گفته می شود: آب ، زمین ، آفتاب ، استحاله ، کم شدن دو سوم آب انگور ، انتقال ، اسلام ، تبعیت ، از میان رفتن عین نجاست ، استبرای حیوان نجاست خوار ، غایب شدن مسلمان ،
سنگ استنجاء ، ذبح شرعی حیوان و...
اول: آب
(مسئله 135) «آب» با چهار شرط چیز نجس را پاک می کند:
1_ مطلق باشد ، پس آب مضاف مثل گلاب چیز نجس را پاک نمی کند .
2_ پاک باشد .
3_ هنگام شستن چیز نجس مضاف نشود و بو یا رنگ و یا مزه ی نجاست هم نگیرد .
4_ پس از آب کشیدن چیز نجس عین نجاست در آن نمانده باشد .
(مسئله 136) ظرف نجس را با آب قلیل باید سه مرتبه شست ، ولی در کر یا جاری یک مرتبه کفایت می کند ، اگر چه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند .
(مسئله 137) ظرفی را که سگ از آن چیز روان خورده باید نخست با خاکِ پاک خاک مال کرد ، سپس بنا بر احتیاط واجب با کمی مخلوط آب و خاک آن را سایید ، آنگاه بنا بر احتیاط سه بار با آب شست . همچنین ظرفی را که سگ آن را لیسیده و یا آب دهانش را در آن ریخته بنا بر احتیاط واجب باید پیش از شستن خاک مال کرد .
(مسئله 138) ظرفی را که خوک از آن چیز روان خورده باید با آب قلیل هفت بار شست ، و در آب کر و جاری نیز احتیاط هفت مرتبه است ، و لازم نیست آن را خاک مال کنند ، گرچه احتیاط مستحب آن است که خاک مال شود ، همچنین است بنا بر احتیاط واجب ظرفی که خوک آن را لیسیده باشد .
(مسئله 139) ظرفهایی که به شراب نجس شده باید با آب قلیل سه مرتبه شست ؛ و بهتر است هفت مرتبه شسته شود ، بنا بر احتیاط مستحب در کر و جاری نیز همین حکم می باشد .
(مسئله 140) ظرف نجس را با آب قلیل به دو صورت می توان آب کشید: یکی آنکه سه مرتبه پر کنند و خالی نمایند ، دیگر آنکه سه مرتبه قدری آب در آن بریزند و در هر مرتبه آب را طوری در آن بگردانند که به جاهای نجس آن برسد و بیرون بریزند .
(مسئله 141) اگر چیز نجس را پس از برطرف کردن عین نجاست یک بار در آب کر یا جاری فرو برند که آب به تمام جاهای نجس آن برسد پاک می شود ، و در فرش و لباس و مانند آن بنا بر احتیاط واجب طوری حرکت یا فشار دهند که عمدة آب داخل آن بیرون رود .
(مسئله 142) چیزی را که به ادرار نجس شده اگر ظرف نباشد و بخواهند با آب قلیل بشویند ، چنانچه فشار لازم نداشته باشد با دو بار ریختن آب روی آن پاک
می شود ، ولی اگر مانند فرش و لباس فشار لازم داشته باشد ، باید پس از هر بار ریختن آب فشار دهند تا غساله آن خارج شود و در صورتی که ادرار غلیظ و چسبنده باشد باید اول عین آن را برطرف نمایند .
(مسئله 143) اگر بخواهند چیزی را که به ادرار نجس شده با آب کر یا جاری بشویند یک مرتبه شستن کفایت می کند ، ولی در فرش یا لباس و مانند آن بنا بر احتیاط فشار یا در آب حرکت دهند تا غساله آن بیرون آیند .
(مسئله 144) اگر چیزی به ادرار پسر شیرخواری که غذا خور نشده نجس شود ، چنانچه یک مرتبه آب روی آن بریزند که به تمام جاهای نجس آن برسد و بنا بر احتیاط غساله آن جدا شود پاک می شود ، اگر چه احتیاط مستحب است که یک مرتبه دیگر هم روی آن آب بریزند و در لباس یا فرش و مانند آن بنا بر احتیاط مستحب فشار دهند .
(مسئله 145) در صورتی که پسر شیرخوار غذاخور شده باشد این حکم شامل او نمی شود ، باید مورد ادرار دو بار آب کشیده شود ، همچنین است بنا بر احتیاط اگر از شیر خوک یا شیر زن غیر مسلمان تغذیه کرده باشد .
(مسئله 146) اگر چیزی به غیر ادرار نجس شود ، چنانچه بعد از برطرف کردن عین نجاست یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود پاک می گردد ، و نیز اگر در دفعه اولی که آب روی آن می ریزند عین نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن عین نجاست هم آب روی آن بیاید پاک می شود . هر چند بهتر است دو بار آب روی آن بریزند ، ولی لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید .
(مسئله 147) اگر بخواهند لباس یا چیزی را که فشار لازم دارد در ظرفی بگذارند و آب بکشند باید در هر مرتبه که آب روی آن می ریزند آن را فشار دهند و کاری کنند که غساله موجود در ظرف بیرون بریزد .
(مسئله 148) لباس نجسی را که رنگ شده است اگر بخواهند با آب کر یا جاری تطهیر نمایند ، پس از فرو بردن در آب و رسیدن آب به تمام لباس پیش از آنکه آب به واسطه ی رنگ لباس مضاف شود پاک می شود ، ولی بنا بر احتیاط واجب آن را حرکت و یا فشار دهند و مضاف یا رنگین شدن آب هنگام فشار و خروج غساله اشکال ندارد .
(مسئله 149) ماشینهای لباسشویی در صورتی که یقین پیدا شود آب لوله کشی شهر به لباسها متصل و بر همه آنها مسلط شده پاک کننده است ، گرچه غساله ی آن به تدریج خارج گردد ، ولی شستن به وسیله ماشینهایی که تماس آب به تمام لباس به تدریج و پس از قطع آب و به وسیله ی دَوَران انجام می شود حکم شستن با آب قلیل را دارد ، و باید حداقل دو مرتبه شسته و آب غساله آن خارج گردد .
(مسئله 150) اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن چیزهایی از قبیل خشکیده ی غذا یا گِل در آن دیده شود و مانع رسیدن آب به تمام اجزای لباس نشده باشد پاک است ، ولی اگر آب نجس به باطن گِل ، صابون و مانند آن رسیده باشد ، ظاهر آن پاک و باطن آن نجس است .
