حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
خمس سرمایه و ترقی
(مسئله 1829) اگر با پول خمس داده یا پولی که خمس ندارد _ مانند ارث _ باغی احداث کند یا دام بخرد که پس از افزایش قیمت آن را بفروشد ، باید خمس میوه و رشد درختهای باغ و خمس افزایش قیمت باغ و نیز خمس شیر و پشم و فربهی دام و افزایش قیمت آن را پرداخت کند ؛ ولی اگر قصدش افزایش قیمت نباشد ، بلکه باغ را برای بهره گیری از میوة درختان آن احداث کند و دام را برای استفاده از شیر و پشم آن خریده باشد ، تنها باید خمس میوه یا شیر و پشم زائد بر مخارج سالیانه اش را بپردازد .
(مسئله 1830) هرگاه با پول خمس داده یا پولی که خمس ندارد _ مانند ارث _ خانه یا ملکی بخرد یکی از دو حالت را دارد:
1_ این که قصدش تجارت با آن نباشد بلکه می خواهد خودش از آن استفاده نماید ، که در این صورت ترقی قیمت آن خمس ندارد و اگر از روی اتفاق آن را به ملک دیگری تبدیل کند نیز خمس ندارد ؛ ولی اگر تصادفاً آن را بیشتر از آنچه خریده بفروشد پول اضافی از درآمد سال فروش حساب می شود ، که اگر از مخارج سالیانه زیاد بیاید باید خمس آن را بپردازد .
2_ این که قصدش تجارت با آن باشد ، که در این صورت اگر یک سال از ترقی قیمت آن بگذرد و امکان فروش داشته باشد به طوری که در نظر مردم سود موجود حساب شود ، خمس ترقی قیمت باید پرداخت گردد . اگر عرفاً سود بالفعل حساب نشود هر وقت جنس را فروخت سود سال آن را حساب کند .
(مسئله 1831) باغ یا ملکی که به انسان ارث رسیده ، اگر در سالهای بعد از روی اتفاق آن را تبدیل کندیا بفروشد و قیمت آن از زمانی که به ارث رسیده بیشتر باشد ترقی قیمت آن خمس ندارد .
(مسئله 1832) کسی که از درآمد اشیاء یا اموالی را برای تجارت و سرمایه فراهم آورده ، اگر فروش آنها در پایان هر سال ممکن باشد باید در پایان سال اول خمس اصل سرمایه و ترقی آن را ، و در سالهای بعد خمس ترقی قیمت باقیمانده را بپردازد ؛ هر چند آنها را نفروشد . و اگر چندین سال حساب نکرده ، کافی نیست خمس همه را بدهد ؛ بلکه باید خمس سال به سال را حساب کند و خمس درآمد هر سال را با همة درآمد خمس سال قبل بدهد ؛ مثلاً اگر آخر سال اول همة مال صدهزار تومان ارزش داشته و آخر سال دوم دویست هزار تومان ارزش دارد ، بیست هزار تومان برای سال اول بدهکار است و از صد هزار تومان سال دوم ، بیست هزار تومان آن سود خمس سال اول است و شانزده هزار تومان نیز برای هشتاد هزار تومان سود سال دوم بدهکار است ؛ پس در آخر سال دوم پنجاه و شش هزار تومان بدهکار می باشد . و به همین نسبت حساب سالهای بعد باید انجام شود ؛ و کسی که شخصاً توان محاسبه را ندارد باید به مجتهد جامع الشرایط اعلم یا نمایندة او مراجعه و مصالحه نماید .
(مسئله 1833) هرگاه از درآمد سال چیزی را که جزو مخارج او نیست خریداری کند و قیمت آن ترقی نماید ، باید علاوه بر خمس اصل آن خمس ترقی قیمت را نیز بپردازد .
(مسئله 1834) اگر قیمت جنسی که برای تجارت خریده بالا رود و آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید ، خمس مقداری که بالا رفته بر او واجب نیست ؛ و اگر پس از ترقی قیمت به امید ترقی بیشتر _ با وجود مشتری و امکان فروش _ بی جهت تا پایان سال آن را نفروشد و در سال بعد قیمتش تنزل پیدا کند ، خمس ترقی قیمت را باید بپردازد ؛ ولی اگر به اندازه ای نگه داشته که تجار معمولاً برای گران شدن جنس آن را نگه می دارند و اتفاقاً قیمت آن تنزل پیدا کند ، خمس ترقی قیمت آن را بدهکار نیست .
(مسئله 1835) اگر عین مالی را که خمس ندارد _ مانند ارث یا مهریه _ سرمایه و یا وسیلة تجارت یا کسب قرار دهد ، لازم نیست خمس آن را بدهد ؛ ولی اگر قیمت آن ترقی پیدا کند و یک سال از آن بگذرد و امکان فروش هم داشته باشد و نفروشد باید خمس ترقی قیمت را بپردازد .
(مسئله 1836) هر جنس و مالی که یک بار خمس آن داده شود دیگر خمس به آن تعلق نمی گیرد ؛ مگر اینکه رشد کرده یا قیمت آن افزایش یابد ، که باید خمس مقداری که رشد کرده یا افزایش یافته هنگامی که بفروشد داده شود ؛ ولی اگر رشد قیمت بر اثر کاهش ارزش پول باشد _ به طوری که درآمد و غنیمت محسوب نشود _ خمس آن لازم نیست .
(مسئله 1837) اگر نهالی را از درآمد خود بخرد و بکارد ، چنانچه خمس آن را نداده باشد باید خمس درخت را بپردازد .
