حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
زکات طلا و نقره (نقدین)
اشاره
(مسئله 1971) زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که سکه دار بوده و معامله با آن رواج داشته باشد ؛ و اگر سکة آن هم از بین رفته باشد باید زکات آن را بدهند و چنانچه معامله با آن سکه در گذشته رواج داشته و در این زمان رایج نباشد بنا بر احتیاط زکات آن را بپردازند .
(مسئله 1972) اگر صورت طلا و نقرة سکه داری را که زنها برای زینت به کار می برند تغییر دهند که به کلی از رواج معامله بیفتد زکات ندارد ؛ وگرنه بنا بر احتیاط زکات آن را بپردازند .
(مسئله 1973) انسان باید یازده ماه مالک مقدار نصاب در طلا یا نقره باشد ؛ پس اگر در بین یازده ماه طلا یا نقرة او از نصاب اول کمتر باشد زکات بر او واجب نیست .
(مسئله 1974) اگر طلا یا نقره ای را که دارد در بین یازده ماه با طلا یا نقره یا چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند ، زکات بر او واجب نیست ؛ ولی اگر
برای فرار از دادن زکات این کار را بکند بنا بر احتیاط مستحب زکات را بپردازد . و اگر در ماه دوازدهم آنها را آب کند باید زکات را بپردازد ؛ و چنانچه بر اثر آب کردن وزن یا قیمت آنها کم شود ، باید زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بوده بدهد .
نصاب طلا و نقره
(مسئله 1975) «طلا» دارای دو نصاب است:
1_ بیست مثقال شرعی برابر با پانزده مثقال معمولی (312/70 گرم) ؛ که در این صورت اگر شرایط دیگر را هم داشته باشد زکات آن یک چهلم _ یعنی 757/1 گرم _ خواهد بود .
2_ چهار مثقال شرعی برابر با سه مثقال معمولی (062/14 گرم) است که به نصاب اول افزوده می شود ؛ و در این صورت باید زکات تمام هجده مثقال معمولی (374/84 گرم) را از قرار یک چهلم _ یعنی 109/2 گرم _ پرداخت نمود ؛ ولی اگر کمتر از سه مثقال معمولی افزوده شود تنها باید زکات نصاب اول را پرداخت نمود و زیادی آن زکات ندارد . همچنین است هرچه بالاتر رود ، یعنی اگر سه مثقال معمولی اضافه شود زکات همة آن واجب می شود؛ و اگر کمتر افزوده شود مقداری که اضافه شده زکات ندارد .
(مسئله 1976) «نقره» هم دو نصاب دارد:
1_ صد و پنج مثقال معمولی (برابر با 187/492 گرم) که در این صورت زکات آن با وجود شرایط دیگر یک چهلم _ یعنی 304/12 _ گرم می باشد .
2_ بیست و یک مثقال معمولی (برابر با 437/98 گرم) است که به نصاب اول افزوده می شود ؛ و باید زکات همة صد و بیست و شش مثقال معمولی (625/590 گرم) را پرداخت نماید ؛ و اگر کمتر از این مقدار افزوده شود مقدار اضافه زکات ندارد ؛ همچنین است هرچه بالاتر رود. بنابراین اگر انسان یک چهلم تمام طلا و نقره های خود را بپردازد ، زکاتی را که بر او واجب بوده یا بیشتر از آن را پرداخت نموده است ؛ مثلاً کسی که صد و ده مثقال نقره دارد اگر یک چهلم آن را بدهد زکات صد و پنج مثقال آن را که واجب بوده داده ، و مقداری هم برای پنج مثقال آن که واجب نبوده پرداخت نموده است .
(مسئله 1977) کسی که طلا یا نقرة او به اندازة نصاب است _ گرچه زکات آن را داده باشد _ تا هنگامی که از نصاب اول کمتر نشده همه ساله باید زکات آن را بپردازد ؛ و هرگاه به زیر نصاب اول رسید اگر سالهای بسیاری هم بماند زکات ندارد .
(مسئله 1978) اگر شک دارد که طلا و نقرة او به حد نصاب رسیده یا نه ، بنا بر احتیاط واجب هرگونه که می تواند وزن آن را به دست آورد .
(مسئله 1979) کسی که طلا و نقره دارد اگر هیچ کدام آنها به اندازة نصاب اول نباشد _ مثلاً صد و چهار مثقال نقره و چهارده مثقال طلا داشته باشد _ زکات بر او واجب نیست .
(مسئله 1980) طلا و نقره ای که بیشتر از اندازة معمولی فلز دیگر دارد ، اگر خالص آن به اندازة نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد ؛ و چنانچه شک دارد که خالص آن به اندازة نصاب هست یا نه ، بنا بر احتیاط واجب به وسیلة آب کردن یا از راه دیگر خالص آن را معلوم کند ؛ یا به بالاترین حدی که احتمال می دهد حساب نماید .
(مسئله 1981) اگر طلا و نقره خوب و بد داشته باشد ، می تواند زکات هرکدام از خوب و بد را از خود آن بدهد ؛ هر چند بهتر است زکات همه را از جنس خوب پرداخت نماید .
(مسئله 1982) از آنجا که زکات در طلا و نقره منحصر به صورتی است که سکة رسمی خورده باشد و به شکل دینار و درهم بوده و معامله با آن رواج داشته باشد ، اگر طلا و نقره به صورت زیور آلات ساخته شده یا به صورت شمش طلا و نقره درآمده زکات ندارد .