(مسئله 151) هر چیز نجس تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند پاک نمی شود ، ولی اگر بو یا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد ، بنابراین اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند پاک می باشد ، ولی چنانچه به واسطه بو یا رنگ یقین کنند یا احتمال دهند که ذره های نجاست در آن چیز مانده نجس است ، البته در این مورد میزان دقت عرفی است نه دقت عقلی و فلسفی .
(مسئله 152) چیز نجسی را که عین نجاست در آن نیست اگر زیر شیری که متصل به کر است یک مرتبه بشویند پاک می شود ، و نیز اگر عین نجاست در آن باشد ، چنانچه عین نجاست آن زیر شیر یا به وسیله دیگر برطرف شود و آبی که از آن چیز می ریزد بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد با آب شیر پاک می گردد ، وگرنه باید به قدری آب شیر روی آن بریزند تا آبی که از آن جدا می شود بو یا رنگ یا مزه ی نجاست نداشته باشد .
(مسئله 153) اگر چیزی را آب بکشد و یقین کند پاک شده ، بعد شک کند که عین نجاست را از آن برطرف کرده یا نه ، چنانچه موقع آب کشیدن متوجه برطرف کردن عین نجاست بوده آن چیز پاک است ، و اگر متوجه برطرف کردن عین نجاست نبوده بنا بر احتیاط واجب دوباره آن را آب بکشد .
(مسئله 154) اگر نجاست بدن را در آب کر یا جاری برطرف کنند بدن پاک می شود ، بیرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نیست .
(مسئله 155) اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند ، اطراف آنجا که متصل به آن است و معمولا موقع آب کشیدن آنجا نجس می شود ، با پاک شدن جای نجس پاک می شود ، به شرط آنکه آبی که برای پاک شدن محل نجس می ریزند به آن اطراف نیز جاری شود . همچنین است اگر چیز پاکی را پهلوی چیز نجسی بگذارند و روی هر دو آب بریزند ، مثلا اگر برای آب کشیدن یک انگشت نجس ، روی همه انگشتان آب بریزند و آب نجس به همه آنها برسد ، بعد از پاک شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاک می شود .
(مسئله 156) اگر ظرف یا بدن نجس باشد بعد به طوری چرب شود که آب به آن نرسد ، چنانچه بخواهند ظرف یا بدن را آب بکشند ، باید اول چربی را برطرف نمایند و سپس آن را آب بکشند .
(مسئله 157) اگر بخواهند موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند بنا بر
احتیاط باید پس از هر بار آب ریختن فشار دهند تا غساله ی آن بیرون آید .
(مسئله 158) غذای نجسی که لای دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام اجزای غذای نجس برسد پاک می شود .
(مسئله 159) اگر ظاهر گندم ، برنج ، سایر حبوبات و یا صابون و مانند آن نجس شود با فرو بردن در آب کر و یا جاری پاک می شود ، ولی اگر باطن آنها نجس شود به هیچ وسیله ای پاک نمی شود و مجرد فرو رفتن رطوبت به باطن آنها موجب پاکی باطن آنها نمی شود و در صورتی که شک کند آب نجس به باطن صابون و مانند آن رسیده یا نه پاک است .
(مسئله 160) اگر ظاهر برنج و گوشت یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد ، چنانچه آن را در ظرفی بگذارند و سه مرتبه آب روی آن بریزند و خالی کنند پاک می شوند ، بلکه در صورتی که به ادرار نجس شده باشد دو مرتبه ، و در غیر ادرار یک مرتبه هم کافی است و ظرف آن هم پاک می گردد ، ولی اگر ظرف آن از قبل نجس بوده سه مرتبه شستن لازم است .
(مسئله 161) گوشت و دنبه ای که نجس شده مثل چیزهای دیگر آب کشیده می شود ، همچنین است اگر بدن یا لباس ، چربی کمی داشته باشد که از رسیدن آب به آنها جلوگیری نکند .
(مسئله 162) زمینی را که به سبب سنگ فرش بودن و آجر پخته ، آب در آن فرو نمی رود می توان با آب قلیل آب کشید ؛ به شرط آن که به قدری آب روی آن بریزند که جاری شود ، و آب قلیلی که جمع می شود نجس و باید غساله ی آن را رد کنند ، یعنی گودالی بکنند که آب غساله جمع شود آنگاه برطرف نموده و گودال را با چیز پاک پر نمایند و یا غساله را با پارچه و مانند آن جمع نمایند ، ولی در شستن با آب متصل به کر رعایت این شرط لازم نیست . و زمینی را که روی آن از ریگ و شن پاشیده شده و غساله در آن فرو می رود اگر با آب قلیل آب بکشند روی شنها پاک و زیر آن نجس است .
(مسئله 163) زمینی که آب روی آن جاری نمی شود با آب قلیل پاک نمی گردد ؛ مگر اینکه اصلا آب در آن فرو نرود و ممکن باشد با پارچه و مانند آن فوراً غساله را جمع نمایند .
(مسئله 164) اگر ظاهر چیزهایی از قبیل میز و صندلی نجس شود با آب قلیل هم پاک می شود ، همچنین اگر ظاهر سنگ نمک نجس شود با آب قلیل می توان آن را آب کشید ، مگر اینکه غساله ای که از آن جدا می شود مضاف شود .
(مسئله 165) اگر شکر آب شده نجس را قند بسازند و در آب کر یا جاری بگذارند پاک نمی شود .
دوم: زمین
(مسئله 166) «زمین» با پنج شرط کف پا و ته کفش نجس را پاک می کند:
1_ زمین پاک باشد .
2_ خشک باشد .
3_ به سبب راه رفتن و برخورد با زمین نجس ، کف پا یا ته کفش نجس شده باشد .
4_ نجاستی که به کف پا یا ته کفش و نعلین رسیده ، با راه رفتن یا مالیدن پا به زمین برطرف شود .
5_ زمینی که روی آن راه می روند خاکی یا سنگ فرش و یا آجرفرش و مانند آنها باشد و با راه رفتن روی فرش و حصیر و سبزه کف پا و ته کفش نجس پاک نمی شود و اگر به واسطه غیر راه رفتن نجس شده باشد پاک شدنش به واسطه راه رفتن اشکال دارد .
