حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام حجر (محجور شدن)
«محجور» کسی است که به لحاظ کمبودی در سیطره و سلطنتش شرعاً حق تصرف در جان و اموال خود را نداشته باشد و دیگران زندگی او را سرپرستی می کنند .
(مسئله 2699) محجور چهار دسته می باشد:
1_ کودکی که هنوز بالغ نشده است ؛ و علائم بلوغ در اول بحث تقلید بیان شد .
2_ دیوانه .
3_ سفیه ؛ یعنی کسی که در امور مالی نفع و ضرر خود را به خوبی تشخیص نمی دهد و بسا دارایی خود را در امور بیهوده مصرف می کند .
4_ ورشکسته ای که حکم ورشکستگی او توسط حاکم شرع صادر شده است .
(مسئله 2700) انسان می تواند در مرضی که به آن از دنیا می رود در حالی که هوش و عقل او بجاست هر اندازه از دارایی خود را به مصرف خود یا خانواده یا مهمان و یا سایر مصارف برساند ؛ به شرط آن که اسراف به شمار نیاید . همچنین می تواند دارایی خود را به کسی بفروشد یا اجاره دهد ؛ بلکه اگر مال خود را به کسی ببخشد و تحویل او دهد یا ارزانتر از قیمت بفروشد یا اجاره دهد نیز صحیح است ؛ ولی بنا بر احتیاط مستحب در زیادتر
از یک سوم مال این کار را نکند یا رضایت ورثه را به دست آورد .
(مسئله 2701) اگر مریض در مرضی که به آن از دنیا می رود بخواهد واجبات مالی خود نظیر خمس ، زکات و کفارات را بپردازد _ هر چند از یک سوم دارایی او بیشتر باشد _ نیازی به رضایت ورثه ندارد .
(مسئله 2702) کسی که گاهی عاقل و گاهی دیوانه است تصرف وی در زمان دیوانگی صحیح نیست ، و نمی توان با او معامله و خرید و فروش کرد .
(مسئله 2703) کودک نابالغ و شخص سفیه نمی توانند چیزی را قرض نمایند و یا خرید و فروش نسیه انجام دهند ؛ همچنین نمی توانند برای کاری خود را اجیر نمایند یا در عقد مضاربه و مانند آن طرف قرارداد باشند . ولی اگر با جعاله کاری را انجام دهند مالک عوض کار خود می شوند و باید عوض را به ولی آنها بدهند ؛ هرچند ولی اجازه نداده باشد .
(مسئله 2704) اگر کودک نابالغ چیزهای مباحی را که ملک کسی نیست _ نظیر ماهی دریا _ با تلاش و کار خود به قصد تملک به دست آورد مالک آن می شود .
(مسئله 2705) شخص بدهکار با چهار شرط ورشکسته محسوب می شود:
1_ بدهیهای او نزد حاکم شرع ثابت شده باشد .
2_ اموال او _ به جز خانة مسکونی و لوازم ضروری زندگی _ از بدهیهایش کمتر باشد .
3_ وقت پرداخت بدهیهای او رسیده باشد .
4_ طبلکار یا طلبکاران از حاکم شرع بخواهند اموال او را ضبط نماید و حاکم شرع نیز به ضبط اموال او حکم کند .
(مسئله 2706) پس از آن که حاکم شرع حکم به ضبط اموال شخص ورشکسته نمود اموال وی _ به جز خانه مسکونی و لوازم ضروری زندگی _ ضبط و میان طلبکاران تقسیم می شود .
(مسئله 2707) مخارج خوراک و پوشاک و مسکن شخص ورشکسته و کسانی که تحت سرپرستی او می باشند _ با مراعات شئون آنان _ تا هنگام تقسیم از اموال او برداشته می شود ؛ و اگر بمیرد هزینة کفن و دفن او بر بدهیهایش مقدم می باشد .
(مسئله 2708) پدر و جد پدری هر چه بالاتر برود بر کودک ولایت دارند ، در مورد جان و مالش جز در مورد طلاق و برخی از مسائل ازدواج که در جای خود بیان شده و بیان می شود انشاءالله .
(مسئله 2709) ولایت و سرپرستی کودک نابالغ و دیوانه و شخص سفیه به ترتیب بر عهدة افراد زیر می باشد:
1_ پدر و جد پدری ؛ ولی مادر و جد مادری یا برادر و یا خواهر کودک یا دیوانه و یا سفیه ولایتی بر او ندارند ؛ مگر این که حاکم شرع آنها را ولی قرار دهد .
2_ با نبودن پدر و جد پدری ، کسی که از طرف آنان به عنوان قیّم پس از مرگ آنان تعیین شده است .
3_ با نبودن دستة اول و دوم ، حاکم شرع یا کسی که از طرف او منصوب است .
4_ با نبودن حاکم شرع و نمایندة او ، افراد مؤمن و عادل و خبیر .
(مسئله 2710) ولایت پدر و جد پدری بر دیوانه و سفیه در صورتی است که دیوانگی و سفاهت آنان قبل از بلوغ پیدا شده باشد ؛ پس اگر بعد از بلوغ عارض شود ولایت آنان با حاکم شرع است .
(مسئله 2711) ولایت پدر و جد پدری قابل انتقال به دیگری نیست ؛ ولی آنان در صورت وجود مصلحت می توانند دیگری را وکیل خود نمایند .
(مسئله 2712) در ولایت و سرپرستی پدر و جد پدری عدالت آنان شرط نیست ؛ ولی هرگاه برای حاکم شرع ثابت شود که سرپرستی آنان به ضرر کودک یا سفیه و یا دیوانه می باشد ، باید آنان را از تصرف در اموال کودک یا سفیه و یا دیوانه منع کند و شخص دیگری را که امین باشد منصوب نماید .
(مسئله 2713) ولایت پدر و جد پدری بر کودک پس از بالغ شدن و رشد او خود بخود از بین می رود ؛ ولی فرزند باید پس از بلوغ نیز از پدر و مادر خود _ به جز در مواردی که استثنا شده _ حتی المقدور اطاعت کند ، به خصوص اگر مخالفت با آنان موجب اذیت و آزار آنان گردد .
