حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام غسلهای واجب بالذات ، مسّ میّت و بالعرض جنابت و ...

اشاره

احکام غسل

قال الله تبارک و تعالی: وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَی أَوْ عَلَی سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا .

(مسئله 426) «غسل» شستشوی تمام بدن است که انسان در شرایط و یا زمانهای خاص و با قصد و انگیزه تقرب به خدا انجام می دهد . غسل به «واجب و مستحب» تقسیم می شود که هر یک از آنها را می توان به صورت «ترتیبی» و یا «ارتماسی» به جا آورد ، هر چند در غسل میت احوط آن است که ترتیبی انجام شود .

غسل ترتیبی

(مسئله 427) «غسل ترتیبی» آن است که انسان نخست به نیت غسل ، سر و گردن و سپس بنا بر احتیاط واجب طرف راست و پس از آن طرف چپ بدن خود را بشوید . به هم زدن این ترتیب عمداً باشد یا از روی فراموشی و یا به واسطه ندانستن مسئله ، بنا بر احتیاط واجب موجب باطل شدن غسل خواهد بود .

(مسئله 428) در غسل ترتیبی باید نصف ناف و نصف عورت را با طرف راست بدن و نصف دیگر را با طرف چپ بشوید ، بلکه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود .

(مسئله 429) در غسل ترتیبی برای آنکه یقین پیدا شود که هر سه قسمت را کاملا غسل داده ، باید هر قسمتی را که می شوید مقداری از قسمتهای مجاور را هم با آن قسمت بشوید ، نیز احتیاط مستحب آن است که دوباره تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشوید .

(مسئله 430) اگر پس از غسل معلوم شود قسمتی از بدن را نشسته و نداند آن قسمت کجای بدن است ، باید دوباره غسل کند ، و اگر بداند مثلا از طرف چپ بوده ، چنانچه همان قسمت را به نیت غسل بشوید کافی است ، و اگر از طرف راست بوده ، باید پس از شستن آن قسمت دوباره طرف چپ را به نیت غسل بشوید ،
و اگر از سر و گردن باشد ، باید پس از شستن آن مقدار ، طرف راست و طرف چپ را هم به قصد غسل بشوید .

(مسئله 431) اگر پیش از تمام شدن غسل در شستن مقداری از طرف چپ شک کند شستن همان مقدار کافی است ، و اگر بعد از آن که مشغول شستن طرف راست شد در شستن سر و گردن یا مقداری از آن شک نماید ، می تواند به شک خود اعتنا نکند ، ولی بنا بر احتیاط آن را بشوید ، و اگر بعد از آنکه مشغول شستن طرف چپ شد در شستن طرف راست یا مقداری از آن شک نماید ، بنا بر احتیاط واجب آنچه را شک دارد بشوید و بعد از شستن آن دوباره آنچه را بعد از آن است بشوید .

(مسئله 432) در غسل شستن موهای بلند لازم نیست ، ولی حتما باید آب به پوست زیر آن برسد . موهای کوتاه را بشوید .

(مسئله 433) در غسل موالات شرط نیست ، بلکه جایز است که میان اجزای آن فاصله بیفتد اگر چه اعضای قبلی خشک شود .

(مسئله 434) در غسل لازم است سرتاسر بدن را آب فراگیرد ، ولو این که کمی به آن آب برسد و همانند روغن مالی باشد .

(مسئله 435) اگر بعد از غسل شک کند غسلی که انجام داده صحیح بوده است یا نه ، محکوم به صحت می باشد .

غسل ارتماسی

(مسئله 436) «غسل ارتماسی» آن است که انسان به نیت غسل به طوری در آب فرو رود که آب همه بدن او را فرا گیرد .

(مسئله 437) در غسل ارتماسی اگر به نیت غسل به تدریج در آب فرو رود غسل او صحیح است ، ولی احتیاط مستحب آن است که یک باره زیر آب رود . و اگر بدون قصد غسل داخل آب شود و پس از آن که تمام بدن را آب گرفت به قصد غسل ارتماسی بدن را حرکت دهد ، غسل صحیح است .

(مسئله 438) اگر بعد از غسل ارتماسی بفهمد به مقداری از بدن آب نرسیده چه جای آن را بداند یا نداند ، باید دوباره غسل کند .

(مسئله 439) اگر برای غسل ترتیبی وقت ندارد و برای ارتماسی وقت دارد ، باید غسل ارتماسی کند .

(مسئله 440) کسی که روزه واجب معین مانند روزه رمضان گرفته ، یا برای حج یا عمره احرام بسته ، نمی تواند غسل ارتماسی کند ، ولی اگر از روی فراموشی غسل ارتماسی کند صحیح است .

(مسئله 441) در غسل ارتماسی بنا بر احتیاط واجب باید تمام بدن پاک باشد ،
ولی در غسل ترتیبی پاک بودن تمام بدن لازم نیست ، اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمت را پیش از غسل دادن آب بکشد غسل صحیح است .

(مسئله 442) اگر هنگام غسل به اندازه سر مویی از بدن نشسته بماند غسل باطل است ولی شستن جاهایی که دیده نمی شوند و باطن محسوب می شوند مانند درون بینی و گوش واجب نیست .

(مسئله 443) اگر سوراخ جای گوشواره و مانند آن به قدری گشاد باشد که داخل آن دیده شود ، باید آن را شست ، ولی اگر دیده نشود شستن داخل آن لازم نیست .

(مسئله 444) جایی را که شک دارد از ظاهر بدن است یا از باطن آن ، بنا بر احتیاط واجب باید بشوید .

(مسئله 445) چیزی را که مانع رسیدن آب به بدن است باید برطرف کند ، و اگر پیش از آن که یقین کند برطرف شده غسل نماید ، غسل او باطل است ، همچنین اگر هنگام غسل شک کند چیزی که مانع رسیدن آب می باشد در بدن او هست یا نه ، باید بررسی کند تا مطمئن شود که مانعی نیست ، مگر اینکه احتمال ضعیف و غیر عقلایی باشد ، در این صورت اعتنا نکند .

(مسئله 446) شرایطی که برای صحیح بودن وضو گفته شد در غسل هم شرط است ، مانند پاک بودن و غصبی نبودن آب و محل وضو ، ولی در غسل از بالا به پایین شستن اعضاء و فاصله نشدن میان شستن اعضای غسل و موالات لازم نیست ، مثلا اگر صبح سر و گردن و پس از چند ساعت طرف راست و چند ساعت بعد طرف چپ را غسل دهد ، غسل او صحیح است ، به شرط آن که در این میان کاری که وضو را باطل می کند انجام ندهد و مبتلا به حدث اصغر و اکبر نشده باشد .

(مسئله 447) کسی که نمی تواند از بیرن آمدن ادرار و مدفوع خود جلوگیری کند اگر به اندازه ای که غسل کند و نماز بخواند ادرار و مدفوع از او خارج نمی شود ، بنا بر احتیاط واجب باید هر قسمت را فورا بعد از قسمت دیگر غسل دهد و بعد از غسل هم فورا نمازش را بخواند ، همچنین است حکم مستحاضه که بعدا گفته می شود .

(مسئله 448) اگر کسی شک کند غسل کرده یا نه ، باید غسل کند ؛ و اگر شک کند غسل بر او واجب شده یا نه ، لازم نیست غسل نماید ، و اگر مدتی پس از غسل کردن شک کند غسلش درست بوده یا نه ، لازم نیست دوباره غسل کند ، ولی اگر بعد از خواندن نماز در اصل غسل کردن شک کند ، با احتمال توجه در هنگام نماز ، نمازهایی که خوانده صحیح است و برای نمازهای بعدی باید غسل نماید .

(مسئله 449) اگر در بین غسل کاری که وضو را باطل می کند از او سر زند ، احتیاط واجب آن است که غسل را از سر گیرد و وضو هم بگیرد .

(مسئله 450) کسی که چند غسل بر او واجب است می تواند آنها را جدا جدا انجام دهد یا این که به نیت همه آنها یک غسل به جا آورد . همچنین است حکم غسل واجب و مستحب ، مثل غسل جنابت و جمعه .

(مسئله 451) اگر کسی غسل مسح میت یا غسل دیگری بر او واجب بوده و انجام نداده است ، در صورتی که پس از آن جنب شده و غسل جنابت کرده است غسل جنابت او از سایر غسلها کفایت می کند ، هر چند به آنها توجه نداشته است .

(مسئله 452) اگر وقت نماز واجب رسیده می توان به نیت واجب و یا به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خدای متعال غسل کرد ، ولی اگر بخواهند پیش از رسیدن وقت نماز غسل کنند بنا بر احتیاط به قصد پاک شدن از جنابت و یا به قصد قربت غسل نمایند ، هر چند به قصد نماز نیز صحیح است .

(مسئله 453) کسی که یقین کرده وقت نماز واجب رسیده اگر به نیت واجب غسل کند و بعد معلوم شود هنوز وقت نرسیده ، غسل او صحیح است .

(مسئله 454) هرگاه به خیال این که به اندازه غسل و نماز وقت دارد به قصد نماز اداء غسل کند و بعد از غسل بفهمد که به اندازه غسل وقت نداشته و نمازش قضا شده ، غسل او صحیح است .

(مسئله 455) کسی که قصد دارد پول حمامی را ندهد یا بدون این که بداند حمامی راضی است بخواهد نسیه بگذارد ، اگر چه بعد حمامی را راضی کند غسل او باطل است .

(مسئله 456) اگر حمامی راضی باشد که پول حمام نسیه بماند ، ولی کسی که غسل می کند قصدش این باشد که طلب او را ندهد ، یا از مال حرام بدهد غسل او اشکال دارد .

(مسئله 457) اگر بخواهد پول حرام یا پولی که خمس آن را نداده به حمامی بدهد ، غسل او باطل است .

(مسئله 458) اگر شک کند که غسل کرده یا نه ، باید غسل کند ، ولی اگر بعد از غسل شک کند که غسل او درست بوده یا نه ، لازم نیست دوباره غسل نماید .

غسلهای واجب اعم از وجوب نفسی و غیری

(مسئله 459) غسلهای واجب عبارتند از: «جنابت ، حیض ، استحاضه ، نفاس ، مس میت ، غسل میت و غسلی که بر اثر نذر یا عهد و یا سوگند» واجب می شود .

