حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام جهاد ، شرایط جهاد ابتدایی و دفاعی
اشاره
احکام جهاد و دفاع
قال الله تبارک و تعالی: وَمَا لَکُمْ لا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا .
«جهاد» یکی از ارکان دین است که در صدر اسلام موجب تقویت اسلام و انتشار آن در مناطق مختلف شد . واجب بودن جهاد به طور کلی از ضروریات اسلام می باشد و در فروع دین کمتر موضوعی همانند جهاد مورد توجه و تأکید قرار گرفته است ، و علاوه بر آیات جهاد روایات زیادی در مورد حدود، شرایط، احکام و فضیلت جهاد از معصومین علیه السلام وارد شده است؛ از جمله از امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام نقل شده است که فرمودند: جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است .
(مسئله 2131) جهاد بر دو نوع است: «ابتدایی و دفاعی» . جهاد ابتدایی: آن است که امام مسلمانان به منظور دعوت کفار و مشرکین به اسلام و عدالت و یا جلوگیری از نقض پیمان اهل ذمّه یا طغیان بغات (شورشیان مسلح) بر امام مسلمین ، نیروی نظامی به مناطق آنان گسیل دارد . در حقیقت هدف از جهاد ابتدایی کشورگشایی نیست ، بلکه دفاع از حقوق فطری ملتهایی است که توسط قدرتهای کفر و شرک و طغیان از خداپرستی و توحید و عدالت محروم شده اند . ولی جهاد دفاعی: زمانی است که دشمن به مرز و بوم مسلمانان هجوم آورد و قصد تسلط سیاسی یا فرهنگی و اقتصادی نسبت به آنان داشته باشد ؛ و ممکن است جهاد در برابر بغات نیز جهاد دفاعی محسوب گردد ، بلکه می توان گفت همة اقسام جهاد ، جهاد دفاعی محسوبند که در حقیقت جهاد ابتدایی دفاع از توحید و دفاع از دین می باشد .
(مسئله 2132) شرکت در جهاد بر کسی واجب است که بالغ ، عاقل ، مرد و آزاد باشد ، و نابینا ، پیر ، زمین گیر و مبتلا به مرضی نباشد که نتواند وظیفه اش را انجام دهد.
(مسئله 2133) فرار از جهاد جایز نیست ؛ مگر این که فرار از جبهه ای به
جبهة دیگر یا برای تدارک نیروی بیشتر باشد .
(مسئله 2134) اگر ادامة جهاد نیاز به کمکهای مادی داشته باشد ، بر همة کسانی که تمکن مالی دارند واجب است به اندازة قدرت کمک نمایند .
(مسئله 2135) شرکت در جهاد ابتدایی یا دفاعی واجب کفایی است ؛ پس اگر افراد به اندازة کافی شرکت نکنند ، بر همة کسانی که شرایط آن را داشته باشند واجب است که به جهاد بروند .
(مسئله 2136) اگر پدر و مادر فرزند را از شرکت در جهاد ابتدایی یا دفاعی نهی نمایند ، در صورتی که جهاد بر او واجب عینی باشد نهی آنان تأثیری ندارد و باید در جهاد شرکت کند ؛ ولی اگر جهاد بر او واجب کفایی است و نیروی کافی در جبهه حضور داشته باشد ، چنانچه شرکت در جهاد موجب اذیت و آزار پدر و مادر باشد مخالفت با آنان جایز نیست .
جهاد ابتدایی
(مسئله 2137) جهاد ابتدایی از زمانی واجب می شود که امکانات و شرایط آن موجود باشد و امام معصوم علیه السلام به آن امر نماید .
(مسئله 2138) شروع جهاد ابتدایی در ماههای حرام (رجب ، ذی قعده، ذی حجه و محرم) جایز نیست ؛ ولی اگر کفار در ماههای حرام به مسلمانان حمله نمایند دفاع واجب است .
(مسئله 2139) با سه دسته جهاد ابتدایی با اذن امام معصوم علیه السلام جایز است:
1_ کفار اهل کتاب (یهود ، نصاری و مجوس) یا غیر اهل کتاب ؛ در صورتی که در پناه اسلام نباشند .
