حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی
مرجع تقلید شیعه
احکام وضو ،شرایط و نواقض آن
احکام وضو
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا... .
(مسئله 287) «وضو» شستشوی مخصوصی است که انسان به دستور خدای متعال پیش از نماز برای تطهیر اعضای خاص بدن و جان و دل و تقرب به خداوند متعال انجام می دهد ؛ و خود را با این شستن ظاهری آماده زدودن آلودگیهای روحی و قلبی می کند .
از این رو انسان هر چه به هنگام وضو توجه و حضور قلب بیشتری داشته باشد ، نشاط و حضور معنوی بهتری در نماز خواهد داشت ، اما باید دانست که فلسفه وضو را نمی توان به این امور محدود کرد یا به اموری چون شستن و رعایت بهداشت منحصر نمود ، و آنچه در وضو لازم و اساسی است به قصد تعبد و بندگی و اطاعت در برابر ذات یگانه خداوند سبحان می باشد و تقرب الی الله .
(مسئله 288) در وضو شستن صورت و دستها و مسح کردن جلو سر و روی پاها به ترتیبی که گفته می شود واجب است ؛ و به جز واجباتی که در وضو وجود دارد آداب و دعاهایی نیز وارد شده که مستحب است هنگام وضو به آنها توجه شود .
(مسئله 289) وضو را به دو صورت می توان انجام داد: ترتیبی و ارتماسی .
«وضوی ترتیبی» آن است که آب روی هر یک از اعضای وضو بریزد و از بالا به پایین به ترتیب آنها را شستشو دهد ، ولی در «وضوی ارتماسی» هر عضو به ترتیب و با فرو بردن زیر آب شستشو می شود .
آداب و ترتیب وضو
(مسئله 290) کسی که قصد وضو گرفتن دارد مستحب است وقتی نگاهش به آب می افتد این دعا را بخواند: بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَالْحَمدُللهِ الَّذِی جَعَلَ الْمَاءَ طَهُورًا وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِسًا. یعنی با نام خدا و کمک از او وضو می گیرم ، همه حمد و سپاس از آن خدایی
است که آب را پاکیزه قرار داده است .
و چون دست به آب می زند بگوید: بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ ، أللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَاجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ . یعنی با نام خدا و کمک از او آغاز می کنم ، خدایا مرا از توبه کنندگان و پاک شوندگان قرار بده .
(مسئله 291) پس از آنکه دستها را از آلودگی تمیز نمود مستحب است آب در دهان نموده و بیرون بریزد و هنگام انجام این عمل که به آن «مضمضه» می گویند ، بگوید: أللَّهُمَّ لَقِّنِی حُجَّتی یَومَ ألْقَاکَ وَ أطْلِقْ لِسَانی بَذِکْراکَ. یعنی خدایا روزی که با تو دیدار می کنم دلیلم را به من تلقین کن و زبانم را به یاد خود بگشا .
همچنین مستحب است آب در بینی کرده و بیرون بریزد و هنگام انجام این کار که به آن «استنشاق» می گویند بگوید: أللَّهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَیَّ رِیحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَشُمُّ رِیحَهَا وَ رُوحِهَا وَ طِیبَها. یعنی خدایا بوی بهشت را بر من حرام نگردان و از کسانی قرارم ده که نسیم و عطر بهشت را می بویند .
شستن صورت
(مسئله 292) برای شستن صورت باید مشت آب را به قصد شستن صورت از آب پر نموده ، به بالای پیشانی جایی که موی سر می روید بریزد و دست را همراه آب از بالا به پایین بکشد ، و مستحب است هنگام شستن صورت بگوید: أللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوه ، وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَبْیَضُّ فِیهِ الْوُجُوه . یعنی خدایا رویم را در آن روز که چهره ها سیاه است سپید گردان ، و در آن روز که چهره ها سپید است رویم را سیاه مگردان .
(مسئله 293) هنگام شستن صورت واجب است در ازای آن را از رستنگاه مو تا چانه و پهنای آن را به اندازه ای که میان انگشت میانی و شصت قرار می گیرد ، از بالا به پایین شستشو دهد ، و اگر مختصری از این مقدار را نشوید وضو باطل است . و برای آن که یقین پیدا کند این مقدار را شسته باید کمی از اطراف آن را هم بشوید .
(مسئله 294) شستن داخل بینی و قسمتی از لبها و چشمها که هنگام بستن دیده نمی شوند واجب نیست ، ولی برای آن که یقین کند تمام آنچه واجب بوده شسته شده ، باید مقداری از آنها را هم بشوید .
(مسئله 295) کسی که دستهایش کوچکتر و یا چهره اش بزرگتر از معمول باشد ، یا موهای سر او در بخشی از پیشانی او روییده و یا بخشی از جلو سر او مو نداشته باشد ، باید به اندازه ای که افراد متعارف چهره خود را شستشو می دهند
صورت خود را بشوید .
(مسئله 296) کسی که دستها و صورتش هر دو از اندازه متعارف کوچکتر و یا بزرگتر باشد ، ولی خود آنها با یکدیگر متناسب باشند ، باید هر اندازه از صورتش را که میان دو انگشت میانی و شصت قرار می گیرد بشوید .
(مسئله 297) رساندن آب وضو به زیر موهای صورت و شستن پوست صورت واجب نیست ، مگر آن که پوست صورت از زیر موها نمایان باشد ، و اگر شک کند که پوست صورت از لای موها پیداست یا نه ، بنا بر احتیاط واجب باید آب را به پوست هم برساند .
(مسئله 298) اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها و گوشه های چشم و لب او هست که نمی گذارد آب به آنها برسد ، چنانچه احتمال او در نظر مردم عقلائی و به جا باشد ، باید پیش از وضو بررسی کند که اگر هست برطرف نماید .
(مسئله 299) در وضو می تواند صورت را با دست راست یا چپ و یا هر دو دست شستشو دهد ، بلکه اگر آب را از بالا به پایین به همه مقدار واجب برساند ، لازم نیست دست بکشد .
شستن دستها
(مسئله 300) پس از شستن صورت باید نخست دست راست و سپس دست چپ را از آرنج تا سر انگشتان بشوید و برای آن که یقین کند آب وضو به تمام این مقدار رسیده باید کمی بالاتر از آرنج را هم بشوید .
(مسئله 301) باید دستها را مانند صورت از بالا به پایین بشوید و اگر از پایین به بالا بشوید وضو باطل است .
(مسئله 302) اگر هنگام شستن صورت یا دستها از روی اشتباه دستش از پایین به بالا رود ، در صورتی که صدق شستن از بالا به پایین محفوظ باشد وضو صحیح است ، همچنین اگر هنگام وضو یا مسح سر ، دست به طوری قرار بگیرد که آب وضو به طرف آرنج سرازیر شود اشکال ندارد ، به شرطی که شستن از بالا به پایین صدق کند .
