حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام قسم (سوگند)
(مسئله 3097) «قسم» بر دو نوع است:
الف: آن که انسان برای اثبات یا نفی چیزی سوگند یاد کند ؛ مثلا بگوید: «والله چنین بوده» و «والله چنین نبوده» ، این گونه قسمها اگر راست باشد کراهت دارد ، و اگر دروغ باشد گناه کبیره است ؛ ولی کفاره ندارد . و اگر برای این که خودش یا مسلمان دیگری را از شر فرد ظالمی نجات دهد به دروغ سوگند یاد کند اشکال ندارد ، بلکه گاهی واجب می شود ؛ ولی اگر می تواند توریه کند و توجه به آن دارد احوط آن است که توریه نماید .
ب: نوع دیگر قسم آن است که انسان برای انجام یا ترک کاری در آینده سوگند یاد کند ، و به این وسیله انجام یا ترک آن کار را بر خود واجب گرداند ، به عنوان مثال بگوید: «والله اگر به پدر احترام نکنم به فقیر صدقه می دهم» یا بگوید: «والله اگر سیگار بکشم یک روز را روزه می گیرم» . در این صورت آن عمل بر او واجب می شود ، و اگر از روی عمد مخالفت کند باید کفاره بدهد . و آن چه در مسائل آینده می آید مربوط به نوع دوم است .
(مسئله 3098) قسم صحیح دارای چند شرط است:
1_ کسی که سوگند یاد می کند باید بالغ و عاقل باشد و از روی قصد و اختیار قسم بخورد ؛ و اگر می خواهد دربارة مال خود سوگند یاد کند باید سفیه یا محجور نباشد ؛ پس قسم خوردن کودک ، دیوانه ، سفیه و محجور _ نسبت به مال خود _ و کسی که مجبورش کرده اند صحیح نیست ؛ همچنین اگر در حال عصبانی بودن بی قصد یا بی اختیار قسم بخورد اعتباری ندارد .
2_ کاری که برای انجام آن سوگند یاد می کند نباید حرام یا مکروه باشد ؛ همچنین کاری که برای ترک آن قسم می خورد نباید واجب یا مستحب باشد . و اگر سوگند یاد کند که کار مباحی را به جا آورد باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجام آن باشد ؛ و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی راترک کند باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترک آن نباشد ؛ بلکه صحت قسم در کار مباحی که انجام و ترک آن در نظر شرع و مردم مساوی است محل اشکال است . و اگر کاری را که برای انجام آن قسم خورده در وقت قسم انجام آن بهتر بوده ولی در وقت عمل شرعاً ترک آن بهتر است ، عمل به آن لازم نیست ؛ همچنین است اگر کاری را که برای ترک آن قسم خورده در وقت قسم ترک آن بهتر بوده ولی در وقت عمل انجام آن بهتر باشد .
3_ به یکی از اسامی خداوند متعال سوگند یاد کند ؛ خواه نامی باشد که به غیر ذات مقدس او گفته نمی شود _ مانند: «الله» و «خدا» _ یا نامی که به غیر خدا هم گفته می شود ولی به اندازه ای دربارة خدا استعمال می شود که هرگاه آن نام برده شود ذات مقدس خدا در نظر می آید _ مانند «خالق» و «رازق» _ ؛ بلکه اگر به نامهایی قسم یاد کند که بدون قرینه خدا در نظر نمی آید ولی او قصد خدا را داشته باشد بنا بر احتیاط باید به آن قسم عمل نماید . و در هر حال اگر به غیر خدا _ مانند: «پیامبر صلی الله علیه و آله» یا «امام علیه السلام» یا «قرآن» یا «کعبه» یا «مسجد» یا «جان خود» و یا «جان دیگری» _ قسم خورده باشد ، هر چند مخالفت آن ، کار خوبی نیست ولی عمل بر طبق آن واجب نیست وکفاره ندارد .
4_ قسم را به زبان بیاورد ؛ بنابراین اگر بنویسد یا در قلبش آن را نیّت کند صحیح نیست ؛ ولی شخص لال می تواند با اشاره سوگند یاد کند .
5_ عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد ؛ و اگر هنگامی که قسم یاد می کند ممکن باشد و بعد تا آخر وقتی که برای قسم معیّن کرده عاجز شود یا مشقت شدید
داشته باشد ، از همان وقت که چنین شده قسم او به هم می خورد .
(مسئله 3099) قسم خوردن فرزند با نهی پدر یا قسم زن با نهی شوهر صحیح نیست ؛ بلکه اگر بدون اجازه و اطلاع آنان نیز قسم یادکنند محل اشکال است ، هر چند در این صورت احوط عمل کردن به آن است ؛ مگر این که پدر یا شوهر قسم آنان را به هم بزند و از عمل به آن نهی کند ، یا عمل کردن زن به قسم مزاحم حقوق شوهر باشد .
(مسئله 3100) کفارة مخالفت با قسم سیر کردن یا پوشاندن ده فقیر و یا آزاد کردن یک بنده است ؛ و چنانچه توان انجام هیچ کدام را ندارد باید سه روز روزه بگیرد .
(مسئله 3101) اگر انسان از روی فراموشی یا ناچاری به قسم عمل نکند کفاره بر او واجب نیست ؛ همچنین است اگر مجبورش کنند که به قسم عمل ننماید . و قسمی که آدم وسواس می خورد مثل این که می گوید: «والله الآن مشغول نماز می شوم» و به واسطة وسواس مشغول نمی شود ، اگر وسواس او طوری باشد که بی اختیار به قسم عمل نکند کفاره ندارد .