2_ کفاری که زندگی تحت حاکمیت اسلام را با شرایطی پذیرفته اند ولی به شرایط مقرره عمل نکرده و نقض عهد نمایند ؛ اما هرگاه به شرایط مقرره ملتزم باشند ، باید جان و مال و آبروی آنان حفظ شود و حقوق مشروع و قانونی آنان مراعات گردد .
3_ شورشیان مسلح (بغات) ؛ و اینها گروه هایی هستند که بدون حق و به انگیزة باطل به قصد تغییر حکومت صالح اسلامی و یا به دست گرفتن قدرت یا به بهانة اصلاح امور شورش مسلحانه نمایند ؛ و فرقی نیست که شورش آنان به صورت جنگ منظم باشد یا جنگ چریکی یا کودتا ، یا علیه حکومت امام معصوم علیه السلام باشد .
(مسئله 2140) شرایطی که با کفار توسط حاکمیت اسلامی منعقد می شود عبارت است از:
1_ پرداخت مالیات بر حسب شرایط زمانی و مکانی .
2_ پرهیز از کارهایی نظیر: توطئه علیه حکومت اسلامی یا دادن کمک مالی و یا اطلاعاتی و مانند آن به دشمنان ، اذیت و آزار آحاد مسلمانان ، تظاهر به انجام منکرات همچون: نوشیدن شراب ، بی حجابی و مانند آن .
3_ تسلیم در برابر احکام عمومی دستگاه قضایی اسلام ؛ ولی در امور شخصی می توانند به قضاوت خودشان مراجعه نمایند .
(مسئله 2141) اگر دولت اسلامی به خاطر مصالح اسلام و مسلمانان با کفار و مشرکین پیمان یا تعهدی را قبول کرده یا به آنان امان داده باشد ، عمل به آن عهد یا امان واجب است و نباید آن را نقض نماید .
(مسئله 2142) انعقاد قرار داد صلح با کفاری که در حال جنگ با مسلمانان می باشند ، در صورتی که حاکمیت اسلامی صلاح بداند جایز است ؛ خواه در مقابل آن عوضی به کفار داده شود یا نه . و مدت قرار داد صلح و سایر شرایط و حدود آن بستگی به تشخیص مصلحت توسط حاکمیت اسلامی دارد .
(مسئله 2143) اگر احتمال عقلایی داده شود که کافر حربی به اسلام گرایش پیدا می کند ، امان دادن به او و تأمین زن و فرزندان و اموال او توسط حاکم اسلامی یا یکی از مسلمانان جایز است ، و لازم نیست او تقاضای امان بنماید ؛ و در این حالت قتال با او جایز نمی باشد .
(مسئله 2144) حاکمیت اسلامی قبل از جهاد ابتدایی با کفار و مشرکین باید آنان را به اسلام و حقیقت دعوت کرده و زمینه های لازم برای گرایش آنان به اسلام و عدالت را ایجاد نماید ؛ و بدون دعوت صحیح جهاد ابتدایی جایز نیست .
(مسئله 2145) در جهاد با کفار و مشرکین نباید به زنان و کودکان آنها آسیبی وارد شود ؛ همچنین جنگجویان کافری که در جهاد به دست مسلمانان اسیر می شوند و خطری از ناحیة آنان احساس نمی شود پس از پایان جنگ نباید مورد تعرض قرار گیرند ؛ و باید کاملاً از حقوق مشروع خود بهره مند باشند .
(مسئله 2146) حاکم اسلامی می تواند اسرایی را که در جنگ با کفار و مشرکین به اسارت درآمده اند ، در مقابل عوض آزاد نماید ؛ بلکه مطابق مصلحت می تواند آنان را بدون عوض نیز آزاد نماید و به آنان در هر جایی که بخواهند اختیار زندگی بدهد .
(مسئله 2147) کشتن اسرای شورشیان مسلح (بغات) در صورتی که از ناحیة آنان احساس خطری نشود و نیز به بردگی گرفتن آنان جایز نیست ؛ بلکه یا باید آزاد شوند و یا مطابق مصلحت مدتی در زندان نگاه داشته و سپس آزاد گردند .
جهاد دفاعی
(مسئله 2148) اگر دشمن به بلاد مسلمانان و مرزهای آنها هجوم آورد بر همه
واجب است به هر وسیلة ممکن و با نثار مال و جان از آن دفاع نمایند ؛ و در این امر نیازی به اجازة حاکم شرع نیست .