(مسئله 303) مستحب است هنگام شستن دست راست بگوید: اللَّهُمَّ أعْطِنِی کِتَابِی بِیَمِینِی وَ الْخُلْدَ فِی الْجِنَانِ بِیَسَارِی وَ حَاسِبْنِی حِسَاباً یَسِیراً . یعنی: خدایا نامه کردارم را به دست راستم بده و جاودانی در بهشت را به دست چپم و حساب مرا آسان فرما .
و هنگام شستن دست چپ بگوید: أللَّهُمَّ لاتُعْطِنِی کِتَابِی بِشِمَالِی وَ لا مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِی وَ لا تَجْعَلْهَا مَغْلُولُةً إلَی عُنُقِی وَ أعُوذُ بِکَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّیرانِ . یعنی: خدایا نامه کردارم را به دست چپ و از پشت سر به من مده و آن را به گردنم مبند ، و من از آتش سوزان
جهنم به تو پناه می برم .
(مسئله 304) شستن دستها تا مچ پیش از شستن صورت واجب نیست ، مگر این که دستها نجس باشند و این شستن جزو وضو به شمار نمی آید . پس کسی که پیش از شستن صورت دستهای خود را تا مچ شسته باشد ، هنگام وضو باید دستها را تا سر انگشتها بشوید ؛ و اگر تنها از آرنج تا مچ را بشوید وضویش باطل است .
(مسئله 305) هنگام شستن صورت و دستها باید توجه شود چنانچه چیزی مانند چسب ، رنگ ،گچ و چربی زیادی که مانع رسیدن آب وضو به پوست بدن می شود به صورت یا دستها چسبیده باشد برطرف نموده و آب وضو را به پوست دست و صورت برساند .
(مسئله 306) در وضو شستن صورت و دستها در مرتبه اول واجب ، مرتبه دوم جایز و بیش از آن حرام است ؛ و ملاک در هر بار شستن این است که اگر یک مشت آب به قصد وضو بریزد و دست بکشد و با آن یقین کند تمام عضو شسته شده یک مرتبه حساب می شود ، خواه یک مرتبه را قصد کرده باشد یا نه .
(مسئله 307) اگر دست را تر کند و به صورت و دستها بکشد ، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطه کشیدن دست آب کمی بر آنها جاری شود و شستن صدق کند کافی است .
مسح سر و پا
(مسئله 308) پس از شستن هر دو دست باید بر یک قسمت از چهار قسمت سر که برابر پیشانی است با تری آب وضو که در کف دست مانده دست بکشد ، و بنا بر احتیاط واجب با دست راست و از بالا به پایین و با سه انگشت جلوی سر را مسح نماید . و لازم نیست همه قسمت جلوی سر را مسح نماید ؛ بلکه هر قسمت از آن را مسح کند کافی است گرچه صدق مسمی مسح نیز مجزی می باشد.
(مسئله 309) کسی که موی سرش به اندازه ای بلند است که اگر شانه کند به صورت یا جای دیگر سرش می رسد ، هنگام مسح باید با باز نمودن فرق ، پوست جلوی سر یا به هر ترتیب دیگر بیخ موها را مسح کند ؛ و اگر موهایش به این اندازه بلند نیست ، کافی است روی موها را مسح نماید.
(مسئله 310) مستحب است هنگام مسح سر بگوید: أللَّهُمَّ غَشِّنِی بِرَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ عَفْوِک . یعنی: خدایا مرا با رحمت و برکتها و بخشایش خود بپوشاند .
(مسئله 311) پس از مسح سر با تری آب وضو که در کف دست باقی مانده روی پاها را از سر انگشت تا برآمدگی روی پا مسح نماید ، و احتیاط این که تا مفصل مسح شود و پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است بهتر این که با سه
انگشت مسح نماید و بهتر از آن مسح با تمام کف دست است . و لازم نیست مسح بر شست پا باشد ، بلکه اگر انگشتهای دیگر هم مسح شود کافی است ، ولی باید بر روی بلندی پا ختم شود .
(مسئله 312) احتیاط واجب آن است که در مسح پاها دست را بر سر انگشتها بگذارد و بعد به روی پا بکشد ، نه آنکه تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد .
(مسئله 313) مستحب است هنگام مسح پاها بگوید: أللَّهُمَّ ثَبِّتْنِی عَلَی الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْیِی فِیمَا یُرْضِیکَ عَنِّی ، یَا ذَالْجَلَالِ وَ الْإکْرَام . یعنی خدایا آن روز که گامها بر صراط می لغزد گام مرا ثابت و استوار بدار ، و کوششم را در آنچه از من خرسند می شوی قرار ده ؛ ای دارنده شکوه و بزرگواری .
(مسئله 314) هنگام مسح باید جای مسح خشک باشد ، و اگر به اندازه ای تر باشد که تری دست به آن اثر نکند مسح باطل است ؛ و لی اگر تری به اندازه ای کم باشد که رطوبتی را که بعد از مسح در آن دیده می شود ، بگویند فقط از تری کف دست است اشکال ندارد .
(مسئله 315) اگر آب مسح سر به آب صورت متصل شود وضو باطل نمی شود ، ولی مسح پا نباید با رطوبت گرفته شده از آب صورت باشد . همچنین اگر هنگام شستن صورت مقداری از موها هم خیس شود و موقع مسح سر رطوبت آن با رطوبت مسح مخلوط شود ، وضو باطل نمی شود ، ولی مسح پا نباید با آن رطوبت انجام شود .
(مسئله 316) هنگام مسح باید سر و پا را ثابت نگاه داشته دست را روی آن بکشد و اگر دست را نگاه داشته و سر یا پا را به آن بکشد ، صحیح بودن مسح محل اشکال است ، ولی اگر موقعی که دست را می کشد سر یا پا مختصر حرکتی کند اشکال ندارد .
(مسئله 317) اگر برای همه مسحها و یا بعضی از آنها رطوبتی در کف دست نمانده ، نمی توان کف دست را با آب دیگر تر کرد ، بلکه باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید ، و احتیاط این است که از رطوبت ریش ، و اگر نشد از رطوبت ابروها و پلکها بگیرد ، و اگر رطوبت کف دست تنها به اندازه مسح سر باشد ، بنا بر احتیاط واجب سر را با همان رطوبت مسح کند و برای مسح پاها از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد .
(مسئله 318) اگر همة جلوی سر و یا روی پا نجس است و نمی توان آن را آب کشید باید تیمم نماید و احتیاطا وضو هم بگیرد و مسح جبیره ای انجام دهد ، یعنی پارچه پاک و خشکی روی آن ببندد و روی پارچه را مسح نماید .
(مسئله 319) مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است ، ولی اگر به
واسطه سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و یا تقیه و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد مسح کردن بر آنها اشکال ندارد ، و اگر روی کفش نجس باشد ، باید چیز پاکی بر آن ببندد و بر آن چیز مسح کند ، و احتیاط واجب در این صورت تیمم هم بنماید .
(مسئله 320) در تقیه ترس بر جان خویش ، ترس بر جان دیگران ، حسن معاشرت و جلب محبت مخالفان برای مصون ماندن از شر آنها ولو در دراز مدت کافی است .