(مسئله 167) برای پاک شدن کف پا یا ته کفش نجس بهتر است حداقل 15 ذراع (15 گام معمولی) راه برود ، هر چند با کمتر از این مقدار یا مالیدن پا به زمین نجاست آن برطرف شود .
(مسئله 168) لازم نیست کف پا یا ته کفش نجس تر باشد ، بلکه اگر خشک هم باشد با راه رفتن پاک می شود .
(مسئله 169) هنگامی کف پا یا ته کفش نجس به راه رفتن پاک شود ، مقداری از اطراف آن هم که معمولا به گِل آلوده می شود ، اگر با زمین یا خاک تماس پیدا کند پاک می گردد .
(مسئله 170) اگر بعد از راه رفتن یقین کند ذره های کوچک از نجاست در کف پا یا ته کفش مانده است ، باید آن را برطرف نماید و دوباره راه برود ، ولی باقی بودن بو یا رنگ نجاست اشکال ندارد .
(مسئله 171) کسانی که با دست و زانو و یا با پای مصنوعی راه می روند ، اگر کف دست ، سر زانو یا کف پای مصنوعی آنان نجس شود به وسیله ی راه رفتن پاک شدن آنها محل اشکال می باشد ، همچنین است ته عصا ، چرخ اتومبیل یا موتور سیکلت ، نعل چهارپایان و مانند اینها .
(مسئله 172) درون کفش و آن اندازه از کف پا که به زمین نمی رسد به واسطه ی راه رفتن پاک نمی شود ، و پاک شدن کف جوراب به وسیله راه رفتن محل اشکال است ، ولی اگر کف جوراب از پوست باشد به وسیله راه رفتن پاک می شود .
سوم: آفتاب
(مسئله 173) «آفتاب» زمین و ساختمان و چیزهایی مانند در ، پنجره و میخهایی را که در ساختمان به کار رفته و جزو ساختمان به شمار می آید با شش
شرط پاک می کند:
1_ چیز نجس به گونه ای تر باشد که اگر چیز دیگری به آن برسد تر شود ، پس اگر خشک باشد ، باید آن را تر نمایند تا آفتاب خشک کند .
2_ پیش از تابیدن ، عین نجاست از آن چیز برطرف شده باشد .
3_ چیزی مانند ابر یا پرده و یا جسم دیگری از تابیدن مستقیم خورشید به چیز نجس جلوگیری نکند ، و اگر از پشت شیشه یا به وسیله آیینه بتابد پاک شدن آن محل اشکال است ، ولی اگر ابر به قدری نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند اشکال ندارد .
4_ آفتاب به تنهایی تری چیز نجس را خشک کند ، و اگر مثلا آفتاب و باد ، یا آفتاب با گرمای دیگر آن تری را خشک کنند پاک نمی شود ، ولی اگر باد به قدری کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده اشکال ندارد .
5_ آفتاب مقداری از بنا یا ساختمان را که نجاست به آن فرو رفته یک مرتبه خشک کند ، پس اگر یک مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روی آن را خشک کند و در روز دیگر زیر آن را خشک نماید ، فقط روی آن پاک می شود و زیر آن نجس می ماند .
6_ بین روی زمین یا ساختمانی که آفتاب به آن می تابد و داخل آن ، هوا یا جسم پاک دیگری فاصله نباشد وگرنه قسمت داخل پاک نمی شود ، هرچند در اثر تابش آفتاب خشک شود .
(مسئله 174) آفتاب حصیر نجس را پاک می کند و همچنین درخت و گیاه به واسطه آفتاب پاک می شود و هکذا میوه درخت نیز اگر نجس و تر باشد با تابش آفتاب پاک می شود ، هرچند بهتر است از آن اجتناب گردد .
(مسئله 175) اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد سوی دیگر آن پاک نمی شود ، مگر این که دیوار به قدری نازک باشد که با تابش به یک سوی دیوار سمت دیگر آن هم خشک شود .
(مسئله 176) اگر بعد از اینکه آفتاب به زمین نجس تابید انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا شک کند تری آن بواسطه آفتاب خشک شده یا نه ، آن زمین نجس است ؛ همچنین اگر شک کند که پیش از تابش آفتاب عین نجاست از آن برطرف شده یا نه ، یا شک کند که چیزی مانع تابش آفتاب بوده است یا نه .
چهارم: استحاله
(مسئله 177) اگر ماهیت و جنس چیز نجس به گونه ای عوض شود که به صورت چیز پاک در آید پاک می شود که این را می گویند «استحاله» شده است ، مثل این که چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد ، یا سگ در نمکزار فرو رود و نمک شود ، و یا آب نجس و بول بخار گردد ، یا غذای نجسی را حیوان حلال گوشت بخورد و
تبدیل به سرگین گردد و... . ولی اگر ماهیت و جنس آن عوض نشود پاک نمی شود ، مثل این که گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند پاک نمی شود .
(مسئله 178) اگر چیز نجسی به وسیله مواد شیمیایی یا دستگاه های جدید به طور کلی استحاله شده و جنس و ماهیت آن تغییر کند پاک می گردد ، ولی تنها تغییر آثار آن کافی نمی باشد .
(مسئله 179) کوزه گِلی و مانند آن که از گِل نجس ساخته شده نجس است و بنا بر احتیاط واجب باید از زغالی که از چوب نجس درست شده اجتناب شود .
(مسئله 180) اگر شراب به خودی خود یا به واسطه آنکه چیزی مثل سرکه و نمک در آن ریخته اند سرکه شود پاک می گردد .
(مسئله 181) شرابی که از انگور ، کشمش و خرمای نجس درست کنند به سرکه شدن پاک نمی گردد ، بلکه اگر نجاستی هم از خارج به شراب برسد بنا بر احتیاط واجب باید پس از سرکه شدن از آن اجتناب نمایند .
(مسئله 182) پوشال ریز انگور و خرما که معمولا هنگام سرکه انداختن درون خمره ریخته می شود اشکال و ضرری ندارد ؛ و نیز اگر پیش از آنکه خرما و کشمش و انگور سرکه شود خیار ، بادمجان و مانند اینها در آن بریزند اشکال ندارد .
(مسئله 183) چیز نجسی که معلوم نیست استحاله شده یا نه ، نجس است .
پنجم: کم شدن دو سوم آب انگور
(مسئله 184) جوش آمدن آب انگور که موجب حرمت آن می شود به دو صورت است:
1_ به وسیله آتش جوش آمده باشد که در این صورت خوردنش حرام و بنا بر احتیاط نجس است و تنها وقتی پاک و حلال می شود که ثُلثان گردد ، یعنی چنان بجوشد که دو سوم آن بخار شود .
