حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام حج ،شرایط وجوب و صحت آن

اشاره

احکام حج

قال الله تبارک و تعالی: فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ .
«حج» از ارکان دین و آزمون بزرگ الهی و زمینه ساز تحول معنوی و تحرک باطنی و وسیلة سیر و سلوک حج گزاران از قفس نفسانیت به سوی خدا می باشد .
حضرت علی علیه السلام در خطبة قاصعة نهج البلاغه حج را یکی از ابواب رحمت الهی و اسباب خودسازی انسانها و تهذیب نفوس از صفات رذیله شمرده اند ؛ و در خطبة اول آن را مظهر تواضع مردم در برابر عظمت خداوند و اذعان و اعتراف آنان در برابر عزت و بزرگواری او دانسته ، و خانة کعبه را پرچم و عَلم اسلام و حرم امن پناهندگان به ساحت ربوبی به حساب آورده اند .
پس شایسته است کسی که قصد به جا آوردن این فریضة بزرگ را دارد همان گونه که حضرت امام صادق علیه السلام فرموده اند دل خود را متوجه خدا نماید و آن را از هر مشغول کننده و بازدارنده ای نگاه دارد و همة کارهای خود را به پروردگار واگذارد و در همة امور بر او توکل نماید و تسلیم قضا و قدر او شود و با مظاهر دنیوی و از هر آنچه غیر خداست وداع نماید .

شرایط وجوب حج

(مسئله 2112) کسی که شرایط زیر را دارا باشد واجب است در تمام عمر یک مرتبه حج را به جا آورد:
1_ بالغ باشد ؛ پس بر بچه واجب نیست .
2 و3_ عاقل و آزاد باشد .
4_ به واسطة رفتن به حج مجبور نشود کار حرامی را که اهمیت ترک آن در شرع از حج بیشتر است انجام دهد یا عمل واجبی را که از حج مهمتر است ترک کند ،
مثلا ترک صلاه واجب را کند .
5_ مستطیع باشد ؛ یعنی توانایی برای رفتن به حج را داشته باشد .

(مسئله 2113) شرایط استطاعت و توانایی عبارت از:
1_ داشتن هزینة سفر و آنچه به حسب حالش در راه مورد نیاز است به اندازة کافی .
2_ داشتن مخارج افراد تحت تکفل خود تا هنگام بازگشت .
3_ سلامت مزاج و توانایی انجام اعمال حج .
4_ نبودن مانع در رفت و برگشت ؛ پس اگر راه بسته باشد یا انسان بترسد که در راه جان یا آبرو و یا مال مهم او در معرض خطر باشد حج بر او واجب نیست ؛ ولی اگر بتواند از راه دیگری برود _ اگر چه دورتر باشد_ در صورتی که مشقت زیاد نداشته و خیلی غیر متعارف نباشد باید از آن راه برود .
5_ داشتن وقت کافی به اندازة انجام اعمال حج .
6_ در اثر رفتن به حج مال یا ملک یا کسب و پیشه ای را که برای ادامة معاش خود و افراد تحت تکفل خود دارد از دست ندهد ؛ پس اگر با رفتن به حج مجبور شود مثلاً زمین کشاورزی خود را بفروشد یا سرمایه و یا منبع درآمد خود را که مورد احتیاج اوست صرف حج کند و پس از بازگشت چیزی که با آن کسب کند نداشته باشد مستطیع نیست .

(مسئله 2114) کسی که بدون داشتن خانة ملکی نیاز او برطرف نمی شود و به مشقت می افتد ، وقتی حج بر او واجب می شود که پول خانه را هم داشته باشد .

(مسئله 2115) زنی که می تواند به حج برود اگر بعد از برگشتن مالی از خود نداشته باشد و شوهرش هم مثلاً فقیر باشد و نتواند مخارج او را بدهد و ناچار شود که به سختی زندگی کند ، حج بر او واجب نیست؛ ولی اگر شوهرش تمکن دارد و مخارج او را می دهد با داشتن هزینة رفت و برگشت مستطیع می شود .

(مسئله 2116) کسی که در راه حج برای خدمت یا رانندگی یا خبرنگاری و امثال اینها اجیر می شود ، یا به عنوان روحانی کاروان یا ناظر یا پزشک یا پرستار و یا عناوین دیگر او را به حج می برند و می تواند با انجام کارش بدون زحمت حج کامل را به جا آورد و هزینة افراد تحت تکفل خود را نیز تا هنگام برگشت دارد ، پس از پذیرفتن این قبیل خدمات حج بر او واجب می شود ؛ و در این قبیل افراد لازم نیست بعد از برگشتن سرمایه و ملکی داشته باشند .