(مسئله 321) در جایی که طرف انسان را می شناسد از مذهب او آگاهند و نیاز به تقیه احساس نمی شود تقیه جایز نیست ، بلکه حرام است . زیرا در این موارد نوعی چاپلوسی و اهانت به مذهب حقه می باشد .
(مسئله 322) اگر پس از مسح شک کند که صحیح انجام داده یا نه ، می تواند جای مسح را خشک کرده و دوباره مسح نماید .
وضوی ارتماسی
(مسئله 323) «وضوی ارتماسی» آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد ، یا آنها را در آب فرو برده به قصد وضو از آب بیرون آورد . و اگر موقعی که دستها را در آب فرو می برد نیت وضو کند و تا وقتی که آنها را از آب بیرون می آورد و ریزش آب تمام می شود به قصد وضو باشد ، وضوی او صحیح است . و نیز اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو کند و تا وقتی که ریزش آب تمام می شود به قصد وضو باشد ، وضوی او صحیح می باشد .
(مسئله 324) در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دستها را از بالا به پایین شست ؛ پس اگر هنگام فرو بردن در آب قصد وضو کند ، باید صورت را از سمت پیشانی و دستها را از سوی آرنج در آب فرو برد ؛ و اگر هنگام بیرون آوردن از آب قصد وضو کند ، باید صورت را از سمت پیشانی و دستها را از سوی آرنج از آب بیرون آورد .
(مسئله 325) اگر وضوی بعضی از اعضاء را ارتماسی و وضوی بعضی را به صورت ترتیبی انجام دهد اشکال ندارد .
(مسئله 326) آنچه از آداب و مستحبات که در وضوی ترتیبی گفته شد در وضوی ارتماسی هم جاری می شود .
شرایط وضو
اشاره
صحت وضو 13 شرط دارد:
شرط اول و دوم: آب وضو باید پاک و با آب مطلق باشد .
(مسئله 327) وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است ، اگر چه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد . و اگر با آن وضو نماز خوانده باشد باید دوباره نماز خود را با وضوی صحیح به جا آورد .
(مسئله 328) اگر غیر از آب گل آلود مضاف آب دیگری برای وضو ندارد ، چنانچه وقت نماز تنگ باشد باید تیمم نماید ، و اگر وقت دارد بنا بر احتیاط واجب صبر کند تا آب صاف شود و یا آب مطلق پیدا گردد ، آنگاه وضو بگیرد و نماز بخواند .
شرط سوم: آب وضو و فضایی که در آن وضو می گیرد باید مباح باشد .
(مسئله 329) وضو با آب غصبی و آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است یا نه حرام و باطل می باشد ، ولی اگر سابقا راضی بوده و انسان نداند از رضایتش برگشته یا نه ، وضو صحیح می باشد .
(مسئله 330) اگر آب وضو از صورت و دستها در جای غصبی بریزد ، بنا بر احتیاط واجب وضوی او باطل می شود .
(مسئله 331) وضو گرفتن از وضوخانه ی مدرسه ها ، مسافرخانه ها و پاساژهایی که انسان نمی داند آن را برای همه مردم ساخته اند و یا برای محصلان همان مدرسه ، و ساکنان آن مسافرخانه و پاساژ ، اگر معمولا مردم از آن موارد وضو می گیرند و از این راه وثوق و اطمینان پیدا می شود که جنبه عمومی دارد اشکال ندارد .
(مسئله 332) وضو گرفتن از وضوخانه ی مسجدی که قصد نماز خواندن درآن را ندارد در صورتی بی اشکال است که وضوخانه وقف عمومی شده باشد ، و اگر از وضو گرفتن مردم وثوق به وقف عمومی پیدا شود کافی است .
(مسئله 333) وضو گرفتن از جویها و نهرها گرچه انسان نداند صاحبان آنها راضی هستند یا نه ، اشکال ندارد . ولی اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهی کرده باشند بنا بر احتیاط واجب با آن آب وضو نگیرد .
(مسئله 334) اگر در صحن حرم یکی از امامان علیه السلام یا سایر بزرگان که در گذشته قبرستان بوده است حوض یا وضوخانه ای بسازند ، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای خصوص قبرستان وقف کرده اند وضو گرفتن در آنجا اشکال ندارد .
شرط چهارم و پنجم: ظرفی که آب وضو در آن است باید مباح باشد و نیز از طلا و نقره نباشد .
(مسئله 335) اگر غیر از آبی که در ظرف غصبی و یا طلا و نقره است آب دیگری ندارد باید تیمم کند ، و چنانچه وضو بگیرد ، اگر ارتماسی باشد باطل است ،
و اگر به قصد وضو با ظرف بر بدن خود بریزد یا غرفه غرفه بردارد و وضو بگیرد معصیت کرده ولی صحت وضو بعید نمی باشد ، هر چند احوط این است که یک تیمم اضافه کند و اگر آب دیگری داشته باشد و در ظرف غصبی یا طلا و نقره وضوی ارتماسی بگیرد معصیت کرده و وضویش هم باطل است و در غیر این صورت معصیت کرده ، ولی وضوی او صحیح می باشد .
(مسئله 336) اگر در حوضی که مثلا یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است وضو بگیرد صحیح است ، ولی اگر وضوی او تصرف در غصب حساب شود گناهکار است .
(مسئله 337) و اگر فراموش کند آب غصبی است و با آن وضو بگیرد ، صحیح است گرچه خودش آب را غصب کرده باشد .
(مسئله 338) با لباس غصبی در صورتی که وضو گرفتن تصرف در او به شمار آید وضو نگیرد .
(مسئله 339) با آبی که اگر آن را برای وضو مصرف کند ضرر و زیانی به جان خود یا انسان دیگر و حتی حیوانی که حفظ آن لازم است ، وارد می شود وضو نگیرد .
(مسئله 340) اگر هنگام وضو گرفتن از نیاز خود به این آب و حرمت مصرف کردن آن در وضو غفلت بورزد و با قصد قربت وضو بگیرد وضویش صحیح است .
شرط ششم: بنا بر احتیاط واجب باید اعضای وضو هنگام شستن و مسح کشیدن پاک باشد .
(مسئله 341) اگر پیش از تمام شدن وضو و یا پس از آن عضوی را که شسته یا مسح کرده نجس شود ، وضو صحیح است . و نیز غیر از اعضای وضو جای دیگری از بدن نجس باشد وضو صحیح می باشد ، ولی اگر مخرج ادرار یا مدفوع را تطهیر نکرده احتیاط مستحب آن است که نخست آن را آب بکشد و پس از آن وضو بگیرد .
(مسئله 342) اگر یکی از اعضای وضو نجس بوده و پس از وضو شک کند که آیا پیش از وضو آن را آب کشیده یا نه ، چنانچه می داند هنگام وضو توجه داشته و یا شک دارد که توجه داشته یا نه ، وضو صحیح است ، ولی چنانچه که هنگام وضو ملتفت به پاک بودن یا نجس بودن آنجا نبوده بنا بر احتیاط واجب وضو باطل است و در هر صورت باید جایی را که نجس بوده آب بکشد .
