حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

زکات غلات أربعه «گندم ، جو، خرما و کشمش»

اشاره

(مسئله 1983) زکات «گندم و جو» از وقتی واجب می شود که به آنها گندم و جو گفته شود ؛ و بنا بر احتیاط زکات «کشمش و مویز» از زمان شروع به انگور شدن واجب می شود ؛ و زکات خرما وقتی واجب می شود که رنگ آن زرد یا سرخ شود .

(مسئله 1984) زمان محاسبة نصاب گندم ، جو ، خرما و کشمش وقتی است که خشک شده باشند؛ پس اگر وزن آن موقعی که تر است به حد نصاب برسد و بعد از خشک شدن کمتر از آن شود زکات واجب نمی شود .

(مسئله 1985) اگر گندم ، جو ، غوره و خرما را پیش از زمان واجب شدن زکات مصرف کنند ، اگر چه خشک آنها به اندازة نصاب برسد زکات آنها واجب نیست .

(مسئله 1986) خرمایی که تازة آن را می خورند و اگر بماند خیلی کم می شود ، چنانچه خشک آن به اندازة نصاب برسد زکات آن واجب است .

(مسئله 1987) گندم ، جو ، کشمش و خرمایی که زکات آنها داده شده اگر چند سال هم نزد انسان بماند زکات ندارد .

(مسئله 1988) اگر مقداری خرما یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازة
نصاب می رسد، احوط آن است که زکات را تا موقع خشک شدن تأخیر بیندازد . و چنانچه با قصد زکات از تازة آن به اندازة زکات به مستحق بدهد خالی از اشکال نیست ؛ مگر این که به قصد قرض بدهد و بعد به جای زکات حساب کند .

(مسئله 1989) اگر گندم ، جو ، خرما و یا کشمش که مشمول زکات شده دارای جنس خوب و بد باشد ، بنا بر احتیاط واجب زکات هرکدام از خوب و بد را از خود آنها و بهتر است همه را از جنس خوب پرداخت نماید ؛ و زکات همه را نمی تواند از جنس بد بدهد .

(مسئله 1990) اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوة آنها در یک وقت به دست نمی آید گندم یا جو یا خرما و یا انگور داشته باشد و همة آنها محصول یک سال محسوب شود ، چنانچه چیزی که اول می رسد به اندازة نصاب باشد باید زکات آن را همان وقت بپردازد ، و زکات بقیه را هر وقت به دست می آید پرداخت نماید . و اگر آنچه اول می رسد به اندازة نصاب نباشد صبر کند تا بقیة آن برسد ؛ پس اگر روی هم به مقدار نصاب شود زکات آن واجب است ؛ و در غیر این صورت واجب نمی شود . و شرط نیست آنچه اول رسیده است باقی باشد .

(مسئله 1991) اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد ، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد بنا بر احتیاط زکات آن را بدهد .

(مسئله 1992) اگر کسی انگور یا خرما را بر روی درخت قبل از تعلق زکات ، و یا گندم و جو را قبل از دانه بستن بخرد و به حد نصاب برسد باید زکات آن را بپردازد ؛ ولی اگر بعد از تعلق زکات بخرد یا اجاره نماید زکات بر عهدة فروشنده بوده است ، و اگر او زکات را نپرداخته باشد ، معامله نسبت به مقدار زکات محل اشکال است ؛ مگر این که فروشنده زکات را از مال دیگر بدهد .

نصاب غلّات

(مسئله 1993) نصاب گندم ، جو ، خرما و کشمش «288 من تبریز منهای 45 مثقال» است که تقریباً معادل «863 کیلو و 790 گرم» می شود ؛ پس هرگاه به این مقدار برسد باید زکات آن را بپردازد .

(مسئله 1994) اگر گندم ، جو ، خرما و یا انگور از آب باران یا نهر و یا رودخانه آبیاری شود و یا از رطوبت زمین استفاده کند زکات آن «یک دهم» است ؛ و اگر با دلو یا پمپ و مانند آن از رودخانه یا چاه آب بکشند و آبیاری نمایند زکات آن «یک بیستم» می باشد . و چنانچه از هردو به طور مساوی استفاده شود زکات نصف آن یک دهم و نصف دیگر یک بیستم است ؛ و اگر به طور مساوی نباشد ملاک نظر عرف خواهد بود .

(مسئله 1995) اگر آبیاری گندم ، جو ، خرما و یا انگور به شکل مؤثر با باران و مانند آن باشد زکات آن «یک دهم» است ؛ هر چند به مقداری کم از طریق دیگر هم آبیاری شود. ولی اگر وسیلة اصلی و مؤثر آبیاری دلو و مانند آن باشد زکات «یک بیستم» است ؛ هر چند به گونه ای دیگر هم به مقدار کمی آبیاری شده باشد .

(مسئله 1996) اگر زراعتی را با دلو و مانند آن آبیاری کنند و در زمینی که مجاور آن است کشت کنند که از رطوبت آن زمین استفاده نماید و نیاز به آبیاری نداشته باشد ، زکات زراعتی که با دلو آبیاری شده «یک بیستم» و زکات زراعت مجاور آن بنا بر احتیاط «یک دهم» است .