(مسئله 2149) اگر مسلمانان متوجه شوند که بیگانگان نقشة چیرگی بر کشورهای اسلامی را کشیده اند و چه بسا ممکن است از راه عوامل دست نشاندة خود بر کشورهای اسلامی چیره شوند ، واجب است با هر وسیلة ممکن طرح و نقشه های آنان را بر هم زده و از سلطة آنان جلوگیری نمایند ؛ چه تسلط آنان سیاسی باشد یا نظامی یا فرهنگی و یا اقتصادی .
(مسئله 2150) اگر بیگانگان از راه تجسس یا فرستادن امواج توسط رادیو یا ماهواره در صدد ضربه زدن به اعتقادات و فرهنگ مسلماننان باشند ، دفاع از فرهنگ و اعتقادات اسلامی بر هر مسلمانی واجب است ؛ و شایسته است از راه تقویت فرهنگ و اعتقادات مسلمانان از ضربه زدن دشمن به آن جلوگیری شود ، و از راههای دیگر _ مگر در موارد ضرورت _ استفاده نشود .
(مسئله 2151) بستن پیمانهای سیاسی و تجاری میان یکی از دولتهای اسلامی با بیگانگان اگر به مصلحت اسلام و مسلمانان نباشد جایز نیست ؛ و بر سایر دولتهای اسلامی و نیز ملتهای مسلمان واجب است دولت اسلامی طرف قرار داد را به قطع روابط وادار کنند .
(مسئله 2152) اگر برخی از سردمداران کشورهای اسلامی موجب بسط نفوذ سیاسی یا اقتصادی و یا نظامی بیگانگان شوند که مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است ، به واسطة این خیانت خود به خود از مقام خویش منعزل می شوند ؛ و بر مسلمانان واجب است به هر شیوة ممکن و با رعایت موازین شرعی آنان را مجازات نمایند .
(مسئله 2153) هر نوع رابطة سیای یا اقتصادی با دولتهایی مانند رژیم اشغالگر قدس که در حال جنگ و ستیز با اسلام و مسلمانان هستند جایز نیست ، و بر همه واجب است به هر شیوة ممکن با این گونه روابط مخالفت کنند ؛ و بازرگانانی که با آنها و عواملشان روابط تجاری دارند خائن به اسلام و مسلمانان می باشند ، و بر همه واجب است با این خیانتکاران قطع رابطه کرده ، آنان را به توبه و ترک روابط وادار نمایند .
(مسئله 2154) بر سران دولتهای اسلامی واجب است در جهت حفظ مصالح اسلام و مسلمانان و دفاع از آنان اختلافات گوناگون خود را در برابر جبهة کفر و استعمار حل و فصل نمایند تا دشمنان اسلام نتوانند از اختلافات آنان سوء استفاده کنند .
(مسئله 2155) واجب است دولتهای مسلمان بنیة فرهنگی ، نظامی و اقتصادی خود را در برابر دولتهای جائر و قدرتمند تقویت کنند تا بتوانند در صحنه های
گوناگون از حیثیت اسلام و مصالح مسلمانان دفاع نمایند .
(مسئله 2156) اگر یکی از کشورهای اسلامی مورد تهاجم نظامی یا اقتصادی بیگانگان قرارگیرد ، بر سایر دولتها و ملتهای مسلمان واجب است در حد قدرت از آن کشور حمایت نمایند .
(مسئله 2157) اگر عده ای از مسلمانان به دستة دیگر تجاوز نمایند و راه اصلاح وجود نداشته باشد ، بر همة مسلمانان واجب است که با دستة متجاوز و یاغی مقابله کنند تا از تجاوز دست بردارند ؛ و قتال با دستة متجاوز در ماههای حرام اشکال ندارد .
(مسئله 2158) اگر در هر گوشه از جهان مسلمانی مظلوم واقع شود و حقوق اولیة او مورد تجاوز و تعدی قرار بگیرد ، بر هر فردی که ندای مظلومیت او را می شنود واجب است در حد توان کمک نماید ؛ هر چند با اظهار همدردی باشد .