(مسئله 343) اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید و آب برای آن ضرر ندارد ، باید در آب کر یا جاری فرو برد و قدری فشار دهد که خون بند بیاید ، سپس به دستوری که گفته شد وضوی ارتماسی بگیرد .
(مسئله 344) اگر بعد از وضو گرفتن ، نجاست و خونی در اعضای وضو دیده شود شک کند که قبل از وضو گرفتن یا هنگام وضو گرفتن بوده و یا بعد از وضو خون رسیده است ، وضوی او صحیح است .
شرط هفتم: وقت کافی برای وضو و نماز داشته باشد .
(مسئله 345) اگر وقت به اندازه ای تنگ شده که اگر وضو بگیرد تمام نماز یا مقداری از آن در خارج از وقت خوانده می شود باید تیمم کند ، ولی اگر وضو و تیمم یک اندازه وقت ببرد باید وضو بگیرد .
(مسئله 346) کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمم کند اگر برای خواندن آن نماز وضو بگیرد ، صحت آن محل اشکال است ، ولی اگر به قصد قربت یا برای کار مستحبی مثل خواندن قرآن وضو بگیرد صحیح است ، گرچه در هر صورت معصیت کرده است .
شرط هشتم: قصد قربت
(مسئله 347) یعنی برای انجام فرمان خدای متعال وضو بگیرد ، و اگر برای خنک شدن یا خودنمایی یا به انگیزه ای غیر از اطاعت فرمان خدا به داعی سمعه و ریا وضو بگیرد باطل است .
(مسئله 348) در وضو نیت شرط است ، اما لازم نیست نیت وضو را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند و قصد اجمالی کافی است ، ولی باید در تمام وضو متوجه باشد که وضو می گیرد ، به طوری که اگر از او بپرسند چه می کنی؟ بگوید: وضو می گیرم .
شرط نهم: ترتیب
(مسئله 349) کارهای وضو را به ترتیبی که گفته شد انجام دهد ، یعنی اول صورت بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید و بعد از آن سر و سپس پاها را مسح نماید و باید پای چپ را پیش از پای راست مسح نکند ، بلکه بنا بر احتیاط واجب پای راست را پیش از پای چپ مسح نماید ، و اگر به این ترتیب وضو نگیرد باطل است .
شرط دهم: موالات . یعنی کارهای وضو را پشت سر هم انجام دهد .
(مسئله 350) اگر بین کارهای وضو به قدری جدایی افتد که وقتی می خواهد عضوی را بشوید یا مسح کند رطوبت اعضایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد وضو باطل است . و اگر فقط رطوبت عضوی جلوتر از محلی است که می خواهد بشوید یا مسح کند خشک شده باشد مثلا موقعی که می خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد وضو صحیح است ، ولی احتیاط مستحب آن است که دوباره وضو بگیرد .
(مسئله 351) اگر خشک شدن رطوبت اعضاء به خاطر گرمای زیاد هوا یا حرارت زیاد بدن باشد وضو درست است ، ولی در هر حال باید برای مسح رطوبت کافی وجود داشته باشد و در صورت عدم رطوبت می تواند از رطوبت محاسن ، ابروها و مژگان بگیرد و مسح نماید .
(مسئله 352) راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد ، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پاها را مسح کند ، وضوی او صحیح است .
(مسئله 353) اگر در بین وضو شک کند که عضو قبلی را شسته است یا نه ، باید آن عضو مشکوک را بشوید .
(مسئله 354) اگر بعد از وضو شک کند وضویی که گرفته صحیح بوده است یا نه ، محکوم به صحت می باشد .
شرط یازدهم: کارهای وضو را خود انسان انجام دهد .
پس اگر دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او کمک کند وضو باطل است .
(مسئله 355) کسی که نمی تواند کارهای وضو را انجام دهد باید نایب بگیرد ، و اگر نایب اجرت بخواهد در صورت توانایی باید بدهد ، ولی لازم است خود او نیت وضو نماید و با دست خود مسح کند و اگر نمی تواند مسح کند باید نایب دست او را گرفته و به جای مسح او بکشد ، و اگر به این اندازه هم قدرت نداشته باشد باید نایب از دست او رطوبت بگیرد و سر و پای او را مسح نماید ، و در صورت اخیر بنا بر احتیاط واجب تیمم هم بنماید .
(مسئله 356) هرکدام از کارهای وضو را که می تواند به تنهایی انجام دهد نباید در آن کمک بگیرد .
شرط دوازدهم: استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد .
(مسئله 357) کسی که می ترسد اگر وضو بگیرد مریض شود و یا اگر آب را به مصرف وضو برساند خود او یا نفس محترمی تشنه بماند نباید وضو بگیرد ، بلکه اگر نداند آب برای او ضرر دارد وضو بگیرد و بعد معلوم شود زیان داشته ، بنا بر احتیاط واجب تیمم کند و با آن وضو نماز نخواند ، و اگر با آن وضو نماز خوانده دوباره به جا آورد .
(مسئله 358) اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است ضرر نداشته باشد و بیشتر از آن ضرر داشته باشد ، باید با همان مقدار کم وضو بگیرد .
شرط سیزدهم: در اعضای وضو مانعی از رسیدن آب به بدن وجود نداشته باشد .
پس اگر چیزی مانند قیر ، رنگ ، لاک و چسبی که جسمیت دارند مانع رسیدن آب به بدن شوند باید پیش از وضو آنها را برطرف کرد .
(مسئله 359) رنگ موهایی که خانمها برای رنگ کردن مو یا ابروی خود به کار می برند و نیز رنگ جوهر خودکار یا خودنویس که بر دست می ماند ، چنانچه جسمیت نداشته و تنها رنگ باشند و مانع از رسیدن آب به بدن نباشد ، وضو اشکال ندارد .
(مسئله 360) اگر زیر ناخن که باطن محسوب است چرک باشد وضو اشکال ندارد ، ولی اگر ناخن را بگیرند باید برای وضو آن چرک را برطرف کنند ، و نیز اگر ناخن بیشتر از حد معمول بلند باشد بنا بر احتیاط واجب چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است برطرف نماید .
(مسئله 361) اگر می داند چیزی به اعضای وضو چسبیده ، ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می کند یا نه ، باید آن را برطرف کند یا آب را به زیر آن برساند .
(مسئله 362) اگر شک کند که چیزی به اعضای وضو چسبیده یا نه ، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد ، باید بررسی کند یا به قدری دست بمالد تا اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده یا آب به زیر آن برساند .
(مسئله 363) عضوی را که باید شست و یا مسح کرد هر قدر چرک باشد اگر چرک آن مانع رسیدن آب به بدن نباشد اشکال ندارد ، همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن چیز سفیدی که مانع رسیدن آب به پوست نمی شود بر دست بماند ، ولی اگر شک کند که با بودن آن آب به بدن می رسد یا نه ، باید آن را برطرف کنند .
(مسئله 364) کسی که پیش از وضو می دانسته در بعضی از اعضای وضو مانعی وجود دارد که از رسیدن آب به پوست جلوگیری می کند و پس از وضو شک کرده که هنگام وضو آب به آن عضو رسیده یا نه ، وضوی او صحیح است ، مگر اینکه بداند هنگام وضو متوجه مانع نبوده که در این صورت بنا بر احتیاط واجب باید دوباره وضو بگیرد .