(مسئله 460) کسی که نماز خورشیدگرفتگی یا ماه گرفتگی را در حالی که همه قرص آن گرفته باشد عمدا ترک کند ، بنا بر احتیاط غسل کند و قضای نماز را به جا آورد .

غسل جنابت

(مسئله 461) هرگاه انسان جنب شود برای بیرون آمدن از حالت جنابت مستحب است غسل کند ، اما برای خواندن نمازهای واجب و مانند آن غسل جنابت واجب غیری می شود ، و برای نماز میت سجده شکر و سجده های واجب قرآن غسل جنابت لازم نیست و برای نمازهای مستحبی شرط صحت و درستی آنهاست .

(مسئله 462) عرق جنب از حرام نجس نیست ، پس کسی که از حرام جنب شده با آب ملایم و گرم می تواند غسل کند ، ولو عرق کند مانع از صحت غسل نمی باشد .

(مسئله 463) کسی که غسل جنابت کرده نباید برای نماز وضو بگیرد و می تواند با آن نماز بخواند ، ولی کافی بودن غسلهای دیگر از وضو محل اشکال است ، و بنا بر احتیاط واجب باید وضو هم بگیرد .

(مسئله 464) کسی که احتیاطا غسل جنابت کرده باید برای نماز وضو بگیرد .

احکام جنب

(مسئله 465) «جنابت» به دو چیز حاصل می شود:
اول _ نزدیکی به طوری که حدّاقل به اندازه ی ختنه گاه داخل شود ، در زن باشد یا مرد ، در جلو باشد یا در عقب ، بالغ باشد یا نابالغ ، هرچند در وطی در عقب اگر منی خارج نشود حکم از باب احتیاط است و باید به آنچه در «مسئله 472» گفته می شود عمل نماید .
دوم _ بیرون آمدن منی ، در بیداری یا در خواب ، کم یا زیاد ، از روی شهوت یا بدون آن از روی اختیار یا بدون آن ، زن باشد یا مرد ؛ هر چند جنب شدن زنها با خارج شدن منی کمتر از مردها است .
اما در صورتی که رطوبتی با شهوت مخصوص به حال انزال از زن خارج شود ، بنا بر احتیاط باید هم غسل کند و هم وضو بگیرد ، مگر این که به منی بودن آن یقین کند که در این صورت غسل به تنهایی کفایت می کند .

(مسئله 466) اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه ، غسل بر او واجب نیست .

(مسئله 467) اگر رطوبتی از انسان بیرون آید و نداند منی است یا ادرار و یا چیز دیگری غیر از اینها ، چنانچه با شهوت و جهش بیرون آمده یا فقط با شهوت خارج شده ولی پس از بیرون آمدن بدن سست شده حکم منی را دارد ، و اگر هیچ یک از نشانه ها یا بعضی از آنها را نداشته باشد حکم منی را ندارد ، و در بیمار همین که از روی شهوت بیرن آید حکم منی را خواهد داشت .

(مسئله 468) اگر زن یقین کند آبی که از آن بیرون آمده منی است ، باید غسل
کند و چنانچه شک در منی بودن آن دارد ، اگر با شهوت بیرون آمده باشد هرچند با جهش و سست شدن بدن همراه نبوده باید احتیاط کرده غسل کند و برای نماز نیز وضو بگیرد .

(مسئله 469) خروج منی مرد از زن موجب غسل نمی شود ، و اگر قبل از غسل یا بعد از آن رطوبتی خارج شود ، در صورتی که بداند منی است نجس می باشد ، و اگر مشکوک باشد محکوم به طهارت است ، در صورتی که استبراء کرده باشد .

(مسئله 470) اگر پس از بیرون آمدن منی و پیش از آن که ادرار کند غسل نماید و پس از غسل رطوبتی از او خارج شود که نداند منی است یا چیز دیگر ، حکم منی را دارد و بنا بر احتیاط واجب باید دوباره غسل کند و برای نماز هم وضو بگیرد .

(مسئله 471) اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید غسل جنابت واجب نمی شود .

(مسئله 472) اگر _ نعوذ بالله _ با حیوانی نزدیکی کرده و منی از او بیرون آید تنها غسل کافی است و اگر منی بیرون نیاید ، چنانچه پیش از نزدیکی وضو داشته باز هم غسل کافی است ، ولی اگر وضو نداشته احتیاط واجب آن است که غسل کند و وضو هم بگیرد . همچنین است اگر شک دارد وضو داشته یا نه و حالت سابقه را هم نمی داند .

(مسئله 473) اگر کسی غسل جنابت را فراموش کند یا در لباس خود منی ببیند و یقین کند منی از خود او است ، باید غسل کند و نمازهایی را که یقین دارد با حالت جنابت انجام داده قضا نماید ، و در هر دو صورت لازم نیست نمازهایی را که احتمال می دهد با حالت جنابت انجام داده قضا کند .

کارهایی که بر جنب حرام و یا مکروه است

(مسئله 474) حکم جنابت منحصراً با غسل برطرف می شود .

(مسئله475) نماز ، روزه و طواف واجب که مشروط به طهارت است از انسان جنب صحیح نمی باشد و همه چیزهایی که برای شخص بی وضو حرام است برای انسان جنب نیز حرام می باشد ، به علاوه برخی امور برای جنب حرام است و برای کسی که فقط وضو ندارد حرام نمی باشد .

(مسئله 476) پنج چیز بر جنب حرام است:
1_ رساندن جایی از بدن به خط قرآن ، و بنا بر احتیاط واجب به نام خدای متعال و نیز نام پیامبران و امامان و حضرت زهرا سلام الله علیها اگر موجب بی احترامی باشد .
2_ رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبی صلی الله علیه و آله گرچه به عنوان عبور باشد که از یک در داخل و بدون توقف از در دیگر خارج گردد .
3_ توقف در سایر مساجد ، و بنا بر احتیاط واجب در حرم امامان علیه السلام ، ولی اگر از یک در وارد و بدون توقف از در دیگر خارج شود ، یا برای برداشتن چیزی داخل شود و بدون توقف برگردد مانعی ندارد .
4_ گذاشتن چیزی در مسجد .
5_ خواندن آیه سجده ، بلکه بنا بر احتیاط واجب خواندن هر قسمت از سوره ای که سجده واجب دارد ، و سوره های سجده دارد عبارتند از «سوره سی و دوم (سجده)» ، «سوره چهل و یکم (فصّلت)» ، «سوره پنجاه و سوم ( نجم)» ، «سوره نود و ششم (علق)»

(مسئله 477) خواندن حتی یک حرف از آیاتی که سجده واجب دارد ، بلکه از آیات دیگر این چهار سوره نیز بنا بر احتیاط واجب بر جنب حرام می باشد .

(مسئله 478) نُه چیز بر جنب مکروه است:
1و2_ خوردن و آشامیدن ، ولی اگر وضو بگیرد مکروه نیست .
3_ خواندن بیش از هفت آیه از سوره هایی که سجده واجب ندارد .
4_ رساندن جایی از بدن به جلد ، حاشیه و میان خطهای قرآن .
5_ همراه داشتن قرآن .
6_ خوابیدن ، ولی اگر وضو بگیرد یا در نبود آب قربت الی الله تیمم کند ، مکروه نیست .
7_ حنا یا رنگ بستن به سر و صورت .
8 _ روغن مالیدن به بدن .
9_ نزدیکی کردن پس از آن که در خواب محتلم شده باشد .

غسلهای مستحب

(مسئله 479) غسلهای مستحبی بسیار فراوان است که از آن جمله است:
1_ غسل جمعه ؛ که از مستحبات مؤکده است و وقت آن از طلوع فجر تا ظهر شرعی روز جمعه می باشد . و اگر تا آن موقع انجام نداد می تواند تا غروب آن روز و یا در روز شنبه آن را قضا نماید .
2_ غسل روزهای عید فطر و قربان ؛ و وقت آنها از طلوع فجر تا غروب آفتاب آن دو روز می باشد .
3_ غسل روزهای ترویه و عرفه ؛ یعنی روز هشتم و نهم ذی حجه الحرام ، و وقت آن از طلوع فجر تا غروب آفتاب آن دو روز می باشد .
4_ غسل شب اول ماه مبارک رمضان و شب هفدهم و شبهای قدر ؛ یعنی شبهای 19، 21 و 23 که برترین آنها شب بیست سوم ، سپس شب بیست ویکم
می باشد .
5_ غسل ورود به شهرهای مکه و مدینه ؛ برای انجام حج ، عمره و زیارت .
6_ غسل ورود به حرم مکه ، کعبه معظمه ، حرم مدینه و مسجدالنبی صلی الله علیه و آله .
7_ غسل احرام و برای وقوف در عرفات (اندکی بعد از ظهر) ، و برای قربانی کردن ، سر تراشیدن و طواف خانه خدا به هنگام بازگشت از منا .
8 _ غسل مسح میّتی که غسل داده شده است .
9_ غسل قضای نماز آیات ، در مورد کسی که به هنگام خسوف کامل (ماه گرفتگی) کوتاهی نموده و اینک می خواهد قضای آن را به جا بیاورد .
10_ غسل توبه ، در مورد کسی که به ساز و آواز گوش داده است .
11_ غسل برای رفتن به سفر ، خصوصا سفر زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام .
12_ غسل برای خواست حاجت از خداوند متعال .
13_ غسل برای زیارت پیامبر یا برای زیارت امامان معصوم علیهم السلام از دور یا نزدیک .
14_ غسل کسی که جایی از بدن خود را به بدن میتی که غسلش داده شده باشد رسانده است .

(مسئله 480) غسلهای یاد شده که مشروعیت آنها ثابت است بنا بر غیر مشهور کسی که یکی از آنها را انجام دهد از وضو نیز کفایت می کند .

(مسئله481) غسلهای فراوانی در کتب فقهی ، ادعیه و زیارات نقل شده که مشروعیت آنها مورد تأمل است آنها را به رجاء مطلوبیت می توان انجام داد ، ولی آنها از وضو کفایت نمی کند .

(مسئله482) مشروعیت تیمم به جای غسلهای مستحبی ، جز در موارد خاصی ثابت نشده است و لذا جز برای رجاء مطلوبیت نمی توان آنها را انجام داد و از وضو نیز کفایت نمی کند .

