حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

(مسئله 2175) کسی که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند باید معروف را از منکر تشخیص دهد ؛ پس کسی که معروف و منکر را نمی شناسد ، حق ندارد بلکه نمی تواند امر به معروف و نهی از منکر نماید .

(مسئله 2176) پس در واجب بودن امربه معروف و نهی از منکر چهار شرط لازم است:
1_ علم معتبر است ، یعنی معروف و منکر را بشناسد .
2_ احتمال دهد امر و نهی او اثربخش باشد؛ پس اگر بداند اثر نمی کند واجب نیست.
3_ بداند یا مطمئن باشد که گناهکار قصد ادامه یا تکرار گناه را دارد ؛ پس اگر بداند یا گمان کند که تکرار نمی کند واجب نیست .
4_ در امر و نهی مفسدة مهمتری وجود نداشته باشد ؛ پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح عقلایی دهد که با امر و نهی او زیان جانی یا آبرویی یا مالی قابل توجهی به او یا خویشان یا نزدیکان او و یا به عده ای از مؤمنین می رسد ، امر و نهی واجب نیست ؛ بلکه در بسیاری موارد حرام می باشد .

(مسئله 2177) اگر معروف یا منکر از اموری است که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد می دهد _ مانند اصول دین یا مذهب ، نگهبانی از قرآن ، حفظ عقاید مسلمانان و استقلال آنان _ باید ملاحظة این اهمیت بشود ، و مجرد زیان باعث واجب نبودن آن نیست ؛ پس اگر حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروری اسلام بر بذل مال و جان متوقف باشد ؛ بذل آن واجب است .

(مسئله 2178) اگر بدعتی در دین واقع شود _ مثل منکراتی که برخی دولتها به اسم دین اسلام انجام می دهند _ اظهار حق و انکار باطل خصوصاً بر علمای اسلام واجب است ؛ و اگر سکوت علماء موجب هتک مقام علم و سوءظن به علمای اسلام
شود ، اظهار حق به هر شکل ممکن واجب است ؛ هر چند بدانند تأثیر نمی کند .

(مسئله 2179) اگر سکوت علمای اسلام موجب تقویت ظالم و تأیید او یا بدبینی مردم به علماء و متهم شدن آنان به سازش با دستگاه ظلم گردد ، اظهار حق و انکار باطل واجب است ؛ اگر چه بدانند جلوگیری از گناه و ظلم نمی شود .

(مسئله 2180) امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که در صورت احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبة پایین ، اقدام در حد مرتبة بالاتر جایز نیست ؛ و مراتب امر و نهی از این قرار است:
مرتبة اول: به گونه ای با گناهکار برخورد شود که احساس کند ارتکاب گناه سبب شده با وی این گونه برخورد می کنند ؛ مثل این که از او روی بگردانند یا با چهرة خشمگین با وی ملاقات کنند و یا با او رفت و آمد نکنند . و اگر در این مرتبه درجاتی باشد و احتمال تأثیر درجة ضعیف وجود داشته باشد ، به همان درجة ضعیف اکتفا کنند ؛ مثلاً اگر احتمال داده شود که با ترک تکلم و اعراض از او مقصود و ترک معصیت حاصل می شود ، به همان اکتفا شود و به درجة بالاتر عمل نکنند ؛ خصوصاً اگر طرف او شخصی باشد که این عمل موجب هتک او می شود .

(مسئله 2181) اگر علماء و روحانیون احتمال دهند که اعراض از دستگاه ستمگر موجب تخفیف ظلم و تغییر سیاست ظالمانة آنان می گردد ، واجب است از آنان اعراض کنند و به مسلمانان اعراض خود را بفهمانند .

(مسئله 2182) اگر ارتباط علمای اسلام به ستمگران موجب تقویت یا تبرئه و یا مشروعیت کار آنان نزد افراد بی اطلاع می شود یا موجب جرأت آنان یا هتک مقام علم و روحانیت می گردد ، ترک آن ارتباط واجب است ؛ ولی اگر ارتباط با آنان موجب تخفیف ظلم باشد ، باید آنچه اهمیت آن بیشتر است مراعات شود .
مرتبة دوم: امر به معروف و نهی از منکر را با زبان انجام دهد ؛ پس با احتمال تأثیر و وجود دیگر شرایط واجب است گناهکار را از انجام گناه نهی کند ، و به کسی که واجب را ترک کرده به انجام آن دستور دهد .

(مسئله 2183) اگر احتمال دهد پند و اندرز در گناهکار اثر می کند ، باید به آن اکتفا کند و از آن فراتر نرود ؛ ولی اگر موعظه مؤثر نباشد ، چنانچه احتمال دهد امر و نهی مؤثر است باید امر و نهی کند ؛ گرچه متوقف بر سختگیری و درشتی در گفتار باشد . ولی باید از دروغ و یا گناه کبیره دیگر بپرهیزد .
مرتبة سوم: استفاده از قدرت و زور ؛ پس اگر انسان بداند یا مطمئن شود شخص بدون اعمال قدرت و زور واجب را به جا نمی آورد یا منکر را رها نمی کند ، واجب است از قدرت و زور استفاده کند ؛ به شرط آن که از قدر لازم تجاوز ننماید .

(مسئله 2184) اگر جلوگیری از گناه متوقف بر گرفتن دست گناهکار یا خارج کردن وی از محل انجام گناه یا گرفتن ابزار گناه یا تصرف در آن باشد ، جایز
بلکه واجب است انجام شود ؛ ولی نابود کردن اموال محترم او جایز نیست و موجب ضمان است ؛ مگر آن که جلوگیری از گناه مهم به آن وابسته باشد که ظاهراً در این صورت ضامن نیست .

(مسئله 2185) برای جلوگیری از گناه ارتکاب گناه دیگر جایز نیست ؛ اما اگر گناه از مواردی باشد که مورد اهتمام شارع مقدس است و به هیچ وجه به آن راضی نیست _ مثل قتل نفس محترمه _ باید به هر شکل ممکن با رعایت درجاتی که گفته شد از آن جلوگیری شود . گرچه به کشته شدن مهاجم منتهی شود .

(مسئله 2186) اگر جلوگیری از معصیت بر کتک زدن و سخت گرفتن بر گناهکار متوقف باشد جایز است ؛ ولی باید زیاده روی نشود . و بهتر است در این صورت از مجتهد جامع الشرایط اجازه گرفته شود .