(مسئله 365) اگر پس از وضو چیزی که مانع رسیدن آب به اعضای وضو است ببیند و شک کند که پیش از وضو وجود داشته یا پس از آن پیدا شده ، وضوی او درست است ، مگر اینکه بداند در وقت وضو متوجه آن مانع نبوده که در این صورت بنا بر احتیاط واجب باید دوباره وضو بگیرد .
(مسئله 366) اگر بعد از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است در بعضی از اعضای وضو بوده یا نه ، در صورتی که بداند یا احتمال دهد که در حال وضو متوجه آن محل بوده است ، وضوی او صحیح است .
(مسئله 367) اگر در صورت یا دستها یا جلوی سر و یا روی پاها بر اثر
سوختن تاول پیدا شود ، شستن و مسح روی آن کافی است ؛ و اگر تاول سوراخ شود شستن آن قسمت که آشکار شده لازم است ، و رساندن آب به زیر پوست لازم نیست ، اگر پوست یک قسمت کنده شود ، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برسانند ، اما اگر پوستی که کنده شده گاهی به بدن می چسبد و گاهی بلند می شود ، باید آن را قطع کنند یا آب را به زیر آن برسانند .
احکام وضو و حکم شک در وضو
(مسئله 368) کسی که در اصل داشتن و نداشتن وضو شک دارد ، باید به حالت پیش از زمان شک خود توجه نماید! پس اگر پیش از شک وضو داشته بنا را بر وضو داشتن بگذارد ، و اگر پیش از شک وضو نداشته باید بنا بر عدم وضو بگذارد و وضو بگیرد .
این حکم یعنی «بردن حالت پیش از شک را به پس از شک» ، در پاک و نجس بودن و غسل داشتن و نداشتن هم جاری است ؛ ولی کسی که پس از ادرار استبراء نکرده و وضو گرفته و پس از وضو رطوبتی از او بیرون آمده که نمی داند ادرار است یا چیز دیگر وضوی او باطل می باشد .
(مسئله 369) کسی که در کارهای وضو مانند شستشو و مسح عضو ، یا در شرایط آن مانند پاکی آب و غصبی نبودن آن زیاد شک می کند ، تا آن اندازه که شک او عقلایی است باید توجه کند ، ولی اگر به حد وسواس برسد نباید به شک خود اعتنا نماید .
(مسئله 370) اگر کسی پس از نماز شک کند وضو گرفته یا نه ، چنانچه می داند و یا احتمال می دهد که در آغاز نماز متوجه بوده نماز او درست است ، ولی برای نمازهای بعد باید وضو بگیرد .
(مسئله 371) اگر در بین نماز شک کند که وضو گرفته یا نه ، بنا بر احتیاط نماز را تمام کند و بعد وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند .
(مسئله 372) اگر بعد از نماز شک کند ، که قبل از نماز وضوی او باطل شده یا بعد از نماز ، نمازی که خوانده است صحیح است و برای کارهای بعد که مشروط به وضو است باید وضو بگیرد .
(مسئله 373) کسی که می داند وضو گرفته و حدثی هم از او سر زده _ مثلا ادرار کرده _ اگر نداند کدام جلوتر بوده ، یکی از چهار حالت را دارد:
1_ چنانچه نماز خود را نخوانده ، باید برای نماز وضو بگیرد .
2_ اگر در بین نماز است بنا بر احتیاط نماز را تمام کند و بعد وضو بگیرد و دوباره نمازش را بخواند .
3_ اگر نماز خود را خوانده است و احتمال می دهد که قبل از نماز متوجه بوده ،
نمازش صحیح است ، ولی برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد .
4_ اگر نماز خود را خوانده و قبل از نماز متوجه نبوده ، بنا بر احتیاط واجب نمازی را که خوانده دوباره با وضوی جدید بخواند .
(مسئله 374) اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند ، یا در بین وضو شک کند که بعضی از اعضاء را نشسته یا مسح نکرده است ، چنانچه رطوبت اعضایی که پیش از آن است خشک شده باشد باید دوباره وضو بگیرد ، و اگر خشک نشده باید عضوی را که فراموش کرده یا شک کرده و آنچه را که بعد از آن است بشوید یا مسح کند .
حکم کسی که نمی تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع یا باد جلوگیری کند
(مسئله 375) کسی که بر اثر بیماری ادرارش قطره قطره می ریزد و یا نمی تواند از بیرون آمدن مدفوع و یا خارج شدن باد جلوگیری نماید ، یکی از چهار حالت را دارد:
1_ چنانچه یقین دارد از آغاز تا پایان وقت نماز به اندازه وضو و نماز مهلت پیدا می کند باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می کند بخواند و اگر مهلت او تنها به مقدار کارهای واجب نماز است ، باید در وقتی که مهلت دارد فقط واجبات نماز را به جا آورد و بنا بر احتیاط کارهای مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید .
2_ چنانچه به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی کند و در بین نماز چند مرتبه ادرار یا مدفوع و یا باد از او خارج می شود ، به طوری که اگر بخواهد بعد از هر مرتبه وضو بگیرد برای او سخت نباشد باید ظرف آبی پهلوی خود بگذارد و هر وقت ادرار یا مدفوع یا باد از او خارج شد فورا وضو بگیرد و بقیه نماز را بخواند ، و بنا بر احتیاط همان نماز را دوباره با یک وضو بخواند و این بار اگر در بین نماز چیزی از او خارج شد اعتنا نکند و این احتیاط نسبت به کسی که ادرار از او خارج می شود ترک نگردد .
3_ چنانچه به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی کند و ادرار و یا مدفوع و یا باد طوری پی در پی از او خارج می شود که وضو گرفتن بعد از هر مرتبه برای او حرج و سخت است اگر بتواند مقداری از نماز را با وضو بخواند باید برای هر نماز یک وضو بگیرد .
4_ چنانچه ادرار یا مدفوع و یا باد به گونه ای پی در پی از او خارج شود که نتواند هیچ مقداری از نماز را با وضو بخواند ، بنا بر احتیاط برای هر نماز یک وضو بگیرد ، هر چند جواز خواندن چند نماز با یک وضو خالی از وجه نیست ، مگر این که به اختیار خود ادرار و یا مدفوع کند یا چیز دیگری که وضو را باطل می کند پیش آید ، در این صورت باید وضو بگیرد ، و به جا آوردن تشهد و سجده
فراموش شده و نیز نماز احتیاط در صورتی که بعد از نماز فورا آنها را انجام دهد ، با همان وضوی نماز کافی است .
(مسئله 376) کسی که ادرار پی در پی از او خارج می شود اگر بین دو نماز قطره ادراری از او خارج نشود ، بنا بر احتیاط مستحب برای هر نماز یک وضو بگیرد هر چند جواز خواندن دو نماز با یک وضو خالی از وجه نمی باشد . قطره هایی که بین نماز خارج می شود اشکال ندارد .