2_ به خودی خود جوش آمده باشد ، که در این صورت نجس و خوردن آن حرام است و تنها در صورتی پاک و حلال می شود که تبدیل به سرکه گردد .
(مسئله 185) آب انگوری که معلوم نیست جوش آمده یا نه ، پاک است . ولی اگر با آتش جوش آمده باشد ، تا یقین نکند که دو سوم آن کم شده بنا بر احتیاط واجب پاک و حلال نمی شود و اگر یقین کند که به خودی خود جوش آمده ، تا سرکه نشود پاک و حلال نمی شود .
(مسئله 186) اگر مثلا در یک خوشه غوره یک یا دو دانه انگور باشد ، چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می شود «آبغوره» بگویند و اثری از شیرینی انگور در آن نباشد و بجوشد ، پاک و خوردن آن حلال است ، همچنین چیزی که معلوم
نیست غوره است یا انگور ، اگر جوش آید نجس نمی باشد .
(مسئله 187) اگر یک دانه انگور در چیزی که به آتش می سوزد بیفتد و مغز آن بجوشد بنا بر احتیاط واجب از آن اجتناب شود .
(مسئله 188) اگر هنگام پختن شیره ی آب انگور را در چند دیگ جوش بیاورند ، احتیاطا برای هر دیگ یک کفگیر اختصاص دهند و کفگیر دیگ جوش نیامده را در دیگ جوش آمده و کفگیر دیگ ثلثان نشده را در دیگ ثلثان شده نزنند .
(مسئله 189) اگر سرکه به غیر شراب نجس شود ، سپس تبدیل به شراب گردد ، آنگاه مبدل به سرکه شود پاک نمی شود .
(مسئله 190) پاک شدن شراب در اثر سرکه شدن مشروط بر آن است که نجاست خارجی به آن نرسیده باشد ، پس اگر شراب را در ظرف نجس به غیر شراب ، بریزند با سرکه شدن پاک نمی شود .
ششم: انتقال
(مسئله 191) اگر خون بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد (یعنی اگر رگ آن را ببرند خون از آن می جهد) به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد انتقال یابد ، مانند پشه و خون آن حیوان به شمار آید پاک است ، مانند خون حیوان نجس العین به بدن پشه ، کنه و کک منتقل شود پاک می گردد ، این را در اصطلاح «انتقال» گویند .
(مسئله 192) خونی را که زالو از بدن انسان می مکد ، چون جزو خون بدن آن حیوان نشده نجس می باشد .
(مسئله 193) اگر کسی پشه ای را که بر بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده خونی است که از او مکیده یا از خود پشه می باشد ، آن خون پاک است ، اما اگر بداند که از او مکیده و فاصله مکیدن خون و کشتن پشه به قدری اندک باشد که بگویند خون انسان است ، یا معلوم نباشد خون پشه است یا خون انسان ، نجس می باشد .
هفتم: اسلام
(مسئله 194) اگر کافری شهادتین بگوید ، یعنی بگوید: أشْهَدُ أن لا إلَهَ الَّا اللهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله ؛ هر چند به زبان دیگر باشد مسلمان می شود و بعد از مسلمان شدن بدن و آب دهان و بینی و عرق او پاک است ، ولی اگر هنگام مسلمان شدن عین نجاست مانند خون و مشروبات الکلی به بدن او بوده ، باید آن را برطرف کند و جای آن را هم آب بکشد ، بلکه اگر پیش از مسلمان شدن عین نجاست برطرف شده باشد بنا بر احتیاط واجب جای آن را آب بکشد .
(مسئله 195) اگر موقعی که کافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد
و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد نجس است ، بلکه اگر در بدن او هم باشد بنا بر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کند .
(مسئله 196) اگر کافر شهادتین بگوید و انسان نداند قلبا مسلمان شده یا نه ، پاک است . همچنین است اگر بداند قلبا مسلمان نشده ولی آنچه در دل دارد اظهار نمی کند و بر طبق موازین اسلام عمل می نماید .
هشتم: تبعیت
(مسئله 197) «تبعیت» آن است که چیز نجس به وسیله پاک شدن چیز نجس دیگر پاک شود ، مانند سرکه شدن شراب و پاک شدن آن ، که سبب می شود ظرف آن نیز به تبعیت پاک شدن سرکه ها پاک شود .
(مسئله 198) هنگامی که شراب سرکه می شود ظرف آن هم تا جایی که شراب هنگام جوش آمدن به آنجا رسیده پاک می شود ، حتی پارچه ای که معمولا روی آن ظرف می اندازند و هنگام جوش آمدن آن پارچه هم آلوده می شود پاک می گردد ، بلکه اگر موقع جوش آمدن آب انگور سر رفته و به پشت ظرف بریزد ، هنگامی که سرکه می شود پشت ظرف هم پاک می شود .
(مسئله 199) اگر آب انگوری که با آتش جوشیده پیش از آنکه دو سوم آن بخار شود به جایی بریزد ، بنا بر احتیاط واجب باید آن را آب کشید ، ولی ظرف و کفگیری که برای پختن آن به کار رفته پس از کم شدن دو سوم آن پاک می شود .
(مسئله 200) تخته یا سنگی که میت را روی آن غسل می دهند و پارچه ای که عورت او را با آن می پوشانند و دست کسی که میت را غسل می دهد پس از تمام شدن غسل پاک می شود ، ولی کیسه ، صابون و سنگ پا که هنگام شستن میت به کار رفته ، بنا بر احتیاط باید آب کشیده شود .
(مسئله 201) فرزندان نابالغ کفار پس از اسلام آوردن پدر یا مادرشان محکوم به اسلام و به تبعیت آنان پاک می شوند ، ولی قبل از اسلام آوردن پدر یا مادر حکم کافر را دارند ، مگر اینکه خودشان اهل فکر و تشخیص باشند و در این جهت تابع پدر و مادر نباشند .
(مسئله 202) اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل آب بکشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبی که روی آن ریخته اند جدا شود ، رطوبت باقیمانده پاک است .
(مسئله 203) کسی که چیز نجسی را با دست خود آب می کشد ، اگر دست و آن چیز با هم آب کشیده شوند ، بعد از پاک شدن آن چیز دست او هم پاک می شود .
