حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

حضرت آیت الله محمد باقر موحدی نجفی

مرجع تقلید شیعه

احکام وکالت

«وکالت» آن است که انسان کاری را که می تواند در آن دخالت کند و لازم نیست خودش انجام دهد به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد ؛ به طور مثال کسی را وکیل کند تا منزل او را بفروشد یا زنی را برای او عقد کند و یا در دادگاه از طرف اوطرح دعوی را دفاع نماید .

(مسئله 2474) اگر انسان کسی را که در شهر دیگری است وکیل نماید و برای او وکالتنامه بفرستد و او قبول کند ، اگر چه وکالتنامه بعد از مدتی برسد ، وکالت صحیح است .

(مسئله 2475) اگر وکیل را عزل کند ، یعنی از کار برکنار نماید ، بعد از آن که خبر عزل او برسد ، نمی تواند آن کار را انجام دهد ، ولی اگر پیش از رسیدن خبر عزل آن کار را انجام داده باشد صحیح است .

(مسئله 2476) سفیه یا ورشکسته ای که توسط حاکم شرع از تصرف در اموال خود منع شده _ چون حق تصرف در اموال خود را ندارد _ نمی تواند برای تصرف در اموال خود وکیل بگیرد .

(مسئله 2477) وکالت تنها در مواردی صحیح است که شرعاً مباشرت شخص در آن شرط نباشد ؛ پس در مواردی _ همچون قسم خوردن و شهادت دادن نزد حاکم شرع و عبادات بدنی مثل نماز و روزه _ که مباشرت شرط می باشد وکیل گرفتن صحیح نیست ؛ اما در عبادات مالی مثل پرداخت زکات و خمس وکالت مانعی ندارد .

(مسئله 2478) در وکالت خواندن صیغة عربی شرط نیست ؛ بلکه اگر انسان به دیگری بفهماند که او را وکیل کرده و او هم بفهماند که قبول نموده _ مثلاً مال خود را به کسی بدهد که برای او بفروشد و او هم آن مال را بگیرد _ وکالت صحیح است .

(مسئله 2479) اگر اصل وکالتِ وکیل را به شرطی معلق نمایند صحیح نیست ؛ ولی اگر وکالت معلق نباشد و مورد وکالت را مشروط به شرطی نمایند اشکال ندارد .

(مسئله 2480) موکِّل _ یعنی کسی که دیگری را وکیل می کند _ و نیز کسی که وکیل
می شود باید بالغ و عاقل باشند و از روی قصد و اختیار اقدام کنند ؛ ولی بچه ای که خوب و بد را تشخیص می دهد اگر فقط در خواندن صیغه وکیل شود و آن را با توجه به معنا و شرایطش بخواند صیغه ای که خوانده صحیح است .

(مسئله 2481) وکیل شدن شخص سفیه و ورشکسته مانعی ندارد .

(مسئله 2482) کاری را که انسان نمی تواند انجام دهد یا شرعاً نباید انجام دهد ، نمی تواند برای انجام آن از طرف دیگری وکیل شود ؛ مثلاً کسی که در احرام حج است چون نباید صیغة عقد زناشویی را بخواند ، نمی تواند برای خواندن صیغه از طرف دیگری وکیل شود .

(مسئله 2483) اگر انسان کسی را برای انجام تمام کارهای خودش وکیل کند صحیح است ؛ ولی اگر برای یکی از کارهای خود وکیل نماید و کار خاصی را در نظر گرفته باشد باید آن را معین کند ؛ وگرنه وکالت صحیح نیست .

(مسئله 2484) وکالت برای دفاع از متهم در دادگاه اشکال ندارد . ولی چنانچه وکیل یقین به محق نبودن شخص متهم از نظر شرعی داشته باشد وکالت برای دفاع از او جایز نیست ؛ مگر این که به نحوی به حقوق او تجاوز شده باشد که در این صورت دفاع از حقوق مشروع او اشکال ندارد ؛ بلکه در بعضی موارد واجب می باشد .

(مسئله 2485) وکالت در آباد کردن زمینهای موات ، صید کردن ماهیها و به طور کلی در به دست آوردن چیزهای مباح صحیح است ؛ و آنچه را که وکیل به قصد موکل خود آباد یا صید می کند و یا به دست می آورد ملک موکل می باشد .

(مسئله 2486) کافر می تواند از طرف مسلمان وکیل شود ؛ چنانکه مسلمان نیز می تواند وکیل کافر شود .