غسل حیض

«حیض» خونی است که غالبا در هر ماه چند روزی از رحم زنان خارج می شود ؛ و زن را در زمان دیدن خون حیض «حائض» می گویند . این خون در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن سرخ یا سرخ مایل به سیاهی است و با فشار و کمی سوزش بیرون می آید .

(مسئله 483) زنان قرشیه (سیده) بعد از تمام شدن شصت سال ، و زنانی که
قرشیه نیستند پس از تمام شدن پنجاه سال یائسه می شوند ؛ یعنی دیگر خون حیض نمی بینند .

(مسئله 484) خونی که دختر پیش از تمام شدن نُه سال ، و زن پس از یائسه شدن می بیند خون حیض نیست ؛ هر چند صفات و نشانه های حیض را داشته باشد .

(مسئله 485) دختری که نمی داند نُه سال او تمام شده یا نه اگر خونی ببیند که نشانه های حیض را نداشته باشد حیض نیست ؛ و اگر نشانه های حیض را داشته باشد و اطمینان به حیض بودنش پیدا کند حیض است ، و معلوم می شود نه سال او تمام شده است ؛ بلکه با وجود نشانه های حیض بعید نیست این حکم جاری باشد ، هر چند اطمینان پیدا نکند.

(مسئله 486) زن حامله یا زنی که بچه شیر می دهد نیز ممکن است خون حیض ببیند؛ ولی اگر زن حامله در وقت عادت ماهانه خون نبیند و پس از گذشت بیست روز از آن خون ببیند ، بنا بر احتیاط بین وظیفه حائض و مستحاضه جمع نماید .

(مسئله 487) زنی که شک دارد یائسه شده یا نه ، چنانچه خونی ببیند و نداند حیض است یا خون دیگر ، باید بنا بگذارد که یائسه نشده است .

(مسئله 488) کمترین مدت حیض سه روز و بیشترین آن ده روز است ؛ و اگر اندکی کمتر از سه روز باشد ، چنانچه خون به کلی قطع شود حیض به حساب نمی آید ؛ و زن باید در این مورد وظایف مستحاضه عمل نماید . ولی اگر به طور کامل قطع نشده و در مجرای رحم بماند کافی است و حیض به حساب می آید ؛ و چنانچه در بین سه روز مختصری پاک شود و مدت پاک شدن به قدری باشد که بگویند خون استمرار دارد و قطع نشده ، باز هم حیض است .

(مسئله 489) مشهور این است که خون در سه روز اول حیض باید پشت سر هم باشد ولی اگر فرضاً در ضمن ده روز ، سه روز یا بیشتر خون ببیند و لیکن سه روز خون پشت سر هم نباشد ، بنا بر احتیاط واجب در روزهای خون کارهایی را که بر حائض حرام است ترک کند و کارهای مستحاضه را نیز انجام دهد و نماز و روزه را به جا آورد و قضای روزه ها را نیز بگیرد و در روزهای پاکی وسط ، کارهایی را که بر حائض حرام است ترک کند و کارهایی را که زن پاک انجام می دهد انجام دهد و قضای روزه ها را نیز بعدا بگیرد .

(مسئله 490) بعید نیست که مراد از سه روز در باب حیض سه شبانه روز باشد ؛ یعنی هفتاد و دو ساعت . ولی اگر سه شبانه روز پشت سر هم نباشد به احتیاطی که در مسئله ی قبل گفته شد عمل شود .

(مسئله 491) اگر سه روز پشت سر هم خون ببیند و پاک شود ، چنانچه دوباره خون ببیند و مجموع روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود ، همه آنها حتی روزهایی هم که در وسط پاک بوده حیض است .

(مسئله 492) زنی که کمتر از سه روز خون دیده و پاک شده سپس سه روز دیگر یا بیشتر خون دیده ، خون دوم حیض است ؛ و خون نخست گرچه در روزهای عادتش بوده و نشانه های حیض را داشته باشد حیض نیست ؛ مگر اینکه مدت دو خون و پاکی وسط ، ده روز یا کمتر باشد که در این صورت بنا بر احتیاط واجب در خون اول بین وظیفه حائض و مستحاضه جمع کند ، و در پاکی وسط نیز بین وظیفه حائض و زن پاک جمع نماید .

(مسئله 493) اگر خونی ببیند که از سه روز بیشتر و از ده روز کمتر باشد و نداند خون حیض است یا زخم و یا دمل ، چنانچه قبلا حیض بوده حیض ، و چنانچه پاک بوده پاک قرار دهد ؛ و اگر نمی داند پاک بوده یا حیض ، همه چیزهایی را که بر حائض حرام است ترک کند و همة عبادتهایی که زن غیر حائض انجام می دهد به جا آورد و قضای روزه ها را هم بگیرد .

(مسئله 494) اگر خونی ببیند و شک کند که خون حیض است یا استحاضه ، چنانچه شرایط و صفات حیض را داشته باشد باید حیض قرار دهد .

(مسئله 495) زنی که با استعمال دارو از عادت ماهانة خود جلوگیری کرده است ، چنانچه در ایام عادت یا غیر آن خونی ببیند و شک کند که حیض است یا نه ، در صورتی که صفات حیض را دارا نبوده و از سه روز کمتر باشد حیض نیست .

(مسئله 496) اگر خونی ببیند و نداند خون حیض است یا خون بکارت باید خود را وارسی کند ؛ به این ترتیب که مقداری پنبه داخل مجرا قرار داده و کمی صبر کند ، چنانچه اطراف آن به طور حلقه ای شکل خون آلود شود خون بکارت است ؛ ولی اگر خون به همه پنبه رسیده و در آن فرو رفته باشد حیض است .

احکام حائض

(مسئله 497) چند چیز بر حائض حرام است:
اول: عبادتهایی که مانند نماز باید با وضو یا غسل و یا تیمم به جا آورده شود ؛ ولی به جا آوردن عبادتهایی مانند نماز میت که وضو یا غسل و یا تیمم برای آنها لازم نیست مانعی ندارد .
دوم: تمام چیزهایی که بر جنب حرام است و در «مسئله 474» گذشت .
سوم: جماع در قُبُل (جلو) که بر مرد و زن حرام است ؛ گرچه به اندازه ختنه گاه باشد و منی هم بیرون نیاید ؛ بلکه احتیاط واجب آن است که کمتر از ختنه گاه هم داخل نشود . و دخول در دُبُر همسر (پشت) کراهت شدید دارد و احوط ترک است ؛ و اگر موجب اذیت زن باشد حرام است .

(مسئله 498) جماع در روزهایی که حیض زن قطعی نیست ، ولی باید شرعا بنا را بر خون حیض قرار دهد حرام است ؛ مثلاً زنی که بیشتر از ده روز خون می بیند و باید به دستوری که در «مسائل525 و 526» گفته خواهد شد روزهای عادت را طبق عادت خویشان خود حیض قرار دهد ، شوهرش نمی تواند در آن روزها با وی نزدیکی نماید .

(مسئله 499) اگر شمارة روزهای حیض زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در قُبُل (جلو) جماع کند ، مستحب است هجده نخود طلا کفاره به فقیر بدهد ؛ و اگر در قسمت دوم جماع کند نه نخود ؛ و اگر در قسمت سوم جماع کند چهار نخود و نیم بدهد ؛ و دادن کفاره مطابق با احتیاط است هر چند واجب نیست . و احتیاط آن است که کفاره را طلای سکه دار بدهد ؛ و اگر ممکن نباشد قیمت آن را هم می توان داد .

(مسئله 500) اگر کسی هم در قسمت اول و هم در قسمت دوم و هم در قسمت سوم حیض با زن خود جماع کند ، مستحب است هر سه کفاره را که روی هم سی و یک نخود و نیم طلا می شود بدهد .

(مسئله 501) اگر قیمت طلا در وقتی که جماع کرده با وقتی که می خواهد به فقیر بدهد فرق کرده باشد ، قیمت وقتی را که می خواهد به فقیر بدهد حساب کند .

(مسئله 502) کسی که نمی تواند کفاره بدهد استغفار کند ، و بهتر آن است که صدقه ای هم به فقیر بدهد ؛ و اگر نمی تواند صدقه بدهد استغفار کند و هر وقت
توانست بنا بر احتیاط مستحب کفاره بدهد .

(مسئله 503) طلاق دادن زن در حال حیض _ به طوری که تفصیل آن در احکام طلاق گفته می شود _ باطل است .

(مسئله 504) اگر زن بگوید در حال حیض هستم یا بگوید از حیض پاک شده ام ، چنانچه که متهم به دروغگویی نباشد باید پذیرفت ؛ و اگر مرد در حال جماع بفهمد زن حائض شده باید بلافاصله از حالت جماع خارج شود .

(مسئله 505) اگر زن در بین نماز حائض شود نماز او باطل می شود ؛ و اگر شک کند که حائض شده یا نه ، بنا بر احتیاط اگر ممکن است وارسی کند ، و اگر ممکن نیست نماز را ادامه دهد و نماز او صحیح است ؛ ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز حائض شده نمازی که خوانده است باطل است.

(مسئله 506) هنگامی که زن از خون حیض پاک شد ، واجب است برای نماز و عبادتهایی که نیاز به وضو یا غسل و یا تیمم دارد غسل نماید ؛ و برای نماز بنا بر احتیاط واجب وضو نیز بگیرد ؛ و بنا بر احتیاط وضو را پیش از غسل انجام دهد ؛ و اگر پیش از غسل انجام نداد بعد از آن انجام دهد .

(مسئله 507) بعد از آن که زن از خون حیض پاک شد اگر چه غسل نکرده باشد طلاق او صحیح است ، و شوهرش هم می تواند با او جماع نماید ؛ ولی احتیاط مستحب آن است که پیش از غسل از جماع با او خودداری نماید . و کارهای دیگری که در وقت حیض بر او حرام بوده مانند توقف در مسجد و مسح خط قرآن ، تا غسل نکند بر او حلال نمی شود .

(مسئله 508) اگر حائض برای غسل و وضو آب کافی نداشته باشد و آب به اندازه ای باشد که بتواند یا غسل کند یا وضو بگیرد ، بنا بر احتیاط واجب باید غسل کند و بدل از وضو تیمم نماید ؛ و اگر فقط برای وضو کافی باشد وضو بگیرد و عوض غسل تیمم نماید ؛ و اگر آب موجود برای هیچ یک کفایت نکند بنا بر احتیاط واجب دو تیمم کند: یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو .

(مسئله 509) نمازهای یومیه ای که زن در ایام حیض نخوانده قضا ندارد ؛ ولی روزه های واجب را باید قضا نماید ؛ و بنا بر احتیاط قضای نماز آیات را نیز به جا آورد .

(مسئله 510) هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض می شود ، باید فورا نماز را بخواند .

(مسئله 511) هرگاه وقت نماز فرا رسد و زن نماز را تأخیر بیندازد و از اول وقت به اندازة انجام واجبات یک نماز بگذرد و بعد حائض شود قضای آن نماز بر او واجب است ؛ ولی در تند خواندن و کند خواندن و چیزهای دیگر باید ملاحظه حال خود را بکند . مثلا زنی که مسافر نیست اگر در اول ظهر نماز نخواند ، قضای آن
در صورتی واجب می شود که به مقدار خواندن چهار رکعت نماز با وضو به دستوری که گفته شد از اول ظهر بگذرد و حائض شود ؛ و برای کسی که مسافر است گذشتن وقت به مقدار خواندن دو رکعت نماز با وضو کافی است .

(مسئله 512) اگر زن زمانی از حیض پاک شود که به اندازة غسل و وضو و خواندن یک رکعت نماز یا بیشتر از یک رکعت وقت داشته باشد ، نماز آن وقت بر او واجب است و اگر نخواند باید قضای آن را به جا آورد . و چنانچه به این اندازه مجال ندارد نماز آن وقت بر او واجب نیست ؛ هر چند اگر تیمم کند به نماز برسد . ولی اگر گذشته از تنگی وقت تکلیفش تیمم است _ مثل آنکه آب برایش ضرر دارد _ باید تیمم کند و آن نماز را بخواند .

(مسئله 513) اگر حائض بعد از پاک شدن شک کند که به اندازة تهیه مقدمات نماز و خواندن یک رکعت وقت دارد یا نه ، باید نمازش را بخواند ؛ و اگر به خیال این که وقت ندارد نماز نخواند و بعد بفهمد وقت داشته ، باید قضای آن نماز را به جا آورد .

(مسئله 514) اگر حائض جنب باشد و هنگامی که پاک می شود غسل جنابت را انجام دهد ، لازم نیست برای حیض نیز جداگانه غسل نماید ؛ هر چند خوب است در غسل خود هر دو را نیت کند . ولی کافی بودن این غسل از وضو خالی از اشکال نیست ؛ پس برای انجام عباداتی که طهارت در آنها شرط است _ مانند نماز _ احتیاطا وضو نیز بگیرد ؛ و بنا بر احتیاط وضو را پیش از غسل انجام دهد .

(مسئله 515) مستحب است حائض در وقت نمازهای واجب خود را از خون پاک نماید و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگیرد _ و اگر نمی تواند وضو بگیرد به امید ثواب تیمم نماید _ و به اندازة وقت نماز خواندن رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر و دعا و صلوات شود .

(مسئله 516) خواندن و همراه داشتن قرآن و رساندن جایی از بدن به حاشیه و بین خطهای قرآن ، و نیز خضاب کردن به حنا و مانند آن برای حائض مکروه است .

اقسام زنان حائض

اشاره

(مسئله 517) زنان حائض شش دسته اند:
اول _ صاحب عادت وقتیه و عددیه: و او زنی است که دو ماه پیاپی در وقت معین مثلا اول ماه خون حیض ببیند و شماره روزهای حیض او هم در هر دو ماه به یک اندازه باشد .
دوم _ صاحب عادت وقتیه: و او زنی است که دو ماه پیاپی در وقت معین مثلا اول ماه خون ببیند ، ولی شماره روزهای آن یکسان نباشد .
سوم _ صاحب عادت عددیه: و او زنی است که شماره روزهای حیض او در دو ماه پشت سرهم به یک اندازه باشد ، ولی وقت دیدن آن دو خون یکی نباشد .
چهارم _ مضطربه: و او زنی است که چند ماه خون دیده ولی عادت معین پیدا نکرده و یا از آغاز عادت معینی داشته ولی عادت او به هم خورده و عادت تازه ای پیدا نکرده است .
پنجم _ مبتدئه: و او زنی است که مرتبه نخست خون دیدن اوست .
ششم _ ناسیه: و او زنی است که عادت خود را فراموش کرده است .
هر یک از این شش دسته احکامی دارند که در مسائل آینده خواهد آمد .

اول: صاحب عادت وقتیه و عددیه

(مسئله 518) زنانی که «صاحب عادت وقتیه و عددیه اند» سه گروهند:
1_ زنی که دو ماه پشت سر هم در وقت معین خون حیض ببیند و در وقت معین هم پاک شود ؛ مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببیند و روز هفتم پاک شود ؛ که عادت حیض او از روز اول ماه تا هفتم است .
2_ زنی که از خون پاک نمی شود ، ولی چند ماه پیاپی در چند روز معین خون او دارای نشانه حیض باشد ؛ که عادت وی در همان روزهای معین است .
3_ زنی که دو ماه پیاپی در وقت معین خون ببیند و پس از حداقل سه روز خون به مدت یک روز یا بیشتر پاک شود و بار دیگر خون ببیند ، به طوری که مجموع روزهایی که خون دیده و پاک بوده از ده روز بیشتر نباشد و در هر دو ماه همة روزهایی که خون دیده و پاک بوده روی هم به یک اندازه باشد ؛ که عادت او به اندازة تمام روزهایی است که خون دیده و در وسط پاک بوده است . و لازم نیست روزهایی که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد .

(مسئله 519) زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر در وقت عادت یا یکی دو روز جلوتر خون ببیند به طوری که بگویند حیضش جلو افتاده ، گرچه آن خون نشانه های حیض را نداشته باشد باید به احکامی که برای حائض گفته شد عمل کند ؛ و چنانچه بعد بفهمد حیض نبوده _ مثلا کمتر از سه روز باشد _ باید عبادتهایی را که به جا نیاورده قضا نماید .

(مسئله 520) زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر در وقت عادت یا یکی دو روز پیش از آن خون نبیند و در غیر آن وقت به شمارة روزهای حیضش خون ببیند ، پس اگر خون به صفات حیض باشد باید همان را حیض قرار دهد ، چه پیش از وقت عادت دیده باشد یا بعد از آن ؛ و اگر به صفات حیض نباشد به احتیاط عمل کند ؛ یعنی به وظیفه مستحاضه عمل کرده و از چیزهایی که بر حائض حرام است اجتناب نماید .

(مسئله 521) زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر چند روز پیش از عادت و همة روزهای عادت و چند روز هم پس از عادت خود خون ببیند و روی هم از ده روز بیشتر نشود ، پس اگر همه خون به صفات حیض باشد همه این مدت حیض است ؛ و اگر به صفات حیض نباشد به مقدار عادت و پیش از عادت حیض است ، و نسبت به بعد از آن احتیاط کند ؛ و چنانچه خون از ده روز بیشتر شود تنها خونی که در روزهای عادت خود دیده حیض است ، و خونی که پیش و پس از ایام عادت خود دیده استحاضه می باشد و باید عبادتهایی را که در روزهای پیش از عادت و پس از عادت به جا نیاورده قضا نماید .

(مسئله 522) زنی که عادت وقتیه و عددیه دارد اگر در عادت و چند روز بعد از عادت خون ببیند و بیشتر از ده روز باشد ، خونی که در روزهای عادت دیده گرچه نشانه های حیض را نداشته باشد حیض است ؛ و خونی که پس از روزهای عادت دیده گرچه نشانه های حیض را داشته باشد استحاضه است .

دوم: صاحب عادت وقتیه

(مسئله 523) زنانی که «عادت وقتیه» دارند سه گروهند:
1_ زنی که دو ماه پیاپی در وقت معین خون حیض دیده و پس از چند روز پاک شده ، ولی شماره های آن در دو ماه به یک اندازه نبوده است ؛ مثلا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببیند ، ولی در ماه اول روز هفتم و در ماه دوم روز هشتم از خون پاک شود ؛ که این زن باید روز اول ماه را عادت حیض خود قرار دهد .
2_ زنی که از خون پاک نمی شود ، ولی چند ماه پیاپی در وقت معین خون او نشانه حیض دارد و بقیه خونهای او نشانه استحاضه دارد ، و شماره روزهایی که خون او نشانه حیض دارد در هر چند ماه به یک اندازه نیست ؛ مثلاً در ماه اول از اول ماه تا هفتم ، و در ماه دوم از اول ماه تا هشتم ، و در ماه سوم از اول ماه تا نهم خون او نشانه های حیض و بقیه نشانه های استحاضه را داشته باشد ؛ که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد .
3_ زنی که دو ماه پیاپی در زمان معین سه روز یا بیشتر خون می بیند و پس از پاک شدن بار دیگر خون می بیند به طوری که مجموع روزهایی که خون دیده و پاک بوده از ده روز بیشتر نمی شود ، ولی ماه دوم کمتر یا بیشتر از ماه اول باشد ؛ مثلا در ماه اول هشت روز و در ماه دوم نه روز باشد ، که این زن هم باید روز اول ماه را روز اول عادت حیض خود قرار دهد .

(مسئله 524) زنی که عادت وقتیه دارد اگر در وقت عادت خود یا دو روز پیش از عادت خون ببیند به طوری که بگویند حیضش جلو افتاده ، گرچه آن خون نشانه های حیض را نداشته باشد باید به احکامی که برای حائض گفته شد عمل نماید و اگر بعد بفهمد حیض نبوده _ مثلا آن که کمتر از سه روز باشد _ باید عبادتهایی را
که به جا نیاورده قضا نماید .

(مسئله 525) زنی که عادت وقتیه دارد اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و نتواند مقدار حیض خود را از راه نشانه های خون تشخیص دهد ، باید شماره عادت خویشان پدری یا مادری خود را _ خواه مرده باشند یا زنده _ برای خود حیض قرار دهد ، به شرط آن که عادت همة آنها یکسان باشد ؛ مگر آن که کسانی که عادتشان با دیگران فرق دارد به قدری کم باشند که در مقابل آنان هیچ حساب شوند که در این صورت باید عادت بیشتر آنان را حیض خود قرار دهد .