(مسئله 204) ظرف نجسی را که با آب قلیل آب می کشند ، بعد از جدا شدن آبی که برای پاک شدن روی آن ریخته اند ، قطره های آبی که پس از پاک شدن ظرف در آن باقی می ماند پاک است .
نهم: برطرف شدن عین نجاسات
(مسئله 205) اگر باطن و درون بدن انسان مانند داخل دهان و بینی به نجاست آلوده شود ، چنانچه آن نجاست برطرف شود پاک شده و لازم نیست آن را آب بکشند ، همچنین است بدن حیوان نجس شده و نجاست آن برطرف شود بدن آن حیوان پاک می شود و لازم نیست که آن حیوان را شستشو دهد .
(مسئله 206) اگر دندان مصنوعی داخل دهان نجس شود یا غذای نجسی لای دندانها مانده باشد ، چنانچه آب را در دهان بگردانند و به تمام جاهای نجس برسد پاک می شود .
(مسئله 207) اگر خونی از لای دندان بیرون آید و در آب دهان مستهلک شده ، از بین برود ، آب کشیدن توی دهان لازم نیست .
(مسئله 208) جایی را که انسان نمی داند از ظاهر بدن است یا از باطن ، مانند سوراخ گوش ، چنانچه نجس شود بنا بر احتیاط واجب آن را آب بکشد .
(مسئله 209) اگر غذایی لای دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاید ، چنانچه انسان نداند که خون به غذا رسیده آن غذا پاک است و اگر خون به آن برسد نجس می شود همچنین است حکم دندانی که آن را پر کرده اند .
(مسئله 210) اگر گرد و خاک و یا پودر نجس به لباس و فرش و مانند آن بنشیند ، چنانچه هر دو خشک باشد نجس نمی شود ، هرچند بنا بر احتیاط برای نماز آن را بتکانند و اگر تکان دهند به گونه ای که یقین کنند همه گرد نجس برطرف شده احتیاج به شستن نمی باشد . ولی اگر گرد و خاک یا لباس و مانند آن تر باشد ، باید محل نشستن گرد و خاک را آب بکشند . اگر چیزی قبلا نجس بوده شک کند پاک شده یا نه ، نجس است و اگر قبلا پاک بوده فعلا شک کند که نجس شده یا نه ، پاک می باشد .
دهم: استبرای حیوان نجاست خوار
(مسئله 211) ادرار ، مدفوع و عرق حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است و اگر بخواهند پاک شود باید آن را استبراء کنند ، یعنی مدتی به آن خوراک پاک بدهند و نگذارند نجاست بخورد ، به طوری که دیگر حیوان نجاست خوار خوانده نشود ، به این عمل «استبرای حیوان نجاست خوار» گفته می شود و بنا بر احتیاط واجب برای استبرای شتر چهل روز ، گاو سی روز و بهتر است چهل روز ، گوسفند ده روز و بهتر است چهارده روز ، مرغابی هفت یا پنج روز ، مرغ خانگی سه روز آنها را از خوردن نجاست جلوگیری کنند و اگر بعد از این مدت باز هم در عرف مردم به آنها نجاست خوار گفته شود بنا بر احتیاط واجب باید تا مدتی که بعد از آن دیگر به آنها نجاست خوار نگویند از ادرار و مدفوع آنها اجتناب شود .
(مسئله 212) بره و بزغاله ای که از خوک شیر خورده باشد ، او نیز به وسیله
استبراء پاک و حلال می شود .
یازدهم: غایب شدن مسلمان
(مسئله 213) اگر بدن یا لباس مسلمان یا ظرفی که از آن استفاده می کند نجس شود و او غایب گردد ، چنانچه احتمال برود وی آن چیز را آب کشیده ، یا به واسطه برخورد با باران و یا آب کر و جاری پاک شده ، پرهیز از آن لازم نیست .
(مسئله 214) اگر خود انسان یقین کند چیزی که نجس بوده پاک شده است یا دو عادل به پاک شدن آن خبر دهند ، آن چیز پاک است . و همچنین است اگر کسی که چیز نجس در اختیار اوست (ذوالید) ، بگوید آن چیز پاک شده کافی است .
(مسئله 215) اگر مسلمانی چیز نجس را آب کشیده باشد ، گرچه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه ، بنا بر صحت گذاشته می شود و محکوم به طهارت می باشد .
(مسئله 216) کسی که وکیل شده است لباس انسان را آب بکشد و لباس هم در تصرف او باشد ، اگر بگوید آب کشیدم ، آن لباس پاک است .
(مسئله 217) اگر انسان حالتی دارد که در آب کشیدن چیز نجس یقین پیدا نمی کند به طهارت می تواند به گمان اکتفا نماید .
(مسئله 218) اگر بدانیم که بدن یا لباس یا ابزار یا ادوات مسلمانی نجس شده ، سپس مدتی آن مسلمان از دید ما غایب شود ، به سه شرط بنا بر طهارت آنها گذاشته می شود:
1_ احتمال این معنا باشد که در این فاصله آن را شسته باشند ، ولو بدون قصد تطهیر .
2_ آن فرد مسلمان از نجس شدن آن مطلع باشند .
3_ با آن شیء نجس معامله پاک نماید ، مثلا با آن لباسی که نجس شده بود نماز بخوانند یا آن دست نجس شده را به آبی می زند که از آن وضو می گیرد .
دوازدهم: سنگ استنجاء
(مسئله 219) سنگ و یا هر چیز دیگری که برای پاک کردن محل مدفوع به کار می رود با شرایطی که در مورد طهارت غساله استنجاء گفته شد جایگاه مدفوع را پاک می کند .
سیزدهم: ذبح و تزکیه
(مسئله 220) خونی که از ذبیحه به مقداری متعارف خارج می شود و باقیمانده خونهای در گوشت آن حیوان پاک می باشد .
چهاردهم: نزح آب
(مسئله 221) اگر حیوان میته و یا نجاست همانند مدفوع در آب چاه واقع شود
آن
مقدار دلوهایی منصوصی که در روایت ذکر شده از آب آن چاه بکشد ، آب چاه علی فرض نجس شدن آن پاک می شود .
پانزدهم: تیمم
(مسئله 222) اگر آب برای غسل دادن میت پیدا نشود و یا غسل دادن او متعذر باشد بدل از غسل تیمم دهد ، بنا بر اقوی تیمم پاک کننده بدن میت می باشد .