(مسئله 377) کسی که ادرار او دائما قطره قطره می ریزد باید برای نماز امور زیر را رعایت کند:
1_ به وسیله کیسه ای که در آن پنبه یا چیز دیگری است و از رسیدن ادرار به جاهای دیگر جلوگیری می کند خود را حفظ نماید .
2_ بنا بر احتیاط واجب پیش از هر نماز مخرج ادرار که نجس شده آب بکشد و بنا بر احتیاط مستحب کیسه را نیز عوض نماید .
(مسئله 378) کسی که نمی تواند از بیرون آمدن مدفوع خودداری کند ، باید برای نماز امور زیر را عمل کند:
1_ چنانچه ممکن باشد باید به مقدار نماز از رسیدن مدفوع به جاهای دیگر جلوگیری نماید .
2_ در صورتی که مشقت ندارد بنا بر احتیاط واجب برای هر نماز مخرج مدفوع را آب بکشد .
(مسئله 379) کسی که نمی تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع یا باد خودداری کند در صورتی که ممکن باشد و مشقت و زحمت و خوف ضرر نداشته باشد ، باید به مقدار نماز از خارج شدن آنها جلوگیری نماید ؛ اگر چه برای او هزینه ای داشته باشد ، بلکه اگر بیماری او به آسانی معالجه می شود احتیاط واجب آن است که خود را معالجه نماید .
(مسئله 380) کسی که نمی تواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع و یا باد جلوگیری کند و نمازهای خود را برابر وظیفه انجام می دهد ، لازم نیست پس از بهبود نمازهای خود را قضا کند ، ولی اگر در بین وقت نماز مرض او خوب شود بنا بر احتیاط واجب باید نمازی را که در آن وقت خوانده دوباره به جا آورد .
اموری که وضو گرفتن برای آنها واجب است
(مسئله 381) در شش مورد وضو گرفتن واجب می باشد:
اول: برای نمازهای واجب غیر از نماز میت و برای نماز میت وضو مستحب است ، و در نمازهای مستحبی نیز وضو شرط صحت آنهاست .
دوم: برای سجده یا تشهد فراموش شده چنانچه میان آن و نماز کاری که وضو
را باطل می کند ، مثلا ادرار نموده و یا خواب انجام داده باشد ؛ همچنین احتیاط آن است که برای سجده سهو نیز وضو بگیرد .
سوم: برای طواف واجب خانه کعبه و نماز طواف .
چهارم: اگر نذر یا عهد کرده و یا سوگند یاد نموده باشد که وضو بگیرد .
پنجم: اگر نذر کرده باشد جایی از بدن خود به خط قرآن برساند .
ششم: اگر قرآن نجس شده و برای آب کشیدن آن ناچار به دست زدن به خط قرآن باشد ، ولی چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بی احترامی به قرآن باشد باید بدون وضو فورا قرآن را آب بکشد ، و اگر در مستراح افتاده باشد به سرعت بیرون آورد و تا ممکن است از دست زدن به خطوط آن خودداری نماید .
(مسئله 382) رساندن جایی از بدن به خط قرآن در حالی که بدون وضو باشد حرام است ، ولی جلوگیری کودکان و دیوانگان از دست گذاشتن به خط قرآن در صورتی که بی احترامی به قرآن نباشد واجب نیست و رساندن بدن به ترجمه قرآن به هر زبانی باشد ، چه به زبان فارسی و یا به زبان دیگری اشکال ندارد .
(مسئله 383) نوار و سی دی که در آن قرآن ضبط شده است لازم نیست برای مس نمودن آنها وضو بگیرد ، ولو بهتر است با وضو لمس نماید .
(مسئله 384) رساندن جایی از بدن در حالی که بی وضو باشد به نام خدای متعال به هر زبانی نوشته شده باشد بنا بر احتیاط واجب حرام است ، و نیز رساندن جایی از بدن بدون داشتن وضو به نام مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها اگر بی احترامی باشد حرام است ، ولی اگر یکی از این اسامی مقدسه را در نامگذاری افراد به کار برند دست زدن بدون وضو به آنها اشکال ندارد .
(مسئله 385) انگشتر یا گردنبندی را که روی آن اسم خدا یا پیامبر صلی الله علیه و آله و یا یکی دیگر از معصومین علیهم السلام نقش بسته شده است نباید در حال جنابت یا حیض یا نفاس و یا بدون وضو لمس نمود ، ولی اگر به گونه ای باشد که بدن با آن تماس پیدا نکند اشکال ندارد .
(مسئله 386) وضو گرفتن یا غسل کردن برای نمازهای یومیه پیش از رسیدن وقت بنا بر اقوی صحیح است ، گرچه خلاف احتیاط می باشد و اگر به انگیزه با وضو بودن یا خواندن سوره ای از قرآن یا به قصد مطلوب بودن وضو شرعا وضو بگیرد ، اشکال ندارد که با آن وضو نماز بخواند گرچه با آن وضو قصد نماز خواندن نداشته است مانعی ندارد .
(مسئله 387) کسی که یقین دارد وقت داخل شده ، اگر نیت وضوی واجب کند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده ، وضوی او صحیح است .
(مسئله 388) مستحب است برای نماز میت ، زیارت امامان علیه السلام ، زیارت اهل قبور ، رفتن به مسجد ، همراه داشتن قرآن و نوشتن یا لمس کردن حاشیه ی آن و نیز
برای خوابیدن وضو گرفت ، ولو به قصد رجاء ؛ و نیز مستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد ، و اگر برای یکی از از این کارها وضو گرفت ، هرکاری را که باید با وضو انجام بگیرد می تواند به جا آورد ، مثلا می تواند با آن وضو نماز بخواند .
(مسئله 389) مستحب است که انسان همواره با وضو باشد و در مواردی زیادی بر این امر تأکید شده است گرچه اقامه دلیل بر استحباب در برخی آن موارد هم نباشد ، اما از باب تسامح در ادله سنن و رجاء ، وضو گرفتن برای آن موارد و همواره با وضو بودن شرعا مطلوب و محبوب می باشد .
چیزهایی که وضو را باطل می کند
(مسئله 390) «وضو» عبارت از شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها به نیت قربت به کمیت و کیفیتی که بیان شد می باشد ، و هفت چیز وضو را باطل می کند و نواقض وضو می باشد:
اول و دوم: بیرون آمدن ادرار و مدفوع . بنا بر احتیاط واجب ولو از طریق غیر طبیعی باشد در صورتی که عرفا خروج ادرار و مدفوع صدق کند .
سوم: خارج شدن باد از مخرج مدفوع .
چهارم: خوابی که بر اثر آن چشم نبیند و گوش نشنود ، ولی اگر فقط یکی از آنها از کار بیفتد وضو باطل نمی شود .
پنجم: چیزهایی مانند دیوانگی ، بیهوشی و مستی که عقل را از کار می اندازد .
ششم: استحاضه ، که مسائل آن بعدا توضیح داده می شود .
هفتم: چیزهایی مانند جنابت ، حیض و نفاس که باید برای آنها غسل کرد . همچنین است بنا بر احتیاط مس میت پس از سرد شدن و پیش از غسل دادن آن .