(مسئله 526) زنی که عادت وقتیه دارد و بیشتر از ده روز خون می بیند و شماره عادت خویشان خود را حیض قرار می دهد ، باید روزی را که در هر ماه اول عادت او بوده اول حیض خود قرار دهد ؛ مثلا زنی که هر ماه روز اول ماه خون می دیده ، ولی گاهی روز هفتم و گاهی روز هشتم پاک می شده ، چنانچه یک ماه بیش از ده روز خون ببیند و عادت خویشان او هفت روز باشد ، باید هفت روز اول ماه را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .

(مسئله 527) زنی که عادت وقتیه دارد و بیشتر از ده روز خون می بیند ، چنانچه خویشاوند ندارد یا شمارة عادت آنان یکسان نیست ، باید بنا بر احتیاط در هر ماهی که خون می بیند تا هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .

سوم: صاحب عادت عددیه

(مسئله 528) زنانی که «عادت عددیه» دارند سه دسته اند:
1_ زنی که شماره روزهای حیض او در دو ماه پیاپی یکسان باشد ولی وقت خون دیدن او در دو ماه یکی نباشد ، که در این صورت هر چند روزی که خون دیده عادت او می شود ؛ مثلا اگر ماه اول از روز اول تا پنجم ، و ماه دوم از یازدهم تا پانزدهم خون ببیند عادت او پنج روز می شود .
2_ زنی که از خون پاک نمی شود ولی چند ماه پشت سر هم چند روز از خونی که می بیند نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را دارد ، و شماره روزهایی که خون نشانه حیض دارد در هر چند ماه به یک اندازه است ولی وقت آن یکی نیست ؛ که در این صورت هر چند روزی که خون او نشانه حیض دارد عادت او می شود . مثلا اگر یک ماه از اول ماه تا پنجم ، و ماه بعد از یازدهم تا پانزدهم ، و ماه سوم از بیست و یکم تا بیست و پنجم خون او نشانه حیض و بقیه نشانه استحاضه را داشته باشد ، شماره روزهای عادت او پنج روز می شود.
3_ زنی که دو ماه پشت سر هم سه روز یا بیشتر خون ببیند و یک روز یا بیشتر پاک شود و بار دیگر خون ببیند و وقت دیدن خون در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد ولی به گونه ای باشد که مجموع روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز بیشتر نشود و شماره روزهای آن در هر دو ماه به یک
اندازه باشد ؛ که در این صورت تمام روزهایی که خون دیده با روزهای وسط که پاک بوده عادت حیض او می شود ؛ و لازم نیست روزهایی که در وسط پاک بوده در هر دو ماه به یک اندازه باشد . مثلا اگر ماه اول از روز اول ماه تا سوم خون ببیند و دو روز پاک شود و دوباره سه روز خون ببیند ، و ماه دوم از یازدهم تا سیزدهم خون ببیند و دو روز یا بیشتر یا کمتر پاک شود و دوباره خون ببیند و روی هم از هشت روز بیشتر نشود ، عادت او هشت روز می شود .

(مسئله 529) زنانی که عادت عددیه دارند و سه روز یا بیشتر خون می بینند سه دسته اند:
دسته اول: زنانی که خون آنها در تمام مدت نشانه خون حیض ندارد ؛ این افراد بنا بر احتیاط به وظیفه مستحاضه عمل نموده و کارهایی را که بر حائض حرام است ترک کنند و روزه ها را نیز قضا نمایند .
دسته دوم: زنانی که خون آنها در تمام مدت نشانه خون حیض دارد ؛ و اینها دو گروهند:
1_ افرادی که مدت خون دیدن آنها به اندازة عادت و یا بیشتر بوده و از ده روز بیشتر نیست ؛ که باید همه مدت را حیض بدانند .
2_ افرادی که خون دیدن آنها از ده روز بیشتر است ؛ این گروه بنا بر احتیاط باید از نخستین روزی که خون دیده اند به شماره روزهای عادت خود حیض و بقیه را استحاضه قرار دهند .
دسته سوم: زنانی که چند روز از تمام مدت نشانه حیض و چند روز دیگر علامت استحاضه دارند ؛ و این گروه دارای سه حالتند:
1_ اگر روزهایی که خون آنها نشانه حیض دارد با عادت آنها یکسان است ، باید همان روزها را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهند .
2_ اگر روزهایی که خون آنها نشانه حیض دارد از روزهای عادت آنها بیشتر است ، باید به شماره عادت خود حیض و بقیه را استحاضه قرار دهند .
3_ اگر روزهایی که خون آنها علامت حیض دارد در عین حالی که از سه روز کمتر نیست از روزهای عادتشان کمتر باشد ، باید چند روز از روزهایی که نشانه حیض ندارد به روزهایی که نشانه حیض دارد بیفزایند تا روی هم رفته به شماره روزهای عادت برسد ، آنگاه این مجموع را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهند .

چهارم: مضطربه

«مضطربه» به زنی گفته می شود که چند ماه خون دیده و هنوز عادت معینی پیدا نکرده است ؛ یا از پیش عادت معینی داشته و اینک به هم خورده و هنوز عادت معین دیگری پیدا نکرده است .

(مسئله 530) خونی که زنان مضطربه می بینند دارای چند حالت است:
1_ اگر بیشتر از سه و کمتر از ده روز خون دیده باشند و همه آنها نشانه حیض داشته باشد ، باید همه را حیض قرار دهند ؛ و اگر نشانه حیض نداشته باشد به احتیاط عمل کنند .
2_ اگر بیشتر از ده روز خون دیده باشند و نشانه های حیض را نداشته و همه خونها یک جور باشد ، باید به اندازة عادت خویشان خود احتیاط کنند _ یعنی کارهایی را که بر حائض حرام است انجام ندهند و به وظیفه مستحاضه عمل نمایند _ و بقیه را استحاضه قرار دهند .
3_ اگر بیشتر از ده روز خون دیده و دارای نشانه های حیض باشد ، باید شماره عادت خویشان خود را به طوری که در عادت وقتیه «مسائل 525 تا 527» گفته شده حیض و بقیه را استحاضه قرار دهند ؛ و در این مورد احتیاط مستحب آن است که:
الف: اگر عادت خویشان او هفت روز باشد ، هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .
ب: اگر عادت خویشان او کمتر از هفت روز باشد همان مدت را حیض قرار دهد ، و در تفاوت کمتر از هفت روز تا هفت روز را احتیاط نماید ؛ یعنی کارهایی را که بر حائض حرام است انجام ندهد و به وظیفه مستحاضه عمل نماید .
ج: اگر عادت خویشاوندان او بیش از هفت روز _ مثلا نه روز _ باشد ، همان هفت روز را حیض قرار داده ، و در تفاوت بین هفت روز و عادت آنان _ که دو روز است _ احتیاط کند .
4_ اگر از خونی که بیش از ده روز دیده اند چند روز نشانه حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه داشته باشد ، سه حالت دارد:
حالت اول: اگر خونی که نشانه حیض داشته کمتر از سه و بیشتر از ده روز نباشد ، همة آن حیض است .
حالت دوم: اگر خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز بوده ، بنا بر احتیاط واجب به اندازة روزهای عادت خویشاوندان احتیاط کند و بقیه را استحاضه قرار دهد .
حالت سوم: اگر پیش از گذاشتن ده روز از قطع خونی که نشانه حیض داشته و از سه روز بیشتر است بار دیگر خونی که نشانه حیض دارد ببیند _ مثل اینکه پنج روز خون حیض و نه روز خون استحاضه و دوباره پنج روز خون حیض ببیند _ بنا بر احتیاط واجب در هر دو خون کارهایی که بر حائض حرام است ترک و به وظایف مستحاضه عمل نماید .

پنجم: مبتدئه

«مبتدئه» به زنی گفته می شود که برای نخستین بار خون می بیند .

(مسئله 531) برای مبتدئه چند حالت وجود دارد:
حالت اول: اگر خونی که دیده کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد و همة آن نشانة حیض داشته باشد ، باید همه را حیض قرار دهد ؛ و اگر نشانه حیض نداشته باشد به احتیاط عمل کند .
حالت دوم: اگر خونی که دیده بیشتر از ده روز باشد و همة آن یک جور بوده و صفات حیض را دارد ، باید به گونه ای که در عادت وقتیه «مسائل 525 تا 527» گفته شد عادت خویشان خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .
حالت سوم: اگر بیش از ده روز خونی ببیند که چند روز آن نشانة حیض و چند روز دیگر نشانه استحاضه داشته باشد ، یکی از سه صورت را دارد:
1_ اگر مقدار خونی که نشانه حیض دارد کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نباشد ، همه آن را حیض قرار دهد .
2_ اگر خونی که نشانه حیض دارد بیشتر از ده روز باشد ، باید از نخستین روزی که خون او نشانه حیض دارد حیض قرار دهد و در شماره آن از خویشاوندان خود پیروی نماید و بقیه را استحاضه به شمار آورد ؛ و چنانچه خویشاوندان او عادت مستقری ندارند بنا بر احتیاط باید هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .
3_ اگر خونی که نشانه حیض دارد از سه روز کمتر باشد ، بنا بر احتیاط در مقدار عادت خویشان خود احتیاط کند و بقیه را استحاضه قرار دهد .
حالت چهارم: اگر پیش از گذشتن ده روز از قطع خونی که نشانه حیض داشته بار دیگر خونی ببیند که آن هم نشانه حیض دارد _ مثل آنکه پنج روز خون سیاه و نه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سیاه ببیند _ بنا بر احتیاط واجب در هر دو خون از کارهایی که بر حائض حرام است اجتناب نموده و به وظایف مستحاضه عمل نماید .

ششم: ناسیه

مقصود از «ناسیه» زنی است که عادت خود را به طور کلی _ هم وقت و هم عدد آن را _ فراموش کرده باشد .