دفاع از حقوق شخصی
(مسئله 2159) اگر کسی به خود انسان یا ناموس یا خویشان و بستگان او یا به مسلمانی دیگر به قصد کشتن یا تجاوز هجوم آورد ، بر انسان واجب است به هر صورت ممکن دفاع نماید ؛ هر چند منجر به کشته شدن مهاجم شود . ولی باید سعی کند تا وقتی که راه خفیف تر یا فرار میسر است ، دست به کار شدید و خشن نزند .
(مسئله 2160) اگر انسان نتواند به تنهایی از جان و ناموس خود دفاع کند واجب است از دیگران کمک بگیرد ؛ هر چند از ظلمه باشند .
(مسئله 2161) اگر دزدی به قصد بردن مال انسان یا بستگان او هجوم آورد ، انسان حق دارد با رعایت مراتب دفاع کند ؛ هر چند به کشته شدن مهاجم بینجامد .
(مسئله 2162) اگر هنگام دفاع با رعایت مراتب آن به شخص تجاوزگر زیان مالی و جانی یا نقص عضو وارد شود ، دفاع کننده ضامن نیست ؛ ولی اگر درجات خفیف تر یا فرار
میسر بوده و با این حال به مراحل بالاتر و شدیدتر عمل نموده باشد بنا بر احتیاط ضامن است و در هر صورت اگر از سوی تجاوزگر به دفاع کننده خسارتی برسد ، شخص مهاجم ضامن است .
(مسئله 2163) اگر انسان به گونه ای بر مهاجم پیروز شود که وی دیگر توان تهاجم نداشته باشد ، دفاع کننده حق زدن یا زخمی کردن و یا کشتن وی را ندارد ؛ بلکه تعزیر او با حاکم شرع است .
(مسئله 2164) کسی که مرد بیگانه ای را با همسر یا دختر یا یکی از زنان خویشاوند خود بیابد ، چنانچه او قصد تجاوز به آنان را داشته باشد ، باید به هر شیوة ممکن از حریم آنان دفاع نماید ؛ هر چند به کشته شدن تجاوزگر بینجامد ؛ بلکه باید از تجاوز به ناموس مسلمانان دیگر هم دفاع کند . و در هر حال رعایت مراتب دفاع لازم است ، و با رعایت مراتب انسان ضامن خسارت او نیست ؛ ولی اگر با وجود مراتب پایین تر دست به کار شدیدتر بزند بنا بر احتیاط ضامن است .
(مسئله 2165) اگر کسی برای آگاهی بر ناموس یا اسرار شخصی افراد یا برای دیدن بدن نامحرم _ به طور عادی یا با دوربین و نظایر آن _ به درون خانه های مردم نگاه کند ، باید در مرحلة اول او را نهی کرد ، و در صورت ادامه دادن با رعایت مراتب از او جلوگیری نمود ؛ گرچه به مجروح یا کشته شدن او بینجامد .
(مسئله 2166) دفاع از جان خود و بستگان جایز بلکه گاهی واجب است ؛ هر چند احتمال دهد یا یقین کند که در این راه کشته می شود . ولی در دفاع از مال اگر یقین به کشته شدن دارد دفاع واجب نیست ؛ بلکه احتیاط در ترک آن است .
(مسئله 2167) اگر انسان گمان کند شخصی قصد هجوم به جان یا مال و یا ناموس وی را دارد و در مقام دفاع خسارتی به مهاجم برساند و بعد معلوم شود اشتباه کرده گناهکار نیست ؛ ولی ضامن خسارتی که وارد نموده می باشد .
(مسئله 2168) اگر حیوان درنده ای که متعلق به دیگری است به انسان حمله کند انسان حق دارد از خود دفاع نماید ، و با رعایت مراتب اگر به حیوان خسارتی وارد شود ضامن نیست ؛ مگر در موردی که انسان متجاوز باشد .
احکام امر به معروف و نهی از منکر
یکی از واجبات مهم کفایی دین اسلام «امر به معروف و نهی از منکر» یعنی نظارت و مراقبت همگانی در اصلاح جامعه است . همة مسلمانان باید نسبت به یکدیگر احساس وظیفه کنند و خود را در برابر کارهای دیگران مسئول دانسته ، دستور دهندة به نیکی و بازدارندة از بدی باشند . در سایة عمل به چنین وظیفه ای است که جامعه در مسیر صحیح خود گام برمی دارد و ناآگاهان هدایت می شوند .