(مسئله 2117) اگر مخارج رفت و برگشت سفر حج و مخارج عائلة کسی را در مدتی که به حج می رود و برمی گردد به او بدهند که حج به جا آورد ولی ملک او نکنند ، در صورتی که اطمینان داشته باشد از او پس نمی گیرند حج بر او واجب می شود . همچنین اگر این مخارج را به او ببخشند و شرط کنند که حج به جا آورد ،
بنا بر احتیاط واجب باید قبول نماید و حج بر او واجب می شود ؛ هر چند قرض داشته باشد و موقع برگشتن مالی که بتواند با آن زندگی کند نداشته باشد ؛ ولی اگر قبول بخشش برای او مستلزم ذلت و خواری باشد قبول آن واجب نیست .

(مسئله 2118) کسی که مخارج او را داده اند و حج بر او واجب شده و آن را به جا آورده ، چنانچه مالی از خود پیدا کند لازم نیست دوباره به حج برود ؛ هرچند احوط است .

(مسئله 2119) میزان در وجوب حج ، استطاعت از جایی است که فعلاً در آنجا می باشد . پس اگر کسی در وطن خود سکونت دارد و در آنجا مستطیع نیست حج بر او واجب نمی باشد ؛ هر چند به مقدار حج میقاتی مال داشته باشد . ولی اگر برای کاری به میقات رفت یا مثلاً برای تجارت به جده رفت و در آنجا استطاعت حج را با همة شرایط آن پیدا کرد ، حج بر او واجب می شود و از حَجه الاسلام کفایت می کند .

(مسئله 2120) اگر از طرف دولت برای حج در سالهای آینده ثبت نام می کنند و راهی برای حج جز این طریق نیست ، کسانی که هنگام ثبت نام استطاعت مالی دارند واجب است اسم خود را بنویسند ؛ هر چند در همان سال قرعه به نامشان اصابت نکند و اگر کوتاهی نمایند و ثبت نام نکنند حج بر آنان ثابت شده است . بلکه اگر کسی فعلاً استطاعت مالی ندارد ولی می داند که به زودی مستطیع می شود و در آن وقت دیگر ثبت نام نمی کنند در این صورت هم اگر می تواند باید اسم خود را بنویسد .

(مسئله 2121) اگر کسی مستطیع شود و حج به جا نیاورد و بعد فقیر شود ، باید گرچه به زحمت باشد بعداً حج به جا آورد . و اگر به هیچ قسم نتواند حج برود چنانچه کسی او را برای حج اجیر کند باید به مکه برود و حج کسی را که برای او اجیر شده به جا آورد و تا سال بعد در مکه بماند و برای خود حج نماید ؛ ولی اگر ممکن باشد که اجیر شود و اجرت را نقد بگیرد و کسی که او را اجیر کرده راضی شود که حج او در سال بعد انجام شود ، باید سال اول برای خود ، و سال بعد برای کسی که اجیر شده حج نماید .

(مسئله 2122) اگر در سال اولی که مستطیع شده بدون سستی و تأخیر به مکه رود و در وقت معینی که دستور داده اند به عرفات و مشعرالحرام نرسد ، چنانچه در سالهای بعد مستطیع نباشد حج بر او واجب نیست ؛ ولی اگر از سالهای پیش مستطیع بوده و نرفته ، اگر چه به زحمت باشد باید حج به جا آورد .

(مسئله 2123) اگر در سال اولی که مستطیع شده به حج نرود و بعد فقیر شود یا
به واسطة پیری یا بیماری یا عذر دیگری نتواند حج را به جا آورد و از این که خودش در آینده بتواند به حج برود ناامید باشد ، باید نایب بگیرد ؛ بلکه اگر در همان سالی که مستطیع شده از رفتن به حج ناتوان باشد و از این که در آینده بتواند انجام دهد نیز ناامید باشد بنابر احتیاط واجب باید نایب بگیرد .

نیابت در حج

(مسئله 2124) کسی که حج بر او واجب شده چنانچه آثار مرگ در او ظاهر شود ، باید وصیت کند که به جای او حج به جا آورند ؛ و اگر از دنیا برود مخارج حج به مقدار حج از میقات از اصل مال او برداشته می شود . و اگر نایب گرفتن از میقات ممکن نباشد همة مخارج از اصل مال او برداشته می شود ؛ ولی اگر وصیت کرده باشد که از یک سوم دارایی او بردارند از یک سوم آن برداشته می شود .

