حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام ارث

قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالی: لِّلّرِجَالِ نَصِیبُ مِمَّا
تَرَکَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسُاءِ نَصِیبُ مِمَّا
تَرَکَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ أَکَثُرَ نَصِیباً مَّفْرُوضاً .
النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَ أُوْلُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللهِ .

(مسئله 3268) اسباب و موجبات ارث سه چیز است:
1_ «خویشاوندی نَسَبی» که خود به سه دسته تقسیم می شود و تفصیل آن در مسئله 3274 بیان شده است .
2_ «خویشاوندی سَبَبی» یعنی «زوجیت» که به وسیلة آن زن و شوهر دائم از یکدیگر ارث می برند .
3_ «ولاء» به وسیلة آن کسی که بر دیگری یک نحو ولایت دارد _ در صورت نبودن خویشاوندان نسبی _ از او ارث می برد ؛ و آن بر سه قسم است:
الف: «ولاء عتق» که به واسطة آن مولی از بندة خود که او را آزادکرده ارث می برد ؛ به شرط آن که آن بنده خویشاوند نسبی نداشته باشد .
ب: «ضمان جریره» انسان با کسی قرار می گذارد در زندگی کمک انسان و ضامن جنایات او باشد و در عوض از او ارث ببرد .
ج: «امامت» که به واسطة آن امام مسلمین از کسی که هیچ وارث ندارد ارث می برد .
لازم به ذکر است که موضوع عتق در این زمان منتفی شده است و ضمان جریره نیز متعارف نیست .

(مسئله 3269) چیزهایی که به طور کلی مانع ارث بردن انسان می شود عبارت است از:
1_ «بنده بودن» ؛ پس بنده هر چند فرزند یا پدر میت باشد از او ارث نمی برد .
2_ «کفر» ، پس کافر از مسلمان ارث نمی برد .
3_ «قتل عمد»؛ پس اگر کسی به ناحق و عمداً دیگری را کشته باشد از او ارث نمی برد .

(مسئله 3270) مسلمان از کافر ارث می برد ؛ ولی کافر _ هر چند پدر یا پسر میت باشد _ از مسلمان ارث نمی برد ؛ خواه کافر اصلی باشد یا مرتد . بنابراین اگر مسلمانی هم وارث مسلمان و هم وارث غیر مسلمان داشته باشد همة دارایی او به وارث مسلمان می رسد ، هر چند وارث مسلمان جزو دستة دوم یا سوم باشد ؛ و اگر مسلمان هیچ وارث مسلمانی ندارد ارث او مال امام مسلمین است که در زمان غیبت
به دست فقیه جامع الشرایط می رسد .

(مسئله 3271) اگر کافر بمیرد و وارث مسلمان داشته باشد همة ارث او به وارث مسلمان می رسد ، هر چند جزو دستة دوم یا سوم باشد ؛ ولی اگر وارث مسلمانی نداشته باشد ارث او به وارث کافر می رسد . لکن کافر مرتد در این جهت حکم مسلمان را دارد که ارث او به وارث کافر نمی رسد ؛ بلکه اگر وارث مسلمان نداشته باشد ارث او مال امام مسلمین است .

(مسئله 3272) اگر کسی یکی از خویشاوندان خود را عمداً و به ناحق بکشد از ارث او محروم می شود . ولی اگر از روی خطا یا به صورت شبه عمد باشد از او ارث می برد ؛ هر چند ارث بردن او از دیة قتل محل اشکال است و بنا بر احتیاط با ورثة دیگر مصالحه کند .

(مسئله 3273) قاتل گرچه خود ارث نمی برد ولی مانع ارث بردن دیگران نمی شود ؛ بنابراین اگر به عنوان مثال فرزندی پدر خود را عمداً و یا ناحق بکشد و میت فرزند دیگری نداشته باشد ، هر چند خود قاتل ارث نمی برد ولی فرزندان او ارث می برند ؛ و اگر کسی از طبقة اول وجود ندارد طبقة دوم ارث می برند ؛ و اگر طبقة دوم هم وجود ندارد طبقة سوم ارث می برند .

(مسئله 3274) کسانی که به واسطة خویشاوندی نسبی ارث می برند سه طبقه اند:
طبقة اول: پدر و مادر و اولاد میت ؛ و با نبودن اولاد ، اولادِ اولاد هر چه پایین روند ، هرکدام به میت نزدیکتر است ارث می برد ؛ و تا یک نفر از این طبقه هست طبقه دوم ارث نمی برند .
طبقة دوم: پدر بزرگ و مادر بزرگ هر چه بالا روند _ پدری باشند یا مادری _ و برادر و خواهر میت ؛ و با نبودن خواهر و برادر ، اولاد آنان هر چه پایین روند ، هرکدام به میت نزدیکتر است ؛ و تا یک نفر از این دسته هست طبقه سوم ارث نمی برند .
طبقة سوم: عمو ، عمه ، دایی و خاله هرچه بالا روند و اولاد آنان هر چه پایین روند ؛ و تا هنگامی که یک نفر از عموها و عمه ها و دایی ها و خاله های میت زنده باشد اولاد آنان ارث نمی برند . ولی اگر میت فقط عموی پدری و پسرعموی پدر و مادری داشته باشد و به جز اینها وارث دیگری نداشته باشد ، ارث او به پسر عموی پدر و مادری می رسد و عموی پدری ارث نمی برد .

(مسئله 3275) زن و شوهر از یکدیگر ارث می برند ، و با هر سه طبقه و همچنین با اقسام ولاء همراه می باشند که احکام آن خواهد آمد .