(مسئله 532) برای ناسیه چند حالت وجود دارد:
حالت اول: اگر خونی که دیده از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد و همه آن نشانه حیض داشته باشد ، باید همه را حیض قرار دهد ؛ و اگر نشانه حیض نداشته باشد به احتیاط عمل کند .
حالت دوم: اگر از ده روز بیشتر بوده و همه آن نشانه حیض نداشته باشد ، باید روزهایی را که نشانه حیض دارد به شرط آنکه از سه روز کمتر و از ده روز
بیشتر نباشد حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد .
حالت سوم: اگر خونی که دیده بیشتر از ده روز باشد و نتواند حیض را به واسطه نشانه های آن تشخیص دهد ، پس اگر همه خون به صفات حیض باشد بنا بر احتیاط واجب باید هفت روز نخست را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد ؛ مگر اینکه یقین داشته باشد که مقدار عادت او اجمالاً کمتر و یا بیشتر از هفت روز بوده ، که در این دو صورت بنا بر احتیاط واجب باید در مقدار تفاوت احتیاط کند ؛ یعنی کارهایی را که بر حائض حرام است ترک کند و به وظایف مستحاضه عمل نماید .
حالت چهارم: اگر بیشتر از ده روز خون ببیند و خون او اصلاً نشانه حیض را نداشته باشد ، باید در هفت روز نخست احتیاط کند و بقیه را استحاضه قرار دهد .

مسائل متفرقه حیض

(مسئله 533) زنان «مضطربه» ، «مبتدئه» ، «ناسیه» و «صاحب عادت عددیه» اگر خونی ببیند که نشانه های حیض را داشته باشد ، باید از اول عبادت را ترک کنند ، و چنانچه بعد بفهمند حیض نبوده _ مثل اینکه از سه روز کمتر باشد _ باید عبادتهایی را که به جا نیاورده اند قضا نمایند . و اگر نشانه های حیض را نداشته باشد ، بنا بر احتیاط واجب کارهای استحاضه را به جا آورند و کارهایی را که بر حائض حرام است ترک نمایند .

(مسئله 534) زنی که در حیض عادت دارد _ چه در وقت حیض عادت داشته باشد چه در عدد حیض یا هم در وقت و هم در عدد آن _ اگر دو ماه پشت سر هم خلاف عادت خود خونی ببیند که وقت آن یا شماره روزهای آن یا هم وقت و هم شماره روزهای آن یکی باشد ، عادتش به آنچه در این دو ماه دیده است برمی گردد .

(مسئله 535) مقصود از یک ماه ابتدای خون دیدن است تا سی روز ، نه از روز اول ماه تا آخر ماه .

(مسئله 536) زنی که معمولا ماهی یک مرتبه خون می بیند اگر در یک ماه دو مرتبه خون ببیند و آن خونها نشانه های حیض را داشته باشد ، چنانچه روزهایی که در وسط پاک بوده از ده روز کمتر نباشد ، باید هر دو را خون حیض قرار دهد .

(مسئله 537) اگر سه روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانه حیض دارد سپس ده روز یا بیشتر خونی ببیند که نشانة استحاضه دارد و دوباره سه روز یا بیشتر خونی به نشانه های حیض ببیند ، باید خون اول و خون آخر را که نشانه های حیض داشته حیض ، و خون وسط را استحاضه قرار دهد .

(مسئله 538) اگر زن پیش از ده روز پاک شود و بداند که در باطن خون نیست ، باید برای عبادتهای خود غسل کند ؛ اگرچه گمان داشته باشد که پیش از تمام شدن ده روز دوباره خون می بیند ؛ ولی اگر یقین یا اطمینان داشته باشد که پیش از تمام
شدن ده روز دوباره خون می بیند ، نباید غسل کند و نمی تواند نماز بخواند و باید به احکام حائض عمل نماید.

(مسئله 539) اگر زن پیش از ده روز پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون هست ، باید با مقداری پنبه خود را امتحان کند . پس اگر پاک بود غسل کرده و عبادتهای خود را به جا آورد و اگر پاک نبوده و خون به صفات حیض باشد به ترتیب زیر عمل نماید:
الف: اگر در عدد حیض عادت ندارد یا عادت او ده روز است ، بایدصبر کند تا اگر پیش از ده روز یا سر ده روز پاک شد غسل کند ؛ و اگر از ده روز گذشت سر ده روز غسل نماید .
ب: اگر در حیض عادت ندارد ، مقدار حیض او بر طبق دستوراتی که برای «مبتدئه» و «مضطربه» و «ناسیه» گفته شد معین می شود .
ج: اگر عادت دارد و عادت او کمتر از ده روز است ، چنانچه بداند پیش از تمام شدن ده روز یا سر ده روز پاک می شود نباید غسل کند ؛ و اگر احتمال می دهد خون او از ده روز می گذرد احتیاط واجب آن است که تا دو روز عبادت را ترک کند و بعد از دو روز تا روز دهم کارهای استحاضه را به جا آورد و کارهایی را که بر حائض حرام است ترک نماید ؛ پس اگر پیش از تمام شدن ده روز یا سر ده روز از خون پاک شد تمامش حیض است ؛ و اگر از ده روز گذشت باید عادت خود را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد ، و عبادتهایی را که بعد از روزهای عادت به جا نیاورده قضا نماید .

(مسئله 540) اگر چند روز را حیض قرار دهد و عبادت نکند و بعد بفهمد حیض نبوده است ، باید نماز و روزه ای را که در آن روزها به جا نیاورده قضا نماید ؛ و اگر چند روز را به گمان اینکه حیض نیست عبادت کند و بعد بفهمد حیض بوده ، چنانچه آن روزها را روزه گرفته باید قضا نماید .

غسل استحاضه

یکی از خونهایی که از زن خارج می شود «خون استحاضه» است و زن را در موقع دیدن این خون «مستحاضه» می گویند . خون استحاضه در بیشتر اوقات زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بیرون می آید و غلیظ نیست ؛ ولی ممکن است گاهی سیاه یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش بیرون آید .

(مسئله 541) خون استحاضه بر سه قسم است:
1_ قلیله: و نشانه اش این است که خون هنگام بیرون آمدن به درون پنبه ای که زنان به خود می گیرند نفوذ نکند و تنها روی پنبه آلوده شود .
2_ متوسطه: و نشانه اش این است که خون به درون پنبه راه یافته ولی از طرف دیگر آن بیرون نیاید و به دستمال یا چیز دیگری که معمولا زنها برای جلوگیری از خون می بندند نرسد .
3_ کثیره: و نشانه اش این است که خون به درون پنبه راه یافته و از سوی دیگر آن خارج و به دستمال روی آن برسد .

(مسئله 542) اگر زن بداند خونی که از او خارج می شود خون زخم نیست و شرعا حکم حیض و نفاس را هم ندارد ، باید به دستور استحاضه عمل کند ؛ بلکه اگر شک داشته باشد که خون استحاضه است یا خونهای دیگر ، چنانچه نشانه خون های دیگر را نداشته باشد بنا بر احتیاط واجب باید کارهای استحاضه را انجام دهد .

احکام مستحاضه

(مسئله 543) وظیفه مستحاضه در حالتهای سه گانه به این شرح است :
الف: در استحاضه قلیله باید برای هر نماز یک وضو بگیرد و بنا بر احتیاط واجب پنبه را عوض کرده یا آب بکشد و ظاهر مخرج خون را هم _ اگر آلوده شده _ تطهیر نماید .
ب: در استحاضه متوسطه باید برای نماز صبح غسل کند و تا صبح روز بعد برای نماز _ هر چند نافله باشد _ یک وضو بگیرد و بنا بر احتیاط وضوی نماز صبح را پیش از غسل انجام دهد و دستمال یا پنبه را نیز عوض کرده و یا آب بکشد و ظاهر مخرج خون را تطهیر نماید .
ج: در استحاضه کثیره باید یک غسل برای نماز صبح و یک غسل برای نماز ظهر و عصر و یک غسل دیگر نیز برای نماز مغرب و عشا بنماید ، و بنا بر احتیاط واجب برای هر نماز _ هر چند نافله باشد _ یک وضو بگیرد و وضو را پیش از غسل انجام دهد ؛ با این شرط که اولاً: میان نماز ظهر و عصر نیز میان نماز مغرب و عشاء جدایی نیندازد ؛ وگرنه باید برای هر یک از نمازهای عصر یا عشاء نیز یک غسل انجام دهد . و ثانیا: بنا بر احتیاط واجب برای هر نماز دستمال یا پنبه را
عوض کند و مخرج خون را تطهیر نماید .

(مسئله 544) در استحاضه متوسطه که باید برای نماز صبح غسل کند چنانچه عمدا یا از روی فراموشی برای نماز صبح غسل نکند ، باید برای نماز ظهر و عصر غسل نماید ؛ و اگر برای نماز ظهر و عصر غسل نکند ، باید پیش از نماز مغرب و عشاء غسل نماید ، چه آن خون بیاید یا قطع شده باشد ، و نمازی را که بدون غسل خوانده باید قضا نماید .

(مسئله545) مستحاضة متوسطه یا کثیره که وظیفه اش غسل کردن است چنانچه انجام غسل برای او مشقتی داشته باشد که معمولا قابل تحمل نیست یا به واسطه غسل کردن احتمال ضرر یا بیماری بدهد ، باید به جای هر غسل یک تیمم نماید ؛ و چنانچه به گونه ای باشد که مثلا اگر برای نماز صبح غسل کند برای او ضرری ندارد ولی غسل برای نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء موجب حرج و ضرر می شود ، باید غسل برای نماز صبح را انجام داده و برای نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء به ترتیبی که گفته شد تیمم نماید .

(مسئله 546) اگر مستحاضه یکی از کارهایی که بر او واجب می باشد حتی عوض کردن پنبه را ترک کند ، بنا بر احتیاط نمازش باطل است .

(مسئله 547) اگر زن نداند استحاضه او از کدام قسم است ، باید هنگام نماز با قرار دادن مقداری پنبه وضع خود را بررسی کرده و آن گاه به تکلیف خود عمل نماید ؛ ولی اگر بداند تا وقتی که می خواهد نماز بخواند استحاضه او تغییر نمی کند ، پیش از داخل شدن وقت هم می تواند خود را وارسی کند .

(مسئله 548) مستحاضه اگر پیش از آن که خود را بررسی کند مشغول نماز شود ، چنانچه قصد قربت داشته و به وظیفه خود عمل کرده باشد _ مثلا استحاضه اش قلیله بوده و به وظیفه قلیله عمل نموده _ نماز او صحیح است . و اگر قصد قربت نداشته یا عمل او مطابق وظیفه اش نبوده _ مثل آنکه استحاضة او متوسطه بوده و به وظیفه قلیله رفتار نموده _ نماز او باطل است .