(مسئله 2487) وکالت عقد جایز است و هر یک از دو طرف می تواند آن را به هم بزند . مگر این که در ضمن عقد لازمی به هم نزدن آن شرط شده باشد ؛ مثلاً در ضمن عقد ازدواج شرط کنند که زن تا پنجاه سال از طرف شوهر وکیل باشد که هرگاه شوهر دو ماه به او خرجی ندهد یا مسافرت طولانی نماید خود را طلاق دهد و شرط کنند که شوهر او را عزل نکند ، که در این صورت این وکالت تا پنجاه سال پا برجاست و شوهر نمی تواند آن را به هم بزند .

(مسئله 2488) در مواردی که می توان وکالت را به هم زد اگر موکل وکیل خود را برکنار نماید ، بعد از آن که خبر به او رسید نمی تواند آن کار را انجام دهد ؛ ولی اگر پیش از رسیدن خبر آن کار را انجام داده باشد صحیح است .

(مسئله 2489) وکیل می تواند از وکالت کناره گیری کند ؛ و اگر موکل غایب هم باشد اشکال ندارد .

(مسئله 2490) وکیل نمی تواند کاری را که برای آن وکیل شده به دیگری بسپارد ؛ مگر این که موکل به او اجازة وکیل گرفتن را داده باشد ، که در این صورت به هرگونه که به او اجازه داده می تواند رفتار نماید . همچنین است اگر از ظاهر امر مشخص باشد که اجازة وکیل گرفتن را داده است ؛ مثلاً کار به گونه ای باشد که معلوم است خود وکیل به تنهایی نمی تواند انجام دهد . و چنانچه موکل گفته باشد که برای من وکیل بگیر ، باید از طرف او وکیل بگیرد و نمی تواند کسی را از طرف خودش وکیل نماید .

(مسئله 2491) اگر وکیل با اجازه موکل فرد دیگری را از طرف او وکیل کند وکیل نمی تواند او را برکنار نماید ؛ و اگر وکیل اول بمیرد یا برکنار شود وکالت وکیل دوم باطل نمی شود . ولی اگر وکیل با اجازة موکل فرد دیگری را از طرف خودش وکیل کند ، هم موکل و هم وکیل اول می توانند وکیل دوم را برکنار نمایند ؛ و اگر وکیل اول بمیرد یا برکنار شود وکالت وکیل دوم باطل می شود .

(مسئله 2492) اگر شخصی چند نفر را برای انجام کاری وکیل کند یکی از سه صورت را دارد:
1_ اگر به آنها اجازه دهد که هرکدام به تنهایی در آن کار اقدام کند ، هرکدام از آنان می تواند آن کار را انجام دهد ؛ و چنانچه یکی از آنان بمیرد یا برکنار شود وکالت دیگران باطل نمی شود .
2_ اگر به آنان گفته باشد که با هم انجام دهند ، نمی توانند به تنهایی اقدام نمایند ؛ و
چنانچه یکی از آنان بمیرد یا برکنار شود وکالت دیگران هم باطل می شود .
3_ اگر نگفته باشد که با هم یا به تنهایی انجام دهند و از ظاهر حرف او هم مشخص نباشد ، در این صورت نیز نمی توانند به تنهایی اقدام کنند .

(مسئله 2493) هرگاه وکیل یا موکل بمیرد یا دیوانة همیشگی شود وکالت باطل می شود ؛ و اگر گاهی دیوانه یا بیهوش شود بنا بر احتیاط نباید به معامله ای که وکیل انجام می دهد ترتیب اثر دهد .

(مسئله 2494) اگر چیزی که برای تصرف در آن وکیل شده یا موضوع و مورد وکالت از بین برود وکالت باطل می شود .

(مسئله 2495) اگر موکل برای کاری که وکیل انجام می دهد چیزی قرار دهد ، پس از انجام آن کار باید به قرار خود عمل نماید .

(مسئله 2496) اگر وکیل در نگهداری اموالی که در اختیار اوست کوتاهی کند یا در غیر آن مقداری که به او اجازه داده اند تصرف کند و اموال تلف شود ضامن است و باید جبران نماید ؛ ولی اگر کوتاهی نکند و در غیر از مقداری که اجازه دارد تصرف نکند و به طور اتفاق آن مال از بین برود ضامن نمی باشد .

(مسئله 2497) اگر دو نفر در اصل وکالت اختلاف پیدا کنند ، ادعای کسی که منکر آن است با قسم مقدم می باشد ؛ و اگر در ضایع شدن مال مورد وکالت یا در کوتاهی وکیل در حفظ آن اختلاف نمایند ، ادعای وکیل با قسم مقدم است .