(مسئله 391) مریضی که از طریق شلنگ و امثال آن مدفوعش دفع می شود اگر باد معده اش از آن خارج شود بنا بر احتیاط واجب وضویش باطل می شود .
(مسئله 392) بادی که از محل ادرار زنان خارج شود ، وضو را باطل نمی کند .
(مسئله 393) خون ، چرک ، آب اماله و هرچیز دیگری که غیر از مدفوع از مخرج بیرون آید وضو را باطل نمی کند و همچنین بیرون آمدن آبهای پاک از مجرای ادرار مانند «مذی»: خروج رطوبت بعد از ملاعبت با حلیله . «ودی»: خروج بعد از ادرار . «وذی»: خروج بعد از امناء . وضو را باطل نمی کند به شرط انجام دادن دو قسم استبرائی که قبلا بیان شد .
(مسئله 394) اگر انسان شک کند که آیا چیزی که وضو را باطل می کند از او
سرزده یا نه ، بنا را بر این می گذارد که سر نزده است .
(مسئله 395) اگر انسان می داند که چیزی از یکی از دو مجرای او بیرون آمده ، ولی نمی داند که آیا چیزی بوده که وضو را باطل کند یا نه ، بنا را بر این می گذارد که باطل کننده وضو از او بیرون نیامده است ، مگر اینکه رطوبتی از او بیرون آید و استبراء نکرده باشد .
(مسئله 396) در وضو شستن هر یک از اعضای وضو بار اول واجب ، بار دوم جایز و بار سوم و بیشتر از آن حرام و بدعت است مگر تقیه باشد . مثلا اگر کسی در وضو دست چپش را سه بار بشوید ، علاوه بر حرمت ، وضویش نیز باطل است ، زیرا در واقع با آب تازه غیر از آب وضو مسح کرده است ، چون شستن بار سوم بدعت و از اجزای وضو به شمار نمی آید .
(مسئله 397) اگر برای شستن هر عضوی چندین بار آب بریزد مانعی ندارد و محدودیتی نیست ، آنگاه بعد از چند بار آب ریختن به نیت یک مرتبه شستن عضوی وضو را بشوید .
(مسئله 398) به هنگام وضو گرفتن چند چیز مکروه است که از آن جمله:
1_ از دیگری برای ریختن آب کمک گرفتن .
2_ وضو گرفتن با آبی که توسط آفتاب گرم شده است .
3_ وضو گرفتن با آب قلیل از ظرفی که با دست از آن آب برمی دارد ، برای کسی که به وسیله خواب ، ادرار ، غائط و یا جنابت طهارت خود را از دست داده ، برای رفع کراهت در اولی یک بار ، در دومی و سومی دو بار ، و در چهارمی سه بار دستهایش را می شوید آنگاه وضو بگیرد .
(مسئله 399) کسی که می داند وضو داشته اگر شک کند که وضویش باطل شده یا نه ، بنا را بر طهارت می گذارد و به ظن خود اعتنا نمی کند مگر اینکه حجت شرعی پیدا شود ، مثلا دو نفر شاهد عادل گواهی دهند که وضو گرفته یا وضویش را باطل کرده است .
(مسئله 400) کسی که می داند وضو نداشته ، ولی شک دارد که بعدا وضو گرفته یا نه ، بنا را بر وضو نداشتن می گذارد .
(مسئله 401) برای طواف واجب و نماز طواف ، که جزء اعمال حج و عمره می باشد با وضو بودن واجب است ، ولی برای طواف مستحبی وضو شرط نیست ، فقط برای نماز آن با طهارت بودن واجب است .
(مسئله 402) مسواک همیشه مستحب است و پیش از وضو تأکید فراوان شده است . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر حرج و سختی برای امتم نمی داشت هر آینه امر می کردم به مسواک زدن و واجب قرار می دادم که نماز را با مسواک زدن قبل از آن بخوانند .
در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که دو رکعت نماز خواندن با مسواک ثوابش برابر است با هفتاد رکعت نماز خواندن بدون مسواک .
(مسئله 403) برای مسواک بهتر از هر چیزی چوب اراک و الیاف آن است ، سپس چوب زیتون ، و پس از آن هر چوب دیگر ، و حداقل آن این است که با انگشتان خود دندانهایش را مسواک نماید .
(مسئله 404) مستحب است: 1_ هنگام وضو نام خدا را بر زبان جاری کردن 2_ دعاهای رسیده از معصومین علیه السلام را خواندن 3_ پیش از وضو سه بار با آب مضمضه کردن 4_ سپس سه بار استنشاق نمودن ؛ و همچنین باقی مستحباتی که در مسائل قبلی بیان شد هنگام وضو مراعات نماید .
احکام جبیره و مسائل آن
(مسئله 405) چوب ، پارچه و امثال آنها و باندی که با آن زخم را پانسمان می کنند و دارویی که روی زخم و شکستگی و مانند آن می گذارند ، پارچه یا چسب ، و یا پلاستیکی که به طور موقت برای جلوگیری از رسیدن آب به زخم ، روی آن می بندند در اصطلاح «جبیره» نامیده می شود . وضو یا غسل و یا تیممی که به هر علت روی این باند یا پارچه انجام گرفته وضو یا غسل و یا تیمم جبیره ای می باشد .
(مسئله 406) اگر در یکی از اعضای وضو زخم یا دُمل یا شکستگی باشد ، چنانچه روی آن باز است و آب برای آن ضرر ندارد ، باید به طور معمول وضو گرفت .
(مسئله 407) اگر زخم یا دمل در صورت یا دستها باشد و روی آن باز است و آب ریختن روی آن ضرر دارد . چنانچه روی زخم پاک است و کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد دست تر بر آن بکشد ، و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی
آن ببندد و دست تر را روی آن هم بکشد .
و اگر دست تر کشیدن بر آن ضرر دارد ، باید اطراف زخم را همان طور که در وضو گفته شد از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی
آن ببندد و دست تر روی آن بکشد ؛ و اگر بستن پارچه ممکن نیست باید اطراف زخم را بشوید و بنا بر احتیاط مستحب تیمم هم نماید .
و اگر به جای زخم یا دمل ، شکستگی در صورت یا دستها باشد ، آنچه گفته شد انجام دهد و به احتیاط واجب تیمم هم بنماید ، ولی چنانچه روی زخم نجس باشد و نمی تواند آن را آب بکشد ، احتیاط واجب آن است که دست تر روی آن بکشد و بعد دست تر را تطهیر کند و روی زخم پارچه ای ببندد و روی پارچه هم دست بکشد و تیمم هم بکند .
و اگر دست کشیدن روی آن ممکن نیست یا موجب زیاد شدن نجاست بدن می شود ، دست تر روی پارچه بکشد و تیمم هم بکند و در همه فرضهای بالا اگر شستن روی پارچه یا پلاستیک ممکن است بنا بر احتیاط واجب روی آن را بشوید و دست هم روی آن بکشد ، ولی دقت زیاد لازم نیست که حتی زیر نخها و فرو رفتگیها را بشوید .