(مسئله 549) زنی که توان وارسی خود را ندارد چنانچه نمی داند استحاضه او قلیله است یا متوسطه ، باید کارهای استحاضه قلیله را انجام دهد ؛ و اگر نمی داند استحاضة او متوسطه است یا کثیره ، باید کارهای استحاضه متوسطه را انجام دهد . گرچه احتیاط مستحب آن است که در هر دو صورت وظیفه سنگین تر را انجام دهد تا یقین کند به تکلیف خود عمل کرده است ؛ ولی اگر بداند سابقا کدام از آن سه قسم بوده ، باید به وظیفة همان قسم رفتار نماید .

(مسئله 550) اگر مستحاضه بعد از نماز خود را بررسی کند و خون نبیند ، گرچه بداند دوباره خون می آید می تواند با وضویی که دارد نماز بعد را بخواند .

(مسئله 551) اگر خون استحاضه در باطن باشد و بیرون نیاید وضو و غسل
باطل نمی شود ؛ ولی اگر بیرون بیاید _ هر چند کم باشد _ وضو و غسل را به ترتیبی که گذشت باطل می کند .

(مسئله 552) مستحاضه باید برای هر نماز _ چه واجب و چه مستحب _ وضو بگیرد ؛ هر چند در کثیره واجب بودن وضو از باب احتیاط است ، چنان که گذشت . همچنین اگر بخواهد نمازی را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند یا نمازی را که تنها خوانده دوباره با جماعت بخواند و یا نماز نافله بخواند ، باید تمام کارهایی را که برای استحاضه گفته شد انجام دهد ؛ ولی برای خواندن نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده و سجدة سهو در صورتی که آنها را فوراً بعد از نماز به جا آورد ، لازم نیست کارهای استحاضه را انجام دهد .

(مسئله 553) هرگاه استحاضه قلیله تبدیل به متوسطه ، و یا استحاضه متوسطه تبدیل به کثیره شود ، مستحاضه باید به وظیفه خود در حالت جدید عمل نماید .

(مسئله 554) هرگاه استحاضه کثیره تبدیل به متوسطه یا قلیله شود ، باید برای اولین نماز وظیفه مستحاضة کثیره را انجام دهد و برای نمازهای بعدی به وظیفه متوسطه یا قلیله همل نماید ؛ و هر گاه خون او قطع شود ، باید برای نخستین نماز پس از آن به وظیفه خود عمل نماید .

(مسئله 555) اگر استحاضة قلیله پیش از نماز متوسطه یا کثیره شود ، باید کارهای متوسطه یا کثیره را که گفته شد انجام دهد ؛ و اگر استحاضة متوسطه تبدیل به کثیره شود باید کارهای استحاضة کثیره را انجام دهد ، و چنانچه برای استحاضة متوسطه غسل کرده باشد باید دوباره برای کثیره غسل کند .

(مسئله 556) اگر در بین نماز استحاضة متوسطه تبدیل به کثیره شود ، باید نماز را رها کرده و برای استحاضة کثیره غسل کند و وضو بگیرد ؛ و احتیاطاً وضو را پیش از غسل انجام دهد و کارهای دیگر آن را هم انجام دهد و همان نماز را بخواند . و اگر برای هیچ کدام از غسل و وضو وقت ندارد ، باید دوتیمم کند: یکی بدل از غسل و دیگری بدل از وضو ؛ و اگر برای یکی از آنها وقت ندارد ، باید عوض آن تیمم کند و دیگری را به جا آورد ؛ ولی اگر برای تیمم هم وقت ندارد ، نمی تواند نماز را بشکند و باید نماز را تمام کند و بنا بر احتیاط واجب قضا هم بنماید . همچنین است اگر در بین نماز استحاضة قلیله ی او متوسطه یا کثیره شود .

(مسئله 557) اگر در بین نماز خون قطع شود و مستحاضه نداند که در باطن هم قطع شده یا نه ، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده ، باید وضو و غسل و نماز را دوباره به جا آورد .

(مسئله 558) مستحاضة کثیره یا متوسطه اگر پیش از داخل شدن وقت نماز برای نماز غسل کند کافی نیست ؛ بلکه اگر نزدیک اذان صبح برای نماز شب غسل کند و نماز شب را بخواند بنا بر احتیاط بعد از داخل شدن صبح _ اگر خون ادامه
داشت _ دوباره غسل و وضو را به جا آورد .

(مسئله 559) اگر خون استحاضه پیش از وقت نماز بیاید _ گرچه زن برای آن خون وضو و غسل را انجام داده باشد _ بنا بر احتیاط واجب چنانچه خون ادامه داشته باشد باید در موقع نماز وضو وغسل را به جا آورد .

(مسئله 560) اگر مستحاضه بداند یا احتمال دهد که پیش از گذشتن وقت نماز به کلی پاک می شود یا به اندازة خواندن نماز خون قطع می شود ، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند و نماز را در وقتی که پاک است بخواند .

(مسئله 561) اگر بعد از وضو و غسل خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند که اگر نماز را تأخیر بیندازد به مقداری که بتواند وضو و غسل و نماز را بجا آورد به کلی پاک می شود ، بنا بر احتیاط واجب نماز را تأخیر بیندازد و موقعی که به کلی پاک شد دوباره وضو و غسل را به جا آورد و نماز را بخواند .

(مسئله 562) مستحاضه اگر بداند از وقتی که مشغول وضو یا غسل شده خونی از او بیرون نیامده و بعد از نماز هم خون در داخل مجرا نیست و بیرون نمی آید ، می تواند خواندن نماز را به تأخیر بیندازد .

(مسئله 563) مستحاضه کثیره یا متوسطه وقتی به کلی از خون پاک شد باید غسل کند ؛ ولی اگر بداند از وقتی که برای نماز سابق مشغول غسل شده دیگر خون نیامده ، لازم نیست دوباره غسل نماید .

(مسئله 564) مستحاضة قلیله پس از وضو و مستحاضة کثیره و متوسطه پس از وضو و غسل باید بلافاصله مشغول نماز شوند ؛ ولی گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهای پیش از نماز و انجام کارهای مستحب در نماز اشکال ندارد .

(مسئله 565) اگر مستحاضه بین غسل و نماز فاصله بیندازد باید دوباره غسل کند و بلافاصله مشغول نماز شود ولی اگر بعد از غسل خون خارج نگردد غسل دیگر لازم نیست .

(مسئله 566) اگر خون استحاضه جریان داشته باشد و قطع نشود ، چنانچه برای او ضرر نداشته باشد باید پیش از غسل و بعد از آن به وسیله پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیری کند تا نماز او تمام شود ؛ و چنانچه کوتاهی کند و خون بیرون آید باید غسل و وضو و نماز خود را دوباره به جا آورد .

(مسئله 567) اگر در موقع غسل خون قطع نشود غسل صحیح است ؛ ولی اگر در بین غسل استحاضة متوسطه او کثیره شود بنا بر احتیاط واجب غسل را دوباره انجام دهد .

(مسئله 568) روزة زنانی که در حال استحاضة کثیره یا متوسطه اند بنا بر احتیاط واجب در صورتی صحیح است که برای نماز مغرب و عشای شب قبل از
روزه گرفتن غسل نمایند و نیز در روز غسلهایی را که برای نمازهای یومیه واجب است انجام دهند ؛ ولی اگر برای نماز مغرب و عشای شب قبل غسل نکنند و برای خواندن نماز شب ، پیش از اذان صبح غسل نمایند و در روز هم غسلهایی را که برای نمازهای یومیه واجب است به جا آورند ، روزة آنان صحیح است .

(مسئله 569) احتیاط واجب آن است که مستحاضه در تمام روزی که روزه است به مقداری که می تواند و برای او ضرر ندارد از بیرون آمدن خون جلوگیری کند .

(مسئله 570) اگر بعد از نماز عصر مستحاضه شود و تا غروب غسل نکند ، روزة او صحیح است

(مسئله 571) نماز آیات بر زنان مستحاضه واجب است ، و هنگام خواندن نماز آیات باید همان وظایف نمازهای یومیه را انجام دهند ، و اگر بخواهند نماز آیات و نمازهای یومیه را باهم بخوانند ، باید برای هرکدام جداگانه به وظیفه خود عمل کنند ؛ و احتیاط واجب آن است که هر دو را با یک غسل و یک وضو بجا نیاورند .

(مسئله 572) اگر مستحاضه بخواهد غیر از نماز کار دیگری که نیاز به وضو دارد انجام دهد باید وضوی دیگری بگیرد ، و آن وضویی که برای نماز گرفته بنا بر احتیاط واجب کافی نیست ؛ مگر این که در حال نماز بخواهد آن کار را انجام دهد . و چنانچه مستحاضة کثیره یا متوسطه بخواهد پیش از وقت نماز جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند ، باید علاوه بر وضو غسل را هم انجام دهد .

(مسئله 573) بنا بر احتیاط واجب مستحاضه نماز قضا را در حال استحاضه به جا نیاورد ؛ مگر این که وقت نماز قضا تنگ شود ، که در این صورت باید برای هر نماز قضا کارهایی را که برای نماز ادا بر او واجب است انجام دهد .

(مسئله 574) رفتن به مسجد الحرام و مسجد النبی صلی الله علیه و آله و توقف در مساجد دیگر و خواندن سوره ای که سجده واجب دارد برای مستحاضه اشکال ندارد ؛ ولی نزدیکی شوهر با مستحاضة متوسطه یا کثیره بنا بر احتیاط واجب در صورتی حلال می شود که غسل کند ؛ و چنانچه غسل کند گر چه کارهای دیگری را که برای نماز واجب است _ مثل وضو _ انجام نداده باشد ، نزدیکی شوهر با او اشکال ندارد ؛ و چنانچه برای نماز غسل کرده باشد برای نزدیکی غسل دیگر لازم نیست .

غسل نفاس

خونی که همراه با بیرون آمدن اولین جزء نوزاد از رحم مادر خارج می شود «خون نفاس» نام دارد و زنان را در این حالت «نُفَساء یا نَفْساء» می نامند ؛ کمترین مدتی که زنان این خون را می بینند یک لحظه و بیشترین آن ده روز است .