(مسئله 2125) در نایب چند شرط معتبر است:
1_ بنا بر احتیاط واجب بالغ باشد .
2_ عاقل باشد .
3_ شیعة اثنی عشری باشد .
4_ مورد وثوق و اطمینان باشد که اعمال را صحیح انجام می دهد .
5_ هنگام نایب شدن اجمالاً اعمال و احکام حج را بداند .
6_ در آن سال حج واجب به عهدة خودش نباشد .
7_ از انجام حج یا بعضی از اعمال آن معذور و ناتوان نباشد ؛ و اگر اجیر شود تا از طرف دیگری حج به جا آورد و خودش نتواند برود و بخواهد دیگری را از طرف خود بفرستد ، باید از کسی که او را اجیر کرده اجازه بگیرد .

(مسئله 2126) نیابت زن و مرد ازیکدیگر جایز است ؛ همچنین «صَروره» یعنی کسی که تا حال حج به جا نیاورده می تواند نایب شود . و کسی که از طرف دیگری برای حج اجیر شده باید طواف نساء را از طرف او به جا آورد ؛ و اگر به جا نیاورد همسر (زن باشد یا مرد) بر اجیر حرام می شود .

اقسام حج

(مسئله 2127) حج بر سه قسم است: «حج تمتّع ، حج اِفراد و حج قِران»
«حج تمتّع» وظیفة کسی است که فاصلة وطنش تا مکة معظمه شانزده فرسخ یا بیشتر باشد ؛ «حج افراد و حج قران» نیز وظیفة کسی است که اهل خود مکه یا اطراف آن تا کمتر از شانزده فرسخ باشد . البته در بعضی از موارد وظیفة برخی افراد بیمار یا معذور از حج تمتّع به حج افراد تبدیل می شود .
هر سه قسم حج در بیشتر اعمال مشترک هستند ؛ اما در برخی احکام فرق
دارند .
1_ حج تمتّع عمره پیش از حج و وابسته به حج و همچون جزئی از آن می باشد که باید در یک سال و در ماههای حج به جا آورده شود ؛ ولی در حج افراد و حج قران عمره مفرده کاملاً مستقل و از حج جداست .
2_ در حج تمتّع در روز عید قربان در منا قربانی واجب است و از اعمال آن می باشد ؛ و در حج قران قربانی از ابتدا مقرون با احرام است و باید تا روز عید در منا همراه باشد ؛ ولی در حج افراد اصلاً قربانی واجب نیست ، مستحب است .
3_ از حیث نیت هرکدام با دیگری فرق دارد .
4_ در حج افراد و قران در حال اختیار جایز است طواف حج و سعی را بر وقوف عرفات مقدم بدارد ، به خلاف حج تمتع که در حال اختیار تقدم طواف و سعی را بر وقوف عرفات جایز نیست .
5 _ محل احرام حج افراد و قران خود مکه و یا منزل شخص مفرد و قارن می باشد ، به خلاف حج تمتع که میقات آن خود مکه است .
6_ در حج قران و افراد عمره بعد از حج واقع می شود ، در حج تمتع عمره قبل از حج می باشد در اشهر الحج (ماههای حج: شوال ، ذی قعده ، ذی حجه)

صورت حج تمتّع

اشاره

«حج تمتّع» مرکب از دو عمل عبادی «عمرة تمتّع و حج تمتّع» می باشد که به ترتیب زیر بیان می شود:

1_ عمرة تمتّع

(مسئله 2128) در عمرة تمتّع شش چیز واجب است:
اول: نیت عمرة تمتّع
دوم: احرام از یکی از میقاتها ؛ و در احرام سه چیز واجب است: 1_ نیت 2_ پوشیدن دو جامة احرام که یکی «ازار» و دیگری را «رداء» می نامند . 3_ تلبیه ؛ یعنی گفتن «لبیک» بدین نحو: «لَبَّیْکَ أللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لَا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، إنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَهَ لَکَ وَ الْمُلْکَ (لَکَ) لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ» .
سوم: طواف خانة خدا ؛ به این ترتیب که با شروع از حجرالاسود هفت مرتبه دور خانه خدا بگردد ؛ و به هر دور آن یک «شوط» گفته می شود .
چهارم: نماز طواف ؛ به این ترتیب که بعد از تمام شدن طواف واجب ، پشت مقام ابراهیم علیه السلام دو رکعت نماز به قصد «نماز طواف» بخواند .
پنجم: سعی بین صفا و مروه ؛ یعنی پس از نماز طواف بین «صفا و مروه» را که دو کوه معروفند سعی کند ؛ به این صورت که از صفا شروع کند و به مروه برود و از مروه به صفا برگردد . و سعی باید هفت مرتبه باشد و هر مرتبه را یک
«شوط» می گویند ؛ به این شکل که از «صفا به مروه» یک شوط است و از «مروه به صفا» نیز یک شوط به حساب می آید ؛ پس هفت شوط از صفا شروع و به مروه ختم می گردد .
ششم: تقصیر ؛ یعنی پس از سعی به قصد قربت و با نیت خالص مقداری از ناخنهای دست یا پا و یا مقداری از موی سر یا شارب و یا ریش خود را بزند ؛ و بهتر بلکه احوط آن است که به زدن ناخن اکتفا نکند و مقداری از مو را نیز بزند . و تراشیدن سر و کندن مو کفایت نمی کند .

2_ حج تمتّع

(مسئله 2129) واجبات حج تمتّع چهارده چیز است:
اول: نیت حج تمتّع
دوم: احرام حج تمتّع ؛ که مانند احرام عمره است ، جز این که در احرام حج باید از مکة معظمه به نیت حج تمتّع محرم شود .
سوم: وقوف به عرفات ؛ یعنی مُحرم به احرام حج در ظهر روز عرفه _ نهم ذی حجه _ به قصد قربت در عرفات باشد و در آنجا نیت وقوف کند . و بنا بر احتیاط از اول ظهر به عرفات برود و تا مغرب شرعی در آنجا بماند . ولو صرف توقف در وقت خرید هم کفایت می کند .
چهارم: وقوف به مشعر ؛ به این ترتیب که شخص حاجی پس از انجام وقوف به عرفات هنگام مغرب شب عید به طرف «مشعرالحرام» کوچ کند ، به گونه ای که نماز مغرب و عشاء را در مشعر بخواند . وقوف به مشعر باید به قصد قربت انجام شود و وقت آن از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است ؛ و بنا بر احتیاط شب دهم را نیز تا طلوع فجر به قصد قربت در مشعر به سر برد .
پنجم ، ششم و هفتم: واجبات منی در روز عید قربان که عبارت از:
1_ رمی جمرة عقبه ؛ یعنی انداختن هفت ریگ به آن به پیروی از حضرت ابراهیم علیه السلام که در این مکان شیطان را رمی کرد .
2_ قربانی ؛ و مخیر است شتر یا گاو و یا گوسفند را قربانی کند ؛ و غیر از این سه حیوان سایر حیوانات کفایت نمی کند .
3_ تراشیدن سر و یا تقصیر (کوتاه کردن مو یا ناخن) ؛ و حاجی بین این دو مخیر می باشد ؛ ولی زنان فقط باید تقصیر کنند . همچنین کسی که سال اول حج اوست بنا بر احتیاط واجب باید سر خود را بتراشد .
هشتم ، نهم ، دهم ، یازدهم و دوازدهم: اعمال مکة مکرمه که به ترتیب عبارت است از: «طواف ، نماز طواف ، سعی بین صفا و مروه ، طواف نساء و نماز طواف نساء» .
سیزدهم و چهاردهم: اعمال منا در روزهای یازدهم، دوازدهم و برای بعضی
سیزدهم ذی حجه که عبارت است از:
1_ بیتوته در منا ؛ یعنی ماندن شب در آنجا .
2_ رمی جمرات سه گانه (اولی، وسطی و عقبه) ؛ و در هر روز باید به هر یک از جمرات سه گانه هفت ریگ بزند .

عمرة مفرده

(مسئله 2130) از جمله مستحبات مؤکده که در روایات از آن به «حج اصغر» تعبیر شده «عمرة مفرده» است ؛ و در همة اوقات سال می توان آن را به جا آورد و نسبت به عمرة ماه رجب تأکید بسیار شده است .
واجبات عمرة مفرده که باید در آنها قصد قربت داشته باشد عبارت است از:
«نیت ، احرام ، طواف خانة خدا ، نماز طواف ، سعی بین صفا و مروه ، تراشیدن سر یا تقصیر ، طواف نساء و نماز طواف نساء»
برای تفصیل احکام حج و عمره به مناسک حج مراجعه شود .