(مسئله 408) اگر زخم یا دمل و یا شکستگی در جلوی سر یا روی پا باشد و روی آن باز است ، چنانچه به هر دلیل نتوان روی آن را مسح نمود ، باید پارچه یا پلاستیک پاکی روی آن ببندد و روی آن را با رطوبت آب وضو مسح کند ، و اگر گذاشتن یا بستن پارچه روی آن ممکن نباشد مسح لازم نیست ، ولی بنابراحتیاط واجب باید تیمم هم بنماید .
(مسئله 409) اگر روی دمل یا زخم یا شکستگی بسته باشد ، چنانچه باز کردن ممکن است و زحمت و مشقت هم نداشته باشد و آب هم برای آن ضرر ندارد ، باید روی آن را باز کند و وضو بگیرد چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد یا جلو سر و روی پاها .
(مسئله 410) اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت یا دستها باشد و بشود روی آن را باز کرد چنانچه ریختن آب روی آن ضرر دارد ، ولی کشیدن دست تر ضرر ندارد ، پس اگر ممکن باشد طوری دست تر بکشد که بگویند آن را شسته باید چنین کند و کافی است و اگر شستن صدق نمی کند احتیاط واجب آن است که دست تر روی آن بکشد و بعد پارچه پاکی روی آن ببندد و روی پارچه را هم دست تر بکشد .
(مسئله 411) اگر نمی شود روی زخم را باز کرد ولی زخم و چیزی که روی آن گذاشته پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر و مشقت هم ندارد باید آب را به روی زخم برساند و اگر نجس است چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روی زخم بدون زحمت و مشقت ممکن باشد ، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند .
و در صورتی که آب برای زخم ضرر دارد یا اینکه رساندن آب به روی زخم ممکن نیست باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است روی آن را مسح کند ،
و اگر نمی شود روی آن را دست تر کشید ، مثلا دارویی است که به دست می چسبد ، پارچه پاکی را به طوری که جزو جبیره حساب شود روی آن ببندد و دست تر روی آن بکشد ، و اگر این هم ممکن نیست احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد و تیمم هم نماید .
و اگر روی زخم بسته یا پارچه روی آن نجس است و نمی شود آن را پاک نمود ، چنانچه می شود دست تر روی آن کشید بنا بر احتیاط واجب دست تر روی آن بکشد و بعد دست تر را تطهیر کند و پارچه یا پلاستیک پاکی روی زخم ببندد و روی آن را هم دست بکشد و تیمم هم بنماید و اگر نمی شود دست تر روی آن کشید دست تر روی پارچه بکشد و تیمم هم بنماید .
(مسئله 412) اگر جبیره تمام صورت یا تمام یک دست یا تمام هر دو دست را گرفته باشد و یا بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نباشد ، باید گذشته از وضوی جبیره بنا بر احتیاط واجب تیمم هم بنماید ، ولی اگر بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن باشد باید جبیره را بردارد ، پس اگر زخم در صورت و دستهاست اطراف آن را بشوید و اگر در سر یا روی پاهاست اطراف آن را مسح کند ، و برای جای زخم به دستور اعمال جبیره عمل نماید .
(مسئله 413) اگر جبیره تمام اعضای وضو را گرفته باشد باید تیمم بنماید و بنا بر احتیاط مستحب وضوی جبیره ای هم بگیرد .
(مسئله 414) کسی که در کف دست و انگشتها جبیره دارد و در موقع وضو دست تر روی آن کشیده است باید سر و پا را با همان رطوبت مسح کند .
(مسئله 415) اگر جبیره تمام پهنای روی پا را گرفته ولی مقداری از طرف انگشتان و مقداری از طرف بالای پا باز است ، باید جاهایی که باز است روی پا ، و جاهایی که جبیره است روی جبیره را مسح کند .
(مسئله 416) اگر در صورت یا دستها چند جبیره باشد باید بین آنها را بشوید ، و اگر جبیره ها در سر یا روی پاها باشد باید بین آنها را مسح کند و در جاهایی که جبیره است باید به دستور جبیره عمل نماید .
(مسئله 417) اگر در جای وضو زخم یا جراحت و یا شکستگی نیست ، ولی به جهت دیگری آب برای تمام دست و صورت ضرر دارد باید تیمم کند ، و احتیاط مستحب آن است که وضوی جبیره ای هم بگیرد ، و اگر برای مقداری از دست و صورت ضرر دارد ، اطراف آن را بشوید و پارچه ای روی آن ببندد و دست تر بر آن بکشد و به احتیاط واجب تیمم هم بکند .
(مسئله 418) اگر در جای وضو یا غسل چیزی چسبیده که برداشتن آن ممکن نباشد یا به اندازه ای دشوار است که نمی توان تحمل کرد باید به دستور جبیره عمل نماید و بنا بر احتیاط مستحب تیمم هم انجام دهد .
(مسئله 419) کسی که وظیفه اش تیمم است اگر در بعضی از جاهای تیمم او زخم یا دمل و یا شکستگی باشد ، باید مثل وضوی جبیره ای تیمم جبیره ای کند .
احکام غسل جبیره ای
(مسئله 420) احکام غسل جبیره ای نیز همانند احکام وضوی جبیره ای است ، ولی باید آن را ترتیبی به جا آورند ، و اگر ارتماسی انجام دهند صحت آن محل اشکال است .
(مسئله 421) اگر برای مرضی که در چشم اوست روی چشم خود را بچسباند ، باید وضو و غسل را جبیره ای انجام دهد ، و احتیاط واجب آن است که تیمم هم بنماید .
(مسئله 422) در هر موردی که انسان نمی داند وظیفه اش تیمم است و یا وضوی جبیره ای ، بنا بر احتیاط واجب باید هر دو را به جا آورد ، یعنی هم تیمم و هم وضو و یا غسل جبیره ای انجام دهد تا به تحقیق و پرسش وظیفه اش مشخص شود .
(مسئله 423) کسی که وظیفه اش وضو یا تیمم و یا غسل جبیره ای است ، چنانچه بداند تا پایان وقت عذرش برطرف نمی شود ، می تواند در اول وقت نماز بخواند ، ولی اگر امید دارد تا پایان وقت عذرش برطرف می شود احتیاط واجب آن است که صبر کند و اگر عذر او برطرف نشد ، در آخر وقت نماز را با وضو یا غسل یا تیمم جبیره ای به جا آورد .
(مسئله 424) نمازهایی را که انسان با وضو یا غسل جبیره ای خوانده است ، اگر عذر او در وقت نماز برطرف شود احتیاطا دوباره بخواند ، و اگر وقت سپری شده است نمازی که خوانده صحیح است و به احتیاط واجب برای نمازهای بعد وضو بگیرد و یا غسل کند .
(مسئله 425) کسی که با وضوی جبیره ای نماز خوانده ، اگر در اثنای وقت عذرش برطرف شد کشف می کند از اینکه وضویش صحیح نبوده و اعمالی که با آن وضو انجام داده باطل بوده است ، باید آن را اعاده نماید .