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ
یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ . همة مردان و زنان مؤمن بر یکدیگر ولایت دارند در حدی که یکدیگر را به خوبی ها امر کنند و از بدی ها نهی نمایند .
از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: همة شما فرمانروا و نگهبان هستید و در مقابل یکدیگر مسئولید .
(مسئله 2169) «معروف» یعنی چیزی که به حکم شرع یا عقل انجام آن واجب یا مستحب است ، و «منکر» یعنی چیزی که به حکم شرع یا عقل انجام آن قبیح و حرام یا مکروه است ؛ و از این نظر فرقی میان امور فردی و اجتماعی نیست . بنابراین امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفة عمومی است و حکومتها و مردم همه در برابر یکدیگر مسئولیت دارند و باید به این وظیفه عمل نمایند .
(مسئله 2170) امر به معروف و نهی از منکر با شرایطی که بیان خواهد شد واجب و ترک آن معصیت است ؛ و در مستحبات و مکروهات نیز امر و نهی مستحب می باشد .
(مسئله 2171) امر به معروف ونهی از منکر واجب کفایی می باشد ؛ بنابراین اگر بعضی از مکلفین به آن اقدام کنند و مقصود حاصل شود ، از دیگران ساقط می شود . و اگر
اقامة معروف و جلوگیری از منکر بر اجتماع جمعی از مکلفین متوقف باشد ، واجب است اجتماع نمایند .
(مسئله 2172) اگر امر و نهی بعضی افراد مؤثر واقع نشود و برخی دیگر احتمال دهند امر و نهی آنان اثربخش است ، بر آنها واجب می شود .
(مسئله 2173) هنگام وجوب امر به معروف و نهی از منکر با زبان ، یادآوری مسائل شرعی کفایت نمی کند ؛ بلکه انسان باید امر و نهی نماید .
(مسئله 2174) هدف امر به معروف برپایی واجب ، و هدف نهی از منکر جلوگیری از حرام است ؛ بنابراین در امر به معروف و نهی از منکر قصد قربت معتبر نیست .
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
(مسئله 2175) کسی که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند باید معروف را از منکر تشخیص دهد ؛ پس کسی که معروف و منکر را نمی شناسد ، حق ندارد بلکه نمی تواند امر به معروف و نهی از منکر نماید .
(مسئله 2176) پس در واجب بودن امربه معروف و نهی از منکر چهار شرط لازم است:
1_ علم معتبر است ، یعنی معروف و منکر را بشناسد .
2_ احتمال دهد امر و نهی او اثربخش باشد؛ پس اگر بداند اثر نمی کند واجب نیست.
3_ بداند یا مطمئن باشد که گناهکار قصد ادامه یا تکرار گناه را دارد ؛ پس اگر بداند یا گمان کند که تکرار نمی کند واجب نیست .
4_ در امر و نهی مفسدة مهمتری وجود نداشته باشد ؛ پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح عقلایی دهد که با امر و نهی او زیان جانی یا آبرویی یا مالی قابل توجهی به او یا خویشان یا نزدیکان او و یا به عده ای از مؤمنین می رسد ، امر و نهی واجب نیست ؛ بلکه در بسیاری موارد حرام می باشد .
(مسئله 2177) اگر معروف یا منکر از اموری است که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد می دهد _ مانند اصول دین یا مذهب ، نگهبانی از قرآن ، حفظ عقاید مسلمانان و استقلال آنان _ باید ملاحظة این اهمیت بشود ، و مجرد زیان باعث واجب نبودن آن نیست ؛ پس اگر حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروری اسلام بر بذل مال و جان متوقف باشد ؛ بذل آن واجب است .
(مسئله 2178) اگر بدعتی در دین واقع شود _ مثل منکراتی که برخی دولتها به اسم دین اسلام انجام می دهند _ اظهار حق و انکار باطل خصوصاً بر علمای اسلام واجب است ؛ و اگر سکوت علماء موجب هتک مقام علم و سوءظن به علمای اسلام
شود ، اظهار حق به هر شکل ممکن واجب است ؛ هر چند بدانند تأثیر نمی کند .