(مسئله 575) خونی که پیش از بیرون آمدن نوزاد از زنان خارج می شود خون نفاس نیست ؛ و ممکن است حیض یا یکی از انواع استحاضه باشد .

(مسئله 576) لازم نیست خلقت بدن نوزاد کامل و زایمان کامل و طبیعی باشد ؛ بلکه اگر نوزاد پیش از کامل شدن به دنیا آید خونی که همراه او خارج می شود نفاس است . و اگر خون بسته ای هم از رحم بیرون آید که خود زن می داند یا چهار قابله یا متخصصان نظر دهند که اگر در رحم باقی می ماند انسان می شد ، بنا بر احتیاط واجب کارهایی را که بر نفساء حرام است ترک نماید و کارهایی را که مستحاضه انجام می دهد انجام دهد .

(مسئله 577) زنانی که خون نفاس آنها بیش از ده روز باشد چند حالت برای آنان وجود دارد:
حالت اول: چنانچه در حیض عادت داشته باشد ، باید به اندازة روزهای عادت خود نفاس و بقیه را استحاضه قرار دهد .
حالت دوم: اگر در حیض عادت نداشته است ، چنانچه نشانه های خون تغییر یابد باید آن اندازه را که سیاه رنگ است _ اگر بیش از ده روز نباشد _ نفاس قرار دهد .
حالت سوم: چنانچه در حیض عادت نداشته و نشانه خون نیز یکنواخت بوده ، باید به اندازة عادت خویشاوندان خود نفاس قرار دهد ؛ و اگر مقدار عادت خویشاوندان او متفاوت باشد بنا بر احتیاط واجب باید هفت روز نخست را نفاس بداند ، و در این حالت و حالت دوم احتیاط واجب آن است که تا روز دهم کارهایی را که بر حائض حرام است انجام ندهد و به وظایف مستحاضه نیز عمل نماید .

(مسئله 578) بنا بر احتیاط مستحب زنی که خون نفاس او بیش از ده روز می باشد ، اگر در حیض عادت دارد از روز بعد از عادت ، و اگر عادت ندارد پس از روز دهم تا روز هجدهم زایمان کارهای مستحاضه را به جا آورد و کارهایی را
که بر نفساء حرام است ترک نماید.

(مسئله 579) زنی که عادت حیض او کمتر از ده روز باشد ولی بیش از روزهای عادتش خون نفاس ببیند ، باید به اندازة روزهای عادت خود نفاس قرار دهد و پس از آن بنا بر احتیاط واجب تا دو روز عبادت را رها کند و پس از دو روز تا روز دهم وظایف مستحاضه را انجام داده و کارهایی را که بر نفساء حرام است ترک نماید ؛ پس در این صورت اگر خون از ده روز بگذرد استحاضه است ، و باید روزهای پس از عادت تا روز دهم را هم استحاضه قرار داده و عبادتهایی را که در آن روزها انجام نداده قضا نماید .

(مسئله 580) زنانی که پس از زایمان تا یک ماه پیاپی و یا بیشتر خون می بینند یکی از دو حالت را دارند:
حالت اول: اگر در حیض عادت دارند ، به اندازة عادت حیض نفاس قرار داده و ده روز پس از آن _ گرچه در روزهای عادت ماهانه باشد _ استحاضه است ، و پس از گذشت این ده روز اگر خونی را که می بیند در روزهای عادتش باشد حیض است ؛ گرچه نشانه خون حیض نداشته باشد . همچنین اگر در روزهای عادتش نباشد و نشانه حیض را داشته باشد حیض است ؛ هر چند خوب است در این صورت احتیاط شود . ولی اگر در روزهای عادتش نباشد و نشانه های حیض را هم نداشته باشد ، باید آن را استحاضه قرار دهد .
حالت دوم: اگر در حیض عادت ندارند ، ده روز نخست را مطابق آنچه در مسئله 577
گفته شد عمل نمایند و ده روز دوم آن استحاضه است ؛ و خونی که پس از ده روز دوم دیده می شود اگر نشانه حیض را داشته حیض است ؛ وگرنه استحاضه می باشد .

(مسئله 581) کارهایی که بر «حائض» حرام یا مکروه است بر «نفساء» نیز حرام یا مکروه می باشد ؛ هر چند حرام بودن برخی از چیزها از باب احتیاط ومکروه بودن برخی دیگر _ مانند حنا بستن _ محل اشکال است . همچنین آن چه بر حائض واجب یا مستحب است بر نفساء نیز واجب و مستحب می باشد .

(مسئله 582) طلاق دادن زنی که در حال نفاس می باشد باطل است . همچنین نزدیکی با او حرام می باشد ؛ و اگر شوهرش با او نزدیکی کند بنا بر احتیاط مستحب به دستوری که در احکام حیض گفته شد کفاره بدهد.

(مسئله 583) وقتی که زن از خون نفاس پاک شد باید غسل کند و عبادتهای خود را به جا آورد ؛ و اگر دوباره خون ببیند ، چنانچه روزهایی که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده روی هم ده روز یا کمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است ؛ و چنانچه روزهایی که پاک بوده روزه گرفته باشد باید قضا نماید .

(مسئله 584) اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون هست باید با مقداری پنبه خود را آزمایش کند ؛ پس اگر پاک بود برای عبادتهای خود غسل کند .

(مسئله 585) کسی که غسل نفاس را انجام داده بنا بر احتیاط واجب باید برای نماز و سایر عبادتهایی که طهارت در آن شرط است وضو نیز بگیرد ؛ و لازم نیست وضو را پیش از غسل انجام دهد .

غسل مسّ میّت

(مسئله 586) اگر کسی بدن انسان مرده ای را که سرد شده و غسلش نداده اند مس کند ، یعنی جایی از بدن خود را به بدن او برساند ، باید «غسل مسّ میت» نماید ؛ هر چند در خواب یا به طور ناخودآگاه یا بنا بر احتیاط باطن او را مس کرده باشد ؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب مسّ بدن شهید و همچنین مسّ بدن مرده ای که او را به جای غسل تیمم داده اند و یا هر سه غسل او با آب خالص بدون سدر و کافور انجام شده است نیز همین حکم را دارد .

(مسئله 587) اگر بدن حیوان مرده ای را مس نماید غسل بر او واجب نیست . همچنین برای مس انسان مرده ای که تمام بدن او سرد نشده غسل واجب نمی شود ؛ هر چند جایی را که سرد شده مس نماید .

(مسئله 588) رساندن ناخن و استخوان به ناخن و استخوان میت موجب واجب شدن غسل است . همچنین اگر موی بدن زنده به بدن یا موی بدن مرده برسد ، چنانچه موهای آنها کوتاه باشد بنابراحتیاط واجب ، و اگر موها بلند باشد بنا بر
احتیاط مستحب مس کننده غسل نماید .

(مسئله 589) اگر جایی از بدن انسان به بدن بچه ای که مرده و یا حتی جنین سقط شده ای که چهار ماه آن تمام شده برسد باید غسل کند ؛ و بنا بر احتیاط مستحب جنین سقط شدة پیش از چهار ماه نیز همین حکم را دارد . بنابراین اگر جنین چهار ماهه ای که مرده هنگام تولد با ظاهر بدن مادر تماس پیدا کند ، مادر او باید غسل کند ؛ و نیز اگر نوزاد پس از مرگ مادر و سرد شدن بدن او به دنیا بیاید و هنگام تولد با ظاهر بدن مادر تماس پیدا کند ، وقتی بالغ شد واجب است غسل نماید . و اگر جنین یا مادر فقط با باطن بدن یکدیگر تماس داشته باشند وجوب غسل بنا بر احتیاط است .

(مسئله 590) اگر کسی میتی را که سه غسل او کاملا تمام شده مسّ نماید غسل بر او واجب نمی شود ؛ ولی اگر پیش از آن که غسل سوم تمام شود جایی از بدن او را مس کند _ هر چند غسل سوم آنجا تمام شده باشد _ باید غسل مسّ میت نماید .

(مسئله 591) اگر از بدن زنده یا مرده ای که غسلش نداده اند قسمتی که دارای استخوان است جدا شود و پیش از آن که قسمت جدا شده را غسل دهند کسی آن را مسّ نماید ، باید غسل مسّ میّت کند . ولی اگر قسمتی که جدا شده استخوان نداشته باشد ، پس اگر از زنده جدا شده مسّ آن موجب غسل نمی شود ؛ و اگر از مرده جدا شده بنا بر احتیاط واجب غسل نماید .

(مسئله 592) بنا بر احتیاط واجب مسّ دندان و استخوانی که از مرده جدا شده و آن
را غسل نداده اند موجب غسل می شود ؛ ولی مسّ دندان و استخوانی که از زنده جدا شده و گوشت ندارد موجب غسل نمی شود .

(مسئله 593) اگر دیوانه یا بچة نابالغی میت را لمس کند ، بعد از آن که آن دیوانه عاقل یا آن بچه بالغ شد باید غسل مسّ میت نماید .

(مسئله 594) اگر چند میّت را مس کند و یا یک میّت را چند مرتبه مس نماید یک غسل کفایت می کند .

(مسئله 595) غسل مسّ میت را باید همانند غسل جنابت انجام دهند ولی کسی که غسل مسّ میّت کرده برای نماز و چیزهایی که طهارت در آنها شرط است بنا بر احتیاط واجب باید وضو هم بگیرد .

(مسئله 596) کسی که غسل مسّ میّت بر او واجب شده ، ورود و توقف در مساجد و جماع کردن و نیز خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد برای او مانعی ندارد ؛ ولی برای خواندن نماز و انجام عبادتهای دیگری که نیاز به وضو دارد ، باید غسل کند و بنا بر احتیاط واجب وضو هم بگیرد .

غسل میّت

«غسل میّت» یکی از غسلهای واجب است و چون از مسائل مربوط به اموات می باشد در زیر عنوان «احکام اموات» ذکر خواهد شد .

غسلی که با نذر یا سوگند و یا عهد واجب شده است

(مسئله 597) کسی که برای رفع گرفتاری یا برای این که کار و یا خوی ناپسندی را ترک کند نذر یا عهد و یا سوگند یاد نماید که غسلی را انجام دهد ، آن غسل بر او واجب می شود و باید به نذر یا عهد و یا سوگند خود عمل نماید .