حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام طلاق

قال الله تبارک و تعالی: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلا تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ .
طلاق صیغه ای است که عقد دائم را به هم می زند و موجب جدایی زن و شوهر می شود . اسلام همان گونه که نسبت به ازدواج سفارش نموده و آن را سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دانسته طلاق را مورد نکوهش و مذمت شدید قرار داده است ؛ در بعضی از روایات وارد شده که «از میان چیزهای حلال طلاق مبغوض ترین آنها نزد خداوند می باشد» . بر این اساس از طرفی دستورات اسلام نسبت به ازدواج به شکلی است که پایه های آن به حدی قوی و محکم به وجود آید که کمتر منجر به طلاق شود و از طرف دیگر محدودیتهای زیادی در شرایط و احکام طلاق قرار داده شده تا کمتر تحقق یابد ؛ ولی با این حال اگر ادامة زندگی و رابطة همسری بین زن و شوهر موجب عسر و حرج و فشارهای روحی و اختلافات شدید و غیرقابل اصلاح شود ، اسلام طلاق را راه نجات زن و شوهر دانسته است .

(مسئله 2997) مردی که زن خود را طلاق می دهد باید عاقل و بنا بر احتیاط واجب بالغ باشد و به اختیار خود طلاق دهد ؛ پس اگر او را مجبور کنند که زنش را طلاق دهد باطل است . همچنین باید قصد طلاق داشته باشد ؛ پس اگر صیغة طلاق را بدون اراده یا به شوخی بگوید صحیح نیست .

(مسئله 2998) زنی را که می خواهند طلاق دهند باید دارای دو شرط باشد:
1_ هنگام طلاق از خون حیض یا نفاس پاک باشد .
2_ در پاکی پس از حیض و نفاس یا در حال نفاس و حیض که پیش از این پاکی بوده شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد . و تفصیل این دو شرط در مسائل آینده بیان می شود .

(مسئله 2999) طلاق دادن زن در حال حیض یا نفاس در سه صورت صحیح است:
1_ شوهر پس از ازدواج با او نزدیکی نکرده باشد .
2_ معلوم باشد که آبستن است ؛ و اگر معلوم نباشد که آبستن است و شوهر در حال حیض طلاقش دهد بعد بفهمد آبستن بوده ، چنانچه قصد ایجاد و تحقق طلاق صورت گرفته اشکال ندارد ؛ هر چند احوط اعادة طلاق است .
3_ شوهر به علت غایب بودن نتواند و یا برایش مشکل باشد که پاک بودن زن را بفهمد .

(مسئله 3000) اگر زن را از خون حیض و نفاس پاک بداند و طلاقش دهد بعد بفهمد هنگام طلاق در حال حیض یا نفاس بوده ، طلاق او باطل است ؛ ولی اگر او را در حیض یا نفاس بداند و طلاقش دهد بعد معلوم شود پاک بوده _ چنانچه قصد جدی نسبت به ایجاد و تحقق طلاق صورت گرفته _ طلاق او صحیح است .

(مسئله 3001) اگر با همسرش که از حیض و نفاس پاک بوده نزدیکی کند و در همان پاکی طلاقش دهد ، اگر بعد معلوم شود که هنگام طلاق آبستن بوده _ چنانچه قصد ایجاد و تحقق طلاق صورت گرفته _ طلاق اشکال ندارد ؛ هر چند احوط آن است که دوباره طلاق دهد .

(مسئله 3002) اگر مردی که غایب است بخواهد همسر خود را طلاق دهد ، چنانچه بتواند اطلاع پیدا کند که همسر او در حال حیض یا نفاس است یا نه _ اگر چه اطلاع او از روی عادت حیض زن یا نشانه های دیگری باشد که در شرع معین شده _ باید حال او را جویا شود ؛ و اگر نتواند باید تا مدتی که معمولاً زنها از حیض یا نفاس پاک می شوند صبر کند ؛ و احوط آن است که حداقل تا یک ماه بلکه بهتر است تا سه ماه صبر کنند و بعد طلاق دهد ؛ و در این صورت اگر بعد معلوم شود در حال حیض بوده طلاق صحیح است .

(مسئله 3003) کسی که غایب نیست ولی اطلاع از حال زن برای او ممکن نمی باشد _ مانند شخصی که زندانی است و ملاقات ندارد _ در حکم غایب است .

(مسئله 3004) اگر با همسرش در حال پاکی نزدیکی کند و بخواهد او را طلاق دهد، باید صبر کند تا دوباره حیض ببیند و پاک شود ؛ ولی اگر زن آبستن باشد یا نه سال او تمام نشده و یا یائسه باشد ، می تواند بعد از نزدیکی بلافاصله او را طلاق دهد .

(مسئله 3005) اگر با همسرش که از حیض یا نفاس پاک است نزدیکی کند و سپس مسافرت نماید ، چنانچه راهی برای تحقیق از حال زن نباشد و بخواهد او را طلاق دهد باید به اندازه ای که زن معمولاً بعد از آن پاکی خون می بیند و دوباره پاک می شود صبر کند ؛ و احوط آن است که تا یک ماه و بهتر است تا سه ماه صبر کند .

(مسئله 3006) اگر مرد بخواهد همسر خود را که یائسه نیست ولی از نظر اصل خلقت یا به علت بیماری حیض نمی شود طلاق دهد ، باید از وقتی که با او نزدیکی کرده به مدت سه ماه از نزدیکی با او خودداری نماید و سپس او را طلاق
دهد .

(مسئله 3007) بنا بر احتیاط واجب باید طلاق به صیغة عربی صحیح و با قصد انشاء _ یعنی قصد ایجاد طلاق _ خوانده شود ؛ و باید دو مرد عادل آن را بشنوند . همچنین صیغة طلاق باید منجّز و بدون قید و شرط باشد .

(مسئله 3008) اگر خود شوهر بخواهد صیغة طلاق را بخواند _ چنانچه مثلاً اسم زن او فاطمه باشد _ باید بگوید: «زَوْجَتی فاطِمَةُ طالِقٌ» یعنی: «زن من فاطمه رهاست» ؛ و اگر بخواهد دیگری را وکیل کند ، آن وکیل باید بگوید: «زَوْجَهُ مُوَکِّلی فاطِمَةُ طالِقٌ» یعنی: «زن موکل من، فاطمه رهاست» .

(مسئله 3009) پدر و جد پدریِ دیوانه ای که از کودکی دیوانه بوده _ در صورتی که به مصلحت دیوانه باشد _ می توانند زن او را طلاق دهند ؛ و چنانچه پس از بلوغ دیوانه شده باشد با اجازة حاکم شرع می توانند زن او را طلاق دهند .

(مسئله 3010) اگر مردی زنی را فریب دهد تا از شوهر خود طلاق بگیرد و زن او شود و او به اختیار خود طلاق دهد ، طلاق و عقد آنها صحیح است ؛ هر چند آن دو بد کرده اند .

(مسئله 3011) زنی که به عقد موقت درآمده طلاق ندارد ؛ و رها شدن او به این است که مدتش تمام شود یا مرد مدت را به او ببخشد ؛ به این ترتیب بگوید: «بقیة مدت را به تو بخشیدم و تو را بریءُ الذّمه کردم» . و در این صورت شاهد گرفتن و پاک بودن از حیض یا نفاس لازم نیست .