(مسئله 2179) اگر سکوت علمای اسلام موجب تقویت ظالم و تأیید او یا بدبینی مردم به علماء و متهم شدن آنان به سازش با دستگاه ظلم گردد ، اظهار حق و انکار باطل واجب است ؛ اگر چه بدانند جلوگیری از گناه و ظلم نمی شود .
(مسئله 2180) امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که در صورت احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبة پایین ، اقدام در حد مرتبة بالاتر جایز نیست ؛ و مراتب امر و نهی از این قرار است:
مرتبة اول: به گونه ای با گناهکار برخورد شود که احساس کند ارتکاب گناه سبب شده با وی این گونه برخورد می کنند ؛ مثل این که از او روی بگردانند یا با چهرة خشمگین با وی ملاقات کنند و یا با او رفت و آمد نکنند . و اگر در این مرتبه درجاتی باشد و احتمال تأثیر درجة ضعیف وجود داشته باشد ، به همان درجة ضعیف اکتفا کنند ؛ مثلاً اگر احتمال داده شود که با ترک تکلم و اعراض از او مقصود و ترک معصیت حاصل می شود ، به همان اکتفا شود و به درجة بالاتر عمل نکنند ؛ خصوصاً اگر طرف او شخصی باشد که این عمل موجب هتک او می شود .
(مسئله 2181) اگر علماء و روحانیون احتمال دهند که اعراض از دستگاه ستمگر موجب تخفیف ظلم و تغییر سیاست ظالمانة آنان می گردد ، واجب است از آنان اعراض کنند و به مسلمانان اعراض خود را بفهمانند .
(مسئله 2182) اگر ارتباط علمای اسلام به ستمگران موجب تقویت یا تبرئه و یا مشروعیت کار آنان نزد افراد بی اطلاع می شود یا موجب جرأت آنان یا هتک مقام علم و روحانیت می گردد ، ترک آن ارتباط واجب است ؛ ولی اگر ارتباط با آنان موجب تخفیف ظلم باشد ، باید آنچه اهمیت آن بیشتر است مراعات شود .
مرتبة دوم: امر به معروف و نهی از منکر را با زبان انجام دهد ؛ پس با احتمال تأثیر و وجود دیگر شرایط واجب است گناهکار را از انجام گناه نهی کند ، و به کسی که واجب را ترک کرده به انجام آن دستور دهد .
(مسئله 2183) اگر احتمال دهد پند و اندرز در گناهکار اثر می کند ، باید به آن اکتفا کند و از آن فراتر نرود ؛ ولی اگر موعظه مؤثر نباشد ، چنانچه احتمال دهد امر و نهی مؤثر است باید امر و نهی کند ؛ گرچه متوقف بر سختگیری و درشتی در گفتار باشد . ولی باید از دروغ و یا گناه کبیره دیگر بپرهیزد .
مرتبة سوم: استفاده از قدرت و زور ؛ پس اگر انسان بداند یا مطمئن شود شخص بدون اعمال قدرت و زور واجب را به جا نمی آورد یا منکر را رها نمی کند ، واجب است از قدرت و زور استفاده کند ؛ به شرط آن که از قدر لازم تجاوز ننماید .
(مسئله 2184) اگر جلوگیری از گناه متوقف بر گرفتن دست گناهکار یا خارج کردن وی از محل انجام گناه یا گرفتن ابزار گناه یا تصرف در آن باشد ، جایز
بلکه واجب است انجام شود ؛ ولی نابود کردن اموال محترم او جایز نیست و موجب ضمان است ؛ مگر آن که جلوگیری از گناه مهم به آن وابسته باشد که ظاهراً در این صورت ضامن نیست .
(مسئله 2185) برای جلوگیری از گناه ارتکاب گناه دیگر جایز نیست ؛ اما اگر گناه از مواردی باشد که مورد اهتمام شارع مقدس است و به هیچ وجه به آن راضی نیست _ مثل قتل نفس محترمه _ باید به هر شکل ممکن با رعایت درجاتی که گفته شد از آن جلوگیری شود . گرچه به کشته شدن مهاجم منتهی شود .
(مسئله 2186) اگر جلوگیری از معصیت بر کتک زدن و سخت گرفتن بر گناهکار متوقف باشد جایز است ؛ ولی باید زیاده روی نشود . و بهتر است در این صورت از مجتهد جامع الشرایط اجازه گرفته شود .