شانزدهم : استبراء
(مسئله 223) بعد از بول استبراء به خرطات و بعد از خروج منی استبراء به بول پاک کننده آن رطوباتی می باشد که بعد از استبراء خارج و دیده می شود و یا استبراء مانع از حکم به نجاست آن رطوبات است .
هفدهم و هجدهم: زوال و تغییر
(مسئله 224) اگر آب جاری که اقسامی دارد به بو یا رنگ و یا به مزه نجاست تغییر کند نجس می شود ، هنگامی این اوصاف زائل شود پاک می شود .
احکام قرآن و مسجد
(مسئله 225) نجس کردن خط قرآن حرام است و اگر نجس شود باید فورا آن را آب کشید . همچنین اگر ورق یا جلد قرآن نجس شود ، در صورتی که بی احترامی به آن شود باید آن را آب بکشند .
(مسئله 226) قرار دادن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار هرچند آن عین خشک باشد ، در صورتی که بی احترامی به قرآن باشد حرام است و برداشتن قرآن از روی آن واجب می باشد .
(مسئله 227) دادن قرآن به دست کفار و اهل کتاب به امید هدایت ایشان و به منظور مطالعه و بررسی روی آیات آن در صورتی که در معرض نجس شدن و هتک و اهانت نباشد و واقعا بخواهند از قرآن استفاده کنند مانعی ندارد و الا باید به هر وسیله ممکن قرآن را از دست آنان گرفت .
(مسئله 228) لمس آیات قرآن و اسامی خداوند متعال بدون طهارت حرام است ، ولی نوشتن آیات قرآن و اسامی خداوند سبحان ، و نیز لمس گردها و خاک ریزه هایی که هنگام نوشتن آیات قرآنی بر تخته سیاه و مانند آن روی زمین می ریزد بدون طهارت اشکال ندارد و همچنین لمس نوارهایی که قرآن روی آن ضبط شده است ، ولی هتک آنها جایز نمی باشد .
(مسئله 229) هنگام تلاوت قرآن شایسته است انسان به آن گوش دهد و از صحبت کردن پرهیز کند ، بلکه در صورتی که بی احترامی و هتک به قرآن باشد صحبت کردن جایز نیست . ولی اگر چیزی بپرسند می تواند جواب بدهد .
(مسئله 230) در هر یکی از سوره های: سی و دوم (سجده) چهل و یکم (فصّلت) پنجاه و سوم (نجم) و نود و ششم (علق) یک آیه سجده ی واجب وجود دارد ، هرگاه انسان یکی از این چهار آیه را بخواند یا به آن گوش دهد ، باید فورا سجده کند و تفصیل احکام آن بعدا در مبحث سجده بیان خواهد شد ، انشاءالله .
احکام مساجد
(مسئله 231) نجس کردن زمین ، سقف ، بام و سمت داخلی دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد باید فورا آن را تطهیر نماید ، و بنا بر احتیاط واجب فرش مسجد و سمت خارجی دیوار آن نیز همین حکم را دارد ، ولی اگر واقف سمت خارجی دیوار را جزو مسجد قرار نداده باشد تطهیر آن واجب نیست .
(مسئله 232) اگر وقت نماز برسد و وقت وسعت داشته باشد ، باید تطهیر مسجد را بر نماز مقدم داشت .
(مسئله 233) اگر نتواند مسجد را تطهیر کند یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند ، تطهیر مسجد بر او واجب نیست ، ولی اگر بی احترامی به مسجد باشد بنا بر احتیاط واجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد .
(مسئله 234) اگر مسجد را غصب کنند و جای آن خانه و مانند آن بسازند که دیگر
به آن مسجد نگویند ، بازهم بنا بر احتیاط واجب آن را نجس نکنند و اگر نجس شد تطهیر نمایند .
(مسئله 235) نهادن جسد میت در مسجد پیش از غسل دادن آن اگر موجب سرایت نجاست به مسجد و یا مستلزم هتک احترام نباشد مانعی ندارد ، گرچه احوط ترک آن است ولی اگر میت را غسل داده باشند گذاشتن او در مسجد اشکال ندارد .
(مسئله 236) نجس کردن حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام حرام است ، و اگر نجس شود چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد تطهیر آن واجب است ، بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند .
(مسئله 237) توقف «جنب ، حائض ، و نفساء» در مساجد و نیز وارد شدن آنان در مسجدالحرام و مسجدالنبی صلی الله علیه و آله به تفصیلی که در جای خود بیان می شود حرام است .
(مسئله 238) داخل شدن کفار در مسجد هرچند برای شنیدن مطالب اسلامی باشد اشکال دارد ، زیرا علاوه بر کفر معمولا جنب می باشند و اگر خواستند جهت شنیدن مطالب اسلامی داخل مسجد شوند ، باید محلی را در کنار مسجد تهیه نمود که عنوان «مسجد» نداشته باشد .
(مسئله 239) نصب عکس و پوستر و مانند آن به دیوار مسجد اگر موجب تخریب و ضرر به آن نشود حرام نیست ، گرچه وجود عکس هنگام نماز مکروه می باشد .
(مسئله 240) جا گرفتن در مسجد و مانند آن به هر شکلی که باشد اگر طول نکشد و به گونه ای باشد که چنانچه دیگری در آنجا بنشیند عرفاً بگویند جای او را گرفته است ، موجب اولویت می شود و استفاده دیگری از آن جایز نیست .
(مسئله 241) انجام مراسم گوناگون در مساجد اگر مزاحم نماز و وعظ و ارشاد نباشد و موجب تخریب و ضرر به مسجد و یا هتک آن نشود اشکال ندارد ، گرچه احتیاط در ترک آنهاست .
(مسئله 242) نقل و انتقال ملکیت مسجد یا تغییر آن برای کارهای دیگر که با مسجد بودن منافات دارد جایز نیست ، ابزار و لوازم آن مانند در و پنجره و فرش را اگر به هیچ وجه در همان مسجد یا مساجد دیگر قابل استفاده نباشد می توانند بفروشند ، و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد وگرنه صرف تعمیر مساجد دیگر نمایند ، و کسانی که می خواهند فرش یا چیز دیگری برای مساجد یا حسینیه ها و یا حرم امامان علیه السلام بخرند خوبست آن را وقف نکنند ، بلکه به آنجا تملیک نمایند تا متولی یا حاکم شرع بتواند در موقع لزوم آن را مطابق مصلحت تبدیل نماید .
(مسئله 243) ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی است مستحب
می باشد ، و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند ، بلکه مسجدی را که خراب نشده می توانند برای احتیاج مردم در صورت ضرورت خراب کنند و بزرگتر یا محکمتر بسازند .
(مسئله 244) تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسی که می خواهد به مسجد برود مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه بپوشد ، و موقع داخل شدن به مسجد ابتدا پای راست و موقع بیرون آمدن ابتدا پای چپ را بگذارد .
(مسئله 245) وقتی انسان وارد مسجد می شود مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است .
(مسئله 246) خوابیدن در مسجد چنانچه انسان ناچار نباشد ، و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که در آن نصیحت و موعظه نباشد مکروه است ، همچنین مکروه است که آب دهان یا بینی یا اخلاط سینه را در مسجد بیندازد یا صدای خود را بلند کند و یا غذا بخورد ، ولی بلند کردن صدا برای اذان کراهتی ندارد .
احکام ظرفها
(مسئله 247) خوردن و آشامیدن در ظرفهایی که از پوست سگ یا خوک و یا مردار ساخته شده حرام است ، و نباید این ظروف را در وضو و غسل و کارهای دیگری که طهارت در آن شرط است به کار برد ، بلکه احتیاط واجب آن است که چرم سگ و خوک و مردار را اگر چه به صورت ظرف هم نباشد به هیچ نحو استعمال نکنند .
(مسئله 248) خوردن و آشامیدن از ظرف طلا یا نقره و استعمال آن حرام است ، ولی نگه داشتن آنها برای زینت اتاق بدون استعمال حرام نمی باشد ، اگر چه ترک آن بهتر است .
(مسئله 249) استعمال ظرفی که روی آن را آب طلا یا نقره داده اند خالی از اشکال نیست .
(مسئله 250) اگر فلزی را با طلا یا نقره مخلوط کنند و ظرف بسازند ، چنانچه مقدار آن فلز به قدری زیاد باشد که به آن ظرف طلا یا نقره نگویند استعمال آن مانعی ندارد .
(مسئله 251) گیره استکان را که از طلا یا نقره می سازند اگر بعد از برداشتن استکان به آن ظرف گفته شود ، استعمال آن به تنهایی یا با استکان حرام است ، ولی اگر به آن ظرف گفته نشود استعمال آن مانعی ندارد .
(مسئله 252) استعمال ظرفی که معلوم نیست از طلا و نقره است و یا از چیز دیگر اشکال ندارد .
(مسئله 253) ساختن ظرف طلا و نقره و مزدی که برای آن می گیرند حرام نیست ، اگر چه ترک آن بهتر است .
(مسئله 254) خرید و فروش ظرف طلا و نقره و پول و عوضی هم که فروشنده می گیرد حرام نمی باشد .
(مسئله 255) اگر انسان غذایی را که در ظرف طلا و یا نقره می باشد در ظرف دیگر بریزند مانعی ندارد ، ولی اگر از ظرف دوم (طلا و نقره) غذا بخورد حرام است .
(مسئله 256) استعمال بادگیر قلیان ، غلاف شمشیر ، کارد و قاب قرآن اگر از طلا و یا نقره باشد اشکال ندارد و همچنین عطردان و سرمه دان و مثل اینها .
(مسئله 257) استعمال ظرف طلا یا نقره در حال ناچاری اشکال ندارد و برای وضو و غسل هم در حال تقیه می شود ظرف طلا و نقره را استعمال کرد ، بلکه گاهی واجب است .
(مسئله 258) ظرفهایی که مرسوم شده در خانه ها از آنها به عنوان دکور و غیره به شکل شیشه نوشابه ها استفاده می شود ، اگر از طلا و نقره باشند مانعی ندارند .
احکام تخلّی و استنجاء
(مسئله 259) واجب است انسان مکلف هنگام تخلّی و مواقع دیگر عورت خود را از کسانی که مکلفند _ اگر چه با او محرم باشند _ بپوشاند . همچنین لازم است آن
را از دیوانه و بچه ای که خوب و بد را می فهمد هرچند محرم باشد بپوشاند ، ولی زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند .
(مسئله 260) هنگام تخلّی باید طرف جلوی بدن یعنی شکم ، سینه و عورت رو به قبله یا پشت به قبله نباشد .
(مسئله 261) اگر هنگام تخلّی طرف جلوی بدن کسی رو به قبله یا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند کفایت نمی کند . و چنانچه جلوی بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد ، احتیاط واجب آن است که عورت را رو به قبله یا پشت به قبله ننماید .
(مسئله 262) هنگام شتشوی محل ادرار و مدفوع رو به قبله یا پشت به قبله بودن اشکال ندارد ؛ ولی در موقع استبراء اگر ادرار از مخرج بیرون آید بنا بر احتیاط واجب رو به قبله یا پشت به قبله ننشیند .
(مسئله 263) اگر برای تخلّی مجبور باشد رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند _ مثلا برای آنکه نامحرم او را نبیند _ در صورتی که تأخیر آن ضرر و مشقت داشته باشد اشکال ندارد و چنانچه هر دو حالت ممکن است احتیاط واجب آن است که پشت به قبله بنشیند .
(مسئله 264) احتیاط واجب آن است که کودکان را هنگام تخلّی رو به قبله و یا پشت به قبله ننشانند ؛ ولی اگر خود کودک بنشیند جلوگیری از او واجب نیست .
(مسئله 265) در پنج جا تخلّی حرام است:
1_ بنا بر احتیاط واجب در کوچه های بن بست که صاحبان آنها اجازه نداده باشند .
2_ در ملک کسی که اجازه تخلّی نداده است .
3_ در توالتهایی که برای افراد مخصوصی وقف شده است .
4_ بر روی قبور مؤمنین در صورتی که بی احترامی به آنان باشد .
5_ در هر جایی که موجب بی احترامی به یکی از مقدسات دین شود .
(مسئله 266) مخرج ادرار با غیر آب پاک نمی شود ، و با آب کر یا جاری اگر بعد از برطرف شدن ادرار یک مرتبه بشوید کافی است ، ولی با آب قلیل باید دو مرتبه شسته شود و بهتر است سه مرتبه آن را بشوید .
(مسئله 267) در سه مورد مخرج مدفوع فقط با آب پاک می شود:
1_ هرگاه نجاست دیگری مانند خون همراه مدفوع بیرون آید .
2_ هرگاه نجاستی از بیرون به مخرج مدفوع رسیده باشد .
3_ اگر اطراف مخرج مدفوع بیش از اندازه معمول آلوده شده باشد .
و در غیر این سه مورد می توان مخرج مدفوع را با دستمال یا پارچه ای یا کاغذی و یا با سنگ و کلوخ و مانند اینها پاک نمود و بنا بر احتیاط از سه مرتبه کمتر نباشد گرچه با یک مرتبه یا دو مرتبه هم پاکیزه شود ، ولی اگر با سه مرتبه نجاست برطرف نشود ، باید به اندازه ای تکرار شود تا محل به طور کامل از نجاست پاک شود .
(مسئله 268) سنگ و کلوخ و مانند آن در صورتی که مخرج مدفوع را پاک می کند که پاک و خشک باشد ، ولی اگر رطوبت کمی داشته باشد که به مخرج نرسد اشکال ندارد .
(مسئله 269) لازم نیست مخرج مدفوع را با سه پارچه یا سه سنگ پاک نماید ، بلکه به سه گوشه یک پارچه یا یک سنگ هم کافی است .
(مسئله 270) بهتر است مخرج مدفوع را با آب بشوید . و در این صورت باید به اندازه ای شستشو دهد که یقین کند چیزی از ذرات مدفوع در آن نمانده است ، ولی باقی ماندن رنگ یا بوی آن اشکال ندارد و اگر در مرتبه اول طوری شسته شود که ذره ای از مدفوع در آن نماند ، دوباره شستن لازم نیست .
(مسئله 271) بنا بر احتیاط واجب نباید مخرج را با استخوان و سرگین پاک کند ، ولی اگر انجام دهد مخرج پاک می شود .
(مسئله 272) اگر شک کند که مخرج ادرار یا مدفوع را تطهیر کرده یا نه ، باید آن را تطهیر کند ، ولی اگر پس از نماز چنین شکی برای او پیدا شود ، نمازی را که خوانده است صحیح می باشد ، ولی باید برای نمازهای بعد تطهیر کند .
استبراء
(مسئله 273) «استبراء» عمل مستحبی است که مردها پس از بیرون آمدن ادرار انجام می دهند و اگر پس از استبراء و تطهیر مخرج ادرار ، رطوبت مشکوکی از انسان بیرون آید نجس نمی باشد و وضو یا غسل هم باطل نمی گردد ، ولی اگر استبراء نکرده باشد باید محل را بشوید ، وضو یا غسل را هم دوباره انجام دهد .
(مسئله 274) برای مردان مستحب است که بعد از بیرون آمدن ادار استبراء کنند ، تا اگر چیزی در مجرا باقی مانده ، بیرون بیاید . بهترین راه استبراء آن است که سه بار از مقعد تا بیخ آلت با فشار بکشد ، آنگاه سه بار از بیخ آلت تا سر آن بکشد ، سپس سه بار سر آلت را فشار دهد .
(مسئله 275) کسی که پس از ادرار استبراء نکرده ، اگر رطوبتی از او خارج شود بنا را بر نجس بودن آن می گذارد و وضویش نیز باطل می شود .
(مسئله 276) کسی که پس از ادرار استبراء نموده ، اگر رطوبتی از او خارج شود و نداند که آیا ادرار است یا آبهای پاک «ودی ، مذی ، وذی» بنا را بر پاک بودن آن می گذارد و اگر وضو داشته وضویش نیز باطل نمی شود .
(مسئله 277) اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه ، باید بنا بگذارد که استبراء نکرده و خود را تطهیر نماید و اگر وضو داشته وضویش هم باطل می شود .
(مسئله 278) اگر شک کند استبرائی که کرده درست بوده یا نه و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نجس ، پاک می باشد و وضو را هم باطل نمی کند .
(مسئله 279) کسی که استبراء نکرده ، اگر به واسطه آن که مدتی از ادرار کردن او گذشته یقین یا اطمینان پیدا کند که ادرار در مجری نمانده است و رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه ، آن رطوبت پاک می باشد و وضو را هم باطل نمی کند .
(مسئله 280) به جز استبراء از ادرار استبرای از منی نیز وجود دارد و آن ادرار کردن پس از خارج شدن منی است ، این عمل موجب پاکسازی مجرای ادرار از منی می شود ، و اگر کسی پیش از این عمل غسل کند و پس از غسل رطوبت مشکوک با منی در خود بیابد باید دوباره غسل نماید .
(مسئله 281) برای بانوان استبرای از ادرار نیست و اگر رطوبتی در خود بیابد و شک کند پاک است یا نجس ، پاک می باشد وضو و غسل را هم باطل نمی کند .
مستحبات و مکروهات تخلّی
(مسئله 282) مستحب است که هنگام تخلّی جایی بنشیند که کسی او را نبیند و موقع وارد شدن به مکان تخلّی ابتدائا پای چپ و بسم الله بگوید و موقع بیرون آمدن ابتدائا پای راست را بگذارد و بسم الله بگوید و دعاهای وارده را بخواند . همچنین مستحب است در حال تخلّی سر را بپوشاند و سنگینی بدن را بر پای چپ بیندازد .
(مسئله 283) مستحب است انسان پیش از نماز و پیش از خواب و پیش از جماع و بعد از بیرون آمدن منی ادرار کند .
(مسئله 284) هنگام تخلّی نشستن روبروی خورشید و ماه و روبروی باد و در جاده ، خیابان ، کوچه ، درب خانه و زیر درختی که میوه می دهد مکروه است ؛ همچنین چیز خوردن ، توقف زیاد ، تطهیر کردن با دست راست و حرف زدن در حال تخلّی مکروه می باشد ، ولی اگر ذکر خدا بگوید یا از روی ناچاری حرف بزند مکروه نیست .
(مسئله 285) ایستاده ادرار کردن و ادرار در زمین سخت و سوراخ جانوران و در آب _ خصوصا آب ایستاده _ مکروه می باشد ، همچنین خودداری کردن از ادرار و مدفوع مکروه است به ویژه در صورتی که ضرر می رساند نباید خودداری کند .
(مسئله 286) در حال تخلّی انگشتر مزین به نام خدا را همراه داشتن مکروه است و همچنین آشامیدن و مسواک زدن و جز نام خدا و دعاهای وارده سخن